🎞نقد فیلم و سریال🎞
۳ فیلمی که تا قیام قیامت سرش بحث خواهد بود و هر ۳ زیرمتنهای سنگین دارن سرگیجه مهر هفتم همشهری کین این ۳ فیلم تا ابد تنور بحثشون داغ خواهد بود😂 @NaghdeFilmoSerial
فیلم انگل هم زیرمتن توش زیاد بود برای شاید یک دلیل اینکه اینقدر بهش توجه شد همین بود.
@NaghdeFilmoSerial
@NaghdeFilmoSerial
ریچارد جول
فیلم بدیه انگار یک فیلم مستند داریم میبنیم. فیلم دغدغه کشف واقعیت رو نداره نه خلق یک داستان دراماتیک
حتی رابطه ریچارد با مادرش خیلی کاریکاتوریه. همینطور رابطه ریچار با وکیلش اصلا خوب نیست . خود ریچارد جول هم بازیش خوب نیست.
فیلم به خودش زحمت نداده از موسیقی متن بهره ببره برای .
فیلم بسیار بدیه.
@NaghdeFilmoSerial
فیلم بدیه انگار یک فیلم مستند داریم میبنیم. فیلم دغدغه کشف واقعیت رو نداره نه خلق یک داستان دراماتیک
حتی رابطه ریچارد با مادرش خیلی کاریکاتوریه. همینطور رابطه ریچار با وکیلش اصلا خوب نیست . خود ریچارد جول هم بازیش خوب نیست.
فیلم به خودش زحمت نداده از موسیقی متن بهره ببره برای .
فیلم بسیار بدیه.
@NaghdeFilmoSerial
👎6
👎1🔥1
🎞نقد فیلم و سریال🎞 pinned «این فیلم Talk to me دانلود شد. ببینیم چه کرده 😃 امیدسلیمی @NaghdeFilmoSerial»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی از تکنیک حرف میزنیم منظور این نیست که یه کارگردان بره صرفا زوم و دالی زوم انواع کات و ... رو یاد بگیره. اینکه تو ۵ دقیقه میشه یاد گرفت
منظور اینه که بتونه از این تکنیکها درست استفاده کنه . درست استفاده کنه یعنی چی ؟
یعنی بدونه کجا باید زوم کنه کجا پن کجا دالی زوم و...
هیچکاک وقتی زوم میکنه که چیزی نظر کاراکتر رو به خودش جلب کنه
دعوت میکنم بخشی از سرگیجه رو ببینیم
یچی رو دقت کنیم این نماها pov نیست. اصلا تو پی او وی نمیشه زوم کرد. مگر شخصیت توهم سنگین زده باشه.
توی روانی هم وقتی هیچکاک زوم میکنه رو پاکت پول . چون پول دختر رو وسوسه کرده و توجهش رو جلب کرده
@NaghdeFilmoSerial
منظور اینه که بتونه از این تکنیکها درست استفاده کنه . درست استفاده کنه یعنی چی ؟
یعنی بدونه کجا باید زوم کنه کجا پن کجا دالی زوم و...
هیچکاک وقتی زوم میکنه که چیزی نظر کاراکتر رو به خودش جلب کنه
دعوت میکنم بخشی از سرگیجه رو ببینیم
یچی رو دقت کنیم این نماها pov نیست. اصلا تو پی او وی نمیشه زوم کرد. مگر شخصیت توهم سنگین زده باشه.
توی روانی هم وقتی هیچکاک زوم میکنه رو پاکت پول . چون پول دختر رو وسوسه کرده و توجهش رو جلب کرده
@NaghdeFilmoSerial
🤯2
🎞نقد فیلم و سریال🎞
وقتی از تکنیک حرف میزنیم منظور این نیست که یه کارگردان بره صرفا زوم و دالی زوم انواع کات و ... رو یاد بگیره. اینکه تو ۵ دقیقه میشه یاد گرفت منظور اینه که بتونه از این تکنیکها درست استفاده کنه . درست استفاده کنه یعنی چی ؟ یعنی بدونه کجا باید زوم کنه کجا پن…
اون بخش از فیلم هم که هیچکاک تو pov از دالی زوم استفاده میکنه درسته. چون اسکاتی حالش بد میشه و فشارش میفته و حالت سرگیجه بهش دست میده
در حالت عادی نمیشه تو pov زوم یا دالی زوم استفاده کرد
@NaghdeFilmoSerial
در حالت عادی نمیشه تو pov زوم یا دالی زوم استفاده کرد
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
وقتی از تکنیک حرف میزنیم منظور این نیست که یه کارگردان بره صرفا زوم و دالی زوم انواع کات و ... رو یاد بگیره. اینکه تو ۵ دقیقه میشه یاد گرفت منظور اینه که بتونه از این تکنیکها درست استفاده کنه . درست استفاده کنه یعنی چی ؟ یعنی بدونه کجا باید زوم کنه کجا پن…
حالا دوستان میگن pov هست.
حالا بحث pov بمانه برای بعد
ولی زوم هیچکاکی وقتی اتفاق میفته چیزی توجه شخصیت رو جلب کنه منطق زوم هیچکاکی اینه
@NaghdeFilmoSerial
حالا بحث pov بمانه برای بعد
ولی زوم هیچکاکی وقتی اتفاق میفته چیزی توجه شخصیت رو جلب کنه منطق زوم هیچکاکی اینه
@NaghdeFilmoSerial
Carrie
تماشای مجدد کَری (دیپالما) به هیچ وجه خالی از لطف نبود. اگرچه اثر مذکور ساخته دهه هفتاد میلادی بوده(دههای که با جنگیر، مردحصیری، ساسپیریا و... طرفداران ژانر وحشت را سیراب نمود) و ممکن است گمان کنید در بحث اجرا و جلوههای تصویری، توی ذوق میزند اما ابدا چنین نیست و برخی از مهمترین مقاطعاش همچنان تماشایی جلوه میکنند.
از جمله نمای مربوط به رقصِ دونفره کَری و پارتنرش که دوربین در لوانگل به سرعت دور آنها میچرخد یا میزانسن مربوط به قبل از حضور کَری در مراسم(مرحله سختِ راضی نمودن مادر) که با تابلوی شام آخر مسیح در پسزمینه و صدای رعد و برق همراه میشود و یا بهره گیری از تکنیک سوپرایمپوز در نقطه اوج داستان و درست در جایی که جایگاه کَری به خطر افتاده و از لحاظ روحی در تنگنای شدیدی قرار میگیرد و یا تقسیمِ برخی نماها به دو یا سه قسمت و نمایش همزمان عذابی که بر سر میهمانها وارد میشود و...
اقتباس تماشایی دیپالما از رمان استیونکینگ در ابتدا همچون آثار تینیجری عادی آغاز کرده و به مرور تغییر فاز داده و عنصر وحشت را به رگهای اثر تزریق میکند. اگرچه در شخصیت پردازی به غیر از کَری ، سایرین در حد همان تیپهای آشنا باقی میمانند (تیپِ دانشآموزهای حسود و قلدر، معلم مهربان و سمپاتیک و مادری دیکتاتور و خشن) و برخی سکانسها همچون نمایش تنبیه دانشآموزها یا مراجعه آنها به فروشگاه لباس فروشی، توجیه آنچنانی نداشته و گویی صرفا آمدهاند تا از بارِ وحشت اثر بکاهند ، اما در مجموع اثر مذکور را همچنان جذاب و تماشایی میدانم .
امتیاز: 7.5 از 10
امیدسلیمی
#یادداشت
@NaghdeFilmoSerial
تماشای مجدد کَری (دیپالما) به هیچ وجه خالی از لطف نبود. اگرچه اثر مذکور ساخته دهه هفتاد میلادی بوده(دههای که با جنگیر، مردحصیری، ساسپیریا و... طرفداران ژانر وحشت را سیراب نمود) و ممکن است گمان کنید در بحث اجرا و جلوههای تصویری، توی ذوق میزند اما ابدا چنین نیست و برخی از مهمترین مقاطعاش همچنان تماشایی جلوه میکنند.
از جمله نمای مربوط به رقصِ دونفره کَری و پارتنرش که دوربین در لوانگل به سرعت دور آنها میچرخد یا میزانسن مربوط به قبل از حضور کَری در مراسم(مرحله سختِ راضی نمودن مادر) که با تابلوی شام آخر مسیح در پسزمینه و صدای رعد و برق همراه میشود و یا بهره گیری از تکنیک سوپرایمپوز در نقطه اوج داستان و درست در جایی که جایگاه کَری به خطر افتاده و از لحاظ روحی در تنگنای شدیدی قرار میگیرد و یا تقسیمِ برخی نماها به دو یا سه قسمت و نمایش همزمان عذابی که بر سر میهمانها وارد میشود و...
اقتباس تماشایی دیپالما از رمان استیونکینگ در ابتدا همچون آثار تینیجری عادی آغاز کرده و به مرور تغییر فاز داده و عنصر وحشت را به رگهای اثر تزریق میکند. اگرچه در شخصیت پردازی به غیر از کَری ، سایرین در حد همان تیپهای آشنا باقی میمانند (تیپِ دانشآموزهای حسود و قلدر، معلم مهربان و سمپاتیک و مادری دیکتاتور و خشن) و برخی سکانسها همچون نمایش تنبیه دانشآموزها یا مراجعه آنها به فروشگاه لباس فروشی، توجیه آنچنانی نداشته و گویی صرفا آمدهاند تا از بارِ وحشت اثر بکاهند ، اما در مجموع اثر مذکور را همچنان جذاب و تماشایی میدانم .
امتیاز: 7.5 از 10
امیدسلیمی
#یادداشت
@NaghdeFilmoSerial
❤4
🎞نقد فیلم و سریال🎞
اون بخش از فیلم هم که هیچکاک تو pov از دالی زوم استفاده میکنه درسته. چون اسکاتی حالش بد میشه و فشارش میفته و حالت سرگیجه بهش دست میده در حالت عادی نمیشه تو pov زوم یا دالی زوم استفاده کرد @NaghdeFilmoSerial
خب باید حرفم رو اصلاح کنم
اون نماها pov هست. منتها هیچکاک برای تاکید رو چیزی که توجه اسکاتی رو جلب کرده زوم میکنه رو دسته گل و مدل موش
درواقع این دوربینه اینکار رو میکنه نه چشم اسکاتی
و اون چه که میبینیم بخشی از pov اسکاتی میشه دیگه نه همش
درواقع اون زوم کار کارگردان هست نه چشم اسکاتی
چشم اسکاتی که میکروسکوپ نیست زوم کنه😂😂😂
@NaghdeFilmoSerial
اون نماها pov هست. منتها هیچکاک برای تاکید رو چیزی که توجه اسکاتی رو جلب کرده زوم میکنه رو دسته گل و مدل موش
درواقع این دوربینه اینکار رو میکنه نه چشم اسکاتی
و اون چه که میبینیم بخشی از pov اسکاتی میشه دیگه نه همش
درواقع اون زوم کار کارگردان هست نه چشم اسکاتی
چشم اسکاتی که میکروسکوپ نیست زوم کنه😂😂😂
@NaghdeFilmoSerial
🤯3
🎞نقد فیلم و سریال🎞
Ode to my father 2014 مرثیه ای برای پدرم یکبار دیگه دیدمش. بنظرم با اختلاف بهترین فیلم تاریخ سینمای کرس. این فیلم ۴ امین فیلم پرفروش تاریخ سینمای کرس. دوربین و تکنیک بینظیری داره. یکی از بهترین فیلمهای تاریخ سینما روزی نقد مفصلی ازش مینویسم ۱۰/۱۰ @…
یه نکته ای هم باید بگم این فیلم یجاش رو دوست نداشتم اونم اونجا که پسر خوانواده خواهرش رو پیدا میکنه خیلی سانتی مانتال و احساسیه. یخورده زیادیه حجم احساسات. ادم رو به گریه میندازه
کلیت فیلم عالیه ولی خب اون قسمت رو دوست نداشتم.
@NaghdeFilmoSerial
کلیت فیلم عالیه ولی خب اون قسمت رو دوست نداشتم.
@NaghdeFilmoSerial
در مورد ریچاردجولها :
سینما جایی برای نمایش و کشف حقیقت نیست. سینما جایی برای خلق شخصیت و یک داستان دراماتیکه.
اگر کارگردانی دغدغه کشف حقیقت ماجرا رو داره بهتره فیلم مستند بسازه
@NaghdeFilmoSerial
سینما جایی برای نمایش و کشف حقیقت نیست. سینما جایی برای خلق شخصیت و یک داستان دراماتیکه.
اگر کارگردانی دغدغه کشف حقیقت ماجرا رو داره بهتره فیلم مستند بسازه
@NaghdeFilmoSerial
👎4👍1
Hillary's America: The Secret History of the Democratic Party 2016
این مستند در سال ۲۰۱۶ ساخته شد. و تبدیل شد به پربیننده ترین مستند سال آمریکا و ترکوند حسابی
تم این فیلم کشف حقیقت ماجراست و بدرستی مستند ساخته نه یک فیلم سینمایی
و مستندی که ساخت تبدیل به دومین مستند پرفروش سیاسی تاریخ امریکا شد.
و نتیجه انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا رو تغییر داد.
این تم و موضوع قابلیت سینما شدن نداره باید حتما مستند ساخته بشه
@NaghdeFilmoSerial
این مستند در سال ۲۰۱۶ ساخته شد. و تبدیل شد به پربیننده ترین مستند سال آمریکا و ترکوند حسابی
تم این فیلم کشف حقیقت ماجراست و بدرستی مستند ساخته نه یک فیلم سینمایی
و مستندی که ساخت تبدیل به دومین مستند پرفروش سیاسی تاریخ امریکا شد.
و نتیجه انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا رو تغییر داد.
این تم و موضوع قابلیت سینما شدن نداره باید حتما مستند ساخته بشه
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
در مورد ریچاردجولها : سینما جایی برای نمایش و کشف حقیقت نیست. سینما جایی برای خلق شخصیت و یک داستان دراماتیکه. اگر کارگردانی دغدغه کشف حقیقت ماجرا رو داره بهتره فیلم مستند بسازه @NaghdeFilmoSerial
و شخصا برای من همیشه فیلمهای سینمایی بیوگرافی و فیلمهایی مثل ریچارد جول کسل کننده بودن
@NaghdeFilmoSerial
@NaghdeFilmoSerial
👎4
نگاهی به سه کام حبس:
این مسئله که در میان تعداد زیادی از آثار داستانکمحور یا بدون داستان، شاهدِ فیلمی با یک خطِ داستانی پررنگ و ملتهب باشیم، به طبع برای مخاطب جذاب خواهد بود . پرداختن به مواردی همچون مشکلات مالی ، اعتیاد و فروش مواد مخدر و البته حضورِ زوج شناخته شدهای همچون محسنتنابنده و پرینازایزدیار را نیز اضافه کرده تا سه کام حبس در ظاهر مشکلی برای خلق اثری جذاب و تماشایی نداشته باشد.
اما اثر مذکور را در مجموع قوی و ماندگار نمیدانم. چرا که هم در بخشهای مختلفی از داستانگویی از آن چفت و بست مناسب برخوردار نیست و هم گاها در شخصیتپردازی لنگ زده و مهمتر اینکه بشدت سعی در آزار دادن مخاطب دارد.
روایت در تلاش است تا بشکلی کلاسیک و سهپردهای مخاطب را همراه کند. پس در دقایق ابتدایی، مختصاتی از زندگی این زوج داده و البته با کدهایی همچون سیگارکشیدنِ پنهانی ایزدیار، گرفتن چاه آشپزخانه و عرقکردن و عصبی شدنهای پیاپی تنابنده، در پی این است تا آیندهای ملتهب و شوم را نوید دهد. طبق انتظار با حادثهای محرک (تصادف تنابنده) وضعیتِ تعادل را برهم زده و اینجاست که پای کشمکش با پلیس و پرستار معتاد و قاچاقچیها و... به میان آمده و با نیاز مالی و بحث عمل جراحی و پادرهوا ماندنِ مخدرها، گرهافکنی رخ میدهد و .... تا برسیم به نقطه اوج ماجرا و پایان روایت.
مشکلات اثر از همین آغازِ بخش داستانگویی خود را به رخ مخاطب میکشند.بعنوان مثال: حضور پلیس که در ابتدای ماجرا آنقدر پررنگ است ، چرا ناگهان حذف شده و تا آخر نشانی از آنها نمیبینیم؟
مگر نه اینکه بعد از تصادف کلی پلیس جلوی منزل آنها صف میکشند و گویی برای دستگیری آلکاپون اقداممیکنند؟ پس چرا در ادامه و مثلا در بیمارستان هیچ پلیس یا حتی سربازی نیست که تنابنده و تحرکاتش را زیر نظر داشته باشد؟ (حتی با وجود مشکوک بودن مسئله تصادف و گریختن تنابنده از آمبولانس(طبق ادعای خودش)، به خودشان زحمت ندادهاند تا پراید وی را جستجو کرده و احیانا آنهمه جاساز را پیدا کنند). ایزدیار بارها به ملاقاتش رفته و نقشههایی را هماهنگ میکنند بدون اینکه پلیس برایشان مزاحمتی ایجاد کند!
اصلا خود ایزدیار بعنوان زنی بیگناه و از همهجا بیخبر چرا همچون مجرمان حرفهای از دست پلیس میگریزد؟ اگر قرار بوده نقش پلیس پس از این سکانس، حذف شود پس آن فرار و ... چگونه توجیه میشود؟ صرفا برای خلق التهابی پوشالی؟
یا در ادامه چگونه آن تنابنده بیحال که نمیتواند چهار قدم را درست راه برود، بدون دیده شدن از بیمارستان میگریزد؟
در بحث شخصیتپردازی به ایزدیار نگاه کنید که تناقضهایش برای ما باز نمیشوند: همزمان هم پوشش چادر دارد و جلسه قرآن میرود و هم تتو داشته(سیگار کشیدن پنهانی زا نیز اضافه کنید) و هم نمیفهمیم چرا با وجود اصرارهای شوهر، آن شال را حتی در تخت هم از سر بر نمیدارد!
اگر هم نیت فیلمنامه نویس آن بوده تا او را فردی نشان دهد که بنا بر موقعیتهای مختلف، توان تغییر را دارد نیز، تیرش به خطا رفته است. چرا که برای زنی عادی که تاکنون بویی از خلاف و مالِ حرام نبرده ، میبایست کشمکش درونی ملموسی خلق میشد تا از پس آن کشمکش، به تغییرات وی (کنار گذاشتن چادر و تلاش برای باز کردن گره از کارِ شوهر) واقف شویم. اینکه چنین زنی بسرعت وارد بازی شوهر شده و در تلاش است تا گندکاریهای وی را پاک کند ، برای چنین شخصیتی قابل باور نیست.
به علاوه اینکه فیلمسازان ما سالهاست به این نتیجه رسیدهاند که هرچه آزاردهندهتر ، بهتر!
پس به همین علت با وجود اینکه میشد در چند مقطع (از جمله تقابل ایزدیار با دخترانِ معتاد زورگیر و تقابل پایانی با قاچاقچیهای متجاوز) نقش آن نوزاد معصوم را حذف کرد (با سپردنش به همان خانم همسایه) و به طبع کمتر موجب آزار مخاطب شد، از این امر سرباز میزند و بشکل عجیبی اصرار دارد تا نوزاد را در تمام موقعیتهای ملتهب دخیل کرده و با گریههای پیاپیاش، غلظت را بالا ببرد. گویی بدون حضور او ، مخاطب به قدرِ کافی عصبی نشده و از حوادث تاثیر نمیگیرد!
به این موارد آن دیالوگهای شعاری در ابتدای روایت مبنی بر بالا کشیدن قیمت دلار و ماشین و رشوهگیر بودن پلیس (با اکت اغراق شده سرباز راهنمایی_ رانندگی) را نیز اضافه کنید تا بدانیم با چه متنی طرفیم. البته جای شکرش باقیست که این مدل دیالوگها در همان ابتدا پررنگ بوده و تا انتهای کار ، کمتر از آنها میشنویم .
سه کام حبس بنا بر مشکلات فوق ، صرفا در تلاش است تا داستانش را به هر نحوی به انتها برساند. طبیعتا میخواهد چیزهایی بگوید اما چگونگی و باورپذیری خیلی مسئلهاش نیست. شاید به همین دلیل، در هیچ مقطع از اثر به اسلحه داشتن تنابنده اشاره نمیشود و در پرده پایانی بشکلی ناگهانی از آن بهره میبرد تا همسرش را نجات دهد.
این مسئله که در میان تعداد زیادی از آثار داستانکمحور یا بدون داستان، شاهدِ فیلمی با یک خطِ داستانی پررنگ و ملتهب باشیم، به طبع برای مخاطب جذاب خواهد بود . پرداختن به مواردی همچون مشکلات مالی ، اعتیاد و فروش مواد مخدر و البته حضورِ زوج شناخته شدهای همچون محسنتنابنده و پرینازایزدیار را نیز اضافه کرده تا سه کام حبس در ظاهر مشکلی برای خلق اثری جذاب و تماشایی نداشته باشد.
اما اثر مذکور را در مجموع قوی و ماندگار نمیدانم. چرا که هم در بخشهای مختلفی از داستانگویی از آن چفت و بست مناسب برخوردار نیست و هم گاها در شخصیتپردازی لنگ زده و مهمتر اینکه بشدت سعی در آزار دادن مخاطب دارد.
روایت در تلاش است تا بشکلی کلاسیک و سهپردهای مخاطب را همراه کند. پس در دقایق ابتدایی، مختصاتی از زندگی این زوج داده و البته با کدهایی همچون سیگارکشیدنِ پنهانی ایزدیار، گرفتن چاه آشپزخانه و عرقکردن و عصبی شدنهای پیاپی تنابنده، در پی این است تا آیندهای ملتهب و شوم را نوید دهد. طبق انتظار با حادثهای محرک (تصادف تنابنده) وضعیتِ تعادل را برهم زده و اینجاست که پای کشمکش با پلیس و پرستار معتاد و قاچاقچیها و... به میان آمده و با نیاز مالی و بحث عمل جراحی و پادرهوا ماندنِ مخدرها، گرهافکنی رخ میدهد و .... تا برسیم به نقطه اوج ماجرا و پایان روایت.
مشکلات اثر از همین آغازِ بخش داستانگویی خود را به رخ مخاطب میکشند.بعنوان مثال: حضور پلیس که در ابتدای ماجرا آنقدر پررنگ است ، چرا ناگهان حذف شده و تا آخر نشانی از آنها نمیبینیم؟
مگر نه اینکه بعد از تصادف کلی پلیس جلوی منزل آنها صف میکشند و گویی برای دستگیری آلکاپون اقداممیکنند؟ پس چرا در ادامه و مثلا در بیمارستان هیچ پلیس یا حتی سربازی نیست که تنابنده و تحرکاتش را زیر نظر داشته باشد؟ (حتی با وجود مشکوک بودن مسئله تصادف و گریختن تنابنده از آمبولانس(طبق ادعای خودش)، به خودشان زحمت ندادهاند تا پراید وی را جستجو کرده و احیانا آنهمه جاساز را پیدا کنند). ایزدیار بارها به ملاقاتش رفته و نقشههایی را هماهنگ میکنند بدون اینکه پلیس برایشان مزاحمتی ایجاد کند!
اصلا خود ایزدیار بعنوان زنی بیگناه و از همهجا بیخبر چرا همچون مجرمان حرفهای از دست پلیس میگریزد؟ اگر قرار بوده نقش پلیس پس از این سکانس، حذف شود پس آن فرار و ... چگونه توجیه میشود؟ صرفا برای خلق التهابی پوشالی؟
یا در ادامه چگونه آن تنابنده بیحال که نمیتواند چهار قدم را درست راه برود، بدون دیده شدن از بیمارستان میگریزد؟
در بحث شخصیتپردازی به ایزدیار نگاه کنید که تناقضهایش برای ما باز نمیشوند: همزمان هم پوشش چادر دارد و جلسه قرآن میرود و هم تتو داشته(سیگار کشیدن پنهانی زا نیز اضافه کنید) و هم نمیفهمیم چرا با وجود اصرارهای شوهر، آن شال را حتی در تخت هم از سر بر نمیدارد!
اگر هم نیت فیلمنامه نویس آن بوده تا او را فردی نشان دهد که بنا بر موقعیتهای مختلف، توان تغییر را دارد نیز، تیرش به خطا رفته است. چرا که برای زنی عادی که تاکنون بویی از خلاف و مالِ حرام نبرده ، میبایست کشمکش درونی ملموسی خلق میشد تا از پس آن کشمکش، به تغییرات وی (کنار گذاشتن چادر و تلاش برای باز کردن گره از کارِ شوهر) واقف شویم. اینکه چنین زنی بسرعت وارد بازی شوهر شده و در تلاش است تا گندکاریهای وی را پاک کند ، برای چنین شخصیتی قابل باور نیست.
به علاوه اینکه فیلمسازان ما سالهاست به این نتیجه رسیدهاند که هرچه آزاردهندهتر ، بهتر!
پس به همین علت با وجود اینکه میشد در چند مقطع (از جمله تقابل ایزدیار با دخترانِ معتاد زورگیر و تقابل پایانی با قاچاقچیهای متجاوز) نقش آن نوزاد معصوم را حذف کرد (با سپردنش به همان خانم همسایه) و به طبع کمتر موجب آزار مخاطب شد، از این امر سرباز میزند و بشکل عجیبی اصرار دارد تا نوزاد را در تمام موقعیتهای ملتهب دخیل کرده و با گریههای پیاپیاش، غلظت را بالا ببرد. گویی بدون حضور او ، مخاطب به قدرِ کافی عصبی نشده و از حوادث تاثیر نمیگیرد!
به این موارد آن دیالوگهای شعاری در ابتدای روایت مبنی بر بالا کشیدن قیمت دلار و ماشین و رشوهگیر بودن پلیس (با اکت اغراق شده سرباز راهنمایی_ رانندگی) را نیز اضافه کنید تا بدانیم با چه متنی طرفیم. البته جای شکرش باقیست که این مدل دیالوگها در همان ابتدا پررنگ بوده و تا انتهای کار ، کمتر از آنها میشنویم .
سه کام حبس بنا بر مشکلات فوق ، صرفا در تلاش است تا داستانش را به هر نحوی به انتها برساند. طبیعتا میخواهد چیزهایی بگوید اما چگونگی و باورپذیری خیلی مسئلهاش نیست. شاید به همین دلیل، در هیچ مقطع از اثر به اسلحه داشتن تنابنده اشاره نمیشود و در پرده پایانی بشکلی ناگهانی از آن بهره میبرد تا همسرش را نجات دهد.
و البته که معتقدم ، سامانسالور خود نیز به آزاردهندگی و اغراق آمیز بودن کارش، پی برده و به همین جهت در انتها ، آن دوانگشتر را توسط سرباز پس میدهد تا شاید اندک روشنایی و امیدی را برای جامعهاش متصور باشد.
امتیاز : 3 از 10
امیدسلیمی
#یادداشت
@NaghdeFilmoSerial
امتیاز : 3 از 10
امیدسلیمی
#یادداشت
@NaghdeFilmoSerial
👏2