🎞نقد فیلم و سریال🎞
1.72K subscribers
2.02K photos
204 videos
27 files
98 links
نقد و بررسی برترین آثار سینمایی دنیا🎥🎬🎞

-------------------------------------

ارتباط با ما⬇️
🆔️ : @I_am_Mr_Mercury
🆔️ : @omidius
Download Telegram
سریال One piece پربیننده ترین سریال نتفلیکس تو ۸۴ کشور شد.

@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
سریال One piece پربیننده ترین سریال نتفلیکس تو ۸۴ کشور شد. @NaghdeFilmoSerial
دو قسمت دیدم دیروز خوب بود
ماجراجویی که خیلی وقت بود مثلش رو ندیده بودم
کدام‌ معما؟ مسئله این است:


طلا خون (ابراهیم‌شیبانی) میتوانست به یکی از آثار مهم و جذاب و بحث برانگیز سالیان اخیر سینمای ایران تبدیل شود که متاسفانه استراتژی غلطی که روایتش در پیش میگیرد، موجب شده تا در حد اثر ضعیفی سقوط کند! 
در واقع اقتباسی از ماجرای قتل‌های هولناک مهین قدیری (که به قول منابع اینترنتی، نخستین قاتل زن سریالی ایران است) پتانسیل آنرا داشت تا با روایتی پرتعلیق و پر هیجان همراه شده و در سینمایی که عمدتا از فقرِ ژانر، رنج میبرد همچون نسیمی دلپذیر عمل کند که از این مهم باز می‌ماند.

بد نیست قبل از ورود به اثر، نگاهی به انواع معما در فیلم‌نامه‌های سینمایی داشته باشیم (همان بخشی که پاشنه آشیلِ اصلی طلا خون میشود)
در هنرهفتم با دو مدل معما طرفیم که البته گاها میتوانند با یکدیگر نیز ترکیب شده و یا هجو‌ شوند.

(معمای بسته) همان مدلی است که جنایت یا در پیش داستان رخ میدهد یا اگر در داستان باشد، هویت قاتل نامشخص بوده و در نتیجه کشفِ هویت وی ، موضوعیت پیدا میکند(مبتنی بر غافلگیری) و در طرف مقابل در (معمای باز)، هویت قاتل مشخص بوده و در نتیجه چگونگی دستگیری وی ، موضوعیت دارد.

حال پرسش اصلی اینجاست که در اثری اقتباسی که مخاطب طبیعتا ، قبل از تماشای آن از هویت قاتل با خبر است (جستجوی اینترنتی و روزنامه ای یا گفتگو با اطرافیان و...) طرح کدام مدل معمایی میتواند منطقی باشد؟ وقتی مخاطب از همان ابتدا هویت قاتل را میداند و مسئله غافلگیری عملا بی معنی است ، پس طرح معمای بسته (همان مدلی که طلا خون از آن بهره میبرد) چه کارکردی دارد جز اتلاف وقت و توهین به شعور مخاطب؟ 

از عنکبوت ، عنکبوت مقدس و دستکش طلایی به عنوان آثار قاتل محوری که در سالهای اخیر عرضه شده‌اند، مثال میزنم . مگر غیر این است که در آثار مذکور نیز بنا بر اقتباسی بودن‌شان، خالقان آنها به درستی از معمای بسته پرهیز نموده و در عوض با نمایش قتل‌ها و پرداخت به خلوت قاتل (با درجه کیفی‌های مختلف و حتی با مقاطع زمانی متفاوت ( در عنکبوت با همراه ساختن مخاطب از روزهای ابتدایی و پیش از قتل‌ها و در دو نمونه دیگر با ورود از وسطِ ماجرا) ) در واقع به درستی با معمای باز ، ما را همراه ساختند و بنا بر توضیحات پیشین، چگونگی دستگیری را موضوعیت قرار ندادند؟ 

پس چرا طلا خون با وجود شباهت ماهیتی که به این آثار (و بیشمار آثار دیگر سینمایی) دارد، در تلاش است با طفره رفتن‌های پیاپی از توزیع اطلاعات (بجای آنکه از همان ابتدا با نمایش قتل یا دست کم ، کدهای آشکار و سرراست، مخاطب را با واقعیت جهان داستان همراه کرده و قاتل بودن شخصیت را برایش تفهیم کند به کدهای مضحکی همچون اطلاع رسانی از طریق رادیو یا دیالوگ‌های اندک و کوتاه دختر بچه روی آورده‌اند) و فریب جعلی مخاطب ، او را با معمایی بسته همراه سازد؟ هدف مثلا غافلگیری ما در سکانس ورود پلیس در شبِ تولد دختر است؟ باز هم تکرار میکنم: وقتی ما از همان ابتدا بر قاتل بودن شخصیت اصلی اگاهیم ، دیگر چه غافلگیری؟ 

 حال ممکن است خالقان اثر با خود گفته باشند که تمام مخاطبان از اقتباسی بودن کار خبر نداشته و اینگونه طرح معمای بسته را توجیه کرده باشند‌ .منتهی در این وضعیت نیز فیلم‌نامه میبایست از زاویه دید پلیس کار را پیگیری میکرد و نه زاویه دید قاتل! 
مگر میشود کل ماجراها را از زاویه دید قاتل ، روایت کنی و پلیس را جز در چند سکانس، نیاوری و بعد ادعای غافلگیری نیز داشته باشی؟ 
بشخصه از بازیگوشی و شیطنت در ساختار فیلم‌نامه استقبال میکنم اما به شرطی که به خروجی مناسبی تبدیل شود و نه اینکه صرفا بهانه‌ای باشد برای سرکار گذاشتن مخاطب. بنا بر نکات فوق و استراتژی غلط و غیر قابل هضم روایت ، نه خبری از تعلیق و هیجان است و نه خبری از غافلگیری!!! 

نه به شکلی واضح و استرس‌زا ، قتلی را میبینیم و نه اعمال اجباری پس از آن‌را و نه در خلوت قاتل خبری از کشمکش درونی جذابی است و نه احیانا ذره‌ای ترس و کابوس و عذاب وجدان. آنهم برای قاتلی که از نظر دیدگاه و اعتقادات شخصی با سایر هیولاهای مشابه، متفاوت است (مثلا شخصیتی است که پول طلاهای ربوده شده را نیز خرج خانواده‌اش نکرده و صرفا برای پرداخت بدهی از آنها بهره میبرد)

در این اوضاع وخیم اثر ، اکت تماشایی و همدلی برانگیز دختر بچه (که موجب شده تا اکت شهاب حسینی و حسام‌منظور بعنوان دو تن از کارکشته‌های بازیگری ، آنچنان به چشم نیایند) در کنار برخی قاب‌های تماشایی اثر (از جمله نمای اکستریم لانگِ برفی در کوهستان که با دویدن دختر همراه میشود) از معدود نکات مثبت محسوب میشوند. آشکارا نکاتی که نمیتوانند طلا خون را از ورطه سقوط نجات داده و بنوعی هدر میشوند. 

امتیاز : ۲ از ۱۰ 

امیدسلیمی

#یادداشت

@NaghdeFilmoSerial
👍2
🎞نقد فیلم و سریال🎞 pinned «کدام‌ معما؟ مسئله این است: طلا خون (ابراهیم‌شیبانی) میتوانست به یکی از آثار مهم و جذاب و بحث برانگیز سالیان اخیر سینمای ایران تبدیل شود که متاسفانه استراتژی غلطی که روایتش در پیش میگیرد، موجب شده تا در حد اثر ضعیفی سقوط کند!  در واقع اقتباسی از ماجرای قتل‌های…»
فیلم Poor things لانتیموس شیر طلایی برد.
@NaghdeFilmoSerial
اپل از تحریم ایفون ۱۴ توسط چین ۲۰۰ میلیارد دلار ضرر کرده

الان چین هالیود رو تحریم کنه سینمای امریکا ورشکست میشه رسما😂😂😂


@NaghdeFilmoSerial
۳ فیلمی که تا قیام قیامت سرش بحث خواهد بود و هر ۳ زیرمتنهای سنگین دارن

سرگیجه
مهر هفتم
همشهری کین

این ۳ فیلم تا ابد تنور بحثشون داغ خواهد بود😂

@NaghdeFilmoSerial
جان کاساوتیس
مجله معتبر نیویورکر اون رو تاثیر گذارترین کارگردان امریکایی نیمه دوم قرن ۲۰ ام دونست.

@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
جان کاساوتیس مجله معتبر نیویورکر اون رو تاثیر گذارترین کارگردان امریکایی نیمه دوم قرن ۲۰ ام دونست. @NaghdeFilmoSerial
جان کاساوتیس پدر سینمای مستقل آمریکاست

اکیرا کوروساوا و اسکورسیزی و ... ارادت ویژه ای به اون داشتند.

@NaghdeFilmoSerial
ریچارد جول

فیلم بدیه‌ انگار یک فیلم مستند داریم میبنیم. فیلم دغدغه کشف واقعیت رو نداره نه خلق یک داستان دراماتیک
حتی رابطه ریچارد با مادرش خیلی کاریکاتوریه. همینطور رابطه ریچار با وکیلش اصلا خوب نیست . خود ریچارد جول هم بازیش خوب نیست.
فیلم به خودش زحمت نداده از موسیقی متن بهره ببره برای .
فیلم بسیار بدیه.

@NaghdeFilmoSerial
👎6
این فیلم Talk to me دانلود شد. ببینیم چه کرده 😃

امیدسلیمی

@NaghdeFilmoSerial
👎1🔥1
🎞نقد فیلم و سریال🎞 pinned «این فیلم Talk to me دانلود شد. ببینیم چه کرده 😃 امیدسلیمی @NaghdeFilmoSerial»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی از تکنیک حرف میزنیم منظور این نیست که یه کارگردان بره صرفا زوم و دالی زوم انواع کات و ... رو یاد بگیره. اینکه تو ۵ دقیقه میشه یاد گرفت


منظور اینه که بتونه از این تکنیکها درست استفاده کنه . درست استفاده کنه یعنی چی ؟
یعنی بدونه کجا باید زوم کنه کجا پن کجا دالی زوم و...

هیچکاک وقتی زوم میکنه که چیزی نظر کاراکتر رو به خودش جلب کنه

دعوت میکنم بخشی از سرگیجه رو ببینیم

یچی رو دقت کنیم این نماها pov نیست. اصلا تو پی او وی نمیشه زوم کرد. مگر شخصیت توهم سنگین زده باشه.

توی روانی هم وقتی هیچکاک زوم میکنه رو پاکت پول . چون پول دختر رو وسوسه کرده و توجهش رو جلب کرده

@NaghdeFilmoSerial
🤯2
Carrie

تماشای مجدد کَری (دی‌پالما) به هیچ وجه خالی از لطف نبود. اگرچه اثر مذکور ساخته دهه هفتاد میلادی بوده(دهه‌ای که با جن‌گیر، مردحصیری، ساسپیریا و... طرفداران ژانر وحشت را سیراب نمود) و ممکن است گمان کنید در بحث اجرا و جلوه‌های تصویری، توی ذوق میزند اما ابدا چنین نیست و برخی از مهم‌ترین مقاطع‌اش همچنان تماشایی جلوه میکنند.

از جمله نمای مربوط به رقصِ دونفره کَری و پارتنرش که دوربین در لوانگل به سرعت دور آنها میچرخد یا میزانسن مربوط به قبل از حضور کَری در مراسم(مرحله سختِ راضی نمودن مادر) که با تابلوی شام آخر مسیح در پس‌زمینه و صدای رعد و برق همراه میشود و یا بهره گیری از تکنیک سوپرایمپوز در نقطه اوج داستان و درست در جایی که جایگاه کَری به خطر افتاده و از لحاظ روحی در تنگنای شدیدی قرار میگیرد و یا تقسیمِ برخی نماها به دو یا سه قسمت و نمایش همزمان عذابی که بر سر میهمانها وارد میشود و...

اقتباس تماشایی دی‌پالما از رمان استیون‌کینگ در ابتدا همچون آثار تینیجری عادی آغاز کرده و به مرور تغییر فاز داده و عنصر وحشت را به رگهای اثر تزریق میکند. اگرچه در شخصیت پردازی به غیر از کَری ، سایرین در حد همان تیپ‌های آشنا باقی میمانند (تیپِ دانش‌آموزهای حسود و قلدر، معلم مهربان و سمپاتیک و مادری دیکتاتور و خشن) و برخی سکانس‌ها همچون نمایش تنبیه دانش‌آموزها یا مراجعه آنها به فروشگاه لباس فروشی، توجیه آنچنانی نداشته و گویی صرفا آمده‌اند تا از بارِ وحشت اثر بکاهند ، اما در مجموع اثر مذکور را همچنان جذاب و تماشایی میدانم . 


امتیاز: 7.5 از 10
امیدسلیمی 

#یادداشت

@NaghdeFilmoSerial
4