نگاهی به sleep tight:
خواب عمیق (خائومه بلاگوئرو) روایتی است از سرایدار آپارتمانی که زندگی شبانه روزیاش با آزار اهالی آپارتمان گره خورده است. از بیهوش نمودن هرشب یکی از خانمها و تامین نیازهای جنسی گرفته تا از بین بردن سگ و گلهای سایرین بواسطه سستیهای آگاهانه و...
خواب عمیق نمونه بارزی است که اثبات میکند سوژه بکر و جذاب ، لزوما منجر به اثری درجه یک نمیشود.
خواب عمیق مخلوطی است از چند ژانر و همین امر به کمک ضرباهنگ مناسب اثر و تیم بازیگری چشمگیر و کاربلد و خلق سکانسهایی ملتهب( تلاش ضدقهرمانِ نیمه بیهوش برای فرار از آپارتمان و یا درگیری خونین و وحشیانهاش در دقایق پایانی) و البته ضدقهرمانی روانپریش که قرار است کل ماجراها را از pov وی به نظاره بنشینیم ، موجب شده تا اثر مذکور دست کم در بُعد سرگرم کنندگی کم و کسری نداشته باشد و مخاطب را تا به انتها همراه خویش سازد.
از اثری میگوییم که هم ویژگیهایی از یک تریلر روانشناختی را دارد و هم گریزی به ژانرهای ترسناک و جنایی و عاشقانه (از نوع عجیب و نامتعارفش) میزند و هم با بهره گیری از عناصری چون تعلیق و غافلگیری ، داستانش را جذاب تعریف میکند.
منتهی مشکل از جایی آغاز میشود که فیلمنامه نویس صرفا انتظارهایی را دلِ مخاطب میکارد و پاسخ شایستهای برای هیچ یک ندارد. از آنجا که کل ماجراها را از pov ضدقهرمانِ شاهدیم پس میبایست تمام زیر و بمِ این شخصیت برایمان باز شود : بعنوان مثال چرا هیچ اشاره یا کنکاشی در بحثِ خلاهای عاطفی_جنسی این شخصیت رخ نمیدهد؟ مشکل عدم ارتباط گرفتنش با جنس مخالف در چیست؟ چرا هیچ وقت بشکلی طبیعی برای رفع آن نکوشیده و نمیکوشد؟ رابطه با مادر پیر و بیمار چرا اینچنین است؟ میبایست عقده ادیپ را در نظر بگیریم ؟ مادر در گذشته در قبال وی خطایی انجام داده که مستحقِ شنیدن اعترافهاست؟
یا اصلا خودِ مادر در گذشته توسط ساکنین فعلی آپارتمان یا امثالهم آزاری دیده و اکنون ، پسر برای آسوده نمودن خاطرش تلاش میکند؟
یا حتی اگر نقشِ مادر را از کنشهای هولناک فعلی پسر ، کنار بگذاریم و صرفا روح مریضِ خودش را عامل تمامی ماجراها بدانیم، پس علت آزار رساندن به پیرمرد و پیرزن فعلی (از بین بردن گیاهان و سگ)چیست؟ این موارد را دیگر نمیتوان همچون مسئله بیهوشی و تجاوز به یکی از خانمها، به خلا عاطفی_جنسی نسبت داد. پس توجیه این کنشها چه میشود؟ یا میبایست آن نریشن ابتدایی اثر مبنی بر بی انگیزگی شخصیت در قبال زندگی و جهان پیرامون را بعنوان ریشه تمام این کنشها در نظر بگیریم؟
به علاوه این نکات ، نقشِ پررنگ (تصادف) در چند مقطع حیاتی از اثر را نیز اضافه کرده تا در مجموع نتوان به متنِ کار امید آنچنانی بست. از بازگشت ناگهانی خانم همسایه و دوست پسرش (که عملا قصدِ خودکشی ضدقهرمان(پایانِ روایت) را میبندد) گرفته تا پیدا شدن تصادفی داروی بیهوشی ضدقهرمان توسط دوست پسر و فرارسیدن لحظه هولناک قتل. گویی فیلمنامه نویس در هر مقطع که احساس کرده ، میبایست تغییر مهمی در روایت رخ دهد از تصادف بهره گرفته است. بشکلی که در جهت مخالفش ، روایت یا عملا میتوانست به پایان برسد یا میبایست به شکلی یکنواخت ادامه پیدا میکرد.
کلام آخر آنکه خواب عمیق را در مجموع میتواناثری متوسط و سرگرم کننده و تا حد قابل توجهای (هدر شده) در نظر گرفت که متاسفانه از تمامی پتانسیلهای خویش بهره نبرده و گویی نخواسته (یا توانش را نداشته) تا از پس سرگرمی به مرحله بالاتری راه پیدا کند.
امتیاز : 5.5 از 10
#یادداشت
امیدسلیمی
@NaghdeFilmoSerial
خواب عمیق (خائومه بلاگوئرو) روایتی است از سرایدار آپارتمانی که زندگی شبانه روزیاش با آزار اهالی آپارتمان گره خورده است. از بیهوش نمودن هرشب یکی از خانمها و تامین نیازهای جنسی گرفته تا از بین بردن سگ و گلهای سایرین بواسطه سستیهای آگاهانه و...
خواب عمیق نمونه بارزی است که اثبات میکند سوژه بکر و جذاب ، لزوما منجر به اثری درجه یک نمیشود.
خواب عمیق مخلوطی است از چند ژانر و همین امر به کمک ضرباهنگ مناسب اثر و تیم بازیگری چشمگیر و کاربلد و خلق سکانسهایی ملتهب( تلاش ضدقهرمانِ نیمه بیهوش برای فرار از آپارتمان و یا درگیری خونین و وحشیانهاش در دقایق پایانی) و البته ضدقهرمانی روانپریش که قرار است کل ماجراها را از pov وی به نظاره بنشینیم ، موجب شده تا اثر مذکور دست کم در بُعد سرگرم کنندگی کم و کسری نداشته باشد و مخاطب را تا به انتها همراه خویش سازد.
از اثری میگوییم که هم ویژگیهایی از یک تریلر روانشناختی را دارد و هم گریزی به ژانرهای ترسناک و جنایی و عاشقانه (از نوع عجیب و نامتعارفش) میزند و هم با بهره گیری از عناصری چون تعلیق و غافلگیری ، داستانش را جذاب تعریف میکند.
منتهی مشکل از جایی آغاز میشود که فیلمنامه نویس صرفا انتظارهایی را دلِ مخاطب میکارد و پاسخ شایستهای برای هیچ یک ندارد. از آنجا که کل ماجراها را از pov ضدقهرمانِ شاهدیم پس میبایست تمام زیر و بمِ این شخصیت برایمان باز شود : بعنوان مثال چرا هیچ اشاره یا کنکاشی در بحثِ خلاهای عاطفی_جنسی این شخصیت رخ نمیدهد؟ مشکل عدم ارتباط گرفتنش با جنس مخالف در چیست؟ چرا هیچ وقت بشکلی طبیعی برای رفع آن نکوشیده و نمیکوشد؟ رابطه با مادر پیر و بیمار چرا اینچنین است؟ میبایست عقده ادیپ را در نظر بگیریم ؟ مادر در گذشته در قبال وی خطایی انجام داده که مستحقِ شنیدن اعترافهاست؟
یا اصلا خودِ مادر در گذشته توسط ساکنین فعلی آپارتمان یا امثالهم آزاری دیده و اکنون ، پسر برای آسوده نمودن خاطرش تلاش میکند؟
یا حتی اگر نقشِ مادر را از کنشهای هولناک فعلی پسر ، کنار بگذاریم و صرفا روح مریضِ خودش را عامل تمامی ماجراها بدانیم، پس علت آزار رساندن به پیرمرد و پیرزن فعلی (از بین بردن گیاهان و سگ)چیست؟ این موارد را دیگر نمیتوان همچون مسئله بیهوشی و تجاوز به یکی از خانمها، به خلا عاطفی_جنسی نسبت داد. پس توجیه این کنشها چه میشود؟ یا میبایست آن نریشن ابتدایی اثر مبنی بر بی انگیزگی شخصیت در قبال زندگی و جهان پیرامون را بعنوان ریشه تمام این کنشها در نظر بگیریم؟
به علاوه این نکات ، نقشِ پررنگ (تصادف) در چند مقطع حیاتی از اثر را نیز اضافه کرده تا در مجموع نتوان به متنِ کار امید آنچنانی بست. از بازگشت ناگهانی خانم همسایه و دوست پسرش (که عملا قصدِ خودکشی ضدقهرمان(پایانِ روایت) را میبندد) گرفته تا پیدا شدن تصادفی داروی بیهوشی ضدقهرمان توسط دوست پسر و فرارسیدن لحظه هولناک قتل. گویی فیلمنامه نویس در هر مقطع که احساس کرده ، میبایست تغییر مهمی در روایت رخ دهد از تصادف بهره گرفته است. بشکلی که در جهت مخالفش ، روایت یا عملا میتوانست به پایان برسد یا میبایست به شکلی یکنواخت ادامه پیدا میکرد.
کلام آخر آنکه خواب عمیق را در مجموع میتواناثری متوسط و سرگرم کننده و تا حد قابل توجهای (هدر شده) در نظر گرفت که متاسفانه از تمامی پتانسیلهای خویش بهره نبرده و گویی نخواسته (یا توانش را نداشته) تا از پس سرگرمی به مرحله بالاتری راه پیدا کند.
امتیاز : 5.5 از 10
#یادداشت
امیدسلیمی
@NaghdeFilmoSerial
👍2
#پیشنهاد_سریال
چند تا لیست سریال واسه دیدن:
کمدی سیتکام :
arrested development . Seinfeld. friends. office . how I met your mother . community . modern family
کمدی درام :
weeds. shameless. Californication .entourage . Ted lasso
درام جنایی و پلیسی و گانگستری :
the americans .black list .sopranos. wire . breaking bad. better call Saul. fargo . true detective. mind hunter. sons of anarchy . animal kingdom . hannibal . narcos. narcos Mexico . power . oz . dexter . white collar . gomorra . bones. Barry. Boardwalk Empire . gangs of London. Justified . undercover (اروپا)
درام :
house . house of cards. mad men. twin peaks . secret diary of call girl . leftovers . yellowstone. succession
مینی سریال :
Chernobyl. dekalog. freaks and geeks. persona (sahsiyet) .wolf (boru) . war and peace. sharp objects . spy . band of brothers. Pacific. rise of empire ottoman . freedom or death (ya istiklal ya olum ) .watchmen . 8 gun ( 8 day) .sas rogue heroes
تاریخی، حماسی ، فانتزی ، علمی تخیلی:
altered carbon. black sails . rome . Spartacus. Vikings. last kingdom. crown. mandalorian . game of thrones . davinci's demons . barbarians. loki . Wanda vision . white queen. white princes. spanish princes .
the man in high castle. battle star galactica . the great . outlander . one piece (لایو اکشن ).
اکشن :
hell on wheels. strike back. banshee . the boys . warrior . falcon and winter soldier . homeland
مستند تاریخی :
world at war. apocalypse world 2. apocalypse world war 1 . ancient rome the rise and fall of empire. history of world . the Vietnam war
مستند علمی:
blue planet 1.2 . planet earth 1.2. planet dinosaur .our planet. africa. frozen planet. human planet . life . cos mos . walking with prehistoric beasts
انیمه و انیمیشن :
avatar last air bender. avatar legend of korra . batman animated series. rick and morty. fullmetal alchemist brotherhood. gravity fall. attack on titan. love death and robots. star wars the clone wars . invincible . cowboy bebop . family guy
ترکیه :
bride of Istanbul ( istanbullu gelin ) . ezel
کره ای :
giant. empress ki
@NaghdeFilmoSerial
چند تا لیست سریال واسه دیدن:
کمدی سیتکام :
arrested development . Seinfeld. friends. office . how I met your mother . community . modern family
کمدی درام :
weeds. shameless. Californication .entourage . Ted lasso
درام جنایی و پلیسی و گانگستری :
the americans .black list .sopranos. wire . breaking bad. better call Saul. fargo . true detective. mind hunter. sons of anarchy . animal kingdom . hannibal . narcos. narcos Mexico . power . oz . dexter . white collar . gomorra . bones. Barry. Boardwalk Empire . gangs of London. Justified . undercover (اروپا)
درام :
house . house of cards. mad men. twin peaks . secret diary of call girl . leftovers . yellowstone. succession
مینی سریال :
Chernobyl. dekalog. freaks and geeks. persona (sahsiyet) .wolf (boru) . war and peace. sharp objects . spy . band of brothers. Pacific. rise of empire ottoman . freedom or death (ya istiklal ya olum ) .watchmen . 8 gun ( 8 day) .sas rogue heroes
تاریخی، حماسی ، فانتزی ، علمی تخیلی:
altered carbon. black sails . rome . Spartacus. Vikings. last kingdom. crown. mandalorian . game of thrones . davinci's demons . barbarians. loki . Wanda vision . white queen. white princes. spanish princes .
the man in high castle. battle star galactica . the great . outlander . one piece (لایو اکشن ).
اکشن :
hell on wheels. strike back. banshee . the boys . warrior . falcon and winter soldier . homeland
مستند تاریخی :
world at war. apocalypse world 2. apocalypse world war 1 . ancient rome the rise and fall of empire. history of world . the Vietnam war
مستند علمی:
blue planet 1.2 . planet earth 1.2. planet dinosaur .our planet. africa. frozen planet. human planet . life . cos mos . walking with prehistoric beasts
انیمه و انیمیشن :
avatar last air bender. avatar legend of korra . batman animated series. rick and morty. fullmetal alchemist brotherhood. gravity fall. attack on titan. love death and robots. star wars the clone wars . invincible . cowboy bebop . family guy
ترکیه :
bride of Istanbul ( istanbullu gelin ) . ezel
کره ای :
giant. empress ki
@NaghdeFilmoSerial
وقتی بسیاری فیلمهای تجاری شکست خوردن
فیلم ترسناک talk to me با بودجه ۵ میلیونی فروش عالی داشته و ۶۶ تا فروخته
@NaghdeFilmoSerial
فیلم ترسناک talk to me با بودجه ۵ میلیونی فروش عالی داشته و ۶۶ تا فروخته
@NaghdeFilmoSerial
Bones and All 2022
اینم یه فیلم ترسناک دیگه بشدت مورد پسند منتقدین و جشنواره ها واقع شد و شیر نقره ای رو گرفت.
کم پیش میاد فیلم ترسناکی مورد پسند منتقدین و جشنواره ها واقع شه
@NaghdeFilmoSerial
اینم یه فیلم ترسناک دیگه بشدت مورد پسند منتقدین و جشنواره ها واقع شد و شیر نقره ای رو گرفت.
کم پیش میاد فیلم ترسناکی مورد پسند منتقدین و جشنواره ها واقع شه
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
سریال One piece پربیننده ترین سریال نتفلیکس تو ۸۴ کشور شد. @NaghdeFilmoSerial
دو قسمت دیدم دیروز خوب بود
ماجراجویی که خیلی وقت بود مثلش رو ندیده بودم
ماجراجویی که خیلی وقت بود مثلش رو ندیده بودم
کدام معما؟ مسئله این است:
طلا خون (ابراهیمشیبانی) میتوانست به یکی از آثار مهم و جذاب و بحث برانگیز سالیان اخیر سینمای ایران تبدیل شود که متاسفانه استراتژی غلطی که روایتش در پیش میگیرد، موجب شده تا در حد اثر ضعیفی سقوط کند!
در واقع اقتباسی از ماجرای قتلهای هولناک مهین قدیری (که به قول منابع اینترنتی، نخستین قاتل زن سریالی ایران است) پتانسیل آنرا داشت تا با روایتی پرتعلیق و پر هیجان همراه شده و در سینمایی که عمدتا از فقرِ ژانر، رنج میبرد همچون نسیمی دلپذیر عمل کند که از این مهم باز میماند.
بد نیست قبل از ورود به اثر، نگاهی به انواع معما در فیلمنامههای سینمایی داشته باشیم (همان بخشی که پاشنه آشیلِ اصلی طلا خون میشود)
در هنرهفتم با دو مدل معما طرفیم که البته گاها میتوانند با یکدیگر نیز ترکیب شده و یا هجو شوند.
(معمای بسته) همان مدلی است که جنایت یا در پیش داستان رخ میدهد یا اگر در داستان باشد، هویت قاتل نامشخص بوده و در نتیجه کشفِ هویت وی ، موضوعیت پیدا میکند(مبتنی بر غافلگیری) و در طرف مقابل در (معمای باز)، هویت قاتل مشخص بوده و در نتیجه چگونگی دستگیری وی ، موضوعیت دارد.
حال پرسش اصلی اینجاست که در اثری اقتباسی که مخاطب طبیعتا ، قبل از تماشای آن از هویت قاتل با خبر است (جستجوی اینترنتی و روزنامه ای یا گفتگو با اطرافیان و...) طرح کدام مدل معمایی میتواند منطقی باشد؟ وقتی مخاطب از همان ابتدا هویت قاتل را میداند و مسئله غافلگیری عملا بی معنی است ، پس طرح معمای بسته (همان مدلی که طلا خون از آن بهره میبرد) چه کارکردی دارد جز اتلاف وقت و توهین به شعور مخاطب؟
از عنکبوت ، عنکبوت مقدس و دستکش طلایی به عنوان آثار قاتل محوری که در سالهای اخیر عرضه شدهاند، مثال میزنم . مگر غیر این است که در آثار مذکور نیز بنا بر اقتباسی بودنشان، خالقان آنها به درستی از معمای بسته پرهیز نموده و در عوض با نمایش قتلها و پرداخت به خلوت قاتل (با درجه کیفیهای مختلف و حتی با مقاطع زمانی متفاوت ( در عنکبوت با همراه ساختن مخاطب از روزهای ابتدایی و پیش از قتلها و در دو نمونه دیگر با ورود از وسطِ ماجرا) ) در واقع به درستی با معمای باز ، ما را همراه ساختند و بنا بر توضیحات پیشین، چگونگی دستگیری را موضوعیت قرار ندادند؟
پس چرا طلا خون با وجود شباهت ماهیتی که به این آثار (و بیشمار آثار دیگر سینمایی) دارد، در تلاش است با طفره رفتنهای پیاپی از توزیع اطلاعات (بجای آنکه از همان ابتدا با نمایش قتل یا دست کم ، کدهای آشکار و سرراست، مخاطب را با واقعیت جهان داستان همراه کرده و قاتل بودن شخصیت را برایش تفهیم کند به کدهای مضحکی همچون اطلاع رسانی از طریق رادیو یا دیالوگهای اندک و کوتاه دختر بچه روی آوردهاند) و فریب جعلی مخاطب ، او را با معمایی بسته همراه سازد؟ هدف مثلا غافلگیری ما در سکانس ورود پلیس در شبِ تولد دختر است؟ باز هم تکرار میکنم: وقتی ما از همان ابتدا بر قاتل بودن شخصیت اصلی اگاهیم ، دیگر چه غافلگیری؟
حال ممکن است خالقان اثر با خود گفته باشند که تمام مخاطبان از اقتباسی بودن کار خبر نداشته و اینگونه طرح معمای بسته را توجیه کرده باشند .منتهی در این وضعیت نیز فیلمنامه میبایست از زاویه دید پلیس کار را پیگیری میکرد و نه زاویه دید قاتل!
مگر میشود کل ماجراها را از زاویه دید قاتل ، روایت کنی و پلیس را جز در چند سکانس، نیاوری و بعد ادعای غافلگیری نیز داشته باشی؟
بشخصه از بازیگوشی و شیطنت در ساختار فیلمنامه استقبال میکنم اما به شرطی که به خروجی مناسبی تبدیل شود و نه اینکه صرفا بهانهای باشد برای سرکار گذاشتن مخاطب. بنا بر نکات فوق و استراتژی غلط و غیر قابل هضم روایت ، نه خبری از تعلیق و هیجان است و نه خبری از غافلگیری!!!
نه به شکلی واضح و استرسزا ، قتلی را میبینیم و نه اعمال اجباری پس از آنرا و نه در خلوت قاتل خبری از کشمکش درونی جذابی است و نه احیانا ذرهای ترس و کابوس و عذاب وجدان. آنهم برای قاتلی که از نظر دیدگاه و اعتقادات شخصی با سایر هیولاهای مشابه، متفاوت است (مثلا شخصیتی است که پول طلاهای ربوده شده را نیز خرج خانوادهاش نکرده و صرفا برای پرداخت بدهی از آنها بهره میبرد)
در این اوضاع وخیم اثر ، اکت تماشایی و همدلی برانگیز دختر بچه (که موجب شده تا اکت شهاب حسینی و حساممنظور بعنوان دو تن از کارکشتههای بازیگری ، آنچنان به چشم نیایند) در کنار برخی قابهای تماشایی اثر (از جمله نمای اکستریم لانگِ برفی در کوهستان که با دویدن دختر همراه میشود) از معدود نکات مثبت محسوب میشوند. آشکارا نکاتی که نمیتوانند طلا خون را از ورطه سقوط نجات داده و بنوعی هدر میشوند.
امتیاز : ۲ از ۱۰
امیدسلیمی
#یادداشت
@NaghdeFilmoSerial
طلا خون (ابراهیمشیبانی) میتوانست به یکی از آثار مهم و جذاب و بحث برانگیز سالیان اخیر سینمای ایران تبدیل شود که متاسفانه استراتژی غلطی که روایتش در پیش میگیرد، موجب شده تا در حد اثر ضعیفی سقوط کند!
در واقع اقتباسی از ماجرای قتلهای هولناک مهین قدیری (که به قول منابع اینترنتی، نخستین قاتل زن سریالی ایران است) پتانسیل آنرا داشت تا با روایتی پرتعلیق و پر هیجان همراه شده و در سینمایی که عمدتا از فقرِ ژانر، رنج میبرد همچون نسیمی دلپذیر عمل کند که از این مهم باز میماند.
بد نیست قبل از ورود به اثر، نگاهی به انواع معما در فیلمنامههای سینمایی داشته باشیم (همان بخشی که پاشنه آشیلِ اصلی طلا خون میشود)
در هنرهفتم با دو مدل معما طرفیم که البته گاها میتوانند با یکدیگر نیز ترکیب شده و یا هجو شوند.
(معمای بسته) همان مدلی است که جنایت یا در پیش داستان رخ میدهد یا اگر در داستان باشد، هویت قاتل نامشخص بوده و در نتیجه کشفِ هویت وی ، موضوعیت پیدا میکند(مبتنی بر غافلگیری) و در طرف مقابل در (معمای باز)، هویت قاتل مشخص بوده و در نتیجه چگونگی دستگیری وی ، موضوعیت دارد.
حال پرسش اصلی اینجاست که در اثری اقتباسی که مخاطب طبیعتا ، قبل از تماشای آن از هویت قاتل با خبر است (جستجوی اینترنتی و روزنامه ای یا گفتگو با اطرافیان و...) طرح کدام مدل معمایی میتواند منطقی باشد؟ وقتی مخاطب از همان ابتدا هویت قاتل را میداند و مسئله غافلگیری عملا بی معنی است ، پس طرح معمای بسته (همان مدلی که طلا خون از آن بهره میبرد) چه کارکردی دارد جز اتلاف وقت و توهین به شعور مخاطب؟
از عنکبوت ، عنکبوت مقدس و دستکش طلایی به عنوان آثار قاتل محوری که در سالهای اخیر عرضه شدهاند، مثال میزنم . مگر غیر این است که در آثار مذکور نیز بنا بر اقتباسی بودنشان، خالقان آنها به درستی از معمای بسته پرهیز نموده و در عوض با نمایش قتلها و پرداخت به خلوت قاتل (با درجه کیفیهای مختلف و حتی با مقاطع زمانی متفاوت ( در عنکبوت با همراه ساختن مخاطب از روزهای ابتدایی و پیش از قتلها و در دو نمونه دیگر با ورود از وسطِ ماجرا) ) در واقع به درستی با معمای باز ، ما را همراه ساختند و بنا بر توضیحات پیشین، چگونگی دستگیری را موضوعیت قرار ندادند؟
پس چرا طلا خون با وجود شباهت ماهیتی که به این آثار (و بیشمار آثار دیگر سینمایی) دارد، در تلاش است با طفره رفتنهای پیاپی از توزیع اطلاعات (بجای آنکه از همان ابتدا با نمایش قتل یا دست کم ، کدهای آشکار و سرراست، مخاطب را با واقعیت جهان داستان همراه کرده و قاتل بودن شخصیت را برایش تفهیم کند به کدهای مضحکی همچون اطلاع رسانی از طریق رادیو یا دیالوگهای اندک و کوتاه دختر بچه روی آوردهاند) و فریب جعلی مخاطب ، او را با معمایی بسته همراه سازد؟ هدف مثلا غافلگیری ما در سکانس ورود پلیس در شبِ تولد دختر است؟ باز هم تکرار میکنم: وقتی ما از همان ابتدا بر قاتل بودن شخصیت اصلی اگاهیم ، دیگر چه غافلگیری؟
حال ممکن است خالقان اثر با خود گفته باشند که تمام مخاطبان از اقتباسی بودن کار خبر نداشته و اینگونه طرح معمای بسته را توجیه کرده باشند .منتهی در این وضعیت نیز فیلمنامه میبایست از زاویه دید پلیس کار را پیگیری میکرد و نه زاویه دید قاتل!
مگر میشود کل ماجراها را از زاویه دید قاتل ، روایت کنی و پلیس را جز در چند سکانس، نیاوری و بعد ادعای غافلگیری نیز داشته باشی؟
بشخصه از بازیگوشی و شیطنت در ساختار فیلمنامه استقبال میکنم اما به شرطی که به خروجی مناسبی تبدیل شود و نه اینکه صرفا بهانهای باشد برای سرکار گذاشتن مخاطب. بنا بر نکات فوق و استراتژی غلط و غیر قابل هضم روایت ، نه خبری از تعلیق و هیجان است و نه خبری از غافلگیری!!!
نه به شکلی واضح و استرسزا ، قتلی را میبینیم و نه اعمال اجباری پس از آنرا و نه در خلوت قاتل خبری از کشمکش درونی جذابی است و نه احیانا ذرهای ترس و کابوس و عذاب وجدان. آنهم برای قاتلی که از نظر دیدگاه و اعتقادات شخصی با سایر هیولاهای مشابه، متفاوت است (مثلا شخصیتی است که پول طلاهای ربوده شده را نیز خرج خانوادهاش نکرده و صرفا برای پرداخت بدهی از آنها بهره میبرد)
در این اوضاع وخیم اثر ، اکت تماشایی و همدلی برانگیز دختر بچه (که موجب شده تا اکت شهاب حسینی و حساممنظور بعنوان دو تن از کارکشتههای بازیگری ، آنچنان به چشم نیایند) در کنار برخی قابهای تماشایی اثر (از جمله نمای اکستریم لانگِ برفی در کوهستان که با دویدن دختر همراه میشود) از معدود نکات مثبت محسوب میشوند. آشکارا نکاتی که نمیتوانند طلا خون را از ورطه سقوط نجات داده و بنوعی هدر میشوند.
امتیاز : ۲ از ۱۰
امیدسلیمی
#یادداشت
@NaghdeFilmoSerial
👍2
🎞نقد فیلم و سریال🎞 pinned «کدام معما؟ مسئله این است: طلا خون (ابراهیمشیبانی) میتوانست به یکی از آثار مهم و جذاب و بحث برانگیز سالیان اخیر سینمای ایران تبدیل شود که متاسفانه استراتژی غلطی که روایتش در پیش میگیرد، موجب شده تا در حد اثر ضعیفی سقوط کند! در واقع اقتباسی از ماجرای قتلهای…»
فیلم Poor things لانتیموس شیر طلایی برد.
@NaghdeFilmoSerial
@NaghdeFilmoSerial
اپل از تحریم ایفون ۱۴ توسط چین ۲۰۰ میلیارد دلار ضرر کرده
الان چین هالیود رو تحریم کنه سینمای امریکا ورشکست میشه رسما😂😂😂
@NaghdeFilmoSerial
الان چین هالیود رو تحریم کنه سینمای امریکا ورشکست میشه رسما😂😂😂
@NaghdeFilmoSerial
۳ فیلمی که تا قیام قیامت سرش بحث خواهد بود و هر ۳ زیرمتنهای سنگین دارن
سرگیجه
مهر هفتم
همشهری کین
این ۳ فیلم تا ابد تنور بحثشون داغ خواهد بود😂
@NaghdeFilmoSerial
سرگیجه
مهر هفتم
همشهری کین
این ۳ فیلم تا ابد تنور بحثشون داغ خواهد بود😂
@NaghdeFilmoSerial
جان کاساوتیس
مجله معتبر نیویورکر اون رو تاثیر گذارترین کارگردان امریکایی نیمه دوم قرن ۲۰ ام دونست.
@NaghdeFilmoSerial
مجله معتبر نیویورکر اون رو تاثیر گذارترین کارگردان امریکایی نیمه دوم قرن ۲۰ ام دونست.
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
جان کاساوتیس مجله معتبر نیویورکر اون رو تاثیر گذارترین کارگردان امریکایی نیمه دوم قرن ۲۰ ام دونست. @NaghdeFilmoSerial
جان کاساوتیس پدر سینمای مستقل آمریکاست
اکیرا کوروساوا و اسکورسیزی و ... ارادت ویژه ای به اون داشتند.
@NaghdeFilmoSerial
اکیرا کوروساوا و اسکورسیزی و ... ارادت ویژه ای به اون داشتند.
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
۳ فیلمی که تا قیام قیامت سرش بحث خواهد بود و هر ۳ زیرمتنهای سنگین دارن سرگیجه مهر هفتم همشهری کین این ۳ فیلم تا ابد تنور بحثشون داغ خواهد بود😂 @NaghdeFilmoSerial
فیلم انگل هم زیرمتن توش زیاد بود برای شاید یک دلیل اینکه اینقدر بهش توجه شد همین بود.
@NaghdeFilmoSerial
@NaghdeFilmoSerial
ریچارد جول
فیلم بدیه انگار یک فیلم مستند داریم میبنیم. فیلم دغدغه کشف واقعیت رو نداره نه خلق یک داستان دراماتیک
حتی رابطه ریچارد با مادرش خیلی کاریکاتوریه. همینطور رابطه ریچار با وکیلش اصلا خوب نیست . خود ریچارد جول هم بازیش خوب نیست.
فیلم به خودش زحمت نداده از موسیقی متن بهره ببره برای .
فیلم بسیار بدیه.
@NaghdeFilmoSerial
فیلم بدیه انگار یک فیلم مستند داریم میبنیم. فیلم دغدغه کشف واقعیت رو نداره نه خلق یک داستان دراماتیک
حتی رابطه ریچارد با مادرش خیلی کاریکاتوریه. همینطور رابطه ریچار با وکیلش اصلا خوب نیست . خود ریچارد جول هم بازیش خوب نیست.
فیلم به خودش زحمت نداده از موسیقی متن بهره ببره برای .
فیلم بسیار بدیه.
@NaghdeFilmoSerial
👎6
👎1🔥1