به نام خدا
the brother hood of war 2004
کارگردان : کانگ جی جیو
بازیگران : جانگ دونگ گان ، وون بین و ...
نویسندگان ؛ کانگ جی جیو ، هان جی هون ، کیم سانگ دون
ژانر : درام ، اکشن ، جنگی
محصول کشور جمهوری کره
داستان : دو برادر همراه با خانواده خود زندگی ساده اما شادی را دارند ، با حمله ی کره ی شمالی دو برادر هم وارد میدان جنگ می شوند...
یکی از بهترین فیلم های جنگی که دیدم. اصلا قابل وصف نیست حتما ببینید فیلم رو. فیلم با حفاری کارشناسان در زمین های محل درگیری ارتش دو کره آغاز میشه و بعد از چند دقیقه فیلم به سال ۱۹۵۰ و اوایل جنگ سرد میره ، خانواده ای فقیر اما شاد در سئول زندگی می کنند و سر پرستی خانواده هم بر عهده ی برادر بزرگتر ، کره ی شمالی حمله میکنه و برادر کوچکتر رو به زور می خوان به جنگ ببرن و برادر بزرگتر سعی میکنه مانع بشه که آخر سر هر دو برادر رو رو به میدان جنگمی فرستن اما برادر بزرگتر با قبول عملیات های سخت و خطرناک می خواد برادر کوچیک تر رو به خونه بفرسته.
این فیلم بار دیگه ثابت کرد که سینمای کره ی جنوبی خیلی قوی هست ، فیلم های مثل old boy و memories of murder و یا همین فیلم می تونن هالیوود رو هم به چالش بکشن.
فیلم کارگردانی خوبی داشت ، تدوین و فیلم برداری هم دقیقا همون طوری بود که لازم بود صحنه های نبرد فیلم رو به بهترین شکل انتقال می داد البته شاید تکان های دوربین در صحنه های نبرد و درگیری ممکن است برایتان غیر معمول باشد اما حس واقعی بودن فیلم را تشدید کرده و باعث می شود هیجان و ترس نبرد را حس کنید.
فیلم نامه هم خوب بود و داستان اون طور که مخاطب حدس میزد تموم نشد و این هم به نظر خود من نقطه ی قوت که مخاطب پایان فیلم رو نتونه درست حدس بزنه و اما مهم ترین بخش فیلم جلوه های ویژه و صحنه ی جنگی فیلم که به بهترین شکل ممکن ساخته شده بود و از خیلی از فیلم های جنگی هالیوود هم برتر بود ، صحنه های نبرد این فیلم اگه از صحنه ی ورود سربازان به نرماندی در فیلم نجات سرباز رایان برتر نباشه پایین تر هم نیست.
همچین احساسات و واکنش های سربازان که اکثر نیرو های غیر نظامی بودند در میدان جنگ و صحنه های نبرد بسیار واقع گرایانه بود البته گاهی لحظه های احساسی در فیلم زیاد میشن که کمی بعد با درگیری و خشونت همه رو میشوره میبره .
فدا کاری های برادر بزرگتر برای نجات برادر کوچک تر از میدان جنگ هم بسیار احساسات بر انگیز بود و جنبه های انسانی فیلم و شخصیت ها نسبت دیگر فیلم های جنگی بیشتره.
پیشنهاد می کنم حتما این فیلم رو ببینید.
جوایز : برنده ی بهترین فیلم پنجاهمین دوره ی جشنواره فیلم آسیا اقیانوسه و همچنین برنده ی بهترین کارگردانی
برنده ی جایزه ی ناقوس بزرگ (انتخاب بهترین فیلم سینمای کره)
حضور در جشنواره ی معتبر😜 فجر در سال ۲۰۰۶
امتیاز ۸ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
the brother hood of war 2004
کارگردان : کانگ جی جیو
بازیگران : جانگ دونگ گان ، وون بین و ...
نویسندگان ؛ کانگ جی جیو ، هان جی هون ، کیم سانگ دون
ژانر : درام ، اکشن ، جنگی
محصول کشور جمهوری کره
داستان : دو برادر همراه با خانواده خود زندگی ساده اما شادی را دارند ، با حمله ی کره ی شمالی دو برادر هم وارد میدان جنگ می شوند...
یکی از بهترین فیلم های جنگی که دیدم. اصلا قابل وصف نیست حتما ببینید فیلم رو. فیلم با حفاری کارشناسان در زمین های محل درگیری ارتش دو کره آغاز میشه و بعد از چند دقیقه فیلم به سال ۱۹۵۰ و اوایل جنگ سرد میره ، خانواده ای فقیر اما شاد در سئول زندگی می کنند و سر پرستی خانواده هم بر عهده ی برادر بزرگتر ، کره ی شمالی حمله میکنه و برادر کوچکتر رو به زور می خوان به جنگ ببرن و برادر بزرگتر سعی میکنه مانع بشه که آخر سر هر دو برادر رو رو به میدان جنگمی فرستن اما برادر بزرگتر با قبول عملیات های سخت و خطرناک می خواد برادر کوچیک تر رو به خونه بفرسته.
این فیلم بار دیگه ثابت کرد که سینمای کره ی جنوبی خیلی قوی هست ، فیلم های مثل old boy و memories of murder و یا همین فیلم می تونن هالیوود رو هم به چالش بکشن.
فیلم کارگردانی خوبی داشت ، تدوین و فیلم برداری هم دقیقا همون طوری بود که لازم بود صحنه های نبرد فیلم رو به بهترین شکل انتقال می داد البته شاید تکان های دوربین در صحنه های نبرد و درگیری ممکن است برایتان غیر معمول باشد اما حس واقعی بودن فیلم را تشدید کرده و باعث می شود هیجان و ترس نبرد را حس کنید.
فیلم نامه هم خوب بود و داستان اون طور که مخاطب حدس میزد تموم نشد و این هم به نظر خود من نقطه ی قوت که مخاطب پایان فیلم رو نتونه درست حدس بزنه و اما مهم ترین بخش فیلم جلوه های ویژه و صحنه ی جنگی فیلم که به بهترین شکل ممکن ساخته شده بود و از خیلی از فیلم های جنگی هالیوود هم برتر بود ، صحنه های نبرد این فیلم اگه از صحنه ی ورود سربازان به نرماندی در فیلم نجات سرباز رایان برتر نباشه پایین تر هم نیست.
همچین احساسات و واکنش های سربازان که اکثر نیرو های غیر نظامی بودند در میدان جنگ و صحنه های نبرد بسیار واقع گرایانه بود البته گاهی لحظه های احساسی در فیلم زیاد میشن که کمی بعد با درگیری و خشونت همه رو میشوره میبره .
فدا کاری های برادر بزرگتر برای نجات برادر کوچک تر از میدان جنگ هم بسیار احساسات بر انگیز بود و جنبه های انسانی فیلم و شخصیت ها نسبت دیگر فیلم های جنگی بیشتره.
پیشنهاد می کنم حتما این فیلم رو ببینید.
جوایز : برنده ی بهترین فیلم پنجاهمین دوره ی جشنواره فیلم آسیا اقیانوسه و همچنین برنده ی بهترین کارگردانی
برنده ی جایزه ی ناقوس بزرگ (انتخاب بهترین فیلم سینمای کره)
حضور در جشنواره ی معتبر😜 فجر در سال ۲۰۰۶
امتیاز ۸ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
معرفی سریال downton abbey
تعداد فصل : 6
محصول : انگلیس
ژانر درام تاریخی
امتیاز 8.7
شبکه: Itv
شماره ی 22 از لیست سریال های برتر
#سریال_برتر
@NaghdeFilmoSerial
تعداد فصل : 6
محصول : انگلیس
ژانر درام تاریخی
امتیاز 8.7
شبکه: Itv
شماره ی 22 از لیست سریال های برتر
#سریال_برتر
@NaghdeFilmoSerial
داستان سریال مربوط به زندگی آقای کراولی که یک لرد انگلیسی است با خانواده و خدمتکارانش در قصری بزرگ متعلق به خاندانش به نام دانتون ابی است. سریال در زمان قبل از جنگ جهانی اول می گذرد اما به جنگ جهانی هم می رسد.
سریال که یک سریال انگلیسی است شاید به مزاج بعضی ها خوش نیاید مثل خود من اما داستان سریال و بازی بازیگران سریال خوب و قوی را ایجاد کرده که جوایز متعددی در فستیوال های انگلیس برده است. یک سریال خانوادگی و آرام که با اکثر سریال های این دوره تفاوت دارد. نه از اکشن خبری هست نه از فانتزی ، نه شخصی ناگهان می میمیرد و ... همه چیز در اوج آرامش و سادگی هست.
پخش آن در سال 2015 پایان یافته و تعداد قسمت های هر فصل کمتر از ده قسمت است.
سریال زندگی عادی اعضای خانواده و خدمت کاران و مهمان هایی که به املاک دانتون ابی می آیند را به زیبایی به تصویر می کشد . عشق ها راز ها و ماجرا ها. در کل سریال خوبی است اما داستانی کند و ساده دارد و البته تم انگلیسی و اشرافی.
@NaghdeFilmoSerial
سریال که یک سریال انگلیسی است شاید به مزاج بعضی ها خوش نیاید مثل خود من اما داستان سریال و بازی بازیگران سریال خوب و قوی را ایجاد کرده که جوایز متعددی در فستیوال های انگلیس برده است. یک سریال خانوادگی و آرام که با اکثر سریال های این دوره تفاوت دارد. نه از اکشن خبری هست نه از فانتزی ، نه شخصی ناگهان می میمیرد و ... همه چیز در اوج آرامش و سادگی هست.
پخش آن در سال 2015 پایان یافته و تعداد قسمت های هر فصل کمتر از ده قسمت است.
سریال زندگی عادی اعضای خانواده و خدمت کاران و مهمان هایی که به املاک دانتون ابی می آیند را به زیبایی به تصویر می کشد . عشق ها راز ها و ماجرا ها. در کل سریال خوبی است اما داستانی کند و ساده دارد و البته تم انگلیسی و اشرافی.
@NaghdeFilmoSerial
به نام خدا
creed II 2018
کارگردان : استیون کیپل جونیور
نویسندگان : سیلوستر استالونه ، جول تیلور
بازیگران : مایکل بی جردن ، سیلوستر استالونه ، تسا تامپسون و ...
ژانر : درام ، ورزشی
مقدمه : ویکتور دراگو بوکسر سنگین وزن روسی و فرزند ایوان دراگو (قاتل آپولو کرید در قسمت ۴ مجموعه فیلم های راکی) آدونیس کرید رو بر سر کمربند قهرمانی به چالش میکشه و ...
سه قسمت اول مجموعه راکی خوب بودند و قسمت چهارم باید پایانی بر مجموعه ی راکی می بود و شخصا بعد از فیلم کرید امیدوار بودم که سه گانه ی خوب دیگری شاهد باشیم اما زرشک ، قسمت دوم کرید ترکیبی ناشیانه از قسمت ۳ و ۴ مجموعه راکی بود ، نقش آفرینی و شخصیت پردازی هم معمولی و کارگردانی هم در مقایسه با رایان کوگلر ضعیف عمل کرده بود ، بار درام فیلم معمولی بود اما این فیلم می توانست از هر لحاظ بهتر باشد واقعا حیف.
پس از قهرمانی کرید ، ایوان دراگو می آید و خاطرات راکی ۴ زنده می شود ، ویکتور دراگو کرید جوان را به چلنج می کشد تا اعتبار از دست رفته ی پدرش را باز گرداند. به سبک راکی ۴ دراگو ها را سیاه مطلق نشان میدهد و کمتر به درام و جنبه ی انسانی رابطه ی آن ها می پردازد اما در عین حال ویژگی مثبت این فیلم هم پرداخت بیشتر به شخصیت دروگو ها نسبت به راکی ۴ است اما این را در نظر نگرفته که الان دوران شر مطلق گذشته و دوران شخصیت های منفی خاکستری است ولی در این فیلم این اصل نادیده گرفته شده، شکست کرید از دروگو در مبارزه ی اول هم مثل فیلم راکی ۳ بود و مبارزه ی دوم در روسیه هم راکی ۴ ، متاسفانه به جای بهره گیری از این دو فیلم از روی آن ها اسکی رفته است.
درام فیلم ضعیف ترین قسمت آن است و کشمکش های درونی و حتی بیرونی شخصیت ها جذاب نیست ، به شخصیت های دیگر مثل بیانیکا و ویکتور و ... هم که خوب پرداخته نمی شود .
فیلم برداری مبارزه ها بیش از حد از نزدیک است در حالی که در مجموعه راکی مثل تماشای یک مسابقه ی واقعی از تلوزیون بود، نه روایت و نه جنس قسمت قبلی را داشت اما از دنباله سازی های این روز های هالیوود بیش از این انتظار نمی رود.
فرم و محتوا در کل معمولی بودند و بر بعضی موارد ضعیف و شجاعت جسارت قسمت قبل را ندارد.
حتی محیط تمرین کرید هم بی ربط بود و مهم ترین بخش فیلم یعنی مبارزه ی کرید و دروگو بسیار ساختگی و آبکی بود و فقط الکی مشت میزدند انگار دو مبارز آماتور در حال مبارزه اند.
مایکل بی جردن بازی قابل قبولی ارائه کرد اما متاسفانه شخصیت پردازی ضعیف این فیلم تاثیر منفی بر نقش آفرینی او گذاشت .
لحظات ماندگاری در فیلم خلق نشد لحظاتی که در چهار قسمت اول راکی و همچنین قسمت اول کرید شاهد بودیم .
سخن آخر : با اثر متوسطی طرف هستیم و امیدوارم اگر قسمت سومی ساخته شود بهتر از این فیلم عمل کند.
نمره : ۶ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
creed II 2018
کارگردان : استیون کیپل جونیور
نویسندگان : سیلوستر استالونه ، جول تیلور
بازیگران : مایکل بی جردن ، سیلوستر استالونه ، تسا تامپسون و ...
ژانر : درام ، ورزشی
مقدمه : ویکتور دراگو بوکسر سنگین وزن روسی و فرزند ایوان دراگو (قاتل آپولو کرید در قسمت ۴ مجموعه فیلم های راکی) آدونیس کرید رو بر سر کمربند قهرمانی به چالش میکشه و ...
سه قسمت اول مجموعه راکی خوب بودند و قسمت چهارم باید پایانی بر مجموعه ی راکی می بود و شخصا بعد از فیلم کرید امیدوار بودم که سه گانه ی خوب دیگری شاهد باشیم اما زرشک ، قسمت دوم کرید ترکیبی ناشیانه از قسمت ۳ و ۴ مجموعه راکی بود ، نقش آفرینی و شخصیت پردازی هم معمولی و کارگردانی هم در مقایسه با رایان کوگلر ضعیف عمل کرده بود ، بار درام فیلم معمولی بود اما این فیلم می توانست از هر لحاظ بهتر باشد واقعا حیف.
پس از قهرمانی کرید ، ایوان دراگو می آید و خاطرات راکی ۴ زنده می شود ، ویکتور دراگو کرید جوان را به چلنج می کشد تا اعتبار از دست رفته ی پدرش را باز گرداند. به سبک راکی ۴ دراگو ها را سیاه مطلق نشان میدهد و کمتر به درام و جنبه ی انسانی رابطه ی آن ها می پردازد اما در عین حال ویژگی مثبت این فیلم هم پرداخت بیشتر به شخصیت دروگو ها نسبت به راکی ۴ است اما این را در نظر نگرفته که الان دوران شر مطلق گذشته و دوران شخصیت های منفی خاکستری است ولی در این فیلم این اصل نادیده گرفته شده، شکست کرید از دروگو در مبارزه ی اول هم مثل فیلم راکی ۳ بود و مبارزه ی دوم در روسیه هم راکی ۴ ، متاسفانه به جای بهره گیری از این دو فیلم از روی آن ها اسکی رفته است.
درام فیلم ضعیف ترین قسمت آن است و کشمکش های درونی و حتی بیرونی شخصیت ها جذاب نیست ، به شخصیت های دیگر مثل بیانیکا و ویکتور و ... هم که خوب پرداخته نمی شود .
فیلم برداری مبارزه ها بیش از حد از نزدیک است در حالی که در مجموعه راکی مثل تماشای یک مسابقه ی واقعی از تلوزیون بود، نه روایت و نه جنس قسمت قبلی را داشت اما از دنباله سازی های این روز های هالیوود بیش از این انتظار نمی رود.
فرم و محتوا در کل معمولی بودند و بر بعضی موارد ضعیف و شجاعت جسارت قسمت قبل را ندارد.
حتی محیط تمرین کرید هم بی ربط بود و مهم ترین بخش فیلم یعنی مبارزه ی کرید و دروگو بسیار ساختگی و آبکی بود و فقط الکی مشت میزدند انگار دو مبارز آماتور در حال مبارزه اند.
مایکل بی جردن بازی قابل قبولی ارائه کرد اما متاسفانه شخصیت پردازی ضعیف این فیلم تاثیر منفی بر نقش آفرینی او گذاشت .
لحظات ماندگاری در فیلم خلق نشد لحظاتی که در چهار قسمت اول راکی و همچنین قسمت اول کرید شاهد بودیم .
سخن آخر : با اثر متوسطی طرف هستیم و امیدوارم اگر قسمت سومی ساخته شود بهتر از این فیلم عمل کند.
نمره : ۶ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
معرفی سریال suits
محصول : آمریکا
ژانر : درام
امتیاز: 8.7
تعداد فصل : 8
شبکه : USA
شماره ی 23 از لیست سریال های برتر
#سریال_برتر
@NaghdeFilmoSerial
محصول : آمریکا
ژانر : درام
امتیاز: 8.7
تعداد فصل : 8
شبکه : USA
شماره ی 23 از لیست سریال های برتر
#سریال_برتر
@NaghdeFilmoSerial
جوانی نابغه به اسم مایک از دانشگاه اخراج شده است و زندگی را با مواد فروشی می گذراند وقتی از دست پلیس فرار می کند خود را در مصاحبه برای گرفتن شغل دست یاری وکیل معروف آمریکایی هاروی اسپکتر می یابد.
با این که مایک مدرک دانشگاهی ندارد اما هاروی تحت تاثیر نبوغ او قرار می گیرد و او را استخدام می کند.
هر قسمت از سریال روایت گر ماجرایی است که برای این دو نفر اتفاق می افتد . این سریال اپیزودیک هست و شبیه سریال هایی همچون ریدانوان و mad man می باشد. سریال که درام حقوقی هست همراه بودن با ماجراجویی و معما باعث جذابیت بالای سریال شده است.
درام با کمی طنز و البته پیچش های جالب داستانی.
سریال بسیار جذاب و قوی است و تحسین منتقدین را به همراه داشته و طرفداران زیادی دارد و باعث شد شبکه ی نه چندان محبوب و معروف usa در کشور های مختلف شناخته شود.
@NaghdeFilmoSerial
با این که مایک مدرک دانشگاهی ندارد اما هاروی تحت تاثیر نبوغ او قرار می گیرد و او را استخدام می کند.
هر قسمت از سریال روایت گر ماجرایی است که برای این دو نفر اتفاق می افتد . این سریال اپیزودیک هست و شبیه سریال هایی همچون ریدانوان و mad man می باشد. سریال که درام حقوقی هست همراه بودن با ماجراجویی و معما باعث جذابیت بالای سریال شده است.
درام با کمی طنز و البته پیچش های جالب داستانی.
سریال بسیار جذاب و قوی است و تحسین منتقدین را به همراه داشته و طرفداران زیادی دارد و باعث شد شبکه ی نه چندان محبوب و معروف usa در کشور های مختلف شناخته شود.
@NaghdeFilmoSerial
به نام خدا
mad max : fury road 2015
کارگردان : جرج میلر
بازیگران : تام هاردی ، شارلز ترون و ...
نویسندگان : جرج میلر ، برندن مک کارتی و نیکو لاتوریس
ژانر : اکشن و( پسا رستاخیز ، جاده ای)
مقدمه : در پی جنگ های هسته ای برای آب حیات بشر به انتها رسیده و جهان به آشوب کشیده شده ، در این بین مکس اسیر گروهی می شود که او را به عنوان بانک خون استفاده می کنند و سپس در یک تعقیب گریز موفق به فرار می شود و ...
اساس فیلم های اکشن دیوانگی ،کشمکش و خشونت است و این فیلم هر سه را به طور کامل و کنترل شده داشت و توانست چیستی دنیای نابود شده را به خوبی نشان دهد ، با تم بیابانی و شخصیت ها و رفتار های آن ها و ...
از آغاز فیلم ما درگیر هیجان و دیوانگی فیلم می شویم و وقت تلف کردنی در کار نیست ریتم فیلم به طرز دیوانه واری تند است و ما را به درون تعقیب و گریز و انفجار ها می کشاند ، انفجار هایی که حاصل جلوه های ویژه ی واقع گرایانه و نابودی نزدیک به سیصد خودرو در فیلم هستند نه جلوه های ویژه ی کامپیوتری که در فیلم های بلاک باستری دیگر استفاده می شوند.
اکشن و جلوه های ویژه ی این فیلم جز بهترین های تاریخ سینما است و همه ی مطالبی که در بالا ذکر کردم و در ادامه نوشته ام باعث میشود که جرج میلر بهترین کارگردان فیلم های اکشن و این فیلم بهترین فیلم اکشن سینما شود.
فیلم برداری عالی در این فیلم مخصوصا در صحنه های تعقیب و گریز و درگیری کم نظیر است و دیگر ویژگی مهم این فیلم می باشد.
محتوای فیلم مثل شخصیت پردازی و بار درام فیلم هم خوب است اما هر چقدر هم خوب باشد در برابر اکشن و ریتم فیلم و ... نمی تواند خود رو خوب نشان دهد.
بازی تام هاردی و شارلز ترون عالی و باور پذیر بود و شخصیت پردازی را قابل قبول کرد به خصوص شارلز ترون که مو های خود را از ته زد تا شخصیت خشن تری را به نمایش بگذارد (حتی کارگردان هم با این کار مخالف بود)
(تو ایران هم یک بازیگری با گریم پیری مخالفت کرد مبادا شاید پوستش کمی خراب بشه و فقط با عینک پیر شد)
فیلم مکس دیوانه جاده ی خشم توانست با بدست آوردن ۶ جایزه ی اسکار و ۴ گلدن گلب و جوایز معتبر دیگر ، امتیاز ۹۰ از ۱۰۰ از سایت معتبر متا و تحسین و استقبال مخاطبان و منتقدان و فروش نسبتا بالای فیلم و همچنین ویژگی هایی که در پایین خواهم گفت به عنوان بهترین فیلم اکشن تاریخ دست پیدا کند.
هیجان انگیز ترین و دیوانه وار ترین سکانس های فیلم لحظات تعقیب و گریز در بیابان است که با اکشن ها و انفجار های واقعی و موسیقی متن هیجان انگیز ، لذت و هیجان را به طور کامل به بیننده ی روبه روی نمایشگر منتقل میکند و مخاطب را وارد تعقیب و گریز میکند.
در دوره ای که بلاک باستر های آبکی سینما را اشباع کرده اند و گیشه ها را تسخیر و یا دنباله هایی که هر قسمت مزخرف تر از قسمت قبل می شوند مثل سریع و خشن و یا باز سازی های افتضاح،
و فیلم های با مضمون های نژادی یا داستان های حوصله سر بر که جوایز را درو می کنند،
و فیلم های نسبتا خوب پر فروش که فقط بعضی از کمیک های مارول هستند ولی در حد جوایز نیستند ، مد مکس ثابت کرد که می شود هم خدا را داشت هم خرما را.
باشد که الگویی شود برای دیگر اکشن و بلاک باستر ها و سازندگان آن ها.
حرف آخر : یک بار دیدن کافی نیست، حداقل یک بار فقط برای تفریح ببینید و یک بار برای جلوه های و ویژه و جزئیات.
جوایز و افتخارات : برنده ی اسکار در رشته های تدوین صدا ، صدا گذاری ، طراحی صحنه ، تدوین گریم و آرایش مو ، طراحی لباس
نامزد اسکار در رشته های جلوه های تصویری (این رو حتما باید میبرد😐)
بهترین فیلم برداری ، بهترین فیلم ، بهترین کارگردانی
و ده ها جایزه ی معتبر دیگر
امتیاز : ۱۰ از ۱۰❤️
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
mad max : fury road 2015
کارگردان : جرج میلر
بازیگران : تام هاردی ، شارلز ترون و ...
نویسندگان : جرج میلر ، برندن مک کارتی و نیکو لاتوریس
ژانر : اکشن و( پسا رستاخیز ، جاده ای)
مقدمه : در پی جنگ های هسته ای برای آب حیات بشر به انتها رسیده و جهان به آشوب کشیده شده ، در این بین مکس اسیر گروهی می شود که او را به عنوان بانک خون استفاده می کنند و سپس در یک تعقیب گریز موفق به فرار می شود و ...
اساس فیلم های اکشن دیوانگی ،کشمکش و خشونت است و این فیلم هر سه را به طور کامل و کنترل شده داشت و توانست چیستی دنیای نابود شده را به خوبی نشان دهد ، با تم بیابانی و شخصیت ها و رفتار های آن ها و ...
از آغاز فیلم ما درگیر هیجان و دیوانگی فیلم می شویم و وقت تلف کردنی در کار نیست ریتم فیلم به طرز دیوانه واری تند است و ما را به درون تعقیب و گریز و انفجار ها می کشاند ، انفجار هایی که حاصل جلوه های ویژه ی واقع گرایانه و نابودی نزدیک به سیصد خودرو در فیلم هستند نه جلوه های ویژه ی کامپیوتری که در فیلم های بلاک باستری دیگر استفاده می شوند.
اکشن و جلوه های ویژه ی این فیلم جز بهترین های تاریخ سینما است و همه ی مطالبی که در بالا ذکر کردم و در ادامه نوشته ام باعث میشود که جرج میلر بهترین کارگردان فیلم های اکشن و این فیلم بهترین فیلم اکشن سینما شود.
فیلم برداری عالی در این فیلم مخصوصا در صحنه های تعقیب و گریز و درگیری کم نظیر است و دیگر ویژگی مهم این فیلم می باشد.
محتوای فیلم مثل شخصیت پردازی و بار درام فیلم هم خوب است اما هر چقدر هم خوب باشد در برابر اکشن و ریتم فیلم و ... نمی تواند خود رو خوب نشان دهد.
بازی تام هاردی و شارلز ترون عالی و باور پذیر بود و شخصیت پردازی را قابل قبول کرد به خصوص شارلز ترون که مو های خود را از ته زد تا شخصیت خشن تری را به نمایش بگذارد (حتی کارگردان هم با این کار مخالف بود)
(تو ایران هم یک بازیگری با گریم پیری مخالفت کرد مبادا شاید پوستش کمی خراب بشه و فقط با عینک پیر شد)
فیلم مکس دیوانه جاده ی خشم توانست با بدست آوردن ۶ جایزه ی اسکار و ۴ گلدن گلب و جوایز معتبر دیگر ، امتیاز ۹۰ از ۱۰۰ از سایت معتبر متا و تحسین و استقبال مخاطبان و منتقدان و فروش نسبتا بالای فیلم و همچنین ویژگی هایی که در پایین خواهم گفت به عنوان بهترین فیلم اکشن تاریخ دست پیدا کند.
هیجان انگیز ترین و دیوانه وار ترین سکانس های فیلم لحظات تعقیب و گریز در بیابان است که با اکشن ها و انفجار های واقعی و موسیقی متن هیجان انگیز ، لذت و هیجان را به طور کامل به بیننده ی روبه روی نمایشگر منتقل میکند و مخاطب را وارد تعقیب و گریز میکند.
در دوره ای که بلاک باستر های آبکی سینما را اشباع کرده اند و گیشه ها را تسخیر و یا دنباله هایی که هر قسمت مزخرف تر از قسمت قبل می شوند مثل سریع و خشن و یا باز سازی های افتضاح،
و فیلم های با مضمون های نژادی یا داستان های حوصله سر بر که جوایز را درو می کنند،
و فیلم های نسبتا خوب پر فروش که فقط بعضی از کمیک های مارول هستند ولی در حد جوایز نیستند ، مد مکس ثابت کرد که می شود هم خدا را داشت هم خرما را.
باشد که الگویی شود برای دیگر اکشن و بلاک باستر ها و سازندگان آن ها.
حرف آخر : یک بار دیدن کافی نیست، حداقل یک بار فقط برای تفریح ببینید و یک بار برای جلوه های و ویژه و جزئیات.
جوایز و افتخارات : برنده ی اسکار در رشته های تدوین صدا ، صدا گذاری ، طراحی صحنه ، تدوین گریم و آرایش مو ، طراحی لباس
نامزد اسکار در رشته های جلوه های تصویری (این رو حتما باید میبرد😐)
بهترین فیلم برداری ، بهترین فیلم ، بهترین کارگردانی
و ده ها جایزه ی معتبر دیگر
امتیاز : ۱۰ از ۱۰❤️
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
معرفی سریال Shameless
محصول: آمریکا
ژانر: کمدی - درام
امتیاز : 8.7
تعداد فصل : 9
شبکه : Showtime
شماره ی 24 از لیست سریال های برتر
#سریال_برتر
@NaghdeFilmoSerial
محصول: آمریکا
ژانر: کمدی - درام
امتیاز : 8.7
تعداد فصل : 9
شبکه : Showtime
شماره ی 24 از لیست سریال های برتر
#سریال_برتر
@NaghdeFilmoSerial
❤1👍1
بیشرم (Shameless) نام سریال کمدی - درام آمریکایی میباشد که از شبکه شوتایم پخش میشود.
داستان این مجموعه در شیکاگو و در محلهای با نام کاناری ویل اتفاق میافتد و فیلمبرداری آن در ساوت لاندل و بربنک، کالیفرنیا در استودیوی وارنر بروز انجام شده است و پخش این سریال از ۹ ژانویه ۲۰۱۱ آغاز گردیده است .
توی این سریال هرنوع کثافت بازی که فکرش رو بکنین وجود داره .
داستان آنچنان پیچیدگی نداره . یک خانواده ی شش نفره که زندگی خودشون رو میکنن ولی این خانواده از بیخ و بُن مشکل داره ! درمقابلِ داستان ، شخصیت ها فوق العاده پیچیده هستند و خیلی هم خوب طراحی شده اند .
برای مثال فرانک پدر خانواده آدمی دائم الخمر هست و فقط هم به فکر خودشه و کلاً الکل روزش آماده بشه براش کافیه و دختر همین آدم اخلاقیاتی کاملاً متفاوت با پدرش داره و دوست داره تا میتونه به دیگران کمک کنه و دختر کاملاً اجتماعی هم هست 😜 سریال بطور کلی کُمدی عنوان شده اما بارِ درام سریال بیشتر است .
یک درامِ تاریک که حقایق زندگی رو به نمایش درآورده . مهمترین ویژگی که سریال رو بزرگ کرده این موضوعه که یک زندگی چقدر میتونه کثیف باشه و آدم رو به پایین بکشه و این زندگی کثیف چه نقش و مشکلاتی در تربیت و بزرگ شدن کودکان در یک خانواده و محل فاسد داره که تمام این مشکلات به صورت طنز تلخ به زیبایی بیان شده .
اگه میخواید از دیوونه بازی های یک پدر بی خیال و دار و دسته "گَلِگِرها" لذت ببرید Shameless بهترین گزینه است. تجربه بهم ثابت کرده هرکس شیملیس رو دیده خوشش اومده،امیدوارم شما هم همینطور باشید.
@NaghdeFilmoSerial
داستان این مجموعه در شیکاگو و در محلهای با نام کاناری ویل اتفاق میافتد و فیلمبرداری آن در ساوت لاندل و بربنک، کالیفرنیا در استودیوی وارنر بروز انجام شده است و پخش این سریال از ۹ ژانویه ۲۰۱۱ آغاز گردیده است .
توی این سریال هرنوع کثافت بازی که فکرش رو بکنین وجود داره .
داستان آنچنان پیچیدگی نداره . یک خانواده ی شش نفره که زندگی خودشون رو میکنن ولی این خانواده از بیخ و بُن مشکل داره ! درمقابلِ داستان ، شخصیت ها فوق العاده پیچیده هستند و خیلی هم خوب طراحی شده اند .
برای مثال فرانک پدر خانواده آدمی دائم الخمر هست و فقط هم به فکر خودشه و کلاً الکل روزش آماده بشه براش کافیه و دختر همین آدم اخلاقیاتی کاملاً متفاوت با پدرش داره و دوست داره تا میتونه به دیگران کمک کنه و دختر کاملاً اجتماعی هم هست 😜 سریال بطور کلی کُمدی عنوان شده اما بارِ درام سریال بیشتر است .
یک درامِ تاریک که حقایق زندگی رو به نمایش درآورده . مهمترین ویژگی که سریال رو بزرگ کرده این موضوعه که یک زندگی چقدر میتونه کثیف باشه و آدم رو به پایین بکشه و این زندگی کثیف چه نقش و مشکلاتی در تربیت و بزرگ شدن کودکان در یک خانواده و محل فاسد داره که تمام این مشکلات به صورت طنز تلخ به زیبایی بیان شده .
اگه میخواید از دیوونه بازی های یک پدر بی خیال و دار و دسته "گَلِگِرها" لذت ببرید Shameless بهترین گزینه است. تجربه بهم ثابت کرده هرکس شیملیس رو دیده خوشش اومده،امیدوارم شما هم همینطور باشید.
@NaghdeFilmoSerial
👍1
dragon prince
فصل اول که پادشاه سیاه پوست بود و
step prince
هم داشتیم که هیچ ، فصل ۲ تو یک کشور دو ملکه ی لزبین حکومت می کردن😐
بچه هم داشتن🤔 (تو چه دوره ی تاریخی اتفاق مشابهی افتاده؟)
مدل موهای مردونه هم نیاز به وسایل پیشرفته ی آرایش گری داری مثل ماشین اصلاح ، ولی سوار اسب میشن میرن این ور اون ور ، معلوم نیست هدف Netflix چیه ، خودش رو مسخره کرده یا ما رو
فصل اول که پادشاه سیاه پوست بود و
step prince
هم داشتیم که هیچ ، فصل ۲ تو یک کشور دو ملکه ی لزبین حکومت می کردن😐
بچه هم داشتن🤔 (تو چه دوره ی تاریخی اتفاق مشابهی افتاده؟)
مدل موهای مردونه هم نیاز به وسایل پیشرفته ی آرایش گری داری مثل ماشین اصلاح ، ولی سوار اسب میشن میرن این ور اون ور ، معلوم نیست هدف Netflix چیه ، خودش رو مسخره کرده یا ما رو
به نام خدا
how to train your Dragon 3:
the hidden world 2019
کارگردان : دین دبلویس
نویسنده : دین دبلویس
صدا پیشگان : جی بارشول ، کیت بلانشت ، جرارد بالتر و ...
ژانر : درام ، فانتزی (انیمیشن)
مقدمه : قسمت سوم از مجموعه ی مربی اژدها هم مثل قسمت های قبل ماجرای درگیری های هیکاپ و خشم شب و دوستان با افراد خارجی هست که با اژدها ها دشمن هستن و با اومدن یک شکارچی بسیار حرفه ای و خطرناک هیکاپ برای یافتن جهان مخفی اژدهایان با کل قبیله و اژدها ها راهی سفر میشن و ...
کارگردانی این اثر هم مثل دوقسمت قبل است با این تفاوت که داستان سر راست تر و شخصیت ها تک بعدی اند و شوخی ها و قصه زوری طراحی شده که برای سنین پایین تر هم مناسب باشه ، بار کمدی هم مناسب است اما کمدی ها نسبت به دو قسمت قبل ساده تر
به لحاظ بصری با یک جشن رنگ زیبای و عالی طرف هستیم که چشمانمان را خیره می کند و نسبت به دو قسمت قبلی کمی بهتر کار شده . میزانس (عناصر صحنه و رنگ ها و ...) در حد قابل قبولی کار شده و انیمیشن را دلنشین تر میکند
داستان بسیار ساده و سر راست است و پیچیدگی های دو قسمت قبل را ندارد که یک ضعف حساب می شود و باعث می شود که نتوان به اندازه ی دو قسمت قبل لذت برد و هنگام تماشا هیجان لازم را ایجاد نمی کند.
شخصیت منفی هم انصافا اوباهت دراگو رو نداره و از اول هم میشه دستش رو خوند و کلا شخصیت پردازی ضعیفی داشت.
بقیه ی شخصیت ها به جز هیکاپ به چشم نمیان و به حاشیه رانده شدن و اصلا بهشون پرداخت نمیشه و بیشتر نقش فرعی رو دارن
سخن آخر : در کل لذت بخش بود و پایانی زیبا بر این سه گانه جذاب بود
نمره : ۸ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
how to train your Dragon 3:
the hidden world 2019
کارگردان : دین دبلویس
نویسنده : دین دبلویس
صدا پیشگان : جی بارشول ، کیت بلانشت ، جرارد بالتر و ...
ژانر : درام ، فانتزی (انیمیشن)
مقدمه : قسمت سوم از مجموعه ی مربی اژدها هم مثل قسمت های قبل ماجرای درگیری های هیکاپ و خشم شب و دوستان با افراد خارجی هست که با اژدها ها دشمن هستن و با اومدن یک شکارچی بسیار حرفه ای و خطرناک هیکاپ برای یافتن جهان مخفی اژدهایان با کل قبیله و اژدها ها راهی سفر میشن و ...
کارگردانی این اثر هم مثل دوقسمت قبل است با این تفاوت که داستان سر راست تر و شخصیت ها تک بعدی اند و شوخی ها و قصه زوری طراحی شده که برای سنین پایین تر هم مناسب باشه ، بار کمدی هم مناسب است اما کمدی ها نسبت به دو قسمت قبل ساده تر
به لحاظ بصری با یک جشن رنگ زیبای و عالی طرف هستیم که چشمانمان را خیره می کند و نسبت به دو قسمت قبلی کمی بهتر کار شده . میزانس (عناصر صحنه و رنگ ها و ...) در حد قابل قبولی کار شده و انیمیشن را دلنشین تر میکند
داستان بسیار ساده و سر راست است و پیچیدگی های دو قسمت قبل را ندارد که یک ضعف حساب می شود و باعث می شود که نتوان به اندازه ی دو قسمت قبل لذت برد و هنگام تماشا هیجان لازم را ایجاد نمی کند.
شخصیت منفی هم انصافا اوباهت دراگو رو نداره و از اول هم میشه دستش رو خوند و کلا شخصیت پردازی ضعیفی داشت.
بقیه ی شخصیت ها به جز هیکاپ به چشم نمیان و به حاشیه رانده شدن و اصلا بهشون پرداخت نمیشه و بیشتر نقش فرعی رو دارن
سخن آخر : در کل لذت بخش بود و پایانی زیبا بر این سه گانه جذاب بود
نمره : ۸ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
معرفی سریال Sons of Anarchy 😎😍
تعداد فصل : 7
محصول : آمریکا
شبکه : FX
ژانر: اکشن-درام-جنایی
امتیاز :8.7
شماره ی 25 از لیست سریال های برتر
#سریال_برتر
@NaghdeFilmoSerial
تعداد فصل : 7
محصول : آمریکا
شبکه : FX
ژانر: اکشن-درام-جنایی
امتیاز :8.7
شماره ی 25 از لیست سریال های برتر
#سریال_برتر
@NaghdeFilmoSerial
همیشه داستان های فانتزی نمیتونن انسان ها رو راضی نگه دارند و در این بین باید کمی واقع گرا هم باشیم . Sons Of Anarchy یکی از موفق ترین سریال های واقع گراییـست که از شبکه FX به روی صفحه ی تلویزیون رفت .
داستان سریال در مورد یک باند موتورسوار در یک شهر خیالی بنام چارمینگ است که در نزدیکی شهر استاکتون، کالیفرنیا قرار دارد. نام این باند «پسران آشوب» است و در کار قاچاق اسلحه اند. قصه این مجموعه درباره یک گروه از اوباش و الوات خطرناک و تبهکار آمریکایی است که زندگی خود را صرف کارهای خلاف و بیهوده میکنند.
آنها خرج زندگی خود را نیز از طریق قاچاق اسلحه ، سرقت، باجگیری و… به دست می آورند. این گروه از مردان و زنان مدام با موتورسیکلت های خود از جایی به جای دیگر می روند. موتورسواری در کنار، تماشای فیلم های مستهجن و اسحله کشی دغدغه و سرگرمی روزمره اکثر این اوباش قانون گریز است.
آنان هر روز با مردم، نیروهای پلیس و کلانتر درگیر می شوند و تلاش میکنند از طریق زور حرف خود را به کرسی بنشانند. در این شرایط هر کسی که تن به خواسته هایشان نمیدهد، باید با آنان وارد مجادله شود!
در این سریال آدمِ خوبی پیدا نمیشود ، اما تا دلتان بخواهد آدم بد پیدا میشود که برای رسیدن به خواسته ی خودشان حاضرن هرکاری بکنن و خودشون رو بزرگتر از بقیه نشون بدن .
توی این سریال تا دلتون بخواد خشونت ، موتورسیکلت ، خالکوبی ، هرج و مرج وجود داره و اگر به دنیای مافیا علاقه دارید حتماً Sons Of Anarchy رو فراموش نکنید . حتی خیلی ها این سریال رو نسخه ی جدیدِ “سوپرانوز” میدونن .
اگر دنبال یه سریال حرفه ای ، جذاب ، از نظر داستانی معرکه هستید شک نکنید SOA بهترین گزینه ی شماست،سریالی که آهنگ هاش،شخصیت های فرعیش،خشونت هاش، دیالوگ هاش و کلا همه چیش فوق العادست ...
طبق تجربه ای که داشتم SOA درامی هستش که به سلیقه ی هر کسی نمیخوره. ولی خب اگه خوشتون بیاد واقعا دیوونتون میکنه پر از اتفاقات غافل گیر کننده و بعضا بسیار ناراحت کننده😢 یک سریال درجه ۱ و شاهکار با قاطعیت به همه پیشنهادش میکنم و امیدوارم که تجربه خوبی براتون باشه و مثل من از دیدنش لذت ببرید.
@NaghdeFilmoSerial
داستان سریال در مورد یک باند موتورسوار در یک شهر خیالی بنام چارمینگ است که در نزدیکی شهر استاکتون، کالیفرنیا قرار دارد. نام این باند «پسران آشوب» است و در کار قاچاق اسلحه اند. قصه این مجموعه درباره یک گروه از اوباش و الوات خطرناک و تبهکار آمریکایی است که زندگی خود را صرف کارهای خلاف و بیهوده میکنند.
آنها خرج زندگی خود را نیز از طریق قاچاق اسلحه ، سرقت، باجگیری و… به دست می آورند. این گروه از مردان و زنان مدام با موتورسیکلت های خود از جایی به جای دیگر می روند. موتورسواری در کنار، تماشای فیلم های مستهجن و اسحله کشی دغدغه و سرگرمی روزمره اکثر این اوباش قانون گریز است.
آنان هر روز با مردم، نیروهای پلیس و کلانتر درگیر می شوند و تلاش میکنند از طریق زور حرف خود را به کرسی بنشانند. در این شرایط هر کسی که تن به خواسته هایشان نمیدهد، باید با آنان وارد مجادله شود!
در این سریال آدمِ خوبی پیدا نمیشود ، اما تا دلتان بخواهد آدم بد پیدا میشود که برای رسیدن به خواسته ی خودشان حاضرن هرکاری بکنن و خودشون رو بزرگتر از بقیه نشون بدن .
توی این سریال تا دلتون بخواد خشونت ، موتورسیکلت ، خالکوبی ، هرج و مرج وجود داره و اگر به دنیای مافیا علاقه دارید حتماً Sons Of Anarchy رو فراموش نکنید . حتی خیلی ها این سریال رو نسخه ی جدیدِ “سوپرانوز” میدونن .
اگر دنبال یه سریال حرفه ای ، جذاب ، از نظر داستانی معرکه هستید شک نکنید SOA بهترین گزینه ی شماست،سریالی که آهنگ هاش،شخصیت های فرعیش،خشونت هاش، دیالوگ هاش و کلا همه چیش فوق العادست ...
طبق تجربه ای که داشتم SOA درامی هستش که به سلیقه ی هر کسی نمیخوره. ولی خب اگه خوشتون بیاد واقعا دیوونتون میکنه پر از اتفاقات غافل گیر کننده و بعضا بسیار ناراحت کننده😢 یک سریال درجه ۱ و شاهکار با قاطعیت به همه پیشنهادش میکنم و امیدوارم که تجربه خوبی براتون باشه و مثل من از دیدنش لذت ببرید.
@NaghdeFilmoSerial
هرشب درونم برف میبارد...
Blade Runner 2049
به راستی مرز میان خیال و واقعیت کجاست؟ در این دنیای فانی دوست و دشمن ما کیست؟ چگونه میتوان به ماهیت وجودی خویش پی برد؟ آیا انسان همان مخلوقی است که خود میپندارد یا ساخته نیرویی ناشناخته با خاطراتی از پیش تعیین شده است؟؟ به چه کس یا چیزی میتوان اطمینان کرد؟ معیار تشخیص دروغ از حقیقت کدام است؟ آیا اطرافیان تنها برای منفعت خویش با ما ارتباط میگیرند یا این نیز یک توهم توطئه بدبینانه است؟؟؟
تماشای (بلیدرانر) ساخته درخشان (دنیس ویلنوو) ذهن مخاطب را با انبوهی از سوالات اینچنینی به چالش میکشد و در نهایت باعث میشود تمام این سوالات را به نوبت مرور کنید و به پاسخ مورد نظر برسید. بلید رانر یک فیلم نئو نوآر وهمناک است که با ترکیب تکنولوژی و فلسفه خود را تبدیل به معجونی سخت فهم و دیریاب میکند که درنگاه اول ممکن است کمی کند و طولانی بنظر برسد اما با تماشای مجدد آن مدیریت ویلنوو برای روایت را درک خواهید کرد. این مدیریت کردن هم در سلسله روند اتفاقات خود را نمایان میکند و هم در میزانسن و دکوپاژ فیلم. به واقع ویلنوو در امر کارگردانی با دقت نماها را پیش چشم مخاطب قرار میدهد تا فیلم به توازن مناسبی میان هسته فیلمنامه و بافت بصری تصاویرش برسد. چالش اصلی فیلمنامه بلید رانر درمورد هویت است. هویتی که قهرمان فیلم (افسر کی/رایان گاسلینگ) سعی دارد آنرا برای خود آشکار کند. بلید رانر همچون حل کردن یک پازل پیچیده و پر جزییات است. جزییات فیلم هم در دیالوگها و هم در نماها خود را به رخ میکشند. بلید رانر از آن جهت نئو نوآر مینماید که چه درظاهر ماجرا و چه در درونمایه خود از ویژگیهای آن بهره میبرد. پلیسی تنها درپی کشف حقیقت. وجود زنان اغواگر و غیر مطمئن. خیابانهای سرد و باران زده. توطئه و نیرنگی که هرلحظه درکمین قهرمان فیلم است و عدم توانایی تشخیص دوست از دشمن به عنوان مثال از بلید رانر یک فیلم کارآگاهی معمایی در فضایی فوق مدرن ساخته است. در بلید رانر با دقت و حوصله مراحل رمزگشایی از معما را مشاهده میکنیم. از درگیری و زدوخورد با دشمن گرفته تا مراحل کشف و شهودی که به نوبت و درچند مرحله برای افسر کی رخ میدهند همگی در بلید رانر حاضرند و ویلنوو با ساخت این فیلم به نوعی ادای احترامی نیز به آثار کلاسیک پلیسی/جنایی نموده است.
ویلنوو از دو ابزار میزانسن و دکوپاژ(که بدون هم عملا معنا ندارند) برای خلق فضایی خفقان آور بهره میبرد. در نماهای داخلی به عنوان مثال از رنگهایی نظیر( خاکستری. سیاه.قهوه ای) همراه با نورپردازی های خفیف بهره میبرد. به عنوان مثال آپارتمان کوچک و جعبه مانند افسر کی که برای مخاطب به درستی حس تنگنا و خفقان را تداعی میکند. راهرو و پله های آپارتمان نیز به همین شکل به تصویر کشیده شده اند. محیطی تنگ و کم نور همراه با ساکنانی که بعضا تصویری غیر شفاف از آنها نشان داده میشود. مثال دیگر طراحی یتیم خانه خارج از شهر یا خانه یکی از رباتهای فراری است که در هردو این محیط ها ویلنوو نماها را تاریک و دلهره آور ترسیم میکند. مشکی و خاکستری وظیفه رنگ بندی را دارند و از نورپردازی هم چشمنواز و روشن خبری نیست.
این بافت دلمرده و سرد گهگاه در نماهای بیرونی نیز رعایت شده اند. آسمان بارانی و مه آلود شهر لس آنجلس. ساختمانهای بلند تیره. شهروندانی که پوشش مشکی به تن دارند و سفینه های پرنده مشابه به لحاظ رنگی. در نماهای بیرونی البته به فراخور موقعیت زمانی/مکانی روایت تابلوهای دیجیتال و رقص نور مربوط به آنها از تنوع رنگی شامل: (سفید.قرمز.بنفش.سبز) نیز بهره میبرند. تضاد رنگی دراین بخش به خوبی خودنمایی کرده و چشم مخاطب را خسته نمیکنند. زنان رقاصه عظیم الجثه و تبلیغات شهری به عنوان مثال از این دست موارد هستند.
در بلید رانر آشکارا به منظور هشدار دادن به مخاطب نسبت به موقعیت مکانی و افراد حاضر در آن از رنگهایی نظیر( زرد و نارنجی) نیز استفاده شده است. به عنوان مثال مقر فرماندهی والاس (جرد لتو) که در آن رنگ غالب اکثر نماها زرد است یا هنگامی که افسر کی برای یافتن دکارد(هریسون فورد) وارد منطقه ممنوعه و خالی از سکنه میشود نیز زرد (متمایل به نارنجی) عمده قاب را پوشش میدهد .
کارکرد رنگ و نورپردازی در بلید رانر به همراه جایگاه درست دوربین باعث گشته اند تا نماهای فیلم بلید رانر همچون تابلوهای نقاشی متحرک مقابل چشمان مخاطب عرض اندام کنند. مشخصا هلی شات ها بیشتر از سایر نماها در انتقال این حس تاثیر گذارهستند. در بلید رانر دوربین با حرکات هوایی (که معمولا با سرعت پایینی ) اتفاق میفتند به درستی موقعیت و فضای حوادث رابرای مخاطب به تصویر میکشند. پرواز سفینه ها برفراز شهر لس آنجلس. شهرک ها و کارخانه های متروک و مناطق ممنوعه به عنوان مثال که در تمامی این نماها وسعت منطقه و از آن مهمتر تنهایی قهرمان برای مخاطب تفهیم میشود. ویلنوو در هر سکانس
Blade Runner 2049
به راستی مرز میان خیال و واقعیت کجاست؟ در این دنیای فانی دوست و دشمن ما کیست؟ چگونه میتوان به ماهیت وجودی خویش پی برد؟ آیا انسان همان مخلوقی است که خود میپندارد یا ساخته نیرویی ناشناخته با خاطراتی از پیش تعیین شده است؟؟ به چه کس یا چیزی میتوان اطمینان کرد؟ معیار تشخیص دروغ از حقیقت کدام است؟ آیا اطرافیان تنها برای منفعت خویش با ما ارتباط میگیرند یا این نیز یک توهم توطئه بدبینانه است؟؟؟
تماشای (بلیدرانر) ساخته درخشان (دنیس ویلنوو) ذهن مخاطب را با انبوهی از سوالات اینچنینی به چالش میکشد و در نهایت باعث میشود تمام این سوالات را به نوبت مرور کنید و به پاسخ مورد نظر برسید. بلید رانر یک فیلم نئو نوآر وهمناک است که با ترکیب تکنولوژی و فلسفه خود را تبدیل به معجونی سخت فهم و دیریاب میکند که درنگاه اول ممکن است کمی کند و طولانی بنظر برسد اما با تماشای مجدد آن مدیریت ویلنوو برای روایت را درک خواهید کرد. این مدیریت کردن هم در سلسله روند اتفاقات خود را نمایان میکند و هم در میزانسن و دکوپاژ فیلم. به واقع ویلنوو در امر کارگردانی با دقت نماها را پیش چشم مخاطب قرار میدهد تا فیلم به توازن مناسبی میان هسته فیلمنامه و بافت بصری تصاویرش برسد. چالش اصلی فیلمنامه بلید رانر درمورد هویت است. هویتی که قهرمان فیلم (افسر کی/رایان گاسلینگ) سعی دارد آنرا برای خود آشکار کند. بلید رانر همچون حل کردن یک پازل پیچیده و پر جزییات است. جزییات فیلم هم در دیالوگها و هم در نماها خود را به رخ میکشند. بلید رانر از آن جهت نئو نوآر مینماید که چه درظاهر ماجرا و چه در درونمایه خود از ویژگیهای آن بهره میبرد. پلیسی تنها درپی کشف حقیقت. وجود زنان اغواگر و غیر مطمئن. خیابانهای سرد و باران زده. توطئه و نیرنگی که هرلحظه درکمین قهرمان فیلم است و عدم توانایی تشخیص دوست از دشمن به عنوان مثال از بلید رانر یک فیلم کارآگاهی معمایی در فضایی فوق مدرن ساخته است. در بلید رانر با دقت و حوصله مراحل رمزگشایی از معما را مشاهده میکنیم. از درگیری و زدوخورد با دشمن گرفته تا مراحل کشف و شهودی که به نوبت و درچند مرحله برای افسر کی رخ میدهند همگی در بلید رانر حاضرند و ویلنوو با ساخت این فیلم به نوعی ادای احترامی نیز به آثار کلاسیک پلیسی/جنایی نموده است.
ویلنوو از دو ابزار میزانسن و دکوپاژ(که بدون هم عملا معنا ندارند) برای خلق فضایی خفقان آور بهره میبرد. در نماهای داخلی به عنوان مثال از رنگهایی نظیر( خاکستری. سیاه.قهوه ای) همراه با نورپردازی های خفیف بهره میبرد. به عنوان مثال آپارتمان کوچک و جعبه مانند افسر کی که برای مخاطب به درستی حس تنگنا و خفقان را تداعی میکند. راهرو و پله های آپارتمان نیز به همین شکل به تصویر کشیده شده اند. محیطی تنگ و کم نور همراه با ساکنانی که بعضا تصویری غیر شفاف از آنها نشان داده میشود. مثال دیگر طراحی یتیم خانه خارج از شهر یا خانه یکی از رباتهای فراری است که در هردو این محیط ها ویلنوو نماها را تاریک و دلهره آور ترسیم میکند. مشکی و خاکستری وظیفه رنگ بندی را دارند و از نورپردازی هم چشمنواز و روشن خبری نیست.
این بافت دلمرده و سرد گهگاه در نماهای بیرونی نیز رعایت شده اند. آسمان بارانی و مه آلود شهر لس آنجلس. ساختمانهای بلند تیره. شهروندانی که پوشش مشکی به تن دارند و سفینه های پرنده مشابه به لحاظ رنگی. در نماهای بیرونی البته به فراخور موقعیت زمانی/مکانی روایت تابلوهای دیجیتال و رقص نور مربوط به آنها از تنوع رنگی شامل: (سفید.قرمز.بنفش.سبز) نیز بهره میبرند. تضاد رنگی دراین بخش به خوبی خودنمایی کرده و چشم مخاطب را خسته نمیکنند. زنان رقاصه عظیم الجثه و تبلیغات شهری به عنوان مثال از این دست موارد هستند.
در بلید رانر آشکارا به منظور هشدار دادن به مخاطب نسبت به موقعیت مکانی و افراد حاضر در آن از رنگهایی نظیر( زرد و نارنجی) نیز استفاده شده است. به عنوان مثال مقر فرماندهی والاس (جرد لتو) که در آن رنگ غالب اکثر نماها زرد است یا هنگامی که افسر کی برای یافتن دکارد(هریسون فورد) وارد منطقه ممنوعه و خالی از سکنه میشود نیز زرد (متمایل به نارنجی) عمده قاب را پوشش میدهد .
کارکرد رنگ و نورپردازی در بلید رانر به همراه جایگاه درست دوربین باعث گشته اند تا نماهای فیلم بلید رانر همچون تابلوهای نقاشی متحرک مقابل چشمان مخاطب عرض اندام کنند. مشخصا هلی شات ها بیشتر از سایر نماها در انتقال این حس تاثیر گذارهستند. در بلید رانر دوربین با حرکات هوایی (که معمولا با سرعت پایینی ) اتفاق میفتند به درستی موقعیت و فضای حوادث رابرای مخاطب به تصویر میکشند. پرواز سفینه ها برفراز شهر لس آنجلس. شهرک ها و کارخانه های متروک و مناطق ممنوعه به عنوان مثال که در تمامی این نماها وسعت منطقه و از آن مهمتر تنهایی قهرمان برای مخاطب تفهیم میشود. ویلنوو در هر سکانس
پرواز با سفینه اگرچه با کات زدن میان نماهای داخل سفینه (غالبا مدیوم شات) و نماهای خارج آن سعی داشته تعادل بصری اثرش را حفظ کند و از تکرار بپرهیزد اما عمده تاثیر گذاری را با همان نماهای بیرونی هلی شات میگذارد. بلید رانر هنگامی که قصد دارد از تقابل قهرمانش با محیطی ناشناس خبر دهد با گرفتن نماهای (فول شات) از افسر کی مخاطب را نسبت به این امر آگاه میسازد. نمایی که در آن تصویری تمام قد از رایان گاسلینگ را داریم که به سمت هدفی نا معلوم در حرکت است(اطراف او را تماما گرد و غبار پوشانده و مقصد را درقاب نداریم) از این موارد است که موجب میشد تعلیق تنها مربوط به داستان نباشد و نماها نیز تعلیق زا باشند.
بلید رانر همانگونه که در ابتدا نیز اشاره شد در مورد هویت است. تعریفی که ویلنوو و اثرش از این واژه ارائه میدهند کاملا متکی به کنش قهرمان است. به واقع دربلید رانر افسر کی به منظور کشف حقیقت و ماهیت وجودی خویش جانانه و بی محابا تلاش میکند و برای آنکه به باورهای خویش برسد دست به حرکت میزند و موضع مفعلانه به خود نمیگیرد. هرچند در پایان فیلم به مخاطب و قهرمانش یادآوری کند که او نه یک هوش مصنوعی معجزه مانند(متولد شده) که یک کپی به مانند دیگر همنوعان خویش است اما در عمل قهرمان با مجموعه کنشها و تصمیماتش عملا خود بدل به معجزه میشود و تا پای جان تلاش میکند تا افسر دکارد را به فرزندش برساند. افسر کی به واقع در مسیری قرار میگیرد که ابتدا برای رستگاری و ظفرمندی خویش به آب و آتش میزند اما در انتها با ازخود گذشتگی و ایثار به نوع دیگری از آزادی و رهایی میرسد. پس به همین دلیل در آخرین نمایی که ازاو مشاهده میکنیم با خیالی آسوده در پله ها دراز کشیده و با آرامش بارش برف و رحمت الهی را نظاره میکند. به واقع افسر کی پیروز نهایی داستان میشود. پس لمس کردن دانه های برف و سکوتی که دراین لحظه حکم فرما میشود صرفا کارکرد تزیینی نداشته و درراستای پیام نهایی اثر کارکرد دارد. افسر کی پاداش تمام زحمات خویش را در انتها دریافت میکند و به آرامش میرسد.
امتیاز:10
امید سلیمی
@NaghdeFilmoSerial
بلید رانر همانگونه که در ابتدا نیز اشاره شد در مورد هویت است. تعریفی که ویلنوو و اثرش از این واژه ارائه میدهند کاملا متکی به کنش قهرمان است. به واقع دربلید رانر افسر کی به منظور کشف حقیقت و ماهیت وجودی خویش جانانه و بی محابا تلاش میکند و برای آنکه به باورهای خویش برسد دست به حرکت میزند و موضع مفعلانه به خود نمیگیرد. هرچند در پایان فیلم به مخاطب و قهرمانش یادآوری کند که او نه یک هوش مصنوعی معجزه مانند(متولد شده) که یک کپی به مانند دیگر همنوعان خویش است اما در عمل قهرمان با مجموعه کنشها و تصمیماتش عملا خود بدل به معجزه میشود و تا پای جان تلاش میکند تا افسر دکارد را به فرزندش برساند. افسر کی به واقع در مسیری قرار میگیرد که ابتدا برای رستگاری و ظفرمندی خویش به آب و آتش میزند اما در انتها با ازخود گذشتگی و ایثار به نوع دیگری از آزادی و رهایی میرسد. پس به همین دلیل در آخرین نمایی که ازاو مشاهده میکنیم با خیالی آسوده در پله ها دراز کشیده و با آرامش بارش برف و رحمت الهی را نظاره میکند. به واقع افسر کی پیروز نهایی داستان میشود. پس لمس کردن دانه های برف و سکوتی که دراین لحظه حکم فرما میشود صرفا کارکرد تزیینی نداشته و درراستای پیام نهایی اثر کارکرد دارد. افسر کی پاداش تمام زحمات خویش را در انتها دریافت میکند و به آرامش میرسد.
امتیاز:10
امید سلیمی
@NaghdeFilmoSerial
معرفی سریال Justified
تعداد فصل : 6
محصول : آمریکا
شبکه : FX
ژانر : اکشن - وسترن
امتیاز : 8.7
شماره ی 26 از لیست سریال های برتر
#سریال_برتر
@NaghdeFilmoSerial
تعداد فصل : 6
محصول : آمریکا
شبکه : FX
ژانر : اکشن - وسترن
امتیاز : 8.7
شماره ی 26 از لیست سریال های برتر
#سریال_برتر
@NaghdeFilmoSerial