بحث وسترنهای لئونه اینجا پایان یافت.
برای بررسی سنگین تر و عمیق تر باید کمی از فروید کمک گرفت تا بهتر و دقیقتر چیستی این آثار رو فهمید
@NaghdeFilmoSerial
برای بررسی سنگین تر و عمیق تر باید کمی از فروید کمک گرفت تا بهتر و دقیقتر چیستی این آثار رو فهمید
@NaghdeFilmoSerial
نگاهی به The Covenant:
با توجه به تعریف و تمجیدهایی که از واپسین اثر (گایریچی) شنیده بودم، انتظار اثر سطح بالایی را داشتم که متاسفانه برآورده نشد. آشکارا از (میثاق) به عنوان اکشنی سرگرم کننده نباید توقع داشت تاهمچون آثار مهمِ (ضدجنگ) تاریخ سینما علیه جنگ و تبعات حاصل از آن موضع گیری خاصی کند اما مشکل آنجاست که میثاق بهعنوان اثری ساده و یکبار مصرف درتلاش است تا خود را بیش از آنچه که هست، جدی بگیرد.
تاکید بیش از حدِ روایت به پاستوریزه بودن نظامیان آمریکایی در مواجهه با افغانستانیها خود گواه این مدعاست. پرهیز از نمایش خشونت و شکنجه و پیشه کردن صبر و حوصله و احترام به طرف مقابل و حتی پیشکش کردن پول نقد به آنها و... از این دست مواردند. میزانسنهای مربوط به تلاش نظامیان برای یافتن کارگاههای تولید بمب، یادآور تعامل پلیسهای آمریکا با خرده خلافکار یا خبرچینهای خیابانی در خاک خودشان است نه کشوری اشغال شده همچون افغانستان.
ضمنا قهرمان آمریکایی ماجرا نیز چیزی بیشتر از یک نظامی متعهد و کاربلد و البته بامعرفت نبوده و روابطش با خانواده خود نیز محدود به همان دلتنگی و گلایههای رایج آثار مربوط به جنگ است.
گایریچی در مقاطعی هوش مخاطب را نیز دست کمگرفته و به شکل عجیبی سعی در القای شرایط ملتهب و طاقت فرسا به مخاطب دارد. نماهای مشابه و طولانی از حمل قهرمان توسط همرزم افغانستانی (با سکانس عبور از کنار آتش و سرفههای شخص حمل کننده که اغراق آمیز درآمدهاند) و در جلوتر یادآوری تمام این مصائب از زاویه دید قهرمان امریکایی از این دست مواردند. گویی مخاطب به التهاب موجود واقف نبوده و کارگردان میبایست مدام برآنها تاکید کند.
اما آنچه میثاق را قابل تحمل میکند اجرای سکانسهای اکشن و البته اجرای دلپذیر دارسلیم در نقش مترجم_همرزم افغانستانی است. دوربین چه زمانی که روی دست آمده و چه زمانی که در کرین و هلیشاتها به سر میبرد، تصویری درست و ملتهب از موقعیتهای نفسگیر داده و در عینیت بخشیدن به جنگ موفق است. ضمنا تاثیر موسیقی در سکانس تار و مار گشتن آمریکاییها که در ابتدا حالتی سوگوارانه به خود میگیرد و در لحظه رسیدن هلیکوپترها، حالتی حماسی ، از دیگر نکات جالب توجه اثر محسوب میشود.
همچنین نمایی که دوربین در آن با اسیر شدن قهرمان، کج میشود و شاهد نگاه مغموم و شکست خورده وی به سمت لنز دوربین هستیم از جمله مواردی است که از ذوق و هوشمندی خالق اثر حکایت میکند.
میثاق از اهمیتِ تعهد و انسانیت و فداکاری گفته و این مفاهیم را محدود به مرزهای جغرافیایی نمیداند. روایتی است از رفاقتی پرمایه و البته پرخطر که مطابق انتظار با پایانی خوش نیز همراه میشود.
امتیاز : 5.5 از 10
امیدسلیمی
@NaghdeFilmoSerial
#یادداشت
با توجه به تعریف و تمجیدهایی که از واپسین اثر (گایریچی) شنیده بودم، انتظار اثر سطح بالایی را داشتم که متاسفانه برآورده نشد. آشکارا از (میثاق) به عنوان اکشنی سرگرم کننده نباید توقع داشت تاهمچون آثار مهمِ (ضدجنگ) تاریخ سینما علیه جنگ و تبعات حاصل از آن موضع گیری خاصی کند اما مشکل آنجاست که میثاق بهعنوان اثری ساده و یکبار مصرف درتلاش است تا خود را بیش از آنچه که هست، جدی بگیرد.
تاکید بیش از حدِ روایت به پاستوریزه بودن نظامیان آمریکایی در مواجهه با افغانستانیها خود گواه این مدعاست. پرهیز از نمایش خشونت و شکنجه و پیشه کردن صبر و حوصله و احترام به طرف مقابل و حتی پیشکش کردن پول نقد به آنها و... از این دست مواردند. میزانسنهای مربوط به تلاش نظامیان برای یافتن کارگاههای تولید بمب، یادآور تعامل پلیسهای آمریکا با خرده خلافکار یا خبرچینهای خیابانی در خاک خودشان است نه کشوری اشغال شده همچون افغانستان.
ضمنا قهرمان آمریکایی ماجرا نیز چیزی بیشتر از یک نظامی متعهد و کاربلد و البته بامعرفت نبوده و روابطش با خانواده خود نیز محدود به همان دلتنگی و گلایههای رایج آثار مربوط به جنگ است.
گایریچی در مقاطعی هوش مخاطب را نیز دست کمگرفته و به شکل عجیبی سعی در القای شرایط ملتهب و طاقت فرسا به مخاطب دارد. نماهای مشابه و طولانی از حمل قهرمان توسط همرزم افغانستانی (با سکانس عبور از کنار آتش و سرفههای شخص حمل کننده که اغراق آمیز درآمدهاند) و در جلوتر یادآوری تمام این مصائب از زاویه دید قهرمان امریکایی از این دست مواردند. گویی مخاطب به التهاب موجود واقف نبوده و کارگردان میبایست مدام برآنها تاکید کند.
اما آنچه میثاق را قابل تحمل میکند اجرای سکانسهای اکشن و البته اجرای دلپذیر دارسلیم در نقش مترجم_همرزم افغانستانی است. دوربین چه زمانی که روی دست آمده و چه زمانی که در کرین و هلیشاتها به سر میبرد، تصویری درست و ملتهب از موقعیتهای نفسگیر داده و در عینیت بخشیدن به جنگ موفق است. ضمنا تاثیر موسیقی در سکانس تار و مار گشتن آمریکاییها که در ابتدا حالتی سوگوارانه به خود میگیرد و در لحظه رسیدن هلیکوپترها، حالتی حماسی ، از دیگر نکات جالب توجه اثر محسوب میشود.
همچنین نمایی که دوربین در آن با اسیر شدن قهرمان، کج میشود و شاهد نگاه مغموم و شکست خورده وی به سمت لنز دوربین هستیم از جمله مواردی است که از ذوق و هوشمندی خالق اثر حکایت میکند.
میثاق از اهمیتِ تعهد و انسانیت و فداکاری گفته و این مفاهیم را محدود به مرزهای جغرافیایی نمیداند. روایتی است از رفاقتی پرمایه و البته پرخطر که مطابق انتظار با پایانی خوش نیز همراه میشود.
امتیاز : 5.5 از 10
امیدسلیمی
@NaghdeFilmoSerial
#یادداشت
👎1
🎞نقد فیلم و سریال🎞 pinned «نگاهی به The Covenant: با توجه به تعریف و تمجیدهایی که از واپسین اثر (گایریچی) شنیده بودم، انتظار اثر سطح بالایی را داشتم که متاسفانه برآورده نشد. آشکارا از (میثاق) به عنوان اکشنی سرگرم کننده نباید توقع داشت تاهمچون آثار مهمِ (ضدجنگ) تاریخ سینما علیه جنگ…»
Forwarded from Living with Cinema🎥
🎞نقد فیلم و سریال🎞
موافق بررسی وسترنهای لئونه از دیدگاه فروید هستید
دوران کودکی و نوجوانی لئونه در دوران حکمرانی فاشیسم در ایتالیا گذشت.
فروید اعتقاد به نماد و تفسیر اون داشت. اون اعتقاد داشت عقده های درونی و احساسات سرکوب شده هنرمند در هنر بروز پیدا میکنه به شکل نمادین
لئونه صرفا یک تکنسین نیست اون صاحب یک جهان منحصر به فرده که خودش اختراع کرده.
برای فهم نمادهاش باید اول سراغ قهرمان و ضدقهرمان بریم
@NaghdeFilmoSerial
فروید اعتقاد به نماد و تفسیر اون داشت. اون اعتقاد داشت عقده های درونی و احساسات سرکوب شده هنرمند در هنر بروز پیدا میکنه به شکل نمادین
لئونه صرفا یک تکنسین نیست اون صاحب یک جهان منحصر به فرده که خودش اختراع کرده.
برای فهم نمادهاش باید اول سراغ قهرمان و ضدقهرمان بریم
@NaghdeFilmoSerial