🎞نقد فیلم و سریال🎞
از نگاه فروید خواب همش نماده و قابل تفسیره و با تفسیر خواب میشه به ناخودآگاه رسید. @NaghdeFilmoSerial
فروید اثر هنری رو حاصل رنج و درد میدونست. هنرمند برای رهایی از رنج و عقده ها و احساسات سرکوب شده دست به اثر هنری میزنه طبق نظر فروید
@NaghdeFilmoSerial
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
فروید اثر هنری رو حاصل رنج و درد میدونست. هنرمند برای رهایی از رنج و عقده ها و احساسات سرکوب شده دست به اثر هنری میزنه طبق نظر فروید @NaghdeFilmoSerial
دید مجنون را یکی صحرا نورد/
در میان بادیه بنشسته فرد
کرده صفحه ریگ و انگشتان قلم/
میزند با اشک خونین این رقم
گفت ای مجنون شیدا ، چیست این؟/
می نویسی نامه ، بهر کیست این؟
گفت مشق نام لیلی میکنم/
خاطر خود را تسلی میکنم
چون میسر نیست من را کام او/
عشق بازی میكنم با نام او
جامی
جامی سراینده این شعر میشه گفت حرف فروید رو به نوعی رسونده
که میگه مجنون چون عاشق لیلی بود و نمیتونست بهش برسه در عوض رو خاک برای لیلی نامه مینوشت و خاطرش رو تسلی میداد
درواقع فروید میگفت هدف از هنر تسلی یافتن دردهای هنرمنده اگه غیر این باشه هنر اصالت نداره
@NaghdeFilmoSerial
در میان بادیه بنشسته فرد
کرده صفحه ریگ و انگشتان قلم/
میزند با اشک خونین این رقم
گفت ای مجنون شیدا ، چیست این؟/
می نویسی نامه ، بهر کیست این؟
گفت مشق نام لیلی میکنم/
خاطر خود را تسلی میکنم
چون میسر نیست من را کام او/
عشق بازی میكنم با نام او
جامی
جامی سراینده این شعر میشه گفت حرف فروید رو به نوعی رسونده
که میگه مجنون چون عاشق لیلی بود و نمیتونست بهش برسه در عوض رو خاک برای لیلی نامه مینوشت و خاطرش رو تسلی میداد
درواقع فروید میگفت هدف از هنر تسلی یافتن دردهای هنرمنده اگه غیر این باشه هنر اصالت نداره
@NaghdeFilmoSerial
👍1
🎞نقد فیلم و سریال🎞
دید مجنون را یکی صحرا نورد/ در میان بادیه بنشسته فرد کرده صفحه ریگ و انگشتان قلم/ میزند با اشک خونین این رقم گفت ای مجنون شیدا ، چیست این؟/ می نویسی نامه ، بهر کیست این؟ گفت مشق نام لیلی میکنم/ خاطر خود را تسلی میکنم چون میسر نیست من را کام او/ عشق بازی…
نظریات فروید رو فریتز لانگ عالی جواب میده
برای مثال فیلم متروپلیس لانگ درواقع پیشبینی و هشدار لانگ بود به جامعه و در اون خطر ظهور یک حکومت دیکتاتوری رو پیشبینی کرد.
فیلم دکتر مابوزه ۱۹۳۳ اخرین فیلم لانگ در المان. این فیلم کلا نماده و ضدقهرمانش شباهت زیادی به هیتلر داره و نازی ها متوجه این موضوع شدن و جلوی اکران فیلم رو گرفتن
نوآر های لانگ در واقع بازم نماده همش.
شخصیت اصلی نوآرهای اون درواقع زندگی خودشه. ادمی که همیشه مورد اتهامه جامعس و فقط بدشانسی میاره. زن اولش خودکشی میکنه و این جرم به گردن لانگ میفته و میگن لانگ با تفنگ اونرو کشته. همسر دومش به نازی ها میپونده و خودش مجبور به ترک کشورش میشه از ترس نازیها
درواقع خود لانگ همیشه بخاطر مرگ همسر اول مورد سرزنش بوده از طرف جامعه و خیلی ها اعتقاد داشتند قضیه خودکشی نبوده و لانگ اون رو کشته
حالا فهمیدید چرا نوآر های امریکایی لانگ اینقدر تلخه ؟؟
اون تو فیلمهاش داره خودش رو تبرئه میکنه و با اینکار تسلی پیدا میکنه
@NaghdeFilmoSerial
برای مثال فیلم متروپلیس لانگ درواقع پیشبینی و هشدار لانگ بود به جامعه و در اون خطر ظهور یک حکومت دیکتاتوری رو پیشبینی کرد.
فیلم دکتر مابوزه ۱۹۳۳ اخرین فیلم لانگ در المان. این فیلم کلا نماده و ضدقهرمانش شباهت زیادی به هیتلر داره و نازی ها متوجه این موضوع شدن و جلوی اکران فیلم رو گرفتن
نوآر های لانگ در واقع بازم نماده همش.
شخصیت اصلی نوآرهای اون درواقع زندگی خودشه. ادمی که همیشه مورد اتهامه جامعس و فقط بدشانسی میاره. زن اولش خودکشی میکنه و این جرم به گردن لانگ میفته و میگن لانگ با تفنگ اونرو کشته. همسر دومش به نازی ها میپونده و خودش مجبور به ترک کشورش میشه از ترس نازیها
درواقع خود لانگ همیشه بخاطر مرگ همسر اول مورد سرزنش بوده از طرف جامعه و خیلی ها اعتقاد داشتند قضیه خودکشی نبوده و لانگ اون رو کشته
حالا فهمیدید چرا نوآر های امریکایی لانگ اینقدر تلخه ؟؟
اون تو فیلمهاش داره خودش رو تبرئه میکنه و با اینکار تسلی پیدا میکنه
@NaghdeFilmoSerial
نظر منتقدین در مورد فیلم باربی
۹۱/۱۰۰ Entertainment Weekly | منتقد: دیوان کوگان»
توجه و مراقبت گرتا گرویگ نسبت به جزئیات سبب شده تا فیلم «باربی» دیدگاه و نقطه نظری واقعی داشته باشد و همین نیز آن را از اثری به دنبال درآمدزایی و فرنچایزسازی فاصله میدهد.
«۹۱/۱۰۰ Collider | منتقد: راس بونیم»
گرتا گرویگ توانسته اثری بسازد که به ستایش باربی و جهان آن میپردازد و در عین حال نسبت به نواقص آن انتقاداتی دارد؛ این اثر همچنین از زن بودن و همه زیباییها و سختیهای همراه آن تجلیل میکند.
«۹۱/۱۰۰ IndieWire | منتقد: کیت اربلند»
فیلم «باربی» اثری بلاکباستری و دوستداشتنی است که چیزهای بسیار زیادی در ذهن خودش دارد و مطمئنا تماشای مجدد آن میتواند آن را جذابتر نیز کند و حتی با یکبار دیدن نیز همچنان سرگرمکننده و جذاب است.
«۹۰/۱۰۰ IGN | منتقد: آلیسا مورا»
فیلم «باربی» کاوشی استادانه درباره زنانگی و فشارهای روی فرد برای کامل بودن است.
«۹۰/۱۰۰ Screen Rant | منتقد: تاتیانا هولندر»
همه چیز از فیلم «باربی» هم با جذابیت انبوه و هم با بینش شخصی ساخته شده است و همین نیز سبب شده تا این اثر به خوبی بداند که چطور مخاطبانش را راضی کند.
«۸۸/۱۰۰ RogerEbert | منتقد: کریستی لمیر»
فیلم «باربی» جشنی بصری است که هم یک فرار شاد و هم یک فریاد جنگی است.
«۸۰/۱۰۰ Variety | منتقد: پیتر دبروژ»
فیلم «باربی» با نشان دادن یک حس شوخ طبعی درباره اشتباهات گذشته این برند، به ما این اجازه را میدهد تا این اثر را به چالش بکشیم و باید گفت که این اثر آن چیزی نیست که از یک تبلیغ سینمایی برند اسباب بازی انتظار دارید.
«۸۰/۱۰۰ Empire | منتقد: بث وب»
گرتا گرویگ توانسته نوع جدیدی بلاکباستر جاهطلبانه و سرگرمکننده ارائه بدهد که همراه با بازی درخشان دو بازیگر اصلی خودش است.
«۷۷/۱۰۰ The Hollywood Reporter | منتقد: لوویا گیارکی»
فیلم «باربی» پر از جوک و شوخی است که همه چیز را به تمسخر میگیرد و در عین حال به مسائل مهمی اشاره میکند.
«۶۰/۱۰۰ The Guardian | منتقد: پیتر بردشاو»
فیلم «باربی» سرگرمکننده و دوستداشتنی است اما نتیجهگیری خارقالعاده و طوفانی ندارد.
@NaghdeFilmoSerial
۹۱/۱۰۰ Entertainment Weekly | منتقد: دیوان کوگان»
توجه و مراقبت گرتا گرویگ نسبت به جزئیات سبب شده تا فیلم «باربی» دیدگاه و نقطه نظری واقعی داشته باشد و همین نیز آن را از اثری به دنبال درآمدزایی و فرنچایزسازی فاصله میدهد.
«۹۱/۱۰۰ Collider | منتقد: راس بونیم»
گرتا گرویگ توانسته اثری بسازد که به ستایش باربی و جهان آن میپردازد و در عین حال نسبت به نواقص آن انتقاداتی دارد؛ این اثر همچنین از زن بودن و همه زیباییها و سختیهای همراه آن تجلیل میکند.
«۹۱/۱۰۰ IndieWire | منتقد: کیت اربلند»
فیلم «باربی» اثری بلاکباستری و دوستداشتنی است که چیزهای بسیار زیادی در ذهن خودش دارد و مطمئنا تماشای مجدد آن میتواند آن را جذابتر نیز کند و حتی با یکبار دیدن نیز همچنان سرگرمکننده و جذاب است.
«۹۰/۱۰۰ IGN | منتقد: آلیسا مورا»
فیلم «باربی» کاوشی استادانه درباره زنانگی و فشارهای روی فرد برای کامل بودن است.
«۹۰/۱۰۰ Screen Rant | منتقد: تاتیانا هولندر»
همه چیز از فیلم «باربی» هم با جذابیت انبوه و هم با بینش شخصی ساخته شده است و همین نیز سبب شده تا این اثر به خوبی بداند که چطور مخاطبانش را راضی کند.
«۸۸/۱۰۰ RogerEbert | منتقد: کریستی لمیر»
فیلم «باربی» جشنی بصری است که هم یک فرار شاد و هم یک فریاد جنگی است.
«۸۰/۱۰۰ Variety | منتقد: پیتر دبروژ»
فیلم «باربی» با نشان دادن یک حس شوخ طبعی درباره اشتباهات گذشته این برند، به ما این اجازه را میدهد تا این اثر را به چالش بکشیم و باید گفت که این اثر آن چیزی نیست که از یک تبلیغ سینمایی برند اسباب بازی انتظار دارید.
«۸۰/۱۰۰ Empire | منتقد: بث وب»
گرتا گرویگ توانسته نوع جدیدی بلاکباستر جاهطلبانه و سرگرمکننده ارائه بدهد که همراه با بازی درخشان دو بازیگر اصلی خودش است.
«۷۷/۱۰۰ The Hollywood Reporter | منتقد: لوویا گیارکی»
فیلم «باربی» پر از جوک و شوخی است که همه چیز را به تمسخر میگیرد و در عین حال به مسائل مهمی اشاره میکند.
«۶۰/۱۰۰ The Guardian | منتقد: پیتر بردشاو»
فیلم «باربی» سرگرمکننده و دوستداشتنی است اما نتیجهگیری خارقالعاده و طوفانی ندارد.
@NaghdeFilmoSerial
👎2❤1
🎞نقد فیلم و سریال🎞
نظر منتقدین در مورد فیلم باربی ۹۱/۱۰۰ Entertainment Weekly | منتقد: دیوان کوگان» توجه و مراقبت گرتا گرویگ نسبت به جزئیات سبب شده تا فیلم «باربی» دیدگاه و نقطه نظری واقعی داشته باشد و همین نیز آن را از اثری به دنبال درآمدزایی و فرنچایزسازی فاصله میدهد. «۹۱/۱۰۰…
پیتر بردشاو از منتقدین به نام هست که برای رسانه بسیار معروف گاردین قلم میزنه حالا تاپ ۱۰ این منتقد The Addiction (USA, 1994) Boyhood (USA, 2014) Annie Hall (USA, 1977) Black Narcissus (UK, 1947) Zama (Argentina, 2017) Vagabond (France, 1985) In the Mood for Love (China, 2000) Kind Hearts and Coronets (UK, 1949) Raging Bull (USA, 1980) Singin' in the Rain (USA, 1952)
@NaghdeFilmoSerial
@NaghdeFilmoSerial
نظر منتقدین در مورد اوپنهایمر
«۱۰۰/۱۰۰ The Hollywood Reporterمنتقد: دیوید رونی»
فیلم «اوپنهایمر» یک رویداد سینمایی بزرگ، جدی و شجاعانه است و از آن دسته آثاری است که استودیوها امروزه به سراغ آن نمیروند. این اثر به طور کامل توانسته تضادهای یک فرد نابغه را به تصویر بکشد، کسی که مردی عمیقا مشکلدار است و این در حالی است که میراث او با دوگانگی خود او نسبت به دستاوردهایش پیچیده شده است.
«۱۰۰/۱۰۰ RogerEbert | منتقد: مت زولر سایتز»
فیلم «اوپنهایمر» بار دیگر از قدرت کلوزآپ از چهره افراد استفاده کرده، آن هم در حالی که این افراد درگیر کشف هویت خود هستند و اینکه چطور با تصمیمات خودشان روی دیگران چه تأثیری گذاشتهاند.
«۱۰۰/۱۰۰ IGN | منتقد: سیدهنت ادلاکها»
فیلم «اوپنهایمر» ساخته کریستوفر نولان یک بیوگرافی تمام عیار است که با آثار قبلی این ژانر تفاوت دارد و هم حیرتانگیز و هم وحشتناک به نظر میرسد.
«۱۰۰/۱۰۰ Empire | منتقد: دن جولین»
فیلم «اوپنهایمر» یک مطالعه کاراکتر استادانه و خوش ساخت از کریستوفر نولان است، کارگردانی که در سطح کاملا جدیدی قرار دارد. این فیلمی نیست که فقط آن را تماشا کنید، بلکه باید به آن فکر نیز بکنید.
«۱۰۰/۱۰۰ Collider | منتقد: راس بونیم»
فیلم «اوپنهایمر» نه تنها برای کریستوفر نولان بلکه برای تمام دست اندرکاران دستاوردی بزرگ به شمار میرود. این یک اثر سینمایی است که باعث میشود شما از هر جنبه فیلمسازی قدردانی کنید؛ به هم رسیدن همه موارد در این اثر نیز واقعا شگفتانگیز است و شما را به وجد میآورد.
«۹۰/۱۰۰ Screen Rant | منتقد: گریم گاتمن»
فیلم «اوپنهایمر» پرترهای ویرانگر از غرور انسان در مواجه با تغییر است که برخی از هولناکترین و خیرهکنندهترین صحنهها در کارنامه هنری کریستوفر نولان را درون خودش جای داده است.
«۸۰/۱۰۰ The Independent | منتقد: کلاریس لافری»
کیلین مورفی در فیلم «اوپنهایمر» و در هر صحنه از آن درخشان بوده اما در این میان، این رابرت داونی جونیور بوده که واقعا برجسته و خیرهکننده بوده است.
«۸۰/۱۰۰ Polygon | منتقد: اولی ولش»
کریستوفر نولان کاری میکند که همه بینندهها منظور او در فیلم «اوپنهایمر» را درک کنند و سکانس پایانی نیز به خوبی این کار را انجام میدهد. اما قبل از آن، شبکهای از جاهطلبی، سازش، رویاها، سیاست، حسادت و الهامبخش بودن یا در یک کلام انسانیت را شکل میدهد و ثابت میکند که انسان مخوفترین ماشین است.
«۷۵/۱۰۰ IndieWire | منتقد: دیوید ارلیچ»
همانند فیلم پرستیژ (The Prestige) و فیلم میان ستارهای (Interstellar)، فیلم «اوپنهایمر» نیز درباره موجودی احساسی بودن در میان دنیایی وابسته به ریاضیات است. تفاوت این اثر نسبت به آثار قبلی نیز در مقیاس تراژدی و انسانیت آن است.
@NaghdeFilmoSerial
«۱۰۰/۱۰۰ The Hollywood Reporterمنتقد: دیوید رونی»
فیلم «اوپنهایمر» یک رویداد سینمایی بزرگ، جدی و شجاعانه است و از آن دسته آثاری است که استودیوها امروزه به سراغ آن نمیروند. این اثر به طور کامل توانسته تضادهای یک فرد نابغه را به تصویر بکشد، کسی که مردی عمیقا مشکلدار است و این در حالی است که میراث او با دوگانگی خود او نسبت به دستاوردهایش پیچیده شده است.
«۱۰۰/۱۰۰ RogerEbert | منتقد: مت زولر سایتز»
فیلم «اوپنهایمر» بار دیگر از قدرت کلوزآپ از چهره افراد استفاده کرده، آن هم در حالی که این افراد درگیر کشف هویت خود هستند و اینکه چطور با تصمیمات خودشان روی دیگران چه تأثیری گذاشتهاند.
«۱۰۰/۱۰۰ IGN | منتقد: سیدهنت ادلاکها»
فیلم «اوپنهایمر» ساخته کریستوفر نولان یک بیوگرافی تمام عیار است که با آثار قبلی این ژانر تفاوت دارد و هم حیرتانگیز و هم وحشتناک به نظر میرسد.
«۱۰۰/۱۰۰ Empire | منتقد: دن جولین»
فیلم «اوپنهایمر» یک مطالعه کاراکتر استادانه و خوش ساخت از کریستوفر نولان است، کارگردانی که در سطح کاملا جدیدی قرار دارد. این فیلمی نیست که فقط آن را تماشا کنید، بلکه باید به آن فکر نیز بکنید.
«۱۰۰/۱۰۰ Collider | منتقد: راس بونیم»
فیلم «اوپنهایمر» نه تنها برای کریستوفر نولان بلکه برای تمام دست اندرکاران دستاوردی بزرگ به شمار میرود. این یک اثر سینمایی است که باعث میشود شما از هر جنبه فیلمسازی قدردانی کنید؛ به هم رسیدن همه موارد در این اثر نیز واقعا شگفتانگیز است و شما را به وجد میآورد.
«۹۰/۱۰۰ Screen Rant | منتقد: گریم گاتمن»
فیلم «اوپنهایمر» پرترهای ویرانگر از غرور انسان در مواجه با تغییر است که برخی از هولناکترین و خیرهکنندهترین صحنهها در کارنامه هنری کریستوفر نولان را درون خودش جای داده است.
«۸۰/۱۰۰ The Independent | منتقد: کلاریس لافری»
کیلین مورفی در فیلم «اوپنهایمر» و در هر صحنه از آن درخشان بوده اما در این میان، این رابرت داونی جونیور بوده که واقعا برجسته و خیرهکننده بوده است.
«۸۰/۱۰۰ Polygon | منتقد: اولی ولش»
کریستوفر نولان کاری میکند که همه بینندهها منظور او در فیلم «اوپنهایمر» را درک کنند و سکانس پایانی نیز به خوبی این کار را انجام میدهد. اما قبل از آن، شبکهای از جاهطلبی، سازش، رویاها، سیاست، حسادت و الهامبخش بودن یا در یک کلام انسانیت را شکل میدهد و ثابت میکند که انسان مخوفترین ماشین است.
«۷۵/۱۰۰ IndieWire | منتقد: دیوید ارلیچ»
همانند فیلم پرستیژ (The Prestige) و فیلم میان ستارهای (Interstellar)، فیلم «اوپنهایمر» نیز درباره موجودی احساسی بودن در میان دنیایی وابسته به ریاضیات است. تفاوت این اثر نسبت به آثار قبلی نیز در مقیاس تراژدی و انسانیت آن است.
@NaghdeFilmoSerial
👍1
یه نکته مهم در مورد خلق شخصیتهای به یاد ماندنی اینکه باید اون شخصیتها خاص و متمایز باشند
تو وسترنهای لئونه مرد بی نام پانچو(لباس شنل مانند) میپوشه و بسیار کم حرف و مرموزه
در روزی روزگاری در غرب شخصیت اصلی ساز میزنه
خب اینها اونارو تبدیل به شخصیتهای متمایز از سایر شخصیتهای وسترن میکنه
شخصیت که فقط کنش و واکنش قهرمان نیست.
شخصیت میتونه تیکه کلام خاص یا نوع راه رفتن و حرف زدن و لباس پوشیدن باشه.
کسایی که این شخصیتهارو خلق کرد دقیقا یه شخصیت کاملا متمایز با وسترن کلاسیک خلق کرد و شاید یک دلیل موفقیتش همین بود چون مخاطب عام همیشه دنبال چیزهای جدیده
@NaghdeFilmoSerial
تو وسترنهای لئونه مرد بی نام پانچو(لباس شنل مانند) میپوشه و بسیار کم حرف و مرموزه
در روزی روزگاری در غرب شخصیت اصلی ساز میزنه
خب اینها اونارو تبدیل به شخصیتهای متمایز از سایر شخصیتهای وسترن میکنه
شخصیت که فقط کنش و واکنش قهرمان نیست.
شخصیت میتونه تیکه کلام خاص یا نوع راه رفتن و حرف زدن و لباس پوشیدن باشه.
کسایی که این شخصیتهارو خلق کرد دقیقا یه شخصیت کاملا متمایز با وسترن کلاسیک خلق کرد و شاید یک دلیل موفقیتش همین بود چون مخاطب عام همیشه دنبال چیزهای جدیده
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
حتی اسامیشون خاصه مرد بی نام هارمونیکا که بخاطر ساز زدنش این اسم رو روش گذاشتن @NaghdeFilmoSerial
یا مثلا با صدای اون اسیاب بادی که در سکانس آغازین به گوش میرسه. در روزی روزگاری در غرب یک مکان خاص خلق میکنه
@NaghdeFilmoSerial
@NaghdeFilmoSerial
10 تریلر مورد علاقه پالین کیل
10. Mona Lisa (1986, Neil Jordan)
9. Dressed to Kill (1980, Brian De Palma)
8. Eyes of Laura Mars (1978, Irvin Kershner
7. Pixote (1980, Héctor Babenco)
6. Thieves Like Us (1974, Robert Altman)
5. The Stepfather (1987, Joseph Ruben)
4. The Killer Elite (1975, Sam Peckinpah
3. Diva (1981, Jean-Jacques Beineix)
2. We Still Kill the Old Way (1967, Elio Petri)
1. Blow Out (1981, Brian De Palma)
@NaghdeFilmoSerial
10. Mona Lisa (1986, Neil Jordan)
9. Dressed to Kill (1980, Brian De Palma)
8. Eyes of Laura Mars (1978, Irvin Kershner
7. Pixote (1980, Héctor Babenco)
6. Thieves Like Us (1974, Robert Altman)
5. The Stepfather (1987, Joseph Ruben)
4. The Killer Elite (1975, Sam Peckinpah
3. Diva (1981, Jean-Jacques Beineix)
2. We Still Kill the Old Way (1967, Elio Petri)
1. Blow Out (1981, Brian De Palma)
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
10 تریلر مورد علاقه پالین کیل 10. Mona Lisa (1986, Neil Jordan) 9. Dressed to Kill (1980, Brian De Palma) 8. Eyes of Laura Mars (1978, Irvin Kershner 7. Pixote (1980, Héctor Babenco) 6. Thieves Like Us (1974, Robert Altman) 5. The Stepfather (1987, Joseph…
یا موسی بن جعفر بجز دی پالما هیچکدومو ندیدم😂😂😂
@NaghdeFilmoSerial
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
یه نکته مهم در مورد خلق شخصیتهای به یاد ماندنی اینکه باید اون شخصیتها خاص و متمایز باشند تو وسترنهای لئونه مرد بی نام پانچو(لباس شنل مانند) میپوشه و بسیار کم حرف و مرموزه در روزی روزگاری در غرب شخصیت اصلی ساز میزنه خب اینها اونارو تبدیل به شخصیتهای متمایز…
تو بعضی فیلمها فضاسازی خیلی مهمه
وسترن یکی از اون ژانرهاست که بنظرم توش فضاسازی خیلی مهمه
و پرده عریض کمک زیادی به کارگردان میکنه
و تو قاب بندی بنظرم دست کارگردان بازتره
@NaghdeFilmoSerial
وسترن یکی از اون ژانرهاست که بنظرم توش فضاسازی خیلی مهمه
و پرده عریض کمک زیادی به کارگردان میکنه
و تو قاب بندی بنظرم دست کارگردان بازتره
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
تو بعضی فیلمها فضاسازی خیلی مهمه وسترن یکی از اون ژانرهاست که بنظرم توش فضاسازی خیلی مهمه و پرده عریض کمک زیادی به کارگردان میکنه و تو قاب بندی بنظرم دست کارگردان بازتره @NaghdeFilmoSerial
این چند نما رو ببننید پرده عریض چقدر کمک به قاب بندی کرده و پس زمینه که تو فوکوس هست و فضاسازی بهتر صورت میگیره
@NaghdeFilmoSerial
@NaghdeFilmoSerial
👍1
🎞نقد فیلم و سریال🎞
Photo
گرفتن چنین نمایی در کادر مربعی یا کمی عریضتر غیر ممکنه چنین قاب بندی و نشان دادن جزئیات پس زمینه
@NaghdeFilmoSerial
@NaghdeFilmoSerial
یه نکته در مورد روزی روزگاری در غرب استفاده از صداست
صدا صرفا وسیله ای برای دیالوگ گویی نیست
سکانس آغازین از صدای اسیاب بادی استفاده میکنه برای فضاسازی
سکانس بعدی و قتل خانواده ،از صدای فرار پرنده ها میشه فهمید کسی داره میاد
و از همه مهمتر هارمونیکا که ساز میزنه حتی اگه قیافش رو نبینیم و صدای سازش بیاد میفهمیم این اطرافه
@NaghdeFilmoSerial
صدا صرفا وسیله ای برای دیالوگ گویی نیست
سکانس آغازین از صدای اسیاب بادی استفاده میکنه برای فضاسازی
سکانس بعدی و قتل خانواده ،از صدای فرار پرنده ها میشه فهمید کسی داره میاد
و از همه مهمتر هارمونیکا که ساز میزنه حتی اگه قیافش رو نبینیم و صدای سازش بیاد میفهمیم این اطرافه
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
یه نکته در مورد روزی روزگاری در غرب استفاده از صداست صدا صرفا وسیله ای برای دیالوگ گویی نیست سکانس آغازین از صدای اسیاب بادی استفاده میکنه برای فضاسازی سکانس بعدی و قتل خانواده ،از صدای فرار پرنده ها میشه فهمید کسی داره میاد و از همه مهمتر هارمونیکا که…
درواقع هنر سینما همینه
استفاده از صدا برای پیشبرد داستان و فضاسازی نه صرفا دیالوگ گویی های کسالت بار
یا مثلا با بازی با نور و سایه و کنتراست برای فضاسازی و داستان گویی
کاری که اکسپرسیونیسم میکنه
@NaghdeFilmoSerial
استفاده از صدا برای پیشبرد داستان و فضاسازی نه صرفا دیالوگ گویی های کسالت بار
یا مثلا با بازی با نور و سایه و کنتراست برای فضاسازی و داستان گویی
کاری که اکسپرسیونیسم میکنه
@NaghdeFilmoSerial
❤1