👍1
Forwarded from Living with Cinema🎥
#باهم_گوش_کنیم بعدی به یک کمدیسیاه جذاب از سینمای دانمارک اختصاص خواهد داشت.
سیبهای آدام .۲۰۰۵
امیدسلیمی
@livibc
سیبهای آدام .۲۰۰۵
امیدسلیمی
@livibc
👍3
بریم سراغ مهر هفتم
The Seventh seal 1957
تم اثر مرگ هست. مرگ و ترس و وحشت از اون در همه جای فیلم هست.
شوالیه و کشیشان و کلیسا در واقع در نزد عام مردم نماد معنویت و دین هستند. برگمان تو این فیلم هیچ نظر خوشی نسبت به اونها نشون نمیده. همینطور کارگردان نگاه خوشی نسبت به عامه مردم نداره . اونهارو موجوداتی درگیر شهوت و خشم و جهل و ترس نشون میده.
قهرمان داستان ما نه شوالیه هست نه کشیش و کلیسا. قهرمان داستان ما و اونکسی که کارگردان نظر مطلوبی بهش داره. همان بازیگر سیرک شوخ و خندانه. همان که شمایلی از مریم مقدس رو میبینه . همان که کسی باورش نمیکنه و فکر میکنند خواب و رویا میبینه . چون شاید ظاهر خوبی نداره . اخه یک دلقک سیرک میتوانه مریم مقدس رو ببینه. فرشته مرگ رو میتونه ببینه. ادمی هست عین صاف و سادگی و صمیمیت و معصومیت. وقتی دوستش میگه برای مردم نمایشی از مرگ اجرا کنیم میگوید نه بیاید مردم را سرگرم و شاد کنیم. اون صحنه که اهلکلیسا میان و خودشونو شلاق میزنن و مجلس سرگرمی رو خراب میکنند. همه به اونها احترام میزارند انگار ترسیدن و از مرگ ترسیدن.
شوالیه به یک ندانم گرایی در زندگیش رسیده. اون واقعا نمیدونه ایا خدا هست ایا نه و میگه اگه خدا هست چرا خودشو نشان من نمیده. انگار وقت خریده از فرشته مرگ تا خدارو پیدا کنه.
پایان فیلم مهمترین قسمت فیلمه . شوالیه ما در جستجوی خدای خویش ناکام میمانه و پایان فیلم از ترس از مرگ خدارو میخواند. انگار شوالیه راه رو اشتباه رفته. به کلیسا میره از این و ان سوال میپرسه ولی از بازیگر سیرک نه . انگار کسی اصلا اون رو جدی نمیگیره همه اون رو به چشم یک دلقک میبینند.
و اون نمایی که بازیگر سیرک رقصان با مرگ اون ۷ نفر رو میبینه در اکستریم لانگ شات. خیلی مهمه. انگار پیروز این ماجرا فقط دلقک سیرک هست و بقیه رو ذلیل و خار و مغلوب مرگ نشون میده
پایان فیلم اون بازیگر سیرک میمانه و همسر و دخترش و مرگ بقیه رو مغلوب میکنه. بازیگر سیرک از دست مرگ فرار کرد چون اون رو دید.
بازیگر سیرک نماد معنویت و انسانیت خالصه ولی همه نسبت بهش بی اعتنا هستند. اون انگار مقامی داره که حتی فرشته مرگ توان مغلوب کردنش رو نداره.
پایان فیلم هم برگمان به نوعی همرو تحقیر میکنه و اونارو مغلوب و اسیر مرگ و در ترس از مرگ نشون میده به جز همان بازیگر سیرک.
فیلم وحشتناک زیر متن های سنگین داره که فهمش مهارت میخواد
@NaghdeFilmoSerial
The Seventh seal 1957
تم اثر مرگ هست. مرگ و ترس و وحشت از اون در همه جای فیلم هست.
شوالیه و کشیشان و کلیسا در واقع در نزد عام مردم نماد معنویت و دین هستند. برگمان تو این فیلم هیچ نظر خوشی نسبت به اونها نشون نمیده. همینطور کارگردان نگاه خوشی نسبت به عامه مردم نداره . اونهارو موجوداتی درگیر شهوت و خشم و جهل و ترس نشون میده.
قهرمان داستان ما نه شوالیه هست نه کشیش و کلیسا. قهرمان داستان ما و اونکسی که کارگردان نظر مطلوبی بهش داره. همان بازیگر سیرک شوخ و خندانه. همان که شمایلی از مریم مقدس رو میبینه . همان که کسی باورش نمیکنه و فکر میکنند خواب و رویا میبینه . چون شاید ظاهر خوبی نداره . اخه یک دلقک سیرک میتوانه مریم مقدس رو ببینه. فرشته مرگ رو میتونه ببینه. ادمی هست عین صاف و سادگی و صمیمیت و معصومیت. وقتی دوستش میگه برای مردم نمایشی از مرگ اجرا کنیم میگوید نه بیاید مردم را سرگرم و شاد کنیم. اون صحنه که اهلکلیسا میان و خودشونو شلاق میزنن و مجلس سرگرمی رو خراب میکنند. همه به اونها احترام میزارند انگار ترسیدن و از مرگ ترسیدن.
شوالیه به یک ندانم گرایی در زندگیش رسیده. اون واقعا نمیدونه ایا خدا هست ایا نه و میگه اگه خدا هست چرا خودشو نشان من نمیده. انگار وقت خریده از فرشته مرگ تا خدارو پیدا کنه.
پایان فیلم مهمترین قسمت فیلمه . شوالیه ما در جستجوی خدای خویش ناکام میمانه و پایان فیلم از ترس از مرگ خدارو میخواند. انگار شوالیه راه رو اشتباه رفته. به کلیسا میره از این و ان سوال میپرسه ولی از بازیگر سیرک نه . انگار کسی اصلا اون رو جدی نمیگیره همه اون رو به چشم یک دلقک میبینند.
و اون نمایی که بازیگر سیرک رقصان با مرگ اون ۷ نفر رو میبینه در اکستریم لانگ شات. خیلی مهمه. انگار پیروز این ماجرا فقط دلقک سیرک هست و بقیه رو ذلیل و خار و مغلوب مرگ نشون میده
پایان فیلم اون بازیگر سیرک میمانه و همسر و دخترش و مرگ بقیه رو مغلوب میکنه. بازیگر سیرک از دست مرگ فرار کرد چون اون رو دید.
بازیگر سیرک نماد معنویت و انسانیت خالصه ولی همه نسبت بهش بی اعتنا هستند. اون انگار مقامی داره که حتی فرشته مرگ توان مغلوب کردنش رو نداره.
پایان فیلم هم برگمان به نوعی همرو تحقیر میکنه و اونارو مغلوب و اسیر مرگ و در ترس از مرگ نشون میده به جز همان بازیگر سیرک.
فیلم وحشتناک زیر متن های سنگین داره که فهمش مهارت میخواد
@NaghdeFilmoSerial
👍1🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این نما عالیه
فرشته مرگ داره میره جان شوالیه رو بگیره.
چقدر خوبه این نما شنل سیاه فرشته سایه انداخته بر هیبت شوالیه وانگار داره اون رو در درون خودش میبلعه.
تو تصویر ما داریم مغلوب بودن شوالیه رو میبینیم در مقابل فرشته مرگ
این مهمه .سینما زبان تصویره و واقعا تصویر چنین حسی رو ایجاد میکنه.
@NaghdeFilmoSerial
فرشته مرگ داره میره جان شوالیه رو بگیره.
چقدر خوبه این نما شنل سیاه فرشته سایه انداخته بر هیبت شوالیه وانگار داره اون رو در درون خودش میبلعه.
تو تصویر ما داریم مغلوب بودن شوالیه رو میبینیم در مقابل فرشته مرگ
این مهمه .سینما زبان تصویره و واقعا تصویر چنین حسی رو ایجاد میکنه.
@NaghdeFilmoSerial
👍1
پوستر شاهکار مهر هفتم
شوالیه که مغلوب فرشته مرگه و انگار داره توسط اون بلعیده و احاطه میشه سایش بر بخشی از صورت اون افتاده
و شوالیه ای که سرش پایینه که نشانه تسلیم بودنه و همینطور انگار در فکره
@NaghdeFilmoSerial
شوالیه که مغلوب فرشته مرگه و انگار داره توسط اون بلعیده و احاطه میشه سایش بر بخشی از صورت اون افتاده
و شوالیه ای که سرش پایینه که نشانه تسلیم بودنه و همینطور انگار در فکره
@NaghdeFilmoSerial
و بازی فرشته مرگ در فیلم عالیه. واقعا عالیه . سرد و سنگین و بی احساسه که متناسب با اسم و رسم و شخصیتشه
@NaghdeFilmoSerial
@NaghdeFilmoSerial
فیلم بعدی چی باشه
Anonymous Poll
49%
توت فرنگی های وحشی
25%
محمد رسول الله
7%
ماجرا انتونیونی
10%
بدنام اسپلباند هیچکاک
9%
جلادان هم میمیرند فریتز لانگ
🎞نقد فیلم و سریال🎞 pinned «بریم سراغ مهر هفتم The Seventh seal 1957 تم اثر مرگ هست. مرگ و ترس و وحشت از اون در همه جای فیلم هست. شوالیه و کشیشان و کلیسا در واقع در نزد عام مردم نماد معنویت و دین هستند. برگمان تو این فیلم هیچ نظر خوشی نسبت به اونها نشون نمیده. همینطور کارگردان…»
شبهای تابستان بولونیا در ایتالیا
چه کیفی میکنند
اینم مملکت خودمون تابستون میشه دغدغه دولت اینه یکی با لباس کوتاه و بی روسری نره بیرون
@NaghdeFilmoSerial
چه کیفی میکنند
اینم مملکت خودمون تابستون میشه دغدغه دولت اینه یکی با لباس کوتاه و بی روسری نره بیرون
@NaghdeFilmoSerial
کوتاه با نگهبانان کهکشان ۳:
اصولا چه موافق آثار بلاکباستری باشیم و چه مخالف دو آتشه آنها، سینما برای ادامه حیاتش به آنها وابسته است. چنانچه در دوران افول کرونا نیز شاهد تاخت و تاز آثاری نظیر آواتار. تاپگان. جانویک و نگهبانان کهکشان و امثالهم بودهایم که رونق مجددی به چرخه اکران وارد کردهاند.
(نگهبانانکهمشان ۳) نیز بار دیگر بر کاربلدی (جیمزگان) در ساخت بلاکباستریهای استاندارد و حال خوب کن تاکید میورزد.
اثری که طبق انتظار با تلفیق (اکشن.سایفای .کمدی.ادونچر) مخاطب را همراه خویش ساخته و به سرعت از وضعیت تعادل ابتدایی فاصله گرفته و با خلق و بسط وضعیت آشفتگی و هپیاندی قابل پیش بینی ، پیش چشم مخاطب قرار میگیرد.
اینجا نیز با همان فرمول اتحاد قهرمانها برای غلبه بر شروری تمامیتخواه طرفیم با این تفاوت که مسئله را در ابتدا شخصی و محدود یه یک شخصیت کرده(نجات جان راکت) و از پس آن به مسئله نجات سایر مخلوقات جهان هستی میرسد. آشکارا وجود خط زمانی مربوط به گذشته راکت نیز بر مسئله هویت و تلاش برای حفظ آن تاکید دارد.
نگهابانان کهکشان ۳ دارای چند شوخی بامزه و به یادماندنی نیز هست از جمله زمانیکه بر سر انتخاب و کارکرد دکمه های رنگی لباسها، بحثی شکل میگیرد یا زمانیکه پای قهرمانان اثر به سیارهای با مخلوقات جهش یافته باز میشود و شاهد تقابل آنها با یکدیگریم. هرچند اکشنهای پرتعداد و پر زرق و برق اثر (با وجود دکوپاژ درست و بهرهمندی از انواع حرکات دوربین و موسیقی و جلوههای ویژه و...) به مانند سابق اثر گذار نیستند و بشخصه آنها را فاقد خلاقیتی چشمگیر یافتم (به نسبت ۹ سال قبل که با نخستین قسمت مجموعه مواجه شدم یا به نسبت نقاط اوج ِمارول همچون اونجرزها)
هوشمندی روایت اما در دراماتیزه کردن حوادث بشدت آشنا و قابل پیشبینی است. آشکارا منظورم چند سکانسی است که به تقابل راکتِ جوان با همسلولیهایش در قفس اختصاص پیدا میکند. از سکانس مربوط به گفتگوی آنها که با نگاه به سقف قفس همراه شده تا اوج دراماتیکی همچون کشتهشدن آنها بر اثر تصمیم ناگهانی راکت و درنهایت سکانس ملاقات ارواح آنها با یکدیگر.
گان موفق میشود از پس تمام شوخی و اکشنها و لایههای ظاهری به چند سکانس پر حس و حال رسیده و مخاطب را ولو برای اندک دقایقی با بخش دیگری از توانمندیهایش آشنا کند (آشکارا تاثیر مثبت این دست سکانسها را در حد بضاعت این مدل فیلمها در نظر گرفتهام ، نه بیشتر)
امتیاز : 7.5 از 10
#یادداشت
امیدسلیمی
@NaghdeFilmoSerial
اصولا چه موافق آثار بلاکباستری باشیم و چه مخالف دو آتشه آنها، سینما برای ادامه حیاتش به آنها وابسته است. چنانچه در دوران افول کرونا نیز شاهد تاخت و تاز آثاری نظیر آواتار. تاپگان. جانویک و نگهبانان کهکشان و امثالهم بودهایم که رونق مجددی به چرخه اکران وارد کردهاند.
(نگهبانانکهمشان ۳) نیز بار دیگر بر کاربلدی (جیمزگان) در ساخت بلاکباستریهای استاندارد و حال خوب کن تاکید میورزد.
اثری که طبق انتظار با تلفیق (اکشن.سایفای .کمدی.ادونچر) مخاطب را همراه خویش ساخته و به سرعت از وضعیت تعادل ابتدایی فاصله گرفته و با خلق و بسط وضعیت آشفتگی و هپیاندی قابل پیش بینی ، پیش چشم مخاطب قرار میگیرد.
اینجا نیز با همان فرمول اتحاد قهرمانها برای غلبه بر شروری تمامیتخواه طرفیم با این تفاوت که مسئله را در ابتدا شخصی و محدود یه یک شخصیت کرده(نجات جان راکت) و از پس آن به مسئله نجات سایر مخلوقات جهان هستی میرسد. آشکارا وجود خط زمانی مربوط به گذشته راکت نیز بر مسئله هویت و تلاش برای حفظ آن تاکید دارد.
نگهابانان کهکشان ۳ دارای چند شوخی بامزه و به یادماندنی نیز هست از جمله زمانیکه بر سر انتخاب و کارکرد دکمه های رنگی لباسها، بحثی شکل میگیرد یا زمانیکه پای قهرمانان اثر به سیارهای با مخلوقات جهش یافته باز میشود و شاهد تقابل آنها با یکدیگریم. هرچند اکشنهای پرتعداد و پر زرق و برق اثر (با وجود دکوپاژ درست و بهرهمندی از انواع حرکات دوربین و موسیقی و جلوههای ویژه و...) به مانند سابق اثر گذار نیستند و بشخصه آنها را فاقد خلاقیتی چشمگیر یافتم (به نسبت ۹ سال قبل که با نخستین قسمت مجموعه مواجه شدم یا به نسبت نقاط اوج ِمارول همچون اونجرزها)
هوشمندی روایت اما در دراماتیزه کردن حوادث بشدت آشنا و قابل پیشبینی است. آشکارا منظورم چند سکانسی است که به تقابل راکتِ جوان با همسلولیهایش در قفس اختصاص پیدا میکند. از سکانس مربوط به گفتگوی آنها که با نگاه به سقف قفس همراه شده تا اوج دراماتیکی همچون کشتهشدن آنها بر اثر تصمیم ناگهانی راکت و درنهایت سکانس ملاقات ارواح آنها با یکدیگر.
گان موفق میشود از پس تمام شوخی و اکشنها و لایههای ظاهری به چند سکانس پر حس و حال رسیده و مخاطب را ولو برای اندک دقایقی با بخش دیگری از توانمندیهایش آشنا کند (آشکارا تاثیر مثبت این دست سکانسها را در حد بضاعت این مدل فیلمها در نظر گرفتهام ، نه بیشتر)
امتیاز : 7.5 از 10
#یادداشت
امیدسلیمی
@NaghdeFilmoSerial
👏2
🎞نقد فیلم و سریال🎞
پوستر شاهکار مهر هفتم شوالیه که مغلوب فرشته مرگه و انگار داره توسط اون بلعیده و احاطه میشه سایش بر بخشی از صورت اون افتاده و شوالیه ای که سرش پایینه که نشانه تسلیم بودنه و همینطور انگار در فکره @NaghdeFilmoSerial
مُهر هفتم پر تماشاگرترین فیلم سینمایی برگمن است. دوم این که، این فیلم یکی از پر تماشگرترین فیلمهای هنری دههی پنجاه به این سو است. سوم این که، این فیلم هم از سوی روشنفکران بیباور به دین و هم از سوی باورمندان به دین و مذهب مورد استقبال قرار گرفته است. کشیشهای مسیحی و روحانیان مسلمان یک گروه از مراجعهکنندگان به مُهر هفتم هستند و روشنفکران و مجامع علمی و فرهنگی گروهی دیگر. طبق آمار منتشره در آمریکا، از زمان تهیهی فیلم مهر هفتم در سال ۱۹۵۷ تا کنون این فیلم به طور متوسط هر روز سه بار در دانشگاهها و مراکز عملی و آموزشی این کشور به نمایش درآمده است.
@NaghdeFilmoSerial
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
مُهر هفتم پر تماشاگرترین فیلم سینمایی برگمن است. دوم این که، این فیلم یکی از پر تماشگرترین فیلمهای هنری دههی پنجاه به این سو است. سوم این که، این فیلم هم از سوی روشنفکران بیباور به دین و هم از سوی باورمندان به دین و مذهب مورد استقبال قرار گرفته است. کشیشهای…
اینگمار برگمان خود در مورد ساخته اش چنین می گوید : "مهر هفتم از معدود فیلم هایی است که واقعاً به آن دلبسته ام ... من در این فیلم به هر دیوانگی ای که تصورش را می کردم دست زدم!
@NaghdeFilmoSerial
@NaghdeFilmoSerial
فیلمفارسی و وسترن اسپاگتی
اصطلاح فیلمفارسی توسط منتقدین ایرانی در دهه ۴۰ شمسی به آثاری که شخصیتهای مقوا و پیچش های پیرنگ باور نکردنی و داستان لوس و بسیار احساسگرایانه داشتند نسبت داده شد.
متقدین سینمای ایران اعتقاد داشتند فیلمفارسی سینمای ایران رو قبضه کرده و اون رو به لجن و ابتذال کشیده.
در واقع اصطلاح فیلمفارسی یک اصطلاح هجوی هست و بار تمسخرامیز و منفی داره
اصطلاح وسترن اسپاگتی برای نخستین بار به فیلم های سرجیو لئونه داده شد. در نگاه منتقدین غربی این آثار هنر درجه ۲ و مبتذل بودند و مانند منتقدین ایرانی، منتقدین غربی اعتقاد داشتند این آثار سینمای غرب رو به انحطاط و ابتذال کشانده.
شاید باورتان نشه ولی اصطلاح وسترن اسپاگتی و فیلمفارسی شباهتهای زیادی به هم دارند.
هر۲ در دهه ۶۰ میلادی اختراع شدند
هر ۲ کلمه بار منفی و هجوی دارند
هر ۲ کلمه توسط منتقدین اختراع شدند
بیراه نیست بگوییم فیلمفارسی معادل ایرانی وسترن اسپاگتی هست و این ۲ اصطلاح در واقع پسرعمو هستند و شباهت های ژنتیکی زیادی دارند
حالا منتقدین ایرانی از غربیها تقلید کردند یا غربیها از ما؟؟؟؟
@NaghdeFilmoSerial
اصطلاح فیلمفارسی توسط منتقدین ایرانی در دهه ۴۰ شمسی به آثاری که شخصیتهای مقوا و پیچش های پیرنگ باور نکردنی و داستان لوس و بسیار احساسگرایانه داشتند نسبت داده شد.
متقدین سینمای ایران اعتقاد داشتند فیلمفارسی سینمای ایران رو قبضه کرده و اون رو به لجن و ابتذال کشیده.
در واقع اصطلاح فیلمفارسی یک اصطلاح هجوی هست و بار تمسخرامیز و منفی داره
اصطلاح وسترن اسپاگتی برای نخستین بار به فیلم های سرجیو لئونه داده شد. در نگاه منتقدین غربی این آثار هنر درجه ۲ و مبتذل بودند و مانند منتقدین ایرانی، منتقدین غربی اعتقاد داشتند این آثار سینمای غرب رو به انحطاط و ابتذال کشانده.
شاید باورتان نشه ولی اصطلاح وسترن اسپاگتی و فیلمفارسی شباهتهای زیادی به هم دارند.
هر۲ در دهه ۶۰ میلادی اختراع شدند
هر ۲ کلمه بار منفی و هجوی دارند
هر ۲ کلمه توسط منتقدین اختراع شدند
بیراه نیست بگوییم فیلمفارسی معادل ایرانی وسترن اسپاگتی هست و این ۲ اصطلاح در واقع پسرعمو هستند و شباهت های ژنتیکی زیادی دارند
حالا منتقدین ایرانی از غربیها تقلید کردند یا غربیها از ما؟؟؟؟
@NaghdeFilmoSerial
👍1