#نقد_سریال
#پیشنهاد_سریال
SONS OF ANARCHY (2008-2014)
خالق : کورت ساتر
بازیگران : چارلی هونام ، مگی سیف ، کیتی سیگال ، ران پلرمن ، مارک بون جونیور ، کیم کواتس ، تامی فلانگان ، دیتون کالی ، رایان هرست
ژانر: اکشن ، گانگستری، درام
تعداد فصل : ۷
تعداد قسمت : ۹۲
مقدمه :
همیشه داستان های فانتزی نمیتونن انسان ها رو راضی نگه دارند و در این بین باید کمی واقع گرا هم باشیم . Sons Of Anarchy یکی از موفق ترین سریال های واقع گراییـست که از شبکه FX به روی صفحه ی تلویزیون رفت .
داستان سریال در مورد یک باند موتورسوار در یک شهر خیالی بنام چارمینگ است که در نزدیکی شهر استاکتون، کالیفرنیا قرار دارد. نام این باند «پسران آشوب» است و در کار قاچاق اسلحه اند. قصه این مجموعه درباره یک گروه از اوباش و الوات خطرناک و تبهکار آمریکایی است که زندگی خود را صرف کارهای خلاف و بیهوده میکنند.
آنها خرج زندگی خود را نیز از طریق قاچاق اسلحه ، سرقت، باجگیری و… به دست می آورند. این گروه از مردان و زنان مدام با موتورسیکلت های خود از جایی به جای دیگر می روند. موتورسواری در کنار، تماشای فیلم های مستهجن و اسحله کشی دغدغه و سرگرمی روزمره اکثر این اوباش قانون گریز است.
آنان هر روز با مردم، نیروهای پلیس و کلانتر درگیر می شوند و تلاش میکنند از طریق زور حرف خود را به کرسی بنشانند. در این شرایط هر کسی که تن به خواسته هایشان نمیدهد، باید با آنان وارد مجادله شود!
در این سریال آدمِ خوبی پیدا نمیشود ، اما تا دلتان بخواهد آدم بد پیدا میشود که برای رسیدن به خواسته ی خودشان حاضرن هرکاری بکنن و خودشون رو بزرگتر از بقیه نشون بدن .
توی این سریال تا دلتون بخواد خشونت ، موتورسیکلت ، خالکوبی ، هرج و مرج وجود داره و اگر به دنیای مافیا علاقه دارید حتماً Sons Of Anarchy رو فراموش نکنید . حتی خیلی ها این سریال رو نسخه ی جدیدِ “سوپرانوز” میدونن .
اگر دنبال یه سریال حرفه ای ، جذاب ، از نظر داستانی معرکه هستید شک نکنید SOA بهترین گزینه ی شماست،سریالی که آهنگ هاش،شخصیت های فرعیش،خشونت هاش، دیالوگ هاش و کلا همه چیش فوق العادست ...
طبق تجربه ای که داشتم SOA درامی هستش که به سلیقه ی هر کسی نمیخوره. ولی خب اگه خوشتون بیاد واقعا دیوونتون میکنه پر از اتفاقات غافل گیر کننده و بعضا بسیار ناراحت کننده یک سریال درجه ۱ و شاهکار با قاطعیت به همه پیشنهادش میکنم .
جوایز و افتخارات: گلدن گلوب : بهترین بازیگر نقش اول زن ، جایزه ی بهترین موسیقی تلوزیون ، انجمن ناشران تلوزیون آمریکا: بهترین سریال تلوزیون
برخی از سریالهای تلویزیونی هستند که دیده شدهاند و به جایگاه شایستهی خود هم رسیدهاند. برخی سریالها نیز با وجود خوشساخت بودنشان هرگز به جایگاهی که شایستهشان است دست پیدا نکردهاند. سریال «Sons of Anarchy» اما نه به دسته اول متعلق است و نه به دسته دوم. این سریال چیزی میان یک سریال کاملا شناخته شده و یک سریال خوشساخت اما کمتر دیده شده است. بگذارید سادهتر بگویم بینندگان تلویزیون یا SOA (مخفف نام سریال) را دیدهاند و با آن زندگی کردهاند یا این که شانس غرق شدن در فضای رازآلود آن را از دست دادهاند. اگر شما جزو دسته اول هستید وقت آن رسیده که مثل من خاطرات خوبتان با این سریال را تجدید کنید، اما اگر در دسته دوم قرار میگیرید، وقت درگیر شدن با روایت جذاب و دلنشینِ جکسون تلر (با بازی چارلی هانام) و باشگاه موتورسواریاش فرا رسیده است.
تقریبا ۸ سال از اولین باری که سریال را دیده ام میگذرد.
یکی از اولین سریال های شاهکاری که دیدم. روایتی شگفت انگیز از دنیای گانگستری. بعد از سال ها هنوز هم شخصیت هایی مثل تامی شلبی سریال پیکی بلاندرز در برابر گروه پسران آشوب مثل جوجه لات های مدرسه ای جلوه می کنند.
در این متن سعی در بررسی و معرفی کامل این سریال دارم. سریالی که جز بهترین سریال هایی بود که دیده ام و مورد علاقه ترین آن ها
ابتدا کل سریال را بررسی مختصری می کنیم.
سازندگان سریال و کارگردانهای هرقسمت به خوبی از عهدهی وظیفه خود برآمدهاند و با به تصویر کشیدن و کنارهم قرار دادن اتفاقات مختلف به نحوی خوب تجربهی خیلی خوبی برای ببیندگان فراهم میکنند و در عین حال پیوستگی میان قسمتهای سریال و حتی فصلها، به صورت بسیار خوبی حفظ شده است سریال با گذشت هر فصل بهتر می شود و رشد داستان و شخصیت ها شبیه سریال برکینگ بد است . توجه سازندگان به جزئیات، به خصوص در مورد باشگاه موتورسواری سانز آو آنارکی، قوانین این باشگاه و روابط خاص میان اعضای آنها، مثال زدنی است. برای نمونه نویسندگان سریال به طرز دیوانه واری برای نشان دادن اهمیت این باشگاه خوب عمل کردهاند
@NaghdeFilmoSerial
#پیشنهاد_سریال
SONS OF ANARCHY (2008-2014)
خالق : کورت ساتر
بازیگران : چارلی هونام ، مگی سیف ، کیتی سیگال ، ران پلرمن ، مارک بون جونیور ، کیم کواتس ، تامی فلانگان ، دیتون کالی ، رایان هرست
ژانر: اکشن ، گانگستری، درام
تعداد فصل : ۷
تعداد قسمت : ۹۲
مقدمه :
همیشه داستان های فانتزی نمیتونن انسان ها رو راضی نگه دارند و در این بین باید کمی واقع گرا هم باشیم . Sons Of Anarchy یکی از موفق ترین سریال های واقع گراییـست که از شبکه FX به روی صفحه ی تلویزیون رفت .
داستان سریال در مورد یک باند موتورسوار در یک شهر خیالی بنام چارمینگ است که در نزدیکی شهر استاکتون، کالیفرنیا قرار دارد. نام این باند «پسران آشوب» است و در کار قاچاق اسلحه اند. قصه این مجموعه درباره یک گروه از اوباش و الوات خطرناک و تبهکار آمریکایی است که زندگی خود را صرف کارهای خلاف و بیهوده میکنند.
آنها خرج زندگی خود را نیز از طریق قاچاق اسلحه ، سرقت، باجگیری و… به دست می آورند. این گروه از مردان و زنان مدام با موتورسیکلت های خود از جایی به جای دیگر می روند. موتورسواری در کنار، تماشای فیلم های مستهجن و اسحله کشی دغدغه و سرگرمی روزمره اکثر این اوباش قانون گریز است.
آنان هر روز با مردم، نیروهای پلیس و کلانتر درگیر می شوند و تلاش میکنند از طریق زور حرف خود را به کرسی بنشانند. در این شرایط هر کسی که تن به خواسته هایشان نمیدهد، باید با آنان وارد مجادله شود!
در این سریال آدمِ خوبی پیدا نمیشود ، اما تا دلتان بخواهد آدم بد پیدا میشود که برای رسیدن به خواسته ی خودشان حاضرن هرکاری بکنن و خودشون رو بزرگتر از بقیه نشون بدن .
توی این سریال تا دلتون بخواد خشونت ، موتورسیکلت ، خالکوبی ، هرج و مرج وجود داره و اگر به دنیای مافیا علاقه دارید حتماً Sons Of Anarchy رو فراموش نکنید . حتی خیلی ها این سریال رو نسخه ی جدیدِ “سوپرانوز” میدونن .
اگر دنبال یه سریال حرفه ای ، جذاب ، از نظر داستانی معرکه هستید شک نکنید SOA بهترین گزینه ی شماست،سریالی که آهنگ هاش،شخصیت های فرعیش،خشونت هاش، دیالوگ هاش و کلا همه چیش فوق العادست ...
طبق تجربه ای که داشتم SOA درامی هستش که به سلیقه ی هر کسی نمیخوره. ولی خب اگه خوشتون بیاد واقعا دیوونتون میکنه پر از اتفاقات غافل گیر کننده و بعضا بسیار ناراحت کننده یک سریال درجه ۱ و شاهکار با قاطعیت به همه پیشنهادش میکنم .
جوایز و افتخارات: گلدن گلوب : بهترین بازیگر نقش اول زن ، جایزه ی بهترین موسیقی تلوزیون ، انجمن ناشران تلوزیون آمریکا: بهترین سریال تلوزیون
برخی از سریالهای تلویزیونی هستند که دیده شدهاند و به جایگاه شایستهی خود هم رسیدهاند. برخی سریالها نیز با وجود خوشساخت بودنشان هرگز به جایگاهی که شایستهشان است دست پیدا نکردهاند. سریال «Sons of Anarchy» اما نه به دسته اول متعلق است و نه به دسته دوم. این سریال چیزی میان یک سریال کاملا شناخته شده و یک سریال خوشساخت اما کمتر دیده شده است. بگذارید سادهتر بگویم بینندگان تلویزیون یا SOA (مخفف نام سریال) را دیدهاند و با آن زندگی کردهاند یا این که شانس غرق شدن در فضای رازآلود آن را از دست دادهاند. اگر شما جزو دسته اول هستید وقت آن رسیده که مثل من خاطرات خوبتان با این سریال را تجدید کنید، اما اگر در دسته دوم قرار میگیرید، وقت درگیر شدن با روایت جذاب و دلنشینِ جکسون تلر (با بازی چارلی هانام) و باشگاه موتورسواریاش فرا رسیده است.
تقریبا ۸ سال از اولین باری که سریال را دیده ام میگذرد.
یکی از اولین سریال های شاهکاری که دیدم. روایتی شگفت انگیز از دنیای گانگستری. بعد از سال ها هنوز هم شخصیت هایی مثل تامی شلبی سریال پیکی بلاندرز در برابر گروه پسران آشوب مثل جوجه لات های مدرسه ای جلوه می کنند.
در این متن سعی در بررسی و معرفی کامل این سریال دارم. سریالی که جز بهترین سریال هایی بود که دیده ام و مورد علاقه ترین آن ها
ابتدا کل سریال را بررسی مختصری می کنیم.
سازندگان سریال و کارگردانهای هرقسمت به خوبی از عهدهی وظیفه خود برآمدهاند و با به تصویر کشیدن و کنارهم قرار دادن اتفاقات مختلف به نحوی خوب تجربهی خیلی خوبی برای ببیندگان فراهم میکنند و در عین حال پیوستگی میان قسمتهای سریال و حتی فصلها، به صورت بسیار خوبی حفظ شده است سریال با گذشت هر فصل بهتر می شود و رشد داستان و شخصیت ها شبیه سریال برکینگ بد است . توجه سازندگان به جزئیات، به خصوص در مورد باشگاه موتورسواری سانز آو آنارکی، قوانین این باشگاه و روابط خاص میان اعضای آنها، مثال زدنی است. برای نمونه نویسندگان سریال به طرز دیوانه واری برای نشان دادن اهمیت این باشگاه خوب عمل کردهاند
@NaghdeFilmoSerial
👍1👎1
و به هیچ عنوان اجازه نمیدهند تا اتفاقات در سریال طوری پیش برود که بیننده احساس کند باشگاه موتوسواری Sons of Anarchy در جایگاه پایینتری نسبت به دیگر موارد قرار گرفته است.
سازندگان به ریزترین جزییات در رابطه با این باشگاه میپردازند. در طول سریال خواهید فهمید که باشگاه موتورسواری Sons of Anarchy به چه نحوی شکل گرفته است، چه جایگاهی در چارمینگ دارد، چرا اعضای باشگاه در برخی مواقع حتی منافع باشگاه را به منافع خود و خانوادهشان ترجیح میدهند و حتی اینکه چارترهای مختلف آن چه عملکردی دارند. صحبت از چارترهای باشگاه شد؛ باید بگویم این چارترها از جالبترین و قابل توجهترین نکات سریال به شمار میروند. چرا که از طریق آنها است که به بزرگی و عظمت کار این باشگاه و البته سازندگان پی میبریم.
داستانگویی و روایت را شاید بتوان اصلیترین مشخصه سریال برشمرد. سریال فرزندان آشوب دارای داستان فوقالعادهای است و این داستان به گونهای توسط سازندگان تعریف شده است که تا مدتها نمیتوانید آن را از یاد ببرید. بینندهی این سریال تا مدت زیادی درگیر روابط بین جکسون تلر و خانوادهاش خواهد بود. سازندگان سریال آنقدر خوب از پس روایت داستان بر میآیند که با حذف کاراکترهای فرعی نیز به اندازه مرگ یکی از پروتاگونیستهای هر سریالی ناراحت خواهید شد.
یکی دیگر از نکات برجسته SOA کاراکترهای سریال هستند که هیچ کدام بیاهمیت نیستند و حتی فرعیترین شخصیت سریال هم به نحوی شخصیتپردازی شده است که حضور کوتاهش تا مدتها در ذهن شما باقی میماند. شخصیت پردازی و رشد شخصیتی تمامی کاراکترهای سریال آنقدر خوب است که عملا همهی کاراکترها حضور پر رنگی در سریال خواهند داشت. در نتیجه فکر کردن به حذف برخی کاراکترهای فرعی نیز قلب بیننده را به درد خواهد آورد.
سریال به بیننده باج نخواهد داد مثل همان کاری که گیم آف ترونز در ۵ فصل ابتدایی انجام میداد.
@NaghdeFilmoSerial
سازندگان به ریزترین جزییات در رابطه با این باشگاه میپردازند. در طول سریال خواهید فهمید که باشگاه موتورسواری Sons of Anarchy به چه نحوی شکل گرفته است، چه جایگاهی در چارمینگ دارد، چرا اعضای باشگاه در برخی مواقع حتی منافع باشگاه را به منافع خود و خانوادهشان ترجیح میدهند و حتی اینکه چارترهای مختلف آن چه عملکردی دارند. صحبت از چارترهای باشگاه شد؛ باید بگویم این چارترها از جالبترین و قابل توجهترین نکات سریال به شمار میروند. چرا که از طریق آنها است که به بزرگی و عظمت کار این باشگاه و البته سازندگان پی میبریم.
داستانگویی و روایت را شاید بتوان اصلیترین مشخصه سریال برشمرد. سریال فرزندان آشوب دارای داستان فوقالعادهای است و این داستان به گونهای توسط سازندگان تعریف شده است که تا مدتها نمیتوانید آن را از یاد ببرید. بینندهی این سریال تا مدت زیادی درگیر روابط بین جکسون تلر و خانوادهاش خواهد بود. سازندگان سریال آنقدر خوب از پس روایت داستان بر میآیند که با حذف کاراکترهای فرعی نیز به اندازه مرگ یکی از پروتاگونیستهای هر سریالی ناراحت خواهید شد.
یکی دیگر از نکات برجسته SOA کاراکترهای سریال هستند که هیچ کدام بیاهمیت نیستند و حتی فرعیترین شخصیت سریال هم به نحوی شخصیتپردازی شده است که حضور کوتاهش تا مدتها در ذهن شما باقی میماند. شخصیت پردازی و رشد شخصیتی تمامی کاراکترهای سریال آنقدر خوب است که عملا همهی کاراکترها حضور پر رنگی در سریال خواهند داشت. در نتیجه فکر کردن به حذف برخی کاراکترهای فرعی نیز قلب بیننده را به درد خواهد آورد.
سریال به بیننده باج نخواهد داد مثل همان کاری که گیم آف ترونز در ۵ فصل ابتدایی انجام میداد.
@NaghdeFilmoSerial
👍1👎1
بررسی فصل اول :
داستان با نابودی انباری که باشگاه برای ذخیره اسلحهها استفاده میکرد، شروع میشود. این انبار که منبع اصلی درآمد آنهاست توسط باشگاه رقیب آنها به منفجر میشود. کمی بعد همسر سابق و باردار جکس اوردوز میکند و با عمل جراحی سزارین پسر آنها هابیل ده هفته زودتر به دنیا میآید. جکس دفترچه خاطرات پدرش را در یک انبار موقع جست و جو لباسهای نوزاد قدیمی مییابد. جان تلر، پدر جکس، از بنیانگذاران سامکرو بود، دفترچه شرح سختیها ی باشگاه و امیدهای که برای آن داشت، بود. مادر جکس، جما تلر-مورو، همسر رئیس کنونی سامکرو، کی مورو، است. دوست صمیمی جکس، اوپی، به تازگی از زندان آزاد شدهاست، دلیل زندانی بودنش مربوط به باشگاه بود. جکس در فصل نخست میکوشد تا اتفاقاتی که در باشگاه میافتد را با آنچه در دفترچه پدرش نوشته شدهاست، وفق دهد، اوپی نیز میکوشد تا کمتر در کارهای باشگاه درگیر شود و نیروهای پلیس محلی و فدرالی هم در تلاش برای بستن سامکرو هستند.
سریال در اپیزود آغازین دنیای سریال و شخصیت ها را به خوبی به بیننده معرفی می کند. این سریال با خود و بیننده صادق است و به همین دلیل در جذب اولیه ی مخاطب موفق عمل می کند.
در قسمت اول در حالی که جکس و گروهش در حال پس گرفتن اسلحه ها و بمب گذاری هستند در طرف دیگر تدوین دکتر تارا نولز دوست دختر سابق وی در حال عمل جراحی روی فرزند جکس است ، این دو روی سکه ی خلاف کاری و خانواده(خیر و شر) کلیت داستان سریال را به بیننده معرفی میکند. در قسمت دوم گروه و جکس مشکلات پیش آمده در قسمت اول را رفع می کنند.
قسمت سوم روی دیگر گروه را نشان میدهد. گروهی که کارش قاچاق اسلحه است ، اما از ورود گروه های خلاف کار و مواد فروش به شهر جلو گیری میکند. با تجاوزی که به یک دختر ۱۳ ساله می شود ، پدر دختر از گروه کمک می خواهد و گروه وظیفه ی حفاظتی خود از شهر را انجام می دهد.
قسمت چهارم در مورد برادری و عواقب آن بود.
قسمت پنجم شکستن برادری و عواقب آن را نشان می دهد.
قوانین باشگاه و برادری مهمترین رکن گروه است. گروهی که همیشه جلیقه های خود را به تن دارند تا وفا داری و تابعیت خود را در هر شرایطی نشان بدهند. حتی مرگ و حبس بلند مدت هم مانع وفا داری آن ها نمی شود. فردی که خیانت کند به شدت مجازات خواهد شد. قسمت های بعدی این فصل و اتفاقات خشونت بار و اشتباهات اعضای گروه مسیر آینده ی سریال و مسیر دشوار جک برای انتخاب راه صحیح برای آینده ی را معین میکند. تا انتهای فصل شخصیت های اصلی و فرعی تا حدودی به بیننده معرفی می شوند. شرایط روحی و رفتار های آن ها جهان پیرامون سریال را تغیر خواهد داد. قاچاق اسلحه ، خشونت های مرگ آور ، اشتباهات شخصی همه موجب می شوند تا داستان و کاراکتر ها در فصل های بعدی بر سر دو راهی های مرگ بار قرار بگیرند..
فصل اول مقدمه ی خوبی بود بر یکی از بهترین و بی رقیب ترین های تاریخ تلوزیون.
در بررسی فصل های بعد بیشتر به شخصیت پردازی و داستان پردازی و نقش آفرینی بازیگران خواهیم پرداخت.
نمره ی فصل : ۸ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
داستان با نابودی انباری که باشگاه برای ذخیره اسلحهها استفاده میکرد، شروع میشود. این انبار که منبع اصلی درآمد آنهاست توسط باشگاه رقیب آنها به منفجر میشود. کمی بعد همسر سابق و باردار جکس اوردوز میکند و با عمل جراحی سزارین پسر آنها هابیل ده هفته زودتر به دنیا میآید. جکس دفترچه خاطرات پدرش را در یک انبار موقع جست و جو لباسهای نوزاد قدیمی مییابد. جان تلر، پدر جکس، از بنیانگذاران سامکرو بود، دفترچه شرح سختیها ی باشگاه و امیدهای که برای آن داشت، بود. مادر جکس، جما تلر-مورو، همسر رئیس کنونی سامکرو، کی مورو، است. دوست صمیمی جکس، اوپی، به تازگی از زندان آزاد شدهاست، دلیل زندانی بودنش مربوط به باشگاه بود. جکس در فصل نخست میکوشد تا اتفاقاتی که در باشگاه میافتد را با آنچه در دفترچه پدرش نوشته شدهاست، وفق دهد، اوپی نیز میکوشد تا کمتر در کارهای باشگاه درگیر شود و نیروهای پلیس محلی و فدرالی هم در تلاش برای بستن سامکرو هستند.
سریال در اپیزود آغازین دنیای سریال و شخصیت ها را به خوبی به بیننده معرفی می کند. این سریال با خود و بیننده صادق است و به همین دلیل در جذب اولیه ی مخاطب موفق عمل می کند.
در قسمت اول در حالی که جکس و گروهش در حال پس گرفتن اسلحه ها و بمب گذاری هستند در طرف دیگر تدوین دکتر تارا نولز دوست دختر سابق وی در حال عمل جراحی روی فرزند جکس است ، این دو روی سکه ی خلاف کاری و خانواده(خیر و شر) کلیت داستان سریال را به بیننده معرفی میکند. در قسمت دوم گروه و جکس مشکلات پیش آمده در قسمت اول را رفع می کنند.
قسمت سوم روی دیگر گروه را نشان میدهد. گروهی که کارش قاچاق اسلحه است ، اما از ورود گروه های خلاف کار و مواد فروش به شهر جلو گیری میکند. با تجاوزی که به یک دختر ۱۳ ساله می شود ، پدر دختر از گروه کمک می خواهد و گروه وظیفه ی حفاظتی خود از شهر را انجام می دهد.
قسمت چهارم در مورد برادری و عواقب آن بود.
قسمت پنجم شکستن برادری و عواقب آن را نشان می دهد.
قوانین باشگاه و برادری مهمترین رکن گروه است. گروهی که همیشه جلیقه های خود را به تن دارند تا وفا داری و تابعیت خود را در هر شرایطی نشان بدهند. حتی مرگ و حبس بلند مدت هم مانع وفا داری آن ها نمی شود. فردی که خیانت کند به شدت مجازات خواهد شد. قسمت های بعدی این فصل و اتفاقات خشونت بار و اشتباهات اعضای گروه مسیر آینده ی سریال و مسیر دشوار جک برای انتخاب راه صحیح برای آینده ی را معین میکند. تا انتهای فصل شخصیت های اصلی و فرعی تا حدودی به بیننده معرفی می شوند. شرایط روحی و رفتار های آن ها جهان پیرامون سریال را تغیر خواهد داد. قاچاق اسلحه ، خشونت های مرگ آور ، اشتباهات شخصی همه موجب می شوند تا داستان و کاراکتر ها در فصل های بعدی بر سر دو راهی های مرگ بار قرار بگیرند..
فصل اول مقدمه ی خوبی بود بر یکی از بهترین و بی رقیب ترین های تاریخ تلوزیون.
در بررسی فصل های بعد بیشتر به شخصیت پردازی و داستان پردازی و نقش آفرینی بازیگران خواهیم پرداخت.
نمره ی فصل : ۸ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
👍1👎1
Forwarded from Living with Cinema🎥
#نقد_سریال
بررسی فصل دوم :
فصل دوم با صحنه ی تیر اندازی تمرینی اعضای گروه آغاز میشود.
فصل اول با مرگ همسر اوپ به پایان می رسد و گروه و جکس را در وضعیت بدی قرار می دهد. آمدن دشمنان جدید(فاشیسم های آریایی ) اوضاع را در شهر به هم میریزند.
با پیشروی سریال در هر فصل کیفیت داستان ، پیچیدگی داستان، پیچیدگی و کیفیت شخصیت ها ، نقش آفرینی بازیگران به خصوص چارلی هونام پیشرفت میکند . هر چند در این فصل و فصل های پیش رو کارگردانی پیشرفت خواهد کرد ، سازنده ی اثر از زیاده روی (مانور روی تدوین و سایر تکنیک های کارگردانی ) پرهیز میکند.
گروه در این فصل تقسیم شد. جکس تلر در مرکز این جدایی باقی مانده است. او می داند که ناپدری و رهبر باندش کلی مورو (ران پرلمن) مسئول مرگ همسر یکی از اعضای سمکرو است، اما جکس باید تصمیم بگیرد که آیا منافع باشگاه، خانواده یا دوستش را در اولویت قرار دهد.
هر شخصیت با اختلافات درونی خود دست و پنجه نرم می کند. كلي بايد تصميم بگيرد كه چگونه با پسر خوانده ای كه دوست دارد ولي شروع به زير سوال بردن اقتدار او كرده است، به بهترين نحو رفتار كند. تارا، دوست دختر دکتر جکس، در حال خود درگیری است که آیا او آماده است تا زندگی عاشقانه با یک یاغی را تحمل کند. معاون رئیس هیل در مورد اینکه چگونه چارمینگ را به بهترین نحو از شر سمکرو خلاص کند با خود دچار اختلاف نظر اخلاقی است. و جما تلر (با بازی درخشان و بی نظیر کیتی ساگال ) با وحشتی روبرو می شود که تهدیدی برای فروپاشی بیشتر از خانواده اوست.
داستان سریال و روند قوس شخصیت ها به خصوص جکی طوری در طول سریال پخش شده که نمیشه تکه تکه و فصل به فصل بررسی کرد.
شخصیت جکس تلر در این فصل و فصل های بعد سعی در خارج کردن گروه از خون ریزی های بی مورد و خشونت های بی انتها میکند ، اما تلاش های او بیشتر شبیه دست و پا زدن در باتلاق است.
جکس بیشتر از هرچیزی قربانی رازها و دروغهای اطرافیانش شد. از اعضای کلوپ تا اعضای خانوادش، کسایی خواسته یا ناخواسته بهش ضربه زدن که بیشتر از همه دوستشون داشت و جکس با هر ضربه ذره ذره شکست و هرچقدرم بیشتر برای بیرون کشیدن خودش و عزیزانش از این منجلاب تلاش کرد بیشتر توش فرو رفت... شاید تنها چیزی که میتونست نجاتش بده خودخواهی بود.
بقیه ی شخصیت های سریال هم تا حد زیادی پیچیده، واقع گرا و جذاب هستند.
شخصیتهای بینظیری که به صورت کاملا لایه به لایه پردازش میشوند و به داستان غیرقابل پیشبینی و همه جانبه سریال کمک میکنند تا هر زمانی که نیاز باشد تماشاگر را متنفر و یا ناامید کند و حتی روایتهای عاشقانه را در برابرش قرار دهد. داستانسرایی سریال با وجود همه آرامشی که دارد، همگام با شخصیتهایش خشمگین و عاشق میشود و برای رسیدن به اوج از حذف یا نابودی هیچکدام از شخصیتهای سریال نمیترسد. شخصیتهایی که سریال با جان و دل به آنها میپردازد، آنقدر به تماشاگر نزدیک میشوند که حتی بیاحساسترین بینندهها را به واکنش احساسی وا میدارند.
فقط شخصیت ها نیستند که مهم هستند خود باشگاه هم جز ۳ عنصر اصلی داستان سریال است. مهم بودن باشگاه از فصل دوم به خوبی به بیننده القا می شود.
قوانین منحصر به فرد باشگاه، تاثیرات مستقیمی در داستان سریال دارند
سازندگان نه تنها در رابطه با پرداختن به شخصیت کاراکترها خوب عمل کردهاند، بلکه از پس پرداخت درست به یک باشگاه موتورسواری و مسائل اطرافش بسیار خوب بر آمدهاند. سازندگان به جزییترین قوانین مربوط به باشگاه نیز توجه کردهاند و آنقدر خوب این موارد را مطرح میکنند که خیلی خوب به مهم و جدی بودنشان پی خواهید برد؛ تا جایی که قوانین منحصر به فرد باشگاه در روایت اصلی سریال تاثیر مستقیم خواهند گذاشت. پس از درگیر شدن با سریال است که میفهمید که چنین موردی چقدر خوب در داستان اصلی آن تاثیر گذاشته است. سریال آنقدر خوب به مسائل باشگاه میپردازد که در طول هفت فصل سریال، خودتان را یکی از اعضای باشگاه موتورسواری Sons of Anarchy فرض خواهید کرد. چونگی به تصویر کشیدن اهمیت باشگاه در این سریال بسیار مهم است و شما در طول سریال خواهید دید که چگونه تکتک اعضا برای حفظ باشگاهشان میجنگند، چگونه تک تک آنها حاضرند بمیرند اما جلیقهشان را که نام باشگاه روی آن حک شده است دست غریبهای نبینند(همان طور که جکس در این فصل می گوید جلیقه فقط از جسد وی بیرون خواهد آمد).
@NaghdeFilmoSerial
بررسی فصل دوم :
فصل دوم با صحنه ی تیر اندازی تمرینی اعضای گروه آغاز میشود.
فصل اول با مرگ همسر اوپ به پایان می رسد و گروه و جکس را در وضعیت بدی قرار می دهد. آمدن دشمنان جدید(فاشیسم های آریایی ) اوضاع را در شهر به هم میریزند.
با پیشروی سریال در هر فصل کیفیت داستان ، پیچیدگی داستان، پیچیدگی و کیفیت شخصیت ها ، نقش آفرینی بازیگران به خصوص چارلی هونام پیشرفت میکند . هر چند در این فصل و فصل های پیش رو کارگردانی پیشرفت خواهد کرد ، سازنده ی اثر از زیاده روی (مانور روی تدوین و سایر تکنیک های کارگردانی ) پرهیز میکند.
گروه در این فصل تقسیم شد. جکس تلر در مرکز این جدایی باقی مانده است. او می داند که ناپدری و رهبر باندش کلی مورو (ران پرلمن) مسئول مرگ همسر یکی از اعضای سمکرو است، اما جکس باید تصمیم بگیرد که آیا منافع باشگاه، خانواده یا دوستش را در اولویت قرار دهد.
هر شخصیت با اختلافات درونی خود دست و پنجه نرم می کند. كلي بايد تصميم بگيرد كه چگونه با پسر خوانده ای كه دوست دارد ولي شروع به زير سوال بردن اقتدار او كرده است، به بهترين نحو رفتار كند. تارا، دوست دختر دکتر جکس، در حال خود درگیری است که آیا او آماده است تا زندگی عاشقانه با یک یاغی را تحمل کند. معاون رئیس هیل در مورد اینکه چگونه چارمینگ را به بهترین نحو از شر سمکرو خلاص کند با خود دچار اختلاف نظر اخلاقی است. و جما تلر (با بازی درخشان و بی نظیر کیتی ساگال ) با وحشتی روبرو می شود که تهدیدی برای فروپاشی بیشتر از خانواده اوست.
داستان سریال و روند قوس شخصیت ها به خصوص جکی طوری در طول سریال پخش شده که نمیشه تکه تکه و فصل به فصل بررسی کرد.
شخصیت جکس تلر در این فصل و فصل های بعد سعی در خارج کردن گروه از خون ریزی های بی مورد و خشونت های بی انتها میکند ، اما تلاش های او بیشتر شبیه دست و پا زدن در باتلاق است.
جکس بیشتر از هرچیزی قربانی رازها و دروغهای اطرافیانش شد. از اعضای کلوپ تا اعضای خانوادش، کسایی خواسته یا ناخواسته بهش ضربه زدن که بیشتر از همه دوستشون داشت و جکس با هر ضربه ذره ذره شکست و هرچقدرم بیشتر برای بیرون کشیدن خودش و عزیزانش از این منجلاب تلاش کرد بیشتر توش فرو رفت... شاید تنها چیزی که میتونست نجاتش بده خودخواهی بود.
بقیه ی شخصیت های سریال هم تا حد زیادی پیچیده، واقع گرا و جذاب هستند.
شخصیتهای بینظیری که به صورت کاملا لایه به لایه پردازش میشوند و به داستان غیرقابل پیشبینی و همه جانبه سریال کمک میکنند تا هر زمانی که نیاز باشد تماشاگر را متنفر و یا ناامید کند و حتی روایتهای عاشقانه را در برابرش قرار دهد. داستانسرایی سریال با وجود همه آرامشی که دارد، همگام با شخصیتهایش خشمگین و عاشق میشود و برای رسیدن به اوج از حذف یا نابودی هیچکدام از شخصیتهای سریال نمیترسد. شخصیتهایی که سریال با جان و دل به آنها میپردازد، آنقدر به تماشاگر نزدیک میشوند که حتی بیاحساسترین بینندهها را به واکنش احساسی وا میدارند.
فقط شخصیت ها نیستند که مهم هستند خود باشگاه هم جز ۳ عنصر اصلی داستان سریال است. مهم بودن باشگاه از فصل دوم به خوبی به بیننده القا می شود.
قوانین منحصر به فرد باشگاه، تاثیرات مستقیمی در داستان سریال دارند
سازندگان نه تنها در رابطه با پرداختن به شخصیت کاراکترها خوب عمل کردهاند، بلکه از پس پرداخت درست به یک باشگاه موتورسواری و مسائل اطرافش بسیار خوب بر آمدهاند. سازندگان به جزییترین قوانین مربوط به باشگاه نیز توجه کردهاند و آنقدر خوب این موارد را مطرح میکنند که خیلی خوب به مهم و جدی بودنشان پی خواهید برد؛ تا جایی که قوانین منحصر به فرد باشگاه در روایت اصلی سریال تاثیر مستقیم خواهند گذاشت. پس از درگیر شدن با سریال است که میفهمید که چنین موردی چقدر خوب در داستان اصلی آن تاثیر گذاشته است. سریال آنقدر خوب به مسائل باشگاه میپردازد که در طول هفت فصل سریال، خودتان را یکی از اعضای باشگاه موتورسواری Sons of Anarchy فرض خواهید کرد. چونگی به تصویر کشیدن اهمیت باشگاه در این سریال بسیار مهم است و شما در طول سریال خواهید دید که چگونه تکتک اعضا برای حفظ باشگاهشان میجنگند، چگونه تک تک آنها حاضرند بمیرند اما جلیقهشان را که نام باشگاه روی آن حک شده است دست غریبهای نبینند(همان طور که جکس در این فصل می گوید جلیقه فقط از جسد وی بیرون خواهد آمد).
@NaghdeFilmoSerial
👍1
سانز به نحو احسن به شما نشان خواهد داد که اعضای یک باشگاه موتورسواری تا چه اندازه دیوانهواری به اعتبار و نام باشگاهشان اهمیت میدهند. خواهید دید که چه رابطهی دو طرفهای بین رییس باشگاه و اعضا وجود دارد. این سریال به شما نشان میدهد که یک باشگاه موتورسواری با قوانین خاصش چه قدر پراهمیت است و چه تاثیر مهمی بر اطرافش میگذارد. چارترهای مختلف Sons of Anarchy هستند که در جایجای آمریکا و حتی بریتانیا پخش شدهاند و با موتورهای هارلی دیویدسون غران و ظاهر عجیب غریبشان با جلیقههای چرمی و عینک آفتابی، همه را به تحسین وا میدارند. با دیدن سریال است که به خوبی خواهید فهمید که چرا میگویم در فصل هفتم خود را به عنوان یکی از اعضای باشگاه موتورسواری Sons of Anarchy خواهید شناخت.
فصل دوم پسران را از هر طرف و از هر لحاظ در فشار قرار می دهد و با یک پایان بندی دردناک، شخصیت ها و بیننده را برای یک فصل سوم بی رحم و خونین آماده می کند.
نمایش به شدت خشن و وحشیانه است و برای شخصیت ها یا انگیزه های آنها عذرخواهی نمی کند. پسران آنارشی قانون اسلحه را اجرا می کنند. آنها آدم های بدی هستند. آنها کارهای بد می کنند. می کشند. آنها به افراد مهم خود خیانت می کنند. آنها به باندهای خشن و گروه های شبه نظامی اسلحه می دهند. اما ما همچنان به دنبال آنها هستیم. آنها ضد قهرمانانی هستند که ما با وجود شر ذاتی آنها می پرستیم. این همان دلیلی است که ما تونی سوپرانو و و والتر وایت را تشویق کردیم. ما آدم های بد را دوست داریم. ما آنها را به ویژه زمانی دوست داریم که احساس کنیم در قلب آنها فقط افراد خوبی هستند که به دلایل اخلاقی توجیه شده خود کارهای بد را انجام می دهند.
این همان راز ساخت ضد قهرمان های به یاد ماندنی است.
نمره ی فصل : ۹ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
فصل دوم پسران را از هر طرف و از هر لحاظ در فشار قرار می دهد و با یک پایان بندی دردناک، شخصیت ها و بیننده را برای یک فصل سوم بی رحم و خونین آماده می کند.
نمایش به شدت خشن و وحشیانه است و برای شخصیت ها یا انگیزه های آنها عذرخواهی نمی کند. پسران آنارشی قانون اسلحه را اجرا می کنند. آنها آدم های بدی هستند. آنها کارهای بد می کنند. می کشند. آنها به افراد مهم خود خیانت می کنند. آنها به باندهای خشن و گروه های شبه نظامی اسلحه می دهند. اما ما همچنان به دنبال آنها هستیم. آنها ضد قهرمانانی هستند که ما با وجود شر ذاتی آنها می پرستیم. این همان دلیلی است که ما تونی سوپرانو و و والتر وایت را تشویق کردیم. ما آدم های بد را دوست داریم. ما آنها را به ویژه زمانی دوست داریم که احساس کنیم در قلب آنها فقط افراد خوبی هستند که به دلایل اخلاقی توجیه شده خود کارهای بد را انجام می دهند.
این همان راز ساخت ضد قهرمان های به یاد ماندنی است.
نمره ی فصل : ۹ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial