🎞نقد فیلم و سریال🎞
1.72K subscribers
2.02K photos
204 videos
27 files
98 links
نقد و بررسی برترین آثار سینمایی دنیا🎥🎬🎞

-------------------------------------

ارتباط با ما⬇️
🆔️ : @I_am_Mr_Mercury
🆔️ : @omidius
Download Telegram
به نام خدا
the brother hood of war 2004
کارگردان : کانگ جی جیو
بازیگران : جانگ دونگ گان ، وون بین و ...
نویسندگان ؛ کانگ جی جیو ، هان جی هون ، کیم سانگ دون
ژانر : درام ، اکشن ، جنگی
محصول کشور جمهوری کره

داستان : دو برادر همراه با خانواده خود زندگی ساده اما شادی را دارند ، با حمله ی کره ی شمالی دو برادر هم وارد میدان جنگ می شوند...

یکی از بهترین فیلم های جنگی که دیدم. اصلا قابل وصف نیست حتما ببینید فیلم رو. فیلم با حفاری کارشناسان در زمین های محل درگیری ارتش دو کره آغاز میشه و بعد از چند دقیقه فیلم به سال ۱۹۵۰ و اوایل جنگ سرد میره ، خانواده ای فقیر اما شاد در سئول زندگی می کنند و سر پرستی خانواده هم بر عهده ی برادر بزرگتر ، کره ی شمالی حمله میکنه و برادر کوچکتر رو به زور می خوان به جنگ ببرن و برادر بزرگتر سعی میکنه مانع بشه که آخر سر هر دو برادر رو رو به میدان جنگ‌می فرستن اما برادر بزرگتر با قبول عملیات های سخت و خطرناک می خواد برادر کوچیک تر رو به خونه بفرسته.
این فیلم بار دیگه ثابت کرد که سینمای کره ی جنوبی خیلی قوی هست ، فیلم های مثل old boy و memories of murder و یا همین فیلم می تونن هالیوود رو هم به چالش بکشن. فیلم کارگردانی خوبی داشت ، تدوین و فیلم برداری هم دقیقا همون طوری بود که لازم بود صحنه های نبرد فیلم رو به بهترین شکل انتقال می داد ، فیلم نامه هم خوب بود و داستان اون طور که مخاطب حدس میزد تموم نشد و این هم به نظر خود من نقطه ی قوت که مخاطب پایان فیلم رو نتونه درست حدس بزنه و اما مهم ترین بخش فیلم جلوه های ویژه و صحنه ی جنگی فیلم که به بهترین شکل ممکن ساخته شده بود و از خیلی از فیلم های جنگی هالیوود هم برتر بود ، صحنه های نبرد این فیلم اگه از صحنه ی ورود سربازان به نرماندی در فیلم نجات سرباز رایان برتر نباشه پایین تر هم نیست. همچین احساسات و واکنش های سربازان که اکثر نیرو های غیر نظامی بودند در میدان جنگ و صحنه های نبرد بسیار واقع گرایانه بود . فدا کاری های برادر بزرگتر برای نجات برادر کوچک تر از میدان جنگ هم بسیار احساسات بر انگیز بود. پیشنهاد می کنم حتما این فیلم رو ببینید.


جوایز : برنده ی بهترین فیلم پنجاهمین دوره ی جشنواره فیلم آسیا اقیانوسه و همچنین برنده ی بهترین کارگردانی
برنده ی جایزه ی ناقوس بزرگ (انتخاب بهترین فیلم سینمای کره)
حضور در جشنواره ی معتبر😜 فجر در سال ۲۰۰۶

امتیاز ۸ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
👍1
منتظر نقد جنگو باشید
هر چی در توان دارم رو میکنم
alireza ripper
معرفی سریال sherlock
محصول : انگلیس
ژانر : درام معمایی
شبکه : BBC ONE
تعداد فصل : 4
رتبه : 9.3
شماره ی 4 از لیست سریال های برتر
#سریال_برتر
@NaghdeFilmoSerial
سریال شرلوک هلمز باز سازی از رمان های شرلوک هلمز اما در زمان حال.
شخصیت شرلوک هلمز سر آرتور کانن دویل خلق شد و از روی رمان ها فیلم ها و سریال های متعددی ساخته شد اما هیچ کدوم نتوانستند کیفیت و جذابیت مثل این سریال رو ایجاد کنند.

این سریال جذاب از شبکه ی BBC تا کنون در چهار فصل پخش شده و نظر مثبت منتقدین و مردم رو به خودش جلب کرده. داستان ها دیالوگ ها و همه چیز عالیه.شرلوک با نبوغ بی نظیر خودش معماها ی زیادی رو حل میکنه و مجرمین باهوشی رو دستگیر میکنه . دکتر واستون هم همکار دوست داشتی شرلوک هم نقش مهمی در سریال و حل پرونده ها داره. شرلوک هولمز با بازی بندیکت کامبربچ ویژه های مورد علاقه ما را به عنوان یک کارگاه دارد. خوشتیپ و باهوش . از مغز خود مانند یک هارد درایو اطلاعاتی استفاده میکند. به جزئیات و چیز های در ظاهر کم اهمیت ، توجه میکند . دکتر واتسون هم با بازی مارتین فری من عالی ظاهر شده و بیش از یک دستیار برای شرلوک هست و البته نقش مهمی در حل پرونده های پیچیده دارد. (شرلوک به دلیل هوش زیاد و ویژگی هایی که در بالا اشاره شد پرونده های ساده رو در زمان کم و به تنهایی حل می کند). کارگردانی و نویسندگی عالی داره. تنها مشکلش بی نظمی سکانس ها (اون هم در حد کم) هستش

تعداد قسمت های سریال کمه اما هر قسمت حدود 90 دقیقه هست که هر قسمت رو تبدیل به یک فیلم سینمایی میکنه.
این شرلوک هلمز با شرلوک های قدیمی فرق میکنه جذاب باهوش و از همه مهمتر بازی عالیه بندیک کامبریچ سریال رو به سریالی قوی و جذاب تبدیل کرده. سریال احتمالا واسه فصل پنجم هم تمدید بخوره. این سریال رو به عاشق های سریال های کاراگاهی پیشنهاد میکنم.
اتفاقات پیچیده ی هر فصل باعث میشه که بیننده بیشتر به نبوغ شرلوک پی ببره. این سریال پر بیننده ترین سریال در حال پخش شبکه bbc هست و سریال بسیار تحسین شده ای هستش.
همچنین دستیار شرلوک رو هم نباید فراموش کنیم که بازی عالی اون سریال رو جالب تر هم کرده.
@NaghdeFilmoSerial
به نام خدا
django unchained 2012
کارگردان : کوینتین تارانتینو
بازیگران : جیمی فاکس ، کریستوفر والتس ، لئوناردو دیکاپریو ، ساموئل الجکسون و ...
نویسنده : کوینتین تارانتینو

مقدمه: یک جایزه بگیر (والتس) برده ای به نام جنگو (فاکس) رو میخرد تا با کمک او سه بردار را که تحت تعقیب هستند پیدا کند و بکشد و ...

خوب از تارانتینو شروع کنیم ، کارگرانی بزرگ با آثاری ماندگار ، مثل همه ی فیلم هایش جنگو هم فیلمی است با خشونت فراوان داستانی ضد خشونت را روایت میکند (همان طور که فیلم های ضد جنگ با نشان دادن صحنه های جنگ و خشونت و مصیبت های وارده جنگ را محکوم می کنند) ، روایت داستان خطی هست اما گاه فلش بک هایی به جا و درست میزند ، ابتدا با خشونت کم شروع شده و رفته رفته بیشتر می شود تا به اوج خود برسد، اغراق روی خشونت ، فیلم برداری آهسته (اسلوموشن) صحنه های حساس و احساسی یا اوج خشونت همه و همه باعث می شوند که هیجان و دنیای فیلم به خوبی به ما منتقل شوند ، تارانتینو از کارگردان های مولف و تاثیر گذار تاریخ سینماست نه فقط به خاطر خشونت فراوان ضد خشونت در فیلم هایش بلکه نگاه واقع گرایانه به ذات انسان و حتی تاریخ و سینما . این فیلم شبه وسترن (شبه وسترن فرق هایی با وسترن واقعی دارد) که در اصل یک فیلم ضد وسترن هست ، خبری از کابوی سفید پوست قهرمان نیست ، سفید پوست ها طرف مثبت ماجرا نیستند بلکه تارانتیو کاری با ما میکند که با خود بگوییم جنگو همه ی سفید های لعنتی را بکش (البته به جز دکتر دوست داشتی) واقعیت تلخ آمریکا نه چهره ی قهرمانی که از کابوی های جنوبی می بینیم . البته در اواخر فیلم با خود می گوییم چرا این همه خشونت و باعث میشود لذتی که از خشونت برده بودیم کوفتمان شود. شخصیت پردازی عالی که واقع گرایانست ، اوایل فیلم ما جنگو و دکتر رو دو فرد باحال و خفن میبینم ولی رفته رفته با جنگوی واقعی و مصیبت هایی که کشیده است بیشتر آشنا می شویم ، در ادامه با شخصیت مزرعه دار بی رحم (دیکاپریو) آشنا می شویم و همچنین نوکر سیاه پوست وفا دار او (ساموئل الجکسون) و شخصیت پردازی آن ها و بازی خوب بازیگران ، به قدری عالی درآمده که از شخصیت ها واقعا متنفر می شویم ، بازی همه ی بازیگران خوب بود ولی بهتر از همه بازیگر متد اکتینگ برون گرا دیکاپریو بود که بازی باور پذیر او (به خصوص شکست لیوان و بریدن دست او و ادامه ی بازی) حس ترس و نفرت را در مخاطب بر می انگیزد و چهره ی ترسناک پشت ظاهر مدرن را به خوبی به نمایش می گذارد ، والتس هم به خوبی و واقع گرایی نقش مثبت را ایفا کرده همان گونه که در حرام زاده های لعنتی نقش منفی را ایفا کرده بود فاکس و ساموئل هم عالی بودن، چهره پردازی و گریم هم عالی بود ، طراحی لباس و فضا سازی هم ما را یاد وسترن های اصیل می اندازد اما فیلم هایی که آمریکایی و آلمانی روبه روی هم قرار میگیرند و آلمانی شخصیت منفی و نژاد پرست هست در این فیلم دقیقا برعکس هست . موسیقی عالی که هر آهنگ رو کاملا به جا استفاده شده بود ، باعث ایجاد هیجان و تعلیق بیشتر در مخاطب می شود. روایت فیلم هم شبیه روایت های کلاسیک بود تا روایت ویژه ی تارانتینو . میزانس عالی و شات های مناسب که دقیقا هدف کارگردان را می رسانند. خون و خون ریزی هم که کار استاد ، دیالوگ های خوب و گاها طنز هم که ویژگی فیلم هاشه. غافل گیری و غیر قابل پیش بینی بودن هم از ویژگی های مثبت همه ی فیلم های این بزرگواره ، پوچ گرایی هم کم تره و این فیلم از فیلم های خوب ایشون . جلوه های ویژه هم خوب بود تنها نکته ی منفی فیلم اشتباهات کوچیک تو جلوه های ویژه بود مثلا نحوه ی مرگ لارا کندی(لورا کایوته) که نحوه و سمت پرت شدن به عقب هنگام تیر خوردن اشتباه و مسخره بود.

از فیلم های هست که سالی یک بار دیدن خیلی می چسبه.

جوایز و افتخارات : نامزد پنج جایزه ی اسکار (۲۰۱۳) و برنده ی دو جایزه ی بهترین بازیگر مکمل مرد (والتس) و بهترین فیلم نامه ی غیر اقتباسی اسکار (بهترین فیلم هم حقش بود که ندادن و به خاطر مسائل سیاسی دادن به آرگو)
جز ۲۵۰ فیلم برتر imdb و نمره ۸۱ از سایت معتبر متا
نمره : ۹.۵ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
شات از فیلم Django Unchained
@NaghdeFilmoSerial
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سکانسی از فیلم (جانگوی آزاد شده) که "لئوناردو دیکاپریو" خودشو زخمی میکنه ولی میخواد که فیلمبرداری ادامه پیدا کنه!!
@NaghdeFilmoSerial
رقص با اهریمن :
Suspiria

(یادداشت حاوی اسپویل است)

به عنوان مخاطب فیلم (ساسپیریا) به درستی نمیتوان قضاوت کرد که آیا خالق اثر(لوکا گوادانینو) قصد آن راداشته تاصرفا داستانی غریب و آزاردهنده را بدون جهت گیری های رایج (سیاسی.فرهنگی.اعتقادی و...) روایت کند یا خودش کاملا محو درونمایه تلخ و سیاه داستان فیلمش شده و ناخودآگاه دست به ساخت اثری زده که کاملا دربزرگداشت وجه قیرگون هستی و یا به عبارتی بهتر در ستایش اهریمن و دست نشانده های او در عالم است!
ساسپیریا از آن دسته آثار سرگرم کننده نامتعارف و بیماراست. بیمار از آن جهت که سعی دارد پیشبرد داستان و مختصات شخصیتها را برخلاف آثار معمول سینما ترسیم کند و از هر مسیری برای عذاب آور کردن خویش بهره میبرد. ساسپیریا درست به مانند چند نمونه دیگر از آثار غریب این سالها( مثلا مادر ساخته آرنوفسکی) سعی دارد مسیر حرکت داستان از نقطه آغاز تا پایان شامل نقاط عطف .پیچشهای داستانی . کنش و واکنشهای شخصیتی و ازهمه مهمتر نتیجه گیری پایانی را متفاوت از آنچه معمولا در آثار سینمایی سراغ داریم پیش چشم مخاطب قرار دهد.


ساسپیریا همانطور که پیشتر نیز اشاره شد درستایش شر و تاریکی است. اگرچه تا میانه های روایت شاهد داستانی هستیم که در آن شخصیت اصلی (سوزی بانیون/ داکوتا جانسون) و پزشکی روانشناس هرکدام به شکلی جداگانه سعی در برملا کردن اسرار آموزشگاه مخوف و مرموز را دارند اما از جایی به بعد گوادانینو هردو را از رسیدن به مقصود ابتدایی دور میکند و مخاطب هرچه جلوتر میرود و باداستان همراه میشود کمتر به پیروزی نهایی امیدوار میشود. روایت ساسپیریا همچون حرکت انسانی با یک شمع کم جان در دل مسیری تاریک است که هرچه پیش میرود همزمان با کم جان تر شدن قدرت نور شمع امید او نیز برای رسیدن به مقصدی روشن کمرنگتر میشود.


مهمترین امتیاز ساسپیریا در قدرت اجرای کارگردانی آن است. مشخصا گوادانینو از هرآنچه در اختیار داشته برای خلق اتمسفری هولناک بهره برده و در نتیجه فیلم او سکانس که هیچ حتی یک نما خارج از این هدف را درخود جای نداده است. در لوکیشنهای بیرونی ساسپیریا شاهد بارش بی وقفه برف یاباران هستیم. آسمان در حالت ابری قرار داردو خبری از گرما و طراوت طبیعت نیست. صدای چک چک باران که بر پنجره های غم زده آموزشگاه رقص میخورند همچون چکشی فولادی مدام درگوشتان زمزمه میکنند. حضور برف و سرمای ناشی از آن به خوبی در راستای هدف نهایی اثر همگی برای خالی کردن دل مخاطب در نماها حضور دارند. گوادانینو حتی در نماهایی نیز که شاهد بارش برف یاباران نیستیم هم خیابانهایی خلوت و آرام راتصویر سازی میکند. گویا در شهر مردگان سیر میکنیم و خبری از شلوغی و ازدحام جمعیت و شور و نشاط زندگی انسانی نیست.

ساسپیریا تنها به اتمسفر بیرونی بسنده نمیکند و اتفاقا تلاش اصلی خود را در لوکیشنهای داخلی میگذارد. مشخصا (عنصر آینه) حضور پررنگی در سکانسهای این فیلم دارد. به عنوان مثال اتاق مخفی تمرین رابه یادآورید که از همه طرف توسط آینه هایی چند سطحی محاصره شده اند تا تعدد تصویر شخصیتهایی که درآنجا حضوردارند حس شود و در نماهایی همزمان شاهد چند تصویر با فاصله های معین از شخصیتها باشیم .این تمهید بصری به خوبی در راستای شخصیت پردازی فیلم خبر از چند وجهی بودن آنها دارد و گوادانینو چشم و زاویه دید مخاطب را همزمان به چند نقطه متفاوت سوق میدهد.
تقابل فرد با آینه نشانگر تقابل درونی فرد با ذات و چهره درونی خویش است. همانطور که وقتی یک شخصیت روبروی آن ایستاده و به تصویر خویش مینگرد ذهن مخاطب در این لحظه باید تشخیص دهد جلوه ظاهری و انسانی آنها راباور کند یا روح پرتلاطم و بی قرارشان را.

ساسپیریا در بحث رنگ و نورپردازی نیز مطابق با درونمایه تاریکش دلسرد کننده و شوم است. به عنوان مثال راهرو خوابگاه دختران که در آن شاهد چند چراغ کم نور و درفواصل زیاد از هم هستیم (دوربین در این نماها آشکارا درفاصله زیادی از آنها قرار دارد) و وجه تاریک محیط بر قسمت روشن آن غلبه میکند. و یا در نمایش یکی از اتاقهای مخفی و زیرزمینی آموزشگاه که نشانی از همان معدود عناصر روشنایی بخش دیگر هم نیست و تاریکی مطلق درصفحه خودنمایی میکند.
گوادانینو البته در دقایق پایانی و درست درجایی که گویا کاملا زنجبر پاره میکند از( نماهای اغراق شده قرمز رنگ) بهره میبرد و با ترکیب رنگهای قرمز و سیاه نمایشی دلهره آور و جنون آمیز را ارائه میدهد. البته به منظور رسیدن به این حس او از( تکنیک اسلوموشن) نیز بهره میبرد تا لحظات سنگین و عذاب آور پایانی کند تر هم بنظر برسند.


رنگهای قهوه ای و خاکستری و قرمز از نظر میزان حضور در صحنه بیشترین کاربرد رادارند. از رنگ بندی نما های بیرونی شامل رنگ ساختمان و وسایل نقلیه و پوشش افراد حاضر در صحنه گرفته تا جزییات به ظاهر کم اهمیت نماهای داخلی همچون کتابها و میز و صندلی و وسایل ادا
ری و.... همگی دراین دسته ترکیب بندی رنگ قرار میگیرند. ساسپیریا این هماهنگی بصری خود را از ابتدا تا به انتها به خوبی حفظ میکند و چشم مخاطب را به خوبی به تماشای آنها عادت میدهد. در ساسپیریا تفاوت در جزییات به خوبی بیانگر تفاوت میزان اهمیت شخصیتها نیز هست. به عنوان مثال شخصیت با ابهت و تاثیر گذار بانو بلانک(تیلداسوئینتن) لباسی شکیل و تمیز و مرتب برتن میکند و آراستگی او در تقابل با نوع پوشش غیر عادی و نامفهوم دختران زیر دستش قرار میگیرد( به عنوان مثال لباسهای قرمز رنگ دختران حین اجرای نمایش عمومی بین جمعیت) .

دوربین نیز در ساسپیریا وظیفه خود رابه درستی انجام میدهد و مخاطب را نسبت به آنچه رخ میدهد به خوبی آگاه میسازد. به عنوان مثال در نماهایی که شاهد قدرت نمایی موسسان آموزشگاه هستیم نگاه دوربین از زاویه پایین به بالا و معمولا در اندازه(بسته یا مدیوم) تصویر آنها را شکار میکند تا نشان از برتری آنها در داستان باشد.
مثال دیگر تصویر حرکت(سوزی)در راهرویی تاریک منتهی به تالار مخوف اصلی است که گوادانینو (تصویری تمام قد) ازاو در مرکز قاب را نشان میدهد تا برای حضور او در جهنم پایانی مقدمه چینی کند. حرکت دوربین نیز آشکارا در جهت برانگیختن حس مخاطب تعبیه شده است. نمایی که در آن دوربین آهسته از جنازه( الگا/النا فوکینا) دور میشود یا در مهمانی شبانه رستوران که دوربین به نوبت به سوزی و بانو بلانک نزدیک میشود تا درمیان جمعیت حاضر درصحنه نگاه مخاطب معطوف رابطه ذهنی و پنهانی این دو باشد و نه چیز دیگر.

درسکانس اجرای گروهی که برای عموم اجرا میشود دوربین فیلم مستقیم میان اجراکنندگان میرود. در لحظاتی خبری از موسیقی هم نیست و صدا نفس نفس زدن آنها و صدای ناشی از برخورد پاها با کف سالن را میشنویم .

ساسپیریا در مورد سیر حرکت روحی ناآرام و ملتهب به سمت فرجامی گریز ناپذیراست. گوادانینو برخلاف آنچه تا نیمه داستان از او انتظار داریم این فرجام دهشتناک را شکوهمند و ظفرمندانه به تصویر میکشد. گویا در تمام مدت زمان نمایش فیلم او به عنوان راوی داستان مشغول فریب مخاطب خوداست. مخاطبی که بر اساس دانش و پیشی زمینه های قبلی گمان دارد ساسپیریا اثری است با تم مقابله فرد با سیستمی فاسد و مستبد اما در انتها گویا جای حق و باطل عوض شده و گاداگنینو تباهی روح شخصیت اصلی خویش را بزرگ و مهم جلوه میدهد. همانطور که در ابتدای مطلب هم اشاره شد قضاوت در مورد اثر و سازنده آن کار آسانی نیست . آنچه در مدت زمان نمایش فیلم حس میکنیم نوعی تقدس گرایی و ادای احترام به اهریمن و قدرتهای فراطبیعی اوست. درساسپیریا نه هیچ عزم و نیروی زمینی و انسانی و نه هیچ قدرت دیگری توانایی مقابله با اوراندارد.
درساسپیریا شر آغاز میکند و شر پایان میدهد. تصمیم تماشای آن با خودتان

امید سلیمی

@NaghdeFilmoSerial
امتیاز:9
معرفی سریال true detective
محصول : آمریکا
ژانر : درام جنایی معمایی
تعداد فصل : 3 (هر فصل با بازیگران و داستان متفاوت)
شبکه : HBO
رتبه : 9.2
شماره ی 5 از لیست سریال های برتر
#سریال_برتر
@NaghdeFilmoSerial
سریال کاراگاهان حقیقی به انگلیسی true detective محصول شبکه ی HBO است و دو فصل پخش شده و فصل سوم در حال پخش هست. یک سریال قوی با داستان قوی و بازیگرانی عالی.

فصل اول سریال داستان دو کارآگاه با بازی متیو مک کانهی و وودی هارلسون آغاز شد و امتیاز بالایی بدست آورد و تحسین منتقدین زیادی رو بر انگیخت.
فصل دوم سریال هم با بازیگرانی متفاوت و داستانی جدید ادامه یافت.
فصل سوم هم اکنون با بازی مارشالا علی در حال پخش از hbo هست و امتیاز های بالایی از منتقدین و مخاطبان دریافت کرده.
فصل اول : دو کارگاه یکی تازه کار اما بسیار باهوش و ریز بین (مک کاهانی) و یک کارگاه با تجربه (هریلسون) به پرونده ای عجیب و نادر که حل آن بسیار سخت بر خورده اند و سال ها بعد در مورد آن پرونده و سال های کاریشان با مامورین fbi مصاحبه می کنند.
بازی بازیگران ، کارگرانی ، داستان و همه چیز عالی و بی نقص هست. موسیقی سریال هم عالی هست ( هنگام تماشای قسمت اول و شروع تیتراژ کاملا متوجه منظورم خواهید شد)
صحنه های مصرف مواد مخدر توسط متیو مک کانهی در سریال واقعی است.سریال پر از جملات و دیالوگ های عالی است. فصل اول سریال در مجله ی آتلانتیک بهترین مجموعه ی تلوزیونی تاریخ خوانده شد .
وقتی فصل اول این سریال رو دیدم با خودم گفتم wow عجب سریالی عجب بازی عجب دیالوگ هایی😱

فصل دوم : فصل دوم هم با بازیگرانی متفاوت و داستانی متفاوت ساخته شد ولی متاسفانه از هر لحاظ نسبت به فصل اول ضعیف تر ظاهر شد (اما در کل خوب و جذاب بود)
فصل سوم : فصل سوم هم توانسته با خود تحسین منتقدین و مخاطبان را بر انگیزد و نسبت به فصل دوم بهتر عمل کرد

دیدن این سریال به خصوص فصل اول آن را به همه سریال باز های حرفه ای (و نه فن های سریال های cw (wc) امثالهم ) توصیه میکنم.
@NaghdeFilmoSerial
Forwarded from 🎞نقد فیلم و سریال🎞 (alireza ripper)
۸۰ سالگی بتمن بر عاشقان این حضرت تبریک و تهنیت باد😍
@NaghdeFilmoSerial
معرفی سریال The Sopranos
محصول سال 2007 – 1999
ژانر : درام جنایی
محصول : آمریکا
تعداد فصل : 6
شبکه : HBO
امتیاز : 9.2
شماره ی 6 از لیست سریال های برتر
#سریال_برتر
@NaghdeFilmoSerial
خانواده ی سوپرانو (The Sopranos) درام جنایی شبکه ی HBO و اثری ماندگار از David Chase در شش فصل و 86 قسمت است.

این سریال داستان مردی به نام "تونی سوپرانو" و زندگی او به عنوان پدر ، همسر و رئیس یکی از بزرگترین باندهای مافیایی نیوجرسی در قرن 21 را به تصویر میکشد جایی که این گنگستر ایتالیایی ـ آمریکایی در برقراری توازن مابین زندگی اش در کنار خانواده و اداره ی سازمان جنایی که رهبری ان را به عهده دارد، دچار معضلاتی میشود. این معضلات اغلب در قالب ملاقات های تونی با روانشناسش دکتر جنیفر ملفی (Lorraine Bracco) به صورت فلش بک به تصویر کشیده میشود.

روانشناسی عجیب شخصیتی ، علائم شناسی ، هیجان ، موزیک عالی ، شخصیت پردازی ، کمدی های هوشمندانه و... همه و همه باعث شده که این سریال به یکی از موفق ترین سریال های تاریخ تلویزیون از لحاظ کسب موفقیت های اقتصادی و تبلیغاتی و همچنین رضایت‌مندی منتقدین محسوب شود .

این سریال جوایز فراوانی کسب کرده که از میان آن ها میتوان به کسب 21 جایزه اِمی و 5 جایزه گلدن گلوب اشاره کرد.

شاید برای کسانی که به سریال های داستان محور عادت کرده باشند، دیدن این سریال کمی سخت باشد زیرا اساس این سریال بر پایه ی دیالوگ های بین شخصیت هاست و از هیجانات کاذب خبری نیست ولی با این وجود ، دیدن این شاهکار رو به همه پیشنهاد میکنم.
(فرض کنید سریال مشابه فیلم های godfather هم از لحاظ موضوع و محتوا هم از لحاظ کیفیت)
@NaghdeFilmoSerial
#اسپویل
به نام خدا
نگاهی به سه گانه ی نولان (batman begins 2005 , dark knight 2008 , dark knight rises 2012)
به مناسبت ۸۰ سالگی شخصیت بتمن
(dark knight trilogy)
کارگردان : کریستوفر نولان
بازیگران : کریستین بیل در نقش بروس وین ( batman) , لیام نیلسون در نقش راس الغول ، هیث لیجر (فقید) در نقش جوکر ، تام هاردی در نقش بین ، گری اولدمن در نقش گروهبان گوردن ، مایکل کین در نقش آلفرد ، آن هاتوی در نقش catwomam ، آرون اکهارت در نقش هاروی دنت ، مورگان فری من در نقش لوشیوس فاکس ، مگی جیلنهال در نقش ریچل داوس و ...
نویسنده : دیوید گویر ، کریستوفر نولان
با دلیل نولان برای ساخت فیلم بتمن آغاز می کنم : از همان ابتدا قصد داشتم ساخت فیلمی با محوریت ابر قهرمان را بر عهده بگیرم و داستان او را به سبک واقع گرایانه و نه خیلی تخیلی به پیش ببرم که بعد از انتشار این خبر (ساخت فیلم جدید بتمن توسط کمپانی برادران وارنر ) تصمیم گرفتم ایده ی خودم رو روی شخصیت بتمن پیاده کنم.

بدون شک از لحاظ فنی (فیلم برداری ، داستان ، کارگردانی ، جلوه های ویژه ، دیالوگ ها ، بازی بازیگران ، تدوین ، نویسندگی ، صدا برداری و .... ) عالی بود (اما بی نقص هم نبود)
از لحاظ نزدیک بودن به کتاب های کمیک از اسم شخصیت ها استفاده شده بود و البته تا حدودی هم به شخصیت ها نزدیک بود و میشه گفت این سه گانه از کمیک ها الهام گرفته شده بود .
در نظر منتقدین هر سه فیلم (مخصوصا dark knight و dark knight rises) تحسین شدند و فروش این سه گانه در گیشه هم بسیار موفقیت آمیز بود.
بازی بازیگران عالی بود . من همه ی فیلم های بتمن را دیده ام و بازیگری بهتر از بیل برای بتمن ندیده ام . چهره ی بین تاریکی و روشنایی را باهم داشت (مثل خود شخصیت بتمن) و صدای خش دار بیل که اوباهت خاصی به بتمن داده بود. بازی بی نظیر و تکرار نشدنی هیث لیجر هم که نیازی به تعریف ندارد ، همه شما میدانید و اولین (و فکر کنم تنها) جایزه ی بهترین بازیگر مرد اسکار (البته مکمل) را برای یک فیلم کمیک به ارمغان آورد.
بازی تام هاردی هم بسیار عالی بود، اوباهت و ترس رو باهم القا می کرد ، سایر بازیگران هم که بسیار عالی نقش های خود را اجرا کردند.
جلوه های ویژه فیلم عالی بود و کریستوفر نولان طبق عادت خود سعی کرده بود کمتر از جلوه های ویژه استفاده کند (برای مثال پرواز وسیله ی پرنده ی بتمن در قسمت سوم روی خیابان های شهر به وسیله ی کابل هایی بود که وسیله ی ساخته شده را به حرکت در می آوردند)
طراحی لباس هم بسیار مناسب و نشان دهنده ی ویژگی شخصیت ها بود.
فیلم برداری سه گانه ، فیلم برداری در سینمای اکشن را وارد مرحله ی جدید و بالاتری کرد.
بتمن آغاز می کند : شروع کار بتمن با سایر ابر قهرمان ها فرق می کند ، بتمن قدرت فانتزی ندارد و یا دست های روباتی بلکه هدف والا دارد و عزمی راسخ ، پشتکار و آموزش مناسب ، توانایی های وی ناشی از اتفاقات عجیب یا تکنولوژی آینده (مانند آریرون من) نیست ، به همین دلیل هست که بسیار جذاب هست هر فردی می تواند بتمن باشد، او یک سنبل است ، او یک انسان هست بدون قدرت های خارق العاده،
شروع کار بتمن تلاش او برای نجات شهر گاتهام از نابودی و فساد هست که در آخر فیلم موفق میشود با شکست راس الغول (که استاد بروس وین بود) شهر را از نابود نجات دهد و تقریبا موفقیتی کامل را بدست می آورد.
شوالیه ی تاریکی : بتمن با دشمنی سر سخت ، به ظاهر بدون نقشه (اما با نقشه هایی بسیار حرفه ای)، دیوانه و به ظاهر بدون هدف رو به رو شده ، جوکر با بازی به یاد ماندنی هیث لیجر ، بتمن برای اشخاصی مانند هاروی دنت انگیزه ی مبارزه با جانایات و جنایت کاران را ایجاد کرده اما جوکر می تواند به بعضی از اهدافش برسد و تا حدودی پیروز بشود ، هاروی دنت درست کار را تبدیل به هیولا می کند و تقریبا نام نیک او را از بین می برد ( اما با فدا کاری بتمن و نابودی چهره ی قهرمانانه ی او) جوکر موفق نمی شود ، اما به هدف دیگر خود یعنی از بین بردن چهره ی بتمن می رسد . در این فیلم بتمن واقعیت قهرمان بودن که همان فدا کاری هست را نشان می دهد و این فیلم (از نظر من) تبدیل به بهترین فیلم ابر قهرمانی می شود (بهترین فیلم کمیک نه بهترین فیلم کمیک از نظر من فیلم spider man 2 هستش) ، جوکر قصد نابودی شهر و مردمش را به طریق ایجاد دیوانگی و وحشت داشت که البته با فدا کاری های بتمن و انسانیت مردمی درست کار و حتی زندانیان خطرناک و قاتل موفق به رسیدن به این هدف خود هم نشد.
@NaghdeFilmoSerial
#اسپویل
خیزش شوالیه ی تاریکی : بتمن ۸ سال هست که نا پدید شده و هر ساله مراسم یاد بودی برای هاروی دنت میگیرند و مردم بتمن را مقصر مرگ او می دانند ، به لطف قانون کارا اما ناعادلانه ای که به نام دنت ایجاد شده شهر گاتهام تقریبا خالی از جرایم سازمان یافته هست و ظاهرا نیازی به بتمن نیست اما به زودی اوضاع تغیر می کند و مبارزی خشن و بی رحم به نام بین برای نابودی شهر (که هدف راس الغول در قسمت اول بود) به شهر می آید و با نقشه ای حساب شده پلیس های شهر و حتی بتمن را شکست می دهد و با بمب اتم شهر و مردمانش را گروگان میگیرد ، اما بتمن عزم خود را جزم کرده و از زندان مخوف فرار می کند و برای نجات شهر باز می گردد، این بار بتمن تنها نیست ، catwoman ، رابین و تمام پلیس های شهر هم در کنار او هستند و برای نجات شهر می جنگند و باز شهر با فدا کاری بتمن نجات پیدا می کند.

اکثر افرادی که به این سه گانه ایراد گرفتند فاصله ی زیاد این فیلم ها از داستان های کمیک بود اما به نظر شخص بنده مشخصه ی برتر این سه گانه فاصله گرفتن از کمیک (فانتزی) بود و هدف کریستوفر نولان هم واقع گرایی و ابر قهرمان بودن فیلم بود نه کمیک بودن که به هدف خود به بهترین شکل ممکن دست پیدا کرد ، ارتقای ابر قهرمان از فیلم های نوجوان و کم سن پسند به فیلم هایی درجه یک و عالی با متد های والای سینما

اما مثل هر فیلم و اثر هنری نواقص ، اشتباهات ، سوتی و ... داره

سخن آخر این که : ۸ ساعت لذت و زیبای خالص ، سینمای ناب و اکشن درجه ۱
تشکر از حسن توجه شما
نمره ی میانگین سه گانه : ۹.۵ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
معرفی سریال Peaky Blinders :
ژانر : درام جنایی تاریخی
محصول : انگلستان
تعداد فصل : 4
امتیاز : 8.8/10
#سریال_برتر
@NaghdeFilmoSerial