معرفی سریال Game of Thrones
محصول آمریکا
ژانر درام -حماسه ای فانتزی
تعداد فصل : 7 فصل و اتمام در فصل هشتم
امتیاز 9.5
شماره ی 2 از لیست سریال های برتر
#سریال_برتر
@NaghdeFilmoSerial
محصول آمریکا
ژانر درام -حماسه ای فانتزی
تعداد فصل : 7 فصل و اتمام در فصل هشتم
امتیاز 9.5
شماره ی 2 از لیست سریال های برتر
#سریال_برتر
@NaghdeFilmoSerial
سریال بازی تاج و تخت ها به انگلیسی game of thrones محصول شبکه ی کابلی HBO ( که واقعا سریال های درجه ۱ میسازه) در ۷ فصل و تمدید شده برای فصل هشتم با امتیاز 9.5 رتبه ی دوم از برترین سریال های تاریخ جهان (100 top tv series imdb) و ۲۵۰ سریال برتر جزو محبوب ترین و بهترین سریال های جهان و بیننده های بی شماری در کشور های مختلف از جمله ایران دارد.
یک سریال اساطیری حماسی
سریال در یک جهان فانتزی که شبیه سیاره ی زمینه و در دو قاره وستروس و ایسوس و در یک دوره ی شبیه قرون وسطایی میگذره .
چندین خاندان اشرافی برای رسیدن به قدرت باهم در جنگ هستن غافل از این که دشمنی شیطانی در سرزمین های همیشه زمستان برای نابودی اون ها برخواسته . از طرفی در قاره ای دیگر پسر آخرین پادشاه تارگرین هم در فکر باز پس گیری قلمرو پدرش کمین کرده است.
سریال بر اساس رمان های نغمه ی یخ و آتش جرج آرآر مارتین ساخته شده و داستان جنگ ها شجاعت ها و فداکاری ها و شرافت معدودی از افراد در برابر خیانت ها و توطئه ها و سیاست های افراد بیشتری رو روایت میکنه در این سریال شخصیت ها سیاه و سفید نیستن و اکثر شخصیت ها خاکستری هستن( بد یا خوب نیستن بلکه شرایطشون شخصیت هاشون رو میسازه) . سریال حول طبقات اجتماعی ، مذهب ، وفا داری و ... می چرخه.
برخلاف اکثر سریال ها و فیلم ها که قهرمان پرور هستند و در آخر بدی بر خوبی پیروز می شود در این سریال این گونه نیست و ممکن است در یک قسمت یکی از مهمترین اشخاص محبوب و قهرمان و درستکار کشته شود. به همین دلیل سریال غیر قابل پیش بینی است. کیفیت سریال علاوه بر کارگردانی و بازیگری و ... به ریشه ی فیلم نامه ی آن یعنی رمان های پرفروش و تحسین شده ی جرج مارتین بر میگردد که باتوجه به گسترده ی شخصیت پردازی و جهان آن (که به حق می توان گفت جهانی بزرگ و شبیه به جهان واقعی خلق کرده) با یکی از بزرگترین و با ارزش ترین آثار ادبیات جهان طرف هستیم.
سریال برنده ی ده ها جایزه ی معتبر مانند امی، گلدن گلوب ، بفتا و ... شده و قسمت 9 از فصل 6 اون دارای امتیاز 10 از10 در سایت معتبر IMDB هستش
البته سریال دارای محتوای تند و جنسی شدید هست که مورد انتقاد قرار گرفته و اون هم به محتوای رمان ها بر میگرده اما فصل به فصل کمتر می شود
در کل دیدنشو به همه ی سریال باز ها (و حتی اشخاصی که فقط فیلم میبینن) پیشنهاد می کنم.
@NaghdeFilmoSerial
یک سریال اساطیری حماسی
سریال در یک جهان فانتزی که شبیه سیاره ی زمینه و در دو قاره وستروس و ایسوس و در یک دوره ی شبیه قرون وسطایی میگذره .
چندین خاندان اشرافی برای رسیدن به قدرت باهم در جنگ هستن غافل از این که دشمنی شیطانی در سرزمین های همیشه زمستان برای نابودی اون ها برخواسته . از طرفی در قاره ای دیگر پسر آخرین پادشاه تارگرین هم در فکر باز پس گیری قلمرو پدرش کمین کرده است.
سریال بر اساس رمان های نغمه ی یخ و آتش جرج آرآر مارتین ساخته شده و داستان جنگ ها شجاعت ها و فداکاری ها و شرافت معدودی از افراد در برابر خیانت ها و توطئه ها و سیاست های افراد بیشتری رو روایت میکنه در این سریال شخصیت ها سیاه و سفید نیستن و اکثر شخصیت ها خاکستری هستن( بد یا خوب نیستن بلکه شرایطشون شخصیت هاشون رو میسازه) . سریال حول طبقات اجتماعی ، مذهب ، وفا داری و ... می چرخه.
برخلاف اکثر سریال ها و فیلم ها که قهرمان پرور هستند و در آخر بدی بر خوبی پیروز می شود در این سریال این گونه نیست و ممکن است در یک قسمت یکی از مهمترین اشخاص محبوب و قهرمان و درستکار کشته شود. به همین دلیل سریال غیر قابل پیش بینی است. کیفیت سریال علاوه بر کارگردانی و بازیگری و ... به ریشه ی فیلم نامه ی آن یعنی رمان های پرفروش و تحسین شده ی جرج مارتین بر میگردد که باتوجه به گسترده ی شخصیت پردازی و جهان آن (که به حق می توان گفت جهانی بزرگ و شبیه به جهان واقعی خلق کرده) با یکی از بزرگترین و با ارزش ترین آثار ادبیات جهان طرف هستیم.
سریال برنده ی ده ها جایزه ی معتبر مانند امی، گلدن گلوب ، بفتا و ... شده و قسمت 9 از فصل 6 اون دارای امتیاز 10 از10 در سایت معتبر IMDB هستش
البته سریال دارای محتوای تند و جنسی شدید هست که مورد انتقاد قرار گرفته و اون هم به محتوای رمان ها بر میگرده اما فصل به فصل کمتر می شود
در کل دیدنشو به همه ی سریال باز ها (و حتی اشخاصی که فقط فیلم میبینن) پیشنهاد می کنم.
@NaghdeFilmoSerial
Attack on Titan🔥
داستان انیمه از این قراره که چندصد سال قبل نسل انسان میرفت که توسط غول ها منقرض بشه اما تعداد کمی از انسان ها موفق میشن که جون سالم به در ببرند و شهری بساند که با دیوار های بلند احاطه شده دیوار هایی بسیار بلندتر از بزرگترین غولها اما بعد از حدودا صد سال یه روز به طور ناگهانی سر و کلهی یه غول بسیار بزرگ پیدا میشه و ....
داستان بر روی ارن و میکاسا خواهر ناتنی ارن و دوست صمیمی انها ارمین تمرکز داره بعد از اینکه یک غول عظیم دیوار های شهر اونها رو خراب میکنن و بقیه ی غول ها به شهر حجوم میارن در همین حین مادر ارن کشته میشه و همین باعث میشه ارن تصمیم بگیره که انتقام بگیره و یه روز همه غول هارو بکشه و برای همین به مدرسه نظامی ملحق میشن تا در راه نابودی غول ها قدم بردارن
یک مورد جالب دربارهی این انیمه بررسی موضوعات عمیقی مثل وضعیت جامعه ، سیاست های بیرحمانه مسئولین ، نمایش دادن فساد در دستگاه حکومتی و همیطور بین مقامات ارشد ، فقر و اختلافات طبقاتی که به شکل زجر آور و نفرتانگیزی خوب به تصویر کشیده شده.
موضوعاتی مثل خیانت و وفاداری ، دوستی و انتقام از مهم ترین عناوین اخلاقی قابل مشاهده در طول انیمه هستش.
جالبه که بدونید شخصیت های داستان صرفاً به دو دسته خوب و بد تقسیم نمیشن و هر کَرَکتِر برای خودش شخصیت ، اصول ، اخلاقیات و اهداف منحصر به فردی داره ، درواقع دیدن تضاد و برخورد بین ایدئولوژی ها و اهداف شخصیت های داستانه که در بعضی قسمت ها انقدر انیمه را جذاب میکنه.
این انیمه تونسته با ترکیبی از اکشن خوب ، درام جذاب ، عناصر فانتزی ، معماها و راز های جالب ، موضوعات روانشناختی و خشونت نسبتاً بالا به موفقیت بی نظیری دست پیداکنه و اونقدر قوی بشه که بتونه لحظه به لحظه با احساساتتون بازی کنه.
کارگردانی خوب ، شخصیت پردازی و بک استوری های قوی کَرَکتِر ها ، صداگذاری ، موسیقی متن زیبا و آرت چشم نواز ، تمام این عوامل باعث شد که این انیمه به شاهکار دوران خودش تبدیل بشه.
در کل میتوان گفت انیمهی حمله به غول ها یکی از انیمه های ارزشمند و بی نقصه و باعث شد من به انیمه علاقه مند بشم
نمره : ۹ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
داستان انیمه از این قراره که چندصد سال قبل نسل انسان میرفت که توسط غول ها منقرض بشه اما تعداد کمی از انسان ها موفق میشن که جون سالم به در ببرند و شهری بساند که با دیوار های بلند احاطه شده دیوار هایی بسیار بلندتر از بزرگترین غولها اما بعد از حدودا صد سال یه روز به طور ناگهانی سر و کلهی یه غول بسیار بزرگ پیدا میشه و ....
داستان بر روی ارن و میکاسا خواهر ناتنی ارن و دوست صمیمی انها ارمین تمرکز داره بعد از اینکه یک غول عظیم دیوار های شهر اونها رو خراب میکنن و بقیه ی غول ها به شهر حجوم میارن در همین حین مادر ارن کشته میشه و همین باعث میشه ارن تصمیم بگیره که انتقام بگیره و یه روز همه غول هارو بکشه و برای همین به مدرسه نظامی ملحق میشن تا در راه نابودی غول ها قدم بردارن
یک مورد جالب دربارهی این انیمه بررسی موضوعات عمیقی مثل وضعیت جامعه ، سیاست های بیرحمانه مسئولین ، نمایش دادن فساد در دستگاه حکومتی و همیطور بین مقامات ارشد ، فقر و اختلافات طبقاتی که به شکل زجر آور و نفرتانگیزی خوب به تصویر کشیده شده.
موضوعاتی مثل خیانت و وفاداری ، دوستی و انتقام از مهم ترین عناوین اخلاقی قابل مشاهده در طول انیمه هستش.
جالبه که بدونید شخصیت های داستان صرفاً به دو دسته خوب و بد تقسیم نمیشن و هر کَرَکتِر برای خودش شخصیت ، اصول ، اخلاقیات و اهداف منحصر به فردی داره ، درواقع دیدن تضاد و برخورد بین ایدئولوژی ها و اهداف شخصیت های داستانه که در بعضی قسمت ها انقدر انیمه را جذاب میکنه.
این انیمه تونسته با ترکیبی از اکشن خوب ، درام جذاب ، عناصر فانتزی ، معماها و راز های جالب ، موضوعات روانشناختی و خشونت نسبتاً بالا به موفقیت بی نظیری دست پیداکنه و اونقدر قوی بشه که بتونه لحظه به لحظه با احساساتتون بازی کنه.
کارگردانی خوب ، شخصیت پردازی و بک استوری های قوی کَرَکتِر ها ، صداگذاری ، موسیقی متن زیبا و آرت چشم نواز ، تمام این عوامل باعث شد که این انیمه به شاهکار دوران خودش تبدیل بشه.
در کل میتوان گفت انیمهی حمله به غول ها یکی از انیمه های ارزشمند و بی نقصه و باعث شد من به انیمه علاقه مند بشم
نمره : ۹ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
تایتانها را به خاطر بسپار:
Attack On Titan S: 1_3
به راستی بزرگترین ویژگی دنیای انیمیشن( مخصوصا انیمه های ژاپنی که میراث دار این سبک هستند) بی مرز بودن آنهادر خلق دنیایی فانتزی. نمایش شخصیتهایی مرموز و در کل فک برانداز بودن اتفاقات هست . این ویژگیها به شکل فوق العاده ای در انیمه سریالی حمله به تایتان اجرا شده . اگه جز اون دسته افرادی هستید که دنبال ماجراجویی هایی متفاوت و دارای دوز بالای اکشن و تکه تکه شدن شخصیتهای داستان هستید تردید نکنید این انیمه برای شما ساخته شده . حمله به تایتان خوشبختانه در اهمیت به جزییات داستانی و طراحی کارکترها نیز هوشمندانه عمل کرده و بعد دیدن چند اپیزود چنان با جزییات جهان خودش رو معرفی میکنه که خاطرات خوب فانتزی های تالکین و سریال گیم اف ترونز براتون تداعی میشه .همین انتقال جزییات به نظرم مهمترین ویژگی فیلمنامه سریال هست . نویسندگان فرض را بر این گذاشته اند که شما برای اولین بار است که چنین داستانی را تجربه میکنید و هر نکته جدیدی که لازم بوده رو گوشزد کردن .
سازندگان سریال خوشبختانه برای شعور مخاطب احترام قائل شدن و اگه با دقت و حوصله برای دیدنش وقت بزارید به تمام سوالهای ایجاد شده جواب منطقی میدن . حمله به تایتان دقیقا همون چیزیه که از یک انیمه سریالی توقع داریم. تعریف کردن داستان . نفوذ به روحیات شخصیتهای اصلی . تعلیقهای خفقان آور و رودست زدنهای گاه و بیگاه به بیننده. حمله به تایتان البته برای بینندگان کم دل و جرات توصیه نمیشه به عنوان مثال تکه تکه شدن انسانها نمایش خون و شکنجه های خشن و بی پروا مطمئنا برخی بینندگان رو پس میزنه اما اگه با این مورد هم مشکل نداشته باشید اتفاقا این دست حوادث به یکی از لذت بخش ترین موارد سریال تبدیل میشه . از اونجاییکه مدت زمان هر اپیزود بیست دقیقه هست انیمیشن هیچگاه از ریتم نمیفته و در ضمن نکاتی تازه برای فکر کردن داره .
ژاپنی ها خالق بسیاری از انیمیشن های ماندگار تاریخ هستند پس جدا از مسائل فیلمنامه ای در بحث کارگردانی هم با اثری در خور توجه طرفیم فلاشبکها همگی با معنا. به جا و هدفمند طراحی شده اند گرافیک اثر که ترکیبی از نماهای دو بعدی و سه بعدی هستند چشم نواز و به یاد ماندنی هستند . خالقین اثر موفق شده اند همانقدر که در لحظات اکشن حس تنش و ترس را القا کنند در لحظات عادی نیز با نماهای چشمنوازی که از طبیعت ارائه داده اند به خوبی حس آرامش را منتقل کنند . استفاده از رنگهای گرم (غالبا سبز و آبی) در شرایط عادی و استفاده از رنگهای تیره و نورپردازیهای خفیف در شرایط اظطراری کاملا فکر شده و هدفمند هستند .
نکته جالب توجه در ساخت این انیمه استفاده از حالتهای مختلف تصویر برداریست. کلوز آپ ها . مدیوم شاتها. لانگ شاتها همگی به قاعده از نظر زمان بندی درست و در راستای فرم نهایی اثر کارکرد جداگانه خود را دارند در این زمینه حمله به تایتان جز معدود اثاریست که به نظر برای هر پلان آن فکر مشخصی انجام گرفته و به اصطلاح هیچ سکانس یا پلانی از دست کارگردان در نرفته. حمله به تایتان شما را به ضیافتی خشن . خون آلود . تکان دهنده و به معنای واقعی کلمه آخر الزمانی دعوت میکند و به مانند هر میزبان متبحر دیگری چنان شما را به عنوان میهمان با حوادث خود سیراب میکند که دلتان نمی خواهد به این زودی ها این ضیافت ترسناک را ترک کنید .
@NaghdeFilmoSerial
Attack On Titan S: 1_3
به راستی بزرگترین ویژگی دنیای انیمیشن( مخصوصا انیمه های ژاپنی که میراث دار این سبک هستند) بی مرز بودن آنهادر خلق دنیایی فانتزی. نمایش شخصیتهایی مرموز و در کل فک برانداز بودن اتفاقات هست . این ویژگیها به شکل فوق العاده ای در انیمه سریالی حمله به تایتان اجرا شده . اگه جز اون دسته افرادی هستید که دنبال ماجراجویی هایی متفاوت و دارای دوز بالای اکشن و تکه تکه شدن شخصیتهای داستان هستید تردید نکنید این انیمه برای شما ساخته شده . حمله به تایتان خوشبختانه در اهمیت به جزییات داستانی و طراحی کارکترها نیز هوشمندانه عمل کرده و بعد دیدن چند اپیزود چنان با جزییات جهان خودش رو معرفی میکنه که خاطرات خوب فانتزی های تالکین و سریال گیم اف ترونز براتون تداعی میشه .همین انتقال جزییات به نظرم مهمترین ویژگی فیلمنامه سریال هست . نویسندگان فرض را بر این گذاشته اند که شما برای اولین بار است که چنین داستانی را تجربه میکنید و هر نکته جدیدی که لازم بوده رو گوشزد کردن .
سازندگان سریال خوشبختانه برای شعور مخاطب احترام قائل شدن و اگه با دقت و حوصله برای دیدنش وقت بزارید به تمام سوالهای ایجاد شده جواب منطقی میدن . حمله به تایتان دقیقا همون چیزیه که از یک انیمه سریالی توقع داریم. تعریف کردن داستان . نفوذ به روحیات شخصیتهای اصلی . تعلیقهای خفقان آور و رودست زدنهای گاه و بیگاه به بیننده. حمله به تایتان البته برای بینندگان کم دل و جرات توصیه نمیشه به عنوان مثال تکه تکه شدن انسانها نمایش خون و شکنجه های خشن و بی پروا مطمئنا برخی بینندگان رو پس میزنه اما اگه با این مورد هم مشکل نداشته باشید اتفاقا این دست حوادث به یکی از لذت بخش ترین موارد سریال تبدیل میشه . از اونجاییکه مدت زمان هر اپیزود بیست دقیقه هست انیمیشن هیچگاه از ریتم نمیفته و در ضمن نکاتی تازه برای فکر کردن داره .
ژاپنی ها خالق بسیاری از انیمیشن های ماندگار تاریخ هستند پس جدا از مسائل فیلمنامه ای در بحث کارگردانی هم با اثری در خور توجه طرفیم فلاشبکها همگی با معنا. به جا و هدفمند طراحی شده اند گرافیک اثر که ترکیبی از نماهای دو بعدی و سه بعدی هستند چشم نواز و به یاد ماندنی هستند . خالقین اثر موفق شده اند همانقدر که در لحظات اکشن حس تنش و ترس را القا کنند در لحظات عادی نیز با نماهای چشمنوازی که از طبیعت ارائه داده اند به خوبی حس آرامش را منتقل کنند . استفاده از رنگهای گرم (غالبا سبز و آبی) در شرایط عادی و استفاده از رنگهای تیره و نورپردازیهای خفیف در شرایط اظطراری کاملا فکر شده و هدفمند هستند .
نکته جالب توجه در ساخت این انیمه استفاده از حالتهای مختلف تصویر برداریست. کلوز آپ ها . مدیوم شاتها. لانگ شاتها همگی به قاعده از نظر زمان بندی درست و در راستای فرم نهایی اثر کارکرد جداگانه خود را دارند در این زمینه حمله به تایتان جز معدود اثاریست که به نظر برای هر پلان آن فکر مشخصی انجام گرفته و به اصطلاح هیچ سکانس یا پلانی از دست کارگردان در نرفته. حمله به تایتان شما را به ضیافتی خشن . خون آلود . تکان دهنده و به معنای واقعی کلمه آخر الزمانی دعوت میکند و به مانند هر میزبان متبحر دیگری چنان شما را به عنوان میهمان با حوادث خود سیراب میکند که دلتان نمی خواهد به این زودی ها این ضیافت ترسناک را ترک کنید .
@NaghdeFilmoSerial
سریال های برتر از نظر خودم از سریال هایی که دیدم
mad man , sopranos رو هم بعدا دانلود میکنم و می بینم پس ممکنه بعدا لیست تغیر کنه
لیست به ترتیب برتر بودن و ... نیست.
سریال هایی که به شدت توصیه میکنم به ترتیب حروف الفبا
11.22.63 . animal kingdom . attack on titan . avatar last air bender . banshee . band of brothers . better call sual . black sails . breaking bad . crown . dexter .fargo. friends . game of thrones . grand tour . hell on wheels . house . house of cards . last kingdom . mind hunter . narcos( Colombia و Mexico) . peaky blinders . power . prison break . rick and morty . rome . Seinfeld . shameless . sharp object . Sherlock . sons of anarchy . Spartacus . strike back . true detective . Vikings . weeds . west World . wire
@NaghdeFilmoSerial
mad man , sopranos رو هم بعدا دانلود میکنم و می بینم پس ممکنه بعدا لیست تغیر کنه
لیست به ترتیب برتر بودن و ... نیست.
سریال هایی که به شدت توصیه میکنم به ترتیب حروف الفبا
11.22.63 . animal kingdom . attack on titan . avatar last air bender . banshee . band of brothers . better call sual . black sails . breaking bad . crown . dexter .fargo. friends . game of thrones . grand tour . hell on wheels . house . house of cards . last kingdom . mind hunter . narcos( Colombia و Mexico) . peaky blinders . power . prison break . rick and morty . rome . Seinfeld . shameless . sharp object . Sherlock . sons of anarchy . Spartacus . strike back . true detective . Vikings . weeds . west World . wire
@NaghdeFilmoSerial
#اسپویل
به نام خدا
every body knows 2018
همه میدانند
کارگردان : اصغر فرهادی
بازیگران : خاویر باردم ، پنه لوپه کروز و ...
نویسنده : اصغر فرهادی
ژانر : درام تریلر
داستان : لورا (پنه لوپه کروز) در آرژانتین زندگی می کند و همراه با دختر و پسر کوچکش برای عروسی به روستای محل تولدش بر میگردد. که با دزدیده شدن دخترش ...
باز خورد ها : امتیاز متوسط ۶۰ درصد از سایت روتن تومیوتز (که امتیاز های این سایت رو قبول ندارم) و امتیاز متوسط ۶۸ از ۱۰۰ از سایت حرفه ای و سخت گیر متا رو دریافت کرد . از نظر منتقدان و مخاطبان کارگردانی و بازی بازیگران بسیار خوب بود اما داستان و فیلم نامه ضعیف و کلیشه بود (که نظر من هم تقریبا همینه) و تبدیل به اولین فیلم تاریخ جشنواره ی کن شد که هم افتتاحه جشنواره بود هم در بخش مسابقه حضور داشت.
کارگردانی : مثل همیشه اصغر فرهادی در مقام کارگردان خوب عمل کرد (به خصوص با در نظر گرفتن این که در یک کشور خارجی و یک فرهنگی خارجی و یک زبان خارجی و ... فیلم ساخته بود)
اما نسبت به فیلم های قبلیش کمی ضعیف تر عمل کرده بود
بازی بازیگران : عالی ، مخصوصا بازی خاویر باردم و پنه لوپه کروز درخشان بود و ضعف های دیگر فیلم را پوشش می داد. بازی ها آنقدر خوب در آمده بود که تصور کردن شخصیت ها با بازیگران متفاوت سخت هست
فیلم نامه : ضعیف ، کلیشه ای ، تقلید فرهادی از فیلم های قبلی خود (به خصوص فیلم درباره ی الی) ، نا امید کننده ، شروعی خوب اما ادامه ای ضعیف ، حوصله سر بر و تکراری.
با این که همه انتظار دیدن فیلم رو می کشیدند اما پس از دیدن فیلم واکنش منتقدین و مخاطبان زیاد خوب نبود و در هر کشوری که اکران شد ابتدا فروش بالا و سپس فروش بسیار پایینی تجربه کرد.
شروع فیلم جذاب و زیبا بود کاش همان گونه ادامه میافت و کلیشه ی فرهادی آغاز نمی شد. ای کاش فرهادی برای یک بار هم که شده فیلمی متفاوت از چند فیلم اخیرش بسازد. حتی کارگردان های بزرگی مانند اسکورسیزی هم که استاد سبک خود (برای مارتین اسکورسیزی مافیایی و گانگستری) بعضی وقت ها فیلم های متفاوتی میسازند که بسیار هم خوب در می آید (مثل wolf of wall street).
فیلم ارزش حداقل یک بار دیدن را دارد به خصوص برای طرفداران فرهادی (از جمله خود من)
امتیاز من : ۷ از ۱۰
تشکر از حسن توجه شما
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
به نام خدا
every body knows 2018
همه میدانند
کارگردان : اصغر فرهادی
بازیگران : خاویر باردم ، پنه لوپه کروز و ...
نویسنده : اصغر فرهادی
ژانر : درام تریلر
داستان : لورا (پنه لوپه کروز) در آرژانتین زندگی می کند و همراه با دختر و پسر کوچکش برای عروسی به روستای محل تولدش بر میگردد. که با دزدیده شدن دخترش ...
باز خورد ها : امتیاز متوسط ۶۰ درصد از سایت روتن تومیوتز (که امتیاز های این سایت رو قبول ندارم) و امتیاز متوسط ۶۸ از ۱۰۰ از سایت حرفه ای و سخت گیر متا رو دریافت کرد . از نظر منتقدان و مخاطبان کارگردانی و بازی بازیگران بسیار خوب بود اما داستان و فیلم نامه ضعیف و کلیشه بود (که نظر من هم تقریبا همینه) و تبدیل به اولین فیلم تاریخ جشنواره ی کن شد که هم افتتاحه جشنواره بود هم در بخش مسابقه حضور داشت.
کارگردانی : مثل همیشه اصغر فرهادی در مقام کارگردان خوب عمل کرد (به خصوص با در نظر گرفتن این که در یک کشور خارجی و یک فرهنگی خارجی و یک زبان خارجی و ... فیلم ساخته بود)
اما نسبت به فیلم های قبلیش کمی ضعیف تر عمل کرده بود
بازی بازیگران : عالی ، مخصوصا بازی خاویر باردم و پنه لوپه کروز درخشان بود و ضعف های دیگر فیلم را پوشش می داد. بازی ها آنقدر خوب در آمده بود که تصور کردن شخصیت ها با بازیگران متفاوت سخت هست
فیلم نامه : ضعیف ، کلیشه ای ، تقلید فرهادی از فیلم های قبلی خود (به خصوص فیلم درباره ی الی) ، نا امید کننده ، شروعی خوب اما ادامه ای ضعیف ، حوصله سر بر و تکراری.
با این که همه انتظار دیدن فیلم رو می کشیدند اما پس از دیدن فیلم واکنش منتقدین و مخاطبان زیاد خوب نبود و در هر کشوری که اکران شد ابتدا فروش بالا و سپس فروش بسیار پایینی تجربه کرد.
شروع فیلم جذاب و زیبا بود کاش همان گونه ادامه میافت و کلیشه ی فرهادی آغاز نمی شد. ای کاش فرهادی برای یک بار هم که شده فیلمی متفاوت از چند فیلم اخیرش بسازد. حتی کارگردان های بزرگی مانند اسکورسیزی هم که استاد سبک خود (برای مارتین اسکورسیزی مافیایی و گانگستری) بعضی وقت ها فیلم های متفاوتی میسازند که بسیار هم خوب در می آید (مثل wolf of wall street).
فیلم ارزش حداقل یک بار دیدن را دارد به خصوص برای طرفداران فرهادی (از جمله خود من)
امتیاز من : ۷ از ۱۰
تشکر از حسن توجه شما
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
معرفی سریال Wire
محصول آمریکا
ژانر درام، جنایی
تعداد فصل : ۵
شبکه HBO
امتیاز 9.4
شماره ی 3 از لیست سریال های برتر
#سریال_برتر
@NaghdeFilmoSerial
محصول آمریکا
ژانر درام، جنایی
تعداد فصل : ۵
شبکه HBO
امتیاز 9.4
شماره ی 3 از لیست سریال های برتر
#سریال_برتر
@NaghdeFilmoSerial
شنود به انگلیسی wire (سیم) نام مجموعه ی تلوزیونی ساخت شبکه ی HBO است. سریال در سبک درام جنایی داستان زندگی مواد فروشان و پلیس ها را در شهر بالتیمور را دنبال می کند. شهر بالتیمور غرق در مواد مخدر و جرم و جنایت و قتل است اما زمانش فرا می رسد که باید این بلا ها متوقف شود.
از همان سکانس اول سریال متوجه می شوید که به این سریال علاقه خواهید داشت یا نه. داستان با ریتم ثابت خود از اول فصل تا آخر آن پیش میرود. دلالان مواد . پلیس ها . رئیس گروه های خلاف کار . کارمندان شهرداری . سیستم آموزشی. مردم معمولی . مامورین گمرک و... همه در این سریال نقش موثری دارند.
سریال به شکل واقع گرایانه ای ساخته شده است و به خوبی داستان طولانی مبارزه با جرم و جنایت را به تصویر می کشد این داستان قهرمانان نیست این داستان افراد معمولی و ساختار و ارگان ها هست. دیالوگ ها شخصیت ها و همه چیز عالی است اما خبری از اکشن و عملیات های خفن نیست خبری از قهرمانان درستکار هم نیست حتی شخصیت های مثبت این سریال گند کاری های خود را دارند . ممکن است بعضی از سریال دوستان از این سریال لذت نبرد اما برای فیلم بازان و سریال بازان حرفه ای سریال جذابی خواهد بود.
این سریال از نظر منتقدین بسیاری به عنوان بزرگترین سریال تلویزیونی تمام دوران انتخاب شده است. هر فصل آن داستان های مختلفی از شهر را روایت می کند
پخش این سریال در سال 2002 آغاز شد و در سال 2008 به پایان رسید.
من به چند سریال در سایت imdb نمره ی ۱۰ از ۱۰ داده ام اما تنها سریالی که لیاقت بهترین بودن را داشت (از سریال هایی که دیده ام) همین سریال بود.
دیدن این سریال رو هم به شما پیشنهاد می کنم.
@NaghdeFilmoSerial
از همان سکانس اول سریال متوجه می شوید که به این سریال علاقه خواهید داشت یا نه. داستان با ریتم ثابت خود از اول فصل تا آخر آن پیش میرود. دلالان مواد . پلیس ها . رئیس گروه های خلاف کار . کارمندان شهرداری . سیستم آموزشی. مردم معمولی . مامورین گمرک و... همه در این سریال نقش موثری دارند.
سریال به شکل واقع گرایانه ای ساخته شده است و به خوبی داستان طولانی مبارزه با جرم و جنایت را به تصویر می کشد این داستان قهرمانان نیست این داستان افراد معمولی و ساختار و ارگان ها هست. دیالوگ ها شخصیت ها و همه چیز عالی است اما خبری از اکشن و عملیات های خفن نیست خبری از قهرمانان درستکار هم نیست حتی شخصیت های مثبت این سریال گند کاری های خود را دارند . ممکن است بعضی از سریال دوستان از این سریال لذت نبرد اما برای فیلم بازان و سریال بازان حرفه ای سریال جذابی خواهد بود.
این سریال از نظر منتقدین بسیاری به عنوان بزرگترین سریال تلویزیونی تمام دوران انتخاب شده است. هر فصل آن داستان های مختلفی از شهر را روایت می کند
پخش این سریال در سال 2002 آغاز شد و در سال 2008 به پایان رسید.
من به چند سریال در سایت imdb نمره ی ۱۰ از ۱۰ داده ام اما تنها سریالی که لیاقت بهترین بودن را داشت (از سریال هایی که دیده ام) همین سریال بود.
دیدن این سریال رو هم به شما پیشنهاد می کنم.
@NaghdeFilmoSerial
به نام خدا
the brother hood of war 2004
کارگردان : کانگ جی جیو
بازیگران : جانگ دونگ گان ، وون بین و ...
نویسندگان ؛ کانگ جی جیو ، هان جی هون ، کیم سانگ دون
ژانر : درام ، اکشن ، جنگی
محصول کشور جمهوری کره
داستان : دو برادر همراه با خانواده خود زندگی ساده اما شادی را دارند ، با حمله ی کره ی شمالی دو برادر هم وارد میدان جنگ می شوند...
یکی از بهترین فیلم های جنگی که دیدم. اصلا قابل وصف نیست حتما ببینید فیلم رو. فیلم با حفاری کارشناسان در زمین های محل درگیری ارتش دو کره آغاز میشه و بعد از چند دقیقه فیلم به سال ۱۹۵۰ و اوایل جنگ سرد میره ، خانواده ای فقیر اما شاد در سئول زندگی می کنند و سر پرستی خانواده هم بر عهده ی برادر بزرگتر ، کره ی شمالی حمله میکنه و برادر کوچکتر رو به زور می خوان به جنگ ببرن و برادر بزرگتر سعی میکنه مانع بشه که آخر سر هر دو برادر رو رو به میدان جنگمی فرستن اما برادر بزرگتر با قبول عملیات های سخت و خطرناک می خواد برادر کوچیک تر رو به خونه بفرسته.
این فیلم بار دیگه ثابت کرد که سینمای کره ی جنوبی خیلی قوی هست ، فیلم های مثل old boy و memories of murder و یا همین فیلم می تونن هالیوود رو هم به چالش بکشن. فیلم کارگردانی خوبی داشت ، تدوین و فیلم برداری هم دقیقا همون طوری بود که لازم بود صحنه های نبرد فیلم رو به بهترین شکل انتقال می داد ، فیلم نامه هم خوب بود و داستان اون طور که مخاطب حدس میزد تموم نشد و این هم به نظر خود من نقطه ی قوت که مخاطب پایان فیلم رو نتونه درست حدس بزنه و اما مهم ترین بخش فیلم جلوه های ویژه و صحنه ی جنگی فیلم که به بهترین شکل ممکن ساخته شده بود و از خیلی از فیلم های جنگی هالیوود هم برتر بود ، صحنه های نبرد این فیلم اگه از صحنه ی ورود سربازان به نرماندی در فیلم نجات سرباز رایان برتر نباشه پایین تر هم نیست. همچین احساسات و واکنش های سربازان که اکثر نیرو های غیر نظامی بودند در میدان جنگ و صحنه های نبرد بسیار واقع گرایانه بود . فدا کاری های برادر بزرگتر برای نجات برادر کوچک تر از میدان جنگ هم بسیار احساسات بر انگیز بود. پیشنهاد می کنم حتما این فیلم رو ببینید.
جوایز : برنده ی بهترین فیلم پنجاهمین دوره ی جشنواره فیلم آسیا اقیانوسه و همچنین برنده ی بهترین کارگردانی
برنده ی جایزه ی ناقوس بزرگ (انتخاب بهترین فیلم سینمای کره)
حضور در جشنواره ی معتبر😜 فجر در سال ۲۰۰۶
امتیاز ۸ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
the brother hood of war 2004
کارگردان : کانگ جی جیو
بازیگران : جانگ دونگ گان ، وون بین و ...
نویسندگان ؛ کانگ جی جیو ، هان جی هون ، کیم سانگ دون
ژانر : درام ، اکشن ، جنگی
محصول کشور جمهوری کره
داستان : دو برادر همراه با خانواده خود زندگی ساده اما شادی را دارند ، با حمله ی کره ی شمالی دو برادر هم وارد میدان جنگ می شوند...
یکی از بهترین فیلم های جنگی که دیدم. اصلا قابل وصف نیست حتما ببینید فیلم رو. فیلم با حفاری کارشناسان در زمین های محل درگیری ارتش دو کره آغاز میشه و بعد از چند دقیقه فیلم به سال ۱۹۵۰ و اوایل جنگ سرد میره ، خانواده ای فقیر اما شاد در سئول زندگی می کنند و سر پرستی خانواده هم بر عهده ی برادر بزرگتر ، کره ی شمالی حمله میکنه و برادر کوچکتر رو به زور می خوان به جنگ ببرن و برادر بزرگتر سعی میکنه مانع بشه که آخر سر هر دو برادر رو رو به میدان جنگمی فرستن اما برادر بزرگتر با قبول عملیات های سخت و خطرناک می خواد برادر کوچیک تر رو به خونه بفرسته.
این فیلم بار دیگه ثابت کرد که سینمای کره ی جنوبی خیلی قوی هست ، فیلم های مثل old boy و memories of murder و یا همین فیلم می تونن هالیوود رو هم به چالش بکشن. فیلم کارگردانی خوبی داشت ، تدوین و فیلم برداری هم دقیقا همون طوری بود که لازم بود صحنه های نبرد فیلم رو به بهترین شکل انتقال می داد ، فیلم نامه هم خوب بود و داستان اون طور که مخاطب حدس میزد تموم نشد و این هم به نظر خود من نقطه ی قوت که مخاطب پایان فیلم رو نتونه درست حدس بزنه و اما مهم ترین بخش فیلم جلوه های ویژه و صحنه ی جنگی فیلم که به بهترین شکل ممکن ساخته شده بود و از خیلی از فیلم های جنگی هالیوود هم برتر بود ، صحنه های نبرد این فیلم اگه از صحنه ی ورود سربازان به نرماندی در فیلم نجات سرباز رایان برتر نباشه پایین تر هم نیست. همچین احساسات و واکنش های سربازان که اکثر نیرو های غیر نظامی بودند در میدان جنگ و صحنه های نبرد بسیار واقع گرایانه بود . فدا کاری های برادر بزرگتر برای نجات برادر کوچک تر از میدان جنگ هم بسیار احساسات بر انگیز بود. پیشنهاد می کنم حتما این فیلم رو ببینید.
جوایز : برنده ی بهترین فیلم پنجاهمین دوره ی جشنواره فیلم آسیا اقیانوسه و همچنین برنده ی بهترین کارگردانی
برنده ی جایزه ی ناقوس بزرگ (انتخاب بهترین فیلم سینمای کره)
حضور در جشنواره ی معتبر😜 فجر در سال ۲۰۰۶
امتیاز ۸ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
👍1
منتظر نقد جنگو باشید
هر چی در توان دارم رو میکنم
alireza ripper
هر چی در توان دارم رو میکنم
alireza ripper
معرفی سریال sherlock
محصول : انگلیس
ژانر : درام معمایی
شبکه : BBC ONE
تعداد فصل : 4
رتبه : 9.3
شماره ی 4 از لیست سریال های برتر
#سریال_برتر
@NaghdeFilmoSerial
محصول : انگلیس
ژانر : درام معمایی
شبکه : BBC ONE
تعداد فصل : 4
رتبه : 9.3
شماره ی 4 از لیست سریال های برتر
#سریال_برتر
@NaghdeFilmoSerial
سریال شرلوک هلمز باز سازی از رمان های شرلوک هلمز اما در زمان حال.
شخصیت شرلوک هلمز سر آرتور کانن دویل خلق شد و از روی رمان ها فیلم ها و سریال های متعددی ساخته شد اما هیچ کدوم نتوانستند کیفیت و جذابیت مثل این سریال رو ایجاد کنند.
این سریال جذاب از شبکه ی BBC تا کنون در چهار فصل پخش شده و نظر مثبت منتقدین و مردم رو به خودش جلب کرده. داستان ها دیالوگ ها و همه چیز عالیه.شرلوک با نبوغ بی نظیر خودش معماها ی زیادی رو حل میکنه و مجرمین باهوشی رو دستگیر میکنه . دکتر واستون هم همکار دوست داشتی شرلوک هم نقش مهمی در سریال و حل پرونده ها داره. شرلوک هولمز با بازی بندیکت کامبربچ ویژه های مورد علاقه ما را به عنوان یک کارگاه دارد. خوشتیپ و باهوش . از مغز خود مانند یک هارد درایو اطلاعاتی استفاده میکند. به جزئیات و چیز های در ظاهر کم اهمیت ، توجه میکند . دکتر واتسون هم با بازی مارتین فری من عالی ظاهر شده و بیش از یک دستیار برای شرلوک هست و البته نقش مهمی در حل پرونده های پیچیده دارد. (شرلوک به دلیل هوش زیاد و ویژگی هایی که در بالا اشاره شد پرونده های ساده رو در زمان کم و به تنهایی حل می کند). کارگردانی و نویسندگی عالی داره. تنها مشکلش بی نظمی سکانس ها (اون هم در حد کم) هستش
تعداد قسمت های سریال کمه اما هر قسمت حدود 90 دقیقه هست که هر قسمت رو تبدیل به یک فیلم سینمایی میکنه.
این شرلوک هلمز با شرلوک های قدیمی فرق میکنه جذاب باهوش و از همه مهمتر بازی عالیه بندیک کامبریچ سریال رو به سریالی قوی و جذاب تبدیل کرده. سریال احتمالا واسه فصل پنجم هم تمدید بخوره. این سریال رو به عاشق های سریال های کاراگاهی پیشنهاد میکنم.
اتفاقات پیچیده ی هر فصل باعث میشه که بیننده بیشتر به نبوغ شرلوک پی ببره. این سریال پر بیننده ترین سریال در حال پخش شبکه bbc هست و سریال بسیار تحسین شده ای هستش.
همچنین دستیار شرلوک رو هم نباید فراموش کنیم که بازی عالی اون سریال رو جالب تر هم کرده.
@NaghdeFilmoSerial
شخصیت شرلوک هلمز سر آرتور کانن دویل خلق شد و از روی رمان ها فیلم ها و سریال های متعددی ساخته شد اما هیچ کدوم نتوانستند کیفیت و جذابیت مثل این سریال رو ایجاد کنند.
این سریال جذاب از شبکه ی BBC تا کنون در چهار فصل پخش شده و نظر مثبت منتقدین و مردم رو به خودش جلب کرده. داستان ها دیالوگ ها و همه چیز عالیه.شرلوک با نبوغ بی نظیر خودش معماها ی زیادی رو حل میکنه و مجرمین باهوشی رو دستگیر میکنه . دکتر واستون هم همکار دوست داشتی شرلوک هم نقش مهمی در سریال و حل پرونده ها داره. شرلوک هولمز با بازی بندیکت کامبربچ ویژه های مورد علاقه ما را به عنوان یک کارگاه دارد. خوشتیپ و باهوش . از مغز خود مانند یک هارد درایو اطلاعاتی استفاده میکند. به جزئیات و چیز های در ظاهر کم اهمیت ، توجه میکند . دکتر واتسون هم با بازی مارتین فری من عالی ظاهر شده و بیش از یک دستیار برای شرلوک هست و البته نقش مهمی در حل پرونده های پیچیده دارد. (شرلوک به دلیل هوش زیاد و ویژگی هایی که در بالا اشاره شد پرونده های ساده رو در زمان کم و به تنهایی حل می کند). کارگردانی و نویسندگی عالی داره. تنها مشکلش بی نظمی سکانس ها (اون هم در حد کم) هستش
تعداد قسمت های سریال کمه اما هر قسمت حدود 90 دقیقه هست که هر قسمت رو تبدیل به یک فیلم سینمایی میکنه.
این شرلوک هلمز با شرلوک های قدیمی فرق میکنه جذاب باهوش و از همه مهمتر بازی عالیه بندیک کامبریچ سریال رو به سریالی قوی و جذاب تبدیل کرده. سریال احتمالا واسه فصل پنجم هم تمدید بخوره. این سریال رو به عاشق های سریال های کاراگاهی پیشنهاد میکنم.
اتفاقات پیچیده ی هر فصل باعث میشه که بیننده بیشتر به نبوغ شرلوک پی ببره. این سریال پر بیننده ترین سریال در حال پخش شبکه bbc هست و سریال بسیار تحسین شده ای هستش.
همچنین دستیار شرلوک رو هم نباید فراموش کنیم که بازی عالی اون سریال رو جالب تر هم کرده.
@NaghdeFilmoSerial
به نام خدا
django unchained 2012
کارگردان : کوینتین تارانتینو
بازیگران : جیمی فاکس ، کریستوفر والتس ، لئوناردو دیکاپریو ، ساموئل الجکسون و ...
نویسنده : کوینتین تارانتینو
مقدمه: یک جایزه بگیر (والتس) برده ای به نام جنگو (فاکس) رو میخرد تا با کمک او سه بردار را که تحت تعقیب هستند پیدا کند و بکشد و ...
خوب از تارانتینو شروع کنیم ، کارگرانی بزرگ با آثاری ماندگار ، مثل همه ی فیلم هایش جنگو هم فیلمی است با خشونت فراوان داستانی ضد خشونت را روایت میکند (همان طور که فیلم های ضد جنگ با نشان دادن صحنه های جنگ و خشونت و مصیبت های وارده جنگ را محکوم می کنند) ، روایت داستان خطی هست اما گاه فلش بک هایی به جا و درست میزند ، ابتدا با خشونت کم شروع شده و رفته رفته بیشتر می شود تا به اوج خود برسد، اغراق روی خشونت ، فیلم برداری آهسته (اسلوموشن) صحنه های حساس و احساسی یا اوج خشونت همه و همه باعث می شوند که هیجان و دنیای فیلم به خوبی به ما منتقل شوند ، تارانتینو از کارگردان های مولف و تاثیر گذار تاریخ سینماست نه فقط به خاطر خشونت فراوان ضد خشونت در فیلم هایش بلکه نگاه واقع گرایانه به ذات انسان و حتی تاریخ و سینما . این فیلم شبه وسترن (شبه وسترن فرق هایی با وسترن واقعی دارد) که در اصل یک فیلم ضد وسترن هست ، خبری از کابوی سفید پوست قهرمان نیست ، سفید پوست ها طرف مثبت ماجرا نیستند بلکه تارانتیو کاری با ما میکند که با خود بگوییم جنگو همه ی سفید های لعنتی را بکش (البته به جز دکتر دوست داشتی) واقعیت تلخ آمریکا نه چهره ی قهرمانی که از کابوی های جنوبی می بینیم . البته در اواخر فیلم با خود می گوییم چرا این همه خشونت و باعث میشود لذتی که از خشونت برده بودیم کوفتمان شود. شخصیت پردازی عالی که واقع گرایانست ، اوایل فیلم ما جنگو و دکتر رو دو فرد باحال و خفن میبینم ولی رفته رفته با جنگوی واقعی و مصیبت هایی که کشیده است بیشتر آشنا می شویم ، در ادامه با شخصیت مزرعه دار بی رحم (دیکاپریو) آشنا می شویم و همچنین نوکر سیاه پوست وفا دار او (ساموئل الجکسون) و شخصیت پردازی آن ها و بازی خوب بازیگران ، به قدری عالی درآمده که از شخصیت ها واقعا متنفر می شویم ، بازی همه ی بازیگران خوب بود ولی بهتر از همه بازیگر متد اکتینگ برون گرا دیکاپریو بود که بازی باور پذیر او (به خصوص شکست لیوان و بریدن دست او و ادامه ی بازی) حس ترس و نفرت را در مخاطب بر می انگیزد و چهره ی ترسناک پشت ظاهر مدرن را به خوبی به نمایش می گذارد ، والتس هم به خوبی و واقع گرایی نقش مثبت را ایفا کرده همان گونه که در حرام زاده های لعنتی نقش منفی را ایفا کرده بود فاکس و ساموئل هم عالی بودن، چهره پردازی و گریم هم عالی بود ، طراحی لباس و فضا سازی هم ما را یاد وسترن های اصیل می اندازد اما فیلم هایی که آمریکایی و آلمانی روبه روی هم قرار میگیرند و آلمانی شخصیت منفی و نژاد پرست هست در این فیلم دقیقا برعکس هست . موسیقی عالی که هر آهنگ رو کاملا به جا استفاده شده بود ، باعث ایجاد هیجان و تعلیق بیشتر در مخاطب می شود. روایت فیلم هم شبیه روایت های کلاسیک بود تا روایت ویژه ی تارانتینو . میزانس عالی و شات های مناسب که دقیقا هدف کارگردان را می رسانند. خون و خون ریزی هم که کار استاد ، دیالوگ های خوب و گاها طنز هم که ویژگی فیلم هاشه. غافل گیری و غیر قابل پیش بینی بودن هم از ویژگی های مثبت همه ی فیلم های این بزرگواره ، پوچ گرایی هم کم تره و این فیلم از فیلم های خوب ایشون . جلوه های ویژه هم خوب بود تنها نکته ی منفی فیلم اشتباهات کوچیک تو جلوه های ویژه بود مثلا نحوه ی مرگ لارا کندی(لورا کایوته) که نحوه و سمت پرت شدن به عقب هنگام تیر خوردن اشتباه و مسخره بود.
از فیلم های هست که سالی یک بار دیدن خیلی می چسبه.
جوایز و افتخارات : نامزد پنج جایزه ی اسکار (۲۰۱۳) و برنده ی دو جایزه ی بهترین بازیگر مکمل مرد (والتس) و بهترین فیلم نامه ی غیر اقتباسی اسکار (بهترین فیلم هم حقش بود که ندادن و به خاطر مسائل سیاسی دادن به آرگو)
جز ۲۵۰ فیلم برتر imdb و نمره ۸۱ از سایت معتبر متا
نمره : ۹.۵ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
django unchained 2012
کارگردان : کوینتین تارانتینو
بازیگران : جیمی فاکس ، کریستوفر والتس ، لئوناردو دیکاپریو ، ساموئل الجکسون و ...
نویسنده : کوینتین تارانتینو
مقدمه: یک جایزه بگیر (والتس) برده ای به نام جنگو (فاکس) رو میخرد تا با کمک او سه بردار را که تحت تعقیب هستند پیدا کند و بکشد و ...
خوب از تارانتینو شروع کنیم ، کارگرانی بزرگ با آثاری ماندگار ، مثل همه ی فیلم هایش جنگو هم فیلمی است با خشونت فراوان داستانی ضد خشونت را روایت میکند (همان طور که فیلم های ضد جنگ با نشان دادن صحنه های جنگ و خشونت و مصیبت های وارده جنگ را محکوم می کنند) ، روایت داستان خطی هست اما گاه فلش بک هایی به جا و درست میزند ، ابتدا با خشونت کم شروع شده و رفته رفته بیشتر می شود تا به اوج خود برسد، اغراق روی خشونت ، فیلم برداری آهسته (اسلوموشن) صحنه های حساس و احساسی یا اوج خشونت همه و همه باعث می شوند که هیجان و دنیای فیلم به خوبی به ما منتقل شوند ، تارانتینو از کارگردان های مولف و تاثیر گذار تاریخ سینماست نه فقط به خاطر خشونت فراوان ضد خشونت در فیلم هایش بلکه نگاه واقع گرایانه به ذات انسان و حتی تاریخ و سینما . این فیلم شبه وسترن (شبه وسترن فرق هایی با وسترن واقعی دارد) که در اصل یک فیلم ضد وسترن هست ، خبری از کابوی سفید پوست قهرمان نیست ، سفید پوست ها طرف مثبت ماجرا نیستند بلکه تارانتیو کاری با ما میکند که با خود بگوییم جنگو همه ی سفید های لعنتی را بکش (البته به جز دکتر دوست داشتی) واقعیت تلخ آمریکا نه چهره ی قهرمانی که از کابوی های جنوبی می بینیم . البته در اواخر فیلم با خود می گوییم چرا این همه خشونت و باعث میشود لذتی که از خشونت برده بودیم کوفتمان شود. شخصیت پردازی عالی که واقع گرایانست ، اوایل فیلم ما جنگو و دکتر رو دو فرد باحال و خفن میبینم ولی رفته رفته با جنگوی واقعی و مصیبت هایی که کشیده است بیشتر آشنا می شویم ، در ادامه با شخصیت مزرعه دار بی رحم (دیکاپریو) آشنا می شویم و همچنین نوکر سیاه پوست وفا دار او (ساموئل الجکسون) و شخصیت پردازی آن ها و بازی خوب بازیگران ، به قدری عالی درآمده که از شخصیت ها واقعا متنفر می شویم ، بازی همه ی بازیگران خوب بود ولی بهتر از همه بازیگر متد اکتینگ برون گرا دیکاپریو بود که بازی باور پذیر او (به خصوص شکست لیوان و بریدن دست او و ادامه ی بازی) حس ترس و نفرت را در مخاطب بر می انگیزد و چهره ی ترسناک پشت ظاهر مدرن را به خوبی به نمایش می گذارد ، والتس هم به خوبی و واقع گرایی نقش مثبت را ایفا کرده همان گونه که در حرام زاده های لعنتی نقش منفی را ایفا کرده بود فاکس و ساموئل هم عالی بودن، چهره پردازی و گریم هم عالی بود ، طراحی لباس و فضا سازی هم ما را یاد وسترن های اصیل می اندازد اما فیلم هایی که آمریکایی و آلمانی روبه روی هم قرار میگیرند و آلمانی شخصیت منفی و نژاد پرست هست در این فیلم دقیقا برعکس هست . موسیقی عالی که هر آهنگ رو کاملا به جا استفاده شده بود ، باعث ایجاد هیجان و تعلیق بیشتر در مخاطب می شود. روایت فیلم هم شبیه روایت های کلاسیک بود تا روایت ویژه ی تارانتینو . میزانس عالی و شات های مناسب که دقیقا هدف کارگردان را می رسانند. خون و خون ریزی هم که کار استاد ، دیالوگ های خوب و گاها طنز هم که ویژگی فیلم هاشه. غافل گیری و غیر قابل پیش بینی بودن هم از ویژگی های مثبت همه ی فیلم های این بزرگواره ، پوچ گرایی هم کم تره و این فیلم از فیلم های خوب ایشون . جلوه های ویژه هم خوب بود تنها نکته ی منفی فیلم اشتباهات کوچیک تو جلوه های ویژه بود مثلا نحوه ی مرگ لارا کندی(لورا کایوته) که نحوه و سمت پرت شدن به عقب هنگام تیر خوردن اشتباه و مسخره بود.
از فیلم های هست که سالی یک بار دیدن خیلی می چسبه.
جوایز و افتخارات : نامزد پنج جایزه ی اسکار (۲۰۱۳) و برنده ی دو جایزه ی بهترین بازیگر مکمل مرد (والتس) و بهترین فیلم نامه ی غیر اقتباسی اسکار (بهترین فیلم هم حقش بود که ندادن و به خاطر مسائل سیاسی دادن به آرگو)
جز ۲۵۰ فیلم برتر imdb و نمره ۸۱ از سایت معتبر متا
نمره : ۹.۵ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سکانسی از فیلم (جانگوی آزاد شده) که "لئوناردو دیکاپریو" خودشو زخمی میکنه ولی میخواد که فیلمبرداری ادامه پیدا کنه!!
@NaghdeFilmoSerial
@NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
به نام خدا django unchained 2012 کارگردان : کوینتین تارانتینو بازیگران : جیمی فاکس ، کریستوفر والتس ، لئوناردو دیکاپریو ، ساموئل الجکسون و ... نویسنده : کوینتین تارانتینو مقدمه: یک جایزه بگیر (والتس) برده ای به نام جنگو (فاکس) رو میخرد تا با کمک او سه بردار…
پرت شدن رو مشکل نداره مسیر پرت شدن باید در جهت مسیر حرکت و برخورد گلوله باشه
رقص با اهریمن :
Suspiria
(یادداشت حاوی اسپویل است)
به عنوان مخاطب فیلم (ساسپیریا) به درستی نمیتوان قضاوت کرد که آیا خالق اثر(لوکا گوادانینو) قصد آن راداشته تاصرفا داستانی غریب و آزاردهنده را بدون جهت گیری های رایج (سیاسی.فرهنگی.اعتقادی و...) روایت کند یا خودش کاملا محو درونمایه تلخ و سیاه داستان فیلمش شده و ناخودآگاه دست به ساخت اثری زده که کاملا دربزرگداشت وجه قیرگون هستی و یا به عبارتی بهتر در ستایش اهریمن و دست نشانده های او در عالم است!
ساسپیریا از آن دسته آثار سرگرم کننده نامتعارف و بیماراست. بیمار از آن جهت که سعی دارد پیشبرد داستان و مختصات شخصیتها را برخلاف آثار معمول سینما ترسیم کند و از هر مسیری برای عذاب آور کردن خویش بهره میبرد. ساسپیریا درست به مانند چند نمونه دیگر از آثار غریب این سالها( مثلا مادر ساخته آرنوفسکی) سعی دارد مسیر حرکت داستان از نقطه آغاز تا پایان شامل نقاط عطف .پیچشهای داستانی . کنش و واکنشهای شخصیتی و ازهمه مهمتر نتیجه گیری پایانی را متفاوت از آنچه معمولا در آثار سینمایی سراغ داریم پیش چشم مخاطب قرار دهد.
ساسپیریا همانطور که پیشتر نیز اشاره شد درستایش شر و تاریکی است. اگرچه تا میانه های روایت شاهد داستانی هستیم که در آن شخصیت اصلی (سوزی بانیون/ داکوتا جانسون) و پزشکی روانشناس هرکدام به شکلی جداگانه سعی در برملا کردن اسرار آموزشگاه مخوف و مرموز را دارند اما از جایی به بعد گوادانینو هردو را از رسیدن به مقصود ابتدایی دور میکند و مخاطب هرچه جلوتر میرود و باداستان همراه میشود کمتر به پیروزی نهایی امیدوار میشود. روایت ساسپیریا همچون حرکت انسانی با یک شمع کم جان در دل مسیری تاریک است که هرچه پیش میرود همزمان با کم جان تر شدن قدرت نور شمع امید او نیز برای رسیدن به مقصدی روشن کمرنگتر میشود.
مهمترین امتیاز ساسپیریا در قدرت اجرای کارگردانی آن است. مشخصا گوادانینو از هرآنچه در اختیار داشته برای خلق اتمسفری هولناک بهره برده و در نتیجه فیلم او سکانس که هیچ حتی یک نما خارج از این هدف را درخود جای نداده است. در لوکیشنهای بیرونی ساسپیریا شاهد بارش بی وقفه برف یاباران هستیم. آسمان در حالت ابری قرار داردو خبری از گرما و طراوت طبیعت نیست. صدای چک چک باران که بر پنجره های غم زده آموزشگاه رقص میخورند همچون چکشی فولادی مدام درگوشتان زمزمه میکنند. حضور برف و سرمای ناشی از آن به خوبی در راستای هدف نهایی اثر همگی برای خالی کردن دل مخاطب در نماها حضور دارند. گوادانینو حتی در نماهایی نیز که شاهد بارش برف یاباران نیستیم هم خیابانهایی خلوت و آرام راتصویر سازی میکند. گویا در شهر مردگان سیر میکنیم و خبری از شلوغی و ازدحام جمعیت و شور و نشاط زندگی انسانی نیست.
ساسپیریا تنها به اتمسفر بیرونی بسنده نمیکند و اتفاقا تلاش اصلی خود را در لوکیشنهای داخلی میگذارد. مشخصا (عنصر آینه) حضور پررنگی در سکانسهای این فیلم دارد. به عنوان مثال اتاق مخفی تمرین رابه یادآورید که از همه طرف توسط آینه هایی چند سطحی محاصره شده اند تا تعدد تصویر شخصیتهایی که درآنجا حضوردارند حس شود و در نماهایی همزمان شاهد چند تصویر با فاصله های معین از شخصیتها باشیم .این تمهید بصری به خوبی در راستای شخصیت پردازی فیلم خبر از چند وجهی بودن آنها دارد و گوادانینو چشم و زاویه دید مخاطب را همزمان به چند نقطه متفاوت سوق میدهد.
تقابل فرد با آینه نشانگر تقابل درونی فرد با ذات و چهره درونی خویش است. همانطور که وقتی یک شخصیت روبروی آن ایستاده و به تصویر خویش مینگرد ذهن مخاطب در این لحظه باید تشخیص دهد جلوه ظاهری و انسانی آنها راباور کند یا روح پرتلاطم و بی قرارشان را.
ساسپیریا در بحث رنگ و نورپردازی نیز مطابق با درونمایه تاریکش دلسرد کننده و شوم است. به عنوان مثال راهرو خوابگاه دختران که در آن شاهد چند چراغ کم نور و درفواصل زیاد از هم هستیم (دوربین در این نماها آشکارا درفاصله زیادی از آنها قرار دارد) و وجه تاریک محیط بر قسمت روشن آن غلبه میکند. و یا در نمایش یکی از اتاقهای مخفی و زیرزمینی آموزشگاه که نشانی از همان معدود عناصر روشنایی بخش دیگر هم نیست و تاریکی مطلق درصفحه خودنمایی میکند.
گوادانینو البته در دقایق پایانی و درست درجایی که گویا کاملا زنجبر پاره میکند از( نماهای اغراق شده قرمز رنگ) بهره میبرد و با ترکیب رنگهای قرمز و سیاه نمایشی دلهره آور و جنون آمیز را ارائه میدهد. البته به منظور رسیدن به این حس او از( تکنیک اسلوموشن) نیز بهره میبرد تا لحظات سنگین و عذاب آور پایانی کند تر هم بنظر برسند.
رنگهای قهوه ای و خاکستری و قرمز از نظر میزان حضور در صحنه بیشترین کاربرد رادارند. از رنگ بندی نما های بیرونی شامل رنگ ساختمان و وسایل نقلیه و پوشش افراد حاضر در صحنه گرفته تا جزییات به ظاهر کم اهمیت نماهای داخلی همچون کتابها و میز و صندلی و وسایل ادا
Suspiria
(یادداشت حاوی اسپویل است)
به عنوان مخاطب فیلم (ساسپیریا) به درستی نمیتوان قضاوت کرد که آیا خالق اثر(لوکا گوادانینو) قصد آن راداشته تاصرفا داستانی غریب و آزاردهنده را بدون جهت گیری های رایج (سیاسی.فرهنگی.اعتقادی و...) روایت کند یا خودش کاملا محو درونمایه تلخ و سیاه داستان فیلمش شده و ناخودآگاه دست به ساخت اثری زده که کاملا دربزرگداشت وجه قیرگون هستی و یا به عبارتی بهتر در ستایش اهریمن و دست نشانده های او در عالم است!
ساسپیریا از آن دسته آثار سرگرم کننده نامتعارف و بیماراست. بیمار از آن جهت که سعی دارد پیشبرد داستان و مختصات شخصیتها را برخلاف آثار معمول سینما ترسیم کند و از هر مسیری برای عذاب آور کردن خویش بهره میبرد. ساسپیریا درست به مانند چند نمونه دیگر از آثار غریب این سالها( مثلا مادر ساخته آرنوفسکی) سعی دارد مسیر حرکت داستان از نقطه آغاز تا پایان شامل نقاط عطف .پیچشهای داستانی . کنش و واکنشهای شخصیتی و ازهمه مهمتر نتیجه گیری پایانی را متفاوت از آنچه معمولا در آثار سینمایی سراغ داریم پیش چشم مخاطب قرار دهد.
ساسپیریا همانطور که پیشتر نیز اشاره شد درستایش شر و تاریکی است. اگرچه تا میانه های روایت شاهد داستانی هستیم که در آن شخصیت اصلی (سوزی بانیون/ داکوتا جانسون) و پزشکی روانشناس هرکدام به شکلی جداگانه سعی در برملا کردن اسرار آموزشگاه مخوف و مرموز را دارند اما از جایی به بعد گوادانینو هردو را از رسیدن به مقصود ابتدایی دور میکند و مخاطب هرچه جلوتر میرود و باداستان همراه میشود کمتر به پیروزی نهایی امیدوار میشود. روایت ساسپیریا همچون حرکت انسانی با یک شمع کم جان در دل مسیری تاریک است که هرچه پیش میرود همزمان با کم جان تر شدن قدرت نور شمع امید او نیز برای رسیدن به مقصدی روشن کمرنگتر میشود.
مهمترین امتیاز ساسپیریا در قدرت اجرای کارگردانی آن است. مشخصا گوادانینو از هرآنچه در اختیار داشته برای خلق اتمسفری هولناک بهره برده و در نتیجه فیلم او سکانس که هیچ حتی یک نما خارج از این هدف را درخود جای نداده است. در لوکیشنهای بیرونی ساسپیریا شاهد بارش بی وقفه برف یاباران هستیم. آسمان در حالت ابری قرار داردو خبری از گرما و طراوت طبیعت نیست. صدای چک چک باران که بر پنجره های غم زده آموزشگاه رقص میخورند همچون چکشی فولادی مدام درگوشتان زمزمه میکنند. حضور برف و سرمای ناشی از آن به خوبی در راستای هدف نهایی اثر همگی برای خالی کردن دل مخاطب در نماها حضور دارند. گوادانینو حتی در نماهایی نیز که شاهد بارش برف یاباران نیستیم هم خیابانهایی خلوت و آرام راتصویر سازی میکند. گویا در شهر مردگان سیر میکنیم و خبری از شلوغی و ازدحام جمعیت و شور و نشاط زندگی انسانی نیست.
ساسپیریا تنها به اتمسفر بیرونی بسنده نمیکند و اتفاقا تلاش اصلی خود را در لوکیشنهای داخلی میگذارد. مشخصا (عنصر آینه) حضور پررنگی در سکانسهای این فیلم دارد. به عنوان مثال اتاق مخفی تمرین رابه یادآورید که از همه طرف توسط آینه هایی چند سطحی محاصره شده اند تا تعدد تصویر شخصیتهایی که درآنجا حضوردارند حس شود و در نماهایی همزمان شاهد چند تصویر با فاصله های معین از شخصیتها باشیم .این تمهید بصری به خوبی در راستای شخصیت پردازی فیلم خبر از چند وجهی بودن آنها دارد و گوادانینو چشم و زاویه دید مخاطب را همزمان به چند نقطه متفاوت سوق میدهد.
تقابل فرد با آینه نشانگر تقابل درونی فرد با ذات و چهره درونی خویش است. همانطور که وقتی یک شخصیت روبروی آن ایستاده و به تصویر خویش مینگرد ذهن مخاطب در این لحظه باید تشخیص دهد جلوه ظاهری و انسانی آنها راباور کند یا روح پرتلاطم و بی قرارشان را.
ساسپیریا در بحث رنگ و نورپردازی نیز مطابق با درونمایه تاریکش دلسرد کننده و شوم است. به عنوان مثال راهرو خوابگاه دختران که در آن شاهد چند چراغ کم نور و درفواصل زیاد از هم هستیم (دوربین در این نماها آشکارا درفاصله زیادی از آنها قرار دارد) و وجه تاریک محیط بر قسمت روشن آن غلبه میکند. و یا در نمایش یکی از اتاقهای مخفی و زیرزمینی آموزشگاه که نشانی از همان معدود عناصر روشنایی بخش دیگر هم نیست و تاریکی مطلق درصفحه خودنمایی میکند.
گوادانینو البته در دقایق پایانی و درست درجایی که گویا کاملا زنجبر پاره میکند از( نماهای اغراق شده قرمز رنگ) بهره میبرد و با ترکیب رنگهای قرمز و سیاه نمایشی دلهره آور و جنون آمیز را ارائه میدهد. البته به منظور رسیدن به این حس او از( تکنیک اسلوموشن) نیز بهره میبرد تا لحظات سنگین و عذاب آور پایانی کند تر هم بنظر برسند.
رنگهای قهوه ای و خاکستری و قرمز از نظر میزان حضور در صحنه بیشترین کاربرد رادارند. از رنگ بندی نما های بیرونی شامل رنگ ساختمان و وسایل نقلیه و پوشش افراد حاضر در صحنه گرفته تا جزییات به ظاهر کم اهمیت نماهای داخلی همچون کتابها و میز و صندلی و وسایل ادا