🎞نقد فیلم و سریال🎞
1.72K subscribers
2.02K photos
204 videos
27 files
98 links
نقد و بررسی برترین آثار سینمایی دنیا🎥🎬🎞

-------------------------------------

ارتباط با ما⬇️
🆔️ : @I_am_Mr_Mercury
🆔️ : @omidius
Download Telegram
میان قریبیان و وثوقی را (پای سفره‌ای کوچک و درویشانه) از یاد ببرید. از به یادآوردن توانایی وثوقی در گریستن برای خودش تا اشک و صدای لرزان طرفین و استکانهای کوچک مشروب که به نشانه رفاقت به هم میخورند و... سکانسی کم‌نظیر و تماشایی که معتقدم یک‌تنه از خیل عظیمی از آثار کنونی سینمای کشور جلوتر است.

امتیاز : 8
@NaghdeFilmoSerial

#نقد_فیلم

امیدسلیمی
همه چیز دردست انسان است اما از توانایی خود استفاده نمیکند چون ترسو است...این دیگر واضح است... راستی مردم از چه چیز بیشتر میترسند؟


ازقدم تازه و سخن تازه و بدیع خود بیشتر از همه چیز میترسند... اما باید بگویم که پر حرف میزنم و چون پر حرف میزنم کاری انجام نمیدهم. یا شاید هم چون کاری انجام نمیدهم زیاد حرف میزنم.

پست غیر سینمایی نمیگذاریم ولی این یکی رو نشد ازش بگذرم ☝️👏

@NaghdeFilmoSerial
Forwarded from Omid Salimi
کانالی برای جاذبه‌های هنر هفتم 🎞
معرفی .یادداشت.نقد. شات .دیالوگ.موسیقی . توئیت و...🎥

@livibc
نسخه دیجیتالی ماهنامه فیلم‌کاو رو میتوان از سایت یا اپلیکیشن (جار یا فیدیبو) تهیه نمود 👏😉

همراه ما باشید 🌹

امیدسلیمی

@NaghdeFilmoSerial
🔥1
Forwarded from میهن‌نامه (امیر سیفی)
مراکزِ فروشِ مجله‌ی فیلم‌کاو در سراسرِ ایران. ضمنا نسخه‌ی دیجیتالی این مجله در سایت‌های "جار" و "فیدیبو" در دسترس علاقه‌مندان است.


میهن‌نامه
T.me/mihannameh
👍1
چیزهایی هست که نمیدانی

نقدی برای BartonFink :

دریکی از بیشمار سکانس‌های هوشمندانه (بارتون‌فینک) ،شاهد گفتگویی صمیمی و طولانی مابین بارتون و همسایه مرموز و خوش مشربش (چارلی) هستیم که کوئن‌ها با ظرافتی مثال زدنی و در قالب دیالوگ از شخصیت مغرور و خوش خیال فینک پرده برمیدارند. فینک مدعی است که با گوش فرادادن به داستانِ آدمهای معمولی به منبع الهام خود برای خلق نمایشنامه‌هایش میرسد و بنوعی مطمئن است که بر آن آدمهای معمولی و داستانهایشان تسلط دارد! حال آنکه مخاطبی که با حوصله و دقت روایت اثر را تابه انتها دنبال کند و با جهنمی که کوئن‌ها برای این شخصیت مغرور ترتیب داده‌اند مواجه شود ،در خواهد یافت که فینک بر خلاف آنچه میپندارد نه شناختی از جهان پیرامونش ونه حتی شناخت کاملی از خویش داشته و اینجاست که لبخندی تلخ و معنادار بر لبانش نشسته تا بارتون فینک با نمایشی دهشتناک از تقابل ظاهر و باطن این جهان، ذهن او را تا مدتها درگیرخویش کند.

اثر دیوانه‌وار کوئن‌ها روایتگر نمایشنامه‌ نویسی موفق است که به گفته اطرافیان برای پیشرفت بیشتر به هالیوود و‌نظام استودیویی روی می‌آورد و از اینجاست که به مرور با موانعی برخورد میکند و...

ساختار فیلم‌نامه بارتون‌فینک ترکیبی است دلپذیر و تماشایی از کلاسیک ،مدرن و حتی پست‌مدرن . از یکطرف با روایتی طرفیم که با وضعیت تعادل آغاز شده ،درادامه به آشفتگی رسیده و‌درنهایت با همان تعادل کارش را به پایان میبرد. شاه‌پیرنگی داریم که مربوط به چگونگی تحویل دادن فیلم‌نامه به مسئول استودیو است و به طبع در این مسیر، ضرب الاجل های زمانی و گره‌های داستانی همچون قفل شدن ذهن بارتون‌و در ادامه قتل منشی نویسنده، پیش چشم مخاطب قرار میگیرند. همچنین کشمکش میان بارتون و مسئولین استودیو نقش پررنگی در اثر دارد و ضمنا هرواقعه نیز از دل واقعه دیگر بیرون آمده تا رابطه علت ومعلولی کاملا بچشم آید و از طرفی با دوراهی همیشگی و بعضا کلافه کننده بارتون بر سر نویسنده‌ای آزاد و رها یا نویسنده‌ای کارمندطور ومطیع بودن، طرفیم که خود کشمکش درونی جذابی را خلق میکند وبه عبارتی ، کششی است قابل توجه تا اثر را تا به انتها دنبال کنیم (باحضور عنصر شانس، همچون نخستین ملاقات بارتون با نویسنده کهنه‌کار) و درنهایت اگرچه غالبا بارتون فینک را درژانر کمدی،درام جای میدهند اما کیست که آن وجه دلهره‌آور و جنایی آغشته به چاشنی سورئالش را تشخیص ندهد؟ (با آن هتل مخوف و غیر عادی و کاغذ دیواری اعصاب خردکن ‌و البته آن همسایه مرموز و وحشی!!)

بارتون فینک بنا به نکات فوق اثری عمیق و چندلایه است که موجب شده پس از گذشت سی‌سال هنوز هم جذاب و تماشایی باشد. بارتون‌فینک در ابتدا همچون کمدی سیاهی آشنا جلوه میکند. کمدی که از فرمول بارها امتحان پس داده، فرد در موقعیتی اشتباهی بهره برده و از همان ابتدا بر اساس کدهای فیلمنامه میتوان تشخیص داد بارتون عملا از جنس آدمها و زرق و برق هالیوود نبوده(از همان میزانسن هوشمندانه ابتدایی گرفته که بارتون را به عنوان نمایشنامه‌نویس در کنار صحنه اجرا و کاملا نزدیک به بازیگرها و به‌طبع با فاصله از دیگر تماشاگران با چهره‌ای ذوق زده در قاب داریم تا دیالوگهای اثر که جملگی اورا شیفته هنر معرفی کرده و خبر از عدم اشتیاقش برای هیاهو و سلبریتی شدن میدهند) نکته ای که آشکارا میتواند منجر به خلق کشمکش ها و موقعیتهای بامزه شده و مخاطب را تا به انتها همراه سازد .اما کوئن‌های جاه طلب پا را فراتر گذاشته و از پس نقد به نظام استودیویی (دیالوگهایی مبتنی بر قراردادن الگوهای وسترن و موزیکال در درامی مربوط به ورزش کشتی و یا آن سکانس فراموش نشدنی از برداشت چندباره یک سکانس عادی مبارزه در رینگ که درعین سادگی چند بار تکرار شده تا پوچی این مدل فیلمسازی را به سخره بگیرد و یا حتی زمانی که منشی نویسنده کهنه‌کار عملا به فرمول‌های تکراری آثار استودیویی اعتراف میکندو...) به مرحله‌ای بالاتر رسیده و همانطور که در ابتدای متن نیز اشاره شد خودِ شخصیت بارتون را هم به چالش میکشند.

بارتون به عنوان نویسنده‌ای مغرور و روشنفکر در دل سفر از نیویورک به لس‌آنجلس به مرور در می‌یابد جهان پیرامونش به هیچ وجه آنطور که وانمود میکند ،نیست.
از آن نویسنده کهنه کار گرفته (با آن معرفی معرکه‌ آیرونی‌وارش در سرویس بهداشتی و عمل استفراغ ناشی از مصرف الکل) که در نهایت مشخص میشود برخلاف باور عامه ، نوشته‌هایش مربوط به خودش نیست و منشی‌اش در واقع همه کاره اوست تا چارلی به‌عنوان همسایه هتل که درابتدا فردی اجتماعی و خوش برخورد و کارراه انداز نشان میدهد اما هویتش درواقع قاتلی سریالی است تا حضور استعاره‌ای آن کاغذ دیواری‌های سبز رنگ که با هر مرتبه کنده شدن(رنگ سبز کاغذ دیواری یادآور طراوت و زندگی است اما دیوار پشتش به شکلی طعنه‌آمیز همچون گوشت بدن انسان سرخ بوده تا عمل کنده‌شدن کاغذ از دیوار به
شکلی عذاب‌آور و مشمئزکننده تصویرسازی شده تا بر فضای مخوف هتل و ذهن آشفته فینک تاکید کند.) که گویی در تلاشند تا آن‌ور چرک و زشت واقعی دنیا را به بارتون یادآوری کنند ،جملگی به شکلی همزمان بارتون و مای مخاطب را به این نتیجه رسانده که جهان هستی بسیار پیچیده‌تر و خطرناک‌تر از آن است که بتوان با ساده انگاری و خوش‌خیالی از پس تمام موانعش برآمد.دربارتون فینک با یک معناباختگی آزاردهنده طرفیم که گویی هیچ چیز و هیچ‌کس سرجای خودش نبوده و تمام پیش‌فرض هایمان نسبت به این جهان دچار دگرگونی میشود.

رویکرد کوئن‌ها جدا از حالت هستی شناسانه اش به خودشناسی هم چنگ میزند و عیار کار را بالاتر میبرد. چنانچه شخصیتهایی که در دل روایت بر سرراه بارتون جوان و مغرور قرارمیگیرند جدا از امتیازهای قبلی‌شان، به‌نوعی پرچمدار وضعیت آینده و همچنین امیال سرکوب شده اش نیزهستند و عملا کارکردی دوگانه دارند. از همان نویسنده کهنه کار گرفته که مشخص میشود او نیز ذهنش مدتهاست همچون بارتون قفل گشته و چشمه‌نبوغش خشکیده تا چارلی قاتل که اجتماعی بودن و رفاه مالی و روابطش با زنان و درنهایت خشم و طغیان دهشتناک پایانی‌اش(با آن میزانسن رعب انگیز و شعله‌های آتش که با حرکت چارلی به سمت پلیس‌ها قوت گرفته و‌هیبتی همچون مامور جهنم را تصویرسازی میکنند) ، جملگی امیال سرکوب شده وآن ورتاریک بارتون را در قالب وی بازنمایی میکنند. با این شخصیتهاست که هم میتوانیم آینده ترسناک بارتون در هالیوود و هم بخش تاریک پنهانش را ببینیم. بخشهایی که ظاهرا در روایت غایبند اما با کمی دقت میتوان حضور پررنگ آنها را تشخیص داد.


نماهایی از برخورد امواج دریا با صخره‌ای سفت و‌محکم که حضور موتیف‌واری در اثر دارندنیز بنوعی استعاره‌ای از تقابل فینک با دنیای وحشی و غیرقابل پیش‌بینی است که بر سر راهش قرار میگیرند. فینکی که اگرچه در طول روایت غالبا مفلوک و در موضع واکنش است تا کنش اما در نهایت بعنوان نویسنده به کارش ادامه میدهد. هرچند این ادامه دادن به قیمت از دست رفتن شان و منزلت هنری و سرخم نمودن مقابل نظام استودیویی باشد. فرجامی تلخ و پوچگرایانه که مفهومی همچون پیروزی را نیز به چالش میکشد و نمیدانیم به طور قاطع میبایست فینک را فردی موفق بدانیم یا شکست خورده.


بارتون‌فینک هذیانی و به یادماندنی است و برای رسیدن به چنین مهمی علاوه بر امتیازات فیلم‌نامه‌ای در کارگردانی هم تلاش کرده تا چشمگیر جلوه کند. از نمای اُورهدی که با چرخشی در جهت عقرب‌های ساعت همراه شده تا وضعیت آشفته بارتون را القا کند گرفته تا نمای داچ انگلی که در آن بارتون گیج و پریشان ،مشغول تماشای رفت و‌آمد چارلی است تا دوربینی که گاها چنان ارتفاعش را پایین آورده و بر کف زمین قرار گرفته تا بر خوفناکی و ناامن بودن شرایط در اتاق بیفزاید تا نماهایی تکنفره از بارتون (غالبا در لانگ‌شات) که چه در داخلی و چه در خارجی پرکاربرد بوده تا موضع تنهایی و بی پناهی بارتون در شهر جدید را بهتر حس کنیم و... دست به دست هم میدهند تا اثر کوئن‌ها جدا از متن در اجرا هم موفق باشد.

کلام آخر آنکه مواجهه تازه‌ام با اثر مذکور موجب شد تا آن‌‌را در کنار آثاری نظیر (فارگو و جایی برای پیرمردها نیست) در ردیف بهترین‌های برادران کوئن جای دهم و توصیه میکنم اگر هنوز این جواهر ناب را تماشا نکرده‌اید هرچه سریع‌تر اقدام کرده و خود را از چنین شاهکاری محروم نسازید.

امتیاز : 9.5

@NaghdeFilmoSerial

امیدسلیمی

#نقد_فیلم
🎞نقد فیلم و سریال🎞 pinned «چیزهایی هست که نمیدانی نقدی برای BartonFink : دریکی از بیشمار سکانس‌های هوشمندانه (بارتون‌فینک) ،شاهد گفتگویی صمیمی و طولانی مابین بارتون و همسایه مرموز و خوش مشربش (چارلی) هستیم که کوئن‌ها با ظرافتی مثال زدنی و در قالب دیالوگ از شخصیت مغرور و خوش خیال…»
#نقد_فیلم
#پیشنهاد_سریال

خطر اسپویل
the boys s3

great power make great assholes

سریال the boys دقیقا همان خواسته ی طرفداران دنیای تلوزیون سینما از دنیای ابر قهرمانی است.


یکی از مهم ترین ضعف های سریال به خصوص برای شبکه ی ثروتمندی مانند آمازون جلوه های ویژه ی ضعیف (که نسبت به فصل قبل ضعیف تر هم شده) و عدم تسلط کارگردان به مسائل فنی مانند نور پردازی و رنگ پردازی مناسب سکانس ها و صحنه های مختلف است.
هر چند که درام و صحنه های اکشن نسبت به فصل های قبل بهتر ترکیب شده اند و فیلم برداری بر روی دست و لرزش های آن حس واقعی تری به مخاطب میدهد.

آنتونی استار، تمام و کمال درگیر این شخصیت شده است و حال، قادر است در آن لحظه از یک هوملندر مغرور، به یک هوملندر ضعیف و شکننده تبدیل شود و با فرم خاص صورتش، ما را هم درگیر این شخصیت می‌کند. در سکانس سخنرانی پایانی قسمت دوم، او به خوبی وجه سلطه جوی هوملندر را به نمایش گذارد.

کارل اربن، حال باید شخصیت بوچر را شکننده و وحشت زده‌تر از قبل به تصویر بکشد که باز نمی‌خواهد نشانه‌ای از احساس و ضعف نشان بدهد و در یک کلمه، ترکانده است! ارین موریارتی در حال نشان دادن آن روی سرکوب شده و خشن استارلایت است می‌خواهد به جایی برسد و تغییری ایجاد کند. جک کواید، آن حس یک شخصیت دست و پا چلفتی که می‌خواهد به جایی برسد را نشان می‌دهد و به خوبی، ترس از دست دادن موقعیتش را نمایش می‌دهد.

فصل سوم ، خون ، تنش، ناسزا، برهنگی و سکس بیشتری را روی بوم بدون مرز خود می‌پاشید. در این مرحله، مقدار شوک وارده توسط شبکه ی آمازون ممکن است در خطر کاهش باشد ، اما نه. معلوم می‌شود که موضوعات تابوی زیادی برای پوشش وجود دارد: یک ابرقهرمان کوچک می‌شود و به داخل قسمت بدن شخص دیگری می‌رود (تا او را ارضا کند) و تئوری مرد مورچه‌ای-ثانوس را از Avengers: Endgame تداعی می‌کند. چنگ زدن به فرهنگ ابرقهرمانی ، طعنه زدن به مارول و دیسی، بدون قربانی کردن سرگرمی‌های کثافت طور. طنز طعنه‌آمیز، موسیقی متن پاپ راک و تعداد انگشت شماری از شخصیت‌های صمیمانه، جریان بی‌امان فعالیت‌های ابرقهرمانی را تضعیف می‌کنند. سه فصل (و با تأیید فصل ۴)، The Boys یک بسته تنظیم‌شده‌تر از همیشه است. فصل سوم با تغییراتی برای گروه اصلی مراقبانی که ابرقهرمانان فاسد را شکار می‌کنند شروع می‌شود. پس از مرگ همسرش بکا، بوچر (کارل اوربان) بیش از هر زمان دیگری قصد کشتن هوملندر ( با نقش آفرینی به یاد ماندنی و بی عیب و نقص آنتونی استار ) را دارد. او تحقیقاتی را برای سرپوش گذاشتن بر گذشته خطرناک یک ابر قدرت (بهتر است نگوییم قهرمان) معروف به soldier boy ( با بازی درخشان جنسن آکلز) رهبری می کند. بعلاوه، یک سرم جدید که به افراد عادی به مدت ۲۴ ساعت قدرت فوق العاده می دهد، می تواند به پسران کمک کند تا با شرکت ابرقهرمان شرور ووت مبارزه کنند.
اما پسران پس از شکست نازی استورمفرانت (آیا کش) دچار شکستگی می شوند. هیو (جک کواید) با ناتوانی خود دست و پنجه نرم می کند و برای ویکتوریا نیومن (کلودیا دومیت) نماینده ضد ابر قدرت در کنگره کار می کند - که اتفاقاً یک قاتل مخفی با قدرت فوق العاده است - و دفتر امور مافوق بشر، با هدف حفظ ابر قدرت ها.
@NaghdeFilmoSerial
مثل همیشه، فیلم‌های مارول و دی‌سی یک چاه بی‌پایان برای الهام و به سخره گرفتن هستند: خاطرات The Deep (Chace Crawford) با عنوان Deeper و یک برنامه واقعیت در جستجوی قهرمان آمریکایی بعدی، تازه شروع کار هستند.
در عین حال، The Boys حجم عظیمی از موضوعات سنگین را با دوزهای سنگین تر طنز پوشش می دهد. هیچ چیز دست نیافتنی نیست. Black Lives Matter و Antifa و همچنین سیاست های دردناک محل کار و تبعیض جنسی شامل Starlight ارین موریارتی پرداخته شده است.
اینجاست که خط داستانی او همیشه قانع کننده ترین بوده است. آزار جنسی این ابرقهرمان در فصل اول توسط دیپر نشان داد که گروه هفت تا چه حد می توانند ظالم و نفرت انگیز باشند . استارلایت پس از کم رنگ شدن شخصیتش در فصل گذشته، بار دیگر برجسته شد، در مواجهه با بدن و تصویرش که کالایی می‌شود، جدی و در عین حال ثابت قدم است. این صداقت شخصیت‌هایی مانند استارلایت، هیوگی، فرانسوی و کیمیکو است که برای جبران این قتل عام فراوان ضروری است. حتی یک سکانس شاد و الهام‌گرفته از La La Land به عنوان میان‌آهنگ ارائه می‌شود.
در غیر این صورت، The Boys این خطر را دارد که تکراری و بیش از حد پر از صحنه های غیر قابل هضم باشد. هر اپیزود تضمین کننده جنایت و خونریزی اولیه در بازی تاج و تخت است - حتی خط داستانی پوشش سرباز پسر نیز بازتاب رمز و راز فصل دوم Stormfront است. خوشبختانه، مثل همیشه، The Boys نقطه شیرین خود را پیدا می کند. این کار را از طریق شخصیت‌هایی انجام می‌دهد که حتی از سطح زمین‌ترین قهرمانان دیزنی پلاس، قابل شناسایی‌تر و متضادتر هستند.


فصل سوم پسران نشان می دهد که به این زودی تب ابرقهرمانی تمام نمی شود. درعوض، زمین‌های بیشتری را پوشش می‌دهد، با گنگ‌ها، مسائل موضعی و سکانس‌های اکشن مضحک، جذاب‌ترین و جذاب‌ترین اثر را خلق می‌کند.

با پایان بندی فصل سوم ، پسران به راحتی یک بار دیگر ثابت کرد که چرا یکی از بهترین سریال‌های ابرقهرمانی تلویزیون است. این اپیزود پرجمعیت توانست یک مسابقه ابرقهرمانی خشونت‌آمیز، چند چرخش و مشکلات بزرگ بعدی را برای Butcher و The Boys برای فصل‌های آینده حل کند.
@NaghdeFilmoSerial
این یک پایان بندی رضایت‌بخش برای قسمت آخر فصل در بسیاری از لایه‌ها بود، عمدتاً برای ملکه مایو که اغلب مورد کم توجه ای بود. کاملاً همه یک پیشرفت جذاب را تجربه کردند، از قدرت های جدید Starlight گرفته تا شاگرد جدید Homelander. بیایید به همه اتفاقات فکر کنیم .
چه زمانی بهتر از فینال برای کشف اینکه چگونه پسر سرباز اولین بار به پسر سرباز تبدیل شد. او در جوانی به کنار بن رفت و چیزی جز اثبات خود به پدرش نمی خواست. بنابراین، به طور طبیعی، او از "رفقای گلف در دپارتمان وزارت جنگ" پدرش دیدن کرد و برای آزمایشات Compound V ثبت نام کرد. آیا تبدیل شدن به بزرگترین قهرمان آمریکا موثر بود؟ متاسفانه نه. پدرش هنوز از او متنفر بود و حتی اجازه نمی‌داد نامش را به زبان بیاورد.
بعداً متوجه شدیم که دانشمند Vought، Jonah Vogelbaum از DNA سرباز پسر برای ایجاد Homelander استفاده کرده است.
به لطف تبلیغات Vought و دروغ‌های Payback، مشخص نبود در آن روز سرنوشت‌ساز در نیکاراگوئه در سال ۱۹۸۴ چه اتفاقی افتاد. پروژه ای که چارلی نامیده می‌شود ، سرهنگ دوم گریس مالوری به قاچاق کوکائین به ایالات متحده و استفاده از سود آن برای خرید سلاح برای شورشیان متهم شد.
اما زمانی که بزرگترین تیم ابرقهرمانی آمریکا در این ماموریت دخالت کرد و نتوانست ثابت کند با ارتش سازگار است، اردوگاه شورشیان به خطر افتاد و همه سربازان مالوری قتل عام شدند. این باعث شد تا پسران را بسازد و دنبال Vought برود. روزی بود که پسر سرباز در دستان روس ها ناپدید شد، اما هیچ کس به جز پی بک نمی داند دقیقا چگونه.
همه چیز به بلک نوآر مربوط می شود...
قاتل خاموش The Seven و Payback همیشه کار را انجام می داد، بدون هیچ سر و صدایی. اما زمانی که سرباز پسر پس از چندین دهه حبس در آزمایشگاه روسی به ایالات متحده بازمی گردد، بلک نوآر به طور غیرقابل توضیحی تبدیل به یک فراری میشود.
در پایان، دقیقاً دلیل آن را کشف می کنیم. در توهم کارتونی بلک نوآر، متوجه می‌شویم که استن ادگار با بلک نوآر معامله کرد تا سرباز پسر را بکشد، زیرا سال‌ها قبل دانشمند ووگلبام ابرقهرمان برتر پرنده را خلق کرده بود، بهترین مدل بعدی: Homelander. ووت می‌خواست هوملندر به‌عنوان ابرقهرمان اصلی مورد علاقه آمریکا باشد. سرباز پسر باید از سر راه برداشته می شد.
تنفر هم تیمی ها سولجور بوی از وی به حذف او کمک کرد. وقتی هوملندر حقیقتی را در مورد پسر سرباز که پدرش است و اینکه بلک نوآر این را از او دور نگه داشته است، آشکار می‌کند، بلک نوار را میکشد و دوستان کارتونی بلک نوآر برای او آرزوی صلح می‌کنند و با گریه از او خداحافظی می‌کنند. این فصل با تلاش بوچر با احساساتش در مورد اینکه آیا از بکا و پسر هوملندر، رایان مراقبت کند یا نه، شروع شد. از یک طرف خواسته ی همسرش قبل از مرگ بود. از سوی دیگر، این پسر یک روان پریش شیطانی است. اما بوچر به رایان فرصت می دهد و او را به دستان امن سیا و خاله گریس می برد.
اما روانی! در یکی از بسیاری از پیچش ها، رایان در نهایت هوملندر را یک بار دیگر به عنوان پدرش می پذیرد. هوملندر رایان را به لطف اطلاعات داخلی ویکتوریا نیومن، نماینده کنگره، که با گریس در دفتر امور مافوق بشری کار می کند، پیدا می کند. هوملندر سخنرانی هیجان انگیزی می کند و رایان را متقاعد می کند که کشتن بود یک اشتباه غیر عمد بوده است. Homelander عصبانی نیست، زیرا این کاری است که ابر قدرت ها انجام می دهد: باعث تصادفات ناگوار و اغلب وحشتناک می شود.
@NaghdeFilmoSerial
اپیزود‌ پایانی نشان می دهد که تا چه حد ملکه میو قهرمان واقعی و گمنام پسران است. او نه تنها به طرز وحشتناکی یک چشم خود را در نبرد با هوملندر از دست می دهد، بلکه متوجه می شود که پسر سرباز در آستانه انفجار تشعشعاتی است که همه را می کشد. او یک بار دیگر قهرمان بودن خود را ثابت می کند، پسر سرباز را از پنجره بیرون می کشد و آنها در هوا غوطه ور می شوند. جایی حوالی وسط برج ووت، سرباز پسر منفجر می شود.
اما در کمال تعجب، هم ملکه مایو و هم سرباز پسر جان سالم به در می‌برند. Maeve که اکنون ناتوان است (تابش Soldier Boy ترکیب V را در سیستم او حذف کرد، درست مانند کاری که با Kimiko انجام داد)، همچنین آزاد است تا با دوست دخترش Elena، زندگی ای را که همیشه می خواست داشته باشد. اخبار از مرگ او خبر می دهد که او برای شکست دادن پسر سرباز که توسط روسیه رادیکال شده بود جان خود را فدا کرده است.
سرباز پسر نیز به اتاق مخفی سازمان دیگری منتقل شده است. گریس از انتقال سرباز پسر به اتاقک جدید چشم پوشی می کند.
هوملندر نه تنها به تحریک جمعیتی طرفدار خاص خود ، اساساً حامیان نازی استورم فرانت در یک گردهمایی مردمی ادامه می دهد، بلکه پیروان خود را به پسرش رایان معرفی می کند. وقتی یکی از حامیان استارلایت قوطی را به سمت رایان پرتاب می کند، هوملندر به پسرش می آموزد که اگر مردم را با لیزر بکشد اشکالی ندارد. رایان ما را با یک لبخند خزنده کودکانه ترک می کند، که نشان می دهد، بله، احتمالاً جای پای پدر خود را دنبال خواهد کرد.
علاوه بر این، The Boys که اکنون به طور دائم توسط استارلایت که به آن ملحق شده است، باید با عواقب تبدیل شدن ویکتوریا نیومن به نامزد انتخابات ریاست جمهوری رابرت سینگر دست و پنجه نرم کند (همکار قبلی او در جریان شنای شبانه در استخر توسط The Deep به دستور هوملندر غرق شد) .

این می‌تواند باعث شود که نیومن معاون جدید رئیس‌جمهور آمریکا شود، مگر اینکه پسرها ، ابر قدرت جدید را که سر به فلک می‌کشد، پایین بیاورند ، کاری که بوچر کاملاً قصد انجام آن را دارد.

نمره ی فصل : ۹ از ۱۰

alireza ripper

@NaghdeFilmoSerial
بهترین سریال های تلوزیون برای مخاطبان سخت پسند (اون هایی که فکر میکنن مدیوم سریال در حد سینما نیست و ارزش وقت گذاشتن نداره )

درام (ژانر های مختلف) :
sopranos (مافیایی ، درام)
twin peaks (سورئال ، درام ، جنایی)
mad man (درام خالص)
wire (درام، جنایی)
better call saul (درام ، جنایی)
boardwalk empire
(درام ، گانگستری)
batman animated series (انیمیشن، کمیک)
avatar last air bender
( فانتزی، انیمیشن )
breaking bad (درام ، جنایی)
game of thrones
(درام ، اساطیری ، حماسی)
rome (تاریخی ، درام)
crown (تاریخی، درام، بیوگرافی)
house of cards (سیاسی ، درام)
hannibal (درام ، جنایی)
sons of anarchy (درام، گانگستری)
the man in high castle
(درام ، تاریخ معکوس ، جنگ جهانی دوم)
the boys (کمیک ، اکشن)
hell on wheels (وسترن اصیل)
last kingdom (تاریخی ، اکشن)
star wars the clone wars (انیمیشن، علمی تخیلی)

کمدی:
seinfeld (کمدی سیتکام)
office (کمدی سیتکام)
friends (کمدی سیتکام)
community (کمدی سیتکام)
weeds (کمدی ، درام)
gravity falls
(انیمیشن، کمدی ، فانتزی)

بهترین مینی سریال ها (برای اون هایی که حوصله ی سریال های طولانی ندارن)

dekalog (درام آنتولوژی)
band of brothers
(درام ، جنگ جهانی دوم ، اکشن)
pacific
(درام ، جنگ جهانی دوم ، اکشن)
sharp object
(درام ، معنایی ، جنایی)
war and peace (تاریخی، درام)
boru (wolf) (اکشن ، تاریخی )
spy (درام جاسوسی، تاریخی )
watchmen (درام، کمیک)
11.22.63 (درام ، عملی تخیلی )
freaks and geeks (کمدی )

بهترین سریال های برای کسانی که می خوان تازه شروع کنن (برای کم حوصله ها)

درام (ژانر های مختلف) :
animal kingdom (درام ، دزدی)
banshee (درام، اکشن ، جنایی)
sons of anarchy (درام ، گانگستری )
last kingdom (درام، تاریخی، اکشن)
black sails (اکشن ،درام ، تاریخی)
spartacus (درام ، تاریخی ، اکشن)
dexter (درام ، جنایی)
entourage
(کمدی، درام ، زندگی هالییودی)
game of thrones
(درام ، اساطیری، حماسی)
house md (کمدی، پزشکی ، درام)
mandalorian
(وسترن فضایی ، درام ، علمی تخیلی)
power (درام ، گنگستری )
the boys ( ، درام، کمیک ، اکشن)
the witcher (فانتزی ، اکشن ، دارم )
warrior (اکشن، مبارزه ای ، درام )

کمدی :
freaks and geeks (کمدی ، مینی سریال)
friends (کمدی سیتکام)
big bang theory (کمدی سیتکام )
shameless (کمدی ، درام)
weeds (کمدی ، درام)