دسته بندی :
من اکثر دسته بندی هایی که دیدم به صورت های زیرن
بر اساس کارگردان (بیشترین نوع دسته بندی فیلم ها)
بر اساس سال (بیشتر فروشنده ها و مغازه دار ها این طور دسته بندی میکنن)
ژانر و سبک (کمتر فردی رو دیدم که فیلم ها رو بر اساس ژانر دسته بندی کنه و هیچ فردی رو ندیدم که سریال رو بر اساس ژانر دسته بندی کنه)
اما من این طوریم ، چون ۲ تا هارد اکسترنال دارم فیلم و سریال ها رو به دو بخش قبل از ۲۰۱۵ و بعد از ۲۰۱۵ تقسیم کردم ، فیلم های تولید قبل از ۲۰۱۵ (و خود ۲۰۱۵) و سریال هایی که پخششون قبل و یا تو خود ۲۰۱۵ تموم شده تو هارد قدیمی و فیلم های تولید ۲۰۱۶ و بعدش و سریال هایی که پخششون تو ۲۰۱۶ و بعدش تموم شده یا سریال های در حال پخش (که وقتی تموم بشن هم بعد ۲۰۱۵ میشه دیگه) تو هارد جدید. تو فیلم ها استثنا هم هست ، همه ی مجموعه فیلم تا تو هارد قدیمی و همه ی فیلم های کمیک تو هارد جدید (بدون توجه به سال) و چند مورد دیگه که تو عکس ها معلومه
من اکثر دسته بندی هایی که دیدم به صورت های زیرن
بر اساس کارگردان (بیشترین نوع دسته بندی فیلم ها)
بر اساس سال (بیشتر فروشنده ها و مغازه دار ها این طور دسته بندی میکنن)
ژانر و سبک (کمتر فردی رو دیدم که فیلم ها رو بر اساس ژانر دسته بندی کنه و هیچ فردی رو ندیدم که سریال رو بر اساس ژانر دسته بندی کنه)
اما من این طوریم ، چون ۲ تا هارد اکسترنال دارم فیلم و سریال ها رو به دو بخش قبل از ۲۰۱۵ و بعد از ۲۰۱۵ تقسیم کردم ، فیلم های تولید قبل از ۲۰۱۵ (و خود ۲۰۱۵) و سریال هایی که پخششون قبل و یا تو خود ۲۰۱۵ تموم شده تو هارد قدیمی و فیلم های تولید ۲۰۱۶ و بعدش و سریال هایی که پخششون تو ۲۰۱۶ و بعدش تموم شده یا سریال های در حال پخش (که وقتی تموم بشن هم بعد ۲۰۱۵ میشه دیگه) تو هارد جدید. تو فیلم ها استثنا هم هست ، همه ی مجموعه فیلم تا تو هارد قدیمی و همه ی فیلم های کمیک تو هارد جدید (بدون توجه به سال) و چند مورد دیگه که تو عکس ها معلومه
دسته بندی ژانر باعث میشه مثلا فرض کن رفیقت فقط کمیک می خواد ، میری تو پوشه ی کمیک از اون تو فیلم میزنی لازم نیست کل هارد رو بگردی
مثلا dark knight trilogy نولان فیلم کمیک هست ، هر سه فیلم جز top 250 و همچین مجموعه فیلم (چون بیش از ۱ فیلم) خوب تو کدوم پوشه باشه؟
چون اولیوت فیلم کمیک بودنه میره تو کمیک
یا مثلا godfather مجموعه فیلم اما دوتای اول جز top 250 پس کجا بره؟
میره تو مجموعه
فیلم های مثل رستگاری شاوشنگ که که جز مجموعه فیلم یا کمیک نیست (درام ) اون میره تو top 250
درام خالی اگه جز مجموعه فیلم نباشه ، جز کمدی و اکشن نباشه ، جز top 250 نباشه میره تو درام
مثلا dark knight trilogy نولان فیلم کمیک هست ، هر سه فیلم جز top 250 و همچین مجموعه فیلم (چون بیش از ۱ فیلم) خوب تو کدوم پوشه باشه؟
چون اولیوت فیلم کمیک بودنه میره تو کمیک
یا مثلا godfather مجموعه فیلم اما دوتای اول جز top 250 پس کجا بره؟
میره تو مجموعه
فیلم های مثل رستگاری شاوشنگ که که جز مجموعه فیلم یا کمیک نیست (درام ) اون میره تو top 250
درام خالی اگه جز مجموعه فیلم نباشه ، جز کمدی و اکشن نباشه ، جز top 250 نباشه میره تو درام
با دیدن فیلم های کیارستمی من عمیقا احساس میکنم که در حال دیدن کشور خودم هستم.
ایران و ترکیه در شرایط مردم کل کشور یا حداقل شرایط مردم مرز ایران و ترکیه شباهتی نسبی دارند.
کیارستمی یکی از کارگردانانی است که موردعلاقه من است . او چیزهای جدید و زیادی به سینما عرضه کرده. او روی شخصیت های فیلمهایش دلسوزی بسیاری دارد، فیلم هایش درباره شخصیت های عجیب و غریب و روشنفکر نیستند؛ بلکه درباره انسان های معمولی هستند.
کیارستمی فیلمساز بسیار خاصی است.
[ نوری بیلگه جیلان | فیلمساز صاحب سبک ترکیه ای ]
ایران و ترکیه در شرایط مردم کل کشور یا حداقل شرایط مردم مرز ایران و ترکیه شباهتی نسبی دارند.
کیارستمی یکی از کارگردانانی است که موردعلاقه من است . او چیزهای جدید و زیادی به سینما عرضه کرده. او روی شخصیت های فیلمهایش دلسوزی بسیاری دارد، فیلم هایش درباره شخصیت های عجیب و غریب و روشنفکر نیستند؛ بلکه درباره انسان های معمولی هستند.
کیارستمی فیلمساز بسیار خاصی است.
[ نوری بیلگه جیلان | فیلمساز صاحب سبک ترکیه ای ]
روزی روزگاری پاندورا :
Avatar
اصولا فاکتور(زمان) متر و معیار بسیار معتبری برای ارزشگذاری یک اثرسینمایی یا تلویزیونی به شمار میرود.بدان معنی که وقتی سراغ اثری را پس از گذشت چند سال میگیرید باز هم بتواند فکر و ذهن شما رادرگیر کند و توانایی سر ذوق آوردن شما را داشته باشد. (اگر به شکل کامل هم موفق نشد حداقل یادآور بخشی از خاطرات شیرین گذشته باشد) . مشخصا برای بنده آواتار ساخته درخشان (جیمز کامرون) یکی از همین موارد است. فیلمی عظیم و پرشور و احساسی که باوجود اینکه از نخستین تجربه تماشای آن حدود ۱۰ سال گذشته بود اما با تماشای مجدد آن چیزی از ارزشهای سینماییش برایم کاسته نشد. هنوز هم آواتار همان همیشگی بود: یک حماسه فضایی . یک اپرای شکوهمند از دستاوردهای تکنیکی. یک شاهکار مدرن....
در بخش داستانی آواتار جنبه های گوناگونی دارد.تقابل مرگ و زندگی به عنوان مثال:زندگی جیک سولی(سام ورتینگتون) پس از مرگ و سوزانده شدن جنازه برادرش است که راه و معنای جدیدی پیدا میکند. جیک به عنوان کهنه سربازی که دارای نقص جسمانی است با ورود به پایگاه علمی/نظامی ساکن در پاندورا و پیوند روحش با مخلوق ترکیبی جدید(آواتار) نوع و نگرش تازه ای را زیست میکند. کامرون لحظه احساسی تولد دوباره جیک را به درستی تصویر سازی میکند تا مخاطب در لحظه به او نزدیک شود(فرار جیک در قالب آواتار از آزمایشگاه و دویدن های او در جنگل به خوبی گواه بر این امر است.کامرون نمایی نزدیک ازپاهای او هنگام دویدن را شکار میکند تا حس رهایی از نقص جسمانی جیک تفهیم شود)
جیک در قالب آواتار خویش هیجان و شور و نشاط را هم تجربه میکند: مراحل آموزش دیدن های او توسط بومیان پاندورا را به یاد آورید. جیک همچون کودکی که تک و تنها به سرزمین نا شناخته ها پناه آورده مدام مشغول کشف و شهود است. کامرون برای رسیدن به این هدف جنبه های گوناگونی به این سفر میدهد همچون آموزش زبان. آموزش تیر اندازی. رام کردن حیوانات عظیم پرنده وحشی . عبور از مسیرهای صعب العبوری همچن صخره های معلق و.... بدون شک ذوق کارگردانی کامرون در این بخش خود نمایی میکند: او به عنوان خالق اثر نماهایی را به تصویر میکشد که مخطب احساس کند تا قبل از تماشای این فیلم دچار چنین احساسی نشده است. کامرون آشکارا از( بافت رنگی گرم و آرامبخشی) برای سکانسهای بیرونی سرزمین پاندورا بهره جسته است. حین تماشای آواتار مشخصا حضور رنگهای(آبی.بنفش.سبز.) را بیشتر حس خواهید کرد. این تنوع رنگی در طراحی ظاهر و اندام فیزیکی بومیان. حیوانات متنوع پاندورا. گیاهان. به خوبی رعایت شده اند.
کامرون پاندورا و جزییات آن را همچون بهشتی آرمانی به تصویر کشیده است. نخستین مواجهه جیک با گیاهان قرمز رنگ .قدم زدنهای جیک و نیتری میان درختان کهنی که شاخه هایی از جنس نور دارند. پرواز جیک با موجود پرنده اژدها مانند و از همه مهمتر لحظه تلاش دسته جمعی بومیان برای نجات جان گریس(سیگورنی ویور ) که زیر درخت مقدس رخ میدهد از این دست نمونه ها هستند.کامرون در نمایش طبیعت پاندورا گاهی با( تکنیک رنگ بندی) نوعی (حالت فانتزی) را تداعی میکند و گاهی نیز با نماهایی واقعگرایانه یادآورآثار مستند یا فیلمهای رئال مربوط به طبیعت میشود. مشخصا لانگ شات هایی که ارائه میکند و درآنها صخره ها. آبشار و.. را تصویر سازی میکند هیچ شباهتی به نماهای بسته تری که از جزییات محیطی گرفته شده ندارند.
کامرون در تقابل با بخش آرامش بخش و شیرین آشنایی با پاندورا در لحظات ملتهب و خطرناک نیز با بهره گرفتن از رنگهای(قرمز و مشکی) به تضاد بصری جالبی هم میرسد. برخلاف طبیعت چشمنواز خوش رنگ پاندورا فضا پیماها و رباتهای مهاجم فیلم همگی تیره و خشن نمایش داده میشوند. انتخاب این نوع رنگ بندی به خوبی خشک و خشن بودن ابزار آلات انسانی را مشخص میکند. کامرون با استفاده از این عنصر رنگی و همچنین گرفتن نماهایی که در آنها غالبا زاویه دوربین از( پایین به بالا) سوژه مورد نظر را به تصویر میکشد و انتخاب نماهای لانگ برای حرکت دسته جمعی آنها دلهره را به جان مخاطب می اندازد. رنگ قرمز نیز در همین راستا معنا و مفهوم پیدا میکند همچون نمایی که پس از حمله نظامیان در آن شاهد حرکت بومیان زخمی و آواره هستیم و غروب غمناک قرمز رنگی که در پس زمینه دیده میشود و یا در تمامی انفجارهای عظیم همزمان ترکیبی از رنگهای قرمز ومشکی در صفحه نمایان هستند و حس نابودی و ویرانی را القا میکنند.
کارگردانی کامرون تنها به این موارد خلاصه نمیشود. دکوپاژ و میزانسن های او حیرت انگیز هستند. به عنوان مثال در حمله وحشیانه نظامیان به محل زندگی بومیان او از تمام توانش برای برانگیختن(حس مخاطب) بهره میبرد. تمام تکنیک های فنی کامرون در این دقایق برای تفهیم مظلومیت طبیعت در مقابل خشم و جنون انسان به کار میروند. از موسیقی پر حجم و سنگینی که روی تصاویر نشسته تا تنوع نماهای این سکانس (لانگ شات ب
Avatar
اصولا فاکتور(زمان) متر و معیار بسیار معتبری برای ارزشگذاری یک اثرسینمایی یا تلویزیونی به شمار میرود.بدان معنی که وقتی سراغ اثری را پس از گذشت چند سال میگیرید باز هم بتواند فکر و ذهن شما رادرگیر کند و توانایی سر ذوق آوردن شما را داشته باشد. (اگر به شکل کامل هم موفق نشد حداقل یادآور بخشی از خاطرات شیرین گذشته باشد) . مشخصا برای بنده آواتار ساخته درخشان (جیمز کامرون) یکی از همین موارد است. فیلمی عظیم و پرشور و احساسی که باوجود اینکه از نخستین تجربه تماشای آن حدود ۱۰ سال گذشته بود اما با تماشای مجدد آن چیزی از ارزشهای سینماییش برایم کاسته نشد. هنوز هم آواتار همان همیشگی بود: یک حماسه فضایی . یک اپرای شکوهمند از دستاوردهای تکنیکی. یک شاهکار مدرن....
در بخش داستانی آواتار جنبه های گوناگونی دارد.تقابل مرگ و زندگی به عنوان مثال:زندگی جیک سولی(سام ورتینگتون) پس از مرگ و سوزانده شدن جنازه برادرش است که راه و معنای جدیدی پیدا میکند. جیک به عنوان کهنه سربازی که دارای نقص جسمانی است با ورود به پایگاه علمی/نظامی ساکن در پاندورا و پیوند روحش با مخلوق ترکیبی جدید(آواتار) نوع و نگرش تازه ای را زیست میکند. کامرون لحظه احساسی تولد دوباره جیک را به درستی تصویر سازی میکند تا مخاطب در لحظه به او نزدیک شود(فرار جیک در قالب آواتار از آزمایشگاه و دویدن های او در جنگل به خوبی گواه بر این امر است.کامرون نمایی نزدیک ازپاهای او هنگام دویدن را شکار میکند تا حس رهایی از نقص جسمانی جیک تفهیم شود)
جیک در قالب آواتار خویش هیجان و شور و نشاط را هم تجربه میکند: مراحل آموزش دیدن های او توسط بومیان پاندورا را به یاد آورید. جیک همچون کودکی که تک و تنها به سرزمین نا شناخته ها پناه آورده مدام مشغول کشف و شهود است. کامرون برای رسیدن به این هدف جنبه های گوناگونی به این سفر میدهد همچون آموزش زبان. آموزش تیر اندازی. رام کردن حیوانات عظیم پرنده وحشی . عبور از مسیرهای صعب العبوری همچن صخره های معلق و.... بدون شک ذوق کارگردانی کامرون در این بخش خود نمایی میکند: او به عنوان خالق اثر نماهایی را به تصویر میکشد که مخطب احساس کند تا قبل از تماشای این فیلم دچار چنین احساسی نشده است. کامرون آشکارا از( بافت رنگی گرم و آرامبخشی) برای سکانسهای بیرونی سرزمین پاندورا بهره جسته است. حین تماشای آواتار مشخصا حضور رنگهای(آبی.بنفش.سبز.) را بیشتر حس خواهید کرد. این تنوع رنگی در طراحی ظاهر و اندام فیزیکی بومیان. حیوانات متنوع پاندورا. گیاهان. به خوبی رعایت شده اند.
کامرون پاندورا و جزییات آن را همچون بهشتی آرمانی به تصویر کشیده است. نخستین مواجهه جیک با گیاهان قرمز رنگ .قدم زدنهای جیک و نیتری میان درختان کهنی که شاخه هایی از جنس نور دارند. پرواز جیک با موجود پرنده اژدها مانند و از همه مهمتر لحظه تلاش دسته جمعی بومیان برای نجات جان گریس(سیگورنی ویور ) که زیر درخت مقدس رخ میدهد از این دست نمونه ها هستند.کامرون در نمایش طبیعت پاندورا گاهی با( تکنیک رنگ بندی) نوعی (حالت فانتزی) را تداعی میکند و گاهی نیز با نماهایی واقعگرایانه یادآورآثار مستند یا فیلمهای رئال مربوط به طبیعت میشود. مشخصا لانگ شات هایی که ارائه میکند و درآنها صخره ها. آبشار و.. را تصویر سازی میکند هیچ شباهتی به نماهای بسته تری که از جزییات محیطی گرفته شده ندارند.
کامرون در تقابل با بخش آرامش بخش و شیرین آشنایی با پاندورا در لحظات ملتهب و خطرناک نیز با بهره گرفتن از رنگهای(قرمز و مشکی) به تضاد بصری جالبی هم میرسد. برخلاف طبیعت چشمنواز خوش رنگ پاندورا فضا پیماها و رباتهای مهاجم فیلم همگی تیره و خشن نمایش داده میشوند. انتخاب این نوع رنگ بندی به خوبی خشک و خشن بودن ابزار آلات انسانی را مشخص میکند. کامرون با استفاده از این عنصر رنگی و همچنین گرفتن نماهایی که در آنها غالبا زاویه دوربین از( پایین به بالا) سوژه مورد نظر را به تصویر میکشد و انتخاب نماهای لانگ برای حرکت دسته جمعی آنها دلهره را به جان مخاطب می اندازد. رنگ قرمز نیز در همین راستا معنا و مفهوم پیدا میکند همچون نمایی که پس از حمله نظامیان در آن شاهد حرکت بومیان زخمی و آواره هستیم و غروب غمناک قرمز رنگی که در پس زمینه دیده میشود و یا در تمامی انفجارهای عظیم همزمان ترکیبی از رنگهای قرمز ومشکی در صفحه نمایان هستند و حس نابودی و ویرانی را القا میکنند.
کارگردانی کامرون تنها به این موارد خلاصه نمیشود. دکوپاژ و میزانسن های او حیرت انگیز هستند. به عنوان مثال در حمله وحشیانه نظامیان به محل زندگی بومیان او از تمام توانش برای برانگیختن(حس مخاطب) بهره میبرد. تمام تکنیک های فنی کامرون در این دقایق برای تفهیم مظلومیت طبیعت در مقابل خشم و جنون انسان به کار میروند. از موسیقی پر حجم و سنگینی که روی تصاویر نشسته تا تنوع نماهای این سکانس (لانگ شات ب
رای نمایش عظمت سپاه مهاجم. نماهای بسته از چهره بومیان برای تشدید حس ترس و دلهره. چرخش دوربین در محیط برای نمایش فجایع پس از انفجار ) تا نمایش دود و آتش و خاکستر و اشک و فریاد و... همگی سکانسی احساسی و دردناک را نتیجه داده است که نشان از تسلط کامرون در بحث کارگردانی دارد.
آواتار درمورد تقابل خشم طبیعت باخشم انسان است. نبرد بزرگی که در بخش پایانی رخ میدهد به خوبی بیانگر این تقابل سنتی و سمبلیک است. در بخش پایانی کامرون یک آخر الزمان خونین و عظیم را پیش چشم مخاطب قرار میدهد. تمام طبیعت مقابل تمام انسانیت! نبرد بزرگی که وسعت و تبعاتش زمین و آسمان را دربرمیگیرد. جنگ پرشوری که باردیگر قبل از هرچیز ابتدا قدرت سینما را یادآوری میکند . شکوه و عظمت در تک تک این دقایق حضور پرنگی دارند. دوربین در لحظاتی همچون سربازی که خود در میدان نبرد مشغول مبارزه است پشت سر سوژه مورد نظر تمام حرکات او راتعقیب میکند همچون نماهای هوایی که جیک و یارانش از آسمان بر سر دشمن آوار میشوند و گاهی با فاصله گرفتن از محل حوادث و انتخاب نماهای بازتر آشوب و هرج و مرج دهشتناک موجود را نشان میدهد.
کامرون در خلق این اکشن بزرگ (که بنظر الهام بخش نبردهای مشابهی در بررخی آثار مارول هم باشد) هر زمان که لازم باشد به چشمان مضطرب و صورت پر احساس شخصیتها نیز کات میزند. همچون جایی که یکی از افسران هوایی با وجدان در نبرد با فضا پیمای غول پیکر جان خود را ازدست میدهد یا جایی که نیتری پس از زخمی شدن انهدام و مرگ یاران خودی را نظاره میکند.
کامرون برای آنکه حس هیجان و التهاب این سکانس ازبین نرود. با دقت و حوصله میدان نبرد را ترسیم میکند.
حین تماشای این بخش موقعیت مهاجم و بومیان به درستی پرداخت میشود. کامرون استراتژی جنگی را به درستی پیاده میکند و تنها به گرفتن نماهای بی هدف اکشن اکتفا نمیکند در این نبرد برای هر حمله و ضد حمله برنامه خاصی میچیند وبه اصطلاح به درک و شعور مخاطب احترام میگذارد. مشخصا نوع و زمان بندی حمله نظامیان چه در بخش هوایی و چه زمینی نشان از هوشمندی او در این بخش دارد.
آواتار باردیگر ثابت میکند (جیمز کامرون) یک کارگردان خلاق و باهوش است. از آنجا که داستانی نسبتا ساده و بارها تکرار شده را چنان در زرق و برقهای تکنیکی به خورد مخاطب میدهد و از آن مهمتر چنان حس او را حین تماشای اثر خویش درگیر میکند که گاهی فراموش میکنیم نمونه های مشابه با آن را بسیار تماشا کرده ایم اما وقتی صحبت از تقابل میان انسان و طبیعت باشد یا وقتی درمورد عظمت تصویری و دستاوردهای تکنیکی بحث میکنیم نا خود آگاه نام فیلم (آواتار) است که در ذهن ما نقش میبندد و خودش را در صدرفهرست آثار سرگرم کننده عظیم این دهه قرار میدهد.... گویا این تخصص کامرون است.
امید سلیمی
@NaghdeFilmoSerial
امتیاز:9
آواتار درمورد تقابل خشم طبیعت باخشم انسان است. نبرد بزرگی که در بخش پایانی رخ میدهد به خوبی بیانگر این تقابل سنتی و سمبلیک است. در بخش پایانی کامرون یک آخر الزمان خونین و عظیم را پیش چشم مخاطب قرار میدهد. تمام طبیعت مقابل تمام انسانیت! نبرد بزرگی که وسعت و تبعاتش زمین و آسمان را دربرمیگیرد. جنگ پرشوری که باردیگر قبل از هرچیز ابتدا قدرت سینما را یادآوری میکند . شکوه و عظمت در تک تک این دقایق حضور پرنگی دارند. دوربین در لحظاتی همچون سربازی که خود در میدان نبرد مشغول مبارزه است پشت سر سوژه مورد نظر تمام حرکات او راتعقیب میکند همچون نماهای هوایی که جیک و یارانش از آسمان بر سر دشمن آوار میشوند و گاهی با فاصله گرفتن از محل حوادث و انتخاب نماهای بازتر آشوب و هرج و مرج دهشتناک موجود را نشان میدهد.
کامرون در خلق این اکشن بزرگ (که بنظر الهام بخش نبردهای مشابهی در بررخی آثار مارول هم باشد) هر زمان که لازم باشد به چشمان مضطرب و صورت پر احساس شخصیتها نیز کات میزند. همچون جایی که یکی از افسران هوایی با وجدان در نبرد با فضا پیمای غول پیکر جان خود را ازدست میدهد یا جایی که نیتری پس از زخمی شدن انهدام و مرگ یاران خودی را نظاره میکند.
کامرون برای آنکه حس هیجان و التهاب این سکانس ازبین نرود. با دقت و حوصله میدان نبرد را ترسیم میکند.
حین تماشای این بخش موقعیت مهاجم و بومیان به درستی پرداخت میشود. کامرون استراتژی جنگی را به درستی پیاده میکند و تنها به گرفتن نماهای بی هدف اکشن اکتفا نمیکند در این نبرد برای هر حمله و ضد حمله برنامه خاصی میچیند وبه اصطلاح به درک و شعور مخاطب احترام میگذارد. مشخصا نوع و زمان بندی حمله نظامیان چه در بخش هوایی و چه زمینی نشان از هوشمندی او در این بخش دارد.
آواتار باردیگر ثابت میکند (جیمز کامرون) یک کارگردان خلاق و باهوش است. از آنجا که داستانی نسبتا ساده و بارها تکرار شده را چنان در زرق و برقهای تکنیکی به خورد مخاطب میدهد و از آن مهمتر چنان حس او را حین تماشای اثر خویش درگیر میکند که گاهی فراموش میکنیم نمونه های مشابه با آن را بسیار تماشا کرده ایم اما وقتی صحبت از تقابل میان انسان و طبیعت باشد یا وقتی درمورد عظمت تصویری و دستاوردهای تکنیکی بحث میکنیم نا خود آگاه نام فیلم (آواتار) است که در ذهن ما نقش میبندد و خودش را در صدرفهرست آثار سرگرم کننده عظیم این دهه قرار میدهد.... گویا این تخصص کامرون است.
امید سلیمی
@NaghdeFilmoSerial
امتیاز:9
آنچنان هم شگفت انگیز نیست...
The incredibles 2:
مواجهه نگارنده این نقد با انیمیشن (شگفت انگیزان۲) تجربه عجیب و سختی بود. از آن جهت که قسمت اول این انیمیشن درست در سالی اکران شد که دنیای سینما و تلویزیون تفاوت فاحشی با این دوران داشت. به واقع مخاطبی که چهارده سال پیش قسمت نخست را تماشا کرده بود هنوز با بلاک باسترهای عظیم و چندگانه شگفت زده نشده بود.. هنوز طعم فازهای اول و دوم و... مارول را نچشیده بود. هنوز با نبردهای عظیم مجموعه هایی نظیر ترانسفورمرها. آواتار و حاشیه اقیانوس آرام و هابیت و... آشنا نبود. پس به خوبی میشد به آن مخاطب (از جمله خود بنده) حق داد که با تماشای شگفت انگیزان خیال کند دنیای فانتزی و اکشن به اوج تکامل خود رسیده و چیزی بالاتر برای ارائه وجود ندارد. اما با گذشت این همه سال گمان میکردم در قسمت دوم با اثری طرفیم که توانسته روی دست قبلی بلند شود. توقع یک شاهکار دیگر راداشتم. انتظار بالایی که متاسفانه محقق نشد!
این مقدمه به این معنی نیست که شگفت انگیزان جدید یک انیمیشن معمولی و کم رمق است. نه اتفاقا این یک اثر ماجراجویانه بامزه و پر از لحظات جذاب است اما مشکل آنجاست که تمام این موارد رادر قسمت قبلی هم داشتیم.
اینکه شگفت انگیزان در این قسمت جذاب و درگیر کننده آغاز میشود. با یک مکث کوتاه داستان را وارد مرحله تازه ای میکند و در نهایت کار را تمام و کمال جمع میکند حداقل انتظاری بود که از آن داشتم و نکته تاسف بار این است که اثر به مرحله بالاتری راه پیدا نمیکند(همین مشکل را با قسمت جدیدرالف خرابکار نیز داشتم).
در بخش کارگردانی براد برد به عنوان خالق اثر در طراحی و اجرای شوخی ها و اکشن عالی عمل میکند.
اکشن ابتدایی به عنوان مثال که شاهد تلاش دسته جمعی خانواده برای پیروزی بر دشمن هستیم را به یاد آورید. هرکدام از اعضا خانواده به خوبی از مهارت خویش برای نبرد بهره میبرد و حضور این سکانس جدا از تزریق آدرنالین خالص به مخاطب حکم نوعی یادآوری و خاطره بازی با قسمت نخست را دارد. تنوع نماها و تدوین در این سکانس آشکارا به بزرگترین آثار ابرقهرمانی طعنه میزنند. از لحظه فرو ریختن ساختمان های عظیم گرفته تا نمای برخورد ماشین حفاری بزرگ با پل هوایی . مثال دیگر کمک کردن پسر خانواده (دش) به یک سالمند حین عملیات است که شور و نشاط فیلمهای مرد عنکبوتی را یادآوری میکند. در سکانس تعقیب قطار بزرگ توسط مادر خانواده نیز مخاطب به خوبی حس تعقیب وگریزهای مجموعه (ماموریت غیر ممکن) برایش تداعی میشود. از حرکات مارپیچ با موتور در خیابان یکطرفه تا حضور انفرادی بر سقف قطار (هرچند این سکانس شباهت زیادی با نمونه مشابه در مرد عنکبونی ۲ هم دارد) . براد برد در لحظات معمایی و گره گشا نیز متفاوت عمل میکند. همچون زمانی که مادر خانواده برای کشف هویت دشمن تک و تنها بر روی ایستگاه رادیویی منتظر نشسته و همچون شخصیت(بتمن) رد تماس را میگیرد. اگر از کسانی باشید که مجموعه بازیهای (بتمن/آرکهام) را تجربه کرده باشید به خوبی در این بخش خاطرات آن مجموعه برایتان تکرار میشود. مشخصا پروازهای او بر فراز ساختمانها و زاویه دوربینی که او را از بالا در این نماها شکار کرده خود گواه بر این امر است.
شگفت انگیزان همانطور که پیشتر نیز اشاره شد شوخی های جالب و بامزه هم کم ندارد. در یک سوم میانی داستان که آقای شگفت انگیز بنا به صلاح دید جمعی وظیفه نگهداری و مراقبت از فرزندان را عهده دار میشود لحظات با نمکی هم خلق میشوند. به عنوان نمونه نوع برخورد آقای شگفت انگیز با حل مسائل ریاضی دش. تلاش برای بهبود شرایط روحی دخترش و از همه بهتر مراقبت از نوزاد خانواده (جک جک) . سکانس برخورد جک جک با یک راکون مزاحم جز لذت بخشترین قسمتهای این مجموعه است. اکشن و شوخی این بخش بیشتر از چیزی که انتظار داریم ادامه دارد و قدرتهای ترسناک جک جک به خوبی برای مخاطب تفهیم میشود. از قدرت لیزر چشم گرفته تا توانایی تکثیر شدن و انفجارو... همگی در جسم نحیف او جمع شده اند!
با تمام این موارد مثبت بازهم شگفت انگیزان جدید چیزی کم داشت.. به عنوان مثال نوع شخصیت پردازی آنتاگونیست تکراری و کلیشه ای است(کلیشه ای که حتما برای دوران اکران قسمت نخست جواب داده) . اشاره های مستقیم اثر به بحث برابری جنسیتی زن و مرد اصولا سالهاست چه در فضای سینما و چه در مسائل روزمره تبدیل به بحثی تکراری و کلافه کننده شده است که در این قسمت هم روی آن مانور داده اند. بحث انتخاب هویت واقعی قهرمانها (انتخاب بین یک فرد عادی بودن یا مبارزه کردن با بی عدالتی) را هم سالهای سال است چه در آثار سینمایی و چه در مدیوم تلویزیون مشاهده کرده ایم . اینکه قهرمانی بنا به جبر زمانه میبایست از توانایی ذاتی خویش برای حفظ آرامش دوری کند و در انتها خود و جامعه به این نتیجه میرسند که دنیا بدون ابر قهرمان ها جای نا امنی است را هم بارها دیده ایم... حتی
The incredibles 2:
مواجهه نگارنده این نقد با انیمیشن (شگفت انگیزان۲) تجربه عجیب و سختی بود. از آن جهت که قسمت اول این انیمیشن درست در سالی اکران شد که دنیای سینما و تلویزیون تفاوت فاحشی با این دوران داشت. به واقع مخاطبی که چهارده سال پیش قسمت نخست را تماشا کرده بود هنوز با بلاک باسترهای عظیم و چندگانه شگفت زده نشده بود.. هنوز طعم فازهای اول و دوم و... مارول را نچشیده بود. هنوز با نبردهای عظیم مجموعه هایی نظیر ترانسفورمرها. آواتار و حاشیه اقیانوس آرام و هابیت و... آشنا نبود. پس به خوبی میشد به آن مخاطب (از جمله خود بنده) حق داد که با تماشای شگفت انگیزان خیال کند دنیای فانتزی و اکشن به اوج تکامل خود رسیده و چیزی بالاتر برای ارائه وجود ندارد. اما با گذشت این همه سال گمان میکردم در قسمت دوم با اثری طرفیم که توانسته روی دست قبلی بلند شود. توقع یک شاهکار دیگر راداشتم. انتظار بالایی که متاسفانه محقق نشد!
این مقدمه به این معنی نیست که شگفت انگیزان جدید یک انیمیشن معمولی و کم رمق است. نه اتفاقا این یک اثر ماجراجویانه بامزه و پر از لحظات جذاب است اما مشکل آنجاست که تمام این موارد رادر قسمت قبلی هم داشتیم.
اینکه شگفت انگیزان در این قسمت جذاب و درگیر کننده آغاز میشود. با یک مکث کوتاه داستان را وارد مرحله تازه ای میکند و در نهایت کار را تمام و کمال جمع میکند حداقل انتظاری بود که از آن داشتم و نکته تاسف بار این است که اثر به مرحله بالاتری راه پیدا نمیکند(همین مشکل را با قسمت جدیدرالف خرابکار نیز داشتم).
در بخش کارگردانی براد برد به عنوان خالق اثر در طراحی و اجرای شوخی ها و اکشن عالی عمل میکند.
اکشن ابتدایی به عنوان مثال که شاهد تلاش دسته جمعی خانواده برای پیروزی بر دشمن هستیم را به یاد آورید. هرکدام از اعضا خانواده به خوبی از مهارت خویش برای نبرد بهره میبرد و حضور این سکانس جدا از تزریق آدرنالین خالص به مخاطب حکم نوعی یادآوری و خاطره بازی با قسمت نخست را دارد. تنوع نماها و تدوین در این سکانس آشکارا به بزرگترین آثار ابرقهرمانی طعنه میزنند. از لحظه فرو ریختن ساختمان های عظیم گرفته تا نمای برخورد ماشین حفاری بزرگ با پل هوایی . مثال دیگر کمک کردن پسر خانواده (دش) به یک سالمند حین عملیات است که شور و نشاط فیلمهای مرد عنکبوتی را یادآوری میکند. در سکانس تعقیب قطار بزرگ توسط مادر خانواده نیز مخاطب به خوبی حس تعقیب وگریزهای مجموعه (ماموریت غیر ممکن) برایش تداعی میشود. از حرکات مارپیچ با موتور در خیابان یکطرفه تا حضور انفرادی بر سقف قطار (هرچند این سکانس شباهت زیادی با نمونه مشابه در مرد عنکبونی ۲ هم دارد) . براد برد در لحظات معمایی و گره گشا نیز متفاوت عمل میکند. همچون زمانی که مادر خانواده برای کشف هویت دشمن تک و تنها بر روی ایستگاه رادیویی منتظر نشسته و همچون شخصیت(بتمن) رد تماس را میگیرد. اگر از کسانی باشید که مجموعه بازیهای (بتمن/آرکهام) را تجربه کرده باشید به خوبی در این بخش خاطرات آن مجموعه برایتان تکرار میشود. مشخصا پروازهای او بر فراز ساختمانها و زاویه دوربینی که او را از بالا در این نماها شکار کرده خود گواه بر این امر است.
شگفت انگیزان همانطور که پیشتر نیز اشاره شد شوخی های جالب و بامزه هم کم ندارد. در یک سوم میانی داستان که آقای شگفت انگیز بنا به صلاح دید جمعی وظیفه نگهداری و مراقبت از فرزندان را عهده دار میشود لحظات با نمکی هم خلق میشوند. به عنوان نمونه نوع برخورد آقای شگفت انگیز با حل مسائل ریاضی دش. تلاش برای بهبود شرایط روحی دخترش و از همه بهتر مراقبت از نوزاد خانواده (جک جک) . سکانس برخورد جک جک با یک راکون مزاحم جز لذت بخشترین قسمتهای این مجموعه است. اکشن و شوخی این بخش بیشتر از چیزی که انتظار داریم ادامه دارد و قدرتهای ترسناک جک جک به خوبی برای مخاطب تفهیم میشود. از قدرت لیزر چشم گرفته تا توانایی تکثیر شدن و انفجارو... همگی در جسم نحیف او جمع شده اند!
با تمام این موارد مثبت بازهم شگفت انگیزان جدید چیزی کم داشت.. به عنوان مثال نوع شخصیت پردازی آنتاگونیست تکراری و کلیشه ای است(کلیشه ای که حتما برای دوران اکران قسمت نخست جواب داده) . اشاره های مستقیم اثر به بحث برابری جنسیتی زن و مرد اصولا سالهاست چه در فضای سینما و چه در مسائل روزمره تبدیل به بحثی تکراری و کلافه کننده شده است که در این قسمت هم روی آن مانور داده اند. بحث انتخاب هویت واقعی قهرمانها (انتخاب بین یک فرد عادی بودن یا مبارزه کردن با بی عدالتی) را هم سالهای سال است چه در آثار سینمایی و چه در مدیوم تلویزیون مشاهده کرده ایم . اینکه قهرمانی بنا به جبر زمانه میبایست از توانایی ذاتی خویش برای حفظ آرامش دوری کند و در انتها خود و جامعه به این نتیجه میرسند که دنیا بدون ابر قهرمان ها جای نا امنی است را هم بارها دیده ایم... حتی
نوع طرح توطئه ای که برای خانواده شگفت انگیزان چیده میشود را هم قبلا تجربه کرده ایم(حضور شخصیتهای فرعی به ظاهر مهربان و خوش نیت که در ادامه دستشان رو میشود) .
شگفت انگیزان جدید ارزشمند و خوش رنگ و لعاب است. شاید اگر کمی فاصله زمانی کمتری هم با قسمت نخست داشت این مشکلات کمتر به چشم می آمدند. چهارده سال قطعا زمان کمی نیست. شگفت انگیزان میتوانست قوی تر و به یاد ماندنی تر هم باشد.. شاید میبایست برای شگفت زده شدن تا ساخته شدن قسمت بعدی نیز صبر کنیم .
امید سلیمی
امتیاز :7.5
@NaghdeFilmoSerial
شگفت انگیزان جدید ارزشمند و خوش رنگ و لعاب است. شاید اگر کمی فاصله زمانی کمتری هم با قسمت نخست داشت این مشکلات کمتر به چشم می آمدند. چهارده سال قطعا زمان کمی نیست. شگفت انگیزان میتوانست قوی تر و به یاد ماندنی تر هم باشد.. شاید میبایست برای شگفت زده شدن تا ساخته شدن قسمت بعدی نیز صبر کنیم .
امید سلیمی
امتیاز :7.5
@NaghdeFilmoSerial
به نام خدا
ralph breaks the internet 2018
کارگردان : ریچ مور ، فیل جانستون
نویسنده : فیل جانستون
صدا پیشگان : جان سی ریلی ، کیتی لوز
باز هم با دست گل به آب دادن رالف ، رالف و ونلوپه برای تهیه ی فرمان دستگاه بازی شوگر راش وارد دنیای اینترنت می شوند و ...
مثل قسمت اول با خراب کاری غیر عمدی رالف وارد ماجرایی جذاب و شیرین می شویم ، این بار رالف و ونیلوپه وارد دنیای بی انتها ی اینترنت می شود ، قسمت قبلی که نوستالژی بازی های آتاری را برای ما زنده کرد این بار هم وارد دنیای اینترنت می کند.
ریچ مور را با انیمیشن دلنشین زوتوپیا می شناسیم ، در این انیمیشن هم سنگ تمام گذاشته ، البته که این قسمت هم ویژگی های مشابه قسمت قبل دارد از جمله نوع کارگردانی نسبتا خوب و مدل فیلم برداری ، همچنین داستانی شیرین و همراه با فداکاری و دوستی که در قسمت اول بودیم ، البته فرق هایی هم دارد مثل هیجان بیشتر و شیرینی کمتر ، جذاب ترین بخش برای من قسمت والت دیزنی بود که در آن درباره ی کلیشه ی ویژگی های پرنسس هم گفته شد که نجات توسط مرد قوی هیکل خوش تیپ و ...، همچنین در آخر فیلم هم ما پایانی مشابه قسمت اول بود اما یاد گرفتیم که گاهی باید رها کرد ، تا عزیزانمان هم بتوانند دنبال رویای خود بروند.
زیبایی رنگ و ساختار و فضا سازی عالی و جذاب بود و همچنین با دقت و حوصله شخصیت های متفاوتی (حتی ساختمان ها و افراد رهگذر و غیر مهم) ساخته و پرداخته شده بود و باز هم شخصیت های شیرین در انیمیشن بود ولی بر خلاف قسمت قبل ضد قهرمانی در انیمیشن نبود که این مهم ترین فرق با قسمت قبل و اکثر انیمیشن های مشابه (مخصوصا دیزنی) هستش. عظمت دنیای اینترنت هم به خوبی منتقل شد.
در کل مثل انیمیشن شگفت انگیزان که با استفاده از قسمت قبل ساخته که چه عرض کنم کپی سازی شد و همچنین خوب فروخت این انیمیشن هم مشابه سازی قسمت قبل بود و نه تنها پیشرفتی نداشت شاید هم پسرفت داشت (نبود شخصیت شرور و همچنین شیرینی کمتر نسبت به قسمت قبل) ، اما ارزش یک بار دیدن را دارد.
امتیاز من : 7
تشکر از توجه شما
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
ralph breaks the internet 2018
کارگردان : ریچ مور ، فیل جانستون
نویسنده : فیل جانستون
صدا پیشگان : جان سی ریلی ، کیتی لوز
باز هم با دست گل به آب دادن رالف ، رالف و ونلوپه برای تهیه ی فرمان دستگاه بازی شوگر راش وارد دنیای اینترنت می شوند و ...
مثل قسمت اول با خراب کاری غیر عمدی رالف وارد ماجرایی جذاب و شیرین می شویم ، این بار رالف و ونیلوپه وارد دنیای بی انتها ی اینترنت می شود ، قسمت قبلی که نوستالژی بازی های آتاری را برای ما زنده کرد این بار هم وارد دنیای اینترنت می کند.
ریچ مور را با انیمیشن دلنشین زوتوپیا می شناسیم ، در این انیمیشن هم سنگ تمام گذاشته ، البته که این قسمت هم ویژگی های مشابه قسمت قبل دارد از جمله نوع کارگردانی نسبتا خوب و مدل فیلم برداری ، همچنین داستانی شیرین و همراه با فداکاری و دوستی که در قسمت اول بودیم ، البته فرق هایی هم دارد مثل هیجان بیشتر و شیرینی کمتر ، جذاب ترین بخش برای من قسمت والت دیزنی بود که در آن درباره ی کلیشه ی ویژگی های پرنسس هم گفته شد که نجات توسط مرد قوی هیکل خوش تیپ و ...، همچنین در آخر فیلم هم ما پایانی مشابه قسمت اول بود اما یاد گرفتیم که گاهی باید رها کرد ، تا عزیزانمان هم بتوانند دنبال رویای خود بروند.
زیبایی رنگ و ساختار و فضا سازی عالی و جذاب بود و همچنین با دقت و حوصله شخصیت های متفاوتی (حتی ساختمان ها و افراد رهگذر و غیر مهم) ساخته و پرداخته شده بود و باز هم شخصیت های شیرین در انیمیشن بود ولی بر خلاف قسمت قبل ضد قهرمانی در انیمیشن نبود که این مهم ترین فرق با قسمت قبل و اکثر انیمیشن های مشابه (مخصوصا دیزنی) هستش. عظمت دنیای اینترنت هم به خوبی منتقل شد.
در کل مثل انیمیشن شگفت انگیزان که با استفاده از قسمت قبل ساخته که چه عرض کنم کپی سازی شد و همچنین خوب فروخت این انیمیشن هم مشابه سازی قسمت قبل بود و نه تنها پیشرفتی نداشت شاید هم پسرفت داشت (نبود شخصیت شرور و همچنین شیرینی کمتر نسبت به قسمت قبل) ، اما ارزش یک بار دیدن را دارد.
امتیاز من : 7
تشکر از توجه شما
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
معرفی سریال Game of Thrones
محصول آمریکا
ژانر درام -حماسه ای فانتزی
تعداد فصل : 7 فصل و اتمام در فصل هشتم
امتیاز 9.5
شماره ی 2 از لیست سریال های برتر
#سریال_برتر
@NaghdeFilmoSerial
محصول آمریکا
ژانر درام -حماسه ای فانتزی
تعداد فصل : 7 فصل و اتمام در فصل هشتم
امتیاز 9.5
شماره ی 2 از لیست سریال های برتر
#سریال_برتر
@NaghdeFilmoSerial
سریال بازی تاج و تخت ها به انگلیسی game of thrones محصول شبکه ی کابلی HBO ( که واقعا سریال های درجه ۱ میسازه) در ۷ فصل و تمدید شده برای فصل هشتم با امتیاز 9.5 رتبه ی دوم از برترین سریال های تاریخ جهان (100 top tv series imdb) و ۲۵۰ سریال برتر جزو محبوب ترین و بهترین سریال های جهان و بیننده های بی شماری در کشور های مختلف از جمله ایران دارد.
یک سریال اساطیری حماسی
سریال در یک جهان فانتزی که شبیه سیاره ی زمینه و در دو قاره وستروس و ایسوس و در یک دوره ی شبیه قرون وسطایی میگذره .
چندین خاندان اشرافی برای رسیدن به قدرت باهم در جنگ هستن غافل از این که دشمنی شیطانی در سرزمین های همیشه زمستان برای نابودی اون ها برخواسته . از طرفی در قاره ای دیگر پسر آخرین پادشاه تارگرین هم در فکر باز پس گیری قلمرو پدرش کمین کرده است.
سریال بر اساس رمان های نغمه ی یخ و آتش جرج آرآر مارتین ساخته شده و داستان جنگ ها شجاعت ها و فداکاری ها و شرافت معدودی از افراد در برابر خیانت ها و توطئه ها و سیاست های افراد بیشتری رو روایت میکنه در این سریال شخصیت ها سیاه و سفید نیستن و اکثر شخصیت ها خاکستری هستن( بد یا خوب نیستن بلکه شرایطشون شخصیت هاشون رو میسازه) . سریال حول طبقات اجتماعی ، مذهب ، وفا داری و ... می چرخه.
برخلاف اکثر سریال ها و فیلم ها که قهرمان پرور هستند و در آخر بدی بر خوبی پیروز می شود در این سریال این گونه نیست و ممکن است در یک قسمت یکی از مهمترین اشخاص محبوب و قهرمان و درستکار کشته شود. به همین دلیل سریال غیر قابل پیش بینی است. کیفیت سریال علاوه بر کارگردانی و بازیگری و ... به ریشه ی فیلم نامه ی آن یعنی رمان های پرفروش و تحسین شده ی جرج مارتین بر میگردد که باتوجه به گسترده ی شخصیت پردازی و جهان آن (که به حق می توان گفت جهانی بزرگ و شبیه به جهان واقعی خلق کرده) با یکی از بزرگترین و با ارزش ترین آثار ادبیات جهان طرف هستیم.
سریال برنده ی ده ها جایزه ی معتبر مانند امی، گلدن گلوب ، بفتا و ... شده و قسمت 9 از فصل 6 اون دارای امتیاز 10 از10 در سایت معتبر IMDB هستش
البته سریال دارای محتوای تند و جنسی شدید هست که مورد انتقاد قرار گرفته و اون هم به محتوای رمان ها بر میگرده اما فصل به فصل کمتر می شود
در کل دیدنشو به همه ی سریال باز ها (و حتی اشخاصی که فقط فیلم میبینن) پیشنهاد می کنم.
@NaghdeFilmoSerial
یک سریال اساطیری حماسی
سریال در یک جهان فانتزی که شبیه سیاره ی زمینه و در دو قاره وستروس و ایسوس و در یک دوره ی شبیه قرون وسطایی میگذره .
چندین خاندان اشرافی برای رسیدن به قدرت باهم در جنگ هستن غافل از این که دشمنی شیطانی در سرزمین های همیشه زمستان برای نابودی اون ها برخواسته . از طرفی در قاره ای دیگر پسر آخرین پادشاه تارگرین هم در فکر باز پس گیری قلمرو پدرش کمین کرده است.
سریال بر اساس رمان های نغمه ی یخ و آتش جرج آرآر مارتین ساخته شده و داستان جنگ ها شجاعت ها و فداکاری ها و شرافت معدودی از افراد در برابر خیانت ها و توطئه ها و سیاست های افراد بیشتری رو روایت میکنه در این سریال شخصیت ها سیاه و سفید نیستن و اکثر شخصیت ها خاکستری هستن( بد یا خوب نیستن بلکه شرایطشون شخصیت هاشون رو میسازه) . سریال حول طبقات اجتماعی ، مذهب ، وفا داری و ... می چرخه.
برخلاف اکثر سریال ها و فیلم ها که قهرمان پرور هستند و در آخر بدی بر خوبی پیروز می شود در این سریال این گونه نیست و ممکن است در یک قسمت یکی از مهمترین اشخاص محبوب و قهرمان و درستکار کشته شود. به همین دلیل سریال غیر قابل پیش بینی است. کیفیت سریال علاوه بر کارگردانی و بازیگری و ... به ریشه ی فیلم نامه ی آن یعنی رمان های پرفروش و تحسین شده ی جرج مارتین بر میگردد که باتوجه به گسترده ی شخصیت پردازی و جهان آن (که به حق می توان گفت جهانی بزرگ و شبیه به جهان واقعی خلق کرده) با یکی از بزرگترین و با ارزش ترین آثار ادبیات جهان طرف هستیم.
سریال برنده ی ده ها جایزه ی معتبر مانند امی، گلدن گلوب ، بفتا و ... شده و قسمت 9 از فصل 6 اون دارای امتیاز 10 از10 در سایت معتبر IMDB هستش
البته سریال دارای محتوای تند و جنسی شدید هست که مورد انتقاد قرار گرفته و اون هم به محتوای رمان ها بر میگرده اما فصل به فصل کمتر می شود
در کل دیدنشو به همه ی سریال باز ها (و حتی اشخاصی که فقط فیلم میبینن) پیشنهاد می کنم.
@NaghdeFilmoSerial
Attack on Titan🔥
داستان انیمه از این قراره که چندصد سال قبل نسل انسان میرفت که توسط غول ها منقرض بشه اما تعداد کمی از انسان ها موفق میشن که جون سالم به در ببرند و شهری بساند که با دیوار های بلند احاطه شده دیوار هایی بسیار بلندتر از بزرگترین غولها اما بعد از حدودا صد سال یه روز به طور ناگهانی سر و کلهی یه غول بسیار بزرگ پیدا میشه و ....
داستان بر روی ارن و میکاسا خواهر ناتنی ارن و دوست صمیمی انها ارمین تمرکز داره بعد از اینکه یک غول عظیم دیوار های شهر اونها رو خراب میکنن و بقیه ی غول ها به شهر حجوم میارن در همین حین مادر ارن کشته میشه و همین باعث میشه ارن تصمیم بگیره که انتقام بگیره و یه روز همه غول هارو بکشه و برای همین به مدرسه نظامی ملحق میشن تا در راه نابودی غول ها قدم بردارن
یک مورد جالب دربارهی این انیمه بررسی موضوعات عمیقی مثل وضعیت جامعه ، سیاست های بیرحمانه مسئولین ، نمایش دادن فساد در دستگاه حکومتی و همیطور بین مقامات ارشد ، فقر و اختلافات طبقاتی که به شکل زجر آور و نفرتانگیزی خوب به تصویر کشیده شده.
موضوعاتی مثل خیانت و وفاداری ، دوستی و انتقام از مهم ترین عناوین اخلاقی قابل مشاهده در طول انیمه هستش.
جالبه که بدونید شخصیت های داستان صرفاً به دو دسته خوب و بد تقسیم نمیشن و هر کَرَکتِر برای خودش شخصیت ، اصول ، اخلاقیات و اهداف منحصر به فردی داره ، درواقع دیدن تضاد و برخورد بین ایدئولوژی ها و اهداف شخصیت های داستانه که در بعضی قسمت ها انقدر انیمه را جذاب میکنه.
این انیمه تونسته با ترکیبی از اکشن خوب ، درام جذاب ، عناصر فانتزی ، معماها و راز های جالب ، موضوعات روانشناختی و خشونت نسبتاً بالا به موفقیت بی نظیری دست پیداکنه و اونقدر قوی بشه که بتونه لحظه به لحظه با احساساتتون بازی کنه.
کارگردانی خوب ، شخصیت پردازی و بک استوری های قوی کَرَکتِر ها ، صداگذاری ، موسیقی متن زیبا و آرت چشم نواز ، تمام این عوامل باعث شد که این انیمه به شاهکار دوران خودش تبدیل بشه.
در کل میتوان گفت انیمهی حمله به غول ها یکی از انیمه های ارزشمند و بی نقصه و باعث شد من به انیمه علاقه مند بشم
نمره : ۹ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
داستان انیمه از این قراره که چندصد سال قبل نسل انسان میرفت که توسط غول ها منقرض بشه اما تعداد کمی از انسان ها موفق میشن که جون سالم به در ببرند و شهری بساند که با دیوار های بلند احاطه شده دیوار هایی بسیار بلندتر از بزرگترین غولها اما بعد از حدودا صد سال یه روز به طور ناگهانی سر و کلهی یه غول بسیار بزرگ پیدا میشه و ....
داستان بر روی ارن و میکاسا خواهر ناتنی ارن و دوست صمیمی انها ارمین تمرکز داره بعد از اینکه یک غول عظیم دیوار های شهر اونها رو خراب میکنن و بقیه ی غول ها به شهر حجوم میارن در همین حین مادر ارن کشته میشه و همین باعث میشه ارن تصمیم بگیره که انتقام بگیره و یه روز همه غول هارو بکشه و برای همین به مدرسه نظامی ملحق میشن تا در راه نابودی غول ها قدم بردارن
یک مورد جالب دربارهی این انیمه بررسی موضوعات عمیقی مثل وضعیت جامعه ، سیاست های بیرحمانه مسئولین ، نمایش دادن فساد در دستگاه حکومتی و همیطور بین مقامات ارشد ، فقر و اختلافات طبقاتی که به شکل زجر آور و نفرتانگیزی خوب به تصویر کشیده شده.
موضوعاتی مثل خیانت و وفاداری ، دوستی و انتقام از مهم ترین عناوین اخلاقی قابل مشاهده در طول انیمه هستش.
جالبه که بدونید شخصیت های داستان صرفاً به دو دسته خوب و بد تقسیم نمیشن و هر کَرَکتِر برای خودش شخصیت ، اصول ، اخلاقیات و اهداف منحصر به فردی داره ، درواقع دیدن تضاد و برخورد بین ایدئولوژی ها و اهداف شخصیت های داستانه که در بعضی قسمت ها انقدر انیمه را جذاب میکنه.
این انیمه تونسته با ترکیبی از اکشن خوب ، درام جذاب ، عناصر فانتزی ، معماها و راز های جالب ، موضوعات روانشناختی و خشونت نسبتاً بالا به موفقیت بی نظیری دست پیداکنه و اونقدر قوی بشه که بتونه لحظه به لحظه با احساساتتون بازی کنه.
کارگردانی خوب ، شخصیت پردازی و بک استوری های قوی کَرَکتِر ها ، صداگذاری ، موسیقی متن زیبا و آرت چشم نواز ، تمام این عوامل باعث شد که این انیمه به شاهکار دوران خودش تبدیل بشه.
در کل میتوان گفت انیمهی حمله به غول ها یکی از انیمه های ارزشمند و بی نقصه و باعث شد من به انیمه علاقه مند بشم
نمره : ۹ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
تایتانها را به خاطر بسپار:
Attack On Titan S: 1_3
به راستی بزرگترین ویژگی دنیای انیمیشن( مخصوصا انیمه های ژاپنی که میراث دار این سبک هستند) بی مرز بودن آنهادر خلق دنیایی فانتزی. نمایش شخصیتهایی مرموز و در کل فک برانداز بودن اتفاقات هست . این ویژگیها به شکل فوق العاده ای در انیمه سریالی حمله به تایتان اجرا شده . اگه جز اون دسته افرادی هستید که دنبال ماجراجویی هایی متفاوت و دارای دوز بالای اکشن و تکه تکه شدن شخصیتهای داستان هستید تردید نکنید این انیمه برای شما ساخته شده . حمله به تایتان خوشبختانه در اهمیت به جزییات داستانی و طراحی کارکترها نیز هوشمندانه عمل کرده و بعد دیدن چند اپیزود چنان با جزییات جهان خودش رو معرفی میکنه که خاطرات خوب فانتزی های تالکین و سریال گیم اف ترونز براتون تداعی میشه .همین انتقال جزییات به نظرم مهمترین ویژگی فیلمنامه سریال هست . نویسندگان فرض را بر این گذاشته اند که شما برای اولین بار است که چنین داستانی را تجربه میکنید و هر نکته جدیدی که لازم بوده رو گوشزد کردن .
سازندگان سریال خوشبختانه برای شعور مخاطب احترام قائل شدن و اگه با دقت و حوصله برای دیدنش وقت بزارید به تمام سوالهای ایجاد شده جواب منطقی میدن . حمله به تایتان دقیقا همون چیزیه که از یک انیمه سریالی توقع داریم. تعریف کردن داستان . نفوذ به روحیات شخصیتهای اصلی . تعلیقهای خفقان آور و رودست زدنهای گاه و بیگاه به بیننده. حمله به تایتان البته برای بینندگان کم دل و جرات توصیه نمیشه به عنوان مثال تکه تکه شدن انسانها نمایش خون و شکنجه های خشن و بی پروا مطمئنا برخی بینندگان رو پس میزنه اما اگه با این مورد هم مشکل نداشته باشید اتفاقا این دست حوادث به یکی از لذت بخش ترین موارد سریال تبدیل میشه . از اونجاییکه مدت زمان هر اپیزود بیست دقیقه هست انیمیشن هیچگاه از ریتم نمیفته و در ضمن نکاتی تازه برای فکر کردن داره .
ژاپنی ها خالق بسیاری از انیمیشن های ماندگار تاریخ هستند پس جدا از مسائل فیلمنامه ای در بحث کارگردانی هم با اثری در خور توجه طرفیم فلاشبکها همگی با معنا. به جا و هدفمند طراحی شده اند گرافیک اثر که ترکیبی از نماهای دو بعدی و سه بعدی هستند چشم نواز و به یاد ماندنی هستند . خالقین اثر موفق شده اند همانقدر که در لحظات اکشن حس تنش و ترس را القا کنند در لحظات عادی نیز با نماهای چشمنوازی که از طبیعت ارائه داده اند به خوبی حس آرامش را منتقل کنند . استفاده از رنگهای گرم (غالبا سبز و آبی) در شرایط عادی و استفاده از رنگهای تیره و نورپردازیهای خفیف در شرایط اظطراری کاملا فکر شده و هدفمند هستند .
نکته جالب توجه در ساخت این انیمه استفاده از حالتهای مختلف تصویر برداریست. کلوز آپ ها . مدیوم شاتها. لانگ شاتها همگی به قاعده از نظر زمان بندی درست و در راستای فرم نهایی اثر کارکرد جداگانه خود را دارند در این زمینه حمله به تایتان جز معدود اثاریست که به نظر برای هر پلان آن فکر مشخصی انجام گرفته و به اصطلاح هیچ سکانس یا پلانی از دست کارگردان در نرفته. حمله به تایتان شما را به ضیافتی خشن . خون آلود . تکان دهنده و به معنای واقعی کلمه آخر الزمانی دعوت میکند و به مانند هر میزبان متبحر دیگری چنان شما را به عنوان میهمان با حوادث خود سیراب میکند که دلتان نمی خواهد به این زودی ها این ضیافت ترسناک را ترک کنید .
@NaghdeFilmoSerial
Attack On Titan S: 1_3
به راستی بزرگترین ویژگی دنیای انیمیشن( مخصوصا انیمه های ژاپنی که میراث دار این سبک هستند) بی مرز بودن آنهادر خلق دنیایی فانتزی. نمایش شخصیتهایی مرموز و در کل فک برانداز بودن اتفاقات هست . این ویژگیها به شکل فوق العاده ای در انیمه سریالی حمله به تایتان اجرا شده . اگه جز اون دسته افرادی هستید که دنبال ماجراجویی هایی متفاوت و دارای دوز بالای اکشن و تکه تکه شدن شخصیتهای داستان هستید تردید نکنید این انیمه برای شما ساخته شده . حمله به تایتان خوشبختانه در اهمیت به جزییات داستانی و طراحی کارکترها نیز هوشمندانه عمل کرده و بعد دیدن چند اپیزود چنان با جزییات جهان خودش رو معرفی میکنه که خاطرات خوب فانتزی های تالکین و سریال گیم اف ترونز براتون تداعی میشه .همین انتقال جزییات به نظرم مهمترین ویژگی فیلمنامه سریال هست . نویسندگان فرض را بر این گذاشته اند که شما برای اولین بار است که چنین داستانی را تجربه میکنید و هر نکته جدیدی که لازم بوده رو گوشزد کردن .
سازندگان سریال خوشبختانه برای شعور مخاطب احترام قائل شدن و اگه با دقت و حوصله برای دیدنش وقت بزارید به تمام سوالهای ایجاد شده جواب منطقی میدن . حمله به تایتان دقیقا همون چیزیه که از یک انیمه سریالی توقع داریم. تعریف کردن داستان . نفوذ به روحیات شخصیتهای اصلی . تعلیقهای خفقان آور و رودست زدنهای گاه و بیگاه به بیننده. حمله به تایتان البته برای بینندگان کم دل و جرات توصیه نمیشه به عنوان مثال تکه تکه شدن انسانها نمایش خون و شکنجه های خشن و بی پروا مطمئنا برخی بینندگان رو پس میزنه اما اگه با این مورد هم مشکل نداشته باشید اتفاقا این دست حوادث به یکی از لذت بخش ترین موارد سریال تبدیل میشه . از اونجاییکه مدت زمان هر اپیزود بیست دقیقه هست انیمیشن هیچگاه از ریتم نمیفته و در ضمن نکاتی تازه برای فکر کردن داره .
ژاپنی ها خالق بسیاری از انیمیشن های ماندگار تاریخ هستند پس جدا از مسائل فیلمنامه ای در بحث کارگردانی هم با اثری در خور توجه طرفیم فلاشبکها همگی با معنا. به جا و هدفمند طراحی شده اند گرافیک اثر که ترکیبی از نماهای دو بعدی و سه بعدی هستند چشم نواز و به یاد ماندنی هستند . خالقین اثر موفق شده اند همانقدر که در لحظات اکشن حس تنش و ترس را القا کنند در لحظات عادی نیز با نماهای چشمنوازی که از طبیعت ارائه داده اند به خوبی حس آرامش را منتقل کنند . استفاده از رنگهای گرم (غالبا سبز و آبی) در شرایط عادی و استفاده از رنگهای تیره و نورپردازیهای خفیف در شرایط اظطراری کاملا فکر شده و هدفمند هستند .
نکته جالب توجه در ساخت این انیمه استفاده از حالتهای مختلف تصویر برداریست. کلوز آپ ها . مدیوم شاتها. لانگ شاتها همگی به قاعده از نظر زمان بندی درست و در راستای فرم نهایی اثر کارکرد جداگانه خود را دارند در این زمینه حمله به تایتان جز معدود اثاریست که به نظر برای هر پلان آن فکر مشخصی انجام گرفته و به اصطلاح هیچ سکانس یا پلانی از دست کارگردان در نرفته. حمله به تایتان شما را به ضیافتی خشن . خون آلود . تکان دهنده و به معنای واقعی کلمه آخر الزمانی دعوت میکند و به مانند هر میزبان متبحر دیگری چنان شما را به عنوان میهمان با حوادث خود سیراب میکند که دلتان نمی خواهد به این زودی ها این ضیافت ترسناک را ترک کنید .
@NaghdeFilmoSerial
سریال های برتر از نظر خودم از سریال هایی که دیدم
mad man , sopranos رو هم بعدا دانلود میکنم و می بینم پس ممکنه بعدا لیست تغیر کنه
لیست به ترتیب برتر بودن و ... نیست.
سریال هایی که به شدت توصیه میکنم به ترتیب حروف الفبا
11.22.63 . animal kingdom . attack on titan . avatar last air bender . banshee . band of brothers . better call sual . black sails . breaking bad . crown . dexter .fargo. friends . game of thrones . grand tour . hell on wheels . house . house of cards . last kingdom . mind hunter . narcos( Colombia و Mexico) . peaky blinders . power . prison break . rick and morty . rome . Seinfeld . shameless . sharp object . Sherlock . sons of anarchy . Spartacus . strike back . true detective . Vikings . weeds . west World . wire
@NaghdeFilmoSerial
mad man , sopranos رو هم بعدا دانلود میکنم و می بینم پس ممکنه بعدا لیست تغیر کنه
لیست به ترتیب برتر بودن و ... نیست.
سریال هایی که به شدت توصیه میکنم به ترتیب حروف الفبا
11.22.63 . animal kingdom . attack on titan . avatar last air bender . banshee . band of brothers . better call sual . black sails . breaking bad . crown . dexter .fargo. friends . game of thrones . grand tour . hell on wheels . house . house of cards . last kingdom . mind hunter . narcos( Colombia و Mexico) . peaky blinders . power . prison break . rick and morty . rome . Seinfeld . shameless . sharp object . Sherlock . sons of anarchy . Spartacus . strike back . true detective . Vikings . weeds . west World . wire
@NaghdeFilmoSerial
#اسپویل
به نام خدا
every body knows 2018
همه میدانند
کارگردان : اصغر فرهادی
بازیگران : خاویر باردم ، پنه لوپه کروز و ...
نویسنده : اصغر فرهادی
ژانر : درام تریلر
داستان : لورا (پنه لوپه کروز) در آرژانتین زندگی می کند و همراه با دختر و پسر کوچکش برای عروسی به روستای محل تولدش بر میگردد. که با دزدیده شدن دخترش ...
باز خورد ها : امتیاز متوسط ۶۰ درصد از سایت روتن تومیوتز (که امتیاز های این سایت رو قبول ندارم) و امتیاز متوسط ۶۸ از ۱۰۰ از سایت حرفه ای و سخت گیر متا رو دریافت کرد . از نظر منتقدان و مخاطبان کارگردانی و بازی بازیگران بسیار خوب بود اما داستان و فیلم نامه ضعیف و کلیشه بود (که نظر من هم تقریبا همینه) و تبدیل به اولین فیلم تاریخ جشنواره ی کن شد که هم افتتاحه جشنواره بود هم در بخش مسابقه حضور داشت.
کارگردانی : مثل همیشه اصغر فرهادی در مقام کارگردان خوب عمل کرد (به خصوص با در نظر گرفتن این که در یک کشور خارجی و یک فرهنگی خارجی و یک زبان خارجی و ... فیلم ساخته بود)
اما نسبت به فیلم های قبلیش کمی ضعیف تر عمل کرده بود
بازی بازیگران : عالی ، مخصوصا بازی خاویر باردم و پنه لوپه کروز درخشان بود و ضعف های دیگر فیلم را پوشش می داد. بازی ها آنقدر خوب در آمده بود که تصور کردن شخصیت ها با بازیگران متفاوت سخت هست
فیلم نامه : ضعیف ، کلیشه ای ، تقلید فرهادی از فیلم های قبلی خود (به خصوص فیلم درباره ی الی) ، نا امید کننده ، شروعی خوب اما ادامه ای ضعیف ، حوصله سر بر و تکراری.
با این که همه انتظار دیدن فیلم رو می کشیدند اما پس از دیدن فیلم واکنش منتقدین و مخاطبان زیاد خوب نبود و در هر کشوری که اکران شد ابتدا فروش بالا و سپس فروش بسیار پایینی تجربه کرد.
شروع فیلم جذاب و زیبا بود کاش همان گونه ادامه میافت و کلیشه ی فرهادی آغاز نمی شد. ای کاش فرهادی برای یک بار هم که شده فیلمی متفاوت از چند فیلم اخیرش بسازد. حتی کارگردان های بزرگی مانند اسکورسیزی هم که استاد سبک خود (برای مارتین اسکورسیزی مافیایی و گانگستری) بعضی وقت ها فیلم های متفاوتی میسازند که بسیار هم خوب در می آید (مثل wolf of wall street).
فیلم ارزش حداقل یک بار دیدن را دارد به خصوص برای طرفداران فرهادی (از جمله خود من)
امتیاز من : ۷ از ۱۰
تشکر از حسن توجه شما
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
به نام خدا
every body knows 2018
همه میدانند
کارگردان : اصغر فرهادی
بازیگران : خاویر باردم ، پنه لوپه کروز و ...
نویسنده : اصغر فرهادی
ژانر : درام تریلر
داستان : لورا (پنه لوپه کروز) در آرژانتین زندگی می کند و همراه با دختر و پسر کوچکش برای عروسی به روستای محل تولدش بر میگردد. که با دزدیده شدن دخترش ...
باز خورد ها : امتیاز متوسط ۶۰ درصد از سایت روتن تومیوتز (که امتیاز های این سایت رو قبول ندارم) و امتیاز متوسط ۶۸ از ۱۰۰ از سایت حرفه ای و سخت گیر متا رو دریافت کرد . از نظر منتقدان و مخاطبان کارگردانی و بازی بازیگران بسیار خوب بود اما داستان و فیلم نامه ضعیف و کلیشه بود (که نظر من هم تقریبا همینه) و تبدیل به اولین فیلم تاریخ جشنواره ی کن شد که هم افتتاحه جشنواره بود هم در بخش مسابقه حضور داشت.
کارگردانی : مثل همیشه اصغر فرهادی در مقام کارگردان خوب عمل کرد (به خصوص با در نظر گرفتن این که در یک کشور خارجی و یک فرهنگی خارجی و یک زبان خارجی و ... فیلم ساخته بود)
اما نسبت به فیلم های قبلیش کمی ضعیف تر عمل کرده بود
بازی بازیگران : عالی ، مخصوصا بازی خاویر باردم و پنه لوپه کروز درخشان بود و ضعف های دیگر فیلم را پوشش می داد. بازی ها آنقدر خوب در آمده بود که تصور کردن شخصیت ها با بازیگران متفاوت سخت هست
فیلم نامه : ضعیف ، کلیشه ای ، تقلید فرهادی از فیلم های قبلی خود (به خصوص فیلم درباره ی الی) ، نا امید کننده ، شروعی خوب اما ادامه ای ضعیف ، حوصله سر بر و تکراری.
با این که همه انتظار دیدن فیلم رو می کشیدند اما پس از دیدن فیلم واکنش منتقدین و مخاطبان زیاد خوب نبود و در هر کشوری که اکران شد ابتدا فروش بالا و سپس فروش بسیار پایینی تجربه کرد.
شروع فیلم جذاب و زیبا بود کاش همان گونه ادامه میافت و کلیشه ی فرهادی آغاز نمی شد. ای کاش فرهادی برای یک بار هم که شده فیلمی متفاوت از چند فیلم اخیرش بسازد. حتی کارگردان های بزرگی مانند اسکورسیزی هم که استاد سبک خود (برای مارتین اسکورسیزی مافیایی و گانگستری) بعضی وقت ها فیلم های متفاوتی میسازند که بسیار هم خوب در می آید (مثل wolf of wall street).
فیلم ارزش حداقل یک بار دیدن را دارد به خصوص برای طرفداران فرهادی (از جمله خود من)
امتیاز من : ۷ از ۱۰
تشکر از حسن توجه شما
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
معرفی سریال Wire
محصول آمریکا
ژانر درام، جنایی
تعداد فصل : ۵
شبکه HBO
امتیاز 9.4
شماره ی 3 از لیست سریال های برتر
#سریال_برتر
@NaghdeFilmoSerial
محصول آمریکا
ژانر درام، جنایی
تعداد فصل : ۵
شبکه HBO
امتیاز 9.4
شماره ی 3 از لیست سریال های برتر
#سریال_برتر
@NaghdeFilmoSerial