این آپارتایدِ پستمدرن
نقدی بر منطقه۹ :
شاید در سال ۲۰۰۹ میلادی کمتر کسی فکرش را میکرد که با حضور عناوینی همچون آواتار ، مهلکه، حرامزادههای لعنتی ، بالا ، نقطهکور و... که یا از بودجهها و امکانات وسیع و قدرت تبلیغات رسانهای و یا از اعتبار وپیشینه خالقان خود بهره میبردند، اثر کم هزینه و در عین حال سرپا و تماشایی همچون 《منطقه۹》، ساخته نیل بلومکمپ بتواند دوستداران هنر هفتم و منتقدان را اینچنین غافلگیرنماید.( با بودجهای معادل ۳۰ میلیون دلار که طبیعتا برای چنین اثر شکوهمندی ،بودجه اندکی محسوب میشود) . منطقه۹ را نیل بلومکمپی ساخته که در کارنامه کارگردانیاش سابقه ساخت آثار کوتاه متعدد و همچنین ساخت چند کار بلاک باستر نه چندان مهم وماندگار را دارد(الیزیوم ،چپی) . به اعتقاد نگارنده این متن، اثر مذکور همچنان مهمترین و بهترین اثر خالقش بوده و به راحتی اثبات میکند که هنوز هم نبوغ و خلاقیت فردی میتواند در برابر بودجههای سنگین و کمپانیهای غولآسا، قدعلم کرده و خروجی شگفت انگیزی را پیش چشمان مخاطب قراردهد.
منطقه۹ به مانند دیگر آثار ارزشمند هنر هفتم در ابتدا متکی به ارزشهای درون متنی است ودر ضمن ، نیم نگاهی به زیرمتن هم دارد. آشکارا ساختار فیلمنامه منطقه۹ از عناصر پستمدرن بهره میبرد . مولتیژانر است و فیلمنامهاش با اکشن، سایفای، کمدی و حتی بادیهارور گره خورده است.
فیلمنامهای جذاب و پرکشش که با خلق انواع گرههای داستانی و به طبع گرهگشاییهای مورد نیاز، به اکشن متوسل میشود و با درجه نمایشی بزرگسالانهاش ،ابایی از نمایش خون و سبعیت حاکم در داستان ندارد. همچنین موضوع تکنولوژی موجودات فضایی و تلاش انسانها برای دستیابی بدان، آن ورِ سایفای راتقویت میکند. تقویتی که البته به رسم آثار پاپکرنی معمول ، صرفا برای پیشروی داستان درنظر گرفته شده و آن بحث تحقیق بر بدن موجودات فضایی و کلنجار رفتن با DNA آنها و ... آنچنان پررنگ و موشکافانه در اثر جای ندارند. فضای شوخ و شنگ اثر در لحظات ابتدایی و زمانی که قرار است بشکلی مستندوار با زیست موجودات فضایی درمنطقه ۹ و تعاملشان با انسانها و... آشنا شویم، به کمدی تکیه میکند و تقابلها بیشتر از آنکه خشن وآزاردهنده باشند به شکلی کمیک و سرخوشانه تصویر سازی میشوند. تلاش انسانها برای اقناع نمودن موجودات فضایی و امضا زدن آنها زیر فرمهای مربوطه یا حضور یک موجود فضایی با لباسی زنانه و یا گاز زدن لاستیک ماشین انسانها و... خود از این دست موارد به شمار میآیند. تمهیدی که در صرفا در همان دقایق ابتدایی کارکرد و معنا داشته و هرچقدر به دقایق پایانی نزدیک میشویم از آن کاسته و بر تلخی و خشونت اثر افزوده میشود.
در ضمن با وقوع نقطه عطف فیلمنامه (مسموم شدن قهرمان توسط مایع فضایی ناشناخته) ،مسیر روایت به سمت بادیهارورها میرود. تغییرات تدرجی که از دست چپ آغاز شده و به مرور دندانها ، چشم و... را نیز درگیر کرده و هویت انسانی را به چالش میکشد .به واقع چاشنی ترس هم به اثر افزوده تا پازل مولتی ژانری شامل قطعات متنوعی باشد.
همچنین اثر مذکور 《هجوی》 است بر تعدادی از شناخته شده ترین سایفای اکشنهای تاریخ سینما (روز استقلال ، جنگ دنیاها، مسافران کشتی فضایی و...) چنانچه در این اثر موجودات فضایی بر خلاف پیش زمینه فکری مخاطب، در موضع ضعف بوده و انسان است که بر آنها مسلط شده و نه برعکس! حتی چنانچه در ابتدای اثر هم در غالب نریشن بر این مهم آگاه میشویم که مکانِ روایت (ژوهانسبورگ واقع در آفریقای جنوبی) است ونه شهری همچون نیویورک یا شیکاگو و... در آمریکا! ضمنا این اثری است که انسانها بشکلی عادی و روتین با موجودات فضایی، دیالوگ برقرار کرده و اصولا ترسی از آنها ندارند! گویی با همنژاد خود طرفند و تعاملی عادی میان آنهادر جریان است . تمهیدی پستمدرن که البته علاوه بر سطح ظاهری و بازیگوشی در ژانر، بر سطح درونی اثر هم تاکید میکند که در ادامه بدان نیز خواهیم پرداخت.درنتیجه اثر مذکور از همان ابتدا درتلاش است تا تمام کلیشههای ژانر و پیشفرضهای ذهنی مخاظب را به چالش بکشد و بدین شکل یونیک بودنش را تثبیت نماید.
روایت نیز غیرِخطی پیش میرود و به وفور شاهد نماهایی هستیم که افراد مختلف در زمانِ حال روبروی دوربین نشستهاند و از حوادثی در گذشته میگویند که ما خودِ آن حوادث را در دل سکانسهای مختلف به نظاره مینشینیم. مدلی که ممکن است در دقایق ابتدایی اثر قابل تشخیص نباشد ،چرا که هم افراد مختلف و هم قهرمان داستان، به حالت مصاحبههای تلویزیونی مشغول نطق کردن بوده و به مرور و با بسط وگسترش پیرنگ براین غیرخطی بودن آگاه میشویم.
نقدی بر منطقه۹ :
شاید در سال ۲۰۰۹ میلادی کمتر کسی فکرش را میکرد که با حضور عناوینی همچون آواتار ، مهلکه، حرامزادههای لعنتی ، بالا ، نقطهکور و... که یا از بودجهها و امکانات وسیع و قدرت تبلیغات رسانهای و یا از اعتبار وپیشینه خالقان خود بهره میبردند، اثر کم هزینه و در عین حال سرپا و تماشایی همچون 《منطقه۹》، ساخته نیل بلومکمپ بتواند دوستداران هنر هفتم و منتقدان را اینچنین غافلگیرنماید.( با بودجهای معادل ۳۰ میلیون دلار که طبیعتا برای چنین اثر شکوهمندی ،بودجه اندکی محسوب میشود) . منطقه۹ را نیل بلومکمپی ساخته که در کارنامه کارگردانیاش سابقه ساخت آثار کوتاه متعدد و همچنین ساخت چند کار بلاک باستر نه چندان مهم وماندگار را دارد(الیزیوم ،چپی) . به اعتقاد نگارنده این متن، اثر مذکور همچنان مهمترین و بهترین اثر خالقش بوده و به راحتی اثبات میکند که هنوز هم نبوغ و خلاقیت فردی میتواند در برابر بودجههای سنگین و کمپانیهای غولآسا، قدعلم کرده و خروجی شگفت انگیزی را پیش چشمان مخاطب قراردهد.
منطقه۹ به مانند دیگر آثار ارزشمند هنر هفتم در ابتدا متکی به ارزشهای درون متنی است ودر ضمن ، نیم نگاهی به زیرمتن هم دارد. آشکارا ساختار فیلمنامه منطقه۹ از عناصر پستمدرن بهره میبرد . مولتیژانر است و فیلمنامهاش با اکشن، سایفای، کمدی و حتی بادیهارور گره خورده است.
فیلمنامهای جذاب و پرکشش که با خلق انواع گرههای داستانی و به طبع گرهگشاییهای مورد نیاز، به اکشن متوسل میشود و با درجه نمایشی بزرگسالانهاش ،ابایی از نمایش خون و سبعیت حاکم در داستان ندارد. همچنین موضوع تکنولوژی موجودات فضایی و تلاش انسانها برای دستیابی بدان، آن ورِ سایفای راتقویت میکند. تقویتی که البته به رسم آثار پاپکرنی معمول ، صرفا برای پیشروی داستان درنظر گرفته شده و آن بحث تحقیق بر بدن موجودات فضایی و کلنجار رفتن با DNA آنها و ... آنچنان پررنگ و موشکافانه در اثر جای ندارند. فضای شوخ و شنگ اثر در لحظات ابتدایی و زمانی که قرار است بشکلی مستندوار با زیست موجودات فضایی درمنطقه ۹ و تعاملشان با انسانها و... آشنا شویم، به کمدی تکیه میکند و تقابلها بیشتر از آنکه خشن وآزاردهنده باشند به شکلی کمیک و سرخوشانه تصویر سازی میشوند. تلاش انسانها برای اقناع نمودن موجودات فضایی و امضا زدن آنها زیر فرمهای مربوطه یا حضور یک موجود فضایی با لباسی زنانه و یا گاز زدن لاستیک ماشین انسانها و... خود از این دست موارد به شمار میآیند. تمهیدی که در صرفا در همان دقایق ابتدایی کارکرد و معنا داشته و هرچقدر به دقایق پایانی نزدیک میشویم از آن کاسته و بر تلخی و خشونت اثر افزوده میشود.
در ضمن با وقوع نقطه عطف فیلمنامه (مسموم شدن قهرمان توسط مایع فضایی ناشناخته) ،مسیر روایت به سمت بادیهارورها میرود. تغییرات تدرجی که از دست چپ آغاز شده و به مرور دندانها ، چشم و... را نیز درگیر کرده و هویت انسانی را به چالش میکشد .به واقع چاشنی ترس هم به اثر افزوده تا پازل مولتی ژانری شامل قطعات متنوعی باشد.
همچنین اثر مذکور 《هجوی》 است بر تعدادی از شناخته شده ترین سایفای اکشنهای تاریخ سینما (روز استقلال ، جنگ دنیاها، مسافران کشتی فضایی و...) چنانچه در این اثر موجودات فضایی بر خلاف پیش زمینه فکری مخاطب، در موضع ضعف بوده و انسان است که بر آنها مسلط شده و نه برعکس! حتی چنانچه در ابتدای اثر هم در غالب نریشن بر این مهم آگاه میشویم که مکانِ روایت (ژوهانسبورگ واقع در آفریقای جنوبی) است ونه شهری همچون نیویورک یا شیکاگو و... در آمریکا! ضمنا این اثری است که انسانها بشکلی عادی و روتین با موجودات فضایی، دیالوگ برقرار کرده و اصولا ترسی از آنها ندارند! گویی با همنژاد خود طرفند و تعاملی عادی میان آنهادر جریان است . تمهیدی پستمدرن که البته علاوه بر سطح ظاهری و بازیگوشی در ژانر، بر سطح درونی اثر هم تاکید میکند که در ادامه بدان نیز خواهیم پرداخت.درنتیجه اثر مذکور از همان ابتدا درتلاش است تا تمام کلیشههای ژانر و پیشفرضهای ذهنی مخاظب را به چالش بکشد و بدین شکل یونیک بودنش را تثبیت نماید.
روایت نیز غیرِخطی پیش میرود و به وفور شاهد نماهایی هستیم که افراد مختلف در زمانِ حال روبروی دوربین نشستهاند و از حوادثی در گذشته میگویند که ما خودِ آن حوادث را در دل سکانسهای مختلف به نظاره مینشینیم. مدلی که ممکن است در دقایق ابتدایی اثر قابل تشخیص نباشد ،چرا که هم افراد مختلف و هم قهرمان داستان، به حالت مصاحبههای تلویزیونی مشغول نطق کردن بوده و به مرور و با بسط وگسترش پیرنگ براین غیرخطی بودن آگاه میشویم.
👍1
بلومکمپ در فرم اجرایی نیز کوشیده تا درامی مستندوار را تصویر سازی کند . از همان گفتگوهای رو بروی دوربین گرفته تا نماهایی که از POV دوربینهای مداربسته در اماکن مختلف شکار شده تا دوربینی که غالبا روی دست بوده و از سه پایه و ریل پرهیز میکند و با تکانهای پیاپی و زومهای ناگهانیاش درتلاش است تا فضایی واقعگرایانه به اثر بخشیده و التهاب بیرونی را عینیسازی کند. همچنین از آنجا که اثر مذکور روایت کشمکش میان انسانها با موجودات فضایی در وضعیتی نا به سامان و تاسف برانگیز بوده ،پس خودِمنطقه۹ بعنوان کلیدیترین لوکیشن اثر بشکلی دفرمه با ساختمانهایی درب و داغان و انبوهی از زباله ها و با آکساسواری چرک و غیرچشمنواز همراه گشته تا فضاسازی مقبولی شکل بگیرد .
دربخشِ درونمایه نیز، منطقه۹ با پیش کشیدن بحث سواستفاده و ظلمی که انسانهای فیلم به موجودات فضایی روا داشتهاند به نوعی 《آپارتاید سابق》 در کشور آفریقای جنوبی را یادآور شده و بشکلی آلترناتیووار، آن را وارد فضای داستانی میکند. بلومکمپ به شکلی هوشمندانه مکان روایت را ژوهانسبورگ درنظر میگیرد تا با این انتخابِ نیشدار بر گذشته ننگینِ کشورش تاکید کند. موجودات فضایی بر اثر نقص فنی سفینه عظیمشان بر فراز شهر ژوهانسبورگ گیر افتادهاند و زیستِ اجباری آنها در کنار ساکنان زمین، ماحصلی جز ظلم ونکبت برایشان ندارد. به واقع هم نشینی آنها با ساکنان زمین ، ایشان را از موجوداتی باهوش وتوانمند با تکنولوژی پیشرفته به موجوداتی حقیر و گاها خشن تنزل داده تا برای ادامه حیات در زمین به هر ذلتی تن دهند. از کشته شدن توسط مهاجران نیجریهای و سازمانهای دولتی (به منظور دستیابی به تکنولوژی سلاح آنها) گرفته تا محتاج بودنشان به کنسروهای غذای گربه و زیست در بیقولهای کثیف و به دور از تمدن .گویی قدرت تفکر و تعقل و عزم و ارادهشان برای تغییر و گذر از این شرایط ملتهب و دیستوپیایی ،کاملا خنثی گشته و اصولا کنشمندی مفید و منتج به تغییری اساسی ، به جز در چند تن از آنها ، برای باقی این جمعیت معنا و مفهومی ندارد!
حوادثی مشابه با آنچه بر سر سیاهپوستان آفریقای جنوبی آمد و با روی کار آمدن 《نلسون ماندلا》 ،جلوهای متفاوت و شورانگیز به خود گرفت. حوادثی که از استعمار توسط انگلستان و هلند به عنوان سرمنشا آن یاد میشود.
منطقه ۹ اگرچه اثری است با پیرنگ داستانمحور و با ضرباهنگی بالا که کشمکشهای بیرونی و تعلیق نقش پررنگی در آن ایفا میکنند اما درتلاش است تا نگاهی انسانی به قهرمان و موجودات فضایی هم داشته باشد و با توسل به کشمکش های درونی پازل شخصیت پردازی را تکمیل کند. قهرمان اثر در دل روایت به نوعی با قوس شخصیت پردازی مواجه شده و از جایگاهش در موضع قدرت و توانمندی به موضع ضعف و حقارت (همردیف با جایگاه موجودات فضایی) تغییر میکند. تغییری که آشکارا او را نیز در جبهه شکار قرارمیدهد و انسانهای دیگر را در جبهه شکارچی.
این تغییرات اگرچه جسم و روح قهرمان را دچار فرسایش میکنند و اضطراب و ناامنی را برایش به ارمغان میآورند اما همرمان نیز بنوعی او را دچار کاتارسیس نموده و نقشش را از کارمندی که تنها به فکر جا به جا کردن موجودات فضایی از منطقهای به منطقه دیگر بود(قهرمانی پوشالی و باب طبع مردم و رسانه) به نقشی کنشمندتر و قهرمانانه تر ارتقا میدهند. چنانچه در اکشن پایانی تا پای جان برای نجات موجودات فضایی می ایستد و در انتها نیز اگرچه گره از کارش باز نشده و نمیتواند به زیست انسانیاش بازگردد اما دست کم جان چند نفر دیگر را نجات میدهد. چنانچه در میزانسنِ نمای پایانی نیز در حالیکه دیگر هیچ نشانی از ظاهر انسانی در او یافت نمیشود ، او را مشغول درست کردن گُلی با ورقههای آهن در همان منطقه موجودات فضایی میبینیم. قهرمانی با هیبت هیولایی اما با قلبی انسانی. کسی که هم چند فضایی را نجات داد و هم، همچنان با عشق و یاد و خاطره همسرش به زیست خویش ادامه میدهد .حتی اگر هیچیک از انسانهای دیگر او را نشناسند.
امتیاز : 8
@NaghdeFilmoSerial
#نقد_فیلم
امیدسلیمی
دربخشِ درونمایه نیز، منطقه۹ با پیش کشیدن بحث سواستفاده و ظلمی که انسانهای فیلم به موجودات فضایی روا داشتهاند به نوعی 《آپارتاید سابق》 در کشور آفریقای جنوبی را یادآور شده و بشکلی آلترناتیووار، آن را وارد فضای داستانی میکند. بلومکمپ به شکلی هوشمندانه مکان روایت را ژوهانسبورگ درنظر میگیرد تا با این انتخابِ نیشدار بر گذشته ننگینِ کشورش تاکید کند. موجودات فضایی بر اثر نقص فنی سفینه عظیمشان بر فراز شهر ژوهانسبورگ گیر افتادهاند و زیستِ اجباری آنها در کنار ساکنان زمین، ماحصلی جز ظلم ونکبت برایشان ندارد. به واقع هم نشینی آنها با ساکنان زمین ، ایشان را از موجوداتی باهوش وتوانمند با تکنولوژی پیشرفته به موجوداتی حقیر و گاها خشن تنزل داده تا برای ادامه حیات در زمین به هر ذلتی تن دهند. از کشته شدن توسط مهاجران نیجریهای و سازمانهای دولتی (به منظور دستیابی به تکنولوژی سلاح آنها) گرفته تا محتاج بودنشان به کنسروهای غذای گربه و زیست در بیقولهای کثیف و به دور از تمدن .گویی قدرت تفکر و تعقل و عزم و ارادهشان برای تغییر و گذر از این شرایط ملتهب و دیستوپیایی ،کاملا خنثی گشته و اصولا کنشمندی مفید و منتج به تغییری اساسی ، به جز در چند تن از آنها ، برای باقی این جمعیت معنا و مفهومی ندارد!
حوادثی مشابه با آنچه بر سر سیاهپوستان آفریقای جنوبی آمد و با روی کار آمدن 《نلسون ماندلا》 ،جلوهای متفاوت و شورانگیز به خود گرفت. حوادثی که از استعمار توسط انگلستان و هلند به عنوان سرمنشا آن یاد میشود.
منطقه ۹ اگرچه اثری است با پیرنگ داستانمحور و با ضرباهنگی بالا که کشمکشهای بیرونی و تعلیق نقش پررنگی در آن ایفا میکنند اما درتلاش است تا نگاهی انسانی به قهرمان و موجودات فضایی هم داشته باشد و با توسل به کشمکش های درونی پازل شخصیت پردازی را تکمیل کند. قهرمان اثر در دل روایت به نوعی با قوس شخصیت پردازی مواجه شده و از جایگاهش در موضع قدرت و توانمندی به موضع ضعف و حقارت (همردیف با جایگاه موجودات فضایی) تغییر میکند. تغییری که آشکارا او را نیز در جبهه شکار قرارمیدهد و انسانهای دیگر را در جبهه شکارچی.
این تغییرات اگرچه جسم و روح قهرمان را دچار فرسایش میکنند و اضطراب و ناامنی را برایش به ارمغان میآورند اما همرمان نیز بنوعی او را دچار کاتارسیس نموده و نقشش را از کارمندی که تنها به فکر جا به جا کردن موجودات فضایی از منطقهای به منطقه دیگر بود(قهرمانی پوشالی و باب طبع مردم و رسانه) به نقشی کنشمندتر و قهرمانانه تر ارتقا میدهند. چنانچه در اکشن پایانی تا پای جان برای نجات موجودات فضایی می ایستد و در انتها نیز اگرچه گره از کارش باز نشده و نمیتواند به زیست انسانیاش بازگردد اما دست کم جان چند نفر دیگر را نجات میدهد. چنانچه در میزانسنِ نمای پایانی نیز در حالیکه دیگر هیچ نشانی از ظاهر انسانی در او یافت نمیشود ، او را مشغول درست کردن گُلی با ورقههای آهن در همان منطقه موجودات فضایی میبینیم. قهرمانی با هیبت هیولایی اما با قلبی انسانی. کسی که هم چند فضایی را نجات داد و هم، همچنان با عشق و یاد و خاطره همسرش به زیست خویش ادامه میدهد .حتی اگر هیچیک از انسانهای دیگر او را نشناسند.
امتیاز : 8
@NaghdeFilmoSerial
#نقد_فیلم
امیدسلیمی
❤2
Forwarded from ماهنامه فیلمکاو
🔺 در آستانهی هفتاد و یکمین سالروز «ملیشدنِ صنعت نفت»، از جلدِ شمارۀ سیزدهم-چهادرهمِ ماهنامۀ سراسری «فیلمکاو» با سرتیترِ «اینجا کسی آرمیدهست» رونمایی شد.
▪️ گزارشهای چهلمین جشنواره فیلم فجر: سالِ سقوط!
- «دِرب»؛ فیلم برگزیدهی منتقدان فیلمکاو
- میآیید کنار برج گرد هم جمعشویم و تلهفیلم تماشا کنیم؟
نسخۀ دیجیتالیِ فیلمکاو۱۳ و۱۴: هویت-میهن در ۲۶۴ صفحه بهسردبیری «مهدی تیموری» بهتاریخِ بیستوهشتم اسفندماه –شنبه- در فیدیبو و جار منتشر خواهد شد.
📌 تاریخ انتشار نسخۀ فیزیکی این شماره متعاقبا اعلام خواهد شد
▪️ طرح جلد: شادی دادخواه
🆔 @Filmkavmag
▪️ گزارشهای چهلمین جشنواره فیلم فجر: سالِ سقوط!
- «دِرب»؛ فیلم برگزیدهی منتقدان فیلمکاو
- میآیید کنار برج گرد هم جمعشویم و تلهفیلم تماشا کنیم؟
نسخۀ دیجیتالیِ فیلمکاو۱۳ و۱۴: هویت-میهن در ۲۶۴ صفحه بهسردبیری «مهدی تیموری» بهتاریخِ بیستوهشتم اسفندماه –شنبه- در فیدیبو و جار منتشر خواهد شد.
📌 تاریخ انتشار نسخۀ فیزیکی این شماره متعاقبا اعلام خواهد شد
▪️ طرح جلد: شادی دادخواه
🆔 @Filmkavmag
#پیشنهاد_سریال
سریال های کوتاهی مناسب برای تماشا در تعطیلات عید
8 gun (8 day) , 11.22.63 , age of samurai battle for Japan (مستند) . band of brothers , Pacific ,blue mountain state (کمدی شبیه American pie) , clarakson farm , cowboy bebop (یک انیمه شاهکار ) ,
dekolag :
(بهترین سریال تاریخ تلویزیون )
freaks and geeks, full metal alchemists brothehood, batman animated series, gravity falls, john adams , last dance (مستند ورزشی) , rise of empire ottoman , rome , spy , white queen, white princes, spanish princes , the night manager, boru , world at war , war and peace, davincis demons (سریالی در مورد لئوناردو داوینچی )
سریال های کوتاهی مناسب برای تماشا در تعطیلات عید
8 gun (8 day) , 11.22.63 , age of samurai battle for Japan (مستند) . band of brothers , Pacific ,blue mountain state (کمدی شبیه American pie) , clarakson farm , cowboy bebop (یک انیمه شاهکار ) ,
dekolag :
(بهترین سریال تاریخ تلویزیون )
freaks and geeks, full metal alchemists brothehood, batman animated series, gravity falls, john adams , last dance (مستند ورزشی) , rise of empire ottoman , rome , spy , white queen, white princes, spanish princes , the night manager, boru , world at war , war and peace, davincis demons (سریالی در مورد لئوناردو داوینچی )
🎞نقد فیلم و سریال🎞 pinned «#پیشنهاد_سریال سریال های کوتاهی مناسب برای تماشا در تعطیلات عید 8 gun (8 day) , 11.22.63 , age of samurai battle for Japan (مستند) . band of brothers , Pacific ,blue mountain state (کمدی شبیه American pie) , clarakson farm , cowboy bebop (یک انیمه شاهکار…»
با سلام خدمت همراهان عزیز کانال : ❤️
شمارههای سیزدهم و چهاردهم ماهنامه (فیلمکاو) در قالب ویژهنامهای مفصل و خواندنی، منتشر شد.🌷
این ویژهنامه نیز به رسم شمارههای قبلی ،با بخشهایی نظیر : نقد آثار ایرانی و فرنگی ، سینما و ادبیات ،نامههایی از شرق ،سفر در زمان ،نوآر بازها و البته پروندههای اختصاصیاش، آمده تا باز هم بر اهمیت کیفیت و اصالت تاکید کند.
برای شخص نگارنده اما نکته ویژه و غافلگیر کننده این ویژهنامه، بخش (دیالوگ) و مصاحبه مفصل (مهدیتیموری و فرازاسدی) با یکی از مستعدترین هنرمندان حال حاضر کشور است . مصاحبهای با (مجیدبرزگر) ،خالق شاهکاری بنام (پرویز) که معتقدم همچون ستارهای در آسمان کمنور سینمای کشور میدرخشد. 🤩
سهم بنده در این ویژهنامه شامل دو مطلب است: اولی، نقد به بالا نگاه نکن (در بخش نقد فیلم فرنگی) و دومی نقد سوارانِ عدالت(دربخش سفر درزمان) 👌👍
به بالا نگاه نکن را احتمالا به لطف سابقه کارگردان، موضوع ملتهب و حضور چندین تن از ستارگان کنونی هنر هفتم ،تماشا کرده اید . سوارانِ عدالت را نیز به عنوان یک کمدی ،اکشن سرپا و تماشایی پیشنهاد میکنم . (مدس میکلسن) مطابق انتظار در اینجا نیز درخشیده و بخشی از بار ِجذابیت اثر را به دوش میکشد.
نسخه دیجیتالی در ( فیدیبو ) قابل تهیه بوده و نسخه کاغذی نیز به زودی منتشر خواهد شد .
@NaghdeFilmoSerial
امیدسلیمی
شمارههای سیزدهم و چهاردهم ماهنامه (فیلمکاو) در قالب ویژهنامهای مفصل و خواندنی، منتشر شد.🌷
این ویژهنامه نیز به رسم شمارههای قبلی ،با بخشهایی نظیر : نقد آثار ایرانی و فرنگی ، سینما و ادبیات ،نامههایی از شرق ،سفر در زمان ،نوآر بازها و البته پروندههای اختصاصیاش، آمده تا باز هم بر اهمیت کیفیت و اصالت تاکید کند.
برای شخص نگارنده اما نکته ویژه و غافلگیر کننده این ویژهنامه، بخش (دیالوگ) و مصاحبه مفصل (مهدیتیموری و فرازاسدی) با یکی از مستعدترین هنرمندان حال حاضر کشور است . مصاحبهای با (مجیدبرزگر) ،خالق شاهکاری بنام (پرویز) که معتقدم همچون ستارهای در آسمان کمنور سینمای کشور میدرخشد. 🤩
سهم بنده در این ویژهنامه شامل دو مطلب است: اولی، نقد به بالا نگاه نکن (در بخش نقد فیلم فرنگی) و دومی نقد سوارانِ عدالت(دربخش سفر درزمان) 👌👍
به بالا نگاه نکن را احتمالا به لطف سابقه کارگردان، موضوع ملتهب و حضور چندین تن از ستارگان کنونی هنر هفتم ،تماشا کرده اید . سوارانِ عدالت را نیز به عنوان یک کمدی ،اکشن سرپا و تماشایی پیشنهاد میکنم . (مدس میکلسن) مطابق انتظار در اینجا نیز درخشیده و بخشی از بار ِجذابیت اثر را به دوش میکشد.
نسخه دیجیتالی در ( فیدیبو ) قابل تهیه بوده و نسخه کاغذی نیز به زودی منتشر خواهد شد .
@NaghdeFilmoSerial
امیدسلیمی
👎1🔥1
بخشی از نقدهای (به بالا نگاه نکن و سوارانِ عدالت) در ویژه نامه فیلمکاو 👆🤗
🔥1
Forwarded from alireza ripper
دقیقا یکی به من بگه ۱۲۰۰ سال پیش سیاه پوست تو اسکاندیناوی چی کار میکنی (یعنی چجوری اونجاست و رهبر یک قبیلس)
👎2
#پیشنهاد_سریال
#نقد_سریال
family guy 1999- ...
خالق : ست مک فارلن
صدا پیشگان : ست مک فارلن (پیتر گریفین برایان گریفین ، گل کواگمایر ، تام تاکر) ، سث گرین (کریس گریفین ، نیر گولدمن) ، میلا کونیس (مگ گریفین) ، الکس بورستین (لوئیس گریفین ، تریشا تاکونوا ، باربارا پیوتر اشمیت) و ...
ژانر : کمدی ، انیمیشن بزرگ سالانه
تعداد فصل ها : ۲۰
تعداد قسمت ها : ۳۸۸
مقدمه : داستان این سریال حول زندگی خانوادهٔ پیتر گریفن سیر میکند. او ایرلندی-آمریکایی است و در یک خانواده کاتولیک به دنیا آمدهاست. با لهجهای بوستونی حرف میزند و در رود آیلند زندگی میکند.او با لوییس ازدواج کردهاست. لوییس فرزند خانوادهٔ ثروتمند پیوترشمیت میباشد. پیتر و لوییس سه فرزند دارند:مگ، دختر نوجوانشان که کمی بیدست و پاست و مدام مورد تمسخر دیگران قرار میگیرد؛ کریس، پسر نوجوانی که اضافه وزن دارد، کمهوش است و تقریباً نمونهٔ جوان پدرش است؛ استووی، فرزند کوچک خانواده که میتواند حرف بزند و همواره در رابطه با کردار بزرگسالان صحبت میکند. برایان، سگ خانواده است و در کنار آنها زندگی میکند. او مانند یک انسان حرف میزند، قدرت اندیشه دارد و به مارتینی علاقه دارد.
شخصیتهای دیگر نیز در این سریال حضور دارند، که در برخی از قسمتها ظاهر میشوند. گلن کواگمایر که همسایه گریفنهاست و به رابطه جنسی اعتیاد دارد. کلیولند براون و همسرش لورتا،به همراه جو سوانسون که یک پلیس و ناتوان جسمی استو همسرش بونی، همسایههای خانواده گریفن هستند. سوزی فرزند جو و بونی است. مورت گولدمن که یک داروساز یهودی است به همراه همسرش موریل و فرزندش نیل و سالمندی به نام هربرت از دیگران همسایگان آنها هستند.
تام تاکر،دایان سیمونز، تریشیا تاکاناوا و اولی ویلیامز مجریان تلویزیون هستند. آدام وست هم شهردار شهر کوهاگ میباشد.
با بررسی سریال همراه ما باشید.
@NaghdeFilmoSerial
#نقد_سریال
family guy 1999- ...
خالق : ست مک فارلن
صدا پیشگان : ست مک فارلن (پیتر گریفین برایان گریفین ، گل کواگمایر ، تام تاکر) ، سث گرین (کریس گریفین ، نیر گولدمن) ، میلا کونیس (مگ گریفین) ، الکس بورستین (لوئیس گریفین ، تریشا تاکونوا ، باربارا پیوتر اشمیت) و ...
ژانر : کمدی ، انیمیشن بزرگ سالانه
تعداد فصل ها : ۲۰
تعداد قسمت ها : ۳۸۸
مقدمه : داستان این سریال حول زندگی خانوادهٔ پیتر گریفن سیر میکند. او ایرلندی-آمریکایی است و در یک خانواده کاتولیک به دنیا آمدهاست. با لهجهای بوستونی حرف میزند و در رود آیلند زندگی میکند.او با لوییس ازدواج کردهاست. لوییس فرزند خانوادهٔ ثروتمند پیوترشمیت میباشد. پیتر و لوییس سه فرزند دارند:مگ، دختر نوجوانشان که کمی بیدست و پاست و مدام مورد تمسخر دیگران قرار میگیرد؛ کریس، پسر نوجوانی که اضافه وزن دارد، کمهوش است و تقریباً نمونهٔ جوان پدرش است؛ استووی، فرزند کوچک خانواده که میتواند حرف بزند و همواره در رابطه با کردار بزرگسالان صحبت میکند. برایان، سگ خانواده است و در کنار آنها زندگی میکند. او مانند یک انسان حرف میزند، قدرت اندیشه دارد و به مارتینی علاقه دارد.
شخصیتهای دیگر نیز در این سریال حضور دارند، که در برخی از قسمتها ظاهر میشوند. گلن کواگمایر که همسایه گریفنهاست و به رابطه جنسی اعتیاد دارد. کلیولند براون و همسرش لورتا،به همراه جو سوانسون که یک پلیس و ناتوان جسمی استو همسرش بونی، همسایههای خانواده گریفن هستند. سوزی فرزند جو و بونی است. مورت گولدمن که یک داروساز یهودی است به همراه همسرش موریل و فرزندش نیل و سالمندی به نام هربرت از دیگران همسایگان آنها هستند.
تام تاکر،دایان سیمونز، تریشیا تاکاناوا و اولی ویلیامز مجریان تلویزیون هستند. آدام وست هم شهردار شهر کوهاگ میباشد.
با بررسی سریال همراه ما باشید.
@NaghdeFilmoSerial
👍1
یکی از ویژگیهای مرد خانواده این است که شخصیتهای آن بزرگ نمیشوند و در طول همهٔ فصلها، سن یکسانی دارند.
برخی سکانسهای مرد خانواده از شیوهٔ خاصی پیروی میکند و در بین صحبت کردن یک شخصیت در یک صحنه، تصویر قطع میشود و تصویری از آینده، گذشته یا هر آنچه در ذهن شخصیت هست، نشان داده میشود.
مثلا در یکی از سکانس های انیمیشن پیتر در جواب سوال کریس میگوید:از مادرت بپرس چون من اصلا تو انتخاب کردن خوب نیستم.
بعد صحنه ای از قبل میبینم که پیتر در حالی که فروشگاه دو دقیقه دیگر بسته میشود بین دوراهی خرید dvd (ارنست به ساحل میرود) و (ارنست به ساحل نمیرود)مانده است.
یکی از ایده های جذاب نویسندگان قرار دادن شخصیتهای سریال در قالب شخصیتهای یک فیلم یا سریال معروف دیگر است.
برای مثال میشود به اپیزود(saving private brian) کرد.
یا در یک سه گانه ویژه شخصیتها در قالب شخصیتهای جنگ ستارگان قرار گرفتند.
همانطور که در ابتدای مطلب اشاره شد این انیمیشن پر از شوخی های ریز و درشت است.
در واقع این انیمیشن با زمین و زمان شوخی میکند
از شوخی با سرخپوستها و آفریقایی ها گرفته تا شیطانوخدا
در یکی از سکانسهای فوق العاده سریال مگمیگوید:خدایا من را بکش.
بعد از چند لحظه نوری قرمز روی صورت مگ پدیدار میشود.و بعد خدا را میبینیم که با اسلحه مگ را نشانه گرفته است.
البته شوخی های مرد خانواده با فقط به موضاعات و نژاد ها و ادیان ختم نمیشود و تقریبا اکثر افراد مشهور در این انیمیشن نقش کوتاهی دارند.
از هیتلر و انیشتین و آبراهام لینکلن گرفته تا شان پن و کوبین و باب راس!!!!
جالب است بدانید برخی از افراد مشهور در این انیمیشن حضوری افتخاری به عنوان صداپیشه داشتند.
مانند جانی دپ بهجای ادوارد دست قیچی؛یا رابرت داونی جونیور که یک شخصیت اختصاصی برای خود داشت؛و د راک به جای خودش.
مهمترین ویژگی مثبت سریال جنبه ی طنز آن و شوخی با افراد مشهور و معروف تاریخ بشریت است، گاهی آنقدر در شوخی زیاده روی می کنند که حتی بیماران سرطانی و ... را هم به تمسخر می گریند، در واقع خالق سریال از مورد انتقاد قرار گرفتن واهمه ای ندارد و همه ی سیاست مداران معروف را به صورت کاری کاتوری به تصویر میکشد و حتی شخصیت های معروف دیگر کشور ها و مثل رهبر ایران یا بن لادن و هر فرد دیگری در چند قسمت به شدت به مسیح توهین می کند و وی را فردی حقه باز معرفی میکند که از اعتماد رفیقش (پیتر سو استفاده می کند) ، این آزادی در شوخی کمدی سریال را به بالاترین سطح می رساند و سریال را در لیست بهترین سریال های کمدی تاریخ تلوزیون قرار میدهد.
مرد خانواده نظرات مثبتی از سوی منتقدان دریافت کردهاست. کاترین سیپ از مجله منتقدین ملی این سریال را کثیف اما بسیار خندهدار توصیف کردهاست.کارن جیمز از نیویورک تایمز، خانواده گریفن را خانوادهای طنز که عصبیکننده هستند و این مجموعه را دارای قابلیتهای زیاد برای خنداندن تشریح کردهاست. روزنامه صبح سیدنی هرالد، این سریال را در ۲۱ آوریل ۲۰۰۹، به عنوان مجموعهٔ هفته انتخاب کرد.فریزر مور از نشریه ستل تایمز میگوید که این مجموعه میل پایانناپذیری برای خنداندن مخاطب از طریق سوژههایی که به بدن انسان مربوط میشود، دارد. همچنین او این مجموعه را بیادبانه و خام، ولی خوشمزه توصیف میکند.نانسی فرانکلین از نیویورکر میگوید که این مجموعه به خاطر کمدی سکسیاش، به تدریج در حال تبدیل شدن به یکی بهترین مجموعهٔ پویانمایی است. او معتقد است از چندین لحاظ، مرد خانواده حتی از سیمپسونها هم بهتر است. آیجیان مرد خانواده را یک سریال عالی توصیف کرده و اعلام کرده که به سختی میتوان مجموعهای مانند مرد خانواده پیدا کرد که مردم را آنقدر بخنداند.مرد خانواده در بریتانیا نیز پخش میشود و بینندگان آن بین ۷۰۰٬۰۰۰ تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ نفر، تخمین زده میشود.
@NaghdeFilmoSerial
برخی سکانسهای مرد خانواده از شیوهٔ خاصی پیروی میکند و در بین صحبت کردن یک شخصیت در یک صحنه، تصویر قطع میشود و تصویری از آینده، گذشته یا هر آنچه در ذهن شخصیت هست، نشان داده میشود.
مثلا در یکی از سکانس های انیمیشن پیتر در جواب سوال کریس میگوید:از مادرت بپرس چون من اصلا تو انتخاب کردن خوب نیستم.
بعد صحنه ای از قبل میبینم که پیتر در حالی که فروشگاه دو دقیقه دیگر بسته میشود بین دوراهی خرید dvd (ارنست به ساحل میرود) و (ارنست به ساحل نمیرود)مانده است.
یکی از ایده های جذاب نویسندگان قرار دادن شخصیتهای سریال در قالب شخصیتهای یک فیلم یا سریال معروف دیگر است.
برای مثال میشود به اپیزود(saving private brian) کرد.
یا در یک سه گانه ویژه شخصیتها در قالب شخصیتهای جنگ ستارگان قرار گرفتند.
همانطور که در ابتدای مطلب اشاره شد این انیمیشن پر از شوخی های ریز و درشت است.
در واقع این انیمیشن با زمین و زمان شوخی میکند
از شوخی با سرخپوستها و آفریقایی ها گرفته تا شیطانوخدا
در یکی از سکانسهای فوق العاده سریال مگمیگوید:خدایا من را بکش.
بعد از چند لحظه نوری قرمز روی صورت مگ پدیدار میشود.و بعد خدا را میبینیم که با اسلحه مگ را نشانه گرفته است.
البته شوخی های مرد خانواده با فقط به موضاعات و نژاد ها و ادیان ختم نمیشود و تقریبا اکثر افراد مشهور در این انیمیشن نقش کوتاهی دارند.
از هیتلر و انیشتین و آبراهام لینکلن گرفته تا شان پن و کوبین و باب راس!!!!
جالب است بدانید برخی از افراد مشهور در این انیمیشن حضوری افتخاری به عنوان صداپیشه داشتند.
مانند جانی دپ بهجای ادوارد دست قیچی؛یا رابرت داونی جونیور که یک شخصیت اختصاصی برای خود داشت؛و د راک به جای خودش.
مهمترین ویژگی مثبت سریال جنبه ی طنز آن و شوخی با افراد مشهور و معروف تاریخ بشریت است، گاهی آنقدر در شوخی زیاده روی می کنند که حتی بیماران سرطانی و ... را هم به تمسخر می گریند، در واقع خالق سریال از مورد انتقاد قرار گرفتن واهمه ای ندارد و همه ی سیاست مداران معروف را به صورت کاری کاتوری به تصویر میکشد و حتی شخصیت های معروف دیگر کشور ها و مثل رهبر ایران یا بن لادن و هر فرد دیگری در چند قسمت به شدت به مسیح توهین می کند و وی را فردی حقه باز معرفی میکند که از اعتماد رفیقش (پیتر سو استفاده می کند) ، این آزادی در شوخی کمدی سریال را به بالاترین سطح می رساند و سریال را در لیست بهترین سریال های کمدی تاریخ تلوزیون قرار میدهد.
مرد خانواده نظرات مثبتی از سوی منتقدان دریافت کردهاست. کاترین سیپ از مجله منتقدین ملی این سریال را کثیف اما بسیار خندهدار توصیف کردهاست.کارن جیمز از نیویورک تایمز، خانواده گریفن را خانوادهای طنز که عصبیکننده هستند و این مجموعه را دارای قابلیتهای زیاد برای خنداندن تشریح کردهاست. روزنامه صبح سیدنی هرالد، این سریال را در ۲۱ آوریل ۲۰۰۹، به عنوان مجموعهٔ هفته انتخاب کرد.فریزر مور از نشریه ستل تایمز میگوید که این مجموعه میل پایانناپذیری برای خنداندن مخاطب از طریق سوژههایی که به بدن انسان مربوط میشود، دارد. همچنین او این مجموعه را بیادبانه و خام، ولی خوشمزه توصیف میکند.نانسی فرانکلین از نیویورکر میگوید که این مجموعه به خاطر کمدی سکسیاش، به تدریج در حال تبدیل شدن به یکی بهترین مجموعهٔ پویانمایی است. او معتقد است از چندین لحاظ، مرد خانواده حتی از سیمپسونها هم بهتر است. آیجیان مرد خانواده را یک سریال عالی توصیف کرده و اعلام کرده که به سختی میتوان مجموعهای مانند مرد خانواده پیدا کرد که مردم را آنقدر بخنداند.مرد خانواده در بریتانیا نیز پخش میشود و بینندگان آن بین ۷۰۰٬۰۰۰ تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ نفر، تخمین زده میشود.
@NaghdeFilmoSerial