🎞نقد فیلم و سریال🎞
1.72K subscribers
2.02K photos
204 videos
27 files
98 links
نقد و بررسی برترین آثار سینمایی دنیا🎥🎬🎞

-------------------------------------

ارتباط با ما⬇️
🆔️ : @I_am_Mr_Mercury
🆔️ : @omidius
Download Telegram
بررسی ترکینگ دوربین درسینمای گدار
مبحث مفیدی است از کتاب نظریه و نقدفیلم 👌👏👆
🎞نقد فیلم و سریال🎞 pinned «بررسی ترکینگ دوربین درسینمای گدار مبحث مفیدی است از کتاب نظریه و نقدفیلم 👌👏👆»
سینمای آزار به قلم (سعیدعقیقی) کتابی است شگفت انگیز .مملو از نکات فرمال و موشکافانه با قلمی روان که خواندش را به سینما دوستان و مخصوصا دوستداران هانکه کبیر توصیه میکنم. کتاب از سه بخش دنیای هانکه . بررسی فیلم ها و درنهایت تصاویری از سینمای او تشکیل شده که سرو کله زدن با هرکدام از این بخشها لذت خاص خود را خواهد داشت.
لذتی همراه با بارآموزشی فراوان که طبیعتا ارزش کار را دوچندان میکند.

@NaghdeFilmoSerial

امیدسلیمی
we need to talk about Kevin

ماحصل تمام دقایق خفقان آور (باید درباره کوین حرف بزنیم) در نما بسته‌ای از مانیتور یک کامپیوتر خانگی نمایان میشود : نمایی که در آن عبارتی با عنوان (تو بازنده ای) بر صفحه مانیتور حک شده و تصویر دلقکی خندان نیز در آن موجود است ، به شکل همزمان بازتاب تصویر چهره ایوا (تیلدا‌سوئینتون) نیز در قاب دوربین به چشم میخورد .به واقع ایوا همان بازنده‌ای است که در نما مذکور به او اشاره میشود. زنی پریشان و مستاصل که نه گذشته مفید و قابل اعتنایی دارد و نه بواسطه افسردگی و انزوا کنونی ، میتوان آینده ای را برایش در نظر داشت .
باید در مورد.... به شکلی بیرحمانه، روایتگر شکل گیری ، بسط و پایان یک زندگی غیر مسئولانه و سهل انگارانه است.روایتی دهشتناک و تکان دهنده که مدام میان حال و گذشته در رفت و آمد بوده و اگرچه در دقایق ابتدایی همچون پازلی پراکنده و گیج‌کننده می‌نماید اما برای مخاطبِ صبور و جزیی‌نگر، درحکم جواهری است که به مرور از ارزش‌های خود پرده برداری میکند.این رفت و برگشتهای زمانی ، به کمک دیگر عناصری(که درادامه بدانها میپردازیم) آمده تا مخاطب ،لحظه‌ای احساس آرامش نکرده و مدام در انتظار رویارویی با حوادث شومِ پیش‌رو باشد.

(لین‌رمزی) در اثر خود به درستی بر تبعات سنگین و جبران ناپذیر اعمال نابخردانه زوجین در زندگی زناشویی و اجتماعی تاکید میکند. زوجی که آمادگی پذیرشِ مسئولیتِ ماحصل ازدواج خود را نداشته و با ساده انگاری و اهمالِ خود، موجب شکل گیری موجودی اهریمنی و غیر قابل کنترل میشوند. مجموعه جزییاتی از زندگی که درنهایت منجر به خلقِ فجایعی هولناک شده و ضربه سنگینی به روانِ مخاطب وارد میکند.

نگاه کنید به نحوه نمایش مراسم ابتدایی فیلم که در آن رمزی چگونه از یک جشن به ظاهر عادی ،فضایی خفقان آور و ملتهب میسازد تا از همان ابتدا ذهن مخاطب را نسبت به شخصیت ایوا کنجکاو سازد : دوربین در نمایی لانگ ، جمعیتی عریان و پر ازدحام را به تصویر میکشد، مرد و زن ،پیر و جوان با فاصله اندک از یکدیگر در قاب جای گرفته و همچون موجوداتی پست با یکدیگر برخورد میکنند، ایوا بر روی دست جمعیت قرار دارد و در نهایت در حجم غلیظی از گوجه های له شده پرتاب میشود ، رنگ قرمز به عنوان (موتیف) اثر در همین دقایق چشم مخاطب را با شرایطی غیر معمول و هشدار دهنده آشنا میکند و غلطیدن ایوا در این لحظه بیشتر از اینکه به مخاطب احساس خوشایندی بدهند ، حالتی مشمئز گونه را القا میکنند .
لین رمزی با نمایش همین سکانس به مخاطب هشدار میدهد روزهای سخت و طاقت‌فرسایی در انتظار ایوا قرار دارند.
لین رمزی باز هم به منظور تاکید بر آینده مبهم و نا امن زندگی زناشویی ایدا و همسرش (فرانکلین) نحوه آشنایی این دو را به دور از کلیشه‌های رومنس (انتخاب لوکیشن، دکوپاژ شامل نور، دوربین و برش نماها که همگی لذت و زیبایی یک رابطه انسانی را تداعی میکنند )، تصویر سازی میکند: مثلا به سکانس عشقبازی ایوا و فرانکلین در خیابان توجه کنید که دوربین رمزی چگونه به جای قرار گرفتن در مکانی ثابت و گرفتن نماهایی چشمنواز و آرامبخش ، در عوض با دوربینی روی دست و همراه لرزش ،عشقبازی آنها را در حالتی نا متعادل به تصویر میکشد همچنین حضور نورهای زرد و قرمز در پس زمینه قاب نوعی حس عدم ثبات و نگرانی را برای مخاطب به ارمغان می آورند. در سکانس آمیزش جنسی در اتاق نیز شاهد ورود نور قرمز رنگ از پنجره اتاق به داخل هستیم ، همچنین عمل این دو در نماهایی نیمه تاریک رخ میدهد تا عملا در قابِ تصویر به تضادی معنا دار میان عمل انجام شده شخصیتها و عناصر بصری حاضر در صحنه برسیم. رمزی در این سکانس نیز همچون سکانس مذکور خیابان ،تصویر چشمنواز و آرامش بخشی از رابطه عاطفی _ جنسی نمیدهد و برای مخاطب ، احساسی آمیخته به نگرانی و تشویش را به ارمغان می‌آورد.

کات خوردن از سکانس آمیزش جنسی به سکانس کار با دستگاه کپی در محل کارِ فعلی ایوا نیز به این امر دامن میزند، ازنگاه رمزی تولید مثلِ اینچنینی و از سر عدم شناخت و آگاهی، تفاوتی با امر کپی کردن کاغذ نداشته و هدف از هردو عمل صرفا تولید یک محصول جدید است.
انسان به مثابه کالا درنظر گرفته شده و گویی با مخلوقی طرفیم که صرفا شامل بُعدِ جسمانی و ظاهری است و توجه به بُعدِ روحی روانی‌اش ، معنا و مفهومی ندارد! تدوینی هوشمندانه و کنایه‌آمیز و نیشدار که بی مسئولیتی والدین در جوامع بشری را به بادانتقاد میگیرد.

باید در مورد ... در مورد خلق پسری ناسازگار ، جامعه ستیز و پرخاشگر و غیر قابل پیش بینی است که هر لحظه حضورش در قاب میتواند برای خانواده و جامعه خطرناک باشد ،جدا از نحوه نمایش رابطه ایدا و همسرش که در بالا به آن پرداختیم ، پس از به دنیا آمدن کوین نیز شاهد رابطه غیر عادی و غیر مسئولانه ای از سمت ایوا در قبال او هستیم : همچون نمایی لانگ که در آن ایوا و کوین در مرکز قاب قرار میگیرند و در سمت
چپ قاب شاهد حضور کارگرانی مشغول حفر زمین با دستگاههای سنگین هستیم، دراین نما صدا گوشخراش دستگاه بر صدا گریه کوین غالب شده تا رمزی تاکید کندگویا نیاز و درخواست کوین توسط مادر شنیده و محقق نخواهد شد .
در تمام سکانسهای دو نفره میان ایوا و کوین به نوعی شاهد عدم میل و اشتیاق مادر_فرزندی هستیم ، گویی ایوا از سر اجبار و بنا به عادت فرزندش را تحمل میکند، نگاه سرد و بی عاطفه ایدا به کوین ،بی حوصلگی در ساکت نمودن او و عدم حمایت ... همگی دست به دست هم داده تا کوین را همچون موجودی ناخواسته و اضافی درنظر بگیریم . کوین آشکارا هیچگاه به شکل طبیعی و مورد انتظار مورد لطف و حمایت خانوادن قرار نمیگیرد .

هرچند در سکانسی شاهد پیگیری مادر برای معالجه او و حضورشان در مطب دکتر هستیم اما در طرف مقابل و در اکثر اوقات عدم عشق میان مادر و فرزند خود را بر مخاطب تحمیل میکنند. رمزی تاکید میکند کوین به عنوان شخصیتی مستقل گویا از عدم رضایت مادرش آگاه است و دست به لجبازی و ناسازگاری با او میزند. همچون سکانسی که در آن کوین آگاهانه از جواب دادن به سوالات ساده ریاضی سر باز میزند اما در ادامه توانایی خود در شمارش اعداد را به رخ میکشد، یا زمانی که پس از مطلع گشتن از علاقه مادر به نقشه های دیواری ، آنها را با رنگ از بین میبرد و یا هنگامی که با پدر خود مواجه میشود ناگهان تغییر حالت داده و از کودکی بی حوصله و بداخلاق به کودکی شاد و سرزنده تبدیل میشود و خود را نزد پدر مودب نشان میدهد. کوین همچون مامور شکنجه ایوا ،ایفا نقش کرده چنانچه هر لحظه جلو چشمان او حضور دارد و مدام در پی تحقیر او اقدام میکند.
به عنوان مثال نگاه کنید به واکنش کوین در مواجهه با موضوع بارداری مجدد ایوا که مادر خود را چاق و بدهیکل خطاب میکند و یا در نخستین برخورد خود با خواهر کوچکتر ، آب گلدان را بر نوزاد خالی میکند .
کوین گویی از تمام مواردی که ایوا به آنها پناه میبرد بیزار است و با نیت و اعمالی سادیسم گونه، وی را آزار میدهد. آزارهایی که با توجه به مثالهایی که پیشتر بدانها اشاره شد ،بدل به (اُبژه‌ای) مهم و اساسی شده و تماما مخاطب را بااثر درگیر میکند.

ایوا نیز اگر چه از سر عادت و ناچاری برای بهبود ارتباط با کوین تلاش میکند اما در نهایت سعی در آن دارد تا خلا عاطفی مادرانه خود را با پناه بردن به هسر و خلق فرزندی تازه جبران نماید . همین امر کوین را نیز به پدر و خواهر خود حساس میکند. سکانس ورود ناگهانی کوین به اتاق خواب والدین را به یادآورید که چگونه حضور او مانع ادامه لذت جنسی آنها میشود (پس از ورود او شاهد جدایی سریع ایوا از همسر و سکوت و اضطراب او هستیم)
کوین عقده دیده شدن و خودبرتر بینی دارد، میل جنون آمیزش به متفاوت بودن و در کانون توجه قرار گرفتن همچون خوره‌ای روح او را در احاطه خویش درآورده است تا کوین در نوجوانی بسیار بیشتر از آنچه که باید ،غرق در تباهی باشد نگاه کنید به سکانس شام دونفره او با ایوا که چگونه کلیشه های رایج نوجوانانه را به باد تمسخر میگیرد و همزمان به شکل غیر عادی مشغول تکه تکه کردن نان خود است. کوین در چشم بودن و بدنامی را بهتر از بی نامی میپندارد . همچون دیالوگی که در آن اشاره میکند تمام افراد هموطنش میخواهند او و اعمالش را از رسانه ها پیگیری کنند . کوین خود را از دیگران برتر میداند و زندگی عادی از نظر او به نوعی وقت تلف کردن است.
نمایی بسته از چشم کوین را به یاد آورید که تصویر سیبل تیر اندازی در آن نمایان میشود، گویا تمام هدف و اندیشه کوین در شکار و آسیب رسانی به دیگران است .
ویا سکانس کتابخوانی ایوا برای کوین که در آن هنگامی که به فصل تیراندازی میرسند ،گویی کوین جان تازه گرفته و دیگر از کودک بی حوصله خبری نیست و مشتاقانه ادامه کار را پیگیری میکند .

ایوا نیز به عنوان طرف دیگر ، محکوم به تاوان دادن و عذاب همیشگی است . خلق موجودی جدید در این جهان مستلزم رسیدگی و مهرورزی است و هرگونه کم کاری خانواده و جامعه را دچار نقصان خواهد کرد. ایوا همانطور که در ابتدا نیز اشاره شد یک بازنده است ، سکانس عبور او با ماشین در شب جشن را درنظر بگیرید که رمزی چگونه خفقان و عذاب او را تفهیم میکند: قطعه موسیقی شاد و انرژی بخش با مضمون امید به زندگی در حال پخش شدن است اما در نماهای بیرون ماشین، شاهد حضور افرادی با لباس و ماسک‌های ترسناک هستیم ،خیابان تاریک و حضور ناگهانی افراد مختلف در جلو ماشین کاملا در تضاد با موسیقی درحال پخش قرار گرفته تا به نوعی شاهد عبور ایوا از محیطی دلهره آور و تنش زا باشیم و یا در ادامه هنگامی که خانه ایدا توسط کودکان دیگر محاصره میشود ، دوربین در نمایی تک نفره و با زاویه‌ای (های‌انگل) سوژه را در تاریکی شکار میکند تا موضع ضعف و حقارت ایدا در این بخش تاکید شود . گویی حریم امن خانه‌اش، تهدید شده و آرامش از وی دورگشته است.
در نماهای مربوط به ملاقات در زندان نیز قابها به گونه ای بسته میشوند تا بر تک افتادگی ایوا و همچنین رابطه نزولی و کم ثمر او با فرزندش تاکید شود .
همچون نمایی تمام قد از ایوا در گیت ورودی زندان که در آن نیمه راست بدن او درقاب آشکار است و نیمه دیگر بدن در پشت درب ورودی به شکل پنهان مانده است ، نمایی که به مشخص نبودن تکلیف او و آینده‌اش در رابطه با فرزندش تاکید میکند.
مثال دیگر مربوط به میزانسن در نماهای دو نفره از ایوا و کوین در زندان است که در تمامی آنها با وجود آنکه سوژه ها روبروی یکدیگر نشسته اند اما سمت نگاه آنها به طرف یکدیگر نیست ،گویی هیچکدام حوصله دیگری را نداشته و از ارتباط چشمی با یکدیگر پرهیز میکنند. تقابلی که در تضاد با پیش زمینه فکری مخاطب در قبال رابطه (مادر _ فرزندی) است.

همانطور که در ابتدا متن نیز اشاره شد رنگ قرمز دراین اثر به عنوان موتیفی پرتکرار ایفا نقش کرده تا قابهای بابید در مورد... سرشار از حضور آن باشند.
قرمز بواقع نشان از شر و مصیبت تمام نشدنی در زندگی ایوا دارد، حضور رنگ ِمکمل سفید نیز به کمک آن آمده تا اثر لین رمزی همواره در سیطره تقابل زندگی و صلح با شر و تباهی باشد . در واقع حضور این دو رنگ جنبه‌ای کاملا فرمال و کاربردی داشته و آشکارا در برانگیختن حس مخاطب و برقراری درام بین سوژه و محیط ، موفق عمل میکنند.
همچون انتخاب رنگ سفید برای خانه و‌ماشین ایوا. هردو مورد، مدام توسط رنگ قرمز مورد هجوم واقع شده و شاهد تلاش ایوا برای پاک کردن آنها هستیم . همانگونه که ایوا در تلاش است تا از گذشته ننگین خود فرار کند و آینده متفاوتی را رقم بزند . تلاش همواره ناکام او برای پاک نمودن رنگ قرمز نیز خود دلیل دیگری برای ناکامی اوست، از پاک کردن نافرجام شیشه ماشین گرفته تا کف و دیوارهای خانه و.....
و یا نمایی لانگ از ایوا را به یاد آورید که جلو خانه سفید رنگش ایستاده و در حالتی ضعف گونه شاهد رنگ های قرمزی است که بر آن پاشیده اند.

مثال دیگر حضور صندلی‌های قرمز رنگ در محیط کار در تقابل با دیوارهای سفید رنگ هستند. این تقابل گویی همیشه در جلو چشمان ایوا ظاهر میشوند. در هر لحظه و در هر مکان... حتی در رنگ بندی عروسک دختر آنها نیز از قرمز استفاده میشود (با توجه به سرنوشت شوم دختر ،حضور قرمز در رنگ بندی عروسک توجیه میشود) و یا نمایی که ایوا لباس سفید بر تن دارد و در پس زمینه قاب شاهد حجم انبوهی از قوطی های کنسرو قرمز رنگ هستیم . طبیعتا قرمز در این نما غالب شده تا بر نکبت همیشگی ایوا تاکید بورزد .

باید در مورد .... در نهایت با جدایی ایوا از فرزندش به پایان میرسد، جدایی این دو با عبور ایوا از راهرویی تاریک به سمت درب خروجی نورانی همراه میشود تا ایوا با دور گشتن از مخلوقی که میبایست مسئولیت او را به عهده بگیرد از تاریکی به نور گسیل کند ، هرچند رمزی در نمایش تنهایی ایدا نیز بوسیله خانه ای با نورپردازی خفیف ، با نماهایی بسته از سیب نیمه گاز زده، لیوان مشروب ، بسته قرص و... تصویری نا امیدانه و پریشان حال از سوژه خود میدهد تا همواره تاکید کند عدم مسئولیت پذیری و آگاهی نسبت به فرزند، عدم عشق مادرانه و درنهایت گسست عاطفی در خانواده تاوانی پایان ناپذیر و غیر قابل جبران خواهد داشت، تاوانی به مثابه تنهایی و انزوا و افسردگی .

امتیاز : 8

@NaghdeFilmoSerial

#نقد_فیلم

امید سلیمی
🎞نقد فیلم و سریال🎞
Video
در راستای پست دیروز و معرفی کتاب (سینمای آزار) این میکس جذاب از مجموعه آثار هانکه در کانال قرار گرفت👌
تماشای این میکس رو از دست ندین👆😍
فهرست برندگان مراسم «جوایز انجمن بازیگران فیلم» (SAG Awards) اعلام شدند:

بهترین نقش آفرینی تیم بازیگری در فیلم
🥇CODA

بهترین بازیگر مرد
🥇Will Smith (King Richard)

بهترین بازیگر زن
🥇Jessica Chastain (“The Eyes of Tammy Faye”)

بهترین بازیگر نقش مکمل مرد
🥇Troy Kotsur (“CODA”)

بهترین بازیگر نقش مکمل زن
🥇Ariana DeBose (“West Side Story”)

بهترین نقش آفرینی تیم بازیگری در سریال درام
🥇Succession

بهترین نقش آفرینی تیم بازیگری در سریال کمدی
🥇Ted Lasso

بهترین بازیگر مرد در سریال کوتاه
🥇Michael Keaton (Dopesick)

بهترین بازیگر زن در سریال کوتاه
🥇Kate Winslet (Mare of Easttown)

بهترین بازیگر مرد سریال درام
🥇Lee Jung-jae (Squid Game)

بهترین بازیگر زن سریال درام
🥇Jung Ho-yeon (Squid Game)

بهترین بازیگر مرد سریال کمدی
🥇Jason Sudeikis (Ted Lasso)

بهترین بازیگر زن سریال کمدی
🥇Jean Smart (Hacks)

بهترین تیم بازیگری سریال اکشن
🥇Squid Game
برندگان مراسم «انجمن منتقدان هالیوود» مشخص شدند:

بهترین فیلم
🥇CODA

🥇بهترین بازیگر مرد
🥇Andrew Garfield - tick, tick…BOOM!

🥇بهترین بازیگر زن
🥇Kristen Stewart - Spencer

🥇بهترین بازیگر نقش مکمل مرد
🥇Troy Kotsur - CODA

🥇بهترین بازیگر نقش مکمل زن
🥇Ariana DeBose - West Side Story

🥇بهترین نقش آفرینی تیم بازیگری در فیلم
🥇Belfast

🥇بهترین کارگردان
🥇Denis Villeneuve - Dune

🥇بهترین فیلمنامه
🥇Fran Kranz - Mass

🥇بهترین فیلمنامه اقتباسی
🥇Siân Heder - CODA

🥇بهترین اجرا در انیمیشن
🥇Stephanie Beatriz - Encanto

🥇بهترین فیلم اکشن
🥇The Harder They Fall

🥇بهترین فیلم انیمیشن
🥇The Mitchells vs. The Machines

🥇بهترین فیلم کمدی یا موزیکال
🥇tick, tick…BOOM!

🥇بهترین فیلم مستند
🥇Summer of Soul

🥇بهترین فیلم در ژانر وحشت
🥇Last Night in Soho

🥇بهترین فیلم مستقل
🥇Pig

🥇بهترین فیلم بین المللی
🥇Drive My Car

🥇بهترین کارگردان تازه کار
🥇Lin-Manuel Miranda

🥇بهترین فیلم کوتاه
🥇Us Again

🥇بهترین موسیقی متن
🥇Dune

🥇بهترین ترانه
🥇“Be Alive” sung by Beyonce from King Richard

🥇بهترین فیلمبرداری
🥇Dune

🥇بهترین طراحی صحنه
🥇Nightmare Alley

🥇بهترین تدوین
🥇Last Night in Soho

🥇بهترین تیم بدلکاری
🥇Shang-Chi

🥇بهترین طراحی لباس
🥇Cruella

🥇بهترین گریم
🥇The Eyes of Tammy Faye

🥇بهترین جلوه های ویژه
🥇Dune
شورش در شهر :

(نگاهی به سکانسِ حمله جوکر به کاروان حمل هاروی دنت در شوالیه تاریکی)

در روزهایی که اکران تازه‌ترین اقتباس سینمایی از شخصیت (بتمن) توجه سینما دوستان را به خود جلب کرده و نسخه (مت‌ریوز)، خواه یا ناخواه با نمونه‌های پیشین از جمله (شوالیه تاریکیِ) کریستوفرنولان، به عنوان یکی از مهمترین ساخته‌های سینمایی از بتمن مقایسه خواهد شد ، بد نیست نگاهی به یکی از درخشان‌ترین فصلهای این اثر ماندگار داشته باشیم. اکشنی جذاب و تماشایی که ثابت میکند اگرچه سه گانه نولان در خلق نبردهای تن به تن ،آنچنان درگیر کننده در نیامده (هرچند در قسمت سوم به وضوح شاهد بهبود این امر هستیم) اما در نمایش تعقیب و گریزهای خیابانی کم و کسری نداشته و سکانس مورد نظر نیز به مدد فیلمنامه‌ای هوشمندانه که قبل از استارت اکشن،در وهله نخست سرنوشت شخصیتها و کشمکش میان آنها را برای مخاطب بااهمیت و دراماتیک نموده و البته دکوپاژی که نشان از توانمندی و کاربلدی خالقش در بکار گیری تکنیک‌های سینمایی دارد ، به سکانسی عظیم و ماندگار منجر شده که در ادامه به بررسی آن خواهیم پرداخت.


نولان درتلاش است تا فضایی مخوف و دلهره‌آور را پیرامون انتقال (هاروی‌دنت) شکل دهد. به این منظور در ابتدای سکانس با نمایی (مدیوم‌کلوز) از هاروی دنت طرفیم که به بنا بر بسته بودنش به درستی احساس تردید و نگرانی سوژه را برایمان تفهیم میکند. نگرانی که کاملا طبیعی و منطقی هم هست .چرا که هم او و هم ما مخاطب میدانیم که هیولای زنجیر پاره کرده‌ای همچون (جوکر) ،دراین بین بیکار نخواهد نشست و بدون شک نقشه‌های شومی درسر دارد. در ادامه با نمایی (هلی شات) طرفیم که کاملا موقعیت مکانیِ موردنظر را تصویر سازی کرده و همچنین نحوه آرایش ماشین‌های پلیس و نظم کاروان را پیش چشم مخاطب قرار میدهد. قبل از وقوع هرگونه تنش، موقعیت کلی را درک کرده‌ایم و مسیر طولانی پیش رو نیز نمایان است، نکته حائز اهمیت حضور عنصر (موسیقی) است که به یاری تصاویر آمده تا کم کم حضور عامل شر و خطر را حس کنیم . تم موسیقی مخصوص به جوکر برروی تصویر نشسته و درادامه به نمای هولناکی میرسیم که رسما از حضور جوکر پرده برداری میکند. نمایی که جوکر بشکلی غافلگیرکننده با شاتگانی ،پلیس کنار خیابان را از بین میبرد. نمایی کوتاه و ناگهانی که خبر از وقوع لحظات ملتهب بعدی میدهد. حال ،عنصر (تعلیق) رنگ و بویی جدی به خود گرفته و هرلحظه درانتظار تقابل جوکر و کاروان حمل هاروی‌دنت هستیم.

درادامه کار بازهم با (هلی‌شاتی) طرفیم که علاوه بر مزایایی که پیشتر بدانها اشاره شد، حاوی نکته تازه‌ای هم هست. حضور ماشین آتش گرفته در مسیر کاروان بر التهاب و حس ناامنی سکانس افزوده و اینجاست که ماموران انتقال نیز در این حس و حال با ما شریک شده و شرایط غیر عادی را حس میکنند.
تقابل رنگ‌ها نیز در این نما قابل توجه است.(آبی) که در برخی قسمتهای ساختمانی خودنمایی کرده و طبیعتا آرامشبخش جلوه میکند در تضاد با (زرد)ِ ماشین آتش گرفته قرار میگیرد. همانطور که امنیت و آرامش ابتدایی سکانس به مرور جای خود را به تنش و خشونت آتی خواهند داد، تقابل رنگ‌ها نیز نظرگیر و فکرشده تعبیه گشته‌اند.

حمله همه جانبه جوکر و همدستانش آغاز میشود: نولان با تمهیداتی کوشیده تا اکشن را هر چه هولناکتر و درعین حال با چاشنی واقعگرایی ،به تصویر بکشد. پس در برخی نماها با زاویه‌ای (لوانگل) از کامیون همدستان جوکر ،تصویر گرفته است. زاویه‌ای که آشکارا موضع قدرت سوژه را تفهیم کرده و همچنین آنرا با اُبهت و عظمت بیشتری پیش چشم مخاطب قرار میدهد. درابتدای بررسی به عنصر موسیقی و کارکردش در فضاسازی اشاره کردیم. دراین بخش ،نولان موسیقی را حذف کرده تا تنها با (آمبیانس محیط) طرف باشیم. اصوات ناشی از تیراندازی،انفجار ،برخورد ماشینها با یکدیگر و... تنها مواردی بوده که به گوش مخاطب رسیده و تمهیدی است درراستای هرچه ملتهب تر نمودن شرایط و البته توجه خاص خالق به امر واقعگرایی. تجربه‌ای که دربرخی دیگر از سکانسهای اکشنِ ماندگار هنر هفتم نیز حضور داشته است . (سکانس جنگ خیابانی در مخمصه و جنگ داخل جنگل در دشمنان ملت ،هردو ساخته (مایکل‌مان) و یا سکانس انتهایی رویارویی پلیس و سارقان در (شهر) ساخته (بن‌افلک) و...)

دکوپاژ نولان دراین بخش برخلاف بخش ابتدایی سکانس،از نماهای بسته تر نیز بهره میبرد. اگرچه دراینجا نیز بنا بر نیاز نمایشی، از (لانگ شات) ،بهره میبرد اما حضور (مدیوم کلوز، مدیوم شات و مدیوم لانگ) را نیز به وفور مشاهده میکنیم .چرا که نبرد اوج گرفته وحال میبایست که تاثیر تنشِ حاکم در موقعیت را در افراد حاضر در صحنه و در نماهایی بسته تر ببینیم.
نماهایی از پلیس‌ها و هاروی دنت آشکارا از این قبیل نماها هستند. نماهایی پرتعداد و با زمانی کوتاه که مدام به یکدیگر کات خورده تا شریک بودن همگی‌شان در این وضعیت ملتهب برایمان تفهیم شود.
👍2
دوربین نولان به دل حادثه زده و با جا به جایی‌های پیاپی‌اش و (نماهای تعقیبی) که شکار کرده ،بر تنش و التهاب هرچه بیشتر ،اضافه میکند. نماهای تعقیبی که پس از حضور بتمن نیز پرکاربردبوده تا کاملا در جریانِ تقابل و کشمکش قطبهای متضاد اثر باشیم.
گویی مانیز دقیقا درهمان شرایط هستیم و دراین جهنم گرفتار گشته‌ایم. درنمایش انفجار و برخوردهای میان ماشینها نیز از جلوه های دیجیتالی پرهیز شده تا بازهم واقعگرایی در اکشن دراولویت باشد.شاید تنها مورد استثنا را بتوان به نماهای سقوط هلی‌کوپتر پلیس ویا تبدیل بتموبیل به موتور بتمن درنظر گرفت (لحظه‌ای که با پخش تم موسیقی حماسی مخصوص به شخصیت بتمن نیز همراه شده تا بر خلاف دقایق قبل ، امید و انرژی مضاعف به اثر تزریق شده و بر اهمیت پروتاگونیست تاکید شود) که بخش اندکی از دکوپاژ این سکانس را تشکیل داده‌اند.

با وجود لحن تلخ و تاریک اقتباس نولان ،از آنجا که این اثر نیز ریشه در کامیک‌ها دارد ،پس چاشنی شوخ طبعی نیز در برخی لحظات به کار می‌آیند. دیالوگهای راننده ماشینِ حملِ هاروی دنت در تقابل با جوکر بازوکا به دست و یا زمانی که جوکر از راننده کامیونش ناراضی میشود و او را به بیرون پرت میکند و یا نماهای مربوط به کودکانی که در حال و هوای خود مشغول تیراندازی به ماشین‌های پارک شده هستند و ناگهان با انفجار واقعی ناشی از شلیک‌های موتور بتمن روبرو میشوند ،از این دست موارد هستند. مواردی که به مخاطب یادآوری میکنند که او همچنان در حال تماشای اثری کامیک بوکی است که در عین عبوسی و جدیت ، از شوخ و شنگی نیز بی بهره نیست. این دست موارد خوشبختانه کاملا کنترل شده و به اندازه دراثر جای گرفته‌اند تا لحن کلی کار را خدشه دارنکرده و اصطلاحا از اثر بیرون نزنند.

دست آخر نیز نوبت به تقابل بتمن و‌جوکر در نزدیک‌ترین حالت ممکن میرسد. بازهم همچون لحظات ابتدایی تم موسیقی جوکر پخش شده و دوربین در حالتی (لوانگل) به عقب (ترکینگ کرده) تا حرکت سوژه در محیط را تصویر سازی کند. اگرچه کامیون جوکر، سرنگون گشته اما او به مانند همیشه تسلیم نشده و بی پروا به طرف مقابل شلیک میکند. گویی شکست را نپذیرفته و همچنان میتازد.دراین شرایط بازهم لوانگل با معنی و کاربردی جلوه کرده و گویی برنده این کارزار، جوکر است. جوکری که به خوبی آگاه است که شوالیه تاریکی گاتهام حتی در زمانی که مسلح و سوار بر موتور خویش هم هست ، قانونش مبنی بر آدم نکشتن را زیر پا نخواهد گذاشت و به جوکر (با تمامی خلق و خوی اهریمنی‌اش) رحم خواهد کرد.


@NaghdeFilmoSerial

#نقد_سکانس


امیدسلیمی
👍1
🎞نقد فیلم و سریال🎞 pinned «شورش در شهر : (نگاهی به سکانسِ حمله جوکر به کاروان حمل هاروی دنت در شوالیه تاریکی) در روزهایی که اکران تازه‌ترین اقتباس سینمایی از شخصیت (بتمن) توجه سینما دوستان را به خود جلب کرده و نسخه (مت‌ریوز)، خواه یا ناخواه با نمونه‌های پیشین از جمله (شوالیه تاریکیِ)…»
#پیشنهاد_سریال
چند تا لیست سریال واسه دیدن:
(از سریال هایی که دیدم )
کمدی سیتکام :
Seinfeld. friends. office . how I met your mother . community
کمدی درام :
weeds. shameless. Californication .entourage
درام جنایی و پلیسی و گانگستری :
sopranos. wire . breaking bad. better call Saul. fargo . true detective. mind hunter. sons of anarchy . animal kingdom . hannibal . narcos. narcos Mexico . power . oz . dexter . white collar . gomorra
درام :
house . house of cards. mad men. twin peaks . secret diary of call girl . leftovers
مینی سریال :
Chernobyl. dekalog. freaks and geeks. persona (sahsiyet) .wolf (boru) . war and peace. sharp objects . spy . band of brothers. Pacific. rise of empire ottoman . freedom or death (ya istiklal ya olum ) .watchmen . 8 gun ( 8 day)
تاریخی، حماسی ، فانتزی ، علمی تخیلی:
altered carbon. black sails . rome . Spartacus. Vikings. last kingdom. crown. mandalorian . game of thrones . davinci's demons . barbarians. loki . Wanda vision . white queen. white princes. spanish princes .
the man in high castle.
اکشن :
hell on wheels. strike back. banshee . the boys . warrior .‌ falcon and winter soldier
مستند تاریخی :
world at war. apocalypse second world. ancient rome the rise and fall of empire. history of world . the Vietnam war
مستند علمی:
blue planet 1.2 . planet earth 1.2. planet dinosaur .our planet. africa. frozen planet. human planet . life . cos mos . walking with prehistoric beasts
انیمه و انیمیشن :
avatar last air bender. avatar legend of korra . batman animated series. rick and morty. fullmetal alchemist brotherhood. gravity fall. attack on titan. love death and robots. star wars the clone wars . invincible . cowboy bebop . family guy
ترکیه : (اگه ببنید)
bride of Istanbul ( istanbullu gelin ) . ezel
کره ای :(اگه ببنید )
giant. empress ki
@NaghdeFilmoSerial
چند تا لیست از سریال هایی که دیدم. نمره هم از ۱۰ دادم .که باز هم بدون سلیقه ولی تو نمراتی که تو imdb میدم سلیقه هم دخیل و بعضی سریال ها نمرات imdb که دادم و یا تو نوشته ها دادم (که تو نمره ی نوشته ها هم کمی سلیقه بود) با این جا فرق داره .
(نمرات دوم که از ۱۰۰ هستند نمرات متا هستند)

۱۷ سریال برتر (غیر کمدی)

1- sopranos (10) (94)
2- wire (10) (91)
3- mad men (10) (86)
4- better call saul (9.5) (83)
5- twin peaks (9.5) (96)
6 - breaking bad (9) (87)
7- crown (9) (84)
8- hannibal (9) (77)
9- rome (9) (70)
10- game of thrones (8.5) (86)
11- house of cards (8.5) (73)
12- sons of anarchy (8) (75)
13- hell on wheels (8) (64)
14- house (8) (75)
15- dexter (8) (76)
16- mind hunter (8) (-)
17- the man in high castle (8) (73)
18- true detective (7.5) (73)


۱۰ سریال برتر (کمدی)

1- Seinfeld (10) (84)
2- office (9.5) (65)
3- friends (9.5) (66)
4- freaks and geeks (9) (88)
5- weeds (9) (71)
6- community (9) (74)
7- shameless (8.5) (70)
8- Californication (8) (64)
9- big bang theory (7.5) (61)
10- how i met your mother (7) (69)

۵ مینی سریال برتر

1- band of brothers (10) (87)
2- Pacific (9.5) (86)
3- dekalog (9.5) (100)
4- sharp objects (8.5) (78)
5- war and peace (8) (72)

۵ سریال انیمیشنی برتر

1- avatar last air bender (10) (-)
2- batman animated series (10) (-)
3- attack on titan (9.5) (-)
4- star wars the clone wars (9) (66)
5- gravity falls (9) (-)

۵ مستند برتر سریالی

1- planet earth 1 (10) (-)
2- planet earth 2 (10) (96)
3- blue planet 2 (10) (97)
4- blue planet 1 (10) (-)
5- world at war (10) (-)

۱۰ سریال مورد علاقه (سریال هایی که خیلی بهشون علاقه دارم)

1- friends
2- sons of anarchy
3- sopranos
4- hell on wheels
5- star wars the clone wars
6- avatar last air bender
7- batman animated series
8- istanbullu gelin (bride of Istanbul )
9- banshee
10- weeds
alireza ripper