🎞نقد فیلم و سریال🎞
1.72K subscribers
2.02K photos
204 videos
27 files
98 links
نقد و بررسی برترین آثار سینمایی دنیا🎥🎬🎞

-------------------------------------

ارتباط با ما⬇️
🆔️ : @I_am_Mr_Mercury
🆔️ : @omidius
Download Telegram
چرا همشهری کین بهترین فیلمی است که ساخته شده است.
Part 1

همشهری کین اغلب به عنوان "بهترین فیلم ساخته شده" نامید می شود اما دقیقا چه چیزی فیلم اورسن ولز را شایسته این عنوان می کند. برای مثال، پدینگتون ۲، فیلم خانوادگی محوری که جایگزین فیلم همشهری کین در رتبه اول رده بندی راتن تومیتوز شده باعث شده است که در سراسر اینترنت بحث این شود که واقعا چه فیلمی شایسته عنوان بهترین فیلم ساخته شده در تاریخ این مدیوم می باشد.

سوال اینکه بهترین فیلم ساخته شده کدام است یک موضوع بحث برانگیز می باشد. فیلم باید توازن را بین عنصر های بسیاری از جمله دستاورد های فیلم، پایداری در طول زمان و تاثیر بر عنوان های دیگر، و جذبه ای که به غیر از دستاورد فنی دارد پایدار سازد. پدرخوانده و اقتباس استیون کینگ، رستگاری در شائوشنگ اغلب هردو در لیست بهترین فیلم های ساخته شده قرار دارند که با تاثیر ادیبانه ای که بر فیلم های بعد از خود گذاشتند و بسیار پرطرفدار و محبوب شدند.

هرچند، فقط یک فیلم هست که بیشتر از فیلم های دیگر به عنوان بهترین فیلم ساخته شده، نامیده شده است. پخش شده در سال ۱۹۴۱، همشهری کین شروع کارگردانی/نویسندگی/تهیه کنندگی/و درخشش بازیگری اورسن ولز است. او در این فیلم نقش یک ادم بانفوذ و پولدار (به طور نامحسوسی به سخره گرفتن تعداد زیادی از تجار امریکایی) را بازی میکند. فیلم بعد از مرگ تنهای او شروع می شود، فیلم یگانه ولز داستان کین را از زبان دوستان و عشق های قبلی و همکاران بیان می کند. که باعث می‌شود به طرز دل انگیزی به شخصیت وی نزدیک شویم اما نتوانیم به خوبی وی را قضاوت کنیم. اولین کارگردانی ولز به طور معمول به عنوان بهترین فیلم ساخته شده همه دوران نامیده می شود اما چه چیزی فیلم را اینقدر کامل می کند و ایا اینکه این ادعا درست است یا نه؟

داستان گویی ابداعی کین

شروع شده با اخبار که داستان تمام زندگی انتی هیرو را نشان می دهد، همشهری کین انگار جلوی تنشی که همیشه در فیلم های دیگر وجود داشت را با گفتن تمام داستان در سکانس ابتدایی می گیرد. این تکنیک از نمایشنامه شکسپیر قرض گرفته شده است که در زمان خودش همه حضار را میخکوب می کرد. در حالی که فیلم ها تا به این حال بیشتر اوقات از یک تایم لاین مستقیم از شروع تا پایان استفاده می کنند. در تقابل، داستان همشهری کین بین راوی های مختلف جست و خیز می کند تا خبرنگار قطعات مختلف زندگی شخصی کین را کنار هم بگزارد، و داستان های فردی و شخصی مخلوط شوند تا در اخر نشان بدهند که هیچ بازگویی دوباره ای نمی تواند زندگی یک فرد و تاثیرش را کامل دربر بگیرد. در اخر فیلم همشهری کین تماشاگران، قهرمان/ضد قهرمان فیلم را درک نمیکنند، اما فیلم این قضیه را با اینکه انها هرگز نمیتوانستند او را درک کنند شفاف می کند و فیلم بدون هیچ نتیجه کوچکی پایان میابد و یک توئیستی که تا ان زمان نظیرش را ندیده بودیم.

@NaghdeFilmoSerial
همراهان گرامی میتونید با دنبال کردن #نقد_پوستر , #نقد_نما , #نقد_سکانس به پستهای متفاوت کانال دسترسی پیدا کنید 🌺

#پیشنهاد_فیلم #پیشنهاد_سریال
#نقد_فیلم #نقد_سریال هم فراموش نشه 😊
🎞نقد فیلم و سریال🎞 pinned «همراهان گرامی میتونید با دنبال کردن #نقد_پوستر , #نقد_نما , #نقد_سکانس به پستهای متفاوت کانال دسترسی پیدا کنید 🌺 #پیشنهاد_فیلم #پیشنهاد_سریال #نقد_فیلم #نقد_سریال هم فراموش نشه 😊»
🎞نقد فیلم و سریال🎞
چرا همشهری کین بهترین فیلمی است که ساخته شده است. Part 1 همشهری کین اغلب به عنوان "بهترین فیلم ساخته شده" نامید می شود اما دقیقا چه چیزی فیلم اورسن ولز را شایسته این عنوان می کند. برای مثال، پدینگتون ۲، فیلم خانوادگی محوری که جایگزین فیلم همشهری کین در رتبه…
چرا همشهری کین بهترین فیلمی است که ساخته شده است.
Part 2 /آخر

همشهری کین: یک راوی غیر قابل اعتماد

این فیلم در دورانی اکران شد که در فیلم ها عادت داشتند از دوربین به عنوان یک بیننده بی طرف استفاده کنند، اما همشهری کین راوی غیر قابل اعتمادی را به سینما معرفی کرد که بین نقل قول های متناقص زندگی کین جست و خیز می کرد. این بدان معنا است که بیننده هیچ تصویر شفافی از داستان کین ندارد و هنوز فیلمسازان از استفاده از این تکنیک خجالت میکشند(حتی فیلم جدید دیوید فینچر، Mank، یک نمایش اشکار و ادبی از اورسن ولز نشان می دهد تا اینکه ولز از کین نشان بدهد).معرفی چشم انداز درونی به سینما دگرگونی ای ایجاد کرد که باعث شد کاراکتر ها بسیار پیچیده تر شوند، مانند فیلم اورسن ولز که کاراکتر اصلی فیلم هم میتواند بی عاطفه و سنگ دل و هم بسیار انسانی، با اشکار سازی غم انگیز انچه "رُزباد" بدان اشاره می کند، باشد.

داستان کین

داستان مردی به ثروت و قدرت ارزش بسیار می دهد و همه زندگی اش را هدر می دهد و در اخر تنها در قلعه اش میمیرد، همشهری کین کلاسیک های بسیاری که بعد او امده اند، تحت تاثیر خود قرار داده است.

چیزی که باعث سختی بحث در رابطه با ادعای فیلم همشهری کین می شود این است که هر فیلمی بعد از ان به طور اجتناب ناپذیری از تکنیک های فیلم ولز قرض گرفته است. ولز شخصا اعتراف کرده که بسیاری از تکنیک های ابداعی اش از نبود تجربه بوده است، به این معنی که خودش نمی دانسته چه قانون هایی را می شکند. الان اسان است که فیلم هایی را نام ببریم که از جنبه های مختلف بهتر، گیرا، خنده دار تر و غم انگیز تر از همشهری کین باشد. هرچند تقریبا همه فیلم هایی که برای عنوان بهترین فیلم رقابت می کنند دور تکنیک های ابداعی همشهری کین می گردند، چه تصویربرداری دیپ-فوکوس، ادیت مونتاژ الهام گرفته از ایزن اشتاین، یا داستان سرایی بی نظم از همشهری کین باشد. اولین کارگردانی ولز زبان سینما را دوباره تعریف کرد و انرا وسعت بخشید بطوری که هر فیلمی که ادعایی بر این عنوان داشته باشد نتواند از تکنیک های استفاده شده در این فیلم استفاده نکند، حتی فیلم پدینگتون ۲ که در جایگاه اول رتبه بندی راتن تومِیتوز قرار دارد.

📌منبع: وبسایت Screenrant

ترجمه اختصاصی کانال نقد فیلم و سریال

🎙@NaghdeFilmoSerial
Forwarded from ماهنامه فیلم‌کاو
🚬 در تندبادِ جعل، امید دود خواهد شد...!

🔺 نسخه‌ی الکترونیکی شماره هشتم فیلم‌کاو: جامعه و خبرنگار(۳) به‌تاریخ شنبه ۲۰ شهریورماه در «فیدیبو» و «جار» منتشر خواهد شد.

نویسندگان(به‌ترتیب حروف‌الفبا):
داود احمدی‌بلوطکی، فراز اسدی، محراب توکلی، علیرضا تولائی، مهدی تیموری، فرشاد جابرزاده، پویا جنانی، سپهر حسنی، امید خاکپورنیا، سلیم خزلی، پژمان خلیل‌زاده، علی ذکایی، پوریا رستمی، مهران زارعیان، پارسا زنگنه، امید سلیمی، محمدحسین سیفی، شهرزاد شاه‌کرمی، امیررضا شیروانیون، محمدجواد صابری، نیما صالحی‌کرمانی، ایمان عظیمی، سهیل عفیفه، محمدجواد فراهانی، سارا فردوسیان، سعید قاسمی، احسان کریمی، سامان مرادخانی، مینا معصومی، محمد محمودی، امیررضا موسوی، امین نور، دانیال هاشمی‌پور، علیرضا هنگوال

🆔 @Filmkavmag
نگاهی به پوسترِ مینیمال سگ‌های انباری:


بدون‌ شک (سگ‌های‌انباری) از مهمترین ساخته های (کوئنتین‌تارانتینو) و همچنین از ماندگارترین آثار (پست مدرن) تاریخ سینماست . اثری همچنان پویا و سرگرم کننده که برخی مولفه های پست مدرن رادرخود جای داده: پیرنگ محوری ،روایتی مدام در رفت وآمد میان حال وگذشته واصطلاحا غیرخطی، خشونت (کلامی‌/ فیزیکی) بیش از حد معمول ، اغراق در برخی وضعیتهای نمایشی که به ما گوشزد میکند در حال تماشای یک فیلم هستیم و قرار نیست عملی جدی تلقی شود: همچون مامور مخفی که از ابتدا تیر خورده و‌مدام خونریزی دارد ،منتهی تا پرده پایانی زنده مانده و غرق خون گشتنش موجب مرگش نمیشود! به علاوه حضور پررنگ شخصیتهایی تماما رذل و نابهنجار و تاثیرگذاری نسبتا اندک تنها قطب مثبت در ماجرا و...
پوستر (مینیمالیستی) اثر هم پوستری است جذاب و تماشایی که دقیقا همان چیزی را تحویلمان میدهد که از یک کار مینیمال انتظار داریم: انتقال مفهوم مورد نظر به موجزترین شکل ممکن، بدون هیچ عنصر اضافه .

درپوستر مذکور با خشابی از یک اسلحه کمری طرفیم که با شش گلوله رنگی پرگشته است . طبیعتا همان رنگهایی که در اثر هم بعنوان نام مستعار شخصیتها ازآنها بهره برده میشود: آبی ،طلایی،سفید،نارنجی ،صورتی و قهوه ای .
رنگهایی که از ابتدا و تا به اواخر اثر ذهن مخاطب را به این سمت برده که حتما به منظور هدف یا مفهوم خاصی ‌برای هریک ازشخصیتها انتخاب گشته اند، اما خالق پست مدرن باز اثر درنهایت این نوع نامگذاری را کاملا تصادفی و بدون منطق و دلیل خاصی پیش چشم مخاطب قرار داده تا بر پوچی و بی معنایی جهان فیلمش تاکید کند!
پوچی که با مرگ افراد و به طبع ازبین رفتن گروه قدیمی و عدم استفاده از جواهرات مسروقه، نمود عینی خود را در اثر به اثبات میرساند.
خشاب همچنین به مخاطب تلنگر میزند که سگ های انباری اثری خشن و خون آلود خواهد بود که اسلحه و شلیک گلوله و تباهی ،جز جدایی ناپذیری از آن تلقی میشود. همچون (فلاش‌بک‌هایی )از سرقت و فرار پس از آن و درنهایت پرده پایانی که در آن تمامی شخصیتها غرق در خون گشته و مرگ را به آغوش میکشند.
آشکارا هر شش گلوله رنگی در محیطی بسته و دایره وار درکنار یکدیگر حاضرند تا بدانیم که فرجام و سرنوشت شخصیتها بنوعی درارتباط بایکدیگر بوده و تمامی کنش و واکنش آنها ،بریکدیگر تاثیرگذار خواهد بود.از آنجا که لوکیشن اصلی اثر هم یک انباری متروکه بوده و عمدتا شاهد (سکانسهایی داخلی) هستیم لذا این بسته بودن محیط و ارتباط مدام شخصیتها با یکدیگر معنای خاص خود را پیدا میکند.
همچنین نگاه کنید به رنگ غالب پوستر که قهوه ای است(رنگی که به خود شخصیت تارانتینودرفیلم تعلق داشته) تا بدانیم مهره اصلی این اثر کیست. نوعی شیطنت و بازیگوشی جذاب که بر اهمیت نقش خالق اثر هم تاکید میکند.(هرچند حضور فیزیکی‌اش در جلوی دوربین و به طبع اثر گذاری نقشش در دل پیرنگ، به نسبت دیگران کمتر است) به این مورد شیطنت در عنوان بندی پوستر را هم اضافه کنید: نام تارانتینو هم درابتدای عنوان بندی و هم درانتهای آن بچشم می آید. چنانچه در بخش
انتهایی ،نامش را با (یک فاصله) از دیگر بازیگران شاهدیم.


@NaghdeFilmoSerial

#نقد_پوستر


امیدسلیمی
با سلام خدمت همراهان گرامی ❤️
شماره هشتم ماهنامه (فیلم کاو) هم منتشر شد . 👌
سهم بنده دراین شماره نقد فیلم System Crasher است.
ماهنامه را میتوانید از لینکهای زیر تهیه کنید : 🙏


https://www.jaaar.com/kiosk/issues/info/filmkav/2021-09-11



https://fidibo.com/book/119780-%D9%85%D8%AC%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D9%86%D8%B1%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D9%88-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-8
🎞نقد فیلم و سریال🎞 pinned «با سلام خدمت همراهان گرامی ❤️ شماره هشتم ماهنامه (فیلم کاو) هم منتشر شد . 👌 سهم بنده دراین شماره نقد فیلم System Crasher است. ماهنامه را میتوانید از لینکهای زیر تهیه کنید : 🙏 https://www.jaaar.com/kiosk/issues/info/filmkav/2021-09-11 https://fidibo.com/book/119780…»
(میر از ایست‌تاون) در کنار شارپ‌آبجکتز ، بیگ لیتل‌لایز، چرنوبیل،واچمن و... از مینی سریالهای جذاب و دیدنی شبکه HBO محسوب میشود که راز جذابیتش را علاوه بر موش و گربه بازیهای آثار (جنایی/دلهره‌آور) و پرداخت به کشمکش های بیرونی ، میبایست در کندوکاو در بُعد انسانی شخصیتهایش جستجو کرد . امتیازی که طبیعتا سطح کلی اثر را از سریالی صرفا سرگرم کننده به سطحی بالاتر ارتقا بخشیده تا بتوان پس از گذشت مدتی ،بازهم برای تماشای آن اقدام کرد.
دراین پست به نقد وبررسی یکی از سکانسهای درخشان آن خواهیم پرداخت که هم یکی از (نقاط‌اوج) سریال محسوب شده و هم با گذر از امر تکنیک و درگیر کردن تمام حس مخاطب با سوژه و موقعیت (نظمی مثال زدنی میان تمامی اجزای دیداری و شنیداری اش با دکوپاژی کاملا در خدمت میزانسن) به واقع فرم هنری را پیش چشم مخاطب قرار میدهد:

سکانس مذکور پس از تعقیب وگریز و به هلاکت رسیدن یکی از هیولاهای شهر رخ میدهد: نخسین نمایی که از سوژه (کیت وینسلت) مشاهده میکنیم نمایی است (مدیوم‌کلوز) که در این اندازه قاب به درستی خستگی و درماندگی او را حس میکنیم . نفس نفس زدنهای پیاپی سوژه به علاوه چشمان نگران و مضطربش خود خبر از این وضعیت میدهند. اضطراب و دهشتناکی موقعیت قبلی چنان بر وی فشار آورده که گویی سوژه دیگر توان هیچ کنش و واکنش دیگری را ندارد . نمای بعدی با یک حرکت دوربین همراه بوده تا از( اندازه‌ای باز به اندازه ای بسته) برسیم و هرچه بیشتر همراه موقعیت بغرنج روحی سوژه مورد نظر باشیم : نما ، نمایی است (مدیوم‌لانگ) که در آن، هم همان موقعیت خسته سوژه را (سمت چپ قاب) داریم و هم شاهد حضور جنازه همکارش که بر کف اتاق هستیم. دوربین به آرامی به وینسلت نزدیک شده (درحالی که سمتِ نگاه بهت زده و مغمومش به جنازه همکار را هم شاهدیم) و اندازه قاب را به مرور به (مدیوم‌کلوز) تبدیل میکند. اندازه قاب و حرکتی که هم درابتدا موقعیت کلی صحنه را برایمان آشکار میسازد و هم به مرور مخاطب را بیش از پیش در درد و‌رنج سوژه اش شریک میکند.
حضور ماشین های پلیس در پسزمینه در حالیکه (فوکوس) بر وینسلت بوده هم از دیگر تمهیداتی است که به کمک حرکت قبلی دوربین آمده تا بدانیم هدف از این سکانس تماما بر درگیری حسی با وینسلت بوده و باقی اجزا تنها به منظور کمک رسانی به این مهم،گرد هم آمده اند.

واپسین نمای این سکانس هم نمایی است (کلوز) از سوژه که با صدای اطراف(ناشی از ورود دیگر پلیسها) ترکیب میشود.سوژه همچنان نفس نفس زنان و تنها با چهره ای بهت زده به حواشی اطراف واکنش نشان داده و به واقع اوج همذات پنداری دراین بخش رخ میدهد: چرا که دراین لحظه تنها ما مخاطب و سوژه ،میدانیم که چه جهنمی بر او و همکارش گذشته و پلیسهای دیگر از جزییات ماجرا بی اطلاع بوده و به جستجو خود مشغولند. درنتیجه گویی این نگاه عاجز او به سمت دوربین به منظور درخواست و طلب هرچه بیشتر همدردی است .
از آنجا که ماموریت وی با موفقیت طی شده و دختران محبوس بار دیگر میتوانند رنگ زندگی و آزادی را بچشند ، موسیقی آرامبخشی نیز بر تصویر مینشیند تا کمی از بار خفقان آور قبلی بکاهد.ضمنا بازهم با یک حرکت دوربین طرفیم که درآن دوربین به مرور به سوژه نزدیک شده و نما را از (کلوز) به نزدیکترین فاصله ممکن رسانده و (اکستریم کلوز) میشود . توانایی شگفت انگیز اکت بازیگر دربازی با میمیک صورت (بیش از همه چشمانش) در این لحظه بیش از پیش محسوس است.

همچنین به شکلی همزمان با (صدای خارج از قابی) طرفیم که درواقع متعلق به گفتگوی وینسلت و فرزند از دست رفته اش است . دیالوگهایی دونفره و مربوط به روز تولد فرزند.حضور این صدای خارج از قاب نیز در راستای سمپاتی هرچه بیشتر ما با سوژه است .چرا که محتوای کلام همسو با وقایع طی شده در قاب دوربین بوده و اصطلاحا از کار بیرون نمی ایستد. درواقع در(لایه بیرونی) وینسلت و همکارش هیولا را شکار کرده اند و با این عمل هم از زیر فشار روانی تحمیل شده از سمت جامعه و بالا دستی ها نجات یافته اند و هم فرزندهایی را مجدد به آغوش خانواده بازگرداننده اند و همچنین در (لایه درونی) نیز با به اتمام رساندن این ماموریت خطیر ،روح آزرده و زخم دیده وینسلت از فقدان فرزندش را تسلی بخشیده اند. عملی که به واقع درحکم تولد دوباره وی بوده و حیاتی روشن و امیدبخش را برایش به ارمغان آورده است . گویی دراین لحظه بارسنگینی از دوش او برداشته شده و میتواند نفس راحتی کشیده و از عذاب وجدان گذشته اش بگریزد.

@NaghdeFilmoSerial

#نقد_سکانس


امیدسلیمی
🎞نقد فیلم و سریال🎞 pinned «(میر از ایست‌تاون) در کنار شارپ‌آبجکتز ، بیگ لیتل‌لایز، چرنوبیل،واچمن و... از مینی سریالهای جذاب و دیدنی شبکه HBO محسوب میشود که راز جذابیتش را علاوه بر موش و گربه بازیهای آثار (جنایی/دلهره‌آور) و پرداخت به کشمکش های بیرونی ، میبایست در کندوکاو در بُعد انسانی…»
🎞نقد فیلم و سریال🎞 pinned «همراهان گرامی میتونید با دنبال کردن #نقد_پوستر , #نقد_نما , #نقد_سکانس به پستهای متفاوت کانال دسترسی پیدا کنید 🌺 #پیشنهاد_فیلم #پیشنهاد_سریال #نقد_فیلم #نقد_سریال هم فراموش نشه 😊»
اصولا چه موافق آثارابرقهرمانی باشیم و چه مخالف آنها ،نیمتوان منکر حضور پرتعدادشان درساخته های سینمایی سالیان اخیر شد.از حضور تکی تا گردهمایی آنها که درتلاشند تا واژه حماسه را به عناصر فانتزی ،روانشناختی و... گره زده و طیف وسیعی از مخاطبان را همراه خود سازند. به اعتقاد نگارنده (شوالیه تاریکی) از درخشانترین آثار ابرقهرمانی تاریخ سینماست که خوشبختانه گذر زمان و ظهور آثار پرخرج مشابه بعدی، ذره ای از ارزش و اعتبار آن را کم نکرده است . اثر درخشانی که تا ابد میتوان بدان پرداخت و داستان و شخصیتهایش را هربار از زاویه تازه ای تحلیل نمود.دراین پست به بررسی یکی از پوسترهای آن خواهیم پرداخت:

درنگاه اول با پوستری رایج طرفیم که متعلق به قهرمان اثر (بتمن) است .اما با کمی دقت میتوان دریافت که پوستر موردنظر پوستری است هوشمندانه و جزیی نگر و کارشده. پوستری که همانقدر که متعلق به بتمن بوده به رقیب دیرینه اش (جوکر) هم تعلق دارد. چهره مصمم و جدی بتمن را شاهدیم و لقب (شوالیه تاریکی) که عنوان اثر هم هست در آن خودنمایی میکند. اما نکته حائز اهیمت را میبایست در حضور سنگین و معنا دار جوکر جستجو کرد. کارتهای پرتعداد بازی سراسر پوستر را پوشش داده اند ،کارتهایی منقش به دلقک هایی که درواقع نمادی از جوکر هستند. نمادی از شر و تباهی حاصل از حضور وی دراثر .کارتها به شکلی نامنظم و پرازدحام در پوستر حاضرند تا چهره بتمن هم بنوعی ویران و درهم شکسته پیش چشم مخاطب قرار بگیرد. همانگونه که جوکر در شوالیه تاریکی آمده تا بتمن ،گوردون و هاروی را تحت فشار گذاشته و شرایط را بیش از پیش برایشان ملتهب سازد و افکارمهیب و پوچ گرایانه اش را به آنها و مردم گاتهام سیتی تحمیل کند، کارتها هم چهره قهرمان را در پوستر مخدوش کرده اند . همچنین نگاه کنید به حضور جمله های ماندگار و تکان دهنده جوکر که در پوستر خودنمایی میکنند: از جمله چرا انقدر جدی گرفته تا بگذار بر صورتت لبخند بیندازم! حضور این جمله ها نیز همچون همان کارتهای بازی ،بر سایه شوم و ویرانگر جوکر در اثر تاکید دارند. حتی اگر تصویری از وی را درپوستر شاهد نباشیم ،کارتها و دیالوگهایش حضور پرتعداد و معنا داری در آن دارندتا حضورش را تماما احساس کنیم. چرا که گویی در شوالیه تاریکی بتمن و جوکر دو روی یک سکه اند و تقابل آنها هم در لایه ظاهری و نبردهای فیریکی نمود دارد و هم در لایه درونی و تقابل افکارشان . تقابلی که درواقع از مهترین رازهای ماندگاری اثر هم بشمار می آید.

ضمنا به حضور لکه های خون در پوستر توجه کنید که بر وقوع روزهایی ملتهب و پرخطر در اثر اشاره میکنند.التهابی برآمده از تقابل قطبهای مختلف داستان که آشکارا مردم عادی و مسئولان گاتهام از آن بی بهره نخواهند بود. خونهایی که حتی میتوانند شوالیه سفید گاتهام را نیز به ورطه سقوط و تباهی بکشانند و امید مردم را نشانه روند .

مورد جالب توجه دیگر هم مربوط به حضور لبخند قرمزرنگی است که بر دهان بتمن نقش بسته است.
لبخندی (متعلق به گریم دهشتناک جوکر) که درتضاد با چهره عبوس و مصمم بتمن قرار دارد.گویی این جدی بودنش را به سخره گرفته و قصد دارد از میزان آن بکاهد.همچون دقایق پایانی اثر که اگرچه نقشه های جوکر برای انهدام کشتی ها و قتل عام مردم شکست خورده و توسط بتمن به اسارت در آمده اما او را سرخوش و خندان شاهدیم. گویی نشانی از موضع ضعف را درخود جای نداده و چنان به افکار و اعمالش اعتقادی راسخ داشته که خود را پیروز نبرد با بتمن میداند و خنده ای شیطانی اش را بر جدیت طرف مقابل ، ارجح میداند.


@NaghdeFilmoSerial

#نقد_پوستر

امیدسلیمی
🎞نقد فیلم و سریال🎞 pinned «اصولا چه موافق آثارابرقهرمانی باشیم و چه مخالف آنها ،نیمتوان منکر حضور پرتعدادشان درساخته های سینمایی سالیان اخیر شد.از حضور تکی تا گردهمایی آنها که درتلاشند تا واژه حماسه را به عناصر فانتزی ،روانشناختی و... گره زده و طیف وسیعی از مخاطبان را همراه خود سازند.…»
#پیشنهاد_سریال
#نقد_سریال
star wars the clone wars 2008 - 2020

آفریننده: جورج لوکاس ، دیوید فیلونی
نویسنده: دیوید فیلونی ، استیون ملچین ، کیت لوکاس و ...
صدا پیشگان : تام کین ، مت لنتر ، جیمز آرنولد تیلور، اشلی اکشتاین و ...

تعداد فصل : ۷
تعداد قسمت : ۱۲۲ (۲۲ دقیقه ای)

ژانر : اکشن، علمی تخیلی ، اپرای فضایی (وسترن فضایی)

مقدمه:

اولین آشنایی من با فرانچر جنگ های ستاره ای(جنگ ستارگان) با سریال انیمیشنی جنگ های کلون که از شبکه ی پرشین تون با دوبله پخش‌میشد ، بود ، چند ماه پیش فرصتی شد تا با پخش فصل آخر این سریال جذاب را دانلود کرده و با آرامش در طول چند ماه سریال را تماشا کنم ، داستان سریال روایت گر جنگ های کلون ها (که قسمت اول و دوم سه گانه ی پیش در آمد فیلم ها را شامل میشود) و نبرد های جدای ها و کلون ها و در قالب ارتش جمهوری قدیم (قبل از سقوط و تشکیل امپراطوری مخوف ثیث) با نیروی های شورشی جدایی طلب است که می توان تماشایی سریال را به مشابه تجربه ی یک بازی گسترده ی جهان باز توصیف کرد .
با بررسی این سریال همراه ما باشید.

سریال نبرد کلون ها روایت گر داستانی حماسی و خیره کننده از مجموعه جنگ هایی جمهوری و جدایی طلب هاست ، شخصیت های اصلی سه گانه ی پیش در آمد در سریال حضور دارند و شخصیت های اصلی جدیدی مثل آسوکا تانو و رکس ،کودی (کلون ها) ، کیت فیستو و ده ها شخصیت مثبت و منفی اصلی و فرعی که هر کدام داستان خود را برای روایت دارند ، قسمت های سریال هر کدام داستان جدا گانه ای را در بستر داستان کلی سریال روایت می کنند ، قسمت های زیادی به جنگ ها ی کلون ها و شخصیت های فرعی (کلون ها) می پردازد در حالی که در مجموعه فیلم ها روایتی از شخصیت های آن ها روایت نمیشد ، پرداخت خوب به شخصیت های اصلی و فرعی و روایت زندگی آن ها در کنار به کار گیری صدا پیشگان واقعا کار درست ، شخصیت پردازی های عمیق و کامل جلوی چشم مخاطب به تصویر میکشد.

سریال محدودیت زمانی فیلم ها را ندارد و ما شاهد ده ها داستان مختلف از جنگ های عظیم گرفته تا مسیر های خود شناسی که آناکین و یا آسوکا طی می کنند هستیم ، از ارجاع های مختلف مانند ارجاع به فیلم هفت سامورایی در یکی از قسمت ها تا ماجرا جویی های مختلف شخصیت های اصلی و حتی فرعی (مثلا شخصیت های کلون و یا شخصیت های منفی از ساوج تا کد بن و ...)

از طرف دیگر انیمیشن محدودیت های بودجه ای و تکنولوژی فیلم ها و سریال ها را به شدت کاهش میدهد ، جنگ های خیره کننده و ماجراجویی های که اگر سریال به صورت انیمیشن نبود صد ها میلیون دلار هزینه بر میداشت به آسانی در سریال به نمایش در می آید ، همان طور که گفته شد تماشای سریال شبیه تجربه ی یک بازی جهان باز بسیار گسترده است، سفر در سراسر کهکشان از مندلور تا پایتخت جمهوری ، از سیاره های یخ زده تا فضای بیرونی کهکشان و ... ، همراهی شخصیت های کار شده ای که احساسات مخاطب را بر می انگیزند در کنار گرافیک انیمیشنی خیره کننده و پر جزئیات تجربه ای تکرار نشدنی در اختیار مخاطب قرار میدهد.

روند سریال در طول فصل ها از روند کودکانه و نوجوانانه ی خود به سمت بزرگسالانه و تاریک تر شدن پیش میرود و با اعتراض والدین پخش آن از شبکه ی کارتون نتورک متوقف شد که بعدا دیزنی ۲ فصل دیگر برای پایان دادن به داستان (همان اتفاقات قسمت سوم فیلم ها) ساخت و فصل آخر روایت گر اتفاقاتی است که برای آسوکا پیش می آید و از تکرار داستان فیلم پرهیز می کند.

شخصیت سازی های سریال بسیار بهتر و عمیق تر از مجموعه فیلم ها است و تایم طولانی سریال فرصت بیشتری را برای پرداخت به شخصیت ها و عمق بخشیدن به آن ها در اختیار سازندگان قرار میدهد و سازنده به بهترین نحو از این فرصت استفاده می کند.

تماشای این سریال یکی از بهترین تجربه های بنده در تماشای سریال بود و دیدن آن را به شدت به مخاطبان (حتی کسانی که فیلم ها را ندیده اند) توصیه میکنم
نمره : ۸ از ۱۰
meta: 70/100
IMDB : 8.3/10

Alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial