(شکارچیذهن) را از شاهکارهای شبکه (نتفلیکس) میدانم و امیددارم درمیان انبوه آثار تولیدی اش ،جایی را هم برای ادامه این اثر درخشان اختصاص دهد. سریالی که تاکنون دو فصل آن ساخته و پخش شده و تماشای آن برای عاشقان تریلرهای جنایی (آغشته به پیچ و خم های روانشناسانه) از نان شب هم واجب تراست. نمای انتخابی برای این پست را از درخشانترین نماهای اثر مذکور دانسته و قصد دارم به آن بپردازم: دراین نما با (لانگ شاتی) طرفیم که سوژه خود را درمرکز قاب جای داده و مابقی را در پسزمینه کاشته است. طبیعتا درچنین شرایطی در ابتدا ،چشم مخاطب معطوف به مرکز قاب و سپس معطوف پسزمینه میشود. سوژه با حالتی خمیده و صلیب به دوش و دست تصویر سازی شده است که به درستی خستگی و عجز او را برایمان تفهیم میکند . خستگی و عجزی که درواقع ماحصل عدم به نتیجه رساندن پرونده و درنتیجه کلنجار های ذهنی و روانی ماموران مربوطه و همچنین فشار افکار عمومی و رسانه هاست . صلیب به عنوان نمادی از دین و آموزه های آن نیز همچون باری اضافه بر دوش و دست سوژه خودنمایی میکند. این اضافی بودن را از حضور پرتعداد کلیسا و افراد حاضر در آن به عنوان (موتیفی) در این فصل و همزمانی رشد و نمو شیاطینی عینیت یافته همچون : ادکمپر ، بی تی کی ،چارلز منسون و... میتوان دریافت کرد.
همچنین نمای مذکور به درستی برفاصله گذاری میان سوژه اصلی و جمعیت تاکید دارد. سوژه با فاصله نسبتا زیادی از آنها و نزدیکتر به لنز دوربین جای خوش کرده تا بر موضع تنهایی و تحت فشار بودنش تاکید شود . حضور پرتعداد افراد در پسزمینه که شانه به شانه یکدیگر در قاب حضور دارند و جهت نگاه برخی از آنها (وحتی پلیسی که در گوشه قاب ایستاده) به سمتِ سوژه نیز از دیگر نکات ظریفی است که خبر از توقع و انتظار آنها از نیروی ویژه به منظور گره گشایی از پرونده های جنایی دارد. توقع وانتظاری از موضع حق که طبیعتا شرایط کاری را بیشتر از پیش برای شخصیت های اصلی سریال دشوار و بحرانی خواهد نمود.
@NaghdeFilmoSerial
#نقد_نما
امیدسلیمی
همچنین نمای مذکور به درستی برفاصله گذاری میان سوژه اصلی و جمعیت تاکید دارد. سوژه با فاصله نسبتا زیادی از آنها و نزدیکتر به لنز دوربین جای خوش کرده تا بر موضع تنهایی و تحت فشار بودنش تاکید شود . حضور پرتعداد افراد در پسزمینه که شانه به شانه یکدیگر در قاب حضور دارند و جهت نگاه برخی از آنها (وحتی پلیسی که در گوشه قاب ایستاده) به سمتِ سوژه نیز از دیگر نکات ظریفی است که خبر از توقع و انتظار آنها از نیروی ویژه به منظور گره گشایی از پرونده های جنایی دارد. توقع وانتظاری از موضع حق که طبیعتا شرایط کاری را بیشتر از پیش برای شخصیت های اصلی سریال دشوار و بحرانی خواهد نمود.
@NaghdeFilmoSerial
#نقد_نما
امیدسلیمی
🎞نقد فیلم و سریال🎞 pinned «(شکارچیذهن) را از شاهکارهای شبکه (نتفلیکس) میدانم و امیددارم درمیان انبوه آثار تولیدی اش ،جایی را هم برای ادامه این اثر درخشان اختصاص دهد. سریالی که تاکنون دو فصل آن ساخته و پخش شده و تماشای آن برای عاشقان تریلرهای جنایی (آغشته به پیچ و خم های روانشناسانه)…»
با چندروز تاخیر😅 و به بهانه تولد دیوید فینچر (۲۸ اوت ۱۹۶۲) نگاهی داریم به بخشهایی از نقد واپسین ساخته اش : Mank در شماره چهارم ماهنامه فیلم کاو .
منتشر شده در بهمن ۱۳۹۹
منتشر شده در بهمن ۱۳۹۹
🎞نقد فیلم و سریال🎞 pinned «با چندروز تاخیر😅 و به بهانه تولد دیوید فینچر (۲۸ اوت ۱۹۶۲) نگاهی داریم به بخشهایی از نقد واپسین ساخته اش : Mank در شماره چهارم ماهنامه فیلم کاو . منتشر شده در بهمن ۱۳۹۹»
معتقدم که (کشتی گیر) درکنار (مرثیه ای برای رویا) از قله های فیلمسازی (آرنوفسکی) است. آثار جاویدانی که به مانند دیگر شاهکارهای سینما تاریخ انقضایی نداشته و با هررجوع مجدد بدانها میتوان بازهم از تماشایشان لذت برد . پوستر کشتی گیر نیز پوستری است جزیی نگر و فکر شده که بخوبی از پس وظیفه اش برآمده و هم مخاطبی که هنوز اثر را تماشا نکرده را برای همراه گشتن با آن وسوسه میکند و هم ارتباط معنادار ومستقیمی با جهان تلخ اثر دارد. سوژه را در نمایی (مدیومشات) و خیمه زده بر بندهای رینگ مسابقه داریم . اندازه قابی که هم وضعیت درماندگی و عجز سوژه را به تصویر میکشد( سرِ به پایین خم شده و چشمان بسته ) و هم شناخت دقیقی از محیط اطرافش را میدهد.تاریکی محیط و به طبع عدم حضور تماشاگران و شور و هیاهوی ناشی از آنها ، که بخش اعظمی از پوستر را تشکیل داده خود خبر از اثری داده که قرار است در آن با زیست انزوا گونه و بی ثمر سوژه طرف باشیم . زیستی ملال آور و ناامیدانه که گویی رنگ و بویی از نشاط و شادابی در آن یافت نمیشود(فقدان خانواده ،اوضاع نابسامان مالی و فراموش شدگی از طرف جامعه که همچون خوره ای ،روح قهرمان اثر را میخراشد) همچنین بدن عضلانی و تنومند سوژه در تضاد با احوال پریشان و خسته وی قرار گرفته تا بر پوچی رشته ورزشی اش نیزتاکید شود . بدنی به ظاهر نیرومند که گویی توان نجات زندگی صاحبش راندارند!
ضمنا با توجه به موقعیت مکانی پروژکتورها ،نور از بالا بر سوژه تابیده تا هم بدانیم کشتی گیر فیلمی است (شخصیت محور) و هم بنوعی در تلاش برای برانگیختن حسترحم و سمپاتی با وی باشد. سمپاتی که در خوداثر هم نمود عینی داشته و نماهایی را شاهدیم که درآنها دوربین از پشت ،سوژه را تعقیب میکند و لحظه ای اوراتنها نمیگذارد.
بنا به نکات ذکر شده پوستر مذکور را نمونه ای از یک پوستر سینمایی درخشان میدانم که نوشتن از آن خالی از لطف نیست. پوستری که هر آنچه لازم است را درخود جای داده و اصطلاحا هیچ کم و کسری ندارد.
@NaghdeFilmoSerial
#نقد_پوستر
امید سلیمی
ضمنا با توجه به موقعیت مکانی پروژکتورها ،نور از بالا بر سوژه تابیده تا هم بدانیم کشتی گیر فیلمی است (شخصیت محور) و هم بنوعی در تلاش برای برانگیختن حسترحم و سمپاتی با وی باشد. سمپاتی که در خوداثر هم نمود عینی داشته و نماهایی را شاهدیم که درآنها دوربین از پشت ،سوژه را تعقیب میکند و لحظه ای اوراتنها نمیگذارد.
بنا به نکات ذکر شده پوستر مذکور را نمونه ای از یک پوستر سینمایی درخشان میدانم که نوشتن از آن خالی از لطف نیست. پوستری که هر آنچه لازم است را درخود جای داده و اصطلاحا هیچ کم و کسری ندارد.
@NaghdeFilmoSerial
#نقد_پوستر
امید سلیمی
🎞نقد فیلم و سریال🎞 pinned «معتقدم که (کشتی گیر) درکنار (مرثیه ای برای رویا) از قله های فیلمسازی (آرنوفسکی) است. آثار جاویدانی که به مانند دیگر شاهکارهای سینما تاریخ انقضایی نداشته و با هررجوع مجدد بدانها میتوان بازهم از تماشایشان لذت برد . پوستر کشتی گیر نیز پوستری است جزیی نگر و فکر…»
دوستان با هشتگ های
#پیشنهاد_سریال
#پیشنهاد_فیلم
#نقد_فیلم
#نقد_سریال
به نقد ها و معرفی ها اصلی و قدیمی تر کانال دسترسی پیدا کنید
#پیشنهاد_سریال
#پیشنهاد_فیلم
#نقد_فیلم
#نقد_سریال
به نقد ها و معرفی ها اصلی و قدیمی تر کانال دسترسی پیدا کنید
(بری) محصول جذاب و تماشایی (HBO) جز آن دسته از سریالهای مهجور حال حاضر است که با ترکیب (کمدیسیاه ، اکشن) موفق میشود هم داستانش را تعریف کرده و هم به شخصیت چالش برانگیزش بها دهد.داستان ارتشی سابق (آدم کش حرفه ای فعلی) که بشکلی اتفاقی با هنر نمایش وبازیگری آشنا شده و سعی درآن دارد تا با هنر ،خود رااز باتلاق قبلی جدا کرده وآینده ای متفاوت وروشن را برای خویش رقم بزند. پوستر سریال نیز پوستری است به ظاهر ساده اما کاملا هدفمند و فکر شده که بخوبی مخاطب را با درونمایه اثر آشنا میکند:
بری (بیلهیدر) را درنمایی (مدیومشات) و روبروی یک آیینه مخصوص گریم مشاهده میکنیم .حضور آیینه درواقع دوکارکرد دارد: اول آنکه به مخاطب گوشزد میکند که هنر نمایش و بازیگری نقش مهمی رادراثر ایفا خواهد کرد و اصطلاحا پای ثابت اثر خواهد بود و دوم آنکه خبر از سریالی داده که سوژه اصلی آن با (کشمکشهای درونی) دست وپنجه نرم خواهد کرد.چرا که از اساسی ترین کاربردهای آیینه در آثار سینمایی وتلویزیونی بحث تقابل با خویشتن و چالشهای ذهنی ،روانی برای شخصیتهاست . از آنجا که سریال درباب فرار از شغل آدم کشی و پناه به هنر و زیستی ایده آل و آرامشبخش است ، سوژه از نگریستن به چهره خود در آیینه امتناع کرده و سر و نگاهش را از آن برگردانده و به سمت مخاطب نگاه میکند .اکتی که در آن چشمان هراسان سوژه را شاهدیم و آگاه میشویم که او علاقه ای برای تماشای چهره حقیقی اش در آیینه را ندارد .اکتی که بواقع تلاش میکند مخاطب راهرچه بیشتر سمپات سوژهاش کند. نکته نیشدار وطعنه آمیز را میبایست در اسلحه کوچکی قلمداد کرد که بری به دست دارد. اسلحه ای که بواقع درتضاد با روی گرداندن وی از تصویر آیینه قرار میگیرد. گویی هرچقدر سوژه درتلاش است تا از تصویر حقیقی خویش گریزان باشد ، حضور اسلحه آن سویه ترسناک و بیرحمش را یادآوری میکند. نگاهی ابزورد که تماما ردپایش را در خود سریال نیز خواهید یافت( همچون اپیزود پایانی فصل دوم که در آن بری ،همچون هیولایی گرسنه و تشنه به خون از موضع انسانی خارج شده و حمام خونی به راه انداخته و دردل تاریکی محو میشود)
همچنین آیینه حاضر درپوستر، بعنوان یکی ازابزارهای هنر نمایش به لامپهای متعددی مزین گشته که کاربردش درلایه ظاهری همان تسهیل عملیات گریم است .منتهی روشنایی حاصل شده از آن میتواند نشانه ای از حضور نور و امید در زندگی بری هم باشد . روشنایی حاصل از زیست تازه سوژه که درتضاد با آن بخش تاریک قبلی و گناهکاری اوست . تضادی که حتی در اندازه و رنگ فونت پوستر هم نمود عینی دارد: نام بازیگر به رنگ سفید(نشاندار از صلح و دوستی و آرامش) و بافونتی متوسط و نام سریال به رنگ قرمز(هشداردهنده و یادآور موقعیتهای خطرناک) وبافونتی درشت درپوستر خودنمایی میکنند. تضادهایی که عملا باردراماتیک اثر هم برپایه آنها بنا شده و بعنوان مخاطب همواره در تعلیقی پایان ناپذیر میان (رستگاری / تباهی) شخصیت اصلیاش به سر میبریم. قاتل یا بازیگر؟ مسئله اینست...
@NaghdeFilmoSerial
#نقد_پوستر
امید سلیمی
بری (بیلهیدر) را درنمایی (مدیومشات) و روبروی یک آیینه مخصوص گریم مشاهده میکنیم .حضور آیینه درواقع دوکارکرد دارد: اول آنکه به مخاطب گوشزد میکند که هنر نمایش و بازیگری نقش مهمی رادراثر ایفا خواهد کرد و اصطلاحا پای ثابت اثر خواهد بود و دوم آنکه خبر از سریالی داده که سوژه اصلی آن با (کشمکشهای درونی) دست وپنجه نرم خواهد کرد.چرا که از اساسی ترین کاربردهای آیینه در آثار سینمایی وتلویزیونی بحث تقابل با خویشتن و چالشهای ذهنی ،روانی برای شخصیتهاست . از آنجا که سریال درباب فرار از شغل آدم کشی و پناه به هنر و زیستی ایده آل و آرامشبخش است ، سوژه از نگریستن به چهره خود در آیینه امتناع کرده و سر و نگاهش را از آن برگردانده و به سمت مخاطب نگاه میکند .اکتی که در آن چشمان هراسان سوژه را شاهدیم و آگاه میشویم که او علاقه ای برای تماشای چهره حقیقی اش در آیینه را ندارد .اکتی که بواقع تلاش میکند مخاطب راهرچه بیشتر سمپات سوژهاش کند. نکته نیشدار وطعنه آمیز را میبایست در اسلحه کوچکی قلمداد کرد که بری به دست دارد. اسلحه ای که بواقع درتضاد با روی گرداندن وی از تصویر آیینه قرار میگیرد. گویی هرچقدر سوژه درتلاش است تا از تصویر حقیقی خویش گریزان باشد ، حضور اسلحه آن سویه ترسناک و بیرحمش را یادآوری میکند. نگاهی ابزورد که تماما ردپایش را در خود سریال نیز خواهید یافت( همچون اپیزود پایانی فصل دوم که در آن بری ،همچون هیولایی گرسنه و تشنه به خون از موضع انسانی خارج شده و حمام خونی به راه انداخته و دردل تاریکی محو میشود)
همچنین آیینه حاضر درپوستر، بعنوان یکی ازابزارهای هنر نمایش به لامپهای متعددی مزین گشته که کاربردش درلایه ظاهری همان تسهیل عملیات گریم است .منتهی روشنایی حاصل شده از آن میتواند نشانه ای از حضور نور و امید در زندگی بری هم باشد . روشنایی حاصل از زیست تازه سوژه که درتضاد با آن بخش تاریک قبلی و گناهکاری اوست . تضادی که حتی در اندازه و رنگ فونت پوستر هم نمود عینی دارد: نام بازیگر به رنگ سفید(نشاندار از صلح و دوستی و آرامش) و بافونتی متوسط و نام سریال به رنگ قرمز(هشداردهنده و یادآور موقعیتهای خطرناک) وبافونتی درشت درپوستر خودنمایی میکنند. تضادهایی که عملا باردراماتیک اثر هم برپایه آنها بنا شده و بعنوان مخاطب همواره در تعلیقی پایان ناپذیر میان (رستگاری / تباهی) شخصیت اصلیاش به سر میبریم. قاتل یا بازیگر؟ مسئله اینست...
@NaghdeFilmoSerial
#نقد_پوستر
امید سلیمی
🎞نقد فیلم و سریال🎞 pinned «دوستان با هشتگ های #پیشنهاد_سریال #پیشنهاد_فیلم #نقد_فیلم #نقد_سریال به نقد ها و معرفی ها اصلی و قدیمی تر کانال دسترسی پیدا کنید»
چرا همشهری کین بهترین فیلمی است که ساخته شده است.
Part 1
همشهری کین اغلب به عنوان "بهترین فیلم ساخته شده" نامید می شود اما دقیقا چه چیزی فیلم اورسن ولز را شایسته این عنوان می کند. برای مثال، پدینگتون ۲، فیلم خانوادگی محوری که جایگزین فیلم همشهری کین در رتبه اول رده بندی راتن تومیتوز شده باعث شده است که در سراسر اینترنت بحث این شود که واقعا چه فیلمی شایسته عنوان بهترین فیلم ساخته شده در تاریخ این مدیوم می باشد.
سوال اینکه بهترین فیلم ساخته شده کدام است یک موضوع بحث برانگیز می باشد. فیلم باید توازن را بین عنصر های بسیاری از جمله دستاورد های فیلم، پایداری در طول زمان و تاثیر بر عنوان های دیگر، و جذبه ای که به غیر از دستاورد فنی دارد پایدار سازد. پدرخوانده و اقتباس استیون کینگ، رستگاری در شائوشنگ اغلب هردو در لیست بهترین فیلم های ساخته شده قرار دارند که با تاثیر ادیبانه ای که بر فیلم های بعد از خود گذاشتند و بسیار پرطرفدار و محبوب شدند.
هرچند، فقط یک فیلم هست که بیشتر از فیلم های دیگر به عنوان بهترین فیلم ساخته شده، نامیده شده است. پخش شده در سال ۱۹۴۱، همشهری کین شروع کارگردانی/نویسندگی/تهیه کنندگی/و درخشش بازیگری اورسن ولز است. او در این فیلم نقش یک ادم بانفوذ و پولدار (به طور نامحسوسی به سخره گرفتن تعداد زیادی از تجار امریکایی) را بازی میکند. فیلم بعد از مرگ تنهای او شروع می شود، فیلم یگانه ولز داستان کین را از زبان دوستان و عشق های قبلی و همکاران بیان می کند. که باعث میشود به طرز دل انگیزی به شخصیت وی نزدیک شویم اما نتوانیم به خوبی وی را قضاوت کنیم. اولین کارگردانی ولز به طور معمول به عنوان بهترین فیلم ساخته شده همه دوران نامیده می شود اما چه چیزی فیلم را اینقدر کامل می کند و ایا اینکه این ادعا درست است یا نه؟
●داستان گویی ابداعی کین
شروع شده با اخبار که داستان تمام زندگی انتی هیرو را نشان می دهد، همشهری کین انگار جلوی تنشی که همیشه در فیلم های دیگر وجود داشت را با گفتن تمام داستان در سکانس ابتدایی می گیرد. این تکنیک از نمایشنامه شکسپیر قرض گرفته شده است که در زمان خودش همه حضار را میخکوب می کرد. در حالی که فیلم ها تا به این حال بیشتر اوقات از یک تایم لاین مستقیم از شروع تا پایان استفاده می کنند. در تقابل، داستان همشهری کین بین راوی های مختلف جست و خیز می کند تا خبرنگار قطعات مختلف زندگی شخصی کین را کنار هم بگزارد، و داستان های فردی و شخصی مخلوط شوند تا در اخر نشان بدهند که هیچ بازگویی دوباره ای نمی تواند زندگی یک فرد و تاثیرش را کامل دربر بگیرد. در اخر فیلم همشهری کین تماشاگران، قهرمان/ضد قهرمان فیلم را درک نمیکنند، اما فیلم این قضیه را با اینکه انها هرگز نمیتوانستند او را درک کنند شفاف می کند و فیلم بدون هیچ نتیجه کوچکی پایان میابد و یک توئیستی که تا ان زمان نظیرش را ندیده بودیم.
@NaghdeFilmoSerial
Part 1
همشهری کین اغلب به عنوان "بهترین فیلم ساخته شده" نامید می شود اما دقیقا چه چیزی فیلم اورسن ولز را شایسته این عنوان می کند. برای مثال، پدینگتون ۲، فیلم خانوادگی محوری که جایگزین فیلم همشهری کین در رتبه اول رده بندی راتن تومیتوز شده باعث شده است که در سراسر اینترنت بحث این شود که واقعا چه فیلمی شایسته عنوان بهترین فیلم ساخته شده در تاریخ این مدیوم می باشد.
سوال اینکه بهترین فیلم ساخته شده کدام است یک موضوع بحث برانگیز می باشد. فیلم باید توازن را بین عنصر های بسیاری از جمله دستاورد های فیلم، پایداری در طول زمان و تاثیر بر عنوان های دیگر، و جذبه ای که به غیر از دستاورد فنی دارد پایدار سازد. پدرخوانده و اقتباس استیون کینگ، رستگاری در شائوشنگ اغلب هردو در لیست بهترین فیلم های ساخته شده قرار دارند که با تاثیر ادیبانه ای که بر فیلم های بعد از خود گذاشتند و بسیار پرطرفدار و محبوب شدند.
هرچند، فقط یک فیلم هست که بیشتر از فیلم های دیگر به عنوان بهترین فیلم ساخته شده، نامیده شده است. پخش شده در سال ۱۹۴۱، همشهری کین شروع کارگردانی/نویسندگی/تهیه کنندگی/و درخشش بازیگری اورسن ولز است. او در این فیلم نقش یک ادم بانفوذ و پولدار (به طور نامحسوسی به سخره گرفتن تعداد زیادی از تجار امریکایی) را بازی میکند. فیلم بعد از مرگ تنهای او شروع می شود، فیلم یگانه ولز داستان کین را از زبان دوستان و عشق های قبلی و همکاران بیان می کند. که باعث میشود به طرز دل انگیزی به شخصیت وی نزدیک شویم اما نتوانیم به خوبی وی را قضاوت کنیم. اولین کارگردانی ولز به طور معمول به عنوان بهترین فیلم ساخته شده همه دوران نامیده می شود اما چه چیزی فیلم را اینقدر کامل می کند و ایا اینکه این ادعا درست است یا نه؟
●داستان گویی ابداعی کین
شروع شده با اخبار که داستان تمام زندگی انتی هیرو را نشان می دهد، همشهری کین انگار جلوی تنشی که همیشه در فیلم های دیگر وجود داشت را با گفتن تمام داستان در سکانس ابتدایی می گیرد. این تکنیک از نمایشنامه شکسپیر قرض گرفته شده است که در زمان خودش همه حضار را میخکوب می کرد. در حالی که فیلم ها تا به این حال بیشتر اوقات از یک تایم لاین مستقیم از شروع تا پایان استفاده می کنند. در تقابل، داستان همشهری کین بین راوی های مختلف جست و خیز می کند تا خبرنگار قطعات مختلف زندگی شخصی کین را کنار هم بگزارد، و داستان های فردی و شخصی مخلوط شوند تا در اخر نشان بدهند که هیچ بازگویی دوباره ای نمی تواند زندگی یک فرد و تاثیرش را کامل دربر بگیرد. در اخر فیلم همشهری کین تماشاگران، قهرمان/ضد قهرمان فیلم را درک نمیکنند، اما فیلم این قضیه را با اینکه انها هرگز نمیتوانستند او را درک کنند شفاف می کند و فیلم بدون هیچ نتیجه کوچکی پایان میابد و یک توئیستی که تا ان زمان نظیرش را ندیده بودیم.
@NaghdeFilmoSerial
همراهان گرامی میتونید با دنبال کردن #نقد_پوستر , #نقد_نما , #نقد_سکانس به پستهای متفاوت کانال دسترسی پیدا کنید 🌺
#پیشنهاد_فیلم #پیشنهاد_سریال
#نقد_فیلم #نقد_سریال هم فراموش نشه 😊
#پیشنهاد_فیلم #پیشنهاد_سریال
#نقد_فیلم #نقد_سریال هم فراموش نشه 😊
🎞نقد فیلم و سریال🎞 pinned «همراهان گرامی میتونید با دنبال کردن #نقد_پوستر , #نقد_نما , #نقد_سکانس به پستهای متفاوت کانال دسترسی پیدا کنید 🌺 #پیشنهاد_فیلم #پیشنهاد_سریال #نقد_فیلم #نقد_سریال هم فراموش نشه 😊»
🎞نقد فیلم و سریال🎞
چرا همشهری کین بهترین فیلمی است که ساخته شده است. Part 1 همشهری کین اغلب به عنوان "بهترین فیلم ساخته شده" نامید می شود اما دقیقا چه چیزی فیلم اورسن ولز را شایسته این عنوان می کند. برای مثال، پدینگتون ۲، فیلم خانوادگی محوری که جایگزین فیلم همشهری کین در رتبه…
چرا همشهری کین بهترین فیلمی است که ساخته شده است.
Part 2 /آخر
●همشهری کین: یک راوی غیر قابل اعتماد
این فیلم در دورانی اکران شد که در فیلم ها عادت داشتند از دوربین به عنوان یک بیننده بی طرف استفاده کنند، اما همشهری کین راوی غیر قابل اعتمادی را به سینما معرفی کرد که بین نقل قول های متناقص زندگی کین جست و خیز می کرد. این بدان معنا است که بیننده هیچ تصویر شفافی از داستان کین ندارد و هنوز فیلمسازان از استفاده از این تکنیک خجالت میکشند(حتی فیلم جدید دیوید فینچر، Mank، یک نمایش اشکار و ادبی از اورسن ولز نشان می دهد تا اینکه ولز از کین نشان بدهد).معرفی چشم انداز درونی به سینما دگرگونی ای ایجاد کرد که باعث شد کاراکتر ها بسیار پیچیده تر شوند، مانند فیلم اورسن ولز که کاراکتر اصلی فیلم هم میتواند بی عاطفه و سنگ دل و هم بسیار انسانی، با اشکار سازی غم انگیز انچه "رُزباد" بدان اشاره می کند، باشد.
●داستان کین
داستان مردی به ثروت و قدرت ارزش بسیار می دهد و همه زندگی اش را هدر می دهد و در اخر تنها در قلعه اش میمیرد، همشهری کین کلاسیک های بسیاری که بعد او امده اند، تحت تاثیر خود قرار داده است.
چیزی که باعث سختی بحث در رابطه با ادعای فیلم همشهری کین می شود این است که هر فیلمی بعد از ان به طور اجتناب ناپذیری از تکنیک های فیلم ولز قرض گرفته است. ولز شخصا اعتراف کرده که بسیاری از تکنیک های ابداعی اش از نبود تجربه بوده است، به این معنی که خودش نمی دانسته چه قانون هایی را می شکند. الان اسان است که فیلم هایی را نام ببریم که از جنبه های مختلف بهتر، گیرا، خنده دار تر و غم انگیز تر از همشهری کین باشد. هرچند تقریبا همه فیلم هایی که برای عنوان بهترین فیلم رقابت می کنند دور تکنیک های ابداعی همشهری کین می گردند، چه تصویربرداری دیپ-فوکوس، ادیت مونتاژ الهام گرفته از ایزن اشتاین، یا داستان سرایی بی نظم از همشهری کین باشد. اولین کارگردانی ولز زبان سینما را دوباره تعریف کرد و انرا وسعت بخشید بطوری که هر فیلمی که ادعایی بر این عنوان داشته باشد نتواند از تکنیک های استفاده شده در این فیلم استفاده نکند، حتی فیلم پدینگتون ۲ که در جایگاه اول رتبه بندی راتن تومِیتوز قرار دارد.
📌منبع: وبسایت Screenrant
✅ترجمه اختصاصی کانال نقد فیلم و سریال
🎙@NaghdeFilmoSerial
Part 2 /آخر
●همشهری کین: یک راوی غیر قابل اعتماد
این فیلم در دورانی اکران شد که در فیلم ها عادت داشتند از دوربین به عنوان یک بیننده بی طرف استفاده کنند، اما همشهری کین راوی غیر قابل اعتمادی را به سینما معرفی کرد که بین نقل قول های متناقص زندگی کین جست و خیز می کرد. این بدان معنا است که بیننده هیچ تصویر شفافی از داستان کین ندارد و هنوز فیلمسازان از استفاده از این تکنیک خجالت میکشند(حتی فیلم جدید دیوید فینچر، Mank، یک نمایش اشکار و ادبی از اورسن ولز نشان می دهد تا اینکه ولز از کین نشان بدهد).معرفی چشم انداز درونی به سینما دگرگونی ای ایجاد کرد که باعث شد کاراکتر ها بسیار پیچیده تر شوند، مانند فیلم اورسن ولز که کاراکتر اصلی فیلم هم میتواند بی عاطفه و سنگ دل و هم بسیار انسانی، با اشکار سازی غم انگیز انچه "رُزباد" بدان اشاره می کند، باشد.
●داستان کین
داستان مردی به ثروت و قدرت ارزش بسیار می دهد و همه زندگی اش را هدر می دهد و در اخر تنها در قلعه اش میمیرد، همشهری کین کلاسیک های بسیاری که بعد او امده اند، تحت تاثیر خود قرار داده است.
چیزی که باعث سختی بحث در رابطه با ادعای فیلم همشهری کین می شود این است که هر فیلمی بعد از ان به طور اجتناب ناپذیری از تکنیک های فیلم ولز قرض گرفته است. ولز شخصا اعتراف کرده که بسیاری از تکنیک های ابداعی اش از نبود تجربه بوده است، به این معنی که خودش نمی دانسته چه قانون هایی را می شکند. الان اسان است که فیلم هایی را نام ببریم که از جنبه های مختلف بهتر، گیرا، خنده دار تر و غم انگیز تر از همشهری کین باشد. هرچند تقریبا همه فیلم هایی که برای عنوان بهترین فیلم رقابت می کنند دور تکنیک های ابداعی همشهری کین می گردند، چه تصویربرداری دیپ-فوکوس، ادیت مونتاژ الهام گرفته از ایزن اشتاین، یا داستان سرایی بی نظم از همشهری کین باشد. اولین کارگردانی ولز زبان سینما را دوباره تعریف کرد و انرا وسعت بخشید بطوری که هر فیلمی که ادعایی بر این عنوان داشته باشد نتواند از تکنیک های استفاده شده در این فیلم استفاده نکند، حتی فیلم پدینگتون ۲ که در جایگاه اول رتبه بندی راتن تومِیتوز قرار دارد.
📌منبع: وبسایت Screenrant
✅ترجمه اختصاصی کانال نقد فیلم و سریال
🎙@NaghdeFilmoSerial