🎞نقد فیلم و سریال🎞 pinned «بخشهایی از نقد دادگاه شیکاگو هفت ، من به پایان دادن اوضاع فکر میکنم و زودیاک در شماره سوم ماهنامه فیلم کاو 👌 منتشر شده در دی ماه ۱۳۹۹ 👆»
🎞نقد فیلم و سریال🎞
Photo
بخشهایی از نقد تنت ، پادشاه استتن آیلند در شماره دوم ماهنامه فیلم کاو
منتشر شده در آبان ماه ۱۳۹۹ 👆🤩
منتشر شده در آبان ماه ۱۳۹۹ 👆🤩
🎞نقد فیلم و سریال🎞 pinned «بخشهایی از نقد تنت ، پادشاه استتن آیلند در شماره دوم ماهنامه فیلم کاو منتشر شده در آبان ماه ۱۳۹۹ 👆🤩»
🎞نقد فیلم و سریال🎞 pinned «#پیشنهاد_فیلم فیلم های برتر و پیشنهادی از نظر خودم از فیلم هایی که دیدم ، و بدون ترتیب خاصی و بعدا فیلم های به لیست اضافه خواهند شد godfather trilogy, dark knight trilogy, spider man trilogy, dollar trilogy, habit trilogy, lord of the rings trilogy, marvel…»
دیگه چه خبر؟!
(یادداشتی برای فِراری)
یک اثر سرگرم کننده و بدردبخور ازسینمای ایران.ساخته داوودنژاد هم داستان یک خطی و نحیفش را بدون لکنت و وقفه های بی مورد تعریف میکند و هم به شیمی مناسبی میان زوج اصلی داستانش میرسد.ترکیب بامزه وملموس (محسن تنابنده/ترلان پروانه) برگ برنده فراری بوده و تقابلهای جذاب مردی خیرخواه،مسئولیت پذیر، بامعرفت و پای کار با دختری سرکش وسربه هوا و بچه زرنگ را به شکلی دلنشین شاهدیم . فراری از زوج اصلی خود (انسان) میسازد و به لایه های درونی وبیرونی آنها بها میدهد تا اثرش نه شعاری وگل درشت و نه در پی القای پند واندرز به مخاطب باشد. شمایل تنابنده از آن کت و شلوار و گوشی موبایل کهنه اش گرفته تا تاکسی پیکانی که آن را میراند تماما درتضاد با شمایل امروزی دختر است تا این عنصر بر جذابیتهای این زوج اضافه کند.تضادی که درابتدا، ذهن مخاطب را بر جدایی زودهنگام آنها معطوف میکند اما درادامه رفاقتی معنادار را شکل میدهد.
(اکستریم لانگ شاتهایی) از خیابانهای پررفت وآمد وپرهیاهو خود بدل به (موتیفی) قابل درک دراثر شده تا ازدحام و هرج و مرج زندگی امروزی، خود را درمقابل تنهایی و سرگشتگی شخصیتهایش به رخ بکشند و هرلحظه مخاطب را بیش از پیش نگران سرنوشت نامشخص آنها کنند . به این مورد نماهای مستندوار از(تک گویی) افراد مختلف در مقابل دوربین را نیز به یادآورید که در تمامی آنها از (افعال گذشته)استفاده شده تا عنصر (تعلیق) سایه خود را بر سر فیلم گسترانده و حس آرامش و امنیت روانی را از مخاطب دورسازند.
سکانس جا خوردن تنابنده از تصمیم دختر و نگاه مغمومش به انتهای خیابان (نگاهی که گویی بر عزیز از دست رفته اش انداخته و تمام تلاشهای قبلی را بیهوده میپندارد) از ماندگارترین سکانسهای سالیان اخیر سینمای ایران است . جایی که بدون ردوبدل گشتن دیالوگی تمام غم و زحمت هدر شده مرد راحس میکنیم و بر بی معرفتی روزگار بهتر آگاه میشویم . فراری نسل جدید و شیطنتهایش را مقصر نمیداند و سعی درتقبیح آنها ندارد ،چنانچه درانتهای اثر مادرِ دختر را درحالی درقاب مشاهده میکنیم که حتی حاضر به پذیرش او نبوده و از شنیدن خبری از وی هم امتناع میکند! (مکث دوربین) برکوله پشتی به جای مانده از دختر (تنها دارایی اش درزندگی) و خلوتی اطرافش خبر از جامعه ای میدهد که گویی نمیخواهد مسئولیت نسل جدید را برعهده بگیرد و صرفا فرزند آوری و سپس رسیدگی به روزمرگی را دراولویت خودقرار میدهد! جامعه ای که اگرچه در آن افرادی با منش قهرمانانه هم یافت میشوند اما تعداد اندکشان در برابر دیگر ولنگاران جامعه ،نتیجه ای جز مرگ و حسرت نخواهد داشت.
امتیاز : 8
@NaghdeFilmoSerial
#نقد_فیلم
امیدسلیمی
(یادداشتی برای فِراری)
یک اثر سرگرم کننده و بدردبخور ازسینمای ایران.ساخته داوودنژاد هم داستان یک خطی و نحیفش را بدون لکنت و وقفه های بی مورد تعریف میکند و هم به شیمی مناسبی میان زوج اصلی داستانش میرسد.ترکیب بامزه وملموس (محسن تنابنده/ترلان پروانه) برگ برنده فراری بوده و تقابلهای جذاب مردی خیرخواه،مسئولیت پذیر، بامعرفت و پای کار با دختری سرکش وسربه هوا و بچه زرنگ را به شکلی دلنشین شاهدیم . فراری از زوج اصلی خود (انسان) میسازد و به لایه های درونی وبیرونی آنها بها میدهد تا اثرش نه شعاری وگل درشت و نه در پی القای پند واندرز به مخاطب باشد. شمایل تنابنده از آن کت و شلوار و گوشی موبایل کهنه اش گرفته تا تاکسی پیکانی که آن را میراند تماما درتضاد با شمایل امروزی دختر است تا این عنصر بر جذابیتهای این زوج اضافه کند.تضادی که درابتدا، ذهن مخاطب را بر جدایی زودهنگام آنها معطوف میکند اما درادامه رفاقتی معنادار را شکل میدهد.
(اکستریم لانگ شاتهایی) از خیابانهای پررفت وآمد وپرهیاهو خود بدل به (موتیفی) قابل درک دراثر شده تا ازدحام و هرج و مرج زندگی امروزی، خود را درمقابل تنهایی و سرگشتگی شخصیتهایش به رخ بکشند و هرلحظه مخاطب را بیش از پیش نگران سرنوشت نامشخص آنها کنند . به این مورد نماهای مستندوار از(تک گویی) افراد مختلف در مقابل دوربین را نیز به یادآورید که در تمامی آنها از (افعال گذشته)استفاده شده تا عنصر (تعلیق) سایه خود را بر سر فیلم گسترانده و حس آرامش و امنیت روانی را از مخاطب دورسازند.
سکانس جا خوردن تنابنده از تصمیم دختر و نگاه مغمومش به انتهای خیابان (نگاهی که گویی بر عزیز از دست رفته اش انداخته و تمام تلاشهای قبلی را بیهوده میپندارد) از ماندگارترین سکانسهای سالیان اخیر سینمای ایران است . جایی که بدون ردوبدل گشتن دیالوگی تمام غم و زحمت هدر شده مرد راحس میکنیم و بر بی معرفتی روزگار بهتر آگاه میشویم . فراری نسل جدید و شیطنتهایش را مقصر نمیداند و سعی درتقبیح آنها ندارد ،چنانچه درانتهای اثر مادرِ دختر را درحالی درقاب مشاهده میکنیم که حتی حاضر به پذیرش او نبوده و از شنیدن خبری از وی هم امتناع میکند! (مکث دوربین) برکوله پشتی به جای مانده از دختر (تنها دارایی اش درزندگی) و خلوتی اطرافش خبر از جامعه ای میدهد که گویی نمیخواهد مسئولیت نسل جدید را برعهده بگیرد و صرفا فرزند آوری و سپس رسیدگی به روزمرگی را دراولویت خودقرار میدهد! جامعه ای که اگرچه در آن افرادی با منش قهرمانانه هم یافت میشوند اما تعداد اندکشان در برابر دیگر ولنگاران جامعه ،نتیجه ای جز مرگ و حسرت نخواهد داشت.
امتیاز : 8
@NaghdeFilmoSerial
#نقد_فیلم
امیدسلیمی
🎞نقد فیلم و سریال🎞 pinned «دیگه چه خبر؟! (یادداشتی برای فِراری) یک اثر سرگرم کننده و بدردبخور ازسینمای ایران.ساخته داوودنژاد هم داستان یک خطی و نحیفش را بدون لکنت و وقفه های بی مورد تعریف میکند و هم به شیمی مناسبی میان زوج اصلی داستانش میرسد.ترکیب بامزه وملموس (محسن تنابنده/ترلان…»
زخمهای کاری:
(از خانه شماره ۳۷) مستندی است جذاب از تولد تا مرگ صادق هدایت .خالقان اثر کوشیده اند تا با مصاحبه با افراد گوناگون و همچنین روخوانی از برخی نامه های وی،مخاطب را ابعاد مختلفش آشنا سازند. از محققان ونویسندگان و منتقدان ادبی و... گرفته تا برخی از نزدیکانش همچون خواهرزاده وبرادر زاده و... دراثر حاضرند تا هرکدام به نحوی زوایای پیدا و پنهان جناب هدایت را برایمان آشکار کنند. مستند از ضرباهنگ مناسبی برخوردار بوده و خالقانش شناخت درستی از مدیوم خود داشته اند. مدت زمان نماها کوتاه و درعین حال حاوی اطلاعات مفید و جذاب برای مخاطب هستند.( زوم این ،زوم اوت ، دیزالو و حرکتهایی نظیر پن و تیلت دوربین) هم به کارگرفته شده اند تا چشم مخاطب با یکنواختی و خستگی حاصل از آن مواجه نشود و درضمن هر آنچه که مدنظر خالقانش بوده را در قاب جای دهند. بهره گیری از حالت (داچ انگل) در نمای مربوط به نمایش درب آپارتمانش(در پرده پایانی) نیز از دیگر تمهیدات فکرشده و تاثیر گذار اثر است .جایی که با نقطه پایانی سوژه همراهیم و برخلاف تمام همت و کنشمندی های قبلی وی ،نیستی و مرگ زودهنگام را بعنوان فرجامش شاهدیم.
مستند تا حد قابل قبولی مهمترین برهه زیست هدایت را واکاوی میکند. انزوای تحمیلی به هدایت و تهمتهایی که بر او زده شد(ضدزن بودن ،اعتیاد،همجنسبازی ، دستکاری در نوشته هایش توسط ناشران و...) از عواملی هستند که بدانها اشاره میشود تا بریدنش از دنیا و انتخاب این پایان از سمت وی ،برایمان قابل درک و تامل باشد.(نکته تلخ و آزاردهنده ماجرا نیز به زعم نگارنده، دقت و وسواس وی برای هرچه بهتر و دقیقتر اجرا گشتن نقشه خودکشی اش بوده .جایی که به دقت تمام درزهای دروپنجره را پوشانده و سپس اقدام به بازنمودن گاز آشپزخانه اش کرده ! اشتیاقش برای وصال به مرگ را میتوان از همین دقت و تمرکز دریافت)
هرچند به شخصه انتظار داشتم تا مستند به شکلی موشکافانه تر ماجرای شکل گیری نوشتن (بوف کور) را بررسی کند. اگرچه از تاثیر (اکسپرسیونیسم و سورئالیسم) حاکم بر فضای ادبیات و نقاشی آن دوران یاد میشود اما مدت زمان و همچنین چگونگی پرداخت به این قضیه ،آنچنان که میبایست درگیرکننده و دیدنی از کار درنیامده و به شکلی ساده از آن عبور کرده اند. اینکه چه (کشمکش درونی)،هدایت را به سمت نگارش این اثرعظیم و ماندگار سوق داده خود نکته مبهمی است که فقدانش دراثر حس میشود.
هدایت از نخستین داستان نویسان (مدرن) این سرزمین با تحصیل دراروپا و تفکرات منحصر به فردش برای تغییر هموطنانش درتلاش بود.تلاش برای خودشناسی و گذر از عقب ماندگی، درجا زدن و فرار از خرافه و هرآنچه از گذشتگان برای آن زمان برجای مانده بود .مردی که برخلاف تصور عامه هم اهل معاشرت بود و هم میخندید و هم دراکثر عمر خویش موضع کنشمند وفعالی را پیشه میکرد و از رخوت و سستی بر حذر بود .مردی علاقه مند به خانواده و رفیق باز .... نویسنده ای که در دهه بیست از گیاه خواری و احترام به حیوانات یاد میکرد و ازآنها مینوشت .مردی به واقع جلوتر از عصر خویش که آنچنان که شایسته اش بود مورد توجه و احترام قرار نگرفت و درنهایت (غیرت خودکشی) یافت و دنیا را از وجودش محروم ساخت.به قول نیچه :( هدایت پس از مرگش متولد شد.) بدون شک آثارش تا ابد برای دوستدارانش مهم و ارزشمند وماندگار خواهدماند، حتی اگر خالق آنها قدرندیده و درتنهایی و یاس این دنیا را ترک گفته باشد.
امتیاز : 8
@NaghdeFilmoSerial
امیدسلیمی
(از خانه شماره ۳۷) مستندی است جذاب از تولد تا مرگ صادق هدایت .خالقان اثر کوشیده اند تا با مصاحبه با افراد گوناگون و همچنین روخوانی از برخی نامه های وی،مخاطب را ابعاد مختلفش آشنا سازند. از محققان ونویسندگان و منتقدان ادبی و... گرفته تا برخی از نزدیکانش همچون خواهرزاده وبرادر زاده و... دراثر حاضرند تا هرکدام به نحوی زوایای پیدا و پنهان جناب هدایت را برایمان آشکار کنند. مستند از ضرباهنگ مناسبی برخوردار بوده و خالقانش شناخت درستی از مدیوم خود داشته اند. مدت زمان نماها کوتاه و درعین حال حاوی اطلاعات مفید و جذاب برای مخاطب هستند.( زوم این ،زوم اوت ، دیزالو و حرکتهایی نظیر پن و تیلت دوربین) هم به کارگرفته شده اند تا چشم مخاطب با یکنواختی و خستگی حاصل از آن مواجه نشود و درضمن هر آنچه که مدنظر خالقانش بوده را در قاب جای دهند. بهره گیری از حالت (داچ انگل) در نمای مربوط به نمایش درب آپارتمانش(در پرده پایانی) نیز از دیگر تمهیدات فکرشده و تاثیر گذار اثر است .جایی که با نقطه پایانی سوژه همراهیم و برخلاف تمام همت و کنشمندی های قبلی وی ،نیستی و مرگ زودهنگام را بعنوان فرجامش شاهدیم.
مستند تا حد قابل قبولی مهمترین برهه زیست هدایت را واکاوی میکند. انزوای تحمیلی به هدایت و تهمتهایی که بر او زده شد(ضدزن بودن ،اعتیاد،همجنسبازی ، دستکاری در نوشته هایش توسط ناشران و...) از عواملی هستند که بدانها اشاره میشود تا بریدنش از دنیا و انتخاب این پایان از سمت وی ،برایمان قابل درک و تامل باشد.(نکته تلخ و آزاردهنده ماجرا نیز به زعم نگارنده، دقت و وسواس وی برای هرچه بهتر و دقیقتر اجرا گشتن نقشه خودکشی اش بوده .جایی که به دقت تمام درزهای دروپنجره را پوشانده و سپس اقدام به بازنمودن گاز آشپزخانه اش کرده ! اشتیاقش برای وصال به مرگ را میتوان از همین دقت و تمرکز دریافت)
هرچند به شخصه انتظار داشتم تا مستند به شکلی موشکافانه تر ماجرای شکل گیری نوشتن (بوف کور) را بررسی کند. اگرچه از تاثیر (اکسپرسیونیسم و سورئالیسم) حاکم بر فضای ادبیات و نقاشی آن دوران یاد میشود اما مدت زمان و همچنین چگونگی پرداخت به این قضیه ،آنچنان که میبایست درگیرکننده و دیدنی از کار درنیامده و به شکلی ساده از آن عبور کرده اند. اینکه چه (کشمکش درونی)،هدایت را به سمت نگارش این اثرعظیم و ماندگار سوق داده خود نکته مبهمی است که فقدانش دراثر حس میشود.
هدایت از نخستین داستان نویسان (مدرن) این سرزمین با تحصیل دراروپا و تفکرات منحصر به فردش برای تغییر هموطنانش درتلاش بود.تلاش برای خودشناسی و گذر از عقب ماندگی، درجا زدن و فرار از خرافه و هرآنچه از گذشتگان برای آن زمان برجای مانده بود .مردی که برخلاف تصور عامه هم اهل معاشرت بود و هم میخندید و هم دراکثر عمر خویش موضع کنشمند وفعالی را پیشه میکرد و از رخوت و سستی بر حذر بود .مردی علاقه مند به خانواده و رفیق باز .... نویسنده ای که در دهه بیست از گیاه خواری و احترام به حیوانات یاد میکرد و ازآنها مینوشت .مردی به واقع جلوتر از عصر خویش که آنچنان که شایسته اش بود مورد توجه و احترام قرار نگرفت و درنهایت (غیرت خودکشی) یافت و دنیا را از وجودش محروم ساخت.به قول نیچه :( هدایت پس از مرگش متولد شد.) بدون شک آثارش تا ابد برای دوستدارانش مهم و ارزشمند وماندگار خواهدماند، حتی اگر خالق آنها قدرندیده و درتنهایی و یاس این دنیا را ترک گفته باشد.
امتیاز : 8
@NaghdeFilmoSerial
امیدسلیمی
🎞نقد فیلم و سریال🎞 pinned «زخمهای کاری: (از خانه شماره ۳۷) مستندی است جذاب از تولد تا مرگ صادق هدایت .خالقان اثر کوشیده اند تا با مصاحبه با افراد گوناگون و همچنین روخوانی از برخی نامه های وی،مخاطب را ابعاد مختلفش آشنا سازند. از محققان ونویسندگان و منتقدان ادبی و... گرفته تا برخی از…»
سکانس پایانی روز واقعه را از ماندگارترین سکانسهای تاریخ سینمای این مملکت میدانم .سکانسی که راز ماندگاریش نه به دلیل اجرایی خاص یا فراتر از محدوده زمانی و مکانی خود (بعنوان مثال دکوپاژی محیرالعقول شامل نورپردازی ویژه ، برش نماها ، اندازه قاب و حرکت دوربین و...) بلکه به دلیل بهره گیری درست و اصولی از ابتدایی ترین تمهیدات سمعی و بصری هنر هفتم است . از نمایی لانگ که نوعروس را مشکی پوش و تنها و نگران درحال دویدن در کوچه برای رسیدن به همسر آینده اش درقاب داریم و شریک و همراه نگرانی اش هستیم گرفته تا کلوز آپ های سوژه اصلی (عبدالله/علیرضا شجاع نوری) که بواسطه آنها تمام غم و حسرت حاصل شده از عدم وصالش به حسین(ع) را درچشمانش میبینم تا تن صدای لرزان او که گویی مواجهه با حادثه عظیم کربلا ، صلابت را از آن دریغ کرده تا دیالوگ نویسی معرکه (بهرام بیضایی) که درواقع به شکلی همزمان هم پاسخی است برای اطرافیان او و هم پاسخی است کوبنده برای مخاطب اثر و آشکارا هر واژهاش همچون گلولهای آتشین ، قلب مخاطب را هدف خویش قرار میدهد(از ابتدای کار و این جمله : تمام حجت مسلمانی من حسینابن علی است تا ادامهاش: من حقیقت را درزنجیر دیدم ...من حقیقت را پاره پاره درخاک دیدم ... من حقیقت را بر سر نیزه دیدم) و بار دیگر براهمیت دیالوگ نویسی در سینما تاکید میکند ودر انتها یک حرکت دوربین به جا و اصولی که در آن دوربین از سوژه عبور کرده، کمی خود رابالا کشیده تا به پارچه های مشکی آویزان از دیوار برسد . مکث دوربین بر این پارچه ها (که دست کم برای ما مسلمانان نمادی از عزاداری حسین(ع) است) و اوج گیری همزمان موسیقی سوگوارانه با این مکث، خود نشان از ورق خوردن برگی مهم و تاابد ماندگار از تاریخ بشریت دارد. مبارزه ای جانانه برای حق و تاب نیاوردن ظلم و بازآفرینی واژه حماسه برای نسلهای بعد... ورق خوردنی به معنای آسمانی شدن سرور وسالار شهیدان ،حسین (ع)
@NaghdeFilmoSerial
#نقد_سکانس
امید سلیمی
@NaghdeFilmoSerial
#نقد_سکانس
امید سلیمی
🎞نقد فیلم و سریال🎞
سکانس پایانی روز واقعه را از ماندگارترین سکانسهای تاریخ سینمای این مملکت میدانم .سکانسی که راز ماندگاریش نه به دلیل اجرایی خاص یا فراتر از محدوده زمانی و مکانی خود (بعنوان مثال دکوپاژی محیرالعقول شامل نورپردازی ویژه ، برش نماها ، اندازه قاب و حرکت دوربین و...)…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎞نقد فیلم و سریال🎞 pinned «سکانس پایانی روز واقعه را از ماندگارترین سکانسهای تاریخ سینمای این مملکت میدانم .سکانسی که راز ماندگاریش نه به دلیل اجرایی خاص یا فراتر از محدوده زمانی و مکانی خود (بعنوان مثال دکوپاژی محیرالعقول شامل نورپردازی ویژه ، برش نماها ، اندازه قاب و حرکت دوربین و...)…»
(شکارچیذهن) را از شاهکارهای شبکه (نتفلیکس) میدانم و امیددارم درمیان انبوه آثار تولیدی اش ،جایی را هم برای ادامه این اثر درخشان اختصاص دهد. سریالی که تاکنون دو فصل آن ساخته و پخش شده و تماشای آن برای عاشقان تریلرهای جنایی (آغشته به پیچ و خم های روانشناسانه) از نان شب هم واجب تراست. نمای انتخابی برای این پست را از درخشانترین نماهای اثر مذکور دانسته و قصد دارم به آن بپردازم: دراین نما با (لانگ شاتی) طرفیم که سوژه خود را درمرکز قاب جای داده و مابقی را در پسزمینه کاشته است. طبیعتا درچنین شرایطی در ابتدا ،چشم مخاطب معطوف به مرکز قاب و سپس معطوف پسزمینه میشود. سوژه با حالتی خمیده و صلیب به دوش و دست تصویر سازی شده است که به درستی خستگی و عجز او را برایمان تفهیم میکند . خستگی و عجزی که درواقع ماحصل عدم به نتیجه رساندن پرونده و درنتیجه کلنجار های ذهنی و روانی ماموران مربوطه و همچنین فشار افکار عمومی و رسانه هاست . صلیب به عنوان نمادی از دین و آموزه های آن نیز همچون باری اضافه بر دوش و دست سوژه خودنمایی میکند. این اضافی بودن را از حضور پرتعداد کلیسا و افراد حاضر در آن به عنوان (موتیفی) در این فصل و همزمانی رشد و نمو شیاطینی عینیت یافته همچون : ادکمپر ، بی تی کی ،چارلز منسون و... میتوان دریافت کرد.
همچنین نمای مذکور به درستی برفاصله گذاری میان سوژه اصلی و جمعیت تاکید دارد. سوژه با فاصله نسبتا زیادی از آنها و نزدیکتر به لنز دوربین جای خوش کرده تا بر موضع تنهایی و تحت فشار بودنش تاکید شود . حضور پرتعداد افراد در پسزمینه که شانه به شانه یکدیگر در قاب حضور دارند و جهت نگاه برخی از آنها (وحتی پلیسی که در گوشه قاب ایستاده) به سمتِ سوژه نیز از دیگر نکات ظریفی است که خبر از توقع و انتظار آنها از نیروی ویژه به منظور گره گشایی از پرونده های جنایی دارد. توقع وانتظاری از موضع حق که طبیعتا شرایط کاری را بیشتر از پیش برای شخصیت های اصلی سریال دشوار و بحرانی خواهد نمود.
@NaghdeFilmoSerial
#نقد_نما
امیدسلیمی
همچنین نمای مذکور به درستی برفاصله گذاری میان سوژه اصلی و جمعیت تاکید دارد. سوژه با فاصله نسبتا زیادی از آنها و نزدیکتر به لنز دوربین جای خوش کرده تا بر موضع تنهایی و تحت فشار بودنش تاکید شود . حضور پرتعداد افراد در پسزمینه که شانه به شانه یکدیگر در قاب حضور دارند و جهت نگاه برخی از آنها (وحتی پلیسی که در گوشه قاب ایستاده) به سمتِ سوژه نیز از دیگر نکات ظریفی است که خبر از توقع و انتظار آنها از نیروی ویژه به منظور گره گشایی از پرونده های جنایی دارد. توقع وانتظاری از موضع حق که طبیعتا شرایط کاری را بیشتر از پیش برای شخصیت های اصلی سریال دشوار و بحرانی خواهد نمود.
@NaghdeFilmoSerial
#نقد_نما
امیدسلیمی
🎞نقد فیلم و سریال🎞 pinned «(شکارچیذهن) را از شاهکارهای شبکه (نتفلیکس) میدانم و امیددارم درمیان انبوه آثار تولیدی اش ،جایی را هم برای ادامه این اثر درخشان اختصاص دهد. سریالی که تاکنون دو فصل آن ساخته و پخش شده و تماشای آن برای عاشقان تریلرهای جنایی (آغشته به پیچ و خم های روانشناسانه)…»
با چندروز تاخیر😅 و به بهانه تولد دیوید فینچر (۲۸ اوت ۱۹۶۲) نگاهی داریم به بخشهایی از نقد واپسین ساخته اش : Mank در شماره چهارم ماهنامه فیلم کاو .
منتشر شده در بهمن ۱۳۹۹
منتشر شده در بهمن ۱۳۹۹
🎞نقد فیلم و سریال🎞 pinned «با چندروز تاخیر😅 و به بهانه تولد دیوید فینچر (۲۸ اوت ۱۹۶۲) نگاهی داریم به بخشهایی از نقد واپسین ساخته اش : Mank در شماره چهارم ماهنامه فیلم کاو . منتشر شده در بهمن ۱۳۹۹»