🎞نقد فیلم و سریال🎞
نقد قسمت ۸ فصل ۹ سریال The Walking Dead کانال نقد فیلم و سریال🎞 @NaghdeFilmoSerial 🎞
TWD S9 , E8
منتقد : مهرداد محمدی ایواتلو
این قسمت پایان نیم فصل اول سریال بود و حدود یکی دو ماه بعد نیم فصل دوم فصل ۹ شروع میشه . این اپیزود بیشتر از همه من رو یاد قسمت اخر فصل ۶ انداخت که توش savior ها معرفی شدن ، چون کل این اپیزود یه طرف و قسمت اخرش یه طرف . کل اپیزود از داستان و سناریو زیاد خوبی بهره نمیبره و بعضی جاها لنگ میزنه و هیجانی به ادم تزریق نمیکنه و فقط طوری طراحی شده که تو اخرش نجواکننده ها رو ببینیم ، مثل اپیزود اخر فصل ۶ که همین طور بود و در اخر ناامیدمون کرد. (AMC به طور کامل پتانسیل savior ها رو نابود کرد )
منم الان همین حس رو دارم و بیشتر ناامیدی وجودمو فرا گرفته و نمیتونم بگم که سریال داره به اوج برمیگرده چون هیچچی معلوم نیست . سازندگان بیشتر شخصیت های اصلی سریالو کشتن یا حذف کردن (مثل همین اپیزود و اپیزود اخر فصل ۶ ) و این بار امیدشون کاملا به نجواکننده هاست.
امیدوارم که این بار ناامید نشیم و سریال ، رو به اوج باشه و به گند کشیده نشه . مثل ۲ ، ۳ فصل قبل که واقعا بد بود.
کانال نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial 🎞
منتقد : مهرداد محمدی ایواتلو
این قسمت پایان نیم فصل اول سریال بود و حدود یکی دو ماه بعد نیم فصل دوم فصل ۹ شروع میشه . این اپیزود بیشتر از همه من رو یاد قسمت اخر فصل ۶ انداخت که توش savior ها معرفی شدن ، چون کل این اپیزود یه طرف و قسمت اخرش یه طرف . کل اپیزود از داستان و سناریو زیاد خوبی بهره نمیبره و بعضی جاها لنگ میزنه و هیجانی به ادم تزریق نمیکنه و فقط طوری طراحی شده که تو اخرش نجواکننده ها رو ببینیم ، مثل اپیزود اخر فصل ۶ که همین طور بود و در اخر ناامیدمون کرد. (AMC به طور کامل پتانسیل savior ها رو نابود کرد )
منم الان همین حس رو دارم و بیشتر ناامیدی وجودمو فرا گرفته و نمیتونم بگم که سریال داره به اوج برمیگرده چون هیچچی معلوم نیست . سازندگان بیشتر شخصیت های اصلی سریالو کشتن یا حذف کردن (مثل همین اپیزود و اپیزود اخر فصل ۶ ) و این بار امیدشون کاملا به نجواکننده هاست.
امیدوارم که این بار ناامید نشیم و سریال ، رو به اوج باشه و به گند کشیده نشه . مثل ۲ ، ۳ فصل قبل که واقعا بد بود.
کانال نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial 🎞
🎞نقد فیلم و سریال🎞
نقد فیلم Hateful 8 کانال نقد فیلم و سریال🎞 @NaghdeFilmoSerial🎞
Hateful 8
منتقد : امید سلیمی
آن پناهگاه لعنتی سرد جهنمی
در فیلم درخشان هشت نفرت انگیز (ساخته خوره فیلمی به نام کوئنتین تارانتینو) شخصیتهای داخل فیلم در نیمه ابتدایی همگی قصدی مشترک دارند و آن چیزی نیست جز فرار از کولاک و رسیدن به پناهگاهی گرم و ایمن. پناهگاهی که در ادامه فیلم تبدیل به کلبه وحشتی خونین و رعب آور در میان برفها میشود. در مورد تارانتینو سالهاست که مطالب مختلفی نوشته اند. عده ای معتقدند خشونت اگزجره شده فیلمهایش جز پوچی و بی معنایی هدف خاصی ندارد. عده ای فیلمهایش را در مورد نقد جامعه و خشونت میدانند و عده ای هم احتمالا به دلیل غافلگیر کننده بودن اتفاقاتش آنها را دوست دارند اما به نظرم مهمترین نکته در مورد اثار او از جمله همین هشت نفرت انگیز لذت وصف نشدنی هست که خود تارانتینو از خشونت میبرد. او و اصولا هر فیلمساز صاحب سبک دیگری با فیلمهای خود انچه درونشان هست را بیرون میریزند . فیلمهای تارانتینو نیز از دل خودش بر می آیند. سفارشی و مصنوعی از آب در نمی آیند و به همین دلیل است که هرساله افرادی میخواهند از او و کارهایش تقلید کنند اما نمیتوانند. شخصیتهای فیلم هشت نفرت انگیز نشات گرفته از خود او هستند. تارانتینو همواره در فیلمهایش از کسانیکه دل خوشی ندارد سخت و خونین و بیرحمانه انتقام میگیرد و تکه وپاره شان میکند. از اوباش پالپ فیکشن گرفته تا مافیای مخوف کیل بیل تا آلمانیهای حرامزاده های لعنتی و برده داران جانگوی رها شده تا اوباش همین فیلم آخری خود. فیلم هشت نفرت انگیز یک فیلم مثلا وسترن است اما خوشبختانه همانطور که از تارانتینو انتظار داریم هیچ شباهتی به وسترنهای دیگر ندارد. این یک جهنم ترسناک از جنس خود تارانتینوست. دیدن ترکیدن سر و اعضای بدن افراد فیلم . قهقهه های اعصاب خورد کن جناب ساموئل ال جکسون و کلوز آپ هایی که از چهره خونین و دفرمه خانم جنیفر جیسون لی در فیلم مشاهده میکنیم حداقل برای بنده یادآور تمام فیلمهای ترسناکی بود که تاکنون دیده ام. هشت نفرت انگیز به معنای واقعی کلمه برای کسانیکه آنچنان با تارانتینو و آثارش آشنایی ندارند نفرت انگیز است و بعید میدانم تحمل تماشای دوباره آن را داشته باشند اما برای طرفداران قدیمی او حکم جواهری ارزشمند را دارد. شخصیتهای حراف و ابله. موقعیتهایی گاها تصادفی که سرنوشت آنها را بهم گره میزند. خشونتهای ناگهانی و پاشیده شدن خون و خلاصه هر ویژگی برجسته ای که از تارانتینو بخواهید را در هشت نفرت انگیز خواهید یافت . نکته جالب فیلم او حس بد بینی است که به افراد جامعه خود پس از جنگهای داخلی آمریکا دارد. در هشت نفرت انگیز چه سفید پوست چه سیاه و چه سرخپوست همگی جانی هستند. افرادی که اگرچه وظیفه برقراری عدالت در جامعه را دارند اما هیچیک نه گذشته پاک و شریفی دارند و نه به آینده شان امیدی هست. از دید تارنتینو آمریکا را مشتی قاتل بیرحم که مدتهاست انسانیت را فراموش کرده اند اداره میکنند. به واقع اشاره هوشمندانه فیلمنامه به نامه جعلی لینکولن نیز بر این امر دلالت دارد . آخرین فیلم تارانتینو کاملا حساب شده پیش میرود. نیمه ابتدایی شاید در نگاه اول کمی طولانی به نظر برسد اما از لحظه خاطره تعریف کردن ساموئل ال جکسون به بعد حس تنش و اظطراب بیننده چنان زیاد شده که گذر زمان را حس نخواهد کرد. هشت نفرت انگیز چه در جلوی دوربین و چه در پشت صحنه دارای عواملی درجه یک و کارکشته هست. تارانتینو از قابها. موسیقی. نور و طراحی صحنه و لباس برای خلق میزانسن هایی سینمایی بهره برده و با اینکه بیشتر لحظات فیلم در داخل کلبه هست اما اثری ساخته که کاملا برازنده دیده شدن در سینماست. هشت نفرت انیگز به خوبی ادای دینی دوباره و شکوهمند به خود شخص تارانتینو است. کشتاری دسته جمعی با طعم خون و رذالت .
کانال نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial 🎞
منتقد : امید سلیمی
آن پناهگاه لعنتی سرد جهنمی
در فیلم درخشان هشت نفرت انگیز (ساخته خوره فیلمی به نام کوئنتین تارانتینو) شخصیتهای داخل فیلم در نیمه ابتدایی همگی قصدی مشترک دارند و آن چیزی نیست جز فرار از کولاک و رسیدن به پناهگاهی گرم و ایمن. پناهگاهی که در ادامه فیلم تبدیل به کلبه وحشتی خونین و رعب آور در میان برفها میشود. در مورد تارانتینو سالهاست که مطالب مختلفی نوشته اند. عده ای معتقدند خشونت اگزجره شده فیلمهایش جز پوچی و بی معنایی هدف خاصی ندارد. عده ای فیلمهایش را در مورد نقد جامعه و خشونت میدانند و عده ای هم احتمالا به دلیل غافلگیر کننده بودن اتفاقاتش آنها را دوست دارند اما به نظرم مهمترین نکته در مورد اثار او از جمله همین هشت نفرت انگیز لذت وصف نشدنی هست که خود تارانتینو از خشونت میبرد. او و اصولا هر فیلمساز صاحب سبک دیگری با فیلمهای خود انچه درونشان هست را بیرون میریزند . فیلمهای تارانتینو نیز از دل خودش بر می آیند. سفارشی و مصنوعی از آب در نمی آیند و به همین دلیل است که هرساله افرادی میخواهند از او و کارهایش تقلید کنند اما نمیتوانند. شخصیتهای فیلم هشت نفرت انگیز نشات گرفته از خود او هستند. تارانتینو همواره در فیلمهایش از کسانیکه دل خوشی ندارد سخت و خونین و بیرحمانه انتقام میگیرد و تکه وپاره شان میکند. از اوباش پالپ فیکشن گرفته تا مافیای مخوف کیل بیل تا آلمانیهای حرامزاده های لعنتی و برده داران جانگوی رها شده تا اوباش همین فیلم آخری خود. فیلم هشت نفرت انگیز یک فیلم مثلا وسترن است اما خوشبختانه همانطور که از تارانتینو انتظار داریم هیچ شباهتی به وسترنهای دیگر ندارد. این یک جهنم ترسناک از جنس خود تارانتینوست. دیدن ترکیدن سر و اعضای بدن افراد فیلم . قهقهه های اعصاب خورد کن جناب ساموئل ال جکسون و کلوز آپ هایی که از چهره خونین و دفرمه خانم جنیفر جیسون لی در فیلم مشاهده میکنیم حداقل برای بنده یادآور تمام فیلمهای ترسناکی بود که تاکنون دیده ام. هشت نفرت انگیز به معنای واقعی کلمه برای کسانیکه آنچنان با تارانتینو و آثارش آشنایی ندارند نفرت انگیز است و بعید میدانم تحمل تماشای دوباره آن را داشته باشند اما برای طرفداران قدیمی او حکم جواهری ارزشمند را دارد. شخصیتهای حراف و ابله. موقعیتهایی گاها تصادفی که سرنوشت آنها را بهم گره میزند. خشونتهای ناگهانی و پاشیده شدن خون و خلاصه هر ویژگی برجسته ای که از تارانتینو بخواهید را در هشت نفرت انگیز خواهید یافت . نکته جالب فیلم او حس بد بینی است که به افراد جامعه خود پس از جنگهای داخلی آمریکا دارد. در هشت نفرت انگیز چه سفید پوست چه سیاه و چه سرخپوست همگی جانی هستند. افرادی که اگرچه وظیفه برقراری عدالت در جامعه را دارند اما هیچیک نه گذشته پاک و شریفی دارند و نه به آینده شان امیدی هست. از دید تارنتینو آمریکا را مشتی قاتل بیرحم که مدتهاست انسانیت را فراموش کرده اند اداره میکنند. به واقع اشاره هوشمندانه فیلمنامه به نامه جعلی لینکولن نیز بر این امر دلالت دارد . آخرین فیلم تارانتینو کاملا حساب شده پیش میرود. نیمه ابتدایی شاید در نگاه اول کمی طولانی به نظر برسد اما از لحظه خاطره تعریف کردن ساموئل ال جکسون به بعد حس تنش و اظطراب بیننده چنان زیاد شده که گذر زمان را حس نخواهد کرد. هشت نفرت انگیز چه در جلوی دوربین و چه در پشت صحنه دارای عواملی درجه یک و کارکشته هست. تارانتینو از قابها. موسیقی. نور و طراحی صحنه و لباس برای خلق میزانسن هایی سینمایی بهره برده و با اینکه بیشتر لحظات فیلم در داخل کلبه هست اما اثری ساخته که کاملا برازنده دیده شدن در سینماست. هشت نفرت انیگز به خوبی ادای دینی دوباره و شکوهمند به خود شخص تارانتینو است. کشتاری دسته جمعی با طعم خون و رذالت .
کانال نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial 🎞
🎞نقد فیلم و سریال🎞
نقد فیلم The Witch کانال نقد فیلم و سریال🎞 @NaghdeFilmoSerial 🎞
The Witch
منتقد: امید سلیمی
میکشد گاه به تاریکی بسیار مرا
خانواده ای مذهبی برای ادامه حیات خویش بنا به صلاح دید رهبر خانواده از جامعه جداشده و به طبیعت پناه میبرند.این جدایی گویی پیامی شوم برای شیطان میفرستد تااوهم درتعقیب آنان راهی جنگل و سکوت دیوانه کننده آن شود. همزیستی انسان و شیطان رفته رفته آغاز میشود.بسط پیدا میکند و تراژیک پایان میپذیرد... وبا این فرجام چرک وشوم(ساحره) نه تنها درذهن مخاطب بخت برگشته و پریشان تمام نمیشود بلکه مدام با تصاویر آزاردهنده و موسیقی سنگینش براو نهیب میزند و فکرش رادرگیر میکند که به راستی شیطان کیست؟ آیا درتمامی باورها و ادیان اوراموجودی خودمختار و مستقل میپندارند یا بلعکس چیزی که از آن به عنوان شیطان یاد میشود تبلوری از زشتی های انسان است؟ ویا اینکه انسان به عنوان اشرف مخلوقات وگونه فهیم وبادرک و شعور ازموجودات چگونه خودرادربرابر تباهی و پلیدی ها تجهیز میکند و اصلا آیا به راستی انسان را راه گریزی از تاریکی درون خویش هست یا خیر؟ بسیار مهم است با چه پیش زمینه فکری(چه درمورد مسائل اعتقادی و چه موارد سینمایی) به تماشای ساحره مینشینید .با تمام احترامی که برای (کانجرینگ ها و ...) قائلم و میدانم چقدردربازسازی کلیشه های ترسناک وسواسی و بادقت عمل کرده اند اما ساحره به نظرم از جنس و تبار بالاتری می آید. درکنار (بابادوک) و(خام) و(موروثی) این فیلم ترسی را ارمغان می آورد که حاصل پیش زمینه و مقدمه چینی های به ظاهر بی اهمیت اما کاربردی و حیاتی است. ساحره همچون ممتازان این ژانر تمام هنرش تا جای ممکن در نشان ندادن است ! در ساحره به جز چند سکانس محدود حضور شیطان را به چشم نخواهید دید اما روح اودرفیلم همیشه جاری و موثراست.ساحره البته به مانند هراثردرجه یک دیگر شامل تک سکانسهای فراموش نشدنی نیز هست که عیار فیلم رابالابرده اند از جمله ربوده شدن نوزاد در ابتدای فیلم و طغیان شیطان به شکل یک بز و درکل چند دقیقه طوفانی پایانی .ساحره درگیر کننده و ویرانگر بر روح تماشاگر چنگ میزند و بیرحمانه براو میتازد. اگر هنوز آنرا ندیده اید برایش وقت خالی کنید
کانال نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial🎞
منتقد: امید سلیمی
میکشد گاه به تاریکی بسیار مرا
خانواده ای مذهبی برای ادامه حیات خویش بنا به صلاح دید رهبر خانواده از جامعه جداشده و به طبیعت پناه میبرند.این جدایی گویی پیامی شوم برای شیطان میفرستد تااوهم درتعقیب آنان راهی جنگل و سکوت دیوانه کننده آن شود. همزیستی انسان و شیطان رفته رفته آغاز میشود.بسط پیدا میکند و تراژیک پایان میپذیرد... وبا این فرجام چرک وشوم(ساحره) نه تنها درذهن مخاطب بخت برگشته و پریشان تمام نمیشود بلکه مدام با تصاویر آزاردهنده و موسیقی سنگینش براو نهیب میزند و فکرش رادرگیر میکند که به راستی شیطان کیست؟ آیا درتمامی باورها و ادیان اوراموجودی خودمختار و مستقل میپندارند یا بلعکس چیزی که از آن به عنوان شیطان یاد میشود تبلوری از زشتی های انسان است؟ ویا اینکه انسان به عنوان اشرف مخلوقات وگونه فهیم وبادرک و شعور ازموجودات چگونه خودرادربرابر تباهی و پلیدی ها تجهیز میکند و اصلا آیا به راستی انسان را راه گریزی از تاریکی درون خویش هست یا خیر؟ بسیار مهم است با چه پیش زمینه فکری(چه درمورد مسائل اعتقادی و چه موارد سینمایی) به تماشای ساحره مینشینید .با تمام احترامی که برای (کانجرینگ ها و ...) قائلم و میدانم چقدردربازسازی کلیشه های ترسناک وسواسی و بادقت عمل کرده اند اما ساحره به نظرم از جنس و تبار بالاتری می آید. درکنار (بابادوک) و(خام) و(موروثی) این فیلم ترسی را ارمغان می آورد که حاصل پیش زمینه و مقدمه چینی های به ظاهر بی اهمیت اما کاربردی و حیاتی است. ساحره همچون ممتازان این ژانر تمام هنرش تا جای ممکن در نشان ندادن است ! در ساحره به جز چند سکانس محدود حضور شیطان را به چشم نخواهید دید اما روح اودرفیلم همیشه جاری و موثراست.ساحره البته به مانند هراثردرجه یک دیگر شامل تک سکانسهای فراموش نشدنی نیز هست که عیار فیلم رابالابرده اند از جمله ربوده شدن نوزاد در ابتدای فیلم و طغیان شیطان به شکل یک بز و درکل چند دقیقه طوفانی پایانی .ساحره درگیر کننده و ویرانگر بر روح تماشاگر چنگ میزند و بیرحمانه براو میتازد. اگر هنوز آنرا ندیده اید برایش وقت خالی کنید
کانال نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial🎞
🎞نقد فیلم و سریال🎞
نقد سریال Daredevil کانال نقد فیلم و سریال🎞 @NaghdeFilmoSerial 🎞
Daredevil S1_3
منتقد: امید سلیمی
وقتی شیطان ناجی میشود.
مت مورداک(چارلی کاکس) تمام روز مشغول پرونده های قضایی و سروکله زدن با اجتماع خویش برای دفاع از حق دربرابر ظلم است او سالها تلاش کرده برای برقراری عدالت اجتماعی و مقابله با سیستم فاسد جامعه اما هرچه دراین زمینه تلاش میکند بازهم بی قرار است.. بازهم گمان میکند جدا از مسیر قانونی به شکل دیگری نیز موظف به کمک به مردم خویش است.. این فکربه مانند ویروسی به روح و روانش افتاده و از او درنهایت یک (شکارچی شب) میسازد.. تقدیرش این است .. او باید (دردویل) باشد!
دردویل(شیطان هلزکیچن) اما مسیربسیار سخت و پیچیده ای رادرپیش دارد. در دنیای سریال تعداد دوست و همراهانش بسیار اندک و درعوض دشمنان و بدخواهانش بی نهایت زیاد هستند. (ویلسون فیسک).(فرانک کسل/پانیشر) و(بولزآی) درطول سه فصل چنان عرصه رابرای او تنگ میکنند که او یک نفس راحت هم نتواند بکشد. اصولا باید هم همینطور باشد فیلمها و سریالهای به یادماندنی باید شرورهایی محکم و مقتدر و غیر قابل پیش بینی رو کنند. سازندگان سریال مسیر متفاوتی رانسبت به دیگر آثار تلویزیونی و سینمایی مختص به ابرقهرمانان برگزیده اند . دردویل آسیب پذیر و
شکننده است. پرواز نمیکند .سفینه ندارد . چشمان اشعه زا ندارد و دارای اسلحه پیشرفته ای هم نیست.
پس مخاطب در هر سکانس اکشن و ملتهب نگران زخمی یا کشته شدن او هم هست! بدین ترتیب تمام اکشنهای سریال (تعلیق) دارند.مبارزات دارای وزن هستند و با هر ضربه ای که طرفین به هم وارد میکنند با تماشای خون یا شکسته شدن بخشی از استخوان ها نفس در سینه شما حبس میشود. فرقی ندارد زمان هرسکانس مبارزه چقدر باشد (از مبارزه کوتاه اما نفسگیر راهرو درفصل اول تا نمایش درخشان درگیری با اوباش در راه و پله فصل دوم و آشوب در زندان و حمله به دفتر روزنامه فصل سوم) دوربین بی وقفه دردویل را میان هجمه ای از ضربات سهمگین تعقیب میکند و به همتایان خویش نشان میدهد خلق یک اکشن ناب چگونه است.
سریال فضای بصری جذابی هم دارد. اگرچه سعی شده در طراحی صحنه و لباس و اجزای ریز و درشت نماها واقعگرایی در اولویت باشد (همچون لباسها.ماشینها. وسایل خانه و شمایل کلی آن و...) اما رنگ و نورپردازی حساب شده سریال بافت رنگی جذاب و متفاوتی رارقم زده است. به عنوان مثال در چند مقطع از سریال رنگهای( سبز.قرمز.بنفش) در یک سکانس حال و هوای متفاوتی رارقم میزنند .مثلا در جایی از فصل سوم که مت با کارن مشغول صحبت هستند و رنگ های متنوعی از پنجره به چهره مت میتابند یا در مخمصه زندان که قرمز و سیاه در تصویر خود نمایی میکنند و حس خفقان و ترس را تشدید میکنند .
اما همانطور که در ابتدا هم اشاره شد سریال دارای چند شرور به یاد ماندنی هم هست. (ویلسون فیسک) درراس آنهابرای دردویل همچون(جوکر برای بتمن) حساب میشود! شاید تنها راه کنار زدن او کشتنش باشد. فیسک از نظر تصمیم گیری باهوش و پیچیده است. درفصل سوم به خوبی ثابت میکند تمام شهر رازیر نظر دارد. پلیس.سیاستمدار.خلافکار یا... مهم نیست. فیسک همه را کنترل کرده و از هرکدام برای ضربه زدن به دردویل بهره میبرد. فیسک چنان شخصیت با ابهت و ترسناکی است که حتی درمقاطعی که سکوت میکند و تنها با نگاهش با اطرافیان ارتباط میگیرد هم دلهره را به جان مخاطب میندازد. تقابل این دو چه از نظر فیزیکی و چه ذهنی مهمترین عامل محرک داستان است و سریال بدون این کشمکش معنی ندارد.
همانطور که اطلاع دارید این سریال به مانند برخی همتایانش ازسوی(نتفلیکس) به تازگی کنسل شد! هرچند اگر داستان رادنبال کرده باشید از پتانسیل بالای آن برای حداقل یک فصل دیگر اطلاع دارید اما با همین پایان بندی هم دردویل خاطره ای بسیار لذت بخش و ماندگار در ذهن هواداران سریالهای کامیک بوکی خلق کرد. خداحافظی در اوج شاید مناسب ترین توصیف برای پایان این مسیر چند ساله باشد...
کانال نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial 🎞
منتقد: امید سلیمی
وقتی شیطان ناجی میشود.
مت مورداک(چارلی کاکس) تمام روز مشغول پرونده های قضایی و سروکله زدن با اجتماع خویش برای دفاع از حق دربرابر ظلم است او سالها تلاش کرده برای برقراری عدالت اجتماعی و مقابله با سیستم فاسد جامعه اما هرچه دراین زمینه تلاش میکند بازهم بی قرار است.. بازهم گمان میکند جدا از مسیر قانونی به شکل دیگری نیز موظف به کمک به مردم خویش است.. این فکربه مانند ویروسی به روح و روانش افتاده و از او درنهایت یک (شکارچی شب) میسازد.. تقدیرش این است .. او باید (دردویل) باشد!
دردویل(شیطان هلزکیچن) اما مسیربسیار سخت و پیچیده ای رادرپیش دارد. در دنیای سریال تعداد دوست و همراهانش بسیار اندک و درعوض دشمنان و بدخواهانش بی نهایت زیاد هستند. (ویلسون فیسک).(فرانک کسل/پانیشر) و(بولزآی) درطول سه فصل چنان عرصه رابرای او تنگ میکنند که او یک نفس راحت هم نتواند بکشد. اصولا باید هم همینطور باشد فیلمها و سریالهای به یادماندنی باید شرورهایی محکم و مقتدر و غیر قابل پیش بینی رو کنند. سازندگان سریال مسیر متفاوتی رانسبت به دیگر آثار تلویزیونی و سینمایی مختص به ابرقهرمانان برگزیده اند . دردویل آسیب پذیر و
شکننده است. پرواز نمیکند .سفینه ندارد . چشمان اشعه زا ندارد و دارای اسلحه پیشرفته ای هم نیست.
پس مخاطب در هر سکانس اکشن و ملتهب نگران زخمی یا کشته شدن او هم هست! بدین ترتیب تمام اکشنهای سریال (تعلیق) دارند.مبارزات دارای وزن هستند و با هر ضربه ای که طرفین به هم وارد میکنند با تماشای خون یا شکسته شدن بخشی از استخوان ها نفس در سینه شما حبس میشود. فرقی ندارد زمان هرسکانس مبارزه چقدر باشد (از مبارزه کوتاه اما نفسگیر راهرو درفصل اول تا نمایش درخشان درگیری با اوباش در راه و پله فصل دوم و آشوب در زندان و حمله به دفتر روزنامه فصل سوم) دوربین بی وقفه دردویل را میان هجمه ای از ضربات سهمگین تعقیب میکند و به همتایان خویش نشان میدهد خلق یک اکشن ناب چگونه است.
سریال فضای بصری جذابی هم دارد. اگرچه سعی شده در طراحی صحنه و لباس و اجزای ریز و درشت نماها واقعگرایی در اولویت باشد (همچون لباسها.ماشینها. وسایل خانه و شمایل کلی آن و...) اما رنگ و نورپردازی حساب شده سریال بافت رنگی جذاب و متفاوتی رارقم زده است. به عنوان مثال در چند مقطع از سریال رنگهای( سبز.قرمز.بنفش) در یک سکانس حال و هوای متفاوتی رارقم میزنند .مثلا در جایی از فصل سوم که مت با کارن مشغول صحبت هستند و رنگ های متنوعی از پنجره به چهره مت میتابند یا در مخمصه زندان که قرمز و سیاه در تصویر خود نمایی میکنند و حس خفقان و ترس را تشدید میکنند .
اما همانطور که در ابتدا هم اشاره شد سریال دارای چند شرور به یاد ماندنی هم هست. (ویلسون فیسک) درراس آنهابرای دردویل همچون(جوکر برای بتمن) حساب میشود! شاید تنها راه کنار زدن او کشتنش باشد. فیسک از نظر تصمیم گیری باهوش و پیچیده است. درفصل سوم به خوبی ثابت میکند تمام شهر رازیر نظر دارد. پلیس.سیاستمدار.خلافکار یا... مهم نیست. فیسک همه را کنترل کرده و از هرکدام برای ضربه زدن به دردویل بهره میبرد. فیسک چنان شخصیت با ابهت و ترسناکی است که حتی درمقاطعی که سکوت میکند و تنها با نگاهش با اطرافیان ارتباط میگیرد هم دلهره را به جان مخاطب میندازد. تقابل این دو چه از نظر فیزیکی و چه ذهنی مهمترین عامل محرک داستان است و سریال بدون این کشمکش معنی ندارد.
همانطور که اطلاع دارید این سریال به مانند برخی همتایانش ازسوی(نتفلیکس) به تازگی کنسل شد! هرچند اگر داستان رادنبال کرده باشید از پتانسیل بالای آن برای حداقل یک فصل دیگر اطلاع دارید اما با همین پایان بندی هم دردویل خاطره ای بسیار لذت بخش و ماندگار در ذهن هواداران سریالهای کامیک بوکی خلق کرد. خداحافظی در اوج شاید مناسب ترین توصیف برای پایان این مسیر چند ساله باشد...
کانال نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial 🎞
🎞نقد فیلم و سریال🎞
نقد فیلم Avengers : Infinity War کانال نقد فیلم و سریال🎞 @NaghdeFilmoSerial🎞
Avengers : Infinity War
منتقد : امید سلیمی
تانوس آغاز میکند
خانمها... آقایان : کمپانی مارول با ساخت(انتقامجویان:جنگ بی نهایت) نه تنها یکی از بهترین آثار مجموعه سینمایی خودراراهی پرده سینما نموده بلکه یکی از عظیم ترین.حماسی ترین و جنون آمیزترین آثار اکشن ابرقهرمانی راهم تقدیم سینمادوستان کرده است تا به راحتی هرچه تمام ترتوانایی خویش را درخلق لحظاتی نفسگیر ،تاثیرگذار و پرآشوب به رخ سایرین بکشاند. جنگ بی نهایت درکنار (انتقامجویان/انتقامجویان عصر اولترون) ازنظر تزریق دوزبالای آدرنالین به رگهای مخاطب درصدر تمام آثار ابرقهرمانی این سالها قرارمیگیرد. خب مارول قبلا هم باوجود سابقه طولانی در تولید اکشنهای عظیم اینچنینی باتجربه شده بود و به نظرم حتی ضعیفترین آثارش هم ارزش یکباردیدن را داشتند اما جنگ بی نهایت در کنار نبردهای غول آسا و جلوه های بصری رنگارنگ خویش برگ برنده ای دارد که تمام آثار ابر قهرمانی این سالها از آن بی بهره بودند و آنهم چیزی نیست جز یک آنتاگونیست وحشی.ترسناک و شکست ناپذیر و تنومند.(تانوس) همان هیولای بزرگی است که سازندگان آثار ابرقهرمانی سالها در پی خلق آن بودندوهربار تیرشان به سنگ خورده بود. یک شرور مهیب و بیرحم که کافیست تا چند دقیقه ابتدایی راتماشا کنید تامتوجه شوید چرا باید ازاوترسید. تانوس با اجرای(جاش برولین) ازمعدود شرورهای فیلمهای فانتزی بزرگ است که درست و درحد شخصیت پردازی لازم حرف میزند.فکر میکند.کمی احساسات دارد و میشود به اونزدیک شد .شخصیت پردازی او اگرچه کامل نیست اما برای چنین فیلمهایی که سابقه طولانی در خلق آنتاگونیستهایی خنثی دارند یک موهبت بزرگ و ارزشمند است . جنگ بی نهایت لحظات زیادی راشامل میشود که درآن تانوس حضور دارد تا قهرمانان آشنای این سالها. سازندگان این فیلم گویا درمقاطعی مرعوب ابهت و توانمندی او شده و کمتر به قهرمانان پرداخته اند . جنگ بی نهایت البته از منظر فیلمنامه و روند اتفاقات ومنطق داستانی امتیاز بیشتری نسبت به سایر فیلمهای مارول ندارد و قرارنیست حین تماشای آن مدام شگفت زده شوید و رودست بخورید(به استثنای پایان فیلم) اما مشکل معمولی بودن فیلمنامه را مثل همیشه سکانسهای اکشن پرتعلیق و متلک پرانی های گاه و بیگاه شخصیتها و ازهمه مهمترآقای تانوس حل کرده اند. درمیان تمام سکانسهای نفسگیر فیلم جایی دراواخر فیلم هست که تانوس وارد میدان مبارزه اصلی شده و دشمنان خود(از جمله کاپیتان آمریکا) را لت و پار میکند. همین یک سکانس بی شک یکی از هیجان انگیزترین و درخشان ترین لحظات کل مجموعه سینمایی مارول است و بیننده پس از تماشای این همه سال اکشن و انفجار و ... با خود میگوید اینجا به راستی پایان کار و نقطه ای بی بازشگت است و میتواند کابوس مخاطبان مبتنی بر مرگ قهرمانان را رنگ واقعیت ببخشد.
جنگ بی نهایت نفس تازه ای به مجموعه فیلمهای مارول است و ازاکنون عطش تماشاگران برای دیدن قسمت بعد را شعله ور میکند.
کانال نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial🎞
منتقد : امید سلیمی
تانوس آغاز میکند
خانمها... آقایان : کمپانی مارول با ساخت(انتقامجویان:جنگ بی نهایت) نه تنها یکی از بهترین آثار مجموعه سینمایی خودراراهی پرده سینما نموده بلکه یکی از عظیم ترین.حماسی ترین و جنون آمیزترین آثار اکشن ابرقهرمانی راهم تقدیم سینمادوستان کرده است تا به راحتی هرچه تمام ترتوانایی خویش را درخلق لحظاتی نفسگیر ،تاثیرگذار و پرآشوب به رخ سایرین بکشاند. جنگ بی نهایت درکنار (انتقامجویان/انتقامجویان عصر اولترون) ازنظر تزریق دوزبالای آدرنالین به رگهای مخاطب درصدر تمام آثار ابرقهرمانی این سالها قرارمیگیرد. خب مارول قبلا هم باوجود سابقه طولانی در تولید اکشنهای عظیم اینچنینی باتجربه شده بود و به نظرم حتی ضعیفترین آثارش هم ارزش یکباردیدن را داشتند اما جنگ بی نهایت در کنار نبردهای غول آسا و جلوه های بصری رنگارنگ خویش برگ برنده ای دارد که تمام آثار ابر قهرمانی این سالها از آن بی بهره بودند و آنهم چیزی نیست جز یک آنتاگونیست وحشی.ترسناک و شکست ناپذیر و تنومند.(تانوس) همان هیولای بزرگی است که سازندگان آثار ابرقهرمانی سالها در پی خلق آن بودندوهربار تیرشان به سنگ خورده بود. یک شرور مهیب و بیرحم که کافیست تا چند دقیقه ابتدایی راتماشا کنید تامتوجه شوید چرا باید ازاوترسید. تانوس با اجرای(جاش برولین) ازمعدود شرورهای فیلمهای فانتزی بزرگ است که درست و درحد شخصیت پردازی لازم حرف میزند.فکر میکند.کمی احساسات دارد و میشود به اونزدیک شد .شخصیت پردازی او اگرچه کامل نیست اما برای چنین فیلمهایی که سابقه طولانی در خلق آنتاگونیستهایی خنثی دارند یک موهبت بزرگ و ارزشمند است . جنگ بی نهایت لحظات زیادی راشامل میشود که درآن تانوس حضور دارد تا قهرمانان آشنای این سالها. سازندگان این فیلم گویا درمقاطعی مرعوب ابهت و توانمندی او شده و کمتر به قهرمانان پرداخته اند . جنگ بی نهایت البته از منظر فیلمنامه و روند اتفاقات ومنطق داستانی امتیاز بیشتری نسبت به سایر فیلمهای مارول ندارد و قرارنیست حین تماشای آن مدام شگفت زده شوید و رودست بخورید(به استثنای پایان فیلم) اما مشکل معمولی بودن فیلمنامه را مثل همیشه سکانسهای اکشن پرتعلیق و متلک پرانی های گاه و بیگاه شخصیتها و ازهمه مهمترآقای تانوس حل کرده اند. درمیان تمام سکانسهای نفسگیر فیلم جایی دراواخر فیلم هست که تانوس وارد میدان مبارزه اصلی شده و دشمنان خود(از جمله کاپیتان آمریکا) را لت و پار میکند. همین یک سکانس بی شک یکی از هیجان انگیزترین و درخشان ترین لحظات کل مجموعه سینمایی مارول است و بیننده پس از تماشای این همه سال اکشن و انفجار و ... با خود میگوید اینجا به راستی پایان کار و نقطه ای بی بازشگت است و میتواند کابوس مخاطبان مبتنی بر مرگ قهرمانان را رنگ واقعیت ببخشد.
جنگ بی نهایت نفس تازه ای به مجموعه فیلمهای مارول است و ازاکنون عطش تماشاگران برای دیدن قسمت بعد را شعله ور میکند.
کانال نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial🎞
🎞نقد فیلم و سریال🎞
نقد فیلم Justice League کانال نقد فیلم و سریال🎞 @NaghdeFilmoSerial🎞
Justice League
منتقد: امید سلیمی
لیگ کم فروغ قهرمانان.
زمانیکه فیلم (بتمن علیه سوپرمن) اکران شد اکثر منتقدان و تماشاگران فیلمنامه را پاشنه آشیل کار میدانستند. فیلمنامه ای که اگر آن را از حیث منطق. اوج و فرودهای داستانی. شخصیت پردازی و تعلیق و سایر اجزای فیلمنامه نویسی با فیلمنامه (لیگ عدالت) مقایسه کنیم به راحتی متوجه میشویم با چه متن خوبی طرف بوده ایم . متاسفانه ساخته جدید دنیای دی سی از نظر فیلمنامه در حد فاجعه است. باورش سخت است تیم سازنده این فیلم نه تنها کوچکترین پیشرفتی در نوشتن متن حاصل نکرده اند بلکه همان معدود نکات مثبت فیلمنامه قبلی را هم از دست داده اند.
لیگ عدالت که شامل گردهمایی بتمن. زن شگفت انگیز. سایبورگ و فلش و آکوآمن میشود تنها متکی به جلوه های ویژه شلوغ و گاها درهم و برهم و اکشنهایی سنگین و به اصطلاح خفن است و تنها دلیلی هم که میتوان کسی را به دیدن این فیلم تشویق کرد همین اکشنها و زرق و برقهای تصویریست. عجیبترین نکته منفی در مورد لیگ عدالت عجله بدون توجیه سازندگان فیلم برای حضور ابرقهرمانهای مختلف در فیلم است . بیننده این فیلم بدون آنکه فیلمهای مستقلی از آنها دیده باشد (به استثنای سوپرمن و زن شگفت انگیز) باید آنها را در موقعیتهایی عجیب و غریب تماشا کند و چون نمیتواند با آنها همذات پنداری کند و عملا حس خاصی به آنان ندارد در نتیجه پس از تماشای فیلم نه آنچنان ذوق زده میشود و نه میتواند منتظر قسمتهای بعد باشد .
لیگ عدالت حتی از پتانسیل بتمن که بدون شک از عمیقترین شخصیتهای ابرقهرمانی هست نیز به درستی بهره نمیبرد . بتمن فیلم بتمن علیه سوپرمن به مراتب بهتر و باور پذیر تر از این یکی است . طبیعتا در چنین شرایطی تقصیر را نمیتوان برگردن بن افلک انداخت . لیگ عدالت شتابزده است . متاسفانه در این بین به مانند اکثر اثار ابرقهرمانی این سالها بدمن درست و درمانی هم نمیبینیم . استپن ولف هم فرسنگها از لکس لوتر فیلم قبلی ناپخته تر. تک بعدی تر و فراموش شدنی تر است . واقعا هرچه فکر میکنم بتمن علیه سوپر من با تمام نقصهایش چند سکانس اکشن به یادماندنی داشت . بیست دقیقه آغازین خوشساخت و چندین شات چشمنواز و چند ایفای نقش خوب هم داشت که متاسفانه لیگ عدالت به جز چند اکشن خوب و نه عالی نکته قابل ذکر دیگری ندارد .
به هر حال لیگ عدالت از آنجا که دنباله ای بر فیلمهای قبلی دنیای دی سی به شمار میرود باید دیده شود اما باید هنگام تماشای آن سطح توقعات را به شدت پایین آورده و به هیچ نکته ای در بطن داستان و روابط شخصیتها و غیره توجه نکنید . لیگ عدالت فیلمیست در حد ( جوخه انتحار) بیشتر از آن توقع نداشته باشید
کانال نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial🎞
منتقد: امید سلیمی
لیگ کم فروغ قهرمانان.
زمانیکه فیلم (بتمن علیه سوپرمن) اکران شد اکثر منتقدان و تماشاگران فیلمنامه را پاشنه آشیل کار میدانستند. فیلمنامه ای که اگر آن را از حیث منطق. اوج و فرودهای داستانی. شخصیت پردازی و تعلیق و سایر اجزای فیلمنامه نویسی با فیلمنامه (لیگ عدالت) مقایسه کنیم به راحتی متوجه میشویم با چه متن خوبی طرف بوده ایم . متاسفانه ساخته جدید دنیای دی سی از نظر فیلمنامه در حد فاجعه است. باورش سخت است تیم سازنده این فیلم نه تنها کوچکترین پیشرفتی در نوشتن متن حاصل نکرده اند بلکه همان معدود نکات مثبت فیلمنامه قبلی را هم از دست داده اند.
لیگ عدالت که شامل گردهمایی بتمن. زن شگفت انگیز. سایبورگ و فلش و آکوآمن میشود تنها متکی به جلوه های ویژه شلوغ و گاها درهم و برهم و اکشنهایی سنگین و به اصطلاح خفن است و تنها دلیلی هم که میتوان کسی را به دیدن این فیلم تشویق کرد همین اکشنها و زرق و برقهای تصویریست. عجیبترین نکته منفی در مورد لیگ عدالت عجله بدون توجیه سازندگان فیلم برای حضور ابرقهرمانهای مختلف در فیلم است . بیننده این فیلم بدون آنکه فیلمهای مستقلی از آنها دیده باشد (به استثنای سوپرمن و زن شگفت انگیز) باید آنها را در موقعیتهایی عجیب و غریب تماشا کند و چون نمیتواند با آنها همذات پنداری کند و عملا حس خاصی به آنان ندارد در نتیجه پس از تماشای فیلم نه آنچنان ذوق زده میشود و نه میتواند منتظر قسمتهای بعد باشد .
لیگ عدالت حتی از پتانسیل بتمن که بدون شک از عمیقترین شخصیتهای ابرقهرمانی هست نیز به درستی بهره نمیبرد . بتمن فیلم بتمن علیه سوپرمن به مراتب بهتر و باور پذیر تر از این یکی است . طبیعتا در چنین شرایطی تقصیر را نمیتوان برگردن بن افلک انداخت . لیگ عدالت شتابزده است . متاسفانه در این بین به مانند اکثر اثار ابرقهرمانی این سالها بدمن درست و درمانی هم نمیبینیم . استپن ولف هم فرسنگها از لکس لوتر فیلم قبلی ناپخته تر. تک بعدی تر و فراموش شدنی تر است . واقعا هرچه فکر میکنم بتمن علیه سوپر من با تمام نقصهایش چند سکانس اکشن به یادماندنی داشت . بیست دقیقه آغازین خوشساخت و چندین شات چشمنواز و چند ایفای نقش خوب هم داشت که متاسفانه لیگ عدالت به جز چند اکشن خوب و نه عالی نکته قابل ذکر دیگری ندارد .
به هر حال لیگ عدالت از آنجا که دنباله ای بر فیلمهای قبلی دنیای دی سی به شمار میرود باید دیده شود اما باید هنگام تماشای آن سطح توقعات را به شدت پایین آورده و به هیچ نکته ای در بطن داستان و روابط شخصیتها و غیره توجه نکنید . لیگ عدالت فیلمیست در حد ( جوخه انتحار) بیشتر از آن توقع نداشته باشید
کانال نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial🎞
🎞نقد فیلم و سریال🎞
نقد فیلم Halloween 1978 کانال نقد فیلم و سریال🎞 @NaghdeFilmoSerial🎞
Halloween 1978
منتقد : مهرداد محمدی ایواتلو
هالووینِ ترسناک، اما نه برای الان:
این فیلم مطمئنم در زمان خودش فیلم بسیار ترسناکی بوده اما الان دیگر ان حس ترس و ادرنالین را برنمیانگیزد (شاید من اینطوری هستم). ولی بعضی سکانس ها واقعا ترسناک هستند .
صداگذاری فیلم بعضی مواقع لنگ داشت و به عصابم میرفت ، فیلم نامه هم در خدمت قاتل عزیز بود و این مورد خیلی حس میشد و حتی گذشته اش هم برایم غیر قابل باور بود واینکه چطور یک قاتل شده ، این ها به کنار ، هیچچی قاتل عزیز ما را نمیکشد (چاقو،میل بافتنی،گلوله).
این فیلم را به شخصه زیاد توصیه نمیکنم چون اول اینکه دیگر با پیشرفت فیلم سازی و تکلونوژی فیلم خیلی قدیمی میزند و دوم ان که زیاد حس ترس را به ادم نمی دهد .
کانال نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial🎞
منتقد : مهرداد محمدی ایواتلو
هالووینِ ترسناک، اما نه برای الان:
این فیلم مطمئنم در زمان خودش فیلم بسیار ترسناکی بوده اما الان دیگر ان حس ترس و ادرنالین را برنمیانگیزد (شاید من اینطوری هستم). ولی بعضی سکانس ها واقعا ترسناک هستند .
صداگذاری فیلم بعضی مواقع لنگ داشت و به عصابم میرفت ، فیلم نامه هم در خدمت قاتل عزیز بود و این مورد خیلی حس میشد و حتی گذشته اش هم برایم غیر قابل باور بود واینکه چطور یک قاتل شده ، این ها به کنار ، هیچچی قاتل عزیز ما را نمیکشد (چاقو،میل بافتنی،گلوله).
این فیلم را به شخصه زیاد توصیه نمیکنم چون اول اینکه دیگر با پیشرفت فیلم سازی و تکلونوژی فیلم خیلی قدیمی میزند و دوم ان که زیاد حس ترس را به ادم نمی دهد .
کانال نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial🎞