🎞نقد فیلم و سریال🎞
نقد فیلم Mother کانال نقد فیلم و سریال 🎞 @NaghdeFilmoSerial🎞
Mother
منتقد : امید سلیمی
جنون تمام عیار
حین تماشای (مادر) آخرین ساخته جناب دارن آرنوفسکی اگر بخواهیم با ریز بینیهای معمول و جستجوی علت و معلولهای دیگر فیلمهای سینمایی آنرا ارزیابی کنیم مسلما در همان نیمه ابتدایی از آن نا امید میشویم اما اگر فضا و بافت سورئال منحصر به فردش را بپذیریم و به داستان .روابط شخصیتها و نوع چینش حوادث تن بدهیم و به آرنوفسکی به عنوان صاحب اثر اعتماد کنیم میتوانیم از دوساعت کابوس بی وقفه. ترسناک . استرس زا و به معنای واقعی کلمه در مواردی حال بهم زن لذت ببریم . مادر با تمامی امتیازاتش که هم به فیلمنامه و هم به قدرت کارگردانی آرنوفسکی بر میگردد برای هر بیننده ای جذاب نخواهد بود. فیلم هرچه جلوتر میرود خفقان آورتر. هولناکتر و به نوعی جنون آمیزتر میشود و مخصوصا در یک سوم پایانی کاملا زنجیر پاره میکند و به هیچ چیزی رحم نمیکند. خب مطمئنا این بی پروایی و جوش و خروش فیلم حداقل از نظربنده برای فیلمی سورئال با اشاره های دینی مذهبی یک موهبت است اما این پتانسیل را هم دارد که باعث شود فیلم را تا انتها نبینید . مادر به صورت مستقیم و گهگاه غیر مستقیم سرشار از اشارات دینی و اعتقادی است . از اشاره به پروردگار گرفته تا طبیعت . تعامل انسان با ایندو و برخی خرافه های مذهبی را به وفور در مادر پیدا میکنید. آرنوفسکی که با ساخت فیلم (نوح) هم جنجالهایی میان منتقدان و تماشاگران به پا کرده بود اینبار جسورتر و بی پرواتر پا به عرصه گذاشته و گویا واکنشهای متفاوت سایرین نیز برایش اهمیتی نداشته اند حداقل فیلم که این را میگوید . مادر در میانه های خود چنان تنشزا میشود که با خود فکر میکنید این دیگر اوج اتفاقات ناگواریست که در فیلم میبینید اما کافیست به دقایق پایانی برسیم تا متوجه شویم هرچه هرج و مرج تاکنون در سینما دیده بودیم در برابر این مورد شبیه شوخی هستند . مادر برای انتقال حس دلهره بی پایانش از تمام موارد فنی سینمایی به درستی بهره میبرد .
محل قرار گیری دوربین . تراولینگهای به موقع آن و کاتهای ناگهانی که زده میشوند مدام حس تشویش و نا امنی بیننده را تقویت میکنند . آرنوفسکی فضای داخلی خانه را نیز با فیلترهایی فکر شده تیره و دل مرده نمایش میدهد. خانه که لوکیشن اصلی فیلم است با تمهیدات بصری خاصی حس شوم و پلیدی را تداعی میکنند . مادر از تیم بازیگری کارکشته ای هم بهره میبرد . لارنس .باردام . ادهریس و میشل فایفر و حتی بازیگران فرعی با هدایت صحیح کارگردان شرایط داستانی و موقعیت نقش خود را درک کرده و بازیهایی روان با گوشه هایی از حرکات اغراق آمیز را نمایش داده اند که کاملا هماهنگ با فضای فیلم است . در این بین نمایش لارنس و باردام بیشتر به چشم می آید و انصافا هردو گل کاشته اند
لارنس در فیلم از زنی آرام و باوقار که سعی دارد با همه چیز کنار بیاید رفته رفته به زنی طوفانزده . سراسیمه و ترسناک بدل میگردد که در هردو وضعیت ایفای نقشش خواستنی و دیدنی از کار درآمده است .مادر به نظرم از آن فیلمهایی است که یا رفته رفته جذبش میشوید و از جنون بی حدش لذت میبرید یا از حوادث بعضا غیر قابل پیش بینی و خشن آن بیزار میشوید . توصیه من این است که اگر احیانا از فیلم خوشتان آمد سعی نکنید با مخالفینش بحث کنید و آنها را به خیالتان طرفدارفیلم کنید . انتخاب با خودتان
کانال نقد فیلم و سریال 🎞
@NaghdeFilmoSerial🎞
منتقد : امید سلیمی
جنون تمام عیار
حین تماشای (مادر) آخرین ساخته جناب دارن آرنوفسکی اگر بخواهیم با ریز بینیهای معمول و جستجوی علت و معلولهای دیگر فیلمهای سینمایی آنرا ارزیابی کنیم مسلما در همان نیمه ابتدایی از آن نا امید میشویم اما اگر فضا و بافت سورئال منحصر به فردش را بپذیریم و به داستان .روابط شخصیتها و نوع چینش حوادث تن بدهیم و به آرنوفسکی به عنوان صاحب اثر اعتماد کنیم میتوانیم از دوساعت کابوس بی وقفه. ترسناک . استرس زا و به معنای واقعی کلمه در مواردی حال بهم زن لذت ببریم . مادر با تمامی امتیازاتش که هم به فیلمنامه و هم به قدرت کارگردانی آرنوفسکی بر میگردد برای هر بیننده ای جذاب نخواهد بود. فیلم هرچه جلوتر میرود خفقان آورتر. هولناکتر و به نوعی جنون آمیزتر میشود و مخصوصا در یک سوم پایانی کاملا زنجیر پاره میکند و به هیچ چیزی رحم نمیکند. خب مطمئنا این بی پروایی و جوش و خروش فیلم حداقل از نظربنده برای فیلمی سورئال با اشاره های دینی مذهبی یک موهبت است اما این پتانسیل را هم دارد که باعث شود فیلم را تا انتها نبینید . مادر به صورت مستقیم و گهگاه غیر مستقیم سرشار از اشارات دینی و اعتقادی است . از اشاره به پروردگار گرفته تا طبیعت . تعامل انسان با ایندو و برخی خرافه های مذهبی را به وفور در مادر پیدا میکنید. آرنوفسکی که با ساخت فیلم (نوح) هم جنجالهایی میان منتقدان و تماشاگران به پا کرده بود اینبار جسورتر و بی پرواتر پا به عرصه گذاشته و گویا واکنشهای متفاوت سایرین نیز برایش اهمیتی نداشته اند حداقل فیلم که این را میگوید . مادر در میانه های خود چنان تنشزا میشود که با خود فکر میکنید این دیگر اوج اتفاقات ناگواریست که در فیلم میبینید اما کافیست به دقایق پایانی برسیم تا متوجه شویم هرچه هرج و مرج تاکنون در سینما دیده بودیم در برابر این مورد شبیه شوخی هستند . مادر برای انتقال حس دلهره بی پایانش از تمام موارد فنی سینمایی به درستی بهره میبرد .
محل قرار گیری دوربین . تراولینگهای به موقع آن و کاتهای ناگهانی که زده میشوند مدام حس تشویش و نا امنی بیننده را تقویت میکنند . آرنوفسکی فضای داخلی خانه را نیز با فیلترهایی فکر شده تیره و دل مرده نمایش میدهد. خانه که لوکیشن اصلی فیلم است با تمهیدات بصری خاصی حس شوم و پلیدی را تداعی میکنند . مادر از تیم بازیگری کارکشته ای هم بهره میبرد . لارنس .باردام . ادهریس و میشل فایفر و حتی بازیگران فرعی با هدایت صحیح کارگردان شرایط داستانی و موقعیت نقش خود را درک کرده و بازیهایی روان با گوشه هایی از حرکات اغراق آمیز را نمایش داده اند که کاملا هماهنگ با فضای فیلم است . در این بین نمایش لارنس و باردام بیشتر به چشم می آید و انصافا هردو گل کاشته اند
لارنس در فیلم از زنی آرام و باوقار که سعی دارد با همه چیز کنار بیاید رفته رفته به زنی طوفانزده . سراسیمه و ترسناک بدل میگردد که در هردو وضعیت ایفای نقشش خواستنی و دیدنی از کار درآمده است .مادر به نظرم از آن فیلمهایی است که یا رفته رفته جذبش میشوید و از جنون بی حدش لذت میبرید یا از حوادث بعضا غیر قابل پیش بینی و خشن آن بیزار میشوید . توصیه من این است که اگر احیانا از فیلم خوشتان آمد سعی نکنید با مخالفینش بحث کنید و آنها را به خیالتان طرفدارفیلم کنید . انتخاب با خودتان
کانال نقد فیلم و سریال 🎞
@NaghdeFilmoSerial🎞
🎞نقد فیلم و سریال🎞
نقد قسمت ۷ فصل ۹ سریال The Walking Dead کانال نقد فیلم و سریال🎞 @NaghdeFilmoSerial🎞
TWD S9,E7
منتقد : مهرداد محمدی ایواتلو
گول واکر هایش را نخورید ، خلع سلاح شده اند .
صحبت کردن و حرفیدن بیهوده عنصر تازهی واکینگ دد شده و چند فصل بود که جای خود را به واکر ( زامبی ) ها داده بود.
۶ قسمت ابتدائی این فصل مرا به این سریال امیدوار کرد که شاید دیگر چرت و پرت نبینیم ، اما این قسمت یک بازگشت به عقب دوباره برای سریال محسوب میشود و به ما یک درام بد تحویل میدهد .
امیدوارم که نجواکنندگان هرچه زودتر به سریال بیایند و به ان انرژی تازهای بدهند . هر چند که این واکینگ دد است و بهتر است خود را زیاد امیدوار نکنیم.
کانال نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial🎞
منتقد : مهرداد محمدی ایواتلو
گول واکر هایش را نخورید ، خلع سلاح شده اند .
صحبت کردن و حرفیدن بیهوده عنصر تازهی واکینگ دد شده و چند فصل بود که جای خود را به واکر ( زامبی ) ها داده بود.
۶ قسمت ابتدائی این فصل مرا به این سریال امیدوار کرد که شاید دیگر چرت و پرت نبینیم ، اما این قسمت یک بازگشت به عقب دوباره برای سریال محسوب میشود و به ما یک درام بد تحویل میدهد .
امیدوارم که نجواکنندگان هرچه زودتر به سریال بیایند و به ان انرژی تازهای بدهند . هر چند که این واکینگ دد است و بهتر است خود را زیاد امیدوار نکنیم.
کانال نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial🎞
🎞نقد فیلم و سریال🎞
نقد انیمیشن Mary and Max کانال نقد فیلم و سریال🎞 @NaghdeFilmoSerial🎞
Mary and Max
منتقد : امید سلیمی
خانه دوست کجاست؟
به راستی نقطه آرامش و رضایت انسان درزندگی پیچیده امروزی چیست؟ آیا ترسیم اهداف و درادامه تلاش برای رسیدن به آنها کافیست یا این اهداف توهمات خیالی ما هستند؟چه میشد اگر میتوانستیم درجاده طولانی و طاقت فرسای زندگی لذتهای آن را به نوبت دستچین کنیم و در انتهای مسیر با لبخندی به نشانه رضایت از پلی که میان این دنیا و دنیای دیگراست عبور کنیم و به ناشناخته های بعدی برسیم؟ انیمیشن عجیب و غریب و دوست داشتنی(مری و مکس) حول چنین سوالات فلسفی کهنی پرسه میزند و بدون اینکه لحظه ای دست از تلاش بردارد سعی دارد باموشکافی میان روح زخم خورده شخصیتهایش به پاسخی درخور برسد.این انیمیشن برای کودکان که هیچ برای ذهن و روحیات مخاطب بزرگسال و حرفه ای سینما هم همچون خوراکی سنگین و دیرهضم ذهن و فکر را مشغول میکند. مری و مکس دست روی شخصیتهایی تنها و نچسب میگذارد و تمام هنرش دراین است که مخاطب را با آنها همراه میسازد و کاری میکند سرنوشت و اعمالشان برای او مهم و کنجکاو برانگیز شود. این انیمیشن بدون هیچگونه کم کاری و کم فروشی به مخاطب تلنگر میزند و با نشانه گذاری های منحصر به فردش در مقام یک روایت انسانی به بررسی جهان بی رحم. آلوده و فراموشکار امروزی میپردازد. در مری و مکس انسانهای تنها و فراموش شده البته به جای دست روی دست گذاشتن و غصه خوردن به نبرد با افسردگی ها و تاریکی های درون میروند و تمام مصائب و دشواری ها ی راه را به جان میخرند. البته که این نبردی نیست که بتوان همواره پایان خوشی را برایش متصوربود اما نوع روایت اثر که ترکیبی از واقعیت و انگاره های ذهنی شخصیتهاست چنان درهم تنیده میشوند که گویا نتیجه نهایی به اندازه تماشای چالشها و بالا و پایینهای داستان برایمان حیاتی نیست.این یک نمایش تنشزا و نفسگیر است که هرچند گهگاهی با چاشنی طنز تلطیف میشود اما مدام انتظار وقوع یک حادثه تلخ را از آن داریم. مری و مکس درنهایت موفق میشود با درگیرکردن ذهن مخاطب و ضربه های عمیق عاطفی خود تبدیل به اثری شود که میتوان تا آخر عمر از آن یادکرد. خشم. ترس.نفرت از خود و دیگران. بدبینی به سایر شهروندان و نا امیدی و یاس نسبت به معادلات این دنیا از مهمترین جهت گیری های فکری هستند که برای شخصیتهای این فیلم مدام تکرار میشوند و گویا آنها (ودرمقاطعی ما به عنوان مخاطب) در چرخه ای بسته از آنها قرار داریم و شاید رهایی و رستگاری برای هرشخص تنها با مرگ و کوچ به دنیای دیگر میسر شود. مری و مکس برای نبرد با تاریکی و ستیز با تباهی قدمهایی محکم بر میدارد و درنهایت مخاطب را به این فکر فرومیبرد که آیا این زندگی و مخلوقاتش ارزش مبارزه کردن و ایستادگی دارند یا خیر؟
کانال نقد فیلم و سریال 🎞
@NaghdeFilmoSerial🎞
منتقد : امید سلیمی
خانه دوست کجاست؟
به راستی نقطه آرامش و رضایت انسان درزندگی پیچیده امروزی چیست؟ آیا ترسیم اهداف و درادامه تلاش برای رسیدن به آنها کافیست یا این اهداف توهمات خیالی ما هستند؟چه میشد اگر میتوانستیم درجاده طولانی و طاقت فرسای زندگی لذتهای آن را به نوبت دستچین کنیم و در انتهای مسیر با لبخندی به نشانه رضایت از پلی که میان این دنیا و دنیای دیگراست عبور کنیم و به ناشناخته های بعدی برسیم؟ انیمیشن عجیب و غریب و دوست داشتنی(مری و مکس) حول چنین سوالات فلسفی کهنی پرسه میزند و بدون اینکه لحظه ای دست از تلاش بردارد سعی دارد باموشکافی میان روح زخم خورده شخصیتهایش به پاسخی درخور برسد.این انیمیشن برای کودکان که هیچ برای ذهن و روحیات مخاطب بزرگسال و حرفه ای سینما هم همچون خوراکی سنگین و دیرهضم ذهن و فکر را مشغول میکند. مری و مکس دست روی شخصیتهایی تنها و نچسب میگذارد و تمام هنرش دراین است که مخاطب را با آنها همراه میسازد و کاری میکند سرنوشت و اعمالشان برای او مهم و کنجکاو برانگیز شود. این انیمیشن بدون هیچگونه کم کاری و کم فروشی به مخاطب تلنگر میزند و با نشانه گذاری های منحصر به فردش در مقام یک روایت انسانی به بررسی جهان بی رحم. آلوده و فراموشکار امروزی میپردازد. در مری و مکس انسانهای تنها و فراموش شده البته به جای دست روی دست گذاشتن و غصه خوردن به نبرد با افسردگی ها و تاریکی های درون میروند و تمام مصائب و دشواری ها ی راه را به جان میخرند. البته که این نبردی نیست که بتوان همواره پایان خوشی را برایش متصوربود اما نوع روایت اثر که ترکیبی از واقعیت و انگاره های ذهنی شخصیتهاست چنان درهم تنیده میشوند که گویا نتیجه نهایی به اندازه تماشای چالشها و بالا و پایینهای داستان برایمان حیاتی نیست.این یک نمایش تنشزا و نفسگیر است که هرچند گهگاهی با چاشنی طنز تلطیف میشود اما مدام انتظار وقوع یک حادثه تلخ را از آن داریم. مری و مکس درنهایت موفق میشود با درگیرکردن ذهن مخاطب و ضربه های عمیق عاطفی خود تبدیل به اثری شود که میتوان تا آخر عمر از آن یادکرد. خشم. ترس.نفرت از خود و دیگران. بدبینی به سایر شهروندان و نا امیدی و یاس نسبت به معادلات این دنیا از مهمترین جهت گیری های فکری هستند که برای شخصیتهای این فیلم مدام تکرار میشوند و گویا آنها (ودرمقاطعی ما به عنوان مخاطب) در چرخه ای بسته از آنها قرار داریم و شاید رهایی و رستگاری برای هرشخص تنها با مرگ و کوچ به دنیای دیگر میسر شود. مری و مکس برای نبرد با تاریکی و ستیز با تباهی قدمهایی محکم بر میدارد و درنهایت مخاطب را به این فکر فرومیبرد که آیا این زندگی و مخلوقاتش ارزش مبارزه کردن و ایستادگی دارند یا خیر؟
کانال نقد فیلم و سریال 🎞
@NaghdeFilmoSerial🎞
🎞نقد فیلم و سریال🎞
نقد فیلم Logan کانال نقد فیلم و سریال🎞 @NaghdeFilmoSerial🎞
Logan
منتقد: امید سلیمی
:به تلخی زندگی... به شیرینی مرگ
از همان نخستین باری که سالها پیش چند قسمت از سری فیلمهای (مردان ایکس ) را تماشاکردم متوجه شدم دربین قهرمانان عجیب و غریب این مجموعه ولوورین یا همان لوگان با ابهت ترین.جذابترین . بی اعصابترین و خلاصه همه چیز تمام تر از باقی قهرمان ها است. لوگان به نظرم تنها شخصیت این مجموعه بود که میشد روی فیلمهای تکی آن نیز حساب بازکرد و خوشبختانه فیلمهای مستقل شخصیت او مخصوصا همین آخری جز مهمترین و بهترین فیلمهای ژانر ابر قهرمانی هستند. لوگان ساخته جیمز منگولد با شکوه ترین و درخشانترین و در عین حال تلخترین تصویریست که از شخصیت محبوب لوگان در این سالها بر پرده سینما نقش بسته است. لوگان درانتهای یک مسیر تاریک است. جاییکه هیوجکمن خسته و زخم خورده از روزگار به مانند کلینت ایستوود فیلم نابخشوده عازم سفری در دل بیابان میشود و با اشتیاق مرگ را به جای ادامه حیات برمیگزیند. لوگان بادرجه بندی سنی بزرگسالانه خود چهره واقعی و خوفناک درونی قهرمانش را بدون احتیاط و بدون هیچ ترسی پیش چشم مخاطب قرارمیدهد. لوگان در این فیلم تکه و پاره میکند و میتازد ضعف جسمی و روحی گاهی از شدت حملاتش میکاهند اما قهرمان از مبارزه دست بردار نیست. فیلم لوگان جدا از اینکه با روایت خون بار و ریتم سریع حوادثش بیننده را سرگرم و خشنود میکند مابین دیالوگهای گزنده خود مابین میزانسن های خلوت و اندوه بارش و مابین نماهای بسته ای که از صورت لوگان گرفته به بیننده یادآور میشود نباید انتظار پایانی شاد و کلیشه ای از آن داشت. سازندگان فیلم به نظرم به درک درستی از موجودیت لوگان رسیده اند و بهترین فرجام را برایش به ارمغان آورده اند. لوگان پایان یک سفر چندین ساله است . سفر تلخی که لوگان طی میکند ودر آن عزیزانش را از دست میدهد و کابوسهایی که رهایش نمیکنند. اگر چه به نظر میرسد لوگان با تجارب خود امیدی به رستگاری و رهایی ندارد اما در انتها در طبیعتی آرام. به دور ازهیاهوی زندگی و توسط تنها باز مانده اش به خواب ابدی فرو میرود . آرامش انتهایی فیلم که پس از طوفانهای مرگبار نصیب او میشود کاملا در شان اوست. لوگان با ذات اصلی خود به مصاف چالشهای دنیا رفت و در نهایت همانطور که انتظار میرفت زمین مبارزه را ترک گفت . روحش شاد
کانال نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial🎞
منتقد: امید سلیمی
:به تلخی زندگی... به شیرینی مرگ
از همان نخستین باری که سالها پیش چند قسمت از سری فیلمهای (مردان ایکس ) را تماشاکردم متوجه شدم دربین قهرمانان عجیب و غریب این مجموعه ولوورین یا همان لوگان با ابهت ترین.جذابترین . بی اعصابترین و خلاصه همه چیز تمام تر از باقی قهرمان ها است. لوگان به نظرم تنها شخصیت این مجموعه بود که میشد روی فیلمهای تکی آن نیز حساب بازکرد و خوشبختانه فیلمهای مستقل شخصیت او مخصوصا همین آخری جز مهمترین و بهترین فیلمهای ژانر ابر قهرمانی هستند. لوگان ساخته جیمز منگولد با شکوه ترین و درخشانترین و در عین حال تلخترین تصویریست که از شخصیت محبوب لوگان در این سالها بر پرده سینما نقش بسته است. لوگان درانتهای یک مسیر تاریک است. جاییکه هیوجکمن خسته و زخم خورده از روزگار به مانند کلینت ایستوود فیلم نابخشوده عازم سفری در دل بیابان میشود و با اشتیاق مرگ را به جای ادامه حیات برمیگزیند. لوگان بادرجه بندی سنی بزرگسالانه خود چهره واقعی و خوفناک درونی قهرمانش را بدون احتیاط و بدون هیچ ترسی پیش چشم مخاطب قرارمیدهد. لوگان در این فیلم تکه و پاره میکند و میتازد ضعف جسمی و روحی گاهی از شدت حملاتش میکاهند اما قهرمان از مبارزه دست بردار نیست. فیلم لوگان جدا از اینکه با روایت خون بار و ریتم سریع حوادثش بیننده را سرگرم و خشنود میکند مابین دیالوگهای گزنده خود مابین میزانسن های خلوت و اندوه بارش و مابین نماهای بسته ای که از صورت لوگان گرفته به بیننده یادآور میشود نباید انتظار پایانی شاد و کلیشه ای از آن داشت. سازندگان فیلم به نظرم به درک درستی از موجودیت لوگان رسیده اند و بهترین فرجام را برایش به ارمغان آورده اند. لوگان پایان یک سفر چندین ساله است . سفر تلخی که لوگان طی میکند ودر آن عزیزانش را از دست میدهد و کابوسهایی که رهایش نمیکنند. اگر چه به نظر میرسد لوگان با تجارب خود امیدی به رستگاری و رهایی ندارد اما در انتها در طبیعتی آرام. به دور ازهیاهوی زندگی و توسط تنها باز مانده اش به خواب ابدی فرو میرود . آرامش انتهایی فیلم که پس از طوفانهای مرگبار نصیب او میشود کاملا در شان اوست. لوگان با ذات اصلی خود به مصاف چالشهای دنیا رفت و در نهایت همانطور که انتظار میرفت زمین مبارزه را ترک گفت . روحش شاد
کانال نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial🎞
🎞نقد فیلم و سریال🎞
نقد فیلم Mission Impossible : Fallout کانال نقد فیلم و سریال 🎞 @NaghdeFilmoSerial🎞
Mission Impossible : Fallout
منتقد : مهرداد محمدی ایواتلو
اگر دنبال داستان و سناریویی عالی و فوق العاده هستید ، این ماموریت غیر ممکن برای شما ساخته شده است.
این قسمت دارای ویلن خوبی است که عقیده و نظرش بیشتر شبیه تانوس (ویلن قسمت سوم انتقام جویان) هست ، ولی اون همزاد پنداری تانوس رو به آدم نمیده یا حداقل من حسش نمیکنم. این قسمت به نظرم اکشن هاش نسبت به قسمت های قبلی کم رمق تر بود و حس لذت و تازگی قسمت های قبلی رو به من نمیداد و من رو کمی ناامید کرد .
البته نمیشه از بدلکاری های تام کروز گذشت اما بازم به تازگی و هیجان انگیزی قسمت های قبلی نبود . اما واقعن تام کروز رو تحسین میکنم که با این سن زیادش بدلکاری هاشو خودش انجام میده و از جون برای کارش مایه میزاره .
دراخر اینکه اگه فیلم باز هستید و دنبال یه قسمت عالی ماموریت غیرممکن این فیلم توصیه میشه ، اما اگر میخواهید فقط از اکشن های فیلم لذت ببرید این فیلم مورد قبول شما نخواهد بود.
کانال نقد فیلم و سریال 🎞
@NaghdeFilmoSerial🎞
منتقد : مهرداد محمدی ایواتلو
اگر دنبال داستان و سناریویی عالی و فوق العاده هستید ، این ماموریت غیر ممکن برای شما ساخته شده است.
این قسمت دارای ویلن خوبی است که عقیده و نظرش بیشتر شبیه تانوس (ویلن قسمت سوم انتقام جویان) هست ، ولی اون همزاد پنداری تانوس رو به آدم نمیده یا حداقل من حسش نمیکنم. این قسمت به نظرم اکشن هاش نسبت به قسمت های قبلی کم رمق تر بود و حس لذت و تازگی قسمت های قبلی رو به من نمیداد و من رو کمی ناامید کرد .
البته نمیشه از بدلکاری های تام کروز گذشت اما بازم به تازگی و هیجان انگیزی قسمت های قبلی نبود . اما واقعن تام کروز رو تحسین میکنم که با این سن زیادش بدلکاری هاشو خودش انجام میده و از جون برای کارش مایه میزاره .
دراخر اینکه اگه فیلم باز هستید و دنبال یه قسمت عالی ماموریت غیرممکن این فیلم توصیه میشه ، اما اگر میخواهید فقط از اکشن های فیلم لذت ببرید این فیلم مورد قبول شما نخواهد بود.
کانال نقد فیلم و سریال 🎞
@NaghdeFilmoSerial🎞
🎞نقد فیلم و سریال🎞
نقد فیلم John Wick کانال نقد فیلم و سریال🎞 @NaghdeFilmoSerial🎞
John Wick
منتقد : امید سلیمی
اژدها وارد میشود
یکی از بزرگترین آرزوهای دوران کودکی من(واحتمالا بسیاری از پسربچه های دیگر) این بود که هنگام تماشای یک فیلم اکشن بدون آنکه کسی اعتراض کند بتوانم سکانسهای دیالوگ دار فیلم را رد کنم و سریع به اکشن و کشت وکشتارفیلم برسم. سازندگان(جان ویک) با ساخت این دوفیلم به درستی آرزوی سالهای دور عده ای فیلم بین ازجمله مرا یکجا برآورده کرده اند و آثاری ساخته اند که مجموع دیالوگ گفتن شخصیتها درآنها به اندازه یک برگه کاغذ هم نیست! جان ویک میداند درچنین فیلمهایی کسی منتظر داستانی تازه و غافلگیرکننده نیست.اصولا شخصیتی شکل نخواهد گرفت و منطق آنچنانی نیز قرار نیست برحوادث فیلم حاکم باشد پس به جای تمام این موارد آنها یک اکشن بی وقفه خالص را تحویل تماشاگر میدهند و دراین راستا انصافا سنگ تمام میگذارند .بدون تعارف جان ویک دربخش اکشن سرآمد تمام آثار این سالهاست از(تیکن) گرفته تا(سریع و خشمگین) و سری(ماموریت غیر ممکن) و... جان ویک همه راپشت سرگذاشته و باسرعتی باورنکردنی از روی تمامشان رد میشود! فیلمبرداری های بدون کات زیادی را دراین زمینه خواهید یافت که لذت تماشای اکشنهای فیلم رابالا برده اند. دوربین همواره فاصله مناسبی با افراد داخل سکانسها دارد و زخمی شدن و کشته شدن آنها را به دقت و بدون کم و کاستی مشاهده میکنید.درکنار دوربین معرکه فیلم تدوین هم بسیارموثراست و بدون برشهای سریع و آزاردهنده ای که معمولا درآثار اکشن بلای جان مخاطب میشوند اینجا با تدوینی طرفیم که به دیگر آثار اکشن می آموزد چگونه از یک نما به نمای دیگر کات بزنند.سازندگان جان ویک تنها به دوربین ثابت و تدوینهای با حوصله اکتفا نکرده اند و از رنگ و نور هم بهره برده اند تا جان ویک ها از نظر بصری در زمره چشمنوازترین آثار این سالها قراربگیرند. به عنوان مثال در قسمت اول و جاییکه جان ویک به کلوپ زیرزمینی حمله میکند ترکیب رنگهای مشکی.سفید.بنفش و قرمز با چشمانتان کاری میکنند که در لحظاتی زدوخورد هارا بی خیال شده و از نمایش رنگها لذت ببرید. در جان ویک هر شلیک گلوله.مشت یا لگدی که پرتاب میشود کاملا برنامه ریزی شده و دارای حساب و کتاب است . (کیانوریوز) پس از سه گانه(ماتریکس) همچون هیولایی بیرحم بردشمنان میتازد و یک ماشین کشتار درجه یک را نشانمان میدهد. جان ویک یک فرصت طلایی برای کیانو ریوز بود تانشان دهد چگونه میتواند دوباره اوج بگیرد و اوهم به خوبی ازاین فرصت بهره برده و یک ضدقهرمان خشن و بزن بهادر را میسازد که تنها یک نگاه از او به لنز دوربین کافیست تا دلهره بر مخاطب چیره شود. جان ویک کاملا متکی به اجرای کارگردان و توانایی فیزیکی هنرپیشگان خوداست. حین تماشای این دوفیلم هرگز به منطق و بالا و پایینهای داستانی توجه نکنید و دنبال تعقل دررفتار افراد فیلم نباشید. جان ویک بهشتی برای علاقه مندان به اکشن است. همانند یک بازی ویدئویی بی مغز خودرابرای نبرد و خون وگلوله آماده کنید و لذت ببرید ازچندساعت کشتار همه جانبه!
کانال نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial🎞
منتقد : امید سلیمی
اژدها وارد میشود
یکی از بزرگترین آرزوهای دوران کودکی من(واحتمالا بسیاری از پسربچه های دیگر) این بود که هنگام تماشای یک فیلم اکشن بدون آنکه کسی اعتراض کند بتوانم سکانسهای دیالوگ دار فیلم را رد کنم و سریع به اکشن و کشت وکشتارفیلم برسم. سازندگان(جان ویک) با ساخت این دوفیلم به درستی آرزوی سالهای دور عده ای فیلم بین ازجمله مرا یکجا برآورده کرده اند و آثاری ساخته اند که مجموع دیالوگ گفتن شخصیتها درآنها به اندازه یک برگه کاغذ هم نیست! جان ویک میداند درچنین فیلمهایی کسی منتظر داستانی تازه و غافلگیرکننده نیست.اصولا شخصیتی شکل نخواهد گرفت و منطق آنچنانی نیز قرار نیست برحوادث فیلم حاکم باشد پس به جای تمام این موارد آنها یک اکشن بی وقفه خالص را تحویل تماشاگر میدهند و دراین راستا انصافا سنگ تمام میگذارند .بدون تعارف جان ویک دربخش اکشن سرآمد تمام آثار این سالهاست از(تیکن) گرفته تا(سریع و خشمگین) و سری(ماموریت غیر ممکن) و... جان ویک همه راپشت سرگذاشته و باسرعتی باورنکردنی از روی تمامشان رد میشود! فیلمبرداری های بدون کات زیادی را دراین زمینه خواهید یافت که لذت تماشای اکشنهای فیلم رابالا برده اند. دوربین همواره فاصله مناسبی با افراد داخل سکانسها دارد و زخمی شدن و کشته شدن آنها را به دقت و بدون کم و کاستی مشاهده میکنید.درکنار دوربین معرکه فیلم تدوین هم بسیارموثراست و بدون برشهای سریع و آزاردهنده ای که معمولا درآثار اکشن بلای جان مخاطب میشوند اینجا با تدوینی طرفیم که به دیگر آثار اکشن می آموزد چگونه از یک نما به نمای دیگر کات بزنند.سازندگان جان ویک تنها به دوربین ثابت و تدوینهای با حوصله اکتفا نکرده اند و از رنگ و نور هم بهره برده اند تا جان ویک ها از نظر بصری در زمره چشمنوازترین آثار این سالها قراربگیرند. به عنوان مثال در قسمت اول و جاییکه جان ویک به کلوپ زیرزمینی حمله میکند ترکیب رنگهای مشکی.سفید.بنفش و قرمز با چشمانتان کاری میکنند که در لحظاتی زدوخورد هارا بی خیال شده و از نمایش رنگها لذت ببرید. در جان ویک هر شلیک گلوله.مشت یا لگدی که پرتاب میشود کاملا برنامه ریزی شده و دارای حساب و کتاب است . (کیانوریوز) پس از سه گانه(ماتریکس) همچون هیولایی بیرحم بردشمنان میتازد و یک ماشین کشتار درجه یک را نشانمان میدهد. جان ویک یک فرصت طلایی برای کیانو ریوز بود تانشان دهد چگونه میتواند دوباره اوج بگیرد و اوهم به خوبی ازاین فرصت بهره برده و یک ضدقهرمان خشن و بزن بهادر را میسازد که تنها یک نگاه از او به لنز دوربین کافیست تا دلهره بر مخاطب چیره شود. جان ویک کاملا متکی به اجرای کارگردان و توانایی فیزیکی هنرپیشگان خوداست. حین تماشای این دوفیلم هرگز به منطق و بالا و پایینهای داستانی توجه نکنید و دنبال تعقل دررفتار افراد فیلم نباشید. جان ویک بهشتی برای علاقه مندان به اکشن است. همانند یک بازی ویدئویی بی مغز خودرابرای نبرد و خون وگلوله آماده کنید و لذت ببرید ازچندساعت کشتار همه جانبه!
کانال نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial🎞
🎞نقد فیلم و سریال🎞
نقد فیلم The Mist کانال نقد فیلم و سریال🎞 @NaghdeFilmoSerial🎞
The Mist
منتقد: امید سلیمی
و تو چه میدانی که پشت آن مه چیست
طوفانی ناگهانی ازراه میرسد.درختان کنده میشوند.برقها و خطوط تلفن یکی پس ازدیگری قطع میگردند و مردم شهری کوچک بدون آنکه حتی لحظه ای به ذهن خوش خیالشان برسد که چه سرنوشت شومی در انتظار آنهاست برای تهیه اقلام مورد نیاز خویش به فروشگاهی بزرگ میروند و رفته رفته زمزمه ها و حرفهای زیرلب و پنهانی شکل میگیرند و ... فیلم درخشان و فراموش نشدنی (مه) اثر هنرمندبزرگ(فرانک دارابونت) دارای شاخصه های مهمی است که باعث گردیده هرچندوقت یکبار آنرا با دقت تماشا کنم و هربار از تماشای اجرای درخشان آن لذت ببرم. فیلم مه ازهمان نخستین دقایق با شروع کنجکاو برانگیزخویش مخاطب را باخود همراه ساخته و درادامه با پرداخت منطقی و به اندازه از موقعیت داستانی و شخصیتهای خویش تبدیل به یکی از بهترین آثار تولیدی از نوشته های(استیون کینگ) میشود. مه موفق میشود همزمان حس تعلیق و تشویش بیننده را نسبت به محیط داخلی فروشگاه و هم نسبت به وجود ناشناخته های دنیای بیرون حفظ کندو دراین راستا به تمام جزییات بها میدهد. کاملا آشکاراست وقتی پای نوشته های آقای کینگ درمیان باشد ترس مخاطب باید بین انسان و هیولا تقسیم شود! انسانهای این فیلم دربرخی لحظات به خوبی جای نیروهای اهریمنی و ماورایی ایفای نقش میکنند و نفس را درسینه مخاطب حبس مینمایند. تجمع دسته ای از انسانها که ترس از ناشناخته ها همچون خوره به جانشان افتاده و واژه امید و رستگاری برایشان رنگ باخته مجال مناسبی را در اختیار فرانک دارابونت قرار داده تا مخاطب را در فضایی بسته از خفقان و التهاب نگه دارد و صبر وشکیبایی وی را بیازماید. مه اما همانطور که پیشترنیز گفتم تنها به ترس از انسانهای پریشان احوال و غیرقابل پیش بینی اکتفا نمیکند و با نمایشی ترسناک از مخلوقاتی چندش آور دربخش هیجان انگیز و پرتحرک خویش نیز نمره قبولی دریافت میکند. بدون شک نخستین مواجهه با سکانسهای اکشن و تعقیب و گریز این فیلم آدرنالین خونتان را درحد انفجار بالا میبرند و کاری میکنند این موجودات اجازه ورود به کابوسهای شبانه شما را نیز داشته باشند!(سکانس حمله شبانه به فروشگاه و غافلگیری داروخانه از این دست سکانسها هستند)مه اما برگ برنده ای دارد که درصدزیادی از تولیدات مهم سینمایی دنیا از آن بی بهره هستند و آنهم پایان بندی درخشان اثراست. این پایان بندی که به اعتقاد بنده جز بهترین پایان بندیهای تاریخ سینماست(درکنار روشناییهای شهر.پاپیون.گلادیاتور. دانی دارکو و....) باعث میشود ارزش و عیار فیلم مه بالاتر از آثار همرده خویش قرارگیرد. مه فیلمنامه هوشمندانه ای دارد و درچندپرده رفته رفته به نقطه اوج خویش میرسد و دراین بین به بخش میانی که طبیعتا مهمترین قسمت کارهست نیز بیشترین بها را میدهد. مه این فیلمنامه را با کارگردانی دقیقی همراه میکند (دکوپاژ کارگردان در اکشنها. چگونگی بهره گیری از موسیقی و افکتهای صوتی در فیلم. شکار نماهای ماندگاری همچون نماهای دلهره آور پایانی داخل ماشین و رسیدن به میزانسنهای مضطرب کننده ای همچون سکانس قتل یکی از افسران جوان به دست مردم) و تبدیل به یکی از درخشانترین تریلرهای قرن جدید میشود. مه اثر دست کم گرفته شده ای است که گذر زمان برارزش آن خواهد افزود.
کانال نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial🎞
منتقد: امید سلیمی
و تو چه میدانی که پشت آن مه چیست
طوفانی ناگهانی ازراه میرسد.درختان کنده میشوند.برقها و خطوط تلفن یکی پس ازدیگری قطع میگردند و مردم شهری کوچک بدون آنکه حتی لحظه ای به ذهن خوش خیالشان برسد که چه سرنوشت شومی در انتظار آنهاست برای تهیه اقلام مورد نیاز خویش به فروشگاهی بزرگ میروند و رفته رفته زمزمه ها و حرفهای زیرلب و پنهانی شکل میگیرند و ... فیلم درخشان و فراموش نشدنی (مه) اثر هنرمندبزرگ(فرانک دارابونت) دارای شاخصه های مهمی است که باعث گردیده هرچندوقت یکبار آنرا با دقت تماشا کنم و هربار از تماشای اجرای درخشان آن لذت ببرم. فیلم مه ازهمان نخستین دقایق با شروع کنجکاو برانگیزخویش مخاطب را باخود همراه ساخته و درادامه با پرداخت منطقی و به اندازه از موقعیت داستانی و شخصیتهای خویش تبدیل به یکی از بهترین آثار تولیدی از نوشته های(استیون کینگ) میشود. مه موفق میشود همزمان حس تعلیق و تشویش بیننده را نسبت به محیط داخلی فروشگاه و هم نسبت به وجود ناشناخته های دنیای بیرون حفظ کندو دراین راستا به تمام جزییات بها میدهد. کاملا آشکاراست وقتی پای نوشته های آقای کینگ درمیان باشد ترس مخاطب باید بین انسان و هیولا تقسیم شود! انسانهای این فیلم دربرخی لحظات به خوبی جای نیروهای اهریمنی و ماورایی ایفای نقش میکنند و نفس را درسینه مخاطب حبس مینمایند. تجمع دسته ای از انسانها که ترس از ناشناخته ها همچون خوره به جانشان افتاده و واژه امید و رستگاری برایشان رنگ باخته مجال مناسبی را در اختیار فرانک دارابونت قرار داده تا مخاطب را در فضایی بسته از خفقان و التهاب نگه دارد و صبر وشکیبایی وی را بیازماید. مه اما همانطور که پیشترنیز گفتم تنها به ترس از انسانهای پریشان احوال و غیرقابل پیش بینی اکتفا نمیکند و با نمایشی ترسناک از مخلوقاتی چندش آور دربخش هیجان انگیز و پرتحرک خویش نیز نمره قبولی دریافت میکند. بدون شک نخستین مواجهه با سکانسهای اکشن و تعقیب و گریز این فیلم آدرنالین خونتان را درحد انفجار بالا میبرند و کاری میکنند این موجودات اجازه ورود به کابوسهای شبانه شما را نیز داشته باشند!(سکانس حمله شبانه به فروشگاه و غافلگیری داروخانه از این دست سکانسها هستند)مه اما برگ برنده ای دارد که درصدزیادی از تولیدات مهم سینمایی دنیا از آن بی بهره هستند و آنهم پایان بندی درخشان اثراست. این پایان بندی که به اعتقاد بنده جز بهترین پایان بندیهای تاریخ سینماست(درکنار روشناییهای شهر.پاپیون.گلادیاتور. دانی دارکو و....) باعث میشود ارزش و عیار فیلم مه بالاتر از آثار همرده خویش قرارگیرد. مه فیلمنامه هوشمندانه ای دارد و درچندپرده رفته رفته به نقطه اوج خویش میرسد و دراین بین به بخش میانی که طبیعتا مهمترین قسمت کارهست نیز بیشترین بها را میدهد. مه این فیلمنامه را با کارگردانی دقیقی همراه میکند (دکوپاژ کارگردان در اکشنها. چگونگی بهره گیری از موسیقی و افکتهای صوتی در فیلم. شکار نماهای ماندگاری همچون نماهای دلهره آور پایانی داخل ماشین و رسیدن به میزانسنهای مضطرب کننده ای همچون سکانس قتل یکی از افسران جوان به دست مردم) و تبدیل به یکی از درخشانترین تریلرهای قرن جدید میشود. مه اثر دست کم گرفته شده ای است که گذر زمان برارزش آن خواهد افزود.
کانال نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial🎞
🎞نقد فیلم و سریال🎞
نقد فصل پنجم Bojack Horesman کانال نقد فیلم و سریال🎞 @NaghdeFilmoSerial 🎞
Bojack Horesman , S5
منتقد امید سلیمی
به بهانه یک فصل شگفت انگیز تازه:ارمغان تاریکی
این همان مسیری است که سازندگان انیمیشن(بوجک هورسمن) ازپنج سال پیش خواسته یا ناخواسته،آگاهانه یا ناآگاهانه سنگ بنای آن را پی ریزی کردند و با نمایش این فصل به خود و مخاطبان این نمایش درسراسر دنیا با صدای بلند اعلام کردند گویا قرار نیست شخصیت لجباز. خودویرانگر و بی ثبات این سریال روی خوش هستی راتجربه کند!!احتمال میدهم سازندگان این سریال درروزهای نخست نگارش فیلمنامه باخود گفته اند همین که یک سریال کمدی پرجنب و جوش و مملو ازشوخی های کلامی/موقعیتی خلق کنیم و درکنارش چندباری هم به مخاطب تلنگر بزنیم و فکرش رامشغول کنیم تا اثر پیش رو را جدی بگیرد کافی و مناسب است (همچون اپیزودهای آغازین فصل اول) اما از جایی به بعد گویا خودشان هم به این نتیجه رسیده اند که وجه تاریک و تلخ ماجرا میتواند نسبت به وجه شاد اثر سنگینی کند! به همین دلیل بوجک هورسمن اپیزود به اپیزود و فصل به فصل بی رحم تر و ویرانگرتر شد تا فصل پنجم که ضدقهرمانش را تا مرز انجام عمل(قتل) هم پیش برد!
شخصیت بوجک هورسمن همانطور که در یکی از اپیزودها نیز به آن اشاره میشود همچون بادکنکی است که بیش از ظرفیتش باد شده و هرلحظه آماده انفجار است. فردی که مدام سعی در آن دارد تا گناهان و بی مسئولیتهای خود راگردن دیگران انداخته و گویا تنها با این کار آرامش می یابد(همچون همان پلیس توهمی و جنایتکاری که خودش هم نقشش را ایفا میکرد) پس او باکی از آن ندارد که تا جای ممکن از قرصهای توهم زا اعتیاد آور استفاده کند.بوجک از نظر سلامت روح و روان مدتهاست دروضعیت اضطراری به سر میبرد همانطور که در اپیزود یازدهم وحشیانه و سنگدلانه برای خفه کردن همکار و معشوقه خود تلاش میکند و میبینیم اگر تلاش عوامل صحنه نبود بوجک (که قبل تر به شکل غیر مستقیم مسئول مرگ سارالین بود) اینبار مستقیم و آشکارا جان یکنفر را میگرفت. سازندگان اثر برای نشان دادن پوچی و بی معنایی زندگی انسان تنها به زوال و سقوط بوجک اکتفا نکرده و دراین فصل هم همچون گذشته(دایان.پرنسس کارولین.تادو آقای کره بادام زمینی) هم به هر دری میزنند شکست میخورند. در بوجک هورسمن هرفرد و با هر جایگاهی که دارد گویا درحال دست و پا زدن درباتلاق زندگیست. شغل.وضعیت مالی.شهرت.قدرت و... همگی نمیتوانند برای نجات هیچکدام از شخصیتهای سریال کارگشا واقع شوند.
هرچند سریال در نمایش هرکدام از آنها برای فرار از بحران و رسیدن به نقطه آرامش کم کاری نمیکند و هریک از شخصیتهای مکمل داستانهای فرعی خود رادارند اما انگار قرار نیست به کامیابی برسند. تمام این شواهد باعث شد تا وقتی در پایان این فصل بوجک هورسمن را آماده ترک اعتیاد دیدم ناخودآگاه یاد ضرب المثل(توبه گرگ مرگ است) بیفتم و اگرچه از دیدن تلاشش برای بازگشت به زندگی خشنود شدم اما حسی در قلبم گفت : نه... او بازهم گند خواهد زد! جالبترین بخش کار در این نکته نهفته است که سریال ازهمان ابتدا خفقان و تاثیر مهیبی که روی مخاطب میگذارد را علنا و با جزییات بصری اعلام نمیکند. به عنوان مثال دراین اثر تلاش نشده با استفاده از دفرمه کردن چهره شخصیتها. استفاده از فیلترهای رنگی تیره. موسیقی دلهره آور یا هرعنصر دیداری و شنیداری اینچنینی دیگر دل مخاطب را به لرزه درآورد بلعکس تنوع بافت رنگی. چهره های خندان و انواع موسیقی های شاد پیش چشمانتان ردیف میشوند و با همین ظاهر خوش رنگ ولعاب کارش راپیش میبرد! بوجک هورسمن حالا دیگر باواژه(افسردگی) یکی شده است و نمیتوان این دو راازهم تفکیک کرد. اگر با این توصیفها هنوز هم جز آن دسته از افرادی هستید که تماشای انیمیشن رامخصوص کودکان و نوجوانان میدانید شک نکنید با ندیدن این سریال سرخود راکلاه گذاشته اید... تصمیمش باخودتان
کانال نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial 🎞
منتقد امید سلیمی
به بهانه یک فصل شگفت انگیز تازه:ارمغان تاریکی
این همان مسیری است که سازندگان انیمیشن(بوجک هورسمن) ازپنج سال پیش خواسته یا ناخواسته،آگاهانه یا ناآگاهانه سنگ بنای آن را پی ریزی کردند و با نمایش این فصل به خود و مخاطبان این نمایش درسراسر دنیا با صدای بلند اعلام کردند گویا قرار نیست شخصیت لجباز. خودویرانگر و بی ثبات این سریال روی خوش هستی راتجربه کند!!احتمال میدهم سازندگان این سریال درروزهای نخست نگارش فیلمنامه باخود گفته اند همین که یک سریال کمدی پرجنب و جوش و مملو ازشوخی های کلامی/موقعیتی خلق کنیم و درکنارش چندباری هم به مخاطب تلنگر بزنیم و فکرش رامشغول کنیم تا اثر پیش رو را جدی بگیرد کافی و مناسب است (همچون اپیزودهای آغازین فصل اول) اما از جایی به بعد گویا خودشان هم به این نتیجه رسیده اند که وجه تاریک و تلخ ماجرا میتواند نسبت به وجه شاد اثر سنگینی کند! به همین دلیل بوجک هورسمن اپیزود به اپیزود و فصل به فصل بی رحم تر و ویرانگرتر شد تا فصل پنجم که ضدقهرمانش را تا مرز انجام عمل(قتل) هم پیش برد!
شخصیت بوجک هورسمن همانطور که در یکی از اپیزودها نیز به آن اشاره میشود همچون بادکنکی است که بیش از ظرفیتش باد شده و هرلحظه آماده انفجار است. فردی که مدام سعی در آن دارد تا گناهان و بی مسئولیتهای خود راگردن دیگران انداخته و گویا تنها با این کار آرامش می یابد(همچون همان پلیس توهمی و جنایتکاری که خودش هم نقشش را ایفا میکرد) پس او باکی از آن ندارد که تا جای ممکن از قرصهای توهم زا اعتیاد آور استفاده کند.بوجک از نظر سلامت روح و روان مدتهاست دروضعیت اضطراری به سر میبرد همانطور که در اپیزود یازدهم وحشیانه و سنگدلانه برای خفه کردن همکار و معشوقه خود تلاش میکند و میبینیم اگر تلاش عوامل صحنه نبود بوجک (که قبل تر به شکل غیر مستقیم مسئول مرگ سارالین بود) اینبار مستقیم و آشکارا جان یکنفر را میگرفت. سازندگان اثر برای نشان دادن پوچی و بی معنایی زندگی انسان تنها به زوال و سقوط بوجک اکتفا نکرده و دراین فصل هم همچون گذشته(دایان.پرنسس کارولین.تادو آقای کره بادام زمینی) هم به هر دری میزنند شکست میخورند. در بوجک هورسمن هرفرد و با هر جایگاهی که دارد گویا درحال دست و پا زدن درباتلاق زندگیست. شغل.وضعیت مالی.شهرت.قدرت و... همگی نمیتوانند برای نجات هیچکدام از شخصیتهای سریال کارگشا واقع شوند.
هرچند سریال در نمایش هرکدام از آنها برای فرار از بحران و رسیدن به نقطه آرامش کم کاری نمیکند و هریک از شخصیتهای مکمل داستانهای فرعی خود رادارند اما انگار قرار نیست به کامیابی برسند. تمام این شواهد باعث شد تا وقتی در پایان این فصل بوجک هورسمن را آماده ترک اعتیاد دیدم ناخودآگاه یاد ضرب المثل(توبه گرگ مرگ است) بیفتم و اگرچه از دیدن تلاشش برای بازگشت به زندگی خشنود شدم اما حسی در قلبم گفت : نه... او بازهم گند خواهد زد! جالبترین بخش کار در این نکته نهفته است که سریال ازهمان ابتدا خفقان و تاثیر مهیبی که روی مخاطب میگذارد را علنا و با جزییات بصری اعلام نمیکند. به عنوان مثال دراین اثر تلاش نشده با استفاده از دفرمه کردن چهره شخصیتها. استفاده از فیلترهای رنگی تیره. موسیقی دلهره آور یا هرعنصر دیداری و شنیداری اینچنینی دیگر دل مخاطب را به لرزه درآورد بلعکس تنوع بافت رنگی. چهره های خندان و انواع موسیقی های شاد پیش چشمانتان ردیف میشوند و با همین ظاهر خوش رنگ ولعاب کارش راپیش میبرد! بوجک هورسمن حالا دیگر باواژه(افسردگی) یکی شده است و نمیتوان این دو راازهم تفکیک کرد. اگر با این توصیفها هنوز هم جز آن دسته از افرادی هستید که تماشای انیمیشن رامخصوص کودکان و نوجوانان میدانید شک نکنید با ندیدن این سریال سرخود راکلاه گذاشته اید... تصمیمش باخودتان
کانال نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial 🎞