🎞نقد فیلم و سریال🎞
1.72K subscribers
2.02K photos
204 videos
27 files
98 links
نقد و بررسی برترین آثار سینمایی دنیا🎥🎬🎞

-------------------------------------

ارتباط با ما⬇️
🆔️ : @I_am_Mr_Mercury
🆔️ : @omidius
Download Telegram
#پیشنهاد_سریال
سریال های برتر از نظر خودم از سریال هایی که دیدم
لیست به ترتیب برتر بودن و ..‌. نیست.
سریال هایی که به شدت توصیه میکنم به ترتیب حروف الفبا
11.22.63 . animal kingdom . attack on titan . avatar last air bender . banshee . band of brothers . better call sual . black sails .blue planet 1,2 (مستند) .breaking bad . batman the animated series .chernobyl. crown . dexter . entourage . fargo. freaks and geeks . friends . game of thrones . grand tour . gravity falls .hell on wheels . history of world (مستند) . house . house of cards . last kingdom . mad men . mandalorian .mind hunter . narcos( Colombia و Mexico) . over the garden wall. our planet (مستند) .peaky blinders . planet dinosaur (مستند). planet earth1,2 (مستند ) . power . prison break . rick and morty . rise of empire ottoman (مستند) . rome . Seinfeld . shameless . sharp object . Sherlock . sons of anarchy . Spartacus . spy . sopranos . strike back . true detective . Vikings . watchmen. walking with prehistoric beasts (مستند). weeds . west World . wire. world at war (مستند). witcher.
#پیشنهاد_سریال
#نقد_سریال
به نام خدا
the spy 2019 mini serie
کارگردان: گیدئون راف
نویسنده : مکس پری، گیدئون راف
بازیگران: ساشا بارون کوهن ، هدر راتزون روتم ، یائل ایتن ، نوا آمریک و ...
ژانر: تاریخی ، جاسوسی

جاسوسی که اهل اسرائیل بود

مقدمه : این مینی‌سریال، داستان زندگی واقعی الی کوهن، جاسوس موساد  را بازگو می‌کند. داستان به سال‌های پیش از درگیری اسرائیل و سوریه در ۱۹۶۷ میلادی بازمی‌گردد. الی کوهن تحت پوشش «کامل امین ثابت» بازرگان اهل سوریه در حوزهٔ حمل و نقل دریایی از طریق آرژانتین به سوریه می‌رود و کم‌کم با استفاده از روابط شخصی و آشنایانی که پیدا می‌کند، به دولت سوریه وارد می‌شود و تا سمت مشاور حافظ اسد، رئیس‌جمهور فقید سوریه پیش رفت.
وقتی نام ساشا بارون کوهن به گوش مخاطب می خورد فیلم های کمدی مانند دیکتاتور و بورارت در ذهن مخاطب تداعی میشود و شخصیتی هایی مانند ژنرال علاالدین که یاد آور دیکتاتور معروف لیبی معمر قذافی بود که کوهن به جذاب ترین و باور پذیرترین شکل ممکن شخصیت دیکتاتور را خلق کرده بود این بار هم نقش آفرینی عالی داشته هرچند در فضا و شخصیتی کاملا متفاوت.
اگر از این سریال جاسوسی توقع جمیز باند بازی و اکشن و مسخره بازی های رایج و دروغین فیلم های جاسوسی سینما رو دارید طرف این سریال ندید اما اگه به تاریخ و سیاست و جنگ و از همه مهمتر به داستان جاسوسی واقعی علاقه دارید به هیچ وجه دیدن این سریال رو از دست ندید.
الی کوهن را می توان معروف ترین جاسوس خاورمیانه و حتی جهان خواند، جاسوسی که با نفوذ به بالاترین سمت های قدرت در سوریه و حتی کمک به دیکتاتور سابق سوریه حافظ اسد (پدر همین بشار اسد جنایت کار) برای کودتا و به دست گرفتن قدرت در سوریه توانست در طول ۶ سال جاسوسی چنان ضربه ای به سوریه و محور ارتجاعی - ناسیونالیستی اعراب (مصر ناصری- سوریه ی اسدی ، اردن و ...) وارد کند که اسرائیل به کمک اطلاعات و خراب کاری های امثال کوهن در سوریه و مصر و اراده ی سربازان و لیاقت فرماندهان جنگ ۶ روزه را که با برتری کمی و کیفی اعراب همراه بود به راحتی پیروز شود.
با بررسی این سریال همراه ما باشید.

@NaghdeFilmoSerial
چون هدف معرفی سریال و سریال زیاد مشهور نیست از اسپویل خودداری میکنم

با آغاز سریال پایان داستان و عاقبت شخصیت اصلی به بیننده نشون داده میشه ، شخصیت مرموز سریال دستگیر شده ، ناخون هاش کنده شده (برای شکنجه دادن با عنبر دست ناخون هاش رو کشیدن ) و نامه ی اعتراف به جاسوسی رو قراره امضا کنه ، این شروع تاریک از ابتدا مخاطب رو متوجه میکنه که با داستان جدی طرف و خبری از فرار قهرمانه ی شخصیت جاسوس ما نیست .
در ادامه ی سریال با زندگی ساده الی کوهن به عنوان یک همسر عرب زنی یهودی در اسرائیل و کار معمولی وی در فروشگاه آشنا می شویم، الی با این که عرب است اما یک وطن پرست واقعیست که نسبت به اسرائیل تعصب داره اما به دلیل عرب بودن یهودی ها نگاه تحقیر آمیزی بهش دارن ، موقعیتی فراهم میشه تا الی به عنوان جاسوس موساد به کشور خدمت کنه و ادامه ی ماجرا

بر عکس شروع سریال که پایان تلخ شخصیت رو به بیننده نشون میده که خبری از جیمز باند بازی نیست و فرار قهرمان نداریم در ادامه ی سریال با یکی از جذاب ترین داستان های جاسوسی طرف هستیم ، ساشا بارون کوهن که یک یهودی الاصل بریتانیای هست در این سریال هم واقعا با شخصیت الی کوهن یکی شده و به جرئت می توان گفت بهترین نقش آفرینی در سریال های ۲۰۱۹ رو داشته، سایر بازیگران هم شخصیت های واقع گرایی رو به نمایش گذاشتن به خصوص شخصیت های حافظ اسد و همسر الی کوهن. در طول قسمت های بعد شاهد خراب کاری ها و جاسوسی های کوهن در چند عملیات مهم ارتش سوریه و حتی کمک به کودتای نظامی حافظ اسد هستیم که با نقش آفرینی عالی ساشا کوهن در لحظات حساس و خطرناک به جذابیت داستان کمک میکنه

فیلم نامه ی اثر در کنار نقش آفرینی بازیگران مهمترین نقطه ی قوت سریال هستن ، مهم ترین اتفاقات ۶ سال جاسوسی کوهن به خوبی در ۶ قسمت تقسیم شده و روایت داستان به تناسب در هر قسمت تقسیم شده و روند فروپاشی کوهن را به خوبی نشان میدهد ، دستگیری کوهن هم به دلیل زیاده خواهی نخست وزیر و سایر مقامات دولت اسرائیل و همچنین جسارت و ریسک پذیری کوهن بود ، ریسک پذیری که نه تنها ضربه های مهلکی به سوریه زد بلکه الی کوهن را تا نزدیکی مقام معاون وزیر دفاع سوریه هم پیش برد (مصداق اینکه یک اسرائیلی بشه وزیر دفاع یا فرمانده ارتش یا سپاه جمهوری اسلامی 😐)

اما دستاورد های اصلی کوهن بعد از اعدام وحشیانه ی وی توسط رژیم جنایت کار بعث سوریه و در جنگ ۶ روزه نمایان شد ، جنگی در آن اسرائیل در ۳ ساعت نیروی هوایی اعراب رو که ۴ برابر اسرائیل جنگنده داشتند نابود کرد و در ۵ روز سه کشور مصر و سوریه و اردن رو که نیروی زمینی ۵ برابر اسرائیل داشتند رو شکست داد و مساحت اسرائیل در ۶ روز ۳ برابر شد

در طول سریال شخصیت الی کوهن تبدیل به کامل امین ثابت میشه و به حدی در شخصیت دروغین خود فرو میرود که حتی نام واقعی خود رو در آخر داستان بیاد نمیاره و در این بین ساشا بارون کوهن هم در شخصیت سریال غرق میشود و ثابت می کند که می تواند در هر شخصیتی با ملیت های مختلف و داستان های متفاوت عالی عمل کند

روند نفوذ الی کوهن هم جذاب و حیرت انگیز است و به خوبی نشان میدهد که حتی کوچک ترین خطا یا ساده انگاری یک افسر جز می تواند موجب نابودی یک کشور شود.

در کل از سریال هایی که نباید دیدنش رو از دست بدید.
نمره : ۸ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
نگاهی به بهترین و بدترین های سال ۱۳۹۸ :

(نکته : هدف از ارائه این پست ، مروری کوتاه بر بهترین و بدترین آثاری است که در سال ۱۳۹۸ تماشا کرده ایم ، طبیعتا برخی آثار در این سال مجددا شانس تماشا را یافته اند و صرفا در سال جاری منتشر نشده اند)

بهترین فیلم ها :
۱. عصر جدید (چاپلین) : عصر جدید را بهترین ساخته چاپلین کبیر میدانم، فیلمی تیز و گزنده و درعین حال سرگرم کننده و همچنان تماشایی، عصر جدید چاپلین اثری است در مورد نکوهش سیستم رو به پیشرفت جوامع انسانی که در آن قشر ضعیف و نیازمند برای تامین نیازهای ابتدایی خود نیز دچار دردسر و چالش میشود،
بواقع در عصر جدید تکنولوژی ابتدا به منظور یاری رسانی به انسان تعبیه میشود اما در ادامه خود شرایط بحران را فراهم میکند. عصر جدید را میتوان بازهم دید و لذت برد

۲. گاو خشمگین (مارتین اسکورسیزی) : گاو خشمگین واجد ویژگی هایی است که میتوان هرچند وقت یکبار سراغش را گرفت : اثری که بدون شک جز مهمترین ساخته های تاریخ سینماست و بوکس و هیاهو پیرامون این ورزش را بهانه ای قرار میدهد برای کنکاش در ذهن مریض و هذیانی جیک لاموتا، رابرت دنیرو در یکی از مهیب ترین نقش آفرینی های خود از لاموتا هیولایی رام نشدنی میسازد و اسکورسیزی به کمک تسلط خود در میزانسن و‌دکوپاژ به خلق سکانسهایی جادویی میرسد : مثلا سکانس مبارزه لاموتا با شوگر ری که منجر به شکست مفتضحانه لاموتا میشود و یا سکانس در بند شدن لاموتا .
اما گاو خشمگین در نهایت برای نگارنده در نما پایانی خود تعریف میشود : نمایی که لاموتا مقابل آئینه ایستاده و‌خود را همچنان رییس میپندارد . همچنان مغرور و جنگ طلب

۳ . اولد بوی (پارک چان ووک) : برای دوستانی که با جایزه گرفتن های متعدد (انگل) از فرط خوشحالی آسمان و زمین و تلگرام و... را بهم دوختند و سینمای کره جنوبی را در اوج قدرت تصور کردند، یک پیشنهاد دارم : تماشا چند باره اولد بوی
اثری که با گذشت نزدیک به دو دهه همچنان جذاب و‌پرکشش و پرتعلیق ،همچون جواهری در تاریخ سینما میدرخشد، اولد بوی با خلق فضایی خفقان آور با بهره گیری از رنگ بندی هایی کاملا فکر شده و موثر (سبز و قرمز ) در نماهای خود، با خلق شخصیتهایی مرموز و کنجکاوی برانگیز ، و در نهایت با پایانی دهشتناک و‌تکان دهنده تا ابد در ذهن شما حک خواهد شد
اولد بوی در باب یک شکنجه بی پایان است، شکنجه ای که با اسیر گشتن آغاز شده و با آزادی از زندان و تلاش برای کشف حقیقت ادامه یافته و‌در نهایت با مواجهه با آن به پایان میرسد، در تمامی این مراحل واژه شکنجه بر سر فیلم سایه افکنده تا اولد بوی به نوعی تبلور جهنم نیز لقب گیرد

۴. منچستر کنار دریا (کنت لونرگان) : بی رحم و ویران کننده، اثر تلخ و جانکاه کنت لونرگان تماما در مورد تنهایی و عذاب گذشته است، کیسی افلک در این اثر همچون روحی سرگردان میان مردم پرسه میزند و دیالوگ میگوید، همه جا هست اما مدام درتلاش است برای پناه بردن به خلوت و دوری از مسئولیت پذیری. افسردگی چنان او را احاطه کرده که تحمل و توان کنار آمدن با روزگار را ندارد
منچستر کنار دریا حکایت بسیاری از انسانهای پیرامون است، افرادی که تنها روز و شب را طی میکنند تا به انتها راه برسند، غمناک و مایوس کننده است اما حقیقت دارد.
سکانس یادآوری خاطره آتش سوزی و سکانس مواجهه افلک با همسر سابق خود ، خون را در بدنتان منجمد میسازند.

۵. پرویز (مجید برزگر) : اثر درخشان برزگر در مورد مراحل طغیان و فروپاشی ذهنی یک پیر پسر به ظاهر آرام است، نمایی از اثر را به یاد آورید که در آن شاهد چهره سرد و بی روح پرویز هستیم و در پس زمینه شاهد حرکت
مداوم دستگاه شستشو لباس ، نمایی که خبر از درون پرآشوب و متلاطم این ضدقهرمان عاصی را میدهد.
پرویز آرام و بدون عجله مراحل سقوط و تباهی را طی میکند، از جایی به بعد شک نداریم که از این هیولا (که خود ساخته دست دیگران است) هیچ شرارتی بعید نیست، همین امر تعلیقی در اثر جاری میکند که تا آن را تماشا نکنید متوجه عمق التهاب آن نخواهید شد
نفس نفس زدن های پرویز و آن نگاه خونسرد و بدون عذاب وجدانش از یادها نخواهد رفت .

با احترام به آثاری همچون :
مکالمه(فرانسیس فورد کاپولا)، پنهان (میشائیل هانکه)، کپی برابر اصل (عباس کیارستمی) ، مغزهای کوچک زنگ زده(هومن سیدی)، کشتی گیر (دارن آرنوفسکی)، ماتریکس ۱ (واچوفسکی ها) ، شرم (استیو مک کوئین) ، عریان (مایک لی) و .....

امید سلیمی
@NaghdeFilmoSerial
نگاهی به بهترین و بدترین های سال ۱۳۹۸ :

(نکته : هدف از ارائه این پست ، مروری کوتاه بر بهترین و بدترین آثاری است که در سال ۱۳۹۸ تماشا کرده ایم ، طبیعتا برخی آثار در این سال مجددا شانس تماشا را یافته اند و صرفا در سال جاری منتشر نشده اند)


بدترین فیلم ها :

۱. مطرب (مصطفی کیایی) : ماه قبل در پستی کوتاه، از مطرب هم نوشتم. مشکل اصلی بنده با این فیلم آشکار است : مطرب اساسا در هیچ ژانر و دسته بندی و....قرار نمیگیرد ، همه چیز در سطحی ترین شکل خود قرار دارد و بدتر از همه با این اوصاف به رکورد فروش نزدیک به ۴۰ میلیارد تومان نیز رسیده است!
بنده نسخه ای پرده ای از اثر را تماشا کردم، حین مشاهده دو یا سه لحظه صدای خنده تماشاگران به گوش رسید که جمع آنها در حد یک دقیقه هم نبود، فیلمی که نه کمدی بلد است نه قواعد درام را دارد، نه میتوان به تیپهای آن نزدیک شد و نه مشکلات آنها را باور کرد. با مطرب تنها عذاب خواهید کشید .

۲. لس آنجلس / تهران (تینا پاکروان) : در طول عمرم کمتر به یاد دارم فیلمی را نصفه نیمه رها کرده باشم، اصولا صبر و تحملم حین فیلم دیدن بالاست و آثار ضعیف را هم با ارفاق میتوانم یکبار تحمل کنم . اما این فیلم موفق شد مرا از اواسط خود کامل منصرف کند. این اثر بر خلاف مطرب اتفاقا سعی در ارائه کمدی هم داشت که تیرش مدام به سنگ میخورد، نکته تاسف بار هم حضور جناب پرستویی در هردو فیلم است ، پرستویی که روزگاری میشد بر حساسیت او و مسئولیت پذیریش در سینما حساب کرد،روزگاری که به خاطرات پیوسته است .

۳. پادشاه (دیوید میچد / نتفلیکس) : پادشاه هم در نوع خود اثر جالبی است، از آن دسته فیلمها که همه ساله تولید میشوند و هیچ گونه نمیتوان دلیلی برای دیدن آنها پیدا کرد، پادشاه هم تکلیفش با خود مشخص نیست! نه در بخش درام و نه اکشن. در پادشاه کشمکش میان قهرمان با خانواده خود ، نوع مرگ برادر او ، سر شاخ شدن با عوامل قتل برادر، لشکر کشی به فرانسه ، تقابل با شاهزاده فرانسوی و اصولا هر موقعیت سازی در فیلمنامه پرداخت مناسبی ندارند، این موارد به کنار . پادشاه ریتم کندی هم دارد و با اینکه چیزی حدود نود درصد زمان خود را به مقدمه چینی برای نبرد پایانی اختصاص میدهد درنهایت اکشن دندان گیری هم ندارد، برخی نماها در این اکشن مشابه بانبرد حرامزاده ها در بازی تاج و تخت هستند اما آشکارا زمان کوتاه این بخش و گویا کمبود بودجه ،خروجی نا امید کننده ای تحویل میدهد.
حضور جوئل ادگرتون ، لانگ شاتهای چشمنواز و موسیقی و... نیز نمیتوانند پادشاه را تماشایی کنند.

۴. آکوآمن (جیمز وان) : یک فیلم حوصله سر بر دیگر از دی سی، هنوز هم متقاعد نشدم چرا آن نگاه سختگیرانه به آثار زک اسنایدر (مردی از فولاد/ بتمن مقابل سوپرمن) در مورد این اثر صدق نمیکند؟ آکوآمن شامل داستانی سطحی، شخصیت پردازی کم مایه، اکشن بدون تعلیق (جدا از سکانس مبارزه شهرک ساحلی) و پایان بندی قابل پیش بینی میشود، فیلم دارای قهرمانی است که میدانیم نمیمیرد و خبیث فیلم هم آنچنان تهدید برانگیز نیست.
با تمام این موارد از آکوآمن به عنوان اثری امیدوارکننده در محصولات دی سی نام برده شد!
برای حضور ستارگانی همچون موموآ ،کیدمن ، ویلسون و... و همچنین نماهایی چشمنواز و با جزییات از دنیا زیر آب ارزش تماشا دارد اما به نسبت نقدهای غالبا مثبت پیرامونش ، اثر جذابی نیست .

۵. اونجرز پایان بازی (برادران روسو) : حساب این فیلم با موارد قبلی جداست، حداقل پایان بازی بر خلاف آثار قبلی به عنوان فیلمی مجزا و مستقل ،اثر متوسط و قابل قبولی است. اما نکته اصلی آنجاست که این فیلم به عنوان ماحصل تمام آثار قبلی مارول عرضه شد. پایان بازی انتظارات را برآورده نمیکند و متاسفانه بیهوده کشدار میشود، اصولا اونجرز و‌دنیای مارول کم عمق تر و ساده تر از آن است که بتوان (اکشن) را از آن کاست و به جایش به شخصیت پردازی بها داد، اونجرز و امثالهم به مانند شوالیه تاریکی نیست که تقابل بتمن و جوکر آن را جذاب نگه دارد(شما اگر در بتمن نولان در نیمی از فیلم هم اکشن مشاهده نکنید، میتوانید بواسطه چالش ذهنی که برای بتمن پدید آمده فیلم را دنبال کنید) اما اونجرز و قطب های مثبت و منفی آن چیزی برای ارئه ندارند. پس اگر اکشن را هم کم کنیم که تحملش واقعا طاقت فرسا میشود عملی که روسو ها در آخرین اثر خود مرتکب شده تا پایان بازی هدر شده باشد. دنیای مارول در دقایق پایانی اولین قسمت اونجرز (۲۰۱۲) و در نمایی که در آن شاهد نابودی عنوان شرکت تونی استارک بودیم (نمایی که باقی ماندن حرف A را مشاهده کردیم ) بواقع پیام اصلی خود را یادآور شد : اتحاد و همدلی و همکاری قهرمانان برای غلبه بر دشمن. جایی که حروف تشکیل دهنده استارک کنار میروند تا تنها( یک حرف ) بعنوان نماد گروه و همدلی باقی بماند، همین پیام در آثار دیگر هم تکرار میشود و مخاطب در ادامه راه مارول هم به نکته تازه ای نمیرسد
پ
س اینکه از پایان بازی توقع داشته باشیم اثر بزرگتر و‌سرگرم کننده تری باشد، توقع زیادی نیست .
دربحث اکشن هم که نمونه هایی به مراتب هیجان انگیز تر و مفصل تری را در دنیای مارول داشته ایم ، از قسمتهای قبلی اونجرز گرفته تا کاپیتان آمریکا و نگهبانان کهکشان و ددپول !
پایان بازی بشدت نا امید کننده بود .


امید سلیمی

@NaghdeFilmoSerial
نگاهی به بهترین و بدترین های سال ۱۳۹۸ :

(نکته : هدف از ارائه این پست ، مروری کوتاه بر بهترین و بدترین آثاری است که در سال ۱۳۹۸ تماشا کرده ایم ، طبیعتا برخی آثار در این سال مجددا شانس تماشا را یافته اند و صرفا در سال جاری منتشر نشده اند)


بهترین سریال ها :

۱. شکارچی ذهن (فصل اول/ فصل دوم) : تا به اینجا یکی از شاهکار های نتفلیکس است. شاهکاری که همچون خانه پوشالی روی کاغذ سریالی خشک و نچسب بنظر میرسد، کنکاش و جستجو در ذهن تاریک و‌پرپیچ و خم قاتلان سریالی ، آنهم صرفا متکی به دیالوگ! اما فینچر و همکارانش از شکارچی ذهن اثری تماشایی خلق کرده اند که وجه بصری با کیفیتی هم دارد. سریالی مملو از نماهای فکر شده و پر جزییات، اثری که رنگ بندی. تغییر زوایای دوربین، موقعیت قرار گیری سوژه ها نسبت به یگدیگر و نسبت به لنز دوربین همگی مهندسی شده ترسیم میشوند تا شکارچی ذهن علاوه بر فیلمنامه چندلایه خود بشدت متکی به کارگردانی هم باشد .
توضیحات مفصل و با جزییات آن را در کانال با #شکارچی_ذهن دنبال کنید.

۲. بری (فصل اول/ فصل دوم) : برای عاشقان کمدی اکشنهای پر حادثه و همچنین علاقه مندان به کمدی های سیاه ، بری یک پیشنهاد فوق العاده است (طرفداران بوجک هورسمن، بری را در اولویت تماشا قرار دهند)
سریالی که ضدقهرمانش را مدام در موقعیتهایی پرچالش و نفسگیر قرار میدهد و تلاش آگاهانه او برای فرار از سرشت تاریکش را به تماشا مینشینیم . بری یک عاشق پیشه و هنرمند و فرد مفید در جامعه است یا هیولایی بی رحم و بی وجدان و خشن؟ او‌متعلق به تاریکی است یا میتوان برای بهبود و‌پالایش روح او شانسی را قائل بود؟
شبکه HBO باز هم ثابت میکند که توانایی خلق آثار سرگرم کننده و پر مغز را دارد، بری را حتما تماشا کنید.

۳. واچمن (تک فصل) : دیوید لیندلوف و همکارانش دنیای سیاه و نا امیدانه فیلم واچمن را ادامه میدهند و بر این نامیدی و تلخی میفزایند، اگر در فیلم شخصیت روشارک بعنوان نمادی از بیداری جامعه و مبارزه با بی عدالتی معرفی شد، درسریال اما او نشانی است برای فعالیت مجرمان نژادپرست! روشارک در گذر زمان دستاویز انحراف میشود و به قهقرا میرود، اگر در فیلم دکتر منهتن از انسانها بریده و‌غرق دنیا خویش است درسریال به منظور دفاع از عشق خود در خطر افتاده و اسیر میشود! دنیا سریال واچمن دقیقا چنین فضا ملتهبی دارد. به منظور درک بهتر سریال حتما فیلم راهم مشاهده کنید تا بیشتر و بهتر متوجه عمق تباهی فضا سریال شوید .
در ضمن اپیزود ششم واچمن مرزهای روایت مابین گذشته و حال را ازنو تعریف میکند و ثابت میکند کارگردانی یک اپیزود تلویزیونی گاها به کیفیت کارگردانی آثار سینمایی طعنه میزند .

۴. حمله به تایتان (فصل سوم) : باورش سخت است که در سریالی پر اکشن و‌ پر حادثه ، مهمترین اپیزودها آنهایی باشند که حتی یک تایتان هم در آنها حضور ندارد! سازندگان دراین فصل دقیقا به چنین موفقیتی میرسند،فصل سوم بر خلاف فصل قبل از کمبود اپیزود و درنتیجه میزان پایین انتقال اطلاعات در امان است، به اندازه رفع ابهام میکند و به موقع هیجان را تزریق میکند.
فصل سوم حمله به تایتان ارزش فاصله چند ساله با فصلهای قبل را داشت و بازهم نشان داد بر خلاف باور برخی دوستان (انیمه ها بی ارزش نیستند و صرفا به منظور تلقین افکار ژاپنی ها بر دیگر کشورها!!!!!) طراحی نشده اند، حمله به تایتان هم داستان میگوید ، هم شخصیت سازی دارد و هم به انسان و عقایدش طعنه میزند. از یک سریال ارزشمند چه توقع دیگری میتوان داشت؟

۵. بوجک هورسمن (فصل ششم) : عوامل این شاهکار، خیلی زودتر از آنچه فکرش را بکنید تغییر مسیر دادند. تغییری که موجب شد بوجک هورسمن از سریالی صرفا کمدی وسرگرم کننده به اثری عمیق در رابطه با جستجو در روان پر آشوب ضدقهرمانش تبدیل شود. از اپیزودهای پایانی فصل اول تا واپسین اپیزود فصل ششم، بوجک تلخ و گزنده و نیشدار روایت شد تا هیچگاه نتوانیم موضع قاطع و روشنی را برای شخصیت اصلی سریال درنظر بگیریم. بوجک در این راه تمامی پیرنگ ها و شخصیتهای فرعی را نیز به چالش کشید تا شاهد تجربه ای یکدست و منظم باشیم ، اما در نهایت بهترین تصمیم شبکه ، پایان دادن به این مجموعه در اوج بود، خوشبختانه بوجک بدون آنکه به ورطه تکرار و سردرگمی برسد به کار خود پایان داد .
فصل ششم نیز به مانند گذشته واجد امتیازهای اصلی مجموعه شد : کلنجار شخصیتها با مصائب پیرامون، کمدی های چند لایه و ترکیبی از کلام و موقعیت، پیچش های داستانی و به مانند همیشه اپیزود هایی که ارزش چندبار نگاه کردن را هم دارند.

امید سلیمی
@NaghdeFilmoSerial