Forwarded from 🎞نقد فیلم و سریال🎞 (alireza ripper)
#معرفی_سریال
نام سریال : power
تعداد فصل : ۵
ژانر: جنایی
شبکه: starz
وضعیت پخش : در حال پخش
imdb: 8.2
@NaghdeFilmoSerial
نام سریال : power
تعداد فصل : ۵
ژانر: جنایی
شبکه: starz
وضعیت پخش : در حال پخش
imdb: 8.2
@NaghdeFilmoSerial
Forwarded from 🎞نقد فیلم و سریال🎞 (alireza ripper)
سریال power از سریال های خوب و کمتر شناخته شده ی در حال پخش.
داستان سریال درباره تاجر ماجراجویی به نام James St. Patrick ملقب به “Ghost” است که زندگی دوگانه ای را تجربه می کند. تصویر نخست و ظاهری زندگی او چهره تاجر موفق و جاه طلبی است که علاوه بر خانه ای مجلل مالک یکی ازپررفت و آمدترین و موفق ترین مکان در نیویورک به نام TRUTH می باشد.امااین کلوب شبانه در اصل پوششی برای پول شویی برای تجارت اصلی وی یعنی قاچاق و توزیع مواد مخدر میباشد، تجارت قانونی و غیر قانونی گوست خوب پیش میرود اماچالش واقعی ماجرا هنگامی آغاز می شود که او بنا به دلایلی تصمیم به خروج از تجارت مواد مخدر می گیرد اما انجام این کار امر آسانی نیست…
سریال روایتگر گانگستر های مدرن است ، بررسی موشکافانه ی تجارت مواد مخدر در دنیای مدرن و همچنین ارتباط بخش های توزیع گسترده و محدود در این سریال به خوبی به نمایش در می آید ، زندگی کاری و شخصی شخصیت ها بدون هیچ ملاحضه ای به نمایش در می آید (از خشونت و جنایت تا سکس و خیانت و مواد مخدر در این سریال به وفور یافت میشود. )
این سریال بیشتر بر روی شخصیت پردازی استوار است تا اکشن و خشونت ، جنبه های روان شناختی و تاثیر پذیری مستقیم و غیر مستقیم فرزندان از گذشته ی والدین به خوبی در این سریال به نمایش گذاشته میشود. همچین روند درام سریال به طور هوشمندانه ای پیش میرود و بعضی اتفاقات تراژیک سریال مانند شوک بر مخاطب وارد میشود .
فساد در پلیس ، ارتباط جهان گانگستر ها و خلاف کار ها ، روابط عاطفی و خانوادگی در این سریال به هوشمندی به نمایش در می آید ، برای مثال تغییرات نسل ها جنایت کاران و تفاوت های دیدگاهی و فکری آن ها و یا تفاوت های گروه های مختلف دخیل در تجارت مواد مخدر ، از بی رحم ترین قاتلان تا کودکان بی سرپرستی که رهبری و سرپرستی آن ها با یک کشیش کلیساست.
شخصیت پردازی این سریال از بهترین ویژگی های آن است و جذابیت اصلی سریال و وزنه ی تعادل آن به حساب می آید.
این سریال یکی از بهترین سریال های گانگستری تاریخ تلوزیون است و شاید بهترین سریال گانگستری در حال پخش (بالاتر از امثال peaky blinders )
نقش آفرینی خوب بازیگران به خصوص سه شخصیت اصلی مرد (گوست ، تامی،کنان) ، تدوین متناسب، فیلم نامه ی قوی ، موسیقی متن جذاب و .... از دیگر ویژگی های خوب این سریال است.
خلاصه این که از دیدنش پشیمون نمیشدید.
داستان سریال درباره تاجر ماجراجویی به نام James St. Patrick ملقب به “Ghost” است که زندگی دوگانه ای را تجربه می کند. تصویر نخست و ظاهری زندگی او چهره تاجر موفق و جاه طلبی است که علاوه بر خانه ای مجلل مالک یکی ازپررفت و آمدترین و موفق ترین مکان در نیویورک به نام TRUTH می باشد.امااین کلوب شبانه در اصل پوششی برای پول شویی برای تجارت اصلی وی یعنی قاچاق و توزیع مواد مخدر میباشد، تجارت قانونی و غیر قانونی گوست خوب پیش میرود اماچالش واقعی ماجرا هنگامی آغاز می شود که او بنا به دلایلی تصمیم به خروج از تجارت مواد مخدر می گیرد اما انجام این کار امر آسانی نیست…
سریال روایتگر گانگستر های مدرن است ، بررسی موشکافانه ی تجارت مواد مخدر در دنیای مدرن و همچنین ارتباط بخش های توزیع گسترده و محدود در این سریال به خوبی به نمایش در می آید ، زندگی کاری و شخصی شخصیت ها بدون هیچ ملاحضه ای به نمایش در می آید (از خشونت و جنایت تا سکس و خیانت و مواد مخدر در این سریال به وفور یافت میشود. )
این سریال بیشتر بر روی شخصیت پردازی استوار است تا اکشن و خشونت ، جنبه های روان شناختی و تاثیر پذیری مستقیم و غیر مستقیم فرزندان از گذشته ی والدین به خوبی در این سریال به نمایش گذاشته میشود. همچین روند درام سریال به طور هوشمندانه ای پیش میرود و بعضی اتفاقات تراژیک سریال مانند شوک بر مخاطب وارد میشود .
فساد در پلیس ، ارتباط جهان گانگستر ها و خلاف کار ها ، روابط عاطفی و خانوادگی در این سریال به هوشمندی به نمایش در می آید ، برای مثال تغییرات نسل ها جنایت کاران و تفاوت های دیدگاهی و فکری آن ها و یا تفاوت های گروه های مختلف دخیل در تجارت مواد مخدر ، از بی رحم ترین قاتلان تا کودکان بی سرپرستی که رهبری و سرپرستی آن ها با یک کشیش کلیساست.
شخصیت پردازی این سریال از بهترین ویژگی های آن است و جذابیت اصلی سریال و وزنه ی تعادل آن به حساب می آید.
این سریال یکی از بهترین سریال های گانگستری تاریخ تلوزیون است و شاید بهترین سریال گانگستری در حال پخش (بالاتر از امثال peaky blinders )
نقش آفرینی خوب بازیگران به خصوص سه شخصیت اصلی مرد (گوست ، تامی،کنان) ، تدوین متناسب، فیلم نامه ی قوی ، موسیقی متن جذاب و .... از دیگر ویژگی های خوب این سریال است.
خلاصه این که از دیدنش پشیمون نمیشدید.
🎞نقد فیلم و سریال🎞
#معرفی_سریال نام سریال : power تعداد فصل : ۵ ژانر: جنایی شبکه: starz وضعیت پخش : در حال پخش imdb: 8.2 @NaghdeFilmoSerial
امروز فصل ۶ (آخر) رو تموم کردم و به شدت پیشنهاد میشه
تمام مصائب زمین:
The LightHouse
(بخشی از نقد دارای اسپویل است)
برای آنکه بدانید در فانوس دریایی با چه نوع فیلمی طرفیم متن را با تشریح یکی از بهترین نماهای اثر آغاز میکنیم : نمایی دو نفره از توماس ویک ( دفو) وتوماس هاوارد (رابرت پتینسون) که هردو زیر میز پناه گرفته اند، در حالتی مست و خندان! . تبری فرو رفته بر سطح میز را هم در قاب داریم (تبری که حاصل از جدال قبلی آنهاست و گویی بر سر آنها آوار گشته است) همزمان صدا طوفان و غرش آسمان به گوش میرسد ، مخاطب طبیعتا در چنین میزانسنی انتظار تلاشی از سمت آنها دارد تا وضعیت را تغییر دهند، اما آنها به خنده ادامه داده تا در نهایت نما با برخورد موجی سنگین به اتاق پایان یافته و بدین ترتیب
اوج استیصال و فلاکت و جنون دو شخصیت در همین نما آشکار میشود .
شاکله فانوس دریایی نیز دقیقا همینگونه است : هولناک و جنون آمیز .
فانوس دریایی به عنوان دومین ساخته رابرت اگرز فیلمی است که از انواع تکنیک های کارگردانی برای خلق اتمسفری مهیب بهره میبرد، اگرز به کمک اندازه قاب، تغییر زاویه و حرکت دوربین و بازی با نور و سایه تصویری، از فانوس دریایی اثری تماشایی میسازد.
اگرز به منظور آشنایی مخاطب با موقعیت مکانی اثر، با نماهایی لانگ (نماهایی از جزیره که تعداد ساختمانها و موقعیت قرار گیری آنها نسبت به یکدیگر در قاب نقش میبندند ، ویا نماهایی از امواج خروشان دریا که خفقان حاکم بر فیلم را القا میکنند) و بعضا اکستریم لانگ(نمایی که جزیره و نور فانوس دریایی در میان وسعت دریا همچون جسمی کوچک و ناچیز به تصویر کشیده میشود) ، کار خود را پیش میبرد.
نگاه کنید به المان تغییر زاویه دوربین که چگونه بنا به شرایط مختلف داستان متفاوت ظاهر میشوند: اگرز در نماهایی که شرایط حاکم بین دو شخصیت اصلی در موضع مساوی و یکسان قرار دارد، زاویه عادی یا همسطح چشم مخاطب را برمیگزیند (همچون سکانسهای گپ زدن و غذا خوردن سرمیز) ، اما در طرف مقابل هنگامی که (ویک) در موضع قدرت و برتری قرار دارد ،دوربین او را از زاویه پایین شکار میکند (نمایی که دفو با دستان خود طناب متصل به پتینسون را نگه داشته و خود را خدا معرفی میکند) و یا در پرده آخر که به نوعی جای ظالم و مظلوم عوض شده و هاوارد دست بالا را دارد و در پی گرفتن حق خویش است، دوربین از زاویه بالا ویک را به تصویر میکشد تا ضعف و شکست او القا گردند.
یا در بحث حرکت دوربین نگاه کنید چگونه اگرز در دکوپاژ خود از کات زدن های پیاپی و ناگهانی اجتناب کرده و در عوض با حرکت دوربین بر اهمیت سوژه در قاب تاکید میکند: همچون نمایی که دوربین به منظور القا فاصله میان ویک و هاوارد ، خود را از طبقه همکف فانوس بالا کشیده و به مرور به سمت اتاق فوقانی حرکت میکند، طی این حرکت چشم مخاطب هم با عظمت محیط فانوس آشنا میشود و هم به شکلی عینی متوجه فاصله دو شخصیت و جایگاه آنها میشود .
مثال دیگر از حرکت دوربین زمانی است که دوربین نمایی از دسته مرغان دریایی میگیرد، با حرکت به سمت راست ،ساختمان فانوس در قاب نقش بسته و دوربین با حرکت به سمت بالا به وسیله تشخیص جهت باد میرسد .از آنجا که هدف از این نما ،نمایش تغییر جهت باد است حرکت دوربین در همین راستا به کار برده میشود.
نمایی که دوربین در ابتدا از زاویه بالا هاوارد را به تصویر میکشد و با نزدیک شدن به سوژه، نمایی بسته از چهره او را میگیرد را به یاد آورید: در این نما بوسیله بازی با نور و سایه (هردو مربوط به چرخش چراغ فانوس) وجهی مرموز و رویا گونه به نما داده شده، چهره شکاک هاوارد که به لنز دوربین زل زده است نیز به چنین حسی دامن میزند.
یا نمایی دونفره که در آن ویک به حالت نیمرخ درقاب حاضر است و درتاریکی مطلق فرو رفته است، درمقابل هاوارد به کمک نورپردازی در روشنایی قرار گرفته است
در فانوس دریایی شاهد جولان انواع و اقسام مختلف از گناه هستیم : غرور،تنبلی، حسادت، شهوت ،خشم و... همگی در فانوس دریایی در قالب روح پلید شخصیتها متبلور میشوند، اگرز همچون ساخته قبلی خود(ساحره) انسانهایی را جدا از اجتماع قرار میدهد تا اهریمن بر آنها نفوذ کند، و بازهم وجود حیواناتی شوم و بر هم زننده آرامش ، تعلیق را به دو سطح درونی. بیرونی تقسیم میکنند، فانوس دریایی فیلم شرح موقعیت است، بدان معنی که مسیر فیلمنامه بیشتر از آنکه در طول حرکت کند، در عرض مانور میدهد، به همین دلیل فانوس دریایی بیشتر از آنکه فیلمی باشد با داستانی پر رنگ و قابل تعریف که پیشروی پیرنگ در آن نقش داشته باشد، به چنگ زدن به موقعیتهایی گاها مشابه با یکدیگر متوصل میشود، (هرچند دو نقطه عطف به موقع اثر را از حالتی تکراری خارج میکنند : مورد اول وقوع طوفان و نرسیدن کشتی ، مورد دوم پی بردن هاوارد به جعلی بودن دفتر گزارش کار ) موقعیتهایی که همگی در راستا قوس شخصیتها و وصال به جنون نهایی کارکرد دارند.
پس به همین دلیل در
The LightHouse
(بخشی از نقد دارای اسپویل است)
برای آنکه بدانید در فانوس دریایی با چه نوع فیلمی طرفیم متن را با تشریح یکی از بهترین نماهای اثر آغاز میکنیم : نمایی دو نفره از توماس ویک ( دفو) وتوماس هاوارد (رابرت پتینسون) که هردو زیر میز پناه گرفته اند، در حالتی مست و خندان! . تبری فرو رفته بر سطح میز را هم در قاب داریم (تبری که حاصل از جدال قبلی آنهاست و گویی بر سر آنها آوار گشته است) همزمان صدا طوفان و غرش آسمان به گوش میرسد ، مخاطب طبیعتا در چنین میزانسنی انتظار تلاشی از سمت آنها دارد تا وضعیت را تغییر دهند، اما آنها به خنده ادامه داده تا در نهایت نما با برخورد موجی سنگین به اتاق پایان یافته و بدین ترتیب
اوج استیصال و فلاکت و جنون دو شخصیت در همین نما آشکار میشود .
شاکله فانوس دریایی نیز دقیقا همینگونه است : هولناک و جنون آمیز .
فانوس دریایی به عنوان دومین ساخته رابرت اگرز فیلمی است که از انواع تکنیک های کارگردانی برای خلق اتمسفری مهیب بهره میبرد، اگرز به کمک اندازه قاب، تغییر زاویه و حرکت دوربین و بازی با نور و سایه تصویری، از فانوس دریایی اثری تماشایی میسازد.
اگرز به منظور آشنایی مخاطب با موقعیت مکانی اثر، با نماهایی لانگ (نماهایی از جزیره که تعداد ساختمانها و موقعیت قرار گیری آنها نسبت به یکدیگر در قاب نقش میبندند ، ویا نماهایی از امواج خروشان دریا که خفقان حاکم بر فیلم را القا میکنند) و بعضا اکستریم لانگ(نمایی که جزیره و نور فانوس دریایی در میان وسعت دریا همچون جسمی کوچک و ناچیز به تصویر کشیده میشود) ، کار خود را پیش میبرد.
نگاه کنید به المان تغییر زاویه دوربین که چگونه بنا به شرایط مختلف داستان متفاوت ظاهر میشوند: اگرز در نماهایی که شرایط حاکم بین دو شخصیت اصلی در موضع مساوی و یکسان قرار دارد، زاویه عادی یا همسطح چشم مخاطب را برمیگزیند (همچون سکانسهای گپ زدن و غذا خوردن سرمیز) ، اما در طرف مقابل هنگامی که (ویک) در موضع قدرت و برتری قرار دارد ،دوربین او را از زاویه پایین شکار میکند (نمایی که دفو با دستان خود طناب متصل به پتینسون را نگه داشته و خود را خدا معرفی میکند) و یا در پرده آخر که به نوعی جای ظالم و مظلوم عوض شده و هاوارد دست بالا را دارد و در پی گرفتن حق خویش است، دوربین از زاویه بالا ویک را به تصویر میکشد تا ضعف و شکست او القا گردند.
یا در بحث حرکت دوربین نگاه کنید چگونه اگرز در دکوپاژ خود از کات زدن های پیاپی و ناگهانی اجتناب کرده و در عوض با حرکت دوربین بر اهمیت سوژه در قاب تاکید میکند: همچون نمایی که دوربین به منظور القا فاصله میان ویک و هاوارد ، خود را از طبقه همکف فانوس بالا کشیده و به مرور به سمت اتاق فوقانی حرکت میکند، طی این حرکت چشم مخاطب هم با عظمت محیط فانوس آشنا میشود و هم به شکلی عینی متوجه فاصله دو شخصیت و جایگاه آنها میشود .
مثال دیگر از حرکت دوربین زمانی است که دوربین نمایی از دسته مرغان دریایی میگیرد، با حرکت به سمت راست ،ساختمان فانوس در قاب نقش بسته و دوربین با حرکت به سمت بالا به وسیله تشخیص جهت باد میرسد .از آنجا که هدف از این نما ،نمایش تغییر جهت باد است حرکت دوربین در همین راستا به کار برده میشود.
نمایی که دوربین در ابتدا از زاویه بالا هاوارد را به تصویر میکشد و با نزدیک شدن به سوژه، نمایی بسته از چهره او را میگیرد را به یاد آورید: در این نما بوسیله بازی با نور و سایه (هردو مربوط به چرخش چراغ فانوس) وجهی مرموز و رویا گونه به نما داده شده، چهره شکاک هاوارد که به لنز دوربین زل زده است نیز به چنین حسی دامن میزند.
یا نمایی دونفره که در آن ویک به حالت نیمرخ درقاب حاضر است و درتاریکی مطلق فرو رفته است، درمقابل هاوارد به کمک نورپردازی در روشنایی قرار گرفته است
در فانوس دریایی شاهد جولان انواع و اقسام مختلف از گناه هستیم : غرور،تنبلی، حسادت، شهوت ،خشم و... همگی در فانوس دریایی در قالب روح پلید شخصیتها متبلور میشوند، اگرز همچون ساخته قبلی خود(ساحره) انسانهایی را جدا از اجتماع قرار میدهد تا اهریمن بر آنها نفوذ کند، و بازهم وجود حیواناتی شوم و بر هم زننده آرامش ، تعلیق را به دو سطح درونی. بیرونی تقسیم میکنند، فانوس دریایی فیلم شرح موقعیت است، بدان معنی که مسیر فیلمنامه بیشتر از آنکه در طول حرکت کند، در عرض مانور میدهد، به همین دلیل فانوس دریایی بیشتر از آنکه فیلمی باشد با داستانی پر رنگ و قابل تعریف که پیشروی پیرنگ در آن نقش داشته باشد، به چنگ زدن به موقعیتهایی گاها مشابه با یکدیگر متوصل میشود، (هرچند دو نقطه عطف به موقع اثر را از حالتی تکراری خارج میکنند : مورد اول وقوع طوفان و نرسیدن کشتی ، مورد دوم پی بردن هاوارد به جعلی بودن دفتر گزارش کار ) موقعیتهایی که همگی در راستا قوس شخصیتها و وصال به جنون نهایی کارکرد دارند.
پس به همین دلیل در
فانوس دریایی شاهد سکانسهایی هستیم که به یکدیگر نزدیکند : اعمال زور از طرف ویک، کارهای روزانه هاوارد ، مرور خاطرات آنها در دیالوگ و....
فانوس دریایی همچون عمده آثار تولید شده در سیستم هالیوود، خود محوری انسان و قیام علیه قدرت را پیشنهاد میکند، انسان در این اثر میبایست به منظور رهایی و رستگاری بر ضد موضع قدرت شوریده و خود کنترل امور را بر عهده گیرد ، ویک خود را در حکم خدا میپندارد، نیازمند اطاعت زیر دست است و با وعده ارتقا درجه یا به اتمام رسیدن دوره سختی ، زیر دست خود را میفریبد .
در فانوس دریایی عقده های فروخفته جنسی (مجسمه پری دریایی یا حضور فیزیکی آن در رویا ) خشم ناشی از تحقیر و بی عدالتی ، ترس از تنهایی و احساس عدم امنیت ، عذاب وجدان گذشته و شاید از تمام آنها مهمتر ناامیدی از آینده شخصیتها را به سمت جنونی غیر قابل مهار میکشاند . رابطه میان ویک و هاوارد در چنین شرایطی با اتکا به احترام و انضباط کاری آغاز میشود، با احساسی صمیمانه و انسانی ادامه پیدا میکند و در نهایت با خشم و خون به پایان میرسد.
ویک تاریکی و افسار گسیختگی روح هاوارد را بیدار میکند، گویی او ماموری است نازل شده از دوزخ تا تباهی را برپا کند، جهنمی که در نهایت او رانیز به ورطه تباهی و مرگ کشانده و هاوارد را نیز به اوج قله شرارت سوق میدهد.
فانوس دریایی اما در پایان و نتیجه گیری نهایی دچار نقص میشود، پرت شدن هاوارد از اتاق فوقانی به پایین و جابه جایی جنازه به کنار ساحل چه معنایی دارد؟ بواقع چه نیرویی پس از رویارویی او با آن چراغ پرنور موجب چنین اعمالی شده اند؟ چراغ قدرت چنین کاری را دارد؟ خود شخص پریشان احوال کنترل بدن را از دست میدهد؟ ماهیت چراغ در این قسمت باعث شبهه میشود، عنصری فیزیکی و عینی است یا بلعکس ذهنی است و هرکس بنا به فکر خود برداشت متفاوتی خواهد داشت؟ (نمایی از فریاد کشیدن هاوارد در مقابل آنرا بیاد آورید که چگونه حجم نورهای تابیده شده بر چهره، به قاب وجهی رویایی بخشیده اند)
اگرز گویا تماما شیفته نمایش رابطه پر چالش شخصیتهای خود شده و پایان داستان را آنچنان مهم تلقی نکرده است، پایانی مبهم که مخاطب را دچار یک دوگانگی آزار دهنده میکند: چراغ درخشانی که در طول فیلم موجب تبلور اعمال زشت و غیر انسانی از سمت ویک به هاوارد بود و شعله کینه جویی و خشم را میان این دو برافروخت یک عنصر مستقل و قابل بررسی است یا صرفا ساخته ذهن پریشان و هذیانی شخصیتهای فیلم؟
هرچه باشد تمام فراز و فرودهای داستانی از آن سرچشمه گرفت اما در پایان کار هویتش آشکار نشد !
امتیاز : ۷.۵
@NaghdeFilmoSerial
امید سلیمی
#نقد_فیلم
فانوس دریایی همچون عمده آثار تولید شده در سیستم هالیوود، خود محوری انسان و قیام علیه قدرت را پیشنهاد میکند، انسان در این اثر میبایست به منظور رهایی و رستگاری بر ضد موضع قدرت شوریده و خود کنترل امور را بر عهده گیرد ، ویک خود را در حکم خدا میپندارد، نیازمند اطاعت زیر دست است و با وعده ارتقا درجه یا به اتمام رسیدن دوره سختی ، زیر دست خود را میفریبد .
در فانوس دریایی عقده های فروخفته جنسی (مجسمه پری دریایی یا حضور فیزیکی آن در رویا ) خشم ناشی از تحقیر و بی عدالتی ، ترس از تنهایی و احساس عدم امنیت ، عذاب وجدان گذشته و شاید از تمام آنها مهمتر ناامیدی از آینده شخصیتها را به سمت جنونی غیر قابل مهار میکشاند . رابطه میان ویک و هاوارد در چنین شرایطی با اتکا به احترام و انضباط کاری آغاز میشود، با احساسی صمیمانه و انسانی ادامه پیدا میکند و در نهایت با خشم و خون به پایان میرسد.
ویک تاریکی و افسار گسیختگی روح هاوارد را بیدار میکند، گویی او ماموری است نازل شده از دوزخ تا تباهی را برپا کند، جهنمی که در نهایت او رانیز به ورطه تباهی و مرگ کشانده و هاوارد را نیز به اوج قله شرارت سوق میدهد.
فانوس دریایی اما در پایان و نتیجه گیری نهایی دچار نقص میشود، پرت شدن هاوارد از اتاق فوقانی به پایین و جابه جایی جنازه به کنار ساحل چه معنایی دارد؟ بواقع چه نیرویی پس از رویارویی او با آن چراغ پرنور موجب چنین اعمالی شده اند؟ چراغ قدرت چنین کاری را دارد؟ خود شخص پریشان احوال کنترل بدن را از دست میدهد؟ ماهیت چراغ در این قسمت باعث شبهه میشود، عنصری فیزیکی و عینی است یا بلعکس ذهنی است و هرکس بنا به فکر خود برداشت متفاوتی خواهد داشت؟ (نمایی از فریاد کشیدن هاوارد در مقابل آنرا بیاد آورید که چگونه حجم نورهای تابیده شده بر چهره، به قاب وجهی رویایی بخشیده اند)
اگرز گویا تماما شیفته نمایش رابطه پر چالش شخصیتهای خود شده و پایان داستان را آنچنان مهم تلقی نکرده است، پایانی مبهم که مخاطب را دچار یک دوگانگی آزار دهنده میکند: چراغ درخشانی که در طول فیلم موجب تبلور اعمال زشت و غیر انسانی از سمت ویک به هاوارد بود و شعله کینه جویی و خشم را میان این دو برافروخت یک عنصر مستقل و قابل بررسی است یا صرفا ساخته ذهن پریشان و هذیانی شخصیتهای فیلم؟
هرچه باشد تمام فراز و فرودهای داستانی از آن سرچشمه گرفت اما در پایان کار هویتش آشکار نشد !
امتیاز : ۷.۵
@NaghdeFilmoSerial
امید سلیمی
#نقد_فیلم
Forwarded from Cinema Tweet
Spies in Disguise 2019
انیمیشن خیلی خوبی بود که جا داشت بیشتر در موردش میشنیدیم امسال. کمدی اکشنی که تو ژانر موفق بود به شدت، هم کمدی خوبی بود هم اکشن خوبی بود؛ حداقل از اکشن های سینمایی که من تو دهه اخیر میلادی دیدم بهتر بود. هم تو قصه و فیلمنامه هم تو ساخت.
با قابلیت تبدیل شدن به دنباله داری چند قسمتی شاید حتی درحد جیمز باند!؟!؟
" abp.feron "
🎬 @Cinema_twitt
انیمیشن خیلی خوبی بود که جا داشت بیشتر در موردش میشنیدیم امسال. کمدی اکشنی که تو ژانر موفق بود به شدت، هم کمدی خوبی بود هم اکشن خوبی بود؛ حداقل از اکشن های سینمایی که من تو دهه اخیر میلادی دیدم بهتر بود. هم تو قصه و فیلمنامه هم تو ساخت.
با قابلیت تبدیل شدن به دنباله داری چند قسمتی شاید حتی درحد جیمز باند!؟!؟
" abp.feron "
🎬 @Cinema_twitt
Cinema Tweet
Spies in Disguise 2019 انیمیشن خیلی خوبی بود که جا داشت بیشتر در موردش میشنیدیم امسال. کمدی اکشنی که تو ژانر موفق بود به شدت، هم کمدی خوبی بود هم اکشن خوبی بود؛ حداقل از اکشن های سینمایی که من تو دهه اخیر میلادی دیدم بهتر بود. هم تو قصه و فیلمنامه هم تو ساخت.…
دیدنش رو از دست ندید عالی بود با صدا پیشگی ویل اسمیت و تام هالند
دوستانی که از سانسور ناراحتن خوب از سایت هایی که سانسور می کنن دانلود نکنن
علاوه بر سایت هایی اشتراکی مثل 30nema , warez,
day movie (night movie سابق)
و ... که آرشیو قوی دارن
سایت هایی مثل hiva.site که تاینی موویز سابق و یا bia2movie (که هیوا هم داره ازش واسه تکمیل آرشیو استفاده می کنه) هستن که رایگان هستن و سرعت خوبی دارن و آرشیوشون هم نسبتا خوب و دارن تکمیل می کنن (من هم پیشنهاد می کنم هر چه سریع تر فیلم و سریال های مورد نظرتون رو دانلود کنید چون ممکن بعد تکمیل آرشیو پولی بشن) و دوبله های دوزبانه ی بدون سانسور هم دارن
سایت هایی مثل mr movie و digimoviez هم فیلم و سریال های جدید و در حال پخش رو دارن و بعضی از قدیمی ها رو
خلاصه از این سایت ها می تونید بدون سانسور دانلود کنید و استفاده کنید و گور بابای سانسور کننده ها
نمونه ی تنوع کیفیت سریال ترکیه ای عثمان در سایت hiva رو مشاهده می کنید که حتی واسه کیفیت ۴۸۰ هم x265 داره
alireza ripper
علاوه بر سایت هایی اشتراکی مثل 30nema , warez,
day movie (night movie سابق)
و ... که آرشیو قوی دارن
سایت هایی مثل hiva.site که تاینی موویز سابق و یا bia2movie (که هیوا هم داره ازش واسه تکمیل آرشیو استفاده می کنه) هستن که رایگان هستن و سرعت خوبی دارن و آرشیوشون هم نسبتا خوب و دارن تکمیل می کنن (من هم پیشنهاد می کنم هر چه سریع تر فیلم و سریال های مورد نظرتون رو دانلود کنید چون ممکن بعد تکمیل آرشیو پولی بشن) و دوبله های دوزبانه ی بدون سانسور هم دارن
سایت هایی مثل mr movie و digimoviez هم فیلم و سریال های جدید و در حال پخش رو دارن و بعضی از قدیمی ها رو
خلاصه از این سایت ها می تونید بدون سانسور دانلود کنید و استفاده کنید و گور بابای سانسور کننده ها
نمونه ی تنوع کیفیت سریال ترکیه ای عثمان در سایت hiva رو مشاهده می کنید که حتی واسه کیفیت ۴۸۰ هم x265 داره
alireza ripper
#پیشنهاد_سریال
سریال های برتر از نظر خودم از سریال هایی که دیدم
لیست به ترتیب برتر بودن و ... نیست.
سریال هایی که به شدت توصیه میکنم به ترتیب حروف الفبا
11.22.63 . animal kingdom . attack on titan . avatar last air bender . banshee . band of brothers . better call sual . black sails .blue planet 1,2 (مستند) .breaking bad . batman the animated series .chernobyl. crown . dexter . entourage . fargo. freaks and geeks . friends . game of thrones . grand tour . gravity falls .hell on wheels . history of world (مستند) . house . house of cards . last kingdom . mad men . mandalorian .mind hunter . narcos( Colombia و Mexico) . over the garden wall. our planet (مستند) .peaky blinders . planet dinosaur (مستند). planet earth1,2 (مستند ) . power . prison break . rick and morty . rise of empire ottoman (مستند) . rome . Seinfeld . shameless . sharp object . Sherlock . sons of anarchy . Spartacus . spy . sopranos . strike back . true detective . Vikings . watchmen. walking with prehistoric beasts (مستند). weeds . west World . wire. world at war (مستند). witcher.
سریال های برتر از نظر خودم از سریال هایی که دیدم
لیست به ترتیب برتر بودن و ... نیست.
سریال هایی که به شدت توصیه میکنم به ترتیب حروف الفبا
11.22.63 . animal kingdom . attack on titan . avatar last air bender . banshee . band of brothers . better call sual . black sails .blue planet 1,2 (مستند) .breaking bad . batman the animated series .chernobyl. crown . dexter . entourage . fargo. freaks and geeks . friends . game of thrones . grand tour . gravity falls .hell on wheels . history of world (مستند) . house . house of cards . last kingdom . mad men . mandalorian .mind hunter . narcos( Colombia و Mexico) . over the garden wall. our planet (مستند) .peaky blinders . planet dinosaur (مستند). planet earth1,2 (مستند ) . power . prison break . rick and morty . rise of empire ottoman (مستند) . rome . Seinfeld . shameless . sharp object . Sherlock . sons of anarchy . Spartacus . spy . sopranos . strike back . true detective . Vikings . watchmen. walking with prehistoric beasts (مستند). weeds . west World . wire. world at war (مستند). witcher.
#پیشنهاد_سریال
#نقد_سریال
به نام خدا
the spy 2019 mini serie
کارگردان: گیدئون راف
نویسنده : مکس پری، گیدئون راف
بازیگران: ساشا بارون کوهن ، هدر راتزون روتم ، یائل ایتن ، نوا آمریک و ...
ژانر: تاریخی ، جاسوسی
جاسوسی که اهل اسرائیل بود
مقدمه : این مینیسریال، داستان زندگی واقعی الی کوهن، جاسوس موساد را بازگو میکند. داستان به سالهای پیش از درگیری اسرائیل و سوریه در ۱۹۶۷ میلادی بازمیگردد. الی کوهن تحت پوشش «کامل امین ثابت» بازرگان اهل سوریه در حوزهٔ حمل و نقل دریایی از طریق آرژانتین به سوریه میرود و کمکم با استفاده از روابط شخصی و آشنایانی که پیدا میکند، به دولت سوریه وارد میشود و تا سمت مشاور حافظ اسد، رئیسجمهور فقید سوریه پیش رفت.
وقتی نام ساشا بارون کوهن به گوش مخاطب می خورد فیلم های کمدی مانند دیکتاتور و بورارت در ذهن مخاطب تداعی میشود و شخصیتی هایی مانند ژنرال علاالدین که یاد آور دیکتاتور معروف لیبی معمر قذافی بود که کوهن به جذاب ترین و باور پذیرترین شکل ممکن شخصیت دیکتاتور را خلق کرده بود این بار هم نقش آفرینی عالی داشته هرچند در فضا و شخصیتی کاملا متفاوت.
اگر از این سریال جاسوسی توقع جمیز باند بازی و اکشن و مسخره بازی های رایج و دروغین فیلم های جاسوسی سینما رو دارید طرف این سریال ندید اما اگه به تاریخ و سیاست و جنگ و از همه مهمتر به داستان جاسوسی واقعی علاقه دارید به هیچ وجه دیدن این سریال رو از دست ندید.
الی کوهن را می توان معروف ترین جاسوس خاورمیانه و حتی جهان خواند، جاسوسی که با نفوذ به بالاترین سمت های قدرت در سوریه و حتی کمک به دیکتاتور سابق سوریه حافظ اسد (پدر همین بشار اسد جنایت کار) برای کودتا و به دست گرفتن قدرت در سوریه توانست در طول ۶ سال جاسوسی چنان ضربه ای به سوریه و محور ارتجاعی - ناسیونالیستی اعراب (مصر ناصری- سوریه ی اسدی ، اردن و ...) وارد کند که اسرائیل به کمک اطلاعات و خراب کاری های امثال کوهن در سوریه و مصر و اراده ی سربازان و لیاقت فرماندهان جنگ ۶ روزه را که با برتری کمی و کیفی اعراب همراه بود به راحتی پیروز شود.
با بررسی این سریال همراه ما باشید.
@NaghdeFilmoSerial
#نقد_سریال
به نام خدا
the spy 2019 mini serie
کارگردان: گیدئون راف
نویسنده : مکس پری، گیدئون راف
بازیگران: ساشا بارون کوهن ، هدر راتزون روتم ، یائل ایتن ، نوا آمریک و ...
ژانر: تاریخی ، جاسوسی
جاسوسی که اهل اسرائیل بود
مقدمه : این مینیسریال، داستان زندگی واقعی الی کوهن، جاسوس موساد را بازگو میکند. داستان به سالهای پیش از درگیری اسرائیل و سوریه در ۱۹۶۷ میلادی بازمیگردد. الی کوهن تحت پوشش «کامل امین ثابت» بازرگان اهل سوریه در حوزهٔ حمل و نقل دریایی از طریق آرژانتین به سوریه میرود و کمکم با استفاده از روابط شخصی و آشنایانی که پیدا میکند، به دولت سوریه وارد میشود و تا سمت مشاور حافظ اسد، رئیسجمهور فقید سوریه پیش رفت.
وقتی نام ساشا بارون کوهن به گوش مخاطب می خورد فیلم های کمدی مانند دیکتاتور و بورارت در ذهن مخاطب تداعی میشود و شخصیتی هایی مانند ژنرال علاالدین که یاد آور دیکتاتور معروف لیبی معمر قذافی بود که کوهن به جذاب ترین و باور پذیرترین شکل ممکن شخصیت دیکتاتور را خلق کرده بود این بار هم نقش آفرینی عالی داشته هرچند در فضا و شخصیتی کاملا متفاوت.
اگر از این سریال جاسوسی توقع جمیز باند بازی و اکشن و مسخره بازی های رایج و دروغین فیلم های جاسوسی سینما رو دارید طرف این سریال ندید اما اگه به تاریخ و سیاست و جنگ و از همه مهمتر به داستان جاسوسی واقعی علاقه دارید به هیچ وجه دیدن این سریال رو از دست ندید.
الی کوهن را می توان معروف ترین جاسوس خاورمیانه و حتی جهان خواند، جاسوسی که با نفوذ به بالاترین سمت های قدرت در سوریه و حتی کمک به دیکتاتور سابق سوریه حافظ اسد (پدر همین بشار اسد جنایت کار) برای کودتا و به دست گرفتن قدرت در سوریه توانست در طول ۶ سال جاسوسی چنان ضربه ای به سوریه و محور ارتجاعی - ناسیونالیستی اعراب (مصر ناصری- سوریه ی اسدی ، اردن و ...) وارد کند که اسرائیل به کمک اطلاعات و خراب کاری های امثال کوهن در سوریه و مصر و اراده ی سربازان و لیاقت فرماندهان جنگ ۶ روزه را که با برتری کمی و کیفی اعراب همراه بود به راحتی پیروز شود.
با بررسی این سریال همراه ما باشید.
@NaghdeFilmoSerial
چون هدف معرفی سریال و سریال زیاد مشهور نیست از اسپویل خودداری میکنم
با آغاز سریال پایان داستان و عاقبت شخصیت اصلی به بیننده نشون داده میشه ، شخصیت مرموز سریال دستگیر شده ، ناخون هاش کنده شده (برای شکنجه دادن با عنبر دست ناخون هاش رو کشیدن ) و نامه ی اعتراف به جاسوسی رو قراره امضا کنه ، این شروع تاریک از ابتدا مخاطب رو متوجه میکنه که با داستان جدی طرف و خبری از فرار قهرمانه ی شخصیت جاسوس ما نیست .
در ادامه ی سریال با زندگی ساده الی کوهن به عنوان یک همسر عرب زنی یهودی در اسرائیل و کار معمولی وی در فروشگاه آشنا می شویم، الی با این که عرب است اما یک وطن پرست واقعیست که نسبت به اسرائیل تعصب داره اما به دلیل عرب بودن یهودی ها نگاه تحقیر آمیزی بهش دارن ، موقعیتی فراهم میشه تا الی به عنوان جاسوس موساد به کشور خدمت کنه و ادامه ی ماجرا
بر عکس شروع سریال که پایان تلخ شخصیت رو به بیننده نشون میده که خبری از جیمز باند بازی نیست و فرار قهرمان نداریم در ادامه ی سریال با یکی از جذاب ترین داستان های جاسوسی طرف هستیم ، ساشا بارون کوهن که یک یهودی الاصل بریتانیای هست در این سریال هم واقعا با شخصیت الی کوهن یکی شده و به جرئت می توان گفت بهترین نقش آفرینی در سریال های ۲۰۱۹ رو داشته، سایر بازیگران هم شخصیت های واقع گرایی رو به نمایش گذاشتن به خصوص شخصیت های حافظ اسد و همسر الی کوهن. در طول قسمت های بعد شاهد خراب کاری ها و جاسوسی های کوهن در چند عملیات مهم ارتش سوریه و حتی کمک به کودتای نظامی حافظ اسد هستیم که با نقش آفرینی عالی ساشا کوهن در لحظات حساس و خطرناک به جذابیت داستان کمک میکنه
فیلم نامه ی اثر در کنار نقش آفرینی بازیگران مهمترین نقطه ی قوت سریال هستن ، مهم ترین اتفاقات ۶ سال جاسوسی کوهن به خوبی در ۶ قسمت تقسیم شده و روایت داستان به تناسب در هر قسمت تقسیم شده و روند فروپاشی کوهن را به خوبی نشان میدهد ، دستگیری کوهن هم به دلیل زیاده خواهی نخست وزیر و سایر مقامات دولت اسرائیل و همچنین جسارت و ریسک پذیری کوهن بود ، ریسک پذیری که نه تنها ضربه های مهلکی به سوریه زد بلکه الی کوهن را تا نزدیکی مقام معاون وزیر دفاع سوریه هم پیش برد (مصداق اینکه یک اسرائیلی بشه وزیر دفاع یا فرمانده ارتش یا سپاه جمهوری اسلامی 😐)
اما دستاورد های اصلی کوهن بعد از اعدام وحشیانه ی وی توسط رژیم جنایت کار بعث سوریه و در جنگ ۶ روزه نمایان شد ، جنگی در آن اسرائیل در ۳ ساعت نیروی هوایی اعراب رو که ۴ برابر اسرائیل جنگنده داشتند نابود کرد و در ۵ روز سه کشور مصر و سوریه و اردن رو که نیروی زمینی ۵ برابر اسرائیل داشتند رو شکست داد و مساحت اسرائیل در ۶ روز ۳ برابر شد
در طول سریال شخصیت الی کوهن تبدیل به کامل امین ثابت میشه و به حدی در شخصیت دروغین خود فرو میرود که حتی نام واقعی خود رو در آخر داستان بیاد نمیاره و در این بین ساشا بارون کوهن هم در شخصیت سریال غرق میشود و ثابت می کند که می تواند در هر شخصیتی با ملیت های مختلف و داستان های متفاوت عالی عمل کند
روند نفوذ الی کوهن هم جذاب و حیرت انگیز است و به خوبی نشان میدهد که حتی کوچک ترین خطا یا ساده انگاری یک افسر جز می تواند موجب نابودی یک کشور شود.
در کل از سریال هایی که نباید دیدنش رو از دست بدید.
نمره : ۸ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
با آغاز سریال پایان داستان و عاقبت شخصیت اصلی به بیننده نشون داده میشه ، شخصیت مرموز سریال دستگیر شده ، ناخون هاش کنده شده (برای شکنجه دادن با عنبر دست ناخون هاش رو کشیدن ) و نامه ی اعتراف به جاسوسی رو قراره امضا کنه ، این شروع تاریک از ابتدا مخاطب رو متوجه میکنه که با داستان جدی طرف و خبری از فرار قهرمانه ی شخصیت جاسوس ما نیست .
در ادامه ی سریال با زندگی ساده الی کوهن به عنوان یک همسر عرب زنی یهودی در اسرائیل و کار معمولی وی در فروشگاه آشنا می شویم، الی با این که عرب است اما یک وطن پرست واقعیست که نسبت به اسرائیل تعصب داره اما به دلیل عرب بودن یهودی ها نگاه تحقیر آمیزی بهش دارن ، موقعیتی فراهم میشه تا الی به عنوان جاسوس موساد به کشور خدمت کنه و ادامه ی ماجرا
بر عکس شروع سریال که پایان تلخ شخصیت رو به بیننده نشون میده که خبری از جیمز باند بازی نیست و فرار قهرمان نداریم در ادامه ی سریال با یکی از جذاب ترین داستان های جاسوسی طرف هستیم ، ساشا بارون کوهن که یک یهودی الاصل بریتانیای هست در این سریال هم واقعا با شخصیت الی کوهن یکی شده و به جرئت می توان گفت بهترین نقش آفرینی در سریال های ۲۰۱۹ رو داشته، سایر بازیگران هم شخصیت های واقع گرایی رو به نمایش گذاشتن به خصوص شخصیت های حافظ اسد و همسر الی کوهن. در طول قسمت های بعد شاهد خراب کاری ها و جاسوسی های کوهن در چند عملیات مهم ارتش سوریه و حتی کمک به کودتای نظامی حافظ اسد هستیم که با نقش آفرینی عالی ساشا کوهن در لحظات حساس و خطرناک به جذابیت داستان کمک میکنه
فیلم نامه ی اثر در کنار نقش آفرینی بازیگران مهمترین نقطه ی قوت سریال هستن ، مهم ترین اتفاقات ۶ سال جاسوسی کوهن به خوبی در ۶ قسمت تقسیم شده و روایت داستان به تناسب در هر قسمت تقسیم شده و روند فروپاشی کوهن را به خوبی نشان میدهد ، دستگیری کوهن هم به دلیل زیاده خواهی نخست وزیر و سایر مقامات دولت اسرائیل و همچنین جسارت و ریسک پذیری کوهن بود ، ریسک پذیری که نه تنها ضربه های مهلکی به سوریه زد بلکه الی کوهن را تا نزدیکی مقام معاون وزیر دفاع سوریه هم پیش برد (مصداق اینکه یک اسرائیلی بشه وزیر دفاع یا فرمانده ارتش یا سپاه جمهوری اسلامی 😐)
اما دستاورد های اصلی کوهن بعد از اعدام وحشیانه ی وی توسط رژیم جنایت کار بعث سوریه و در جنگ ۶ روزه نمایان شد ، جنگی در آن اسرائیل در ۳ ساعت نیروی هوایی اعراب رو که ۴ برابر اسرائیل جنگنده داشتند نابود کرد و در ۵ روز سه کشور مصر و سوریه و اردن رو که نیروی زمینی ۵ برابر اسرائیل داشتند رو شکست داد و مساحت اسرائیل در ۶ روز ۳ برابر شد
در طول سریال شخصیت الی کوهن تبدیل به کامل امین ثابت میشه و به حدی در شخصیت دروغین خود فرو میرود که حتی نام واقعی خود رو در آخر داستان بیاد نمیاره و در این بین ساشا بارون کوهن هم در شخصیت سریال غرق میشود و ثابت می کند که می تواند در هر شخصیتی با ملیت های مختلف و داستان های متفاوت عالی عمل کند
روند نفوذ الی کوهن هم جذاب و حیرت انگیز است و به خوبی نشان میدهد که حتی کوچک ترین خطا یا ساده انگاری یک افسر جز می تواند موجب نابودی یک کشور شود.
در کل از سریال هایی که نباید دیدنش رو از دست بدید.
نمره : ۸ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
نگاهی به بهترین و بدترین های سال ۱۳۹۸ :
(نکته : هدف از ارائه این پست ، مروری کوتاه بر بهترین و بدترین آثاری است که در سال ۱۳۹۸ تماشا کرده ایم ، طبیعتا برخی آثار در این سال مجددا شانس تماشا را یافته اند و صرفا در سال جاری منتشر نشده اند)
بهترین فیلم ها :
۱. عصر جدید (چاپلین) : عصر جدید را بهترین ساخته چاپلین کبیر میدانم، فیلمی تیز و گزنده و درعین حال سرگرم کننده و همچنان تماشایی، عصر جدید چاپلین اثری است در مورد نکوهش سیستم رو به پیشرفت جوامع انسانی که در آن قشر ضعیف و نیازمند برای تامین نیازهای ابتدایی خود نیز دچار دردسر و چالش میشود،
بواقع در عصر جدید تکنولوژی ابتدا به منظور یاری رسانی به انسان تعبیه میشود اما در ادامه خود شرایط بحران را فراهم میکند. عصر جدید را میتوان بازهم دید و لذت برد
۲. گاو خشمگین (مارتین اسکورسیزی) : گاو خشمگین واجد ویژگی هایی است که میتوان هرچند وقت یکبار سراغش را گرفت : اثری که بدون شک جز مهمترین ساخته های تاریخ سینماست و بوکس و هیاهو پیرامون این ورزش را بهانه ای قرار میدهد برای کنکاش در ذهن مریض و هذیانی جیک لاموتا، رابرت دنیرو در یکی از مهیب ترین نقش آفرینی های خود از لاموتا هیولایی رام نشدنی میسازد و اسکورسیزی به کمک تسلط خود در میزانسن ودکوپاژ به خلق سکانسهایی جادویی میرسد : مثلا سکانس مبارزه لاموتا با شوگر ری که منجر به شکست مفتضحانه لاموتا میشود و یا سکانس در بند شدن لاموتا .
اما گاو خشمگین در نهایت برای نگارنده در نما پایانی خود تعریف میشود : نمایی که لاموتا مقابل آئینه ایستاده وخود را همچنان رییس میپندارد . همچنان مغرور و جنگ طلب
۳ . اولد بوی (پارک چان ووک) : برای دوستانی که با جایزه گرفتن های متعدد (انگل) از فرط خوشحالی آسمان و زمین و تلگرام و... را بهم دوختند و سینمای کره جنوبی را در اوج قدرت تصور کردند، یک پیشنهاد دارم : تماشا چند باره اولد بوی
اثری که با گذشت نزدیک به دو دهه همچنان جذاب وپرکشش و پرتعلیق ،همچون جواهری در تاریخ سینما میدرخشد، اولد بوی با خلق فضایی خفقان آور با بهره گیری از رنگ بندی هایی کاملا فکر شده و موثر (سبز و قرمز ) در نماهای خود، با خلق شخصیتهایی مرموز و کنجکاوی برانگیز ، و در نهایت با پایانی دهشتناک وتکان دهنده تا ابد در ذهن شما حک خواهد شد
اولد بوی در باب یک شکنجه بی پایان است، شکنجه ای که با اسیر گشتن آغاز شده و با آزادی از زندان و تلاش برای کشف حقیقت ادامه یافته ودر نهایت با مواجهه با آن به پایان میرسد، در تمامی این مراحل واژه شکنجه بر سر فیلم سایه افکنده تا اولد بوی به نوعی تبلور جهنم نیز لقب گیرد
۴. منچستر کنار دریا (کنت لونرگان) : بی رحم و ویران کننده، اثر تلخ و جانکاه کنت لونرگان تماما در مورد تنهایی و عذاب گذشته است، کیسی افلک در این اثر همچون روحی سرگردان میان مردم پرسه میزند و دیالوگ میگوید، همه جا هست اما مدام درتلاش است برای پناه بردن به خلوت و دوری از مسئولیت پذیری. افسردگی چنان او را احاطه کرده که تحمل و توان کنار آمدن با روزگار را ندارد
منچستر کنار دریا حکایت بسیاری از انسانهای پیرامون است، افرادی که تنها روز و شب را طی میکنند تا به انتها راه برسند، غمناک و مایوس کننده است اما حقیقت دارد.
سکانس یادآوری خاطره آتش سوزی و سکانس مواجهه افلک با همسر سابق خود ، خون را در بدنتان منجمد میسازند.
۵. پرویز (مجید برزگر) : اثر درخشان برزگر در مورد مراحل طغیان و فروپاشی ذهنی یک پیر پسر به ظاهر آرام است، نمایی از اثر را به یاد آورید که در آن شاهد چهره سرد و بی روح پرویز هستیم و در پس زمینه شاهد حرکت
مداوم دستگاه شستشو لباس ، نمایی که خبر از درون پرآشوب و متلاطم این ضدقهرمان عاصی را میدهد.
پرویز آرام و بدون عجله مراحل سقوط و تباهی را طی میکند، از جایی به بعد شک نداریم که از این هیولا (که خود ساخته دست دیگران است) هیچ شرارتی بعید نیست، همین امر تعلیقی در اثر جاری میکند که تا آن را تماشا نکنید متوجه عمق التهاب آن نخواهید شد
نفس نفس زدن های پرویز و آن نگاه خونسرد و بدون عذاب وجدانش از یادها نخواهد رفت .
با احترام به آثاری همچون :
مکالمه(فرانسیس فورد کاپولا)، پنهان (میشائیل هانکه)، کپی برابر اصل (عباس کیارستمی) ، مغزهای کوچک زنگ زده(هومن سیدی)، کشتی گیر (دارن آرنوفسکی)، ماتریکس ۱ (واچوفسکی ها) ، شرم (استیو مک کوئین) ، عریان (مایک لی) و .....
امید سلیمی
@NaghdeFilmoSerial
(نکته : هدف از ارائه این پست ، مروری کوتاه بر بهترین و بدترین آثاری است که در سال ۱۳۹۸ تماشا کرده ایم ، طبیعتا برخی آثار در این سال مجددا شانس تماشا را یافته اند و صرفا در سال جاری منتشر نشده اند)
بهترین فیلم ها :
۱. عصر جدید (چاپلین) : عصر جدید را بهترین ساخته چاپلین کبیر میدانم، فیلمی تیز و گزنده و درعین حال سرگرم کننده و همچنان تماشایی، عصر جدید چاپلین اثری است در مورد نکوهش سیستم رو به پیشرفت جوامع انسانی که در آن قشر ضعیف و نیازمند برای تامین نیازهای ابتدایی خود نیز دچار دردسر و چالش میشود،
بواقع در عصر جدید تکنولوژی ابتدا به منظور یاری رسانی به انسان تعبیه میشود اما در ادامه خود شرایط بحران را فراهم میکند. عصر جدید را میتوان بازهم دید و لذت برد
۲. گاو خشمگین (مارتین اسکورسیزی) : گاو خشمگین واجد ویژگی هایی است که میتوان هرچند وقت یکبار سراغش را گرفت : اثری که بدون شک جز مهمترین ساخته های تاریخ سینماست و بوکس و هیاهو پیرامون این ورزش را بهانه ای قرار میدهد برای کنکاش در ذهن مریض و هذیانی جیک لاموتا، رابرت دنیرو در یکی از مهیب ترین نقش آفرینی های خود از لاموتا هیولایی رام نشدنی میسازد و اسکورسیزی به کمک تسلط خود در میزانسن ودکوپاژ به خلق سکانسهایی جادویی میرسد : مثلا سکانس مبارزه لاموتا با شوگر ری که منجر به شکست مفتضحانه لاموتا میشود و یا سکانس در بند شدن لاموتا .
اما گاو خشمگین در نهایت برای نگارنده در نما پایانی خود تعریف میشود : نمایی که لاموتا مقابل آئینه ایستاده وخود را همچنان رییس میپندارد . همچنان مغرور و جنگ طلب
۳ . اولد بوی (پارک چان ووک) : برای دوستانی که با جایزه گرفتن های متعدد (انگل) از فرط خوشحالی آسمان و زمین و تلگرام و... را بهم دوختند و سینمای کره جنوبی را در اوج قدرت تصور کردند، یک پیشنهاد دارم : تماشا چند باره اولد بوی
اثری که با گذشت نزدیک به دو دهه همچنان جذاب وپرکشش و پرتعلیق ،همچون جواهری در تاریخ سینما میدرخشد، اولد بوی با خلق فضایی خفقان آور با بهره گیری از رنگ بندی هایی کاملا فکر شده و موثر (سبز و قرمز ) در نماهای خود، با خلق شخصیتهایی مرموز و کنجکاوی برانگیز ، و در نهایت با پایانی دهشتناک وتکان دهنده تا ابد در ذهن شما حک خواهد شد
اولد بوی در باب یک شکنجه بی پایان است، شکنجه ای که با اسیر گشتن آغاز شده و با آزادی از زندان و تلاش برای کشف حقیقت ادامه یافته ودر نهایت با مواجهه با آن به پایان میرسد، در تمامی این مراحل واژه شکنجه بر سر فیلم سایه افکنده تا اولد بوی به نوعی تبلور جهنم نیز لقب گیرد
۴. منچستر کنار دریا (کنت لونرگان) : بی رحم و ویران کننده، اثر تلخ و جانکاه کنت لونرگان تماما در مورد تنهایی و عذاب گذشته است، کیسی افلک در این اثر همچون روحی سرگردان میان مردم پرسه میزند و دیالوگ میگوید، همه جا هست اما مدام درتلاش است برای پناه بردن به خلوت و دوری از مسئولیت پذیری. افسردگی چنان او را احاطه کرده که تحمل و توان کنار آمدن با روزگار را ندارد
منچستر کنار دریا حکایت بسیاری از انسانهای پیرامون است، افرادی که تنها روز و شب را طی میکنند تا به انتها راه برسند، غمناک و مایوس کننده است اما حقیقت دارد.
سکانس یادآوری خاطره آتش سوزی و سکانس مواجهه افلک با همسر سابق خود ، خون را در بدنتان منجمد میسازند.
۵. پرویز (مجید برزگر) : اثر درخشان برزگر در مورد مراحل طغیان و فروپاشی ذهنی یک پیر پسر به ظاهر آرام است، نمایی از اثر را به یاد آورید که در آن شاهد چهره سرد و بی روح پرویز هستیم و در پس زمینه شاهد حرکت
مداوم دستگاه شستشو لباس ، نمایی که خبر از درون پرآشوب و متلاطم این ضدقهرمان عاصی را میدهد.
پرویز آرام و بدون عجله مراحل سقوط و تباهی را طی میکند، از جایی به بعد شک نداریم که از این هیولا (که خود ساخته دست دیگران است) هیچ شرارتی بعید نیست، همین امر تعلیقی در اثر جاری میکند که تا آن را تماشا نکنید متوجه عمق التهاب آن نخواهید شد
نفس نفس زدن های پرویز و آن نگاه خونسرد و بدون عذاب وجدانش از یادها نخواهد رفت .
با احترام به آثاری همچون :
مکالمه(فرانسیس فورد کاپولا)، پنهان (میشائیل هانکه)، کپی برابر اصل (عباس کیارستمی) ، مغزهای کوچک زنگ زده(هومن سیدی)، کشتی گیر (دارن آرنوفسکی)، ماتریکس ۱ (واچوفسکی ها) ، شرم (استیو مک کوئین) ، عریان (مایک لی) و .....
امید سلیمی
@NaghdeFilmoSerial
نگاهی به بهترین و بدترین های سال ۱۳۹۸ :
(نکته : هدف از ارائه این پست ، مروری کوتاه بر بهترین و بدترین آثاری است که در سال ۱۳۹۸ تماشا کرده ایم ، طبیعتا برخی آثار در این سال مجددا شانس تماشا را یافته اند و صرفا در سال جاری منتشر نشده اند)
بدترین فیلم ها :
۱. مطرب (مصطفی کیایی) : ماه قبل در پستی کوتاه، از مطرب هم نوشتم. مشکل اصلی بنده با این فیلم آشکار است : مطرب اساسا در هیچ ژانر و دسته بندی و....قرار نمیگیرد ، همه چیز در سطحی ترین شکل خود قرار دارد و بدتر از همه با این اوصاف به رکورد فروش نزدیک به ۴۰ میلیارد تومان نیز رسیده است!
بنده نسخه ای پرده ای از اثر را تماشا کردم، حین مشاهده دو یا سه لحظه صدای خنده تماشاگران به گوش رسید که جمع آنها در حد یک دقیقه هم نبود، فیلمی که نه کمدی بلد است نه قواعد درام را دارد، نه میتوان به تیپهای آن نزدیک شد و نه مشکلات آنها را باور کرد. با مطرب تنها عذاب خواهید کشید .
۲. لس آنجلس / تهران (تینا پاکروان) : در طول عمرم کمتر به یاد دارم فیلمی را نصفه نیمه رها کرده باشم، اصولا صبر و تحملم حین فیلم دیدن بالاست و آثار ضعیف را هم با ارفاق میتوانم یکبار تحمل کنم . اما این فیلم موفق شد مرا از اواسط خود کامل منصرف کند. این اثر بر خلاف مطرب اتفاقا سعی در ارائه کمدی هم داشت که تیرش مدام به سنگ میخورد، نکته تاسف بار هم حضور جناب پرستویی در هردو فیلم است ، پرستویی که روزگاری میشد بر حساسیت او و مسئولیت پذیریش در سینما حساب کرد،روزگاری که به خاطرات پیوسته است .
۳. پادشاه (دیوید میچد / نتفلیکس) : پادشاه هم در نوع خود اثر جالبی است، از آن دسته فیلمها که همه ساله تولید میشوند و هیچ گونه نمیتوان دلیلی برای دیدن آنها پیدا کرد، پادشاه هم تکلیفش با خود مشخص نیست! نه در بخش درام و نه اکشن. در پادشاه کشمکش میان قهرمان با خانواده خود ، نوع مرگ برادر او ، سر شاخ شدن با عوامل قتل برادر، لشکر کشی به فرانسه ، تقابل با شاهزاده فرانسوی و اصولا هر موقعیت سازی در فیلمنامه پرداخت مناسبی ندارند، این موارد به کنار . پادشاه ریتم کندی هم دارد و با اینکه چیزی حدود نود درصد زمان خود را به مقدمه چینی برای نبرد پایانی اختصاص میدهد درنهایت اکشن دندان گیری هم ندارد، برخی نماها در این اکشن مشابه بانبرد حرامزاده ها در بازی تاج و تخت هستند اما آشکارا زمان کوتاه این بخش و گویا کمبود بودجه ،خروجی نا امید کننده ای تحویل میدهد.
حضور جوئل ادگرتون ، لانگ شاتهای چشمنواز و موسیقی و... نیز نمیتوانند پادشاه را تماشایی کنند.
۴. آکوآمن (جیمز وان) : یک فیلم حوصله سر بر دیگر از دی سی، هنوز هم متقاعد نشدم چرا آن نگاه سختگیرانه به آثار زک اسنایدر (مردی از فولاد/ بتمن مقابل سوپرمن) در مورد این اثر صدق نمیکند؟ آکوآمن شامل داستانی سطحی، شخصیت پردازی کم مایه، اکشن بدون تعلیق (جدا از سکانس مبارزه شهرک ساحلی) و پایان بندی قابل پیش بینی میشود، فیلم دارای قهرمانی است که میدانیم نمیمیرد و خبیث فیلم هم آنچنان تهدید برانگیز نیست.
با تمام این موارد از آکوآمن به عنوان اثری امیدوارکننده در محصولات دی سی نام برده شد!
برای حضور ستارگانی همچون موموآ ،کیدمن ، ویلسون و... و همچنین نماهایی چشمنواز و با جزییات از دنیا زیر آب ارزش تماشا دارد اما به نسبت نقدهای غالبا مثبت پیرامونش ، اثر جذابی نیست .
۵. اونجرز پایان بازی (برادران روسو) : حساب این فیلم با موارد قبلی جداست، حداقل پایان بازی بر خلاف آثار قبلی به عنوان فیلمی مجزا و مستقل ،اثر متوسط و قابل قبولی است. اما نکته اصلی آنجاست که این فیلم به عنوان ماحصل تمام آثار قبلی مارول عرضه شد. پایان بازی انتظارات را برآورده نمیکند و متاسفانه بیهوده کشدار میشود، اصولا اونجرز ودنیای مارول کم عمق تر و ساده تر از آن است که بتوان (اکشن) را از آن کاست و به جایش به شخصیت پردازی بها داد، اونجرز و امثالهم به مانند شوالیه تاریکی نیست که تقابل بتمن و جوکر آن را جذاب نگه دارد(شما اگر در بتمن نولان در نیمی از فیلم هم اکشن مشاهده نکنید، میتوانید بواسطه چالش ذهنی که برای بتمن پدید آمده فیلم را دنبال کنید) اما اونجرز و قطب های مثبت و منفی آن چیزی برای ارئه ندارند. پس اگر اکشن را هم کم کنیم که تحملش واقعا طاقت فرسا میشود عملی که روسو ها در آخرین اثر خود مرتکب شده تا پایان بازی هدر شده باشد. دنیای مارول در دقایق پایانی اولین قسمت اونجرز (۲۰۱۲) و در نمایی که در آن شاهد نابودی عنوان شرکت تونی استارک بودیم (نمایی که باقی ماندن حرف A را مشاهده کردیم ) بواقع پیام اصلی خود را یادآور شد : اتحاد و همدلی و همکاری قهرمانان برای غلبه بر دشمن. جایی که حروف تشکیل دهنده استارک کنار میروند تا تنها( یک حرف ) بعنوان نماد گروه و همدلی باقی بماند، همین پیام در آثار دیگر هم تکرار میشود و مخاطب در ادامه راه مارول هم به نکته تازه ای نمیرسد
پ
(نکته : هدف از ارائه این پست ، مروری کوتاه بر بهترین و بدترین آثاری است که در سال ۱۳۹۸ تماشا کرده ایم ، طبیعتا برخی آثار در این سال مجددا شانس تماشا را یافته اند و صرفا در سال جاری منتشر نشده اند)
بدترین فیلم ها :
۱. مطرب (مصطفی کیایی) : ماه قبل در پستی کوتاه، از مطرب هم نوشتم. مشکل اصلی بنده با این فیلم آشکار است : مطرب اساسا در هیچ ژانر و دسته بندی و....قرار نمیگیرد ، همه چیز در سطحی ترین شکل خود قرار دارد و بدتر از همه با این اوصاف به رکورد فروش نزدیک به ۴۰ میلیارد تومان نیز رسیده است!
بنده نسخه ای پرده ای از اثر را تماشا کردم، حین مشاهده دو یا سه لحظه صدای خنده تماشاگران به گوش رسید که جمع آنها در حد یک دقیقه هم نبود، فیلمی که نه کمدی بلد است نه قواعد درام را دارد، نه میتوان به تیپهای آن نزدیک شد و نه مشکلات آنها را باور کرد. با مطرب تنها عذاب خواهید کشید .
۲. لس آنجلس / تهران (تینا پاکروان) : در طول عمرم کمتر به یاد دارم فیلمی را نصفه نیمه رها کرده باشم، اصولا صبر و تحملم حین فیلم دیدن بالاست و آثار ضعیف را هم با ارفاق میتوانم یکبار تحمل کنم . اما این فیلم موفق شد مرا از اواسط خود کامل منصرف کند. این اثر بر خلاف مطرب اتفاقا سعی در ارائه کمدی هم داشت که تیرش مدام به سنگ میخورد، نکته تاسف بار هم حضور جناب پرستویی در هردو فیلم است ، پرستویی که روزگاری میشد بر حساسیت او و مسئولیت پذیریش در سینما حساب کرد،روزگاری که به خاطرات پیوسته است .
۳. پادشاه (دیوید میچد / نتفلیکس) : پادشاه هم در نوع خود اثر جالبی است، از آن دسته فیلمها که همه ساله تولید میشوند و هیچ گونه نمیتوان دلیلی برای دیدن آنها پیدا کرد، پادشاه هم تکلیفش با خود مشخص نیست! نه در بخش درام و نه اکشن. در پادشاه کشمکش میان قهرمان با خانواده خود ، نوع مرگ برادر او ، سر شاخ شدن با عوامل قتل برادر، لشکر کشی به فرانسه ، تقابل با شاهزاده فرانسوی و اصولا هر موقعیت سازی در فیلمنامه پرداخت مناسبی ندارند، این موارد به کنار . پادشاه ریتم کندی هم دارد و با اینکه چیزی حدود نود درصد زمان خود را به مقدمه چینی برای نبرد پایانی اختصاص میدهد درنهایت اکشن دندان گیری هم ندارد، برخی نماها در این اکشن مشابه بانبرد حرامزاده ها در بازی تاج و تخت هستند اما آشکارا زمان کوتاه این بخش و گویا کمبود بودجه ،خروجی نا امید کننده ای تحویل میدهد.
حضور جوئل ادگرتون ، لانگ شاتهای چشمنواز و موسیقی و... نیز نمیتوانند پادشاه را تماشایی کنند.
۴. آکوآمن (جیمز وان) : یک فیلم حوصله سر بر دیگر از دی سی، هنوز هم متقاعد نشدم چرا آن نگاه سختگیرانه به آثار زک اسنایدر (مردی از فولاد/ بتمن مقابل سوپرمن) در مورد این اثر صدق نمیکند؟ آکوآمن شامل داستانی سطحی، شخصیت پردازی کم مایه، اکشن بدون تعلیق (جدا از سکانس مبارزه شهرک ساحلی) و پایان بندی قابل پیش بینی میشود، فیلم دارای قهرمانی است که میدانیم نمیمیرد و خبیث فیلم هم آنچنان تهدید برانگیز نیست.
با تمام این موارد از آکوآمن به عنوان اثری امیدوارکننده در محصولات دی سی نام برده شد!
برای حضور ستارگانی همچون موموآ ،کیدمن ، ویلسون و... و همچنین نماهایی چشمنواز و با جزییات از دنیا زیر آب ارزش تماشا دارد اما به نسبت نقدهای غالبا مثبت پیرامونش ، اثر جذابی نیست .
۵. اونجرز پایان بازی (برادران روسو) : حساب این فیلم با موارد قبلی جداست، حداقل پایان بازی بر خلاف آثار قبلی به عنوان فیلمی مجزا و مستقل ،اثر متوسط و قابل قبولی است. اما نکته اصلی آنجاست که این فیلم به عنوان ماحصل تمام آثار قبلی مارول عرضه شد. پایان بازی انتظارات را برآورده نمیکند و متاسفانه بیهوده کشدار میشود، اصولا اونجرز ودنیای مارول کم عمق تر و ساده تر از آن است که بتوان (اکشن) را از آن کاست و به جایش به شخصیت پردازی بها داد، اونجرز و امثالهم به مانند شوالیه تاریکی نیست که تقابل بتمن و جوکر آن را جذاب نگه دارد(شما اگر در بتمن نولان در نیمی از فیلم هم اکشن مشاهده نکنید، میتوانید بواسطه چالش ذهنی که برای بتمن پدید آمده فیلم را دنبال کنید) اما اونجرز و قطب های مثبت و منفی آن چیزی برای ارئه ندارند. پس اگر اکشن را هم کم کنیم که تحملش واقعا طاقت فرسا میشود عملی که روسو ها در آخرین اثر خود مرتکب شده تا پایان بازی هدر شده باشد. دنیای مارول در دقایق پایانی اولین قسمت اونجرز (۲۰۱۲) و در نمایی که در آن شاهد نابودی عنوان شرکت تونی استارک بودیم (نمایی که باقی ماندن حرف A را مشاهده کردیم ) بواقع پیام اصلی خود را یادآور شد : اتحاد و همدلی و همکاری قهرمانان برای غلبه بر دشمن. جایی که حروف تشکیل دهنده استارک کنار میروند تا تنها( یک حرف ) بعنوان نماد گروه و همدلی باقی بماند، همین پیام در آثار دیگر هم تکرار میشود و مخاطب در ادامه راه مارول هم به نکته تازه ای نمیرسد
پ
س اینکه از پایان بازی توقع داشته باشیم اثر بزرگتر وسرگرم کننده تری باشد، توقع زیادی نیست .
دربحث اکشن هم که نمونه هایی به مراتب هیجان انگیز تر و مفصل تری را در دنیای مارول داشته ایم ، از قسمتهای قبلی اونجرز گرفته تا کاپیتان آمریکا و نگهبانان کهکشان و ددپول !
پایان بازی بشدت نا امید کننده بود .
امید سلیمی
@NaghdeFilmoSerial
دربحث اکشن هم که نمونه هایی به مراتب هیجان انگیز تر و مفصل تری را در دنیای مارول داشته ایم ، از قسمتهای قبلی اونجرز گرفته تا کاپیتان آمریکا و نگهبانان کهکشان و ددپول !
پایان بازی بشدت نا امید کننده بود .
امید سلیمی
@NaghdeFilmoSerial