بعدا، صدیق بچه اش را برمی دارد و او را تا خوابیدنش تکان می دهد و وقتی او از کابوس هایش بیدار می شود، خودش را در نزدیکی اسیاب بادی با بچه، بدون اینکه هیچ ایده ای از اینکه چطور به انجا امده، داشته باشد. یک روش بد برای بیدار شدن، مخصوصا با یک بچه در اغوش. صدیق به کمک نیاز دارد.
نظر نهایی
روی هم رفته - به جز شکایات زیاد من با توجه به وضعیت سریال - این یک اپیزود دیگر بسیار خوب بود. نیگان به طور غیر منتظره ای به یکی از کاراکتر های مورد علاقه ام تبدیل شده و من را با اولین رویارویی اش با نجواگران نا امید نکرد. جالب است که عدم توافق الفا و بتا را روی او می بینیم و اینکه کل مونولوگ زانو زدن نیگان خیلی محشر بود.
من همچنین هر کنش و واکنشی را بین کارول و دریل دوست دارم، و امیدوارم که انها به عنوان دوست خوب با یکدیگر ادامه دهند تا عاشقان. من فقط پایان ان را خوش نمی بینم - نه به خاطر اینکه جواب نمی دهد، بلکه به خاطر اینکه از جذابیت رابطه شان کمتر می شود.
منتظرم که ببینم در دو اپیزود اینده چه اتفاقی خواهد افتاد. واقعا مشتاقم که ببینم نبرد نجواگران به زودی تمام شود تا اینکه ادامه یابد. اگر در پایان فصل ۱۰ تمام شود، ان کمی بیشتر از یک فصل و نیم می شود، کمتر از نبرد ناجی ها اما باز هم طولانی. واقعا طولانی.
#نقد_سریال
#TWD_S10
🆔️منبع: سایت Forbes
💯ترجمه اختصاصی کانال نقد فیلم و سریال
@NaghdeFilmoSerial
نظر نهایی
روی هم رفته - به جز شکایات زیاد من با توجه به وضعیت سریال - این یک اپیزود دیگر بسیار خوب بود. نیگان به طور غیر منتظره ای به یکی از کاراکتر های مورد علاقه ام تبدیل شده و من را با اولین رویارویی اش با نجواگران نا امید نکرد. جالب است که عدم توافق الفا و بتا را روی او می بینیم و اینکه کل مونولوگ زانو زدن نیگان خیلی محشر بود.
من همچنین هر کنش و واکنشی را بین کارول و دریل دوست دارم، و امیدوارم که انها به عنوان دوست خوب با یکدیگر ادامه دهند تا عاشقان. من فقط پایان ان را خوش نمی بینم - نه به خاطر اینکه جواب نمی دهد، بلکه به خاطر اینکه از جذابیت رابطه شان کمتر می شود.
منتظرم که ببینم در دو اپیزود اینده چه اتفاقی خواهد افتاد. واقعا مشتاقم که ببینم نبرد نجواگران به زودی تمام شود تا اینکه ادامه یابد. اگر در پایان فصل ۱۰ تمام شود، ان کمی بیشتر از یک فصل و نیم می شود، کمتر از نبرد ناجی ها اما باز هم طولانی. واقعا طولانی.
#نقد_سریال
#TWD_S10
🆔️منبع: سایت Forbes
💯ترجمه اختصاصی کانال نقد فیلم و سریال
@NaghdeFilmoSerial
چه کابوسهایی که می آیند :
Nocturnal Animals
(یادداشتی در مورد حیوانات شبگرد)
درونمایه فیلم (حیوانات شبگرد) ساخته (تام فورد) حول محور تنهایی، عذاب وجدان و حسرتهای زندگی انسان امروزی است.فیلم با پرداختن به سه پیرنگ به شکلی موازی موفق میشود همواره تعلیق را دراثر جاری کرده و با رفت و برگشت مدام میان این سه پیرنگ، مخاطب را تا واپسین دقایق مشتاق نگاه میدارد. حیوانات شبگرد از خیانت و بی ثباتی و مرگ روح میگوید، سوزان (ایمی آدامز) بعنوان یکی از شخصیتهای اصلی بنوعی در تباهی خود و شریک سابق زندگیش (ادوارد/ جیک جیلنهال) مقصر است. او با انتخابی اشتباه و ازدواجی از سر لجبازی با خانواده سبب رخداد حوادثی شوم میشود و طبیعتا تاوان نیز میدهد. تام فورد از همان ابتدا تاکید میکند زندگی برای سوزان بی روح و بی معنا و پوچ است. از نارضایتی وکلافگی از موقعیت شغلی گرفته تا رابطه سرد با (همسر کنونی) تا عدم حضورمعنادار یک فرزند در خانواده(حضور فرزند در یک تماس تلفنی خلاصه میشود) ، شب بیداری ها و نوعی بی قراری همیشگی که در زندگی او جاریست همگی نشان از یک عمر هدر شده را دارند. از نگاه تام فورد سوزان به مانند اوباش( داستان خیالی) یک حیوان شبزی است! حیوانی که علاوه بر تباه نمودن عمر خود، دنیای همسر سابق را نیز به ورطه نابودی کشانده است. نگاه کنید به تشابه اعمال خباثت آمیز سوزان با اوباش داستان خیالی : هردو باعث نابودی و له شدن غرور و مردانگی ادوارد شده اند، هردو عشق و خانواده را از او گرفته اند. در این شرایط بهتر است بگوییم هردو او را کاملا از حیات ساقط نموده اند. ادوارد نیز با فرستادن کتاب خود نزد سوزان بنوعی در پی اثبات خود و بازسازی روح فرسوده خویش است .برای نویسنده ای مستعد هیچ چیز وخیم تر و دردناک تر از نادیده گرفته شدن نیست . پس او تلاش میکند تا خود را احیا کند و زندگی را از سر گیرد.
سوزان نماینده قشری از جامعه است که خود نیز نمیداند چه میخواهد و هدفش چیست. رابطه اش با محیط و انسانهای پیرامون چگونه تعریف میشود و کجا معادلات این جهان قرار گرفته است، سوزان زمانی که شیفته همسر اول میشود گویا میخواهد از زندگی تجملی فاصله گرفته و متفاوت از مادرش باشد ،اما در ادامه کم آورده و برای رسیدن به همان فضا اشرافی تلاش میکند!
در نهایت سرگشتگی و افسردگی همچون خوره روحش را میخورند.
تام فورد اصولا در این اثر نگاه عجیب و متفاوتی به مقوله هنر نیز دارد، اگر در تعریف عامیانه هنر وسیله ای است برای سازندگی و پالایش روح خالق آن و تاثیر گذاری بر قلب و روح مخاطب، در این اثر هنر وسیله ای میشود برای آزار دیگران! به عنوان مثال تیتراژ اثر را به یادآورید که در آن شاهد نماهایی تمام قد از بانوانی زشت به لحاظ ظاهری هستیم که در مقابل پرده بزرگ قرمز رنگی مشغول رقص هستند. طبیعتا مخاطب از چنین نماهایی انتظار حضور زنانی زیبارو وخوش اندام را دارد، اما در قاب شاهد زنانی درشت اندام و غیر عادی هستیم که مشغول فعالیت هستند. در انتها نیز نماهای تمام قد به نماهایی بسته از چهره رقاصه ها دیزالو شده تا مخاطب از همان ابتدا آگاه باشد کارکرد عنصر هنر در این فیلم متفاوت نسبت به دیگر آثار سینمایی است .
تام فورد به شکل کاملا آگاهانه و زیرکانه ای به تضاد معنا داری میان فرم بصری خود با لایه های ذهنی شخصیتهای فیلم میرسد، بدان معنی که هرچقدر حیوانات شبگرد فیلمی است درباب خفقان و نکبت آوار شده بر سر شخصیتهای داخل خود ،در امر تصویری و هر آنچه جلو لنز دوربین در جریان است شاهد چیدمانی پرزرق و برق و چشمنواز هستیم، به عنوان مثال در پیرنگ مربوط به زمان حال : نگاه کنید به نماهای مربوط به محل سکونت یا کار شخصیت سوزان که چگونه ماشین شخصی او، موقعیت خانه (نمای معرف ابتدایی از خانه شخصی که بالاتر بودن خانه را نسبت به دیگر ساختمانهای شهر تفهیم میکند ) طراحی و دکوراسیون داخلی خانه و دفتر، (همچون تابلوهای نقاشی بزرگ و مجسمه های تزئینی) ، نوع پوشش شیک ، غلظت مواد آرایشی چهره و مجلل بودن مهمانی ها و... چشمنواز و گرم پیش چشم مخاطب قرار میگیرند.
در پیرنگ مربوط به داستان خیالی ادوارد نیز بر زیبایی و چشمنوازی نماها تاکید میشود، همچون نماهایی لانگ شات از بیابان که در آنها شاهد حضور رنگهایی همچون زرد، آبی ، بنفش در آسمان عظیم هستیم یا حضور رنگ قرمز در بحث نور پردازی ، که طبیعتا ذهن مخاطب را آماده شرایط بحرانی و ملتهب میکند.
حیوانات شبگرد همانطور که در ابتدا نیز اشاره شد شامل سه پیرنگ میشود ، اما پرداخت کم و سطحی به بخش خاطرات زندگی ( مدت زمان اندک ) سوزان و ادوارد موجب میشود چرایی و چگونگی جدایی آنچنان باور پذیر نباشد ، همچنین نوع ورود همسر جدید به زندگی سوزان که آنهم با کمترین مقدمه چینی پرداخت میشود(نگاهی خیره و لذت جویانه از سمت مرد و یک نگاه متقابل از طرف سوزان و دیگر هیچ)
در نتیجه
Nocturnal Animals
(یادداشتی در مورد حیوانات شبگرد)
درونمایه فیلم (حیوانات شبگرد) ساخته (تام فورد) حول محور تنهایی، عذاب وجدان و حسرتهای زندگی انسان امروزی است.فیلم با پرداختن به سه پیرنگ به شکلی موازی موفق میشود همواره تعلیق را دراثر جاری کرده و با رفت و برگشت مدام میان این سه پیرنگ، مخاطب را تا واپسین دقایق مشتاق نگاه میدارد. حیوانات شبگرد از خیانت و بی ثباتی و مرگ روح میگوید، سوزان (ایمی آدامز) بعنوان یکی از شخصیتهای اصلی بنوعی در تباهی خود و شریک سابق زندگیش (ادوارد/ جیک جیلنهال) مقصر است. او با انتخابی اشتباه و ازدواجی از سر لجبازی با خانواده سبب رخداد حوادثی شوم میشود و طبیعتا تاوان نیز میدهد. تام فورد از همان ابتدا تاکید میکند زندگی برای سوزان بی روح و بی معنا و پوچ است. از نارضایتی وکلافگی از موقعیت شغلی گرفته تا رابطه سرد با (همسر کنونی) تا عدم حضورمعنادار یک فرزند در خانواده(حضور فرزند در یک تماس تلفنی خلاصه میشود) ، شب بیداری ها و نوعی بی قراری همیشگی که در زندگی او جاریست همگی نشان از یک عمر هدر شده را دارند. از نگاه تام فورد سوزان به مانند اوباش( داستان خیالی) یک حیوان شبزی است! حیوانی که علاوه بر تباه نمودن عمر خود، دنیای همسر سابق را نیز به ورطه نابودی کشانده است. نگاه کنید به تشابه اعمال خباثت آمیز سوزان با اوباش داستان خیالی : هردو باعث نابودی و له شدن غرور و مردانگی ادوارد شده اند، هردو عشق و خانواده را از او گرفته اند. در این شرایط بهتر است بگوییم هردو او را کاملا از حیات ساقط نموده اند. ادوارد نیز با فرستادن کتاب خود نزد سوزان بنوعی در پی اثبات خود و بازسازی روح فرسوده خویش است .برای نویسنده ای مستعد هیچ چیز وخیم تر و دردناک تر از نادیده گرفته شدن نیست . پس او تلاش میکند تا خود را احیا کند و زندگی را از سر گیرد.
سوزان نماینده قشری از جامعه است که خود نیز نمیداند چه میخواهد و هدفش چیست. رابطه اش با محیط و انسانهای پیرامون چگونه تعریف میشود و کجا معادلات این جهان قرار گرفته است، سوزان زمانی که شیفته همسر اول میشود گویا میخواهد از زندگی تجملی فاصله گرفته و متفاوت از مادرش باشد ،اما در ادامه کم آورده و برای رسیدن به همان فضا اشرافی تلاش میکند!
در نهایت سرگشتگی و افسردگی همچون خوره روحش را میخورند.
تام فورد اصولا در این اثر نگاه عجیب و متفاوتی به مقوله هنر نیز دارد، اگر در تعریف عامیانه هنر وسیله ای است برای سازندگی و پالایش روح خالق آن و تاثیر گذاری بر قلب و روح مخاطب، در این اثر هنر وسیله ای میشود برای آزار دیگران! به عنوان مثال تیتراژ اثر را به یادآورید که در آن شاهد نماهایی تمام قد از بانوانی زشت به لحاظ ظاهری هستیم که در مقابل پرده بزرگ قرمز رنگی مشغول رقص هستند. طبیعتا مخاطب از چنین نماهایی انتظار حضور زنانی زیبارو وخوش اندام را دارد، اما در قاب شاهد زنانی درشت اندام و غیر عادی هستیم که مشغول فعالیت هستند. در انتها نیز نماهای تمام قد به نماهایی بسته از چهره رقاصه ها دیزالو شده تا مخاطب از همان ابتدا آگاه باشد کارکرد عنصر هنر در این فیلم متفاوت نسبت به دیگر آثار سینمایی است .
تام فورد به شکل کاملا آگاهانه و زیرکانه ای به تضاد معنا داری میان فرم بصری خود با لایه های ذهنی شخصیتهای فیلم میرسد، بدان معنی که هرچقدر حیوانات شبگرد فیلمی است درباب خفقان و نکبت آوار شده بر سر شخصیتهای داخل خود ،در امر تصویری و هر آنچه جلو لنز دوربین در جریان است شاهد چیدمانی پرزرق و برق و چشمنواز هستیم، به عنوان مثال در پیرنگ مربوط به زمان حال : نگاه کنید به نماهای مربوط به محل سکونت یا کار شخصیت سوزان که چگونه ماشین شخصی او، موقعیت خانه (نمای معرف ابتدایی از خانه شخصی که بالاتر بودن خانه را نسبت به دیگر ساختمانهای شهر تفهیم میکند ) طراحی و دکوراسیون داخلی خانه و دفتر، (همچون تابلوهای نقاشی بزرگ و مجسمه های تزئینی) ، نوع پوشش شیک ، غلظت مواد آرایشی چهره و مجلل بودن مهمانی ها و... چشمنواز و گرم پیش چشم مخاطب قرار میگیرند.
در پیرنگ مربوط به داستان خیالی ادوارد نیز بر زیبایی و چشمنوازی نماها تاکید میشود، همچون نماهایی لانگ شات از بیابان که در آنها شاهد حضور رنگهایی همچون زرد، آبی ، بنفش در آسمان عظیم هستیم یا حضور رنگ قرمز در بحث نور پردازی ، که طبیعتا ذهن مخاطب را آماده شرایط بحرانی و ملتهب میکند.
حیوانات شبگرد همانطور که در ابتدا نیز اشاره شد شامل سه پیرنگ میشود ، اما پرداخت کم و سطحی به بخش خاطرات زندگی ( مدت زمان اندک ) سوزان و ادوارد موجب میشود چرایی و چگونگی جدایی آنچنان باور پذیر نباشد ، همچنین نوع ورود همسر جدید به زندگی سوزان که آنهم با کمترین مقدمه چینی پرداخت میشود(نگاهی خیره و لذت جویانه از سمت مرد و یک نگاه متقابل از طرف سوزان و دیگر هیچ)
در نتیجه
حیوانات شبگرد از رسیدن به جایگاه فیلمی تمام عیار و درجه یک باز میماند، هرچند پرداخت کافی به دو پیرنگ دیگر و همچنین وجه بصری کار ،از حیوانات شبگرد اثری ساخته اند سرگرم کننده و پر تعلیق که نمیتوان از دیدن آن چشم پوشی کرد .
امتیاز : ۸
@NaghdeFilmoSerial
امید سلیمی
#نقد_فیلم
امتیاز : ۸
@NaghdeFilmoSerial
امید سلیمی
#نقد_فیلم
Forwarded from 🎞نقد فیلم و سریال🎞 (alireza ripper)
#معرفی_سریال
نام سریال : power
تعداد فصل : ۵
ژانر: جنایی
شبکه: starz
وضعیت پخش : در حال پخش
imdb: 8.2
@NaghdeFilmoSerial
نام سریال : power
تعداد فصل : ۵
ژانر: جنایی
شبکه: starz
وضعیت پخش : در حال پخش
imdb: 8.2
@NaghdeFilmoSerial
Forwarded from 🎞نقد فیلم و سریال🎞 (alireza ripper)
سریال power از سریال های خوب و کمتر شناخته شده ی در حال پخش.
داستان سریال درباره تاجر ماجراجویی به نام James St. Patrick ملقب به “Ghost” است که زندگی دوگانه ای را تجربه می کند. تصویر نخست و ظاهری زندگی او چهره تاجر موفق و جاه طلبی است که علاوه بر خانه ای مجلل مالک یکی ازپررفت و آمدترین و موفق ترین مکان در نیویورک به نام TRUTH می باشد.امااین کلوب شبانه در اصل پوششی برای پول شویی برای تجارت اصلی وی یعنی قاچاق و توزیع مواد مخدر میباشد، تجارت قانونی و غیر قانونی گوست خوب پیش میرود اماچالش واقعی ماجرا هنگامی آغاز می شود که او بنا به دلایلی تصمیم به خروج از تجارت مواد مخدر می گیرد اما انجام این کار امر آسانی نیست…
سریال روایتگر گانگستر های مدرن است ، بررسی موشکافانه ی تجارت مواد مخدر در دنیای مدرن و همچنین ارتباط بخش های توزیع گسترده و محدود در این سریال به خوبی به نمایش در می آید ، زندگی کاری و شخصی شخصیت ها بدون هیچ ملاحضه ای به نمایش در می آید (از خشونت و جنایت تا سکس و خیانت و مواد مخدر در این سریال به وفور یافت میشود. )
این سریال بیشتر بر روی شخصیت پردازی استوار است تا اکشن و خشونت ، جنبه های روان شناختی و تاثیر پذیری مستقیم و غیر مستقیم فرزندان از گذشته ی والدین به خوبی در این سریال به نمایش گذاشته میشود. همچین روند درام سریال به طور هوشمندانه ای پیش میرود و بعضی اتفاقات تراژیک سریال مانند شوک بر مخاطب وارد میشود .
فساد در پلیس ، ارتباط جهان گانگستر ها و خلاف کار ها ، روابط عاطفی و خانوادگی در این سریال به هوشمندی به نمایش در می آید ، برای مثال تغییرات نسل ها جنایت کاران و تفاوت های دیدگاهی و فکری آن ها و یا تفاوت های گروه های مختلف دخیل در تجارت مواد مخدر ، از بی رحم ترین قاتلان تا کودکان بی سرپرستی که رهبری و سرپرستی آن ها با یک کشیش کلیساست.
شخصیت پردازی این سریال از بهترین ویژگی های آن است و جذابیت اصلی سریال و وزنه ی تعادل آن به حساب می آید.
این سریال یکی از بهترین سریال های گانگستری تاریخ تلوزیون است و شاید بهترین سریال گانگستری در حال پخش (بالاتر از امثال peaky blinders )
نقش آفرینی خوب بازیگران به خصوص سه شخصیت اصلی مرد (گوست ، تامی،کنان) ، تدوین متناسب، فیلم نامه ی قوی ، موسیقی متن جذاب و .... از دیگر ویژگی های خوب این سریال است.
خلاصه این که از دیدنش پشیمون نمیشدید.
داستان سریال درباره تاجر ماجراجویی به نام James St. Patrick ملقب به “Ghost” است که زندگی دوگانه ای را تجربه می کند. تصویر نخست و ظاهری زندگی او چهره تاجر موفق و جاه طلبی است که علاوه بر خانه ای مجلل مالک یکی ازپررفت و آمدترین و موفق ترین مکان در نیویورک به نام TRUTH می باشد.امااین کلوب شبانه در اصل پوششی برای پول شویی برای تجارت اصلی وی یعنی قاچاق و توزیع مواد مخدر میباشد، تجارت قانونی و غیر قانونی گوست خوب پیش میرود اماچالش واقعی ماجرا هنگامی آغاز می شود که او بنا به دلایلی تصمیم به خروج از تجارت مواد مخدر می گیرد اما انجام این کار امر آسانی نیست…
سریال روایتگر گانگستر های مدرن است ، بررسی موشکافانه ی تجارت مواد مخدر در دنیای مدرن و همچنین ارتباط بخش های توزیع گسترده و محدود در این سریال به خوبی به نمایش در می آید ، زندگی کاری و شخصی شخصیت ها بدون هیچ ملاحضه ای به نمایش در می آید (از خشونت و جنایت تا سکس و خیانت و مواد مخدر در این سریال به وفور یافت میشود. )
این سریال بیشتر بر روی شخصیت پردازی استوار است تا اکشن و خشونت ، جنبه های روان شناختی و تاثیر پذیری مستقیم و غیر مستقیم فرزندان از گذشته ی والدین به خوبی در این سریال به نمایش گذاشته میشود. همچین روند درام سریال به طور هوشمندانه ای پیش میرود و بعضی اتفاقات تراژیک سریال مانند شوک بر مخاطب وارد میشود .
فساد در پلیس ، ارتباط جهان گانگستر ها و خلاف کار ها ، روابط عاطفی و خانوادگی در این سریال به هوشمندی به نمایش در می آید ، برای مثال تغییرات نسل ها جنایت کاران و تفاوت های دیدگاهی و فکری آن ها و یا تفاوت های گروه های مختلف دخیل در تجارت مواد مخدر ، از بی رحم ترین قاتلان تا کودکان بی سرپرستی که رهبری و سرپرستی آن ها با یک کشیش کلیساست.
شخصیت پردازی این سریال از بهترین ویژگی های آن است و جذابیت اصلی سریال و وزنه ی تعادل آن به حساب می آید.
این سریال یکی از بهترین سریال های گانگستری تاریخ تلوزیون است و شاید بهترین سریال گانگستری در حال پخش (بالاتر از امثال peaky blinders )
نقش آفرینی خوب بازیگران به خصوص سه شخصیت اصلی مرد (گوست ، تامی،کنان) ، تدوین متناسب، فیلم نامه ی قوی ، موسیقی متن جذاب و .... از دیگر ویژگی های خوب این سریال است.
خلاصه این که از دیدنش پشیمون نمیشدید.
🎞نقد فیلم و سریال🎞
#معرفی_سریال نام سریال : power تعداد فصل : ۵ ژانر: جنایی شبکه: starz وضعیت پخش : در حال پخش imdb: 8.2 @NaghdeFilmoSerial
امروز فصل ۶ (آخر) رو تموم کردم و به شدت پیشنهاد میشه
تمام مصائب زمین:
The LightHouse
(بخشی از نقد دارای اسپویل است)
برای آنکه بدانید در فانوس دریایی با چه نوع فیلمی طرفیم متن را با تشریح یکی از بهترین نماهای اثر آغاز میکنیم : نمایی دو نفره از توماس ویک ( دفو) وتوماس هاوارد (رابرت پتینسون) که هردو زیر میز پناه گرفته اند، در حالتی مست و خندان! . تبری فرو رفته بر سطح میز را هم در قاب داریم (تبری که حاصل از جدال قبلی آنهاست و گویی بر سر آنها آوار گشته است) همزمان صدا طوفان و غرش آسمان به گوش میرسد ، مخاطب طبیعتا در چنین میزانسنی انتظار تلاشی از سمت آنها دارد تا وضعیت را تغییر دهند، اما آنها به خنده ادامه داده تا در نهایت نما با برخورد موجی سنگین به اتاق پایان یافته و بدین ترتیب
اوج استیصال و فلاکت و جنون دو شخصیت در همین نما آشکار میشود .
شاکله فانوس دریایی نیز دقیقا همینگونه است : هولناک و جنون آمیز .
فانوس دریایی به عنوان دومین ساخته رابرت اگرز فیلمی است که از انواع تکنیک های کارگردانی برای خلق اتمسفری مهیب بهره میبرد، اگرز به کمک اندازه قاب، تغییر زاویه و حرکت دوربین و بازی با نور و سایه تصویری، از فانوس دریایی اثری تماشایی میسازد.
اگرز به منظور آشنایی مخاطب با موقعیت مکانی اثر، با نماهایی لانگ (نماهایی از جزیره که تعداد ساختمانها و موقعیت قرار گیری آنها نسبت به یکدیگر در قاب نقش میبندند ، ویا نماهایی از امواج خروشان دریا که خفقان حاکم بر فیلم را القا میکنند) و بعضا اکستریم لانگ(نمایی که جزیره و نور فانوس دریایی در میان وسعت دریا همچون جسمی کوچک و ناچیز به تصویر کشیده میشود) ، کار خود را پیش میبرد.
نگاه کنید به المان تغییر زاویه دوربین که چگونه بنا به شرایط مختلف داستان متفاوت ظاهر میشوند: اگرز در نماهایی که شرایط حاکم بین دو شخصیت اصلی در موضع مساوی و یکسان قرار دارد، زاویه عادی یا همسطح چشم مخاطب را برمیگزیند (همچون سکانسهای گپ زدن و غذا خوردن سرمیز) ، اما در طرف مقابل هنگامی که (ویک) در موضع قدرت و برتری قرار دارد ،دوربین او را از زاویه پایین شکار میکند (نمایی که دفو با دستان خود طناب متصل به پتینسون را نگه داشته و خود را خدا معرفی میکند) و یا در پرده آخر که به نوعی جای ظالم و مظلوم عوض شده و هاوارد دست بالا را دارد و در پی گرفتن حق خویش است، دوربین از زاویه بالا ویک را به تصویر میکشد تا ضعف و شکست او القا گردند.
یا در بحث حرکت دوربین نگاه کنید چگونه اگرز در دکوپاژ خود از کات زدن های پیاپی و ناگهانی اجتناب کرده و در عوض با حرکت دوربین بر اهمیت سوژه در قاب تاکید میکند: همچون نمایی که دوربین به منظور القا فاصله میان ویک و هاوارد ، خود را از طبقه همکف فانوس بالا کشیده و به مرور به سمت اتاق فوقانی حرکت میکند، طی این حرکت چشم مخاطب هم با عظمت محیط فانوس آشنا میشود و هم به شکلی عینی متوجه فاصله دو شخصیت و جایگاه آنها میشود .
مثال دیگر از حرکت دوربین زمانی است که دوربین نمایی از دسته مرغان دریایی میگیرد، با حرکت به سمت راست ،ساختمان فانوس در قاب نقش بسته و دوربین با حرکت به سمت بالا به وسیله تشخیص جهت باد میرسد .از آنجا که هدف از این نما ،نمایش تغییر جهت باد است حرکت دوربین در همین راستا به کار برده میشود.
نمایی که دوربین در ابتدا از زاویه بالا هاوارد را به تصویر میکشد و با نزدیک شدن به سوژه، نمایی بسته از چهره او را میگیرد را به یاد آورید: در این نما بوسیله بازی با نور و سایه (هردو مربوط به چرخش چراغ فانوس) وجهی مرموز و رویا گونه به نما داده شده، چهره شکاک هاوارد که به لنز دوربین زل زده است نیز به چنین حسی دامن میزند.
یا نمایی دونفره که در آن ویک به حالت نیمرخ درقاب حاضر است و درتاریکی مطلق فرو رفته است، درمقابل هاوارد به کمک نورپردازی در روشنایی قرار گرفته است
در فانوس دریایی شاهد جولان انواع و اقسام مختلف از گناه هستیم : غرور،تنبلی، حسادت، شهوت ،خشم و... همگی در فانوس دریایی در قالب روح پلید شخصیتها متبلور میشوند، اگرز همچون ساخته قبلی خود(ساحره) انسانهایی را جدا از اجتماع قرار میدهد تا اهریمن بر آنها نفوذ کند، و بازهم وجود حیواناتی شوم و بر هم زننده آرامش ، تعلیق را به دو سطح درونی. بیرونی تقسیم میکنند، فانوس دریایی فیلم شرح موقعیت است، بدان معنی که مسیر فیلمنامه بیشتر از آنکه در طول حرکت کند، در عرض مانور میدهد، به همین دلیل فانوس دریایی بیشتر از آنکه فیلمی باشد با داستانی پر رنگ و قابل تعریف که پیشروی پیرنگ در آن نقش داشته باشد، به چنگ زدن به موقعیتهایی گاها مشابه با یکدیگر متوصل میشود، (هرچند دو نقطه عطف به موقع اثر را از حالتی تکراری خارج میکنند : مورد اول وقوع طوفان و نرسیدن کشتی ، مورد دوم پی بردن هاوارد به جعلی بودن دفتر گزارش کار ) موقعیتهایی که همگی در راستا قوس شخصیتها و وصال به جنون نهایی کارکرد دارند.
پس به همین دلیل در
The LightHouse
(بخشی از نقد دارای اسپویل است)
برای آنکه بدانید در فانوس دریایی با چه نوع فیلمی طرفیم متن را با تشریح یکی از بهترین نماهای اثر آغاز میکنیم : نمایی دو نفره از توماس ویک ( دفو) وتوماس هاوارد (رابرت پتینسون) که هردو زیر میز پناه گرفته اند، در حالتی مست و خندان! . تبری فرو رفته بر سطح میز را هم در قاب داریم (تبری که حاصل از جدال قبلی آنهاست و گویی بر سر آنها آوار گشته است) همزمان صدا طوفان و غرش آسمان به گوش میرسد ، مخاطب طبیعتا در چنین میزانسنی انتظار تلاشی از سمت آنها دارد تا وضعیت را تغییر دهند، اما آنها به خنده ادامه داده تا در نهایت نما با برخورد موجی سنگین به اتاق پایان یافته و بدین ترتیب
اوج استیصال و فلاکت و جنون دو شخصیت در همین نما آشکار میشود .
شاکله فانوس دریایی نیز دقیقا همینگونه است : هولناک و جنون آمیز .
فانوس دریایی به عنوان دومین ساخته رابرت اگرز فیلمی است که از انواع تکنیک های کارگردانی برای خلق اتمسفری مهیب بهره میبرد، اگرز به کمک اندازه قاب، تغییر زاویه و حرکت دوربین و بازی با نور و سایه تصویری، از فانوس دریایی اثری تماشایی میسازد.
اگرز به منظور آشنایی مخاطب با موقعیت مکانی اثر، با نماهایی لانگ (نماهایی از جزیره که تعداد ساختمانها و موقعیت قرار گیری آنها نسبت به یکدیگر در قاب نقش میبندند ، ویا نماهایی از امواج خروشان دریا که خفقان حاکم بر فیلم را القا میکنند) و بعضا اکستریم لانگ(نمایی که جزیره و نور فانوس دریایی در میان وسعت دریا همچون جسمی کوچک و ناچیز به تصویر کشیده میشود) ، کار خود را پیش میبرد.
نگاه کنید به المان تغییر زاویه دوربین که چگونه بنا به شرایط مختلف داستان متفاوت ظاهر میشوند: اگرز در نماهایی که شرایط حاکم بین دو شخصیت اصلی در موضع مساوی و یکسان قرار دارد، زاویه عادی یا همسطح چشم مخاطب را برمیگزیند (همچون سکانسهای گپ زدن و غذا خوردن سرمیز) ، اما در طرف مقابل هنگامی که (ویک) در موضع قدرت و برتری قرار دارد ،دوربین او را از زاویه پایین شکار میکند (نمایی که دفو با دستان خود طناب متصل به پتینسون را نگه داشته و خود را خدا معرفی میکند) و یا در پرده آخر که به نوعی جای ظالم و مظلوم عوض شده و هاوارد دست بالا را دارد و در پی گرفتن حق خویش است، دوربین از زاویه بالا ویک را به تصویر میکشد تا ضعف و شکست او القا گردند.
یا در بحث حرکت دوربین نگاه کنید چگونه اگرز در دکوپاژ خود از کات زدن های پیاپی و ناگهانی اجتناب کرده و در عوض با حرکت دوربین بر اهمیت سوژه در قاب تاکید میکند: همچون نمایی که دوربین به منظور القا فاصله میان ویک و هاوارد ، خود را از طبقه همکف فانوس بالا کشیده و به مرور به سمت اتاق فوقانی حرکت میکند، طی این حرکت چشم مخاطب هم با عظمت محیط فانوس آشنا میشود و هم به شکلی عینی متوجه فاصله دو شخصیت و جایگاه آنها میشود .
مثال دیگر از حرکت دوربین زمانی است که دوربین نمایی از دسته مرغان دریایی میگیرد، با حرکت به سمت راست ،ساختمان فانوس در قاب نقش بسته و دوربین با حرکت به سمت بالا به وسیله تشخیص جهت باد میرسد .از آنجا که هدف از این نما ،نمایش تغییر جهت باد است حرکت دوربین در همین راستا به کار برده میشود.
نمایی که دوربین در ابتدا از زاویه بالا هاوارد را به تصویر میکشد و با نزدیک شدن به سوژه، نمایی بسته از چهره او را میگیرد را به یاد آورید: در این نما بوسیله بازی با نور و سایه (هردو مربوط به چرخش چراغ فانوس) وجهی مرموز و رویا گونه به نما داده شده، چهره شکاک هاوارد که به لنز دوربین زل زده است نیز به چنین حسی دامن میزند.
یا نمایی دونفره که در آن ویک به حالت نیمرخ درقاب حاضر است و درتاریکی مطلق فرو رفته است، درمقابل هاوارد به کمک نورپردازی در روشنایی قرار گرفته است
در فانوس دریایی شاهد جولان انواع و اقسام مختلف از گناه هستیم : غرور،تنبلی، حسادت، شهوت ،خشم و... همگی در فانوس دریایی در قالب روح پلید شخصیتها متبلور میشوند، اگرز همچون ساخته قبلی خود(ساحره) انسانهایی را جدا از اجتماع قرار میدهد تا اهریمن بر آنها نفوذ کند، و بازهم وجود حیواناتی شوم و بر هم زننده آرامش ، تعلیق را به دو سطح درونی. بیرونی تقسیم میکنند، فانوس دریایی فیلم شرح موقعیت است، بدان معنی که مسیر فیلمنامه بیشتر از آنکه در طول حرکت کند، در عرض مانور میدهد، به همین دلیل فانوس دریایی بیشتر از آنکه فیلمی باشد با داستانی پر رنگ و قابل تعریف که پیشروی پیرنگ در آن نقش داشته باشد، به چنگ زدن به موقعیتهایی گاها مشابه با یکدیگر متوصل میشود، (هرچند دو نقطه عطف به موقع اثر را از حالتی تکراری خارج میکنند : مورد اول وقوع طوفان و نرسیدن کشتی ، مورد دوم پی بردن هاوارد به جعلی بودن دفتر گزارش کار ) موقعیتهایی که همگی در راستا قوس شخصیتها و وصال به جنون نهایی کارکرد دارند.
پس به همین دلیل در
فانوس دریایی شاهد سکانسهایی هستیم که به یکدیگر نزدیکند : اعمال زور از طرف ویک، کارهای روزانه هاوارد ، مرور خاطرات آنها در دیالوگ و....
فانوس دریایی همچون عمده آثار تولید شده در سیستم هالیوود، خود محوری انسان و قیام علیه قدرت را پیشنهاد میکند، انسان در این اثر میبایست به منظور رهایی و رستگاری بر ضد موضع قدرت شوریده و خود کنترل امور را بر عهده گیرد ، ویک خود را در حکم خدا میپندارد، نیازمند اطاعت زیر دست است و با وعده ارتقا درجه یا به اتمام رسیدن دوره سختی ، زیر دست خود را میفریبد .
در فانوس دریایی عقده های فروخفته جنسی (مجسمه پری دریایی یا حضور فیزیکی آن در رویا ) خشم ناشی از تحقیر و بی عدالتی ، ترس از تنهایی و احساس عدم امنیت ، عذاب وجدان گذشته و شاید از تمام آنها مهمتر ناامیدی از آینده شخصیتها را به سمت جنونی غیر قابل مهار میکشاند . رابطه میان ویک و هاوارد در چنین شرایطی با اتکا به احترام و انضباط کاری آغاز میشود، با احساسی صمیمانه و انسانی ادامه پیدا میکند و در نهایت با خشم و خون به پایان میرسد.
ویک تاریکی و افسار گسیختگی روح هاوارد را بیدار میکند، گویی او ماموری است نازل شده از دوزخ تا تباهی را برپا کند، جهنمی که در نهایت او رانیز به ورطه تباهی و مرگ کشانده و هاوارد را نیز به اوج قله شرارت سوق میدهد.
فانوس دریایی اما در پایان و نتیجه گیری نهایی دچار نقص میشود، پرت شدن هاوارد از اتاق فوقانی به پایین و جابه جایی جنازه به کنار ساحل چه معنایی دارد؟ بواقع چه نیرویی پس از رویارویی او با آن چراغ پرنور موجب چنین اعمالی شده اند؟ چراغ قدرت چنین کاری را دارد؟ خود شخص پریشان احوال کنترل بدن را از دست میدهد؟ ماهیت چراغ در این قسمت باعث شبهه میشود، عنصری فیزیکی و عینی است یا بلعکس ذهنی است و هرکس بنا به فکر خود برداشت متفاوتی خواهد داشت؟ (نمایی از فریاد کشیدن هاوارد در مقابل آنرا بیاد آورید که چگونه حجم نورهای تابیده شده بر چهره، به قاب وجهی رویایی بخشیده اند)
اگرز گویا تماما شیفته نمایش رابطه پر چالش شخصیتهای خود شده و پایان داستان را آنچنان مهم تلقی نکرده است، پایانی مبهم که مخاطب را دچار یک دوگانگی آزار دهنده میکند: چراغ درخشانی که در طول فیلم موجب تبلور اعمال زشت و غیر انسانی از سمت ویک به هاوارد بود و شعله کینه جویی و خشم را میان این دو برافروخت یک عنصر مستقل و قابل بررسی است یا صرفا ساخته ذهن پریشان و هذیانی شخصیتهای فیلم؟
هرچه باشد تمام فراز و فرودهای داستانی از آن سرچشمه گرفت اما در پایان کار هویتش آشکار نشد !
امتیاز : ۷.۵
@NaghdeFilmoSerial
امید سلیمی
#نقد_فیلم
فانوس دریایی همچون عمده آثار تولید شده در سیستم هالیوود، خود محوری انسان و قیام علیه قدرت را پیشنهاد میکند، انسان در این اثر میبایست به منظور رهایی و رستگاری بر ضد موضع قدرت شوریده و خود کنترل امور را بر عهده گیرد ، ویک خود را در حکم خدا میپندارد، نیازمند اطاعت زیر دست است و با وعده ارتقا درجه یا به اتمام رسیدن دوره سختی ، زیر دست خود را میفریبد .
در فانوس دریایی عقده های فروخفته جنسی (مجسمه پری دریایی یا حضور فیزیکی آن در رویا ) خشم ناشی از تحقیر و بی عدالتی ، ترس از تنهایی و احساس عدم امنیت ، عذاب وجدان گذشته و شاید از تمام آنها مهمتر ناامیدی از آینده شخصیتها را به سمت جنونی غیر قابل مهار میکشاند . رابطه میان ویک و هاوارد در چنین شرایطی با اتکا به احترام و انضباط کاری آغاز میشود، با احساسی صمیمانه و انسانی ادامه پیدا میکند و در نهایت با خشم و خون به پایان میرسد.
ویک تاریکی و افسار گسیختگی روح هاوارد را بیدار میکند، گویی او ماموری است نازل شده از دوزخ تا تباهی را برپا کند، جهنمی که در نهایت او رانیز به ورطه تباهی و مرگ کشانده و هاوارد را نیز به اوج قله شرارت سوق میدهد.
فانوس دریایی اما در پایان و نتیجه گیری نهایی دچار نقص میشود، پرت شدن هاوارد از اتاق فوقانی به پایین و جابه جایی جنازه به کنار ساحل چه معنایی دارد؟ بواقع چه نیرویی پس از رویارویی او با آن چراغ پرنور موجب چنین اعمالی شده اند؟ چراغ قدرت چنین کاری را دارد؟ خود شخص پریشان احوال کنترل بدن را از دست میدهد؟ ماهیت چراغ در این قسمت باعث شبهه میشود، عنصری فیزیکی و عینی است یا بلعکس ذهنی است و هرکس بنا به فکر خود برداشت متفاوتی خواهد داشت؟ (نمایی از فریاد کشیدن هاوارد در مقابل آنرا بیاد آورید که چگونه حجم نورهای تابیده شده بر چهره، به قاب وجهی رویایی بخشیده اند)
اگرز گویا تماما شیفته نمایش رابطه پر چالش شخصیتهای خود شده و پایان داستان را آنچنان مهم تلقی نکرده است، پایانی مبهم که مخاطب را دچار یک دوگانگی آزار دهنده میکند: چراغ درخشانی که در طول فیلم موجب تبلور اعمال زشت و غیر انسانی از سمت ویک به هاوارد بود و شعله کینه جویی و خشم را میان این دو برافروخت یک عنصر مستقل و قابل بررسی است یا صرفا ساخته ذهن پریشان و هذیانی شخصیتهای فیلم؟
هرچه باشد تمام فراز و فرودهای داستانی از آن سرچشمه گرفت اما در پایان کار هویتش آشکار نشد !
امتیاز : ۷.۵
@NaghdeFilmoSerial
امید سلیمی
#نقد_فیلم
Forwarded from Cinema Tweet
Spies in Disguise 2019
انیمیشن خیلی خوبی بود که جا داشت بیشتر در موردش میشنیدیم امسال. کمدی اکشنی که تو ژانر موفق بود به شدت، هم کمدی خوبی بود هم اکشن خوبی بود؛ حداقل از اکشن های سینمایی که من تو دهه اخیر میلادی دیدم بهتر بود. هم تو قصه و فیلمنامه هم تو ساخت.
با قابلیت تبدیل شدن به دنباله داری چند قسمتی شاید حتی درحد جیمز باند!؟!؟
" abp.feron "
🎬 @Cinema_twitt
انیمیشن خیلی خوبی بود که جا داشت بیشتر در موردش میشنیدیم امسال. کمدی اکشنی که تو ژانر موفق بود به شدت، هم کمدی خوبی بود هم اکشن خوبی بود؛ حداقل از اکشن های سینمایی که من تو دهه اخیر میلادی دیدم بهتر بود. هم تو قصه و فیلمنامه هم تو ساخت.
با قابلیت تبدیل شدن به دنباله داری چند قسمتی شاید حتی درحد جیمز باند!؟!؟
" abp.feron "
🎬 @Cinema_twitt
Cinema Tweet
Spies in Disguise 2019 انیمیشن خیلی خوبی بود که جا داشت بیشتر در موردش میشنیدیم امسال. کمدی اکشنی که تو ژانر موفق بود به شدت، هم کمدی خوبی بود هم اکشن خوبی بود؛ حداقل از اکشن های سینمایی که من تو دهه اخیر میلادی دیدم بهتر بود. هم تو قصه و فیلمنامه هم تو ساخت.…
دیدنش رو از دست ندید عالی بود با صدا پیشگی ویل اسمیت و تام هالند
دوستانی که از سانسور ناراحتن خوب از سایت هایی که سانسور می کنن دانلود نکنن
علاوه بر سایت هایی اشتراکی مثل 30nema , warez,
day movie (night movie سابق)
و ... که آرشیو قوی دارن
سایت هایی مثل hiva.site که تاینی موویز سابق و یا bia2movie (که هیوا هم داره ازش واسه تکمیل آرشیو استفاده می کنه) هستن که رایگان هستن و سرعت خوبی دارن و آرشیوشون هم نسبتا خوب و دارن تکمیل می کنن (من هم پیشنهاد می کنم هر چه سریع تر فیلم و سریال های مورد نظرتون رو دانلود کنید چون ممکن بعد تکمیل آرشیو پولی بشن) و دوبله های دوزبانه ی بدون سانسور هم دارن
سایت هایی مثل mr movie و digimoviez هم فیلم و سریال های جدید و در حال پخش رو دارن و بعضی از قدیمی ها رو
خلاصه از این سایت ها می تونید بدون سانسور دانلود کنید و استفاده کنید و گور بابای سانسور کننده ها
نمونه ی تنوع کیفیت سریال ترکیه ای عثمان در سایت hiva رو مشاهده می کنید که حتی واسه کیفیت ۴۸۰ هم x265 داره
alireza ripper
علاوه بر سایت هایی اشتراکی مثل 30nema , warez,
day movie (night movie سابق)
و ... که آرشیو قوی دارن
سایت هایی مثل hiva.site که تاینی موویز سابق و یا bia2movie (که هیوا هم داره ازش واسه تکمیل آرشیو استفاده می کنه) هستن که رایگان هستن و سرعت خوبی دارن و آرشیوشون هم نسبتا خوب و دارن تکمیل می کنن (من هم پیشنهاد می کنم هر چه سریع تر فیلم و سریال های مورد نظرتون رو دانلود کنید چون ممکن بعد تکمیل آرشیو پولی بشن) و دوبله های دوزبانه ی بدون سانسور هم دارن
سایت هایی مثل mr movie و digimoviez هم فیلم و سریال های جدید و در حال پخش رو دارن و بعضی از قدیمی ها رو
خلاصه از این سایت ها می تونید بدون سانسور دانلود کنید و استفاده کنید و گور بابای سانسور کننده ها
نمونه ی تنوع کیفیت سریال ترکیه ای عثمان در سایت hiva رو مشاهده می کنید که حتی واسه کیفیت ۴۸۰ هم x265 داره
alireza ripper
#پیشنهاد_سریال
سریال های برتر از نظر خودم از سریال هایی که دیدم
لیست به ترتیب برتر بودن و ... نیست.
سریال هایی که به شدت توصیه میکنم به ترتیب حروف الفبا
11.22.63 . animal kingdom . attack on titan . avatar last air bender . banshee . band of brothers . better call sual . black sails .blue planet 1,2 (مستند) .breaking bad . batman the animated series .chernobyl. crown . dexter . entourage . fargo. freaks and geeks . friends . game of thrones . grand tour . gravity falls .hell on wheels . history of world (مستند) . house . house of cards . last kingdom . mad men . mandalorian .mind hunter . narcos( Colombia و Mexico) . over the garden wall. our planet (مستند) .peaky blinders . planet dinosaur (مستند). planet earth1,2 (مستند ) . power . prison break . rick and morty . rise of empire ottoman (مستند) . rome . Seinfeld . shameless . sharp object . Sherlock . sons of anarchy . Spartacus . spy . sopranos . strike back . true detective . Vikings . watchmen. walking with prehistoric beasts (مستند). weeds . west World . wire. world at war (مستند). witcher.
سریال های برتر از نظر خودم از سریال هایی که دیدم
لیست به ترتیب برتر بودن و ... نیست.
سریال هایی که به شدت توصیه میکنم به ترتیب حروف الفبا
11.22.63 . animal kingdom . attack on titan . avatar last air bender . banshee . band of brothers . better call sual . black sails .blue planet 1,2 (مستند) .breaking bad . batman the animated series .chernobyl. crown . dexter . entourage . fargo. freaks and geeks . friends . game of thrones . grand tour . gravity falls .hell on wheels . history of world (مستند) . house . house of cards . last kingdom . mad men . mandalorian .mind hunter . narcos( Colombia و Mexico) . over the garden wall. our planet (مستند) .peaky blinders . planet dinosaur (مستند). planet earth1,2 (مستند ) . power . prison break . rick and morty . rise of empire ottoman (مستند) . rome . Seinfeld . shameless . sharp object . Sherlock . sons of anarchy . Spartacus . spy . sopranos . strike back . true detective . Vikings . watchmen. walking with prehistoric beasts (مستند). weeds . west World . wire. world at war (مستند). witcher.
#پیشنهاد_سریال
#نقد_سریال
به نام خدا
the spy 2019 mini serie
کارگردان: گیدئون راف
نویسنده : مکس پری، گیدئون راف
بازیگران: ساشا بارون کوهن ، هدر راتزون روتم ، یائل ایتن ، نوا آمریک و ...
ژانر: تاریخی ، جاسوسی
جاسوسی که اهل اسرائیل بود
مقدمه : این مینیسریال، داستان زندگی واقعی الی کوهن، جاسوس موساد را بازگو میکند. داستان به سالهای پیش از درگیری اسرائیل و سوریه در ۱۹۶۷ میلادی بازمیگردد. الی کوهن تحت پوشش «کامل امین ثابت» بازرگان اهل سوریه در حوزهٔ حمل و نقل دریایی از طریق آرژانتین به سوریه میرود و کمکم با استفاده از روابط شخصی و آشنایانی که پیدا میکند، به دولت سوریه وارد میشود و تا سمت مشاور حافظ اسد، رئیسجمهور فقید سوریه پیش رفت.
وقتی نام ساشا بارون کوهن به گوش مخاطب می خورد فیلم های کمدی مانند دیکتاتور و بورارت در ذهن مخاطب تداعی میشود و شخصیتی هایی مانند ژنرال علاالدین که یاد آور دیکتاتور معروف لیبی معمر قذافی بود که کوهن به جذاب ترین و باور پذیرترین شکل ممکن شخصیت دیکتاتور را خلق کرده بود این بار هم نقش آفرینی عالی داشته هرچند در فضا و شخصیتی کاملا متفاوت.
اگر از این سریال جاسوسی توقع جمیز باند بازی و اکشن و مسخره بازی های رایج و دروغین فیلم های جاسوسی سینما رو دارید طرف این سریال ندید اما اگه به تاریخ و سیاست و جنگ و از همه مهمتر به داستان جاسوسی واقعی علاقه دارید به هیچ وجه دیدن این سریال رو از دست ندید.
الی کوهن را می توان معروف ترین جاسوس خاورمیانه و حتی جهان خواند، جاسوسی که با نفوذ به بالاترین سمت های قدرت در سوریه و حتی کمک به دیکتاتور سابق سوریه حافظ اسد (پدر همین بشار اسد جنایت کار) برای کودتا و به دست گرفتن قدرت در سوریه توانست در طول ۶ سال جاسوسی چنان ضربه ای به سوریه و محور ارتجاعی - ناسیونالیستی اعراب (مصر ناصری- سوریه ی اسدی ، اردن و ...) وارد کند که اسرائیل به کمک اطلاعات و خراب کاری های امثال کوهن در سوریه و مصر و اراده ی سربازان و لیاقت فرماندهان جنگ ۶ روزه را که با برتری کمی و کیفی اعراب همراه بود به راحتی پیروز شود.
با بررسی این سریال همراه ما باشید.
@NaghdeFilmoSerial
#نقد_سریال
به نام خدا
the spy 2019 mini serie
کارگردان: گیدئون راف
نویسنده : مکس پری، گیدئون راف
بازیگران: ساشا بارون کوهن ، هدر راتزون روتم ، یائل ایتن ، نوا آمریک و ...
ژانر: تاریخی ، جاسوسی
جاسوسی که اهل اسرائیل بود
مقدمه : این مینیسریال، داستان زندگی واقعی الی کوهن، جاسوس موساد را بازگو میکند. داستان به سالهای پیش از درگیری اسرائیل و سوریه در ۱۹۶۷ میلادی بازمیگردد. الی کوهن تحت پوشش «کامل امین ثابت» بازرگان اهل سوریه در حوزهٔ حمل و نقل دریایی از طریق آرژانتین به سوریه میرود و کمکم با استفاده از روابط شخصی و آشنایانی که پیدا میکند، به دولت سوریه وارد میشود و تا سمت مشاور حافظ اسد، رئیسجمهور فقید سوریه پیش رفت.
وقتی نام ساشا بارون کوهن به گوش مخاطب می خورد فیلم های کمدی مانند دیکتاتور و بورارت در ذهن مخاطب تداعی میشود و شخصیتی هایی مانند ژنرال علاالدین که یاد آور دیکتاتور معروف لیبی معمر قذافی بود که کوهن به جذاب ترین و باور پذیرترین شکل ممکن شخصیت دیکتاتور را خلق کرده بود این بار هم نقش آفرینی عالی داشته هرچند در فضا و شخصیتی کاملا متفاوت.
اگر از این سریال جاسوسی توقع جمیز باند بازی و اکشن و مسخره بازی های رایج و دروغین فیلم های جاسوسی سینما رو دارید طرف این سریال ندید اما اگه به تاریخ و سیاست و جنگ و از همه مهمتر به داستان جاسوسی واقعی علاقه دارید به هیچ وجه دیدن این سریال رو از دست ندید.
الی کوهن را می توان معروف ترین جاسوس خاورمیانه و حتی جهان خواند، جاسوسی که با نفوذ به بالاترین سمت های قدرت در سوریه و حتی کمک به دیکتاتور سابق سوریه حافظ اسد (پدر همین بشار اسد جنایت کار) برای کودتا و به دست گرفتن قدرت در سوریه توانست در طول ۶ سال جاسوسی چنان ضربه ای به سوریه و محور ارتجاعی - ناسیونالیستی اعراب (مصر ناصری- سوریه ی اسدی ، اردن و ...) وارد کند که اسرائیل به کمک اطلاعات و خراب کاری های امثال کوهن در سوریه و مصر و اراده ی سربازان و لیاقت فرماندهان جنگ ۶ روزه را که با برتری کمی و کیفی اعراب همراه بود به راحتی پیروز شود.
با بررسی این سریال همراه ما باشید.
@NaghdeFilmoSerial