🎞نقد فیلم و سریال🎞
1.72K subscribers
2.02K photos
204 videos
27 files
98 links
نقد و بررسی برترین آثار سینمایی دنیا🎥🎬🎞

-------------------------------------

ارتباط با ما⬇️
🆔️ : @I_am_Mr_Mercury
🆔️ : @omidius
Download Telegram
🎞نقد فیلم و سریال🎞
Photo
#نقد_اختصاصی
خب بالاخره بعد از مدت ها فصل هشتم سریال واکینگ دد نیز به پایان رسید ، اما من به آرزویم نرسیدم یعنی یک پایان خوب.
این قسمت از سریال واکینگ دد آخر بی شخصیتی کاراکتر ها را به ما نشان میدهد و تصمیم های عجیب غریبی که انها میگیرند ، از صحبت های خسته کننده و بی مورد تا بی استفاده شدن واکر ها . از نبودن یک اکشن درست حسابی تا فلش بک های بی مورد.
در این قسمت یوجین یک هو متحول میشود و گلوله ها را خراب میسازد در این بین یعنی کسی وقت تست انهارا نداشته! بگذارید این جور بگویم ذات این قسمت متحول شدن کاراکتر ها بود . از تصمیم ریک برای نکشتن نیگان که برایم غیر قابل درک بود چون چند اپیزود قبل حلوا حلوا میکرد نیگان را بکشد . مگی که یهویی تصمیم میگیرد نقشه ی از راه بدر کردن ریک و میشون را بکشد .
تمامی کاراکتر های دوست داشتنی چند فصل قبل بی هویت شده اند و برای به پیش بردن خط داستانی ابکی دست به هر کاری میزنند.
این سریال مگه درباره مردگان متحرک نیست ؛ چرا انها را دیگر نمی بینیم . چرا دیگر انقدر بی هویت شده اند . چرا دیگر سریال نمی تواند ادرنالین خونم را بالا ببرد. نمی دانم ، میتوانید از سازندگان و مدیران شبکه AMC بپرسید.

منتقد : مهرداد محمدی


کانال نقد فیلم و سریال🎞
🎞@NaghdeFilmoSerial
🎬نقد فیلم The Shape of Water
برنده جایزه اسکار بهترین فیلم سال 2017

کانال نقد فیلم و سریال🎞
🎞 @NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
🎬نقد فیلم The Shape of Water برنده جایزه اسکار بهترین فیلم سال 2017 کانال نقد فیلم و سریال🎞 🎞 @NaghdeFilmoSerial
#نقد_فیلم
:مسیر سبز..مقصد قرمز
بعد از تماشای فیلم اسکارگرفته(شکل آب) ساخته یکی از محبوب ترین کارگردانان حال حاضر جهان(گیرمو دل تورو) احساس عجیب و ناخوشایندی به من دست داد. فیلم شکل آب همانطور که از قبل انتظارش را داشتم نکات مثبت زیادی دارد. از تیم بازیگری همه فن حریف گرفته(مگر میتوان سالی هاوکینز و مایکل شانون لعنتی فیلم را دوست نداشت؟) تا موسیقی ارزشمندی که میتوان جدا از فیلم هم برایش وقت گذاشت تا طراحی صحنه و لباس جزییات نگر فیلم و استفاده به جا و کاملا فکرشده از رنگ در قابهای فیلم و داستان عشقی نا متعارف و ... اما متاسفانه فیلم آنچنان که باید مرانگرفت. نمیدانم شاید مشکل از بنده بوده که توقع بیش از حدی از یک عاشقانه فانتزی داشتم یا شاید هم فیلمنامه و دربرخی لحظات کارگردانی معمولی دل تورو کار را خراب کرده اند(به عنوان مثال تیراندازی پایانی فیلم یا سکانس آواز سیاه و سفید که میشد بلندتر باشد) اما هرچه که هست نتیجه اش یک حس دوگانه را پدید آورده که کار نوشتن نقد را هم بسیار دشوار نموده است . شکل آب به نظرم بزرگترین ضربه را از کم کاری و سهل انگاری در پرداخت و گسترش شخصیت (هیولای دوزیست) میخورد. هرچه در فیلم به اندازه و به جا از شخصیت اصلی میبینیم و همراهش میشویم در بخش مکمل او نقص و کم کاری مشاهده میکنیم . به واقع وجود هیولای دوزیست که میبایست خلاهای زندگی قهرمان را پر کند به دلیل آنکه اطلاعات زیادی از وی به مخاطب نمیدهد کم اثر می ماند .در این بین مهمترین قسمت که میتوانست به درک بهتر مخاطب از این هیولا کمک کند بخش میانی فیلم است که او از آزمایشگاه گریخته و به جامعه عادی بازگشته اما جز اندک اشاره هایی تصویر روشن و درستی از ماهیت وجودی او نمیبینیم .مثلا چرا و چگونه قدرت شفای به انسان دارد؟ چگونه بر اثر شکنجه با برق بیهوش میشود و بعد گلوله براواثر ندارد
مهارتهای آموزشی زبان و شناخت تصاویر را هم که درفیلم به صورت کلامی بدانها اشاره میشود را درک نمیکنیم یا حمله به یک گربه بینوا و بعد سینما رفتنش را.. فیلم با کم کاری که در این بخش میکند عملا از بار عاطفی فینال اثر هم میکاهد یعنی وقتی در طول فیلم دلیل مشخصی برای دوست داشتن یک شخصیت ارائه نمیکنی پس نباید توقع داشته باشی سرنوشت او برای مخاطب در اولویت باشد یا مثلا از دیدن کشته شدنش متاثر شود . شکل آب از نماهایی که رنگ سبز در آنها به کاررفته اشباع شده است. در و دیوار.لباسها.رنگ ماشین و حتی بسته آبنبات مورد علاقه شرور فیلم همگی سبزهستند. رنگ سبز در این فیلم نشان از افسردگی و دل مردگی رخنه کرده در زندگی شخصیتها دارد که از همه طرف محاصره شان کرده و فقط در لحظاتی که عشق و امید به زندگی شخصیت اصلی ورود میکند رنگ قرمز خودنمایی میکند .تقابل امید و پژمردگی زندگی با بهره گیری از این دورنگ به کمک تصاویر آمده اند تا کارگردانی دل توره از اضافه گویی درامان باشد و با تصویرکار را پیش ببرد. شکل آب خوشبختانه جز در اندک لحظاتی از نفس نمیفتد و مطمئنا از دیدنش لذت خواهید برد اما همانطور که در متن اشاره شد برخی سهل انگاری ها در متن واجرا پتانسیل بالای فیلم را خدشه دار نموده اند و فیلمی که تمام ویژگیهای یک شاهکار را داشت را به اثری صرفا خوب و خوش رنگ و لعاب تبدیل کرده اند.

منتقد : امید سلیمی

کانال نقد فیلم و سریال🎞
🎞 @NaghdeFilmoSerial
نقد و بررسی سریال Ash vs Evil Dead
بزودی.....

🎞 @NaghdeFilmoSerial
🎞نقد فیلم و سریال🎞
نقد و بررسی سریال Ash vs Evil Dead بزودی..... 🎞 @NaghdeFilmoSerial
#نقد_اختصاصی

Ash Vs Evil Dead
سریالی خوب و قابل قبول است . برای کسانی که عاشق سه گانه کلبه وحشت سم ریمی بوده اند این سریال نوستالژیک و بسیار لذت بخش خواهد بود و برای کسانی که ان سه گانه را ندیده اند باید بگویم که نصف عمرتان برهوا بوده است.

این سریال ریتم قابل قبولی دارد و صحنه های کمدی اش بسیار خوب ساخته شده اند و میتوانند شما را در عین خنداندن بترسانند . شخصیت پردازی سریال متوسط است و چیز زیادی برای ارائه ندارد و چیزی که این ضعف را پر میکند ، که البته در این جور سریال ها به نظرم ضعف نیست ، صحنه های ترسناک و هیجان انگیز و خونالود سریال است که شما را سیر میکند و در ته دلتان احساس خوبی را ایجاد می نماید.

این سریال که اخیرا کنسل شده ، به خاطر افت بینندگانش، در طی در دو فصل اولش سطحش را در حد خودش عالی نگه داشته بود اما در فصل سوم کمی افت را داشته و داستانی نه چندان درخورد خود را ارائه نموده . به هر حال من دیدن این سریال به همه ی شما توصیه میکنم و میدانم که از دیدن ان پشیمان نخواهید شد.

منتقد : مهرداد محمدی

کانال نقد فیلم و سریال 🎞
🎞 @NaghdeFilmoSerial
نقد فیلم Ready Player One
🎞نقد فیلم و سریال🎞
نقد فیلم Ready Player One
نقد اختصاصی

نقد فیلم Ready Player One

داستان این فیلم از این قرار است که یک پسر باید به طریقی فضای مجازی را نجات دهد .
خب از این شروع کنم که این فیلم واقعن جلوه های ویژه و صحنه های اکشن چشم نوازی دارد و شما از انها لذت خواهید برد .
اما چیزی که بسیار من را اذیت کرد فیلم نامه ضعیف ان بود که واقعن عصاب مرا خورد کرد و برای اولین بار مرا مجبور به فوش دادن به فیلمنامه نویس ان شد ، اخر خدا پدرت را بیامرزد خاله شخصیت اصلی فیلم مرده و شخصیت اصلی به اونجایش هم نیست و سرسری از ان میگذرد...
البته فقط مشکل سناریو به انجا ختم نمی شود و با دقت کردن میتوان مشکلات زیادی را پیدا کرد . من تا صحنه مسابقه اول فیلم به شخصه از ان لذت کافی را بردم اما با اشکار شدن مشکلات سناریو و وجود کلیشه های بسیار سرم کم کم درد گرفت . البته اگر شما فیلم باز قهاری نیستید و فقط به دیده سرگرمی به ان نگاه میکنید از این فیلم لذت بسیاری خواهید برد .
ارزش یک بار دیدن را دارد و از دیدن ان پشیمان نخواهید شد.

منتقد : مهرداد محمدی ایواتلو

کانال نقد فیلم و سریال 🎞
🎞@NaghdeFilmoSerial
نقد فیلم IT

کانال نقد فیلم و سریال 🎞
@naghdefilmoserial 🎞
🎞نقد فیلم و سریال🎞
نقد فیلم IT کانال نقد فیلم و سریال 🎞 @naghdefilmoserial 🎞
آن دلقک پست فطرت 
سکانسی در فیلم(آن) هست که چند نوجوان که همان قهرمانان فیلم هم هستند از طریق نمایش یک ویدئو پروژکتور مشغول کشف بخشی از حقایق شهر خود هستند اما رفته رفته ویدئوپروژکتور مذکور از کنترل خارج میشود و به مرور تصویر زنی روی دیوار تبدیل به یک دلقک شیطان صفت آنهم در ابعاد بزرگ میشود ایده و اجرای این سکانس یکی از با کلاس ترین و بهترین سکانسهای ترسناک این چندسال اخیر است هرچند افسوس تمام سکانسهای ترسناک فیلم آن چه در ایده متنی و چه در اجرا به پای کیفیت سکانس مذکور نمیرسند تا با خیال راحت فیلم آن را یک شاهکار قلمداد کنیم. آن البته فیلم خوشساخت و استانداردی هست. فیلم با افتتاحیه مرموز و خونینش به خوبی بیننده را برای ادامه داستان کنجکاو میکند و در ادامه با معرفی گروه نوجوانان که در فیلم به بی عرضه ها شهرت دارند و همچنین اضافه کردن خرده پیگرنگهای متناسب با حال و هوای کلی فیلم تجربه دلنشینی است . فیلم آن بازیهای خوب و دلنشینی دارد که در صدر آنها اجرای دیدنی و پویای (بیل اسکارزگارد) قرار میگیرد او به خوبی در نقش (پنی وایز دلقک) میدرخشد هرچند مشخص است نویسندگان میتوانستند ابعاد بیشتر و ترسناکتری از این هیولا را نمایش دهند اما اسکارزگارد با وجود نقصهایی که به فیلمنامه اثر برمیگردد کار خودش را کاملا جدی گرفته و یک‌ دلقک آدمخوار اعصاب خورد کن را ساخته که بدون شک یکی از امتیازات فیلم است. (چانگ هون چانگ) به عنوان فیلمبردار اثر نماهای ماندگاری را شکار کرده است از جمله سکانس پاشیده شدن خون از سینک یا جاییکه یکی از قهرمانان فیلم در اتاقی پر از دلقک مصنوعی ناگهان با پنی وایز روبرو میشود یا حین تمام تعقیب و گریزها و کابوسهای نوجوانان کادر بندیهای درستی را میبینیم که به خوبی دلهره را منتقل میکنند .طراحی کابوسها از امتیازات فیلم هستند که در این امر طراحان صحنه با هدایت صحیح کارگردان لحظات تنشزایی را خلق کرده اند. البته به نظرم تدوین فیلم در برخی لحظات مشکل دار است در برخی سکانسهایی که پنی وایز نوجوانان را غافلگیر میکند سکانسها به شکل بدی کات میخورند یعنی برخی کاتها بیجا و بدموقع هستند تدوین بعضا سرسری باعث شده فیلم در برخی لحظات آنچنان تاثیر گذار نباشد 

فیلم البته در بحث شخصیت پردازی نیز گاهی خوب و گاهی ضعیف عمل میکند به عنوان مثال اگرچه بحث جدال با قلدرهای مدرسه و علاقه پسران به تک دختر فیلم موفقیت آمیز و باورپذیر در آمده اما ویژگی آنچنانی از تک تک نوجوانان به عنوان اعضای مستقل گروه نمیبینیم که چیزی در مورد آنان به ما اضافه کند . فیلم آن به خوبی داستان تعریف میکند. اوج وفرودهای به موقعی دارد و پایان قابل قبولی هم ارائه میکند اما متاسفانه برخی اشکالات ریز و درشت که بیشتر به فیلمنامه بر میگردند در کنار برخی سهل انگاریهای اجرایی از جمله همان بحث تدوین باعث شده اند فیلم آن یک تجربه صرفا خیلی خوب باقی بماند و به تمام پتانسیل خود دست پیدا نکند .کلام پایانی در مورد این فیلم درجه سنی بزرگسالانه آن هست که به خوبی به کمک فیلم آمده و ارزش کار را بالا برده است. تصور اینکه این فیلم با چنین پتانسیل خشن و بیرحمی صرفا به دلیل درجه نمایش سانسور و تلطیف شود بدترین تصمیمی بود که میشد برایش گرفت که خوشبختانه چنین بلایی سر فیلم نیامده است . من که منتظر قسمتهای بعدی خواهم ماند شما هم چنین حسی دارید یا خیر؟

منتقد : امید سلیمی

کانال نقد فیلم و سریال🎞
@naghdefilmoserial 🎞
نقد فیلم بتمن و رابین (Batman & (Robin

کانال نقد فیلم و سریال🎞
@naghdefilmoserial 🎞
🎞نقد فیلم و سریال🎞
نقد فیلم بتمن و رابین (Batman & (Robin کانال نقد فیلم و سریال🎞 @naghdefilmoserial 🎞
چرا بتمن و رابین جز بدترینهاست؟
اصولا طی سالها فیلم وسریال دیدن و نقد و تحلیل و... خواندن و همچنین نوشتن درمورد آنها به این نتیجه رسیده ام که سلیقه فاکتور کاملا حیاتی و مهمی برای هرمخاطب است.
یعنی مثلا اگر تمام دنیا هم جمع شوند و به یک نفر اعلام کنند (پدرخوانده و راننده تاکسی) جز بهترینهای تاریخ هستند اما او مثلا طرفدار ژانر گانگستری /جنایی نباشد به راحتی میتواند با آنها مخالفت کند و پدرخوانده رااثری معمولی و حتی حوصله سربر بداند و راننده تاکسی را دوست نداشته باشد و دنیایش رادرک نکند!
همانطور که برای خودم پیش آمده که باافرادی برخورد کرده ام که (ارباب حلقه ها و آواتار و ماتریکس) رابه دلیل تخیلی بودن و جادوی فانتزی به کل ضعیف و غیر عقلانی دانسته اند! اما با تمام این شرایط و جدا ازبحث سلیقه گاهی با آثاری برخورد میکنیم که چنان بد و غیرقابل هضم هستند که با توجیه سلیقه ای نگاه کردن هم نمیتوان از آنها به نیکی یادکرد. به واقع برخی فیلمها همچون همین(بتمن و رابین) چنان درتمام نقاط نوشتاری و ساختاری دچار ضعفهای آشکارهستند که هیچ جای دفاعی راباقی نمیگذارند!عجیب آنکه چنین اثر ضعیفی درمورد یکی از مهمترین ابرقهرمانان تاریخ هم هست!
و عجیبتر آنکه درلیست بازیگرانش (آرنولد شوارتزینگر.اما ترومن.جورج کلونی) هم حضوردارند! بتمن و رابین داستان سرراستی دارد اما مشکل، آن است که نحوه روایت به گونه ای است که عوامل فیلم مخاطب راافراد زیر پنج سال تصور نموده اند و هیچ منطقی پشت شخصیت پردازی ها،روابط آنها، نقاط اوج و فرود داستان و اجرای کارگردانی نیست!به شخصه آثار اکشن سرراست و بی تکلف رامیپسندم(همانطور که درپستهایی از ماچته.ددپول.جان ویک ها و اونجرزو..) تعریف کردم اما دلیلش آن بود که آن آثار هرچقدر درفیلمنامه و منطق نویسندگی دچار اشکال بودند و ضعف داشتند اما دربحث کارگردانی جز بهترینهای ژانر خود بودند اما ساخته جناب(جوئل شوماخر) با دیالوگهای خنده دار. بازیهای ضعیف بازیگران. افکتهای صوتی بی مورد و طراحی اکشنهای ابتدایی خود عملا جای دفاعی باقی نمیگذارد.
درفیلم چهار سکانس اکشن هست که بیشتر شبیه یک سیرک تفریحی است تا یک فیلم ابرقهرمانی..(با توجه به سال ساخت آن رقیبانی همچون بلید و اسپاون نیز درهمان دوره ساخته شدند که تفاوت از زمین تا آسمان دارند) مهمترین عنصر حیاتی دریک سکانس اکشن ایجاد حس تعلیق و ترشح آدرنالین درمخاطب هست که اولی به دلیل ضعف شخصیت پردازی(کدام شخصیت؟) ودومی به دلیل مصنوعی بودن مبارزات و موسیقی اعصاب خورد کن و جلوه های ویژه با کیفیت پایین ایجاد نمیشوند.
به عنوان مثال (شهرگناه) را به یادآورید که آنهم گویا تصاویر متحرکی بود که عینا از کتابهای مصور سرچشمه گرفته بود و شباهتی به دیگر آثار هنرهفتم نداشت. اما توانسته بود بااستفاده از نور.رنگ.قاب بندی های سیال و خلق میزانسنهای سینمایی (مخصوصا دراپیزود مربوط به بروس ویلیس) تبدیل به شاهکاری ماندگار شود اما فیلم آقای شوماخر مضحک بودن و همه چیز ساده گرفتن را با کامیک بوکی بودن اشتباه گرفته و فیلمش به جای فانتزی بودن بی معنی و بی ارزش شده است! اتفاقا به نظر میرسد الهام گرفتن از دنیای عظیم و پرجزییات داستانهای مصور و تبدیلش به فیلم سینمایی برخلاف نظر شوماخر کارچندان راحتی هم نیست.
به جز شهرگناه فیلم(واچمن) راهم داریم که (زک اسنایدر) با تمامی کم تجربگی خود توانست از آنهم اثری دیدنی و پویا خلق کند. به هرحال اگر خواستید روزی اثری تماشا کنید تماما مشکل دارو یقینا ضعیف و بد حتما این فیلم راامتحان کنید!!!

منتقد : امید سلیمی

کانال نقد فیلم و سریال 🎞

@naghdefilmoserial 🎞
1
نقد ۶ قسمت ابتدایی فصل ۹ The Walking Dead
به زودی....
کانال نقد فیلم و سریال🎞
@naghdefilmoserial🎞
🎞نقد فیلم و سریال🎞
نقد ۶ قسمت ابتدایی فصل ۹ The Walking Dead به زودی.... کانال نقد فیلم و سریال🎞 @naghdefilmoserial🎞
🔔 خطر اسپویلر🔔

منتقد: مهرداد محمدی ایواتلو

خب ، بزارین از این شروع کنم که این سریال از ابتدای این این فصل جون تازه ای گرفته و به نظر میرسه که قراره بهتر بشه . ریک میخواد که راهی برای اینده پیدا کنه و پلی رو که خراب شده رو درست کنه و مردم رو با هم متحد کنه و راه رو برای اینده هموارتر کنه.
که البته شخصیت ریک به نظرم مشکل داره ولی این رو میتونم بگم که از خیلی از دیگر شخصیت ها بسیار بهتره و بعضی ها اصلن شخصیت ندارن. قانون ریک اینو میگه که نباید هیچ کسو کشت چون جون مردم باارزشه و زنده از مرده بهتره . اما مگی با اعدام کردن گرگوری راه رو واسه بعضی افراد باز میکنه که از عضو های قبلی saviors ها انتقام بگیرن.
بین افراد رابطه های جدیدی شروع میشن و بعضی رابطه ها خراب میشن . متحد شدن با saviors ها مشکلات بسیاری رو براشون به وجود میاره.
از اینا که بگذریم به جایی میرسیم که مگی می خواد انتقام شوهرشو (گلن) از نیگان بگیره که توی الکساندریا زندانی شده و خبر این که مگی داره به الکساندریا میره ریک رو به الکساندریا میکشونه اما تو راه دریل پیچی رو که به اونجا میره رو رد میکنه و باعث میشه دعوایی بینشون رخ بده و در اخر بازم دوس میشن .
به ریک خبر میرسه که باید به کمپ بره ،جایی که پل رو تعمیر میکنن ، چون مشکلی به وجود اومده و از دریل جدا میشه. تو راه ریک به گله واکر ها بر میخوره و اسبش رم میکنه و ریک ، شکمش به داخل میلگرد فرو میره و باعث میشه که بد جور ازش خون بره و به زور کمربندش ، خودشو ازش در میاره و سوار اسبش میشه و درصدد برمیاد که گله رو از کمپ دور نگه داره و تو راه بیهوش میشه (و در این بینه که به نظرم بهترین قسمت کل فصل رخ میده) و تو توهمش شین (دوست و همکار قدیمیش) ، هرشل ( پدر مگی) و چند تای دیگه رو ببینه و وقتی به کمپ میرسه ، میبینه که افرادش اونجا کشته شدن . فک کنم توسط ادمای پناهگاه کشته ، و تبدیل به واکر شدن .
ریک که توانی توش نمونده از پل عبور میکنه و میبینه که دوستاش تازه رسیدن به اون طرف و ریک با یه گلوله پل رو منفجر میکنه و احساسی ترین جای اپیزود رو رقم میزنه و ما گریه‌ی افراد گروه رو میبینیم .

اما این واکینگ دده .
گروه فکر میکنن که ریک مرده اما ریک ما هفت جون داره . جیدیس اونو نجات میده و با هلیکوپتر کسایی که اصلن خبر نداریم کی هستن اونو نجات میده . البته نمیفهمم چرا اون همه ادم کمی اونطرف تر کنار پل هلیکوپتری به اون گنده‌گی رو ندیدن.
بعد فلش فورواردی ۶ ساله (با توجه به گفته سازندگان) رخ میده. جامعه ها فکر میکنن ریک مرده و رابطه‌ی خوبی با هم ندارن ، میشون هم خیلی خلق و خوش عصبانی تر شده.
خب جودیث افراد جدیدی رو پیدا میکنه و پافشاری میکنه که اونارو به الکساندریا بیارن . البته فکر میکنم میخوان روح ریک رو توش جاسازی کنن و اینو بگم که اصلن از بازیگر جدید جودیث خوشم نیومده.
خب اونا رو به الکساندریا قبول نمیکنن و یکی از اعضاشون تو تاریکی شب میخواد که میشون رو بکشه اما با دیدن اینکه اون پسرشو بغل میکنه ( RJ پسر اونو و ریک) منصرف میشه. و سلاحشو تحویل میشون میده .عجب ! چه زود شونه خالی کرد . تو این سکانس امیدم به بهبودی سریال کم شد.
بعد میشون مهربون میشه و وقتی اونا میخوان برن ، میگه که اونا رو به هیلتاپ میبره که شاید اونجا قبول بشن.
تو اواخر سریال هم میبینیم که واکر ها دارن حرف میزنن که واقعن لحظه هیجان انگیزی بود واسه من . فکر میکنم که نجواکنندگان باشن .
بشخصه ارزو میکنم که سریال راهشو پیدا کنه و بعد از ۲ ، ۳ فصل مزخرف دوباره به اوج برگرده .

کانال نقد فیلم و سریال🎞
@naghdefilmoserial🎞
نقد ۵ فصل ابتدایی سریال House of Cards

کانال نقد فیلم و سریال🎞
@NaghdeFilmoSerial 🎞
🎞نقد فیلم و سریال🎞
نقد ۵ فصل ابتدایی سریال House of Cards کانال نقد فیلم و سریال🎞 @NaghdeFilmoSerial 🎞
منتقد: امید سلیمی

:خرده جنایت های زن و شوهری
اگرچه همانطور که قبلا هم در پستی که در مورد سریال (بریکینگ بد) گذاشته بودم اشاره کردم که آن سریال را بهترین تجربه سریالی خود میدانم اما باید اعتراف کنم که (خانه پوشالی) غیرمنتظره ترین و غافلگیرکننده ترین تجربه ام بوده و هست. قبل از دیدن بریکینگ بد و گیم آف ترونز و فارگو و سایر سریالهای بینظیر دیگر میدانستم با چه چیزی مواجه خواهم شد (هرچند آنها نیز گهگاه فراتر از انتظارم ظاهر شدند) اما در مورد خانه پوشالی این مسئله صادق نبود. تا قبل از دیدن این سریال تصوری که درمورد درامهای سیاسی دیالوگ محور و تاحدودی خشک داشتم تصوری خسته کننده و نه چندان به یاد ماندنی بود که تمام این تصورات با دیدن همان چنداپیزود ابتدایی سریال تماما نابود شد. خانه پوشالی اگرچه در بیشتر لحظاتش درحال صحبت. پشت میز نشینی و توطئه های پشت پرده است اما چنان ریتم بالایی دارد که هیچ اپیزود بی فایده. ایستا و وقت تلف کنی ندارد بهتر بگویم حتی یک سکانس زائد و بی کارکرد را نمیتوان در آن یافت . خانه پوشالی اگرچه در ابتدا ممکن است کمی خشک به نظر برسد اما به لطف فیلمنامه چندلایه خود که همزمان چندین خط داستانی را پیش میبرد و همچنین به کمک اجرای مسلط تصویری و کارگردانی گاها فراتر از استانداردهای تلویزیونی تبدیل به تجربه ای منحصر به فرد و فراموش نشدنی شده است . خانه پوشالی از این نظر یک سریال بی نظیر است که درعین اینکه داستان محور است شخصیت پردازی قدرتمندی هم دارد بدون شک تصویر تکان دهنده ای که از زوج آندروودها در این سریال میبینیم بهترین وجه سریال است. کوین اسپیسی و رابین رایت در بهترین نقش آفرینی های دوران کاری خود چنان مارا با روحیات پیچیده و متناقض فرانک وکلر آشنا میکنند که به راحتی در صدر مرموزترین و دلهره آورترین زوجهای هنری این چند ساله اخیر قرار میگیرند. آندروود ها که شباهتهای مضمونی زیادی نیز با زوج شناخته شده داستان مکبث دارند برای دستیابی به بالاترین جایگاه شغلی خود به هیچ چیز و هیچ شخصی وفادار نیستند و دیدن این حجم از بیریحمی در کنار اینهمه عوام فریبی از آنها تصویری تاریک و مخوف ساخته که جدا از اینکه میتوانید از قدرتنمایی آنها در بستری دراماتیک لذت ببرید همزمان نیز میتوانید بدانها حس تنفر و خشم نیز داشته باشید . خانه پوشالی در مورد سلسله مراتب پلیدی و تاریکی است. سریال به خوبی به بیننده یادآور میشود در حالیکه آندروودها با بهره بردن از تمامی امکانات مادی و معنوی بر رقیبان میتازند و بر زمین و زمان حاکم هستند اما همزمان بستر را نیز برای رشد و نمو آندروودهایی دیگر نیز فراهم آورده اند. شخصیتهای مکملی در این سریال هستند که کاملا قابل پیش بینی است که در ادامه دنیای این سریال میتوانند جانشینان خلفی برای این زوج خطرناک باشند . اما جدا از تمامی امتیازات سریال همانطور که میدانید شاخص ترین بخش کار اجرای جناب کوین اسپیسی است . از همان اولین سکانس حضورش در سریال که منجر به کشتن سگ همسایه میشود تا جاییکه زویی بارنز. پیتر روسو . رییس جمهور آمریکا و حتی همسرش را قربانی میکند.آندروود در تک تک حضورهایش در صحنه برای برهم زدن شرایط و نابودی دشمنانش برنامه میریزد. آندروود به اطرافیانش و گویا به کل دنیا اعلان جنگ میکند. جنگی که نیروی مقابلش را به خاک و خون میکشد و گریزی از آن نیست .(طراحی ماکت جنگ و دقتی که برای ساختنش دارد اشاره ای غیر مستقیم به همین امر دارد) کوین اسپیسی که گهگاه رو به دوربین دیالوگ گفته و با تک گویی هایش دل هر بیننده ای را میرباید بیشترین نقش را در ماندگاری این نفش چالش برانگیز و طاقت فرسا دارد. اسپیسی با ایفای چنین نقشی به دنیا باردیگر ثابت کرد نه تنها از بزرگانی چون دنیرو، آل پاچینو.داستین هافمن. تام هنکس. دنیل دی لوییس و سایر بزرگان چیزی کم ندارد بلکه در مقاطعی احساس میشود چیزهایی هم بیشتر دارد کافیست نگاههای نافذ و پلانهایی که بدون هیچ دیالوگی به دوربین خیره میشود را به یاد بیاورید تا متوجه جادوی بازیگری او بشوید . جنجالهای اخیر پیرامون زندگی شخصی و حرفه ای جناب اسپیسی کبیر موجب شد بار دیگر برای دیدن خانه پوشالی اقدام کنم و این مطلب را فقط به عشق یکی از بهترین بازیگران زنده حال حاضر دنیا انتشار دهم . کسی از آینده خبر ندارد پس به امید بازگشت مقتدرانه اسپیسی و نقش آفرینیهای بی نظیرش منتظر میمانیم

کانال نقد فیلم و سریال 🎞
@NaghdeFilmoSerial 🎞
1
نقد فیلم Jurassic World : Fallen Kingdom


کانال نقد فیلم و سریال 🎞
@NaghdeFilmoSerial🎞
🎞نقد فیلم و سریال🎞
نقد فیلم Jurassic World : Fallen Kingdom کانال نقد فیلم و سریال 🎞 @NaghdeFilmoSerial🎞
Jurassic World : Fallen Kingdom

منتقد : امید سلیمی

انسان یا دایناسور... مسئله این است
نوشتن درمورد(دنیای ژوراسیک:پادشاهی سقوط کرده)
کار آسانی نیست.این فیلم ترکیبی از ضعفها و امتیازات یک اثر هیولایی پرخرج راتوامان درخودجای داده است و همانقدر که سکانسهای خوب و پرهیجان دارد همانقدر هم در مقاطعی کسل کننده و بی جان است! سازندگان فیلمهای هیولایی (از گودزیلا گرفته تا کونگ جزیره استخوان و همین دنیای ژوراسیک جدید) نمیدانند یاشاید خودرا به ندانستن میزنند که مهمترین جاذبه این نوع فیلمها نمایش هیولاها و خلق اکشنهای نفسگیر است.باقی موارد(داستان.شخصیت پردازی و نوع روابط آنها و ...) همگی فرعیات کم اهمیتی هستند که هرنوع تلاشی هم برای برجسته ترشدن آنها شود نتیجه خلق لحظاتی ایستا و حوصله سربراست. دنیای ژوراسیک هم به مانند دیگر همتایان خویش در این سالها در مقاطعی حسابی وقت تلف کن و بی کارکرد میشود.انسانها به دودسته خوب و بد تقسیم میشوند. صحبتهایی درمورد دخالت انسان در خلقت و توانایی پروردگار به میان می آید و عشقهای نصفه و نیمه ای هم شکل میگیرند. تمام این موارد بی اثر در دنیای ژوراسیک هم حضور دارند اما ویژگی این فیلم جدید در آن است که جدا از تزریق آدرنالین در لحظات اکشن میتواند تاحدودی ترس راهم به مخاطب یادآور شود.سکانس ابتدایی و لحظات پایانی تعقیب و گریز در عمارت قدیمی از این دست موارد هستند .بازی با نور و خلق سایه روشنهای تصویری درکنار افکتهای صوتی تاثیرگذار و حضور چند دایناسور خونخوار و باهوش همگی درکنار هم توانسته اند برای دقایقی مخاطب را دچار تشویش کنند(برخلاف قسمت قبل که اکشنها هیجان آور بودند اما لحظه ای دلهره آور نبودند) این قسمت به لطف کارگردانی (جی ای بایونا) ترسناک هم میشود.در مجموع دنیای ژوراسیک جدید اثری است که میان ضعفها و توانایی های خویش مدام در حرکت است و اگرچه جز بهترین فیلمهای هیولا محور نیست اما به نظرم میتواند ساعاتی مخاطب را سرگرم کند و ارزش تماشا دارد.

کانال نقد فیلم و سریال 🎞
@NaghdeFilmoSerial🎞
نقد فیلم Django Unchained



کانال نقد فیلم و سریال 🎞
@NaghdeFilmoSerial🎞
🎞نقد فیلم و سریال🎞
نقد فیلم Django Unchained کانال نقد فیلم و سریال 🎞 @NaghdeFilmoSerial🎞
Django Unchained
منتقد : امید سلیمی

از انفجار و خون و خشم لذت میبرم... من تارانتینو هستم
چندکارگردان را سراغ دارید که در یک اثرسینمایی شخصیتی خلق کنند دندانپزشک.جایزه بگیر. متنفر ازبرده داری و با ریشه ای آلمانی؟ اصولا چندفیلم درتاریخ پربار هنر هفتم خلق شده اند که با وجود وسترن بودن قهرمان اصلی خود را نه یک آمریکایی میهن پرست و با معرفت و خانواده دوست بلکه یک سیاه پوست برده هفت تیر به دست نشان دهد؟ به راستی به فکر چه کسی خطور میکند حین تماشای یک اثر وسترن یک قطعه موزیک رپ پخش شود؟ و.... خب تمام این موارد ممکن میشوند اگر سکان هدایت فیلم رابه دست(کوئنتین تارانتینو) بسپارید! از تارانتینو کمتر هم انتظار نمیرود. او انگار به دنیا آمده تا مخاطبان را درسراسر دنیا شگفت زده کند و برایش فرقی هم ندارد سراغ وسترن برود یا جنایی یا اکشن رزمی یا حوادث دوران جنگ جهانی را روایت کند او کار خودش را انجام میدهد و مخاطبانش را هم به این موارد عادت داده است. (جانگو رها شده) به عنوان یکی از موفقترین آثارش (و به نظرم بهترین اثروی بین کارهای متاخرش) تمام ویژگی های برجسته تارانتینو را با هم دارد. میزانسن مولفه ای است که تارانتینو همواره نشان داده به آن پایبند است و دراین فیلم هم از آن بهره برده است. مثلا در قسمتی که جانگو برای مجازات یک مجرم بااسلحه درحرکت است تارانتینو درنمایی مدیوم شات هم حرکت جانگو رانشان میدهد و هم درعمق تصویر زنانی سیاه پوست رامشاهده میکنیم که مشغول تفریح و خوشگذرانی هستند! او با جزییات اینچنینی با نمایش یک نما ذهن مخاطب راقلقلک میدهد یا مثال دیگر بخش پایانی کار و جاییست که درحالیکه بافلاشبکی خاطره تلخ تکه تکه شدن برده ای سیاه به دست سگها رامشاهده میکنیم همزمان قطعه موسیقی از (بتهوون) توسط یک زن درحال نواخته شدن است و تارانتینو انسانهای نژاد پرست و بیرحم را هنرمندانه به باد انتقاد میگیرد! تارانتینو بازهم ثابت میکند یک تکنسین کاربلد به تمام معناست. از همان آغاز فیلم و تیتراژ گرفته (پخش قطعه موسیقی کلاسیک انیو موریکونه که با نماهای لانگ شات عبور برده ها دردل بیابان تلفیق شده تا زومهای ناگهانی تصویر ) تا سکانس معرکه معرفی دکتر شولتز(کریستوفر والتز) به مخاطب که از دل تاریکی با کالسکه خود و چراغی دردست سرنوشت جانگو(جیمی فاکس) راتغییر میدهد و تمام سکانسهای اکشن (جایگیری دوربین در لحظه کشته شدن دی کاپریو و نمایی که درآن ساموئل جکسون جنازه اربابش را درآغوش گرفته! به همراه اسلوموشن هایی که نفس بیننده رادرلحظه حبس میکنند به علاوه خونهایی که در تیراندازیها به درودیوار پاشیده میشوندو تضاد رنگهای سفید وقرمز درقابهای فیلم) و همچنین خلق سکانسهای به ظاهر ساده اما کاملا فکرشده و جزیی نگر (همچون جلسه شبانه نژاد پرستان قبل ازحمله به دکتر و جانگو که اوج حماقت آنها را نشان میدهد یا سکانس طلایی گفتگوی چند نفره سرمیزشام درعمارت کندی که ازنظر تعلیق و خفقان در زمره بهترینهای سینما جای میگیرد) همگی نشان از آن دارند که تاراننینو فیلم را سرپا . دیدنی و سرگرم کننده ساخته تا حتی مخالفان سینمایش هم نتوانند آنرا نادیده گرفته و حداقل یکبار فیلم راتاانتها تماشا کنند. تارانتینو آنقدر موفق و امتحان پس داده نشان داده است تا کمپانی های عظیم فیلمسازی بودجه هایی نسبتا کلان رادراختیارش بگذارند واوهم آسوده خاطر خشم و نفرت خویش نسبت به ظالمان تاریخ رابه تصویر بکشد. همانطور که در(حرامزاده های لعنتی) درسینما (واقعا چه جایی بهتر ازسینما میتوانست ابهت پوشالی ژرمنهای مغرور را نابود کند؟)هیتلر و دوستانش رابه جهنم واصل کرد دراین فیلم هم نژادپرستان بی فرهنگ را تکه و پاره میکند و کاخشان را هم منفجر میسازد تا کینه و نفرت خود را بدون هیچگونه ترس.خجالت یا محافظه کاری به کل دنیا اعلام کند . در هالیوود برخلاف سینمای به ظاهر ارزشی و شریف ما میتوان ابراز عقیده کرد و لازم نیست برای ادامه فعالیت حتما نقاب زد! جانگو رها شده جدا از تمام این ویژگی ها شامل دو مورد از بهترین نقش آفرینی های مجموعه آثار تارانتینو هم هست. کریستوفر والتز درنقش دکتر شولتز درخشان است. یک آدمکش حرفه ای خونسرد که شکیل لباس میپوشد. سنجیده و شمرده سخن میگوید و آداب اجتماعی راازحفظ است و یک جنتلمن واقعی است اما دربزنگاه اصلی داستان ازکوره دررفته و حمام خون به پامیکند! والتز با دقت و طراوتی منحصر به فرد به کارکتر دکتر روح دمیده و یک قاتل سمپاتیک را میسازد. نقش ماندگار دیگر هم کالوین کندی(لئوناردو دی کاپریو) است که به راستی یک هیولای مغرور سنگدل و به ظاهر متمدن است.
ادامه⬇️⬇️⬇️⬇️