و در پایان دیالوگی از سریال:
شما خرت و پرت نمی خرید چون به آن نیاز دارید....شما می خرید تا (خوشبختی) را احساس کنید . ولی خوشبختی چیه ؟ فقط یک لحظه است قبل از این که بیشتر بخواهید ....
جوایز و افتخارات:
گلدن گلوب : بهترن سریال تلوزیون درام (۲۰۰۸،۲۰۰۹،۲۰۱۰)، بهترین بازیگر نقش اول مرد (۲۰۰۸، ۲۰۱۶)
امی : ۱۶ جایزه ی امی از جمله بهترین سریال درام تلوزیون( که ۴ بار آن پشت سر هم بود و برای یک شبکه ی کابلی یک رکورد محسوب میشود)
بهترین بازیگر مرد (۲۰۱۵)
و ده ها جایزه در جشنواره های معتبر مثل بفتا و ...
meta: 86/100
imdb : 8.6/10
نمره: ۱۰ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
شما خرت و پرت نمی خرید چون به آن نیاز دارید....شما می خرید تا (خوشبختی) را احساس کنید . ولی خوشبختی چیه ؟ فقط یک لحظه است قبل از این که بیشتر بخواهید ....
جوایز و افتخارات:
گلدن گلوب : بهترن سریال تلوزیون درام (۲۰۰۸،۲۰۰۹،۲۰۱۰)، بهترین بازیگر نقش اول مرد (۲۰۰۸، ۲۰۱۶)
امی : ۱۶ جایزه ی امی از جمله بهترین سریال درام تلوزیون( که ۴ بار آن پشت سر هم بود و برای یک شبکه ی کابلی یک رکورد محسوب میشود)
بهترین بازیگر مرد (۲۰۱۵)
و ده ها جایزه در جشنواره های معتبر مثل بفتا و ...
meta: 86/100
imdb : 8.6/10
نمره: ۱۰ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
#نقد_فیلم
پیشنهاد ویژه
به نام خدا
چریکه تارا ۱۳۵۷
کارگردان: بهرام بیضایی
نویسنده : بهرام بیضایی
بازیگران : سوسن تسلیمی ، منوچهر فرید ، رضا بابک و ...
ژانر: فانتزی
مقدمه: تارا، زنی که شوهرش طعمه ی دریا شده است. برادری نابرادر به طمع به چنگ آوردن زنِ زیباروی او، دست به برادرکشی میزند، به تیغ تبر، قایق برادر را در دریا غرق میکند. زنی بیکس، با دو فرزند از «مردی که یک بار به دریا رفت و دیگر نیامد». پدربزرگ هم که تنها پناه بازمانده زن است در غیاب او میمیرد. شمشیری در اشیای بازمانده از پدربزرگ است که افسانهای را بیدار میکند. مردی جنگاور، مجروح، خونچکان، تیری در پهلو و تیری در قلب، برای بازپس گرفتن شمشیر از دوران گذشته به امروز میآید. اما سرنوشتی شومتر از مرگ در انتظار این جنگاور خونچکان است؛ او که پیشتر مرده است، این بار به تیر نگاه تارا دوباره میمیرد: او دل میبازد و دیگر میل بازگشت به اسطوره را ندارد. شمشیر ریسمان پیوند مردِ مُرده با «تارا»ست.
افسوس چرا نمیشود دوباره مرد؟
استاد بهرام بیضایی کارگردان ایرانی دو فیلم را در اوایل انقلاب ساخته بود که متاسفانه هر دو توقیف شد ، فیلم مرگ یزگرد که یک اثر تاریخی بود که در سینمایی ایران کم نظیر است و دیدن آن واجب و همچنین فیلم چریکه تارا که یک فیلم فانتزی اساطیری است و در سینمای ایران بی نظیر و دیدنش واجب تر.
سوسن تسلیمی یکی از بهترین بازیگران سینمای ایران و حتی میتوان گفت بهترین بازیگر زن سینمای ایران است و در نقش آفرینی های ماندگاری در فیلم های مثل مرگ یزگرد ، باشو غریبه ی کوچک و همین چریکه تارا به یادگار گذاشته . افسوس که سینمای ایران لیاقتش را نداشت.
چریکۀ تارا فیلمی پیرامون اسطوره است. اسطوره و پیوند آن با زندگی روزمره. فیلم جدالی است میان خیال و واقعیت، میان تن دادن به اسطوره و گریز از آن، میان همآغوشی با اسطوره و پس زدن آن. مرد جنگاور در جایی میگوید «داستان قبیلۀ من در خاک و باد و گیاه است» و این درست ویژگی اسطوره است. در فیلم مردمان را میبینیم که در مراسمی آیینی برای «چهلتن» سوگواری میکنند. اکنون فرمانده آن جنگاورانِ شهید، با تنی پر از جراحت، از اسطوره بازگشته و بر تارا عاشق شده. اما نکتۀ مهم این است که زن راهی به مردِ اساطیری ندارد و مرد اساطیری نیز از این رنج میکشد که در جهان مردگان است و راهی به زن ندارد.
مرد میگوید: «به دشمن بگو هزار زخم دیگرم بزند، باکی ندارم اگر مرا از تیرهایی برهاند که دیدگان این زن پرتاب میکند.» در آغاز زن مرد را به تندی میراند؛ جنگجوی افسانهای، بیدارشده از خواب هزارسالۀ اسطوره، با تیری در پهلو، به زن میگوید: «من میروم تارا و نگاه تو تنها چیزی است که با خود میبرم.» اما مرد اسیر است؛ اسیر نگاه زن. توسنی هیچ سودی ندارد و تنها ریسمان عشق به گردن مرد تنگتر میشود. نه؛ نمیتواند برود. جنگجوی مرده برای زن از قبیلهاش میگوید: «داستان قبیلۀ من در خاک و باد و گیاه است. ما بودیم و دشمنانی هزار اسب». وقتی زن به مرد میگوید، چنین قبیلهای هیچگاه وجود نداشته، مرد جنگاور ندا میدهد و لشکری از مردان از دریا، از دل امواج سر بر میآورند.
مرد میگوید: «طایفۀ من برای مردم جنگید، اما ایشان راه پنهان را به دشمن نشان دادند.» مرد جنگاور در برزخی میان دل و ایمانش فرومیافتد. سرانجام میگوید: «در زمین چیزی نیست که مرا دلبسته کند و عزم بازگشت به اسطوره میکند که زن خویش را عریان میکند و مرد به زانو درمیآید و میگوید: «افسوس چرا نمیشود دوباره مُرد؟» از دردی ناپیدا به خود میپیچد و میگوید: «به من یک میدان بده، در آن سواره منم! اما این جنگ نه! این عادلانه نیست! تو قویتری و این شمشیر من است، افتاده به نشانۀ تسلیم...» تکاندهنده است، وقتی مرد به زن میگوید: «من برای تو چه آوردم؟ من فقط زخمهایم را آوردم که از آنها خون میچکید» و مرد از این میسوزد که حتا اگر زن به او راه دهد، «همسر مردی مُرده شدن ناممکن است»...
@NaghdeFilmoSerial
پیشنهاد ویژه
به نام خدا
چریکه تارا ۱۳۵۷
کارگردان: بهرام بیضایی
نویسنده : بهرام بیضایی
بازیگران : سوسن تسلیمی ، منوچهر فرید ، رضا بابک و ...
ژانر: فانتزی
مقدمه: تارا، زنی که شوهرش طعمه ی دریا شده است. برادری نابرادر به طمع به چنگ آوردن زنِ زیباروی او، دست به برادرکشی میزند، به تیغ تبر، قایق برادر را در دریا غرق میکند. زنی بیکس، با دو فرزند از «مردی که یک بار به دریا رفت و دیگر نیامد». پدربزرگ هم که تنها پناه بازمانده زن است در غیاب او میمیرد. شمشیری در اشیای بازمانده از پدربزرگ است که افسانهای را بیدار میکند. مردی جنگاور، مجروح، خونچکان، تیری در پهلو و تیری در قلب، برای بازپس گرفتن شمشیر از دوران گذشته به امروز میآید. اما سرنوشتی شومتر از مرگ در انتظار این جنگاور خونچکان است؛ او که پیشتر مرده است، این بار به تیر نگاه تارا دوباره میمیرد: او دل میبازد و دیگر میل بازگشت به اسطوره را ندارد. شمشیر ریسمان پیوند مردِ مُرده با «تارا»ست.
افسوس چرا نمیشود دوباره مرد؟
استاد بهرام بیضایی کارگردان ایرانی دو فیلم را در اوایل انقلاب ساخته بود که متاسفانه هر دو توقیف شد ، فیلم مرگ یزگرد که یک اثر تاریخی بود که در سینمایی ایران کم نظیر است و دیدن آن واجب و همچنین فیلم چریکه تارا که یک فیلم فانتزی اساطیری است و در سینمای ایران بی نظیر و دیدنش واجب تر.
سوسن تسلیمی یکی از بهترین بازیگران سینمای ایران و حتی میتوان گفت بهترین بازیگر زن سینمای ایران است و در نقش آفرینی های ماندگاری در فیلم های مثل مرگ یزگرد ، باشو غریبه ی کوچک و همین چریکه تارا به یادگار گذاشته . افسوس که سینمای ایران لیاقتش را نداشت.
چریکۀ تارا فیلمی پیرامون اسطوره است. اسطوره و پیوند آن با زندگی روزمره. فیلم جدالی است میان خیال و واقعیت، میان تن دادن به اسطوره و گریز از آن، میان همآغوشی با اسطوره و پس زدن آن. مرد جنگاور در جایی میگوید «داستان قبیلۀ من در خاک و باد و گیاه است» و این درست ویژگی اسطوره است. در فیلم مردمان را میبینیم که در مراسمی آیینی برای «چهلتن» سوگواری میکنند. اکنون فرمانده آن جنگاورانِ شهید، با تنی پر از جراحت، از اسطوره بازگشته و بر تارا عاشق شده. اما نکتۀ مهم این است که زن راهی به مردِ اساطیری ندارد و مرد اساطیری نیز از این رنج میکشد که در جهان مردگان است و راهی به زن ندارد.
مرد میگوید: «به دشمن بگو هزار زخم دیگرم بزند، باکی ندارم اگر مرا از تیرهایی برهاند که دیدگان این زن پرتاب میکند.» در آغاز زن مرد را به تندی میراند؛ جنگجوی افسانهای، بیدارشده از خواب هزارسالۀ اسطوره، با تیری در پهلو، به زن میگوید: «من میروم تارا و نگاه تو تنها چیزی است که با خود میبرم.» اما مرد اسیر است؛ اسیر نگاه زن. توسنی هیچ سودی ندارد و تنها ریسمان عشق به گردن مرد تنگتر میشود. نه؛ نمیتواند برود. جنگجوی مرده برای زن از قبیلهاش میگوید: «داستان قبیلۀ من در خاک و باد و گیاه است. ما بودیم و دشمنانی هزار اسب». وقتی زن به مرد میگوید، چنین قبیلهای هیچگاه وجود نداشته، مرد جنگاور ندا میدهد و لشکری از مردان از دریا، از دل امواج سر بر میآورند.
مرد میگوید: «طایفۀ من برای مردم جنگید، اما ایشان راه پنهان را به دشمن نشان دادند.» مرد جنگاور در برزخی میان دل و ایمانش فرومیافتد. سرانجام میگوید: «در زمین چیزی نیست که مرا دلبسته کند و عزم بازگشت به اسطوره میکند که زن خویش را عریان میکند و مرد به زانو درمیآید و میگوید: «افسوس چرا نمیشود دوباره مُرد؟» از دردی ناپیدا به خود میپیچد و میگوید: «به من یک میدان بده، در آن سواره منم! اما این جنگ نه! این عادلانه نیست! تو قویتری و این شمشیر من است، افتاده به نشانۀ تسلیم...» تکاندهنده است، وقتی مرد به زن میگوید: «من برای تو چه آوردم؟ من فقط زخمهایم را آوردم که از آنها خون میچکید» و مرد از این میسوزد که حتا اگر زن به او راه دهد، «همسر مردی مُرده شدن ناممکن است»...
@NaghdeFilmoSerial
اسطوره مانند روحی در زندگی مردم جاری است، اما جز خیال و آیین، هیچ نسبتی با زندگی عادی ندارد. نسبتی عینی و واقعی میان این روح و تن وجود ندارد. تارا باید انتخاب کند: میتواند زن مردی عادی شود و اینچنین زندگی عادیای داشته باشد؛ یا میتواند زن آن مرد جنگاور شود که بهای آن «خون» است؛ خون خویش؛ باید بمیرد. مرد جنگاور در حرفهایش جملهای مهم میگوید که نسبت میان این روح (یعنی اسطوره) و این جسم (مردمان) را فاش میکند. او میگوید: «مردم راه پنهان را به دشمن نشان دادند!» مسئله این است! «اسطوره» روحی است که مردمان آن را فقط در حد همان روح میخواهند. مردم، اساطیر را خود میکُشند و آنگاه بر آنها میگریند و اگر چنین میکنند، بدکار و پلید نیستند، بلکه این ذات اسطوره است که تراژیک و بدفرجام است و با زندگی عادی سازگاری ندارد. و این «گسست میان اسطوره و زندگی، گسستی ابدی است».
گفتگوهای فیلمِ «چریکۀ تارا» نفس آدمی را بند میآورد. جملهها جمله نیست، تیغی است بُرنده که فکر را میشکافد و بر ذهن مینشیند. هرگز خود را از دیدن این فیلم بینظیر که از افتخارات سینمای ایران است محروم نکنید.
نمره : ۸ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
گفتگوهای فیلمِ «چریکۀ تارا» نفس آدمی را بند میآورد. جملهها جمله نیست، تیغی است بُرنده که فکر را میشکافد و بر ذهن مینشیند. هرگز خود را از دیدن این فیلم بینظیر که از افتخارات سینمای ایران است محروم نکنید.
نمره : ۸ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
تقدیم به دوست عزیزم و راهنمای خوبم در نقد نویسی امید سلیمی😍
#پیشنهاد_سریال
#نقد_سریال
به نام خدا
crown 2016-present
تعداد فصل : ۳
تعداد قسمت : ۳۰ (هر قسمت حدود ۵۰ دقیقه)
شبکه: Netflix
خالق : پیتر مورگان
بازیگران: کلر فوی ، مت اسمیت ، وانیسا کربی ، جان لیگو ، اولیوا کولمن ، هلنا بونهم کارتر ، توبیاس منزیس و ...
ژانر : درام ، تاریخی، زندگی نامه
مقدمه : سریال تاج محصول شبکه ی نتفلیکس روایت گر زندگی ملکه الیزابت دوم(ملکه ی فعلی انگلستان ) از آغاز حکومت تا امروز می باشد و اوضاع سیاسی اجتماعی انگلستان را بعد از جنگ جهانی دوم به تصویر می کشد و ...
بعد از معرفی سریال mad men تصمیم گرفتم سریال sopranos که همزمان با سریال مد من شروع به تماشای آن کردم و یک هفته زود تر به اتمام رساندم و سریال crown که فصل سوم آن را هم همزمان با mad men به اتمام رساندم برای شما همراهان عزیز معرفی کنم (این دو سریال هم از شاهکار های تلوزیون هستند و متاسفانه کمتر از حد لیاقت دیده شدند)
دوران خوب تلوزیون در سریال های درام با توئین پیکز آغاز شد و با امثال سوپرانوز رشد یافته و با بریکینگ بد و گات به اوج خود رسید و با امثال سریال تاج پایان می یابد، بعد از این هر چه که هست سایه ای از دوران اوج تلوزیون است و امثال سریال ویچر که شبیه بلاک باستر های سینما ساخته شده اند ، سریال سازی را اشباع خواهند کرد.
شبکه ی Netflix سیاست جالبی دارد ، از یک طرف سریال های عامه پسند و حتی نوجوان پسند می سازد و از یک طرف شاهکار هایی مثل crown و mind hunter و حتی فیلم هایی مثل Irishman و marriage story ، و از هزینه بالا هم دریغ نمی کند ، برای مثال بودجه ی ۱۲۰ میلیون دلاری فصل اول سریال تاج یا بودجه ی ۱۶۰ میلیون دلاری مرد ایرلندی .
سریال تاج حسن ختام دوران رشد و ارتقا ی تلوزیون به استاندارد بالا است و بعد از این هر چه بسازند تکرار الگو های گذشته است و بس .
با معرفی و بررسی سریال crown همراه ما باشید
@NaghdeFilmoSerial
#پیشنهاد_سریال
#نقد_سریال
به نام خدا
crown 2016-present
تعداد فصل : ۳
تعداد قسمت : ۳۰ (هر قسمت حدود ۵۰ دقیقه)
شبکه: Netflix
خالق : پیتر مورگان
بازیگران: کلر فوی ، مت اسمیت ، وانیسا کربی ، جان لیگو ، اولیوا کولمن ، هلنا بونهم کارتر ، توبیاس منزیس و ...
ژانر : درام ، تاریخی، زندگی نامه
مقدمه : سریال تاج محصول شبکه ی نتفلیکس روایت گر زندگی ملکه الیزابت دوم(ملکه ی فعلی انگلستان ) از آغاز حکومت تا امروز می باشد و اوضاع سیاسی اجتماعی انگلستان را بعد از جنگ جهانی دوم به تصویر می کشد و ...
بعد از معرفی سریال mad men تصمیم گرفتم سریال sopranos که همزمان با سریال مد من شروع به تماشای آن کردم و یک هفته زود تر به اتمام رساندم و سریال crown که فصل سوم آن را هم همزمان با mad men به اتمام رساندم برای شما همراهان عزیز معرفی کنم (این دو سریال هم از شاهکار های تلوزیون هستند و متاسفانه کمتر از حد لیاقت دیده شدند)
دوران خوب تلوزیون در سریال های درام با توئین پیکز آغاز شد و با امثال سوپرانوز رشد یافته و با بریکینگ بد و گات به اوج خود رسید و با امثال سریال تاج پایان می یابد، بعد از این هر چه که هست سایه ای از دوران اوج تلوزیون است و امثال سریال ویچر که شبیه بلاک باستر های سینما ساخته شده اند ، سریال سازی را اشباع خواهند کرد.
شبکه ی Netflix سیاست جالبی دارد ، از یک طرف سریال های عامه پسند و حتی نوجوان پسند می سازد و از یک طرف شاهکار هایی مثل crown و mind hunter و حتی فیلم هایی مثل Irishman و marriage story ، و از هزینه بالا هم دریغ نمی کند ، برای مثال بودجه ی ۱۲۰ میلیون دلاری فصل اول سریال تاج یا بودجه ی ۱۶۰ میلیون دلاری مرد ایرلندی .
سریال تاج حسن ختام دوران رشد و ارتقا ی تلوزیون به استاندارد بالا است و بعد از این هر چه بسازند تکرار الگو های گذشته است و بس .
با معرفی و بررسی سریال crown همراه ما باشید
@NaghdeFilmoSerial
خالق سریال پیتر مورگان است که بیشتر به دلیل نوشتن فیلمنامه ملکه در سال ۲۰۰۶ شناخته می شود که باعث شد هلن میرن برای ایفای نقش ملکه الیزابت دوم (همین ملکه ی پیر و حاکم فعلی بریتانیا )برنده جایزه اسکار شود. او حالا در نتفلیکس داستان الیزات دوم را مجددا روایت کرده با این تفاوت که اینبار به سالهای آغازین دوران سلطنت او پرداخته است و در ادامه قرار است طی چند فصل به کل زندگی ملکه الیزابت دوم در مهم ترین و حساس ترین دوره های تاریخ معاصر انگلستان را به تصویر بکشد.
فیلم هایی مثل سخن رانی پادشاه و یا ملکه بخش کوچکی از زندگی خاندان سلطنتی را روایت می کنند اما سریال تاج نه تنها زندگی ملکه الیزابت و شخصیت های مهم مثل همسر و خواهر وی را به طور کامل روایت می کند بلکه در کیفیت کار ، شخصیت پردازی و هزینه های تولید هم از فیلم های سینمایی جلو تر است.
هر فصل از سریال دوره ی خاص و مهمی رو در تاریخ بریتانیا روایت میکنه ، برای مثال فصل اول و دوم سریال دوران پس از جنگ جهانی دوم و بازگشت چرچیل به قدرت و اوایل حکومت ملکه الیزابت دوم رو روایت می کند و فصل سوم که امسال پخش شد دوران میان سالی ملکه و به قدرت رسیدن حزب چپ گرای کارگر و افول اقتدار بریتانیا و نقش راهبردی آن کشور در جامعه ی جهانی رو به تصویر میکشه و فصل چهارم هم قرار است دوران نخست وزیری مارگارت تاچر (ملقب به بانوی آهنین) رو بازسازی بکنه (به شدت مشتاق دیدن تقابل الیزابت و تاچر هستم)
تاج سعی میکند تصویری واقعگرایانه و بیطرفانه و در عین حال جذاب از شخصیتهایش، مخصوصا الیزابت ارائه کند. اگرچه عضو خانوادهی سلطنتیبودن ویژگیها و جذابیتهای خاص خودش را دارد و سریال در نمایش آنها کمکاری نمیکند، اما همزمان این نوع زندگی نکات منفی و دست و پاگیر و سخت خودش را هم دارد. مخصوصا اگر وظیفهی سنگین ملکهبودن هم به همهی آنها اضافه شود. همین پرداخت به شخصیت ها محور اصلی سریال است ، سریالی که داستانی که روایت می کند عین اتفاقات تاریخ معاصر است و داستان و اتفاقات از واقعیت فاصله نمیگیرد(و به خاطر ماهیت سریال نمی تواند تغیری در روایت تاریخی انجام دهد) اما با روایت خرده داستان ها در هر قسمت داستان گویی خود را حفظ می کند ، نمی تواند یک سریال داستان محور یا کارگردان محور باشد .
در داستانی که اکثر تماشاگران از نتیجهی رویدادهای تاریخی و سرنوشت کاراکترهایش اطلاع دارند و درگیری از طریق اکشن و مرگ و میر صورت نمیگیرد، سریال باید خیلی از لحاظ شخصیتپردازی و کندو کاو روان کاراکترهایش قوی باشد که درگیرکننده باقی بماند. جاذبهی اصلی سریال دربارهی نحوهی وقوع اتفاقات تاریخی و بازسازی پرجزییات آن نیست، بلکه دربارهی این است که کاراکترها در برخورد با آن چگونه واکنش نشان میدهند.
@NaghdeFilmoSerial
فیلم هایی مثل سخن رانی پادشاه و یا ملکه بخش کوچکی از زندگی خاندان سلطنتی را روایت می کنند اما سریال تاج نه تنها زندگی ملکه الیزابت و شخصیت های مهم مثل همسر و خواهر وی را به طور کامل روایت می کند بلکه در کیفیت کار ، شخصیت پردازی و هزینه های تولید هم از فیلم های سینمایی جلو تر است.
هر فصل از سریال دوره ی خاص و مهمی رو در تاریخ بریتانیا روایت میکنه ، برای مثال فصل اول و دوم سریال دوران پس از جنگ جهانی دوم و بازگشت چرچیل به قدرت و اوایل حکومت ملکه الیزابت دوم رو روایت می کند و فصل سوم که امسال پخش شد دوران میان سالی ملکه و به قدرت رسیدن حزب چپ گرای کارگر و افول اقتدار بریتانیا و نقش راهبردی آن کشور در جامعه ی جهانی رو به تصویر میکشه و فصل چهارم هم قرار است دوران نخست وزیری مارگارت تاچر (ملقب به بانوی آهنین) رو بازسازی بکنه (به شدت مشتاق دیدن تقابل الیزابت و تاچر هستم)
تاج سعی میکند تصویری واقعگرایانه و بیطرفانه و در عین حال جذاب از شخصیتهایش، مخصوصا الیزابت ارائه کند. اگرچه عضو خانوادهی سلطنتیبودن ویژگیها و جذابیتهای خاص خودش را دارد و سریال در نمایش آنها کمکاری نمیکند، اما همزمان این نوع زندگی نکات منفی و دست و پاگیر و سخت خودش را هم دارد. مخصوصا اگر وظیفهی سنگین ملکهبودن هم به همهی آنها اضافه شود. همین پرداخت به شخصیت ها محور اصلی سریال است ، سریالی که داستانی که روایت می کند عین اتفاقات تاریخ معاصر است و داستان و اتفاقات از واقعیت فاصله نمیگیرد(و به خاطر ماهیت سریال نمی تواند تغیری در روایت تاریخی انجام دهد) اما با روایت خرده داستان ها در هر قسمت داستان گویی خود را حفظ می کند ، نمی تواند یک سریال داستان محور یا کارگردان محور باشد .
در داستانی که اکثر تماشاگران از نتیجهی رویدادهای تاریخی و سرنوشت کاراکترهایش اطلاع دارند و درگیری از طریق اکشن و مرگ و میر صورت نمیگیرد، سریال باید خیلی از لحاظ شخصیتپردازی و کندو کاو روان کاراکترهایش قوی باشد که درگیرکننده باقی بماند. جاذبهی اصلی سریال دربارهی نحوهی وقوع اتفاقات تاریخی و بازسازی پرجزییات آن نیست، بلکه دربارهی این است که کاراکترها در برخورد با آن چگونه واکنش نشان میدهند.
@NaghdeFilmoSerial
مجموعه بازیگران اصلی در نقشهای خود عالی ظاهر شده اند و مهمترین عامل موثر در شخصیت پردازی سریال هستند . بهترین بازیگر سریال کلیر فوی در نقشه ملکه الیزابت دوم است که به خوبی سیر تغییرات رفتاری وی به محض ورود به مراودات درباری را به نمایش گذاشته است. دیگر بازیگران سریال هم مانند جان لایتگو در نقش وینسنت چرچیل و مت اسمیت در نقش دوک ادینبرگ نیز به خوبی در نقشهای خودشان حضور یافته اند. همچنین ونسا کربی جذابیت شخصیت سرکش مارگارت(خواهر کوچک تر الیزابت) را دو چندان می کند.
فوی ترکیبی از سردرگمی، معصومیت، جسارت و خستگی ملکهای پرمشغله را به زیباترین شکل ممکن به نمایش میگذارد.
همچنین الیویا کولمن هم که در فصل سوم نقش آفرینی ملکه الیزابت را دارد ، واقعا عالی عمل کرده شاید بهتر از کلرفوی (این تعویض بازیگران و وقفه ی ۲ سال بین فصل سوم و دوم واقعا ناراحت کننده بود اما بعد پخش فصل سوم معلوم شد ارزشش را داشت)
کلر فوی در نمایش وحشت و فلجشدگی الیزابت در زمانی که برای اولینبار به عنوان ملکه با جنازهی پدرش روبهرو میشود و باید به تنهایی او را تشییع کند، فوقالعاده ظاهر میشود.
و یا دوک ادینبرگ با بازی نقش آفرینی جذاب مت اسمیت کسی که بعد از ملکه شدن همسرش، خود را در موقعیت بدی پیدا میکند. از یک طرف الیزابت از صبح تا شب مشغول انجام کارهایش است و نمیتواند با او وقت بگذارند و از طرف دیگر فیلیپ که علاقهی بسیاری به خوشگذرانی و ورزش و خلبانی دارد، به خاطر مقام جدیدش به عنوان همسر ملکه، خود را در موقعیتهای محدودتری پیدا میکند و همچنین مجبور است الیزابت را در سفرهای دور و دراز و خستهکنندهاش همراهی کند همچنین در فصل سوم توبیاس منزیس پرنس فیلیپ پخته تر و با تجربه تری را به نمایش میگذارد که در پیچش های سخت مسائل خانوادگی ملکه را راهنمایی می کند. خط داستانی بعدی مربوط به مارگارت (ونسا کربی)، خواهر کوچک تر ملکه ، وی زیاد به قوانین خاندان سلطنتی پایبند نیست و در طول سریال دردسر های متعددی برای ملکه به وجود می آورد ، در دو فصل ابتدایی ونسا کربی بازی جذابی را ارائه داده است اما در فصل سوم هلنا بونهم کارتر ستاره ی اصلی سریال است و با بازی خیره کننده ی خود چشم ها را از ملکه به سمت خود جذب می کند.
وینستون چرچیل (جان لیسگو)، نخست وزیر وقتِ انگلستان را به عنوان یکی دیگر از کاراکترهای اصلی داریم که در سریال بعد از الیزابت در جایگاه دوم اهمیت قرار میگیرد. چرچیل که به عنوان نخست وزیری که پیروزی بریتانیا علیه آلمان نازی را هدایت کرد شناخته میشود، در آغاز سریال خیلی پیر و شکسته و بیمار شده است. وضعیت انگلستان بعد از جنگ به کلی تغیر کرده و روش چرچیل جوابگو نیست اما او اصرار دارد در قدرت بماند .
در فصل سوم جیسون واتکینز در نقش هارولد ویلسون (نخست وزیر از حزب کارگر ) ظاهر میشود و شخصیتی ساده اندیش تر و مردمی تر نسبت چرچیل را به تصویر می کشد ، به قدرت رسیدن حزب کارگر درد سر های جدیدی برای خاندان سلطنتی به وجود می آورد.
تاج دربارهی مقصد این کاراکترها نیست، بلکه به تغییر و تحولها و دردها و زجرها و خوشحالیهای گذرا و احساسات پنهانی که این کاراکترها در لحظه احساس میکردند میپردازد.
@NaghdeFilmoSerial
فوی ترکیبی از سردرگمی، معصومیت، جسارت و خستگی ملکهای پرمشغله را به زیباترین شکل ممکن به نمایش میگذارد.
همچنین الیویا کولمن هم که در فصل سوم نقش آفرینی ملکه الیزابت را دارد ، واقعا عالی عمل کرده شاید بهتر از کلرفوی (این تعویض بازیگران و وقفه ی ۲ سال بین فصل سوم و دوم واقعا ناراحت کننده بود اما بعد پخش فصل سوم معلوم شد ارزشش را داشت)
کلر فوی در نمایش وحشت و فلجشدگی الیزابت در زمانی که برای اولینبار به عنوان ملکه با جنازهی پدرش روبهرو میشود و باید به تنهایی او را تشییع کند، فوقالعاده ظاهر میشود.
و یا دوک ادینبرگ با بازی نقش آفرینی جذاب مت اسمیت کسی که بعد از ملکه شدن همسرش، خود را در موقعیت بدی پیدا میکند. از یک طرف الیزابت از صبح تا شب مشغول انجام کارهایش است و نمیتواند با او وقت بگذارند و از طرف دیگر فیلیپ که علاقهی بسیاری به خوشگذرانی و ورزش و خلبانی دارد، به خاطر مقام جدیدش به عنوان همسر ملکه، خود را در موقعیتهای محدودتری پیدا میکند و همچنین مجبور است الیزابت را در سفرهای دور و دراز و خستهکنندهاش همراهی کند همچنین در فصل سوم توبیاس منزیس پرنس فیلیپ پخته تر و با تجربه تری را به نمایش میگذارد که در پیچش های سخت مسائل خانوادگی ملکه را راهنمایی می کند. خط داستانی بعدی مربوط به مارگارت (ونسا کربی)، خواهر کوچک تر ملکه ، وی زیاد به قوانین خاندان سلطنتی پایبند نیست و در طول سریال دردسر های متعددی برای ملکه به وجود می آورد ، در دو فصل ابتدایی ونسا کربی بازی جذابی را ارائه داده است اما در فصل سوم هلنا بونهم کارتر ستاره ی اصلی سریال است و با بازی خیره کننده ی خود چشم ها را از ملکه به سمت خود جذب می کند.
وینستون چرچیل (جان لیسگو)، نخست وزیر وقتِ انگلستان را به عنوان یکی دیگر از کاراکترهای اصلی داریم که در سریال بعد از الیزابت در جایگاه دوم اهمیت قرار میگیرد. چرچیل که به عنوان نخست وزیری که پیروزی بریتانیا علیه آلمان نازی را هدایت کرد شناخته میشود، در آغاز سریال خیلی پیر و شکسته و بیمار شده است. وضعیت انگلستان بعد از جنگ به کلی تغیر کرده و روش چرچیل جوابگو نیست اما او اصرار دارد در قدرت بماند .
در فصل سوم جیسون واتکینز در نقش هارولد ویلسون (نخست وزیر از حزب کارگر ) ظاهر میشود و شخصیتی ساده اندیش تر و مردمی تر نسبت چرچیل را به تصویر می کشد ، به قدرت رسیدن حزب کارگر درد سر های جدیدی برای خاندان سلطنتی به وجود می آورد.
تاج دربارهی مقصد این کاراکترها نیست، بلکه به تغییر و تحولها و دردها و زجرها و خوشحالیهای گذرا و احساسات پنهانی که این کاراکترها در لحظه احساس میکردند میپردازد.
@NaghdeFilmoSerial
همچنین کارگردانی در سطح بالایی قرار دارد و به کمک شخصیت پردازی می آید برای مثال در فصل سوم و قسمت پنجم
نخست وزیر میخواست یک ژنرال رو بازنشست کنه
نمایه معرفی ژنرال خیلی جالب بود
اول یکنما از محوطه ای که نیرو های مسلح در حال احترام به ژنرال (لرد باتن) هستن نشون میده تا جایگاه اون رو به عنوان فرمانده ارتش نشون بده بعد یک نمای تمام قد از چالز دنس (همون تایون لنستر گات) که با اقتدار ایستاده و مدال های جنگ جهانی هم رو سینه ی وی نقش بسته
بازیگر از این با اوباهت تر نمیشد پیدا کرد ، نا خودآگاه ذهن مخاطب به سمت اقتدارش تو بازی تاج و تخت ها میره.
ویژگی دیگر تحسین آمیز سریال توجه به جزئیات صحنه و تصویربرداری است که باعث شده این سریال یکی از جذاب ترین و واقعی ترین سریال هایی باشد که تابحال درباره خانواده های سلطنتی ساخته شده اند. نماهای بیرونی که با دکور طبیعی زیبایی بازسازی شده اند ، به همراه موسیقی جذاب (به خصوص تیتراژ ساخته ی هانس زیمنس) تجربه فراموش نشدنی از تماشای سریال را در اختیار مخاطبین قرار می دهد.
فرمت داستان گویی سریال هم ترکیبی از مد من و سوپرانوز است یعنی در کنار روایت یک خط داستانی طولانیمدت، در هر اپیزود به یک داستان محدود و کوتاه هم میپردازند که در پایان آن اپیزود تمام میشود مثل سوپرانوز و همچنین با فلش بک های کلیدی و کوتاه (مثل مد من) اتفاقات کلیدی که برای شخصیت های اصلی در گذشته اتفاق افتاده و شخصیت فعلی آن ها را شکل داده است به تصویر میکشد. هر اپیزود حکم داستانهای کوتاهی را دارند که گوشهی پنهانِ تازهای از شخصیتها و افقِ دنیای سریال را فاش میکنند و وقتی این تکهها کنار هم قرار میگیرند، با تصویر کامل و پرجزییاتی از شخصیتها و نحوهی تفکرشان روبهرو میشویم.
در پایان باید بگویم که تاج جز بهترین سریال های در حال پخش تلوزیون و ستاره ی سریال های نتفلیکس است و دیدن آن از واجبات.
جوایز و افتخارات: گلدن گلوب : بهترین سریال درام (۲۰۱۷) ، بهترن بازیگر نقش اول زن سریال درام (۲۰۱۷)
امی : بهترین بازیگر نقش مکمل مرد سریال درام (۲۰۱۷) ، بهترین بازیگر نقش اول زن سریال درام(۲۰۱۸) و ده ها جایزه در جشنواره های مختلف از جمله امی و بفتا
meta: 84/100
imdb: 8.7/10
نمره: ۹ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
نخست وزیر میخواست یک ژنرال رو بازنشست کنه
نمایه معرفی ژنرال خیلی جالب بود
اول یکنما از محوطه ای که نیرو های مسلح در حال احترام به ژنرال (لرد باتن) هستن نشون میده تا جایگاه اون رو به عنوان فرمانده ارتش نشون بده بعد یک نمای تمام قد از چالز دنس (همون تایون لنستر گات) که با اقتدار ایستاده و مدال های جنگ جهانی هم رو سینه ی وی نقش بسته
بازیگر از این با اوباهت تر نمیشد پیدا کرد ، نا خودآگاه ذهن مخاطب به سمت اقتدارش تو بازی تاج و تخت ها میره.
ویژگی دیگر تحسین آمیز سریال توجه به جزئیات صحنه و تصویربرداری است که باعث شده این سریال یکی از جذاب ترین و واقعی ترین سریال هایی باشد که تابحال درباره خانواده های سلطنتی ساخته شده اند. نماهای بیرونی که با دکور طبیعی زیبایی بازسازی شده اند ، به همراه موسیقی جذاب (به خصوص تیتراژ ساخته ی هانس زیمنس) تجربه فراموش نشدنی از تماشای سریال را در اختیار مخاطبین قرار می دهد.
فرمت داستان گویی سریال هم ترکیبی از مد من و سوپرانوز است یعنی در کنار روایت یک خط داستانی طولانیمدت، در هر اپیزود به یک داستان محدود و کوتاه هم میپردازند که در پایان آن اپیزود تمام میشود مثل سوپرانوز و همچنین با فلش بک های کلیدی و کوتاه (مثل مد من) اتفاقات کلیدی که برای شخصیت های اصلی در گذشته اتفاق افتاده و شخصیت فعلی آن ها را شکل داده است به تصویر میکشد. هر اپیزود حکم داستانهای کوتاهی را دارند که گوشهی پنهانِ تازهای از شخصیتها و افقِ دنیای سریال را فاش میکنند و وقتی این تکهها کنار هم قرار میگیرند، با تصویر کامل و پرجزییاتی از شخصیتها و نحوهی تفکرشان روبهرو میشویم.
در پایان باید بگویم که تاج جز بهترین سریال های در حال پخش تلوزیون و ستاره ی سریال های نتفلیکس است و دیدن آن از واجبات.
جوایز و افتخارات: گلدن گلوب : بهترین سریال درام (۲۰۱۷) ، بهترن بازیگر نقش اول زن سریال درام (۲۰۱۷)
امی : بهترین بازیگر نقش مکمل مرد سریال درام (۲۰۱۷) ، بهترین بازیگر نقش اول زن سریال درام(۲۰۱۸) و ده ها جایزه در جشنواره های مختلف از جمله امی و بفتا
meta: 84/100
imdb: 8.7/10
نمره: ۹ از ۱۰
alireza ripper
@NaghdeFilmoSerial
تقدیم به استاد گرانقدرم اولین معلم نقد نویسیم ،دوست عزیزم آقای فرداد نصوری😎
#نقد_سریال
#پیشنهاد_سریال
به نام خدا
the sopranos 1999-2007
تعداد فصل : ۶
تعداد قسمت: ۸۶
شبکه : HBO
خالق :دیوید چیس، میتو واینر
بازیگران : جمیز گاندولفینی ، لورین براکو ، ادی فالکو ، مایکل امپریولی ، دومینیک کیانزه و ...
ژانر : گانگستری(مافیایی)
مقدمه:
این سریال داستان مردی به نام "تونی سوپرانو" و زندگی او به عنوان پدر ، همسر و رئیس یکی از بزرگترین باندهای مافیایی نیوجرسی در قرن 21 را به تصویر میکشد جایی که این گنگستر ایتالیایی ـ آمریکایی در برقراری توازن مابین زندگی اش در کنار خانواده و اداره ی سازمان جنایی که رهبری ان را به عهده دارد، دچار معضلاتی میشود. این معضلات اغلب در قالب ملاقات های تونی با روانشناسش دکتر جنیفر ملفی (Lorraine Bracco) به صورت فلش بک به تصویر کشیده میشود.
اگه فکر میکنید Got یا breaking bad و ... بهترین سریال دنیاست دو حالت بیشتر نداره یا The Sopranos رو اصلا ندیدین یا درست ندیدید .
نوبتی هم باشه نوبت معرفی بهترین سریالی که دیدم و احتمالا بعد ها هم بهتر از این سریال نتونمپیدا کنم ، سریالی که می ارزه به نصف بهترین فیلم های تاریخ سینما ، پدر خوانده ی جهان تلوزیون، ابر شاهکار سوپرانوز.
اولین بار که سریال true detective رو دیدم موسیقی تیتراژ آغازین من رو مجذوب خودش کرد و بعد از اون هر سریالی که موسیقی تیتراژ آغازین خوب و با کلام داشت برام جز بهترین ها بود ، sons of anarchy, narcos و از همه بالاتر the sopranos.
شاید برای کسانی که به سریال های داستان محور عادت کرده باشند، دیدن این سریال کمی سخت باشد زیرا اساس این سریال بر پایه ی دیالوگ های بین شخصیت هاست و از هیجانات کاذب خبری نیست ولی با این وجود ، دیدن این شاهکار رو به همه پیشنهاد میکنم. اگه در حسرت غرق شدن تو زندگی مافیا بودین و با فیلم های سینمای به دلیل محدودیت زمانی ارضا نشدین حتما این سریال رو ببینید.
روانشناسی عجیب شخصیتی ، علائم شناسی ، هیجان ، موزیک عالی ، شخصیت پردازی ، کمدی های هوشمندانه و... همه و همه باعث شده که این سریال به یکی از موفق ترین سریال های تاریخ تلویزیون از لحاظ کسب موفقیت های اقتصادی و تبلیغاتی و همچنین رضایتمندی منتقدین محسوب شود .
با معرفی و بررسی این سریال جذاب همراه ما باشید.
@NaghdeFilmoSerial
#نقد_سریال
#پیشنهاد_سریال
به نام خدا
the sopranos 1999-2007
تعداد فصل : ۶
تعداد قسمت: ۸۶
شبکه : HBO
خالق :دیوید چیس، میتو واینر
بازیگران : جمیز گاندولفینی ، لورین براکو ، ادی فالکو ، مایکل امپریولی ، دومینیک کیانزه و ...
ژانر : گانگستری(مافیایی)
مقدمه:
این سریال داستان مردی به نام "تونی سوپرانو" و زندگی او به عنوان پدر ، همسر و رئیس یکی از بزرگترین باندهای مافیایی نیوجرسی در قرن 21 را به تصویر میکشد جایی که این گنگستر ایتالیایی ـ آمریکایی در برقراری توازن مابین زندگی اش در کنار خانواده و اداره ی سازمان جنایی که رهبری ان را به عهده دارد، دچار معضلاتی میشود. این معضلات اغلب در قالب ملاقات های تونی با روانشناسش دکتر جنیفر ملفی (Lorraine Bracco) به صورت فلش بک به تصویر کشیده میشود.
اگه فکر میکنید Got یا breaking bad و ... بهترین سریال دنیاست دو حالت بیشتر نداره یا The Sopranos رو اصلا ندیدین یا درست ندیدید .
نوبتی هم باشه نوبت معرفی بهترین سریالی که دیدم و احتمالا بعد ها هم بهتر از این سریال نتونمپیدا کنم ، سریالی که می ارزه به نصف بهترین فیلم های تاریخ سینما ، پدر خوانده ی جهان تلوزیون، ابر شاهکار سوپرانوز.
اولین بار که سریال true detective رو دیدم موسیقی تیتراژ آغازین من رو مجذوب خودش کرد و بعد از اون هر سریالی که موسیقی تیتراژ آغازین خوب و با کلام داشت برام جز بهترین ها بود ، sons of anarchy, narcos و از همه بالاتر the sopranos.
شاید برای کسانی که به سریال های داستان محور عادت کرده باشند، دیدن این سریال کمی سخت باشد زیرا اساس این سریال بر پایه ی دیالوگ های بین شخصیت هاست و از هیجانات کاذب خبری نیست ولی با این وجود ، دیدن این شاهکار رو به همه پیشنهاد میکنم. اگه در حسرت غرق شدن تو زندگی مافیا بودین و با فیلم های سینمای به دلیل محدودیت زمانی ارضا نشدین حتما این سریال رو ببینید.
روانشناسی عجیب شخصیتی ، علائم شناسی ، هیجان ، موزیک عالی ، شخصیت پردازی ، کمدی های هوشمندانه و... همه و همه باعث شده که این سریال به یکی از موفق ترین سریال های تاریخ تلویزیون از لحاظ کسب موفقیت های اقتصادی و تبلیغاتی و همچنین رضایتمندی منتقدین محسوب شود .
با معرفی و بررسی این سریال جذاب همراه ما باشید.
@NaghdeFilmoSerial