گربه سیاه🐈‍⬛️
51 subscribers
234 photos
3 videos
141 links
آرمان | خطاط لاتین و ذره‌ای نقاش
متن‌های قشنگ و نامه های خاص، می‌تونید ورژن دست‌نوشته و فانتزیشون رو داشته باشید، فقط کافیه پیام بدید.

آیدی ثبت سفارش و مشاوره:
@C_doll
Download Telegram
بذارید یه چیزی رو بگم؛
رابطه‌ی رئیس و مرئوس همیشه در چهارچوب «نگاه از بالا به پایین» عه و هیچوقت تغییر نمی‌کنه. ممکنه بعضا با لبخند و یه مقدار خوشرویی باشه، اما هیچوقت با نگاه برابری نیست.
👌1
شرح کلاس آلمانی: 🗿❤️
❤‍🔥2
شرح امروز، سر کلاس آلمانی:
❤‍🔥4
این متن ممکنه آزاردهنده باشه؛
یکی از مشتری ها، سعی کرده بود یه گربه رو امداد کنه و متاسفانه در آخر مجبور شده بودن یوتانایزش کنن. قلبم به درد اومده...
یه موجود که نمی‌دونم چی باید اسمشو گذاشت، بیست و سه تا تیر ساچمه ای بهش زده بود، که شیش تاش توی صورتش بود.
چطور میشه همچین چیزی؟
جالب اینجاست که این مدت در تلاش بودن که فیلم دوربین های کوچه رو‌ چک کنن تا پیداش کنن و هیچکس همکاری نکرده. چرا؟ چرا انقدر ساده برخورد می‌کنن ملت؟
کسی که با یه موجود بی زبون اینکار رو می‌کنه، همونیه که میاد دخترهامونو اذیت میکنه، بچه هامونو آزار میده و ... چطور میشه راحت ازش گذشت؟
💔8
امشب، شب خوبی نبود صادقانه.
باید برای پنجشنبه باید یه ارائه آماده کنم ولی جوری بهم سخت گذشته که دلم می‌خواد فقط بخوابم و بیدار نشم.
ساعت هفت تا نه تو مغازه برق نبود، نه تا یازده هم تو خونه...
من چهار ساعت بی برق بودم امروز. 🌚
🐳1
امروز یه مشاوره برای بوتاکس گرفتم.
دکتر می‌گفت ابروهاتو بده بالا و ابروهام نمی‌رفت بالا. 🌚
یعنی بوتاکس نزده، ابروهام خودشون فلجن. 😂💔
🐳2
یکی از اقوامِ یکی از اقواممون، یه سری یه مقدار رنگینک درست کرده بود و آورده بود برامون. حالا چی هست؟ خرماست که داخلش مغز گردو می‌ذارن، بعدش آرد رو تفت میدن و طلایی که شد، روغن اضافه می‌کنن و وقتی یکدست شد، می‌ریزن رو خرماها...
امشب به شدت دلم رنگینک می‌خواد.
دوستان عزیز و محترمی که ویپ یا هرچیز دیگه ای استعمال می‌کنید، لطفا درک این رو داشته باشید که حداقل توی محیط بسته و تو صورت هیچکس اینکار رو نکنید. واقعا ناخوشاینده، واقعا زشته، واقعا زننده ست.
👍1
گربه سیاه🐈‍⬛️
دوستان عزیز و محترمی که ویپ یا هرچیز دیگه ای استعمال می‌کنید، لطفا درک این رو داشته باشید که حداقل توی محیط بسته و تو صورت هیچکس اینکار رو نکنید. واقعا ناخوشاینده، واقعا زشته، واقعا زننده ست.
امروز طرف اومد و دیگه فقط نگفت «زمین چرا گرده؟ زمین باید صاف می‌بود!» نیم ساعت حرف زد، توی هر حرفی یه استدلال نادرست آورد و منو کشتن رسما...
منم امروز معده درد وحشتناکی داشتم و ضربه‌ی آخر رو جایی زد که این بخار یا دود ویپشو (هرچی هست) می‌داد تو صورت من. 😐
💔4
من خسته ام، روحی و عمیقاً خسته ام.
نمی‌دونم باید با زندگیم چیکار کنم، عمیقاً نیاز به کمک دارم. وگرنه بعید می‌دونم اصلا به جایی برسم که بخوام از ایران برم...
💔2
نمی‌خوام...
خسته، له و درمونده ام.
و نمی‌خوام واقعا...
💔2
عزیزان دلم، لطفا هرگربه ای هرجا دیدید، بدون فکر و مشورت برش ندارید ببرید با خودتون.
حتی به کوچک ترین احتمال اینکه نتونید نگهش دارید یا اینکه کسی قبولش نکنه فکر کنید، حتی یک درصد هم یک درصده.
گربه قلمرو طلبه، هرچند ضعیف و کوچیک باشه بازم تو یه محدوده بیشتر احساس امنیت می‌کنه وقتی عادت داره. حالا شما برمیدارید می‌برید یه جای غریبه، یه جای ناشناخته، بهش استرس میدید که هیچ، بعد هم میبیند نمی‌تونید نگه دارید، ولش می‌کنید. 😐
می‌دونید اون بیچاره حالا علاوه اضطرابی که گرفته و گرسنگی و گرما، با چالش های یه جای جدید هم کنار بیاد؟ حیوونای دیگه، آدم های جدید و ...
💔4
یه خانواده هستن، هرجا میرن یه گربه آروم می‌بینن، برش میدارن میارن اینجا میگن چیکار کنیم؟ خدا شاهده هربار میگم خب وقتی نمی‌تونید خودتون نگهش دارید، چرا برمیدارید؟ الان من چیکارش کنم؟! اصلا گیرم من بتونم بدمش برای واگذاری، این زمان بره، این زبون بسته این مدت چیکار کنه؟! 😐
و خدا شاهده هر دو روز مامانه گربه رو بیرون می‌کنه و دختره میاد اینجا پیش من گریه و زاری. 😐
آقا بر ندارید، اگر کسی نمی‌خواد نگه داره، جایی برای امداد ندارید، یا نمی‌تونید کمک کنید، موجود بیچاره رو آواره نکنید.
نه رو اعصاب من برید، نه اون بیچاره. 😐
💯8
I'm tired, so tired that I feel like I could go to the rooftop and end it, like it's nothing.
All these lies, all this pretending, it makes me so exhausted that I can't even remember who I am.
There's almost no hope left for me, here or there. So I suppose it makes no difference when it ends, where it ends...
Just one more try, then I'll sink into the night.
💔2
امروز دیگه روز آخره...
قول میدم روز این دانشگاهه، دیگه این عذاب بیشتر از این ادامه پیدا نمی‌کنه.
این مدت که دانشگاه نبود، کلاس زبان رفتم و کار کردم، نمی‌دونم توی چند ماه آینده چی پیش میاد، اما دیگه تو اون دانشگاه هیچکس قرار نیست منو ببینه.
👌2💯1
کمتر از یک ساعت دیگه، تقریبا برای همیشه با این دانشگاه خداحافظی می‌کنم.
فقط یه روز میام برای مرخصی گرفتن و بعد هم برای کارای انصراف.🌚
قهوه کم خوردم امروز، رفتم کتابخونه درس خوندم و بعد رفتم سر کار. میشه گفت از ساعت هفت صبح تا همین الان سرپا بودم...
و یکی از مشتری‌هایی که نیاز داشتم باهاش صحبت کنم هم امروز اومد و جواب هایی که ازش گرفتم، حقیقتا ناامید کننده بود.
الان خسته و ناامید نشستم، نمی‌دونم چی بگم.