وکیل مدافع من
152 subscribers
386 photos
29 videos
445 links
دانایی توانایی است.

دانستنی حقوقی روز

ارتباط با ادمین :
@Vakil_modafe_man
Download Telegram
آیا ما با سوادیم؟

تعريف كلاسيك سواد، توانايی خواندن و نوشتن است.
اما بر اساس تعريف يونسكو، شخص با سواد فردی است که تمام پارامترهای زير را (مهارت ها) در خود دارا است:

١- سواد عاطفی:
توانايی برقراری روابط عاطفی با خانواده، همسر و دوستان، به نحو شایسته

٢- سواد ارتباطی:
توانايی برقراری ارتباط و تعامل با تمامی اعضای جامعه، شامل آداب معاشرت و روابط اجتماعی نیکو

٣- سواد مالی:
توانايی مديريت اقتصادی درآمد، یعنی دانش چگونگي پس انداز، سرمايه گذاری، و مديريت هزینه

٤- سواد رسانه:
اين كه بدانيم كدام رسانه ها معتبر و كدام نا معتبر است. یعنی توانايی تشخيص راستی و درستی اخبار و ديگر پيام های رسانه ای و از کپی کردن و اشاعه مطالب نادرست پرهیز کنیم.

٥- سواد آموزش و پرورش:
توانايی تربيت فرزندان به شکل شایسته

٦- سواد رايانه:
توانايی استفاده از مهارت های هفت گانه ی رايانه یا ICDL، شامل مفاهيم پايه ی فن آوری اطلاعات و ارتباطات، استفاده از رايانه، مديريت فايل ها، واژه پردازی و ...

امروز، در قرن ۲۱، داشتن سواد خواندن و نوشتن، یا حتى اخذ مدرک دانشگاهی، دال بر با سواد بودن فرد نیست.

#سواد

https://t.me/MyAttorney
🔴 مردی به آرایشگاه رفت تا موهایش را کوتاه کند. آرایشگر که مشغول کار شد طبق عادت همیشگی با مشتری شروع به صحبت کرد. درباره موضوعات گوناگونی صحبت کردند تا موضوع گفتگو به خدا رسید. آرایشگر گفت: من هرگز به خدا اعتقاد ندارم. مشتری پرسید: چرا اینگونه فکر می کنی؟ آرایشگر گفت : کافیست پایت را از اینجا بیرون بگذاری و به خیابان بروی و دریابی که خدا وجود ندارد. چرا این همه آدم بیمار و فقیر در جهان هست؟ اگر خدا هست وجود این همه آواره به چه معنی است؟ دلیل این همه مشکل که مردم دارند چیست؟
اگر خدا هست پس نباید رنجی وجود داشته باشد. من نمی توانم تصور کنم خدایی که همه را دوست دارد، اجازه دهد این وضعیت ادامه داشته باشد.
مشتری لحظه ای فکر کرد ولی نخواست جوابش را بدهد که مبادا مشاجره ای در بگیرد.
بعد از اتمام کار وقتی مشتری آرایشگاه را ترک کرد درست همان لحظه مردی را با موهای بسیار بلند و ریشهای ژولیده و بسیار کثیف دید. مشتری به آرایشگاه برگشت و به آرایشگر گفت : آیا میدانی که در دنیا هرگز آرایشگر وجود ندارد؟
آرایشگر گفت : چگونه چنین ادعائی میکنی, در حالیکه من اینجا هستم و همین چند دقیقه پیش موهای ترا اصلاح کرده‌ام ؟
مشتری ادامه داد: آرایشگر وجود ندارد چون اگر وجود داشت آدمی به آن شکل و شمایل با آن موهای بلند و ژولیده وجود نداشت و اشاره کرد به همان مرد کثیف و ژولیده که حالا داشت از مقابل آرایشگاه عبور می کرد. آرایشگر گفت: نه، من وجود دارم, چرا آن مرد به پیش من نمی آید؟
مشتری گفت: نکته همینجاست، خدا هم وجود دارد. دلیل وجود همه این مشکلها آن است که مردم به سوی خدا روی نمی آورند و دنبالش نمی گردند.

🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻

✖️بعضی وقت ها فکر می کنیم،
چون خیلی گرفتاریم
به خدا نمی رسیم.
✔️ اما حقیقت این است:
چون به خدا نمی رسیم،
خیلی گرفتاریم !

تو مبین که بر درختی یا به چاه
تو مرا بین که منم مفتاح راه
«مولانا»

#خدا
#یا_فتاح

https://t.me/MyAttorney
1
سامانه مدیریت اطلاعات اشیا و مدارک پیدا شده شرکت ملی پست

http://postyafteh.post.ir/r/fSearchAll.aspx

اگر مدارک مهمی را گم کرده باشید، درصورتی که این مدارک به شرکت پست تحویل یا ارسال شده باشد میتوان با مراجعه و جستجو در سامانه ایجاد شده، آنها را پیدا کرد.

#مدارک_گمشده
#سامانه

https://t.me/MyAttorney
☑️🕗♥️ تا توانی دلی به دست آور

امروز صبح مثل هر روز با بی‌حوصلگی و ناراحتی عازم محل کار شدم. پشت فرمان ماشینم نشستم و حین رانندگی به هزار جور مساله فکر کردم.

چندوقتی است که اوضاع محیط کارم به هم ریخته و مانند قبل به حرفه‌ام علاقه سابق را ندارم.
به همین دلیل صبح‌ها هیچ اشتیاقی برای رفتن به محل کار در خود نمی‌بینم و از سر اجبار این کار را انجام می‌دهم. ترافیک سنگین آزارم می‌داد.
برای رهایی از خیابان‌های قفل شده از کوچه پس‌کوچه‌ها می‌روم تا راحت تر برسم. در وسط یکی از کوچه‌ها پسربچه‌ای ده ساله که اول صبح شیطنت‌اش گل کرده بود جلوی ماشینم ایستاد و دست‌هایش را باز کرد.
انگار می‌خواست به من علامت بدهد که راه بسته است. با عصبانیت سرم را از پنجره ماشین بیرون آوردم و فریاد کشیدم: «کچل برو کنار!» پسرک که تا آن لحظه لبخندی از ته دل بر لب داشت با شنیدن کلمه کچل خیلی ناراحت شد و با چهره‌ای غمگین به آن سوی خیابان رفت. به راهم ادامه دادم.
به نزدیکی محل کار رسیدم و ماشینم را پارک کردم. پیاده شدم و سریع به طرف آنجا به راه افتادم. پیاده‌رو کمی شلوغ بود و من که عجله داشتم دقت زیادی به جلوی خودم نمی‌کردم.
ناگهان به خانمی برخوردکردم و این تصادف آن‌قدر شدید بود که کیسه‌های سیب و پرتقالی که زن از تره‌بار خریده بود از دستش رها شد و میوه‌ها روی زمین قل خوردند.
زن از پشت عینکش با ناراحتی مرا نگاه کرد و خواست چیزی بگوید که من پیشدستی کردم و با تندی گفتم: سرکارخانم، چرا مراقب نیستید. زن بروبر مرا نگاه کرد و گذشت و من به داخل شرکت رفتم.
روز شلوغی را داشتم و ارباب رجوع فراوانی به من مراجعه کردند. یکی از آنها پیرمردی بود که گوشش درست نمی‌شنید و لازم بود هر حرفی را چندبار برایش تکرارکنم.زود از کوره در رفتم و او را به اتاق دیگری فرستادم تا همکارم کارش را انجام دهد.
ساعت که به 5 بعدازظهر رسید کتم را برداشتم و با جسم و روحی خسته و درهم شکسته رهسپار خانه شدم.
به محض این که رسیدم خود را روی کاناپه رها کردم و دقایقی پلک‌هایم را بستم تا اندکی آرام بگیرم. با خود فکر کردم چرا زندگی‌ام خوب نیست؟ کیفیت کارم افت کرده و امور مالی زندگی‌ام بشدت پیچیده شده است.
هنوز حقوق نگرفته همه بابت قسط‌های قبلی می‌رود و من باید بقیه ماه را با زجروعذاب بگذرانم. چرا زندگی من این‌گونه است؟ حتی کسی نیست که برای من چای دم کند و با این بدن کوفته باید خودم از خودم پذیرایی کنم.
در این افکار بودم که ناگهان تصاویر روز جلوی چشمانم رژه رفتند. پسربچه‌ای که با زبان آزارش می‌دهم و به او تلخ‌ترین حرفی که می‌توان به کودکی در آن سن گفت می‌گویم، خانمی که ناخواسته موجب افتادن کیسه‌های میوه‌اش روی زمین می‌شوم و به جای کمک برای جمع کردنشان او را متهم می‌کنم و پیرمردی که به‌جای دلسوزی برای شنوایی ضعیفش خودم را از دستش راحت می‌کنم.
براستی من هر روز دل چند نفر را به همین راحتی می‌شکنم بی‌آن‌که وجدان خفته‌ام سرسوزنی بیدارشود و قلب سنگی‌ام برای لحظه‌ای به تپش بیفتد؟
من دل این و آن را بی‌هیچ شفقتی می‌شکنم و به این دقت نمی‌کنم که با خرد کردن غرور و شخصیت آنها، درحقیقت سقف شیشه‌ای زندگی خود را شکسته ام و به این ترتیب به طوفان‌های بلا اجازه داده‌ام که وارد زندگی‌ام شوند و مرا به تسخیر بکشند.
آن شب تا دیروقت در تنهایی خود فرو رفتم و با خود تصمیم بزرگی گرفتم که از فردای آن روز انسان دیگری شوم.
صبح شاداب و خوشحال عازم محل کار شدم. برای رهایی از ترافیک در کوچه پس‌کوچه‌ها رانندگی می‌کردم. پسربچه‌ای شیطان و دوست داشتنی سر راهم ایستاده بود.
برایش دست تکان دادم و با لحنی مهربان از او خواهش کردم که راه را برایم بازکند. پسرک خنده‌ای کرد و کنار رفت.
وقتی پیاده شدم و قصد رفتن به شرکت را داشتم ناگاه با خانمی برخورد کردم و در نهایت شرمندگی متوجه شدم که کیسه‌های میوه از دستش رها شده و سیب و پرتقال‌هایش روی زمین افتاده‌اند.
سریع عذرخواهی کردم، کیسه‌ها را از دستش گرفتم، میوه‌ها را از روی زمین برداشتم و داخل همان کیسه‌ها انداختم.
زن که از برخورد من خوشش آمده بود تشکرکرد و از خداوند برای من طلب بهترین‌ها را کرد. از او خداحافظی کردم و به محل کار رفتم.
روز شلوغی را داشتم، اما به امور تمام ارباب رجوعی که به من مراجعه کردند با جان و دل توجه کردم، بخصوص پیرمردی که شنوایی ضعیفی داشت و لازم بود به او محبت بیشتری داشته باشم.
دیگر آسمان زندگی‌ام شکسته نیست، چون دلی را نمی‌شکنم. همه را دوست دارم و درحد توانم به همگان محبت می‌کنم.
کارم را دوست دارم، مدیر از دستم راضی است، همسرم با من خوشبخت است و دخل و خرجم براحتی جور می‌شود. برکت از زمین و زمان بر سرم می‌بارد و زندگی‌ام توام با لذت است. من این زندگی را دوست دارم👌👍❤️🌈🌸🍀

#مهربانی
#رضایت
#کارما

https://t.me/MyAttorney
👍1
سابقا، فرزندان حاصل از ازدواج زن ایرانی با مرد غیرایرانی، ایرانی محسوب نمی شدند و نمیتوانستند دارای تابعیت و شناسنامه ایرانی شوند اما اخیرا با تصویب ماده واحده اصلاحی فوق ، فرزندانِ مادر ایرانی تحت شرایطی میتوانند تابعیت ایران را اخذ کنند. همچنین آئین نامه اعطای تابعیت ایران به فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی از جانب هیات دولت در سال ۹۹ به تصویب رسید.

#تابعیت
#ایرانی
#مریم_میرزاخانی
#ازدواج_با_مرد_غیر_ایرانی

https://t.me/MyAttorney
👆عنوان مطلب رسانه:
" یک‌ مار شجاع یک ماهی را از غرق شدن نجات داد! "
این چیزیه که رسانه ها امروز میتونه به تو القاء کنه...
در دنیای امروز و عصر ارتباطات، اگر خودتونو به سواد رسانه ای مجهز کنید هر حرفی در شما تاثیر نخواهد گذاشت.

کسانی که "بدون دلیل" باور میکنند را
نمیتوان "با دلیل" قانع کرد...
"جیمز رندی - شعبده باز معروف جهان"

با آرزوی سلامتی برای هموطنان عزیز❤️🌈💐

حافظا چون غم و شادی جهان در گذر است
بهتر آن بود که من خاطر خود خوش دارم

#سواد_رسانه
#القاء
#قدرت_ذهن
#امید
#دانایی_توانایی
#کرونا

https://t.me/MyAttorney
👍2
🛡 ۶۷ سال پیش در چنین روزی در تاریخ ۷ اسفند ۱۳۳۱ لایحه استقلال کانون وکلا با تلاش حقوقدانان وقت، توسط مرحوم دکتر مصدق به امضا رسید و تصویب شد که به روز "وکیل مدافع" نامگذاری شده است. این روز بر تمامی مدافعان حق و عدالت گرامی باد🌹🌿

#وکیل
#استقلال_کانون_وکلا

https://t.me/MyAttorney
🔴سرهنگ نادر مرادی با اعلام خبر ممنوعیت اخذ هر گونه مبلغ از مشتریان به عنوان فسخ قرارداد از سوی متصدیان تالار‌های پذیرایی درباره جزئیات این خبر اظهار کرد: با توجه به شرایط فعلی و لغو برخی از مراسم جشن و پذیرایی از سوی شهروندان، بخشنامه‌ای از سوی سازمان صنعت، معدن و تجارت استان تهران، به اتاق اصناف و اتحادیه تالار پذیرایی و تجهیز مجالس صادر شد.
وی گفت: در این بخشنامه آمده است، کلیه متصدیان این واحد‌های صنفی از گرفتن هرگونه مبلغ به عنوان خسارت فسخ قرارداد از مشتریان خودداری و مبلغ بیعانه عینا به مشتریان عودت شود.
معاون نظارت بر اماکن عمومی پلیس امنیت پایتخت با اشاره به اینکه این موضوع به کلیه تالارداران ابلاغ شده است، از شهروندان خواست: در صورت مواجهه با هرگونه تخلفی از سوی مدیران و یا متصدیان این واحد‌های صنفی، موضوع را به پلیس اماکن پایتخت گزارش تا برابر قانون با متخلفان برخورد شود./باشگاه خبرنگاران جوان
http://www.otaghasnaftehran.ir/fa/1398/25660/

#خسارت
#قرارداد
#شیوع
#تالار_پذیرایی

https://t.me/MyAttorney
دلا باید به هر دم یا علی گفت 
نه هر دم بل دمادم یا علی گفت

به صدق دل همیشه یاد او بود
به هر پیچ و به هر خم یا علی گفت 

دمی که روح در آدم دمیدند
ز جا بر خاست آدم، یا علی گفت

چو نوح از موج توفان ایمنی خواست
توسل جست و هر دم یا علی گفت

ز بطن حوت یونس گشت آزاد
ز بس در ظلمت یم، یا علی گفت

عصا در دست موسی اژدها شد
کلیم آنجا مسلم یا علی گفت

نمی شد زنده جان مرده هرگز
یقین عیسی بن مریم یا علی گفت

ز لیلی می شنیدم یا علی گفت
به مجنون چون رسیدم یا علی گفت

نزول وحی چون فرمود سبحان
ملک در اولین دم یا علی گفت

علی در کعبه بر دوش پیمبر
قدم بنهاد آندم یا علی گفت

به فرقش کی اثر می کرد شمشیر
گمانم ابن ملجم یا علی گفت

پدر آلزايمر داشت.... هيچ چيز يادش نبود جز فرزندش...
فرزندش سالم بود....همه چيز يادش بود جز پدرش...💚❤️

روز میلاد بزرگمرد عالم حضرت علی (ع) و روز مرد بر پدران قهرمان سرزمینم مبارک 💐🌹🌈

#حضرت_علی
#پدر

https://t.me/MyAttorney
شرایط دریافت غرامت(جبران خسارت) دستمزدِ ایامِ بیماری عبارت است از:‌ نداشتن اشتغال به کار در ایام بیماری، دریافت نکردن مزد یا حقوق(چنانچه بیمه شده در ایام بیماری، از کارفرما مزد یا حقوق دریافت کند، سازمان تامین اجتماعی تنها "خدمات درمانی" را به بیمه شده ارائه می دهد و غرامت دستمزد نمی پردازد.)، عدم قطع رابطه کارگر و کارفرمایی قبل از شروع بیماری، عدم بازخرید، استعفا یا اخراج بیمه شده در ایام بیماری.
برای مدت پرداخت این نوع غرامت، محدودیت زمانی و تعداد دفعات وجود ندارد و تا زمانی که بیمه شده بر حسب تشخیص سازمان تامین اجتماعی قادر به کار نباشد و بموجب قوانین این سازمان، از کارافتاده شناخته نشده باشد، پرداخت غرامت دستمزد ادامه می‌یابد و مدت دریافت آن جزو سابقه پرداخت حق بیمه محسوب می‌شود.
برای دریافت این نوع غرامت بیمه شده باید اصل دفترچه درمانی و گواهی پزشکی معتبر را به شعبه سازمان تأمین اجتماعی ارائه کنند.

#دستمزد
#غرامت
#ایام_بیماری
#ماده_۶۲_قانون_تامین_اجتماعی

https://t.me/MyAttorney
☑️ درسي از سقراط
روزی سقراط، مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر است. علت ناراحتیش را پرسید، پاسخ داد : "در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم. سلام کردم، جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم.”

سقراط گفت : "چرا رنجیدی؟”
مرد با تعجب گفت : "خب معلوم است، چنین رفتاری ناراحت کننده است.”

سقراط پرسید : "اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد و بیماری به خود می پیچد، آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟"
مرد گفت : "مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم. آدم که از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود."

سقراط پرسید : "به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟"

مرد جواب داد : "احساس دلسوزی و شفقت؛ و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم."
سقراط گفت : "همه ی این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی، آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود؟ و آیا کسی که رفتارش نادرست است، روانش بیمار نیست؟ اگر کسی فکر و روانش سالم باشد، هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟ بیماری فکر و روان نامش “غفلت” است و باید به جای دلخوری و رنجش، نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است، دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند.
پس از دست هیچ کس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده و بدان که هر وقت کسی بدی می کند، در آن لحظه بیمار است."

"وقتی که شخص دیگری تو را رنج می‌دهد این بخاطر این است که او عمیقاً در درون خویشتن رنج می‌کشد و رنجَش به بیرون می‌ریزد .
او احتیاج به مجازات ندارد،
او به کمک نیاز دارد.
این پیامی است که او می‌فرستد."
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت ...
🌹🌹🌹

#بیداری
#بخشش
#آرامش
#غفلت
#رنج
https://t.me/MyAttorney
🔥1👌1