Forwarded from اتچ بات
" شاه دنگبژا هنرمند شاکرو"
موسیقی کُردی پیوندی ناگسستنی با زندگی روزمره کردها دارد.نوعی از موسیقی فولکلور کردی مربوط به بیان حکایتها و داستانها میشود. در این بین ترانههای داستانی نیز خودشان به دو بخش قهرمانی و دلدادگی تقسیم میشوند و نوع ترانهسرایی "دَنگبِژ شاکرو" در این دسته قرار میگیرد. (اصطلاح کُردی دهنگبێژ به معنای خواننده میباشد)
"شاکرو دنیز" مشهور به "شاکرێ بهدیهێ محێ" یکی از دنگبژهای مشهور کُرد کرمانج در سال 1936 در الازگر استان آگری(آرارات) به دنیا آمد و خانواده وی نیز در آن دوران همانند میلیونها کُرد دیگر به آناتولی تبعید شد.
صدایش بر اندام هر کُردی لرزه میانداخت. شاکرو را Kewa Rebat مینامیدند. یعنی کبک نری که در میان کبکها آوازش قویتر و زیباتر است در واقع او را شاه دَنگبِژها لقب دادهاند. او استاد صدا بود. شاکرو از شاگردان رسو بوده و بیشتر آوازهای رسو را نیز خوانده است. رسو هم شاگرد عهودال بوده است. شاکرو دهها ترانه را ضبط نمود و علیرغم امکانات ناچیز آن زمان توانست بخشی مهم از فرهنگ و زبان کُردی را حفظ کند. شاکرو بیسواد بود اما خدمت عظیمی به زبان کُردی کرد، او در سال ۱۹۹۶ در شهر ازمیر ترکیه دار فانی را وداع گفت.از دَنگبِژ شاکرو در طول عمر دنگبژیاش بیش از ۲۶۶ ترانه در قالب ۶۵ کاست به یادگار مانده است. از بین ترانههای شاکرو ۳۵ ترانه حماسی، ۱۸۳ ترانه عاشقانه، ۲۷ ترانه در خصوص درگیریهای قبیلهای و عشیرهای، ۳ ترانه داستانی(بیت) و ۱۸ ترانه با موضوع طبیعت در این کاستها ثبت و ضبط شده است.دنگبژمصطفی بروکی میلان هنرمند اصالتا #چالدرانی هنر دنگبژی را در نزد او یاد گرفته شاکرو در سال 1996برابر با 1375 شمسی در شهر ارزروم ترکیه درسن 60 سالگی دار فانی را وداع گفت و صدای او برای همیشه در دلها همچنان زنده مانده
بعضی از ترانه های مشهور شاکرو :
Destana Derwêşê Evdî
Bavê Fexrîya
Hesenê Mûsa
Emro
Gelîyê Zîlan
Nêçîrvano
Helîmcanê
Gulê Dêran
Keremê Qolaxasî
Bavê Mîrbeg
Dewran e
Seydxanê Ûsivê Seydo
Şêx Ebdullah
Salih û Nûrê
Seraya Mamed Axa
Şakiro û Ferzê
Dewlemendî an feqîrî
@muors
موسیقی کُردی پیوندی ناگسستنی با زندگی روزمره کردها دارد.نوعی از موسیقی فولکلور کردی مربوط به بیان حکایتها و داستانها میشود. در این بین ترانههای داستانی نیز خودشان به دو بخش قهرمانی و دلدادگی تقسیم میشوند و نوع ترانهسرایی "دَنگبِژ شاکرو" در این دسته قرار میگیرد. (اصطلاح کُردی دهنگبێژ به معنای خواننده میباشد)
"شاکرو دنیز" مشهور به "شاکرێ بهدیهێ محێ" یکی از دنگبژهای مشهور کُرد کرمانج در سال 1936 در الازگر استان آگری(آرارات) به دنیا آمد و خانواده وی نیز در آن دوران همانند میلیونها کُرد دیگر به آناتولی تبعید شد.
صدایش بر اندام هر کُردی لرزه میانداخت. شاکرو را Kewa Rebat مینامیدند. یعنی کبک نری که در میان کبکها آوازش قویتر و زیباتر است در واقع او را شاه دَنگبِژها لقب دادهاند. او استاد صدا بود. شاکرو از شاگردان رسو بوده و بیشتر آوازهای رسو را نیز خوانده است. رسو هم شاگرد عهودال بوده است. شاکرو دهها ترانه را ضبط نمود و علیرغم امکانات ناچیز آن زمان توانست بخشی مهم از فرهنگ و زبان کُردی را حفظ کند. شاکرو بیسواد بود اما خدمت عظیمی به زبان کُردی کرد، او در سال ۱۹۹۶ در شهر ازمیر ترکیه دار فانی را وداع گفت.از دَنگبِژ شاکرو در طول عمر دنگبژیاش بیش از ۲۶۶ ترانه در قالب ۶۵ کاست به یادگار مانده است. از بین ترانههای شاکرو ۳۵ ترانه حماسی، ۱۸۳ ترانه عاشقانه، ۲۷ ترانه در خصوص درگیریهای قبیلهای و عشیرهای، ۳ ترانه داستانی(بیت) و ۱۸ ترانه با موضوع طبیعت در این کاستها ثبت و ضبط شده است.دنگبژمصطفی بروکی میلان هنرمند اصالتا #چالدرانی هنر دنگبژی را در نزد او یاد گرفته شاکرو در سال 1996برابر با 1375 شمسی در شهر ارزروم ترکیه درسن 60 سالگی دار فانی را وداع گفت و صدای او برای همیشه در دلها همچنان زنده مانده
بعضی از ترانه های مشهور شاکرو :
Destana Derwêşê Evdî
Bavê Fexrîya
Hesenê Mûsa
Emro
Gelîyê Zîlan
Nêçîrvano
Helîmcanê
Gulê Dêran
Keremê Qolaxasî
Bavê Mîrbeg
Dewran e
Seydxanê Ûsivê Seydo
Şêx Ebdullah
Salih û Nûrê
Seraya Mamed Axa
Şakiro û Ferzê
Dewlemendî an feqîrî
@muors
Telegram
attach 📎
پرداخت وام ۱۰۰ میلیونی ازدواج آغاز شد
در حالی که مرکز پژوهش های مجلس پیشنهاد داده بود تا تسهیلات صندوق مسکن یکم با تسهیلات قرض الحسنه ازدواج تجمیع شود، بانک عامل بخش مسکن پرداخت وام ۱۰۰ میلیون تومانی ازدواج را آغاز کرد.
تسهیلات قرض الحسنه ازدواج به زوجهایی که تاریخ عقد آنان بعد از اول فروردین ماه ۹۶ میباشد و تا کنون تسهیلات ازدواج دریافت نکرده اند، پرداخت شود
@muors
در حالی که مرکز پژوهش های مجلس پیشنهاد داده بود تا تسهیلات صندوق مسکن یکم با تسهیلات قرض الحسنه ازدواج تجمیع شود، بانک عامل بخش مسکن پرداخت وام ۱۰۰ میلیون تومانی ازدواج را آغاز کرد.
تسهیلات قرض الحسنه ازدواج به زوجهایی که تاریخ عقد آنان بعد از اول فروردین ماه ۹۶ میباشد و تا کنون تسهیلات ازدواج دریافت نکرده اند، پرداخت شود
@muors
جلد اولین برنامه و اساسنامه سازمان «خویبون» که در سال ۱۹۲۷ میلادی توسط فعالین و روشنفکران کرد و در رأس آن بدرخانی ها در بیروت بنیانگذاری شده بودخویبون ژنرال احسان پاشا را بعنوان فرمانده کل ارتش خود برگزید سازمان خویبون برهبری ژنرال احسان پاشا، قیام آرارات در آگری را سازماندهی کرد که سرانجام بخاطر همکاری دولت فروغی در تهران با آتاتورک در آنکارا و همچنین کمبود نیروی کافی به شکست انجامید
@muors
@muors
❤1
سید حکیم گیلانی بر سر مزار احسان نوری پاشا در بهشت زهرای تهران قطعه 9 ردیف 58 شماره 12
ارسال از مخاطب کانال
@muors
ارسال از مخاطب کانال
@muors
Forwarded from اتچ بات
نگاهی به ترانه "تلی"
✍طاهر آگور
"تلی" اصالتا اهل بایزید، منطقه سرحد میباشد که در دوران جوانی (دهه ۱۹۳۰) به خاطر برخی مسایل به همراه خانواده خود و تعدادی خانوار دیگر بالاجبار به آگری کوچ میکنند.
@muors
تلی از طرفی از بیماری رنج میبرده و از طرف دیگر دارای چهرهای بسیار نازیبا و قامتی بدشکل بوده و به همین دلیل زبانزد اطرافیان بوده است.
یک روز دنگبژی به اسم شکو (Şiko) که همسرش را از دست داده بوده، نزد علی آقا بزرگ خاندان تلی میرود و از وی میخواهد که او را سر و سامان بدهد. علی آقا نیز برادر تلی به اسم عبدالرحمان را نزد خود میآورد و از وی میخواهد که خواهرش تلی را به شکو بدهد.
شکوی دنگبژ هم از آنها میخواهد که دختر مد نظرشان را به او نشان بدهند و آنها نیز از دور یک دختر زیباروی دیگر را به وی نشان میدهند و میگویند که آن دختر، تلی است.
بدین ترتیب دنگبژ شکو با ازدواج خود و تلی موافقت میکند و علی آقا و عبدالرحمان، تلی را به وی میدهند و ۷ بقر (گاو) در ازای شیربها از او میگیرند. پس از مدتی شکو تصمیم میگیرد که نامزدش را ببیند و برای همین به منزل عبدالرحمان میرود. آنجا هنگامی که چهره بیمار و کریهالمنظر تلی را میبیند، متوجه اشتباه خود و نقشه عبدالرحمان و علی آقا میشود. ولی دیگر راه برگشتی ندارد و در حسرت مال ازدسترفته خود و چهره قبیح تلی، از روی کرب و کین ترانهای در وصف تلی میسراید و به مدح و تمجید تلی میپردازد.
ترانه "تلی" از سوی بسیاری از دنگبژها از جمله شاکرو و حسین فاره و سیدخان بویاخچی و ... بازخوانی شده است.
@muors
✍طاهر آگور
"تلی" اصالتا اهل بایزید، منطقه سرحد میباشد که در دوران جوانی (دهه ۱۹۳۰) به خاطر برخی مسایل به همراه خانواده خود و تعدادی خانوار دیگر بالاجبار به آگری کوچ میکنند.
@muors
تلی از طرفی از بیماری رنج میبرده و از طرف دیگر دارای چهرهای بسیار نازیبا و قامتی بدشکل بوده و به همین دلیل زبانزد اطرافیان بوده است.
یک روز دنگبژی به اسم شکو (Şiko) که همسرش را از دست داده بوده، نزد علی آقا بزرگ خاندان تلی میرود و از وی میخواهد که او را سر و سامان بدهد. علی آقا نیز برادر تلی به اسم عبدالرحمان را نزد خود میآورد و از وی میخواهد که خواهرش تلی را به شکو بدهد.
شکوی دنگبژ هم از آنها میخواهد که دختر مد نظرشان را به او نشان بدهند و آنها نیز از دور یک دختر زیباروی دیگر را به وی نشان میدهند و میگویند که آن دختر، تلی است.
بدین ترتیب دنگبژ شکو با ازدواج خود و تلی موافقت میکند و علی آقا و عبدالرحمان، تلی را به وی میدهند و ۷ بقر (گاو) در ازای شیربها از او میگیرند. پس از مدتی شکو تصمیم میگیرد که نامزدش را ببیند و برای همین به منزل عبدالرحمان میرود. آنجا هنگامی که چهره بیمار و کریهالمنظر تلی را میبیند، متوجه اشتباه خود و نقشه عبدالرحمان و علی آقا میشود. ولی دیگر راه برگشتی ندارد و در حسرت مال ازدسترفته خود و چهره قبیح تلی، از روی کرب و کین ترانهای در وصف تلی میسراید و به مدح و تمجید تلی میپردازد.
ترانه "تلی" از سوی بسیاری از دنگبژها از جمله شاکرو و حسین فاره و سیدخان بویاخچی و ... بازخوانی شده است.
@muors
Telegram
attach 📎
آغاز به کار اولین مرکز نمونه گیری و بیماریابی مبتلایان به کرونا ویروس در ماکو
بر اساس برنامه ریزی های صورت گرفته و با هدف بیماریابی و مراقبت از مبتلایان به کرونا ویروس، علاوه بر نمونه گیری در بیمارستان های فجر ماکو، از این پس اقدامات شناسایی و نمونه گیری در مرکز جامع سلامت ۱۶ ساعته شماره یک ماکو انجام خواهد شد.
این مراکز همه روزه از ساعت ۸ الی ۱۲ آماده شناسایی افراد مشکوک به ویروس کرونا که حائز شرایط لازم باشند ( به تشخیص پزشک مرکز )خواهد بود .
@muors
بر اساس برنامه ریزی های صورت گرفته و با هدف بیماریابی و مراقبت از مبتلایان به کرونا ویروس، علاوه بر نمونه گیری در بیمارستان های فجر ماکو، از این پس اقدامات شناسایی و نمونه گیری در مرکز جامع سلامت ۱۶ ساعته شماره یک ماکو انجام خواهد شد.
این مراکز همه روزه از ساعت ۸ الی ۱۲ آماده شناسایی افراد مشکوک به ویروس کرونا که حائز شرایط لازم باشند ( به تشخیص پزشک مرکز )خواهد بود .
@muors
Forwarded from اتچ بات
سفر فرانسە بە کردستان ١٩٦٠ م
قسمتی از مستند " سفر بدون پاسپورت "
در دیداری از جنوب کردستان کە بخشی از چاههای نفتی کرکوک، سد دوکان و کردهای ایزدی در آن بە ضبط رسیدە است
@muors
قسمتی از مستند " سفر بدون پاسپورت "
در دیداری از جنوب کردستان کە بخشی از چاههای نفتی کرکوک، سد دوکان و کردهای ایزدی در آن بە ضبط رسیدە است
@muors
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
امروز 22 آوریل 122مین سالگرد
اولین نشریه کردی میباشد
📰 شناسنامە: روزنامە کُردستان، صاحب امتیاز مقداد مدحت بدرخان، زبان کُردی کُرمانجی، شمارە نخست ۲ اردیبهشت ۱۲۷۷، قاهرە.انتشار نخستین روزنامەی #کردستان فصل تازەای را در تاریخ سیاسی فرهنگی و فکری و... کُردها رقم زد. زمان نشر این روزنامه(۱۲۷۷/۲/۲ه.ش) مصادف بود با جنگ و ناامنی در بسیاری از نقاط جهان و نیز شکل گیری "پارادایمی جدید در اندیشه كُردی. چنان که این پارادایم به صورت شعار آگاهیسازی و گذار به سوی صنعتی شدن در این روزنامه پی گرفته شد. کردستان در برجسته سازی مطالبات خود همواره بر چگونگی پیشرفت ممالک صنعتی به منزله پیشرفت در سازمان فکری و آگاهی این مردمان تأکید میکرد. وی با پیش کشیدن دیدگاههای عقلائی، دینی و ناسیونالیستی، عرصه را برای حضور هر چه بیشتر نسل جوان کُرد فراختر می نمود." در شرایط بحرانی موجود نیز این جریده توانست تا حدودی مشکلات کُردها را بیان کند و مطالبات آنها را به گوش حاکمان عثمانی برساند.
@muors
نشر آن ابتدا در شهر قاهره توسط #مقداد_مدحت_بدرخان اتفاق افتاد و بعداً به علت بیماری مقداد بدرخان، کار او را عبدالرحمان بیگ بدرخان اخَویاش در اروپا پی گرفت. این نشریه به صورت نامنظم منتشر شده و علت نانظمی آن را را باید در مخالفتهای دولت عثمانی دانست که به علت عدم امنیت هر دم از شهری به شهری دیگر منتقل میشده است.
۵ شماره آن در چهار صحفه و در قطع:(۲۵/۵ در ۳۲/۵)منتشر شده بنا به شرایط خاص و فشارهای دولت عثمانی نشر آن به ژنو منتقل و در آنجا شماره:(۶-۱۹) چاپ و منتشر گردید. دوباره به شهر قاهره آورده شد و شماره های(۲۰-۲۳) توسط ثریابدرخان منتشر گردید. دوباره زمینه میسر نشد و به شهر لندن منتقل و در آنجا شماره (۲۴) چاپ شد، بعدأ شماره های:(۲۵-۲۹) در شهر فولکستون بریتانیا چاپ و منتشر گردید. شماره های(۳۰-۳۱) آن دوباره در ژنو منتشر و بعد از این نشریه متوقف گردید.بجز شمارەهای(۱۰،۱۲،۱۷،۱۸،۱۹) سایر شماره های این نشریه در کتابخانه ماربوک آلمان با زبان روان کُردیِ کُرمانجی شیوەی جزیره و بوتان، محفوظ است. از شماره ۴ به بعد دارای چندین مقاله به زبان تُرکی است که حاوی درد دلها و شِکوەهایی گاه با زبان هجمه و طنز، برای شاه سلطان عبدالحمید، تحت عنوان:"عرض و حال" و نامه هایی مفتوح"اچیق مکتوب" است.
این رویکردها و انتشار این روزنامه، آزار و اذیت هایی برای خاندان بدرخان در پی داشته است. بسیاری از روشنفکران و آزادیخواهان و دانشجویان کُرد دانشگاەهای استانبول و قاهره، در آن زمان رابطەی تنگاتنگی با این روزنامه داشتند و شاعر انقلابی حاج قادرکویی شعرهای پر شور خود را در آن روزنامە چاپ و منتشر می ساخت.
▫️لازم به یادآوری است(۱۸)شماره این نشریه در کتابخانه مرکزی آنکارا، مصون و محفوظ است و دکتر کمال فواد بیشتر شمارەهای آن را جمعآوری و در مجموعەای (۱۰۴) صحفەای منتشر ساخته است. در چند سال اخیر چند شماره آن ناپیدا بود، پیدا شده و اکنون همه شمارەهای مصون و محفوظ نگهداری میشوند.
اواخر قرن نوزدهم میلادی سال ۱٨۹٨م با انتشار روزنامە کُردستان دریچەای بر روی سنت نوشتاری و فرهنگ روزنامە نویسی باز شد. این روزنامە توانست علاوە بر تجدد و بیداری از فرهنگ عشیرەای و ایلیاتی؛ رویکرد کُردها را از فرهنگ شفاهی بە طرف سنت نوشتاری بە شیوە مدرن سوق دهد، الفبای کُردی شکل منظم، مدرن و امروزی بە خود گرفت. در سر مقالە نخستین شمارە، تاکید بە فراگیری علم و دانش و آموزش زبان کُردی شدە و خوانندگان را بە تفکر و دانش اندوزی و اهتمام بە نوشتن تشویق کردە است.اهمیت این روزنامه برای مردم کُردستان تا جایی است که دوم اردبیهشت هر سال را روز "روزنامه نگاری" نام گذاشتەاند و برایش جشن میگیرند.
📘برگرفتە از کتاب«راهنمای مطبوعات کردی"، سیر تاریخی و بازشناسی ساختاری، تحقیق و گردآوری: #عادل_محمدپور
کانال آشنایی با منطقه ماکو ۱۲۲مین سالگرد طلوع نخستین ستاره آسمان روزنامه نگاری کُردی را به جامعه روزنامهنگاران کُرد تبریک میگوید و یاد شکوهمند خاندان بدرخان و روزنامه کُردستان؛ طلیعه زرین تاریخ معاصر کُرد را گرامی می دارد.
@muors
اولین نشریه کردی میباشد
📰 شناسنامە: روزنامە کُردستان، صاحب امتیاز مقداد مدحت بدرخان، زبان کُردی کُرمانجی، شمارە نخست ۲ اردیبهشت ۱۲۷۷، قاهرە.انتشار نخستین روزنامەی #کردستان فصل تازەای را در تاریخ سیاسی فرهنگی و فکری و... کُردها رقم زد. زمان نشر این روزنامه(۱۲۷۷/۲/۲ه.ش) مصادف بود با جنگ و ناامنی در بسیاری از نقاط جهان و نیز شکل گیری "پارادایمی جدید در اندیشه كُردی. چنان که این پارادایم به صورت شعار آگاهیسازی و گذار به سوی صنعتی شدن در این روزنامه پی گرفته شد. کردستان در برجسته سازی مطالبات خود همواره بر چگونگی پیشرفت ممالک صنعتی به منزله پیشرفت در سازمان فکری و آگاهی این مردمان تأکید میکرد. وی با پیش کشیدن دیدگاههای عقلائی، دینی و ناسیونالیستی، عرصه را برای حضور هر چه بیشتر نسل جوان کُرد فراختر می نمود." در شرایط بحرانی موجود نیز این جریده توانست تا حدودی مشکلات کُردها را بیان کند و مطالبات آنها را به گوش حاکمان عثمانی برساند.
@muors
نشر آن ابتدا در شهر قاهره توسط #مقداد_مدحت_بدرخان اتفاق افتاد و بعداً به علت بیماری مقداد بدرخان، کار او را عبدالرحمان بیگ بدرخان اخَویاش در اروپا پی گرفت. این نشریه به صورت نامنظم منتشر شده و علت نانظمی آن را را باید در مخالفتهای دولت عثمانی دانست که به علت عدم امنیت هر دم از شهری به شهری دیگر منتقل میشده است.
۵ شماره آن در چهار صحفه و در قطع:(۲۵/۵ در ۳۲/۵)منتشر شده بنا به شرایط خاص و فشارهای دولت عثمانی نشر آن به ژنو منتقل و در آنجا شماره:(۶-۱۹) چاپ و منتشر گردید. دوباره به شهر قاهره آورده شد و شماره های(۲۰-۲۳) توسط ثریابدرخان منتشر گردید. دوباره زمینه میسر نشد و به شهر لندن منتقل و در آنجا شماره (۲۴) چاپ شد، بعدأ شماره های:(۲۵-۲۹) در شهر فولکستون بریتانیا چاپ و منتشر گردید. شماره های(۳۰-۳۱) آن دوباره در ژنو منتشر و بعد از این نشریه متوقف گردید.بجز شمارەهای(۱۰،۱۲،۱۷،۱۸،۱۹) سایر شماره های این نشریه در کتابخانه ماربوک آلمان با زبان روان کُردیِ کُرمانجی شیوەی جزیره و بوتان، محفوظ است. از شماره ۴ به بعد دارای چندین مقاله به زبان تُرکی است که حاوی درد دلها و شِکوەهایی گاه با زبان هجمه و طنز، برای شاه سلطان عبدالحمید، تحت عنوان:"عرض و حال" و نامه هایی مفتوح"اچیق مکتوب" است.
این رویکردها و انتشار این روزنامه، آزار و اذیت هایی برای خاندان بدرخان در پی داشته است. بسیاری از روشنفکران و آزادیخواهان و دانشجویان کُرد دانشگاەهای استانبول و قاهره، در آن زمان رابطەی تنگاتنگی با این روزنامه داشتند و شاعر انقلابی حاج قادرکویی شعرهای پر شور خود را در آن روزنامە چاپ و منتشر می ساخت.
▫️لازم به یادآوری است(۱۸)شماره این نشریه در کتابخانه مرکزی آنکارا، مصون و محفوظ است و دکتر کمال فواد بیشتر شمارەهای آن را جمعآوری و در مجموعەای (۱۰۴) صحفەای منتشر ساخته است. در چند سال اخیر چند شماره آن ناپیدا بود، پیدا شده و اکنون همه شمارەهای مصون و محفوظ نگهداری میشوند.
اواخر قرن نوزدهم میلادی سال ۱٨۹٨م با انتشار روزنامە کُردستان دریچەای بر روی سنت نوشتاری و فرهنگ روزنامە نویسی باز شد. این روزنامە توانست علاوە بر تجدد و بیداری از فرهنگ عشیرەای و ایلیاتی؛ رویکرد کُردها را از فرهنگ شفاهی بە طرف سنت نوشتاری بە شیوە مدرن سوق دهد، الفبای کُردی شکل منظم، مدرن و امروزی بە خود گرفت. در سر مقالە نخستین شمارە، تاکید بە فراگیری علم و دانش و آموزش زبان کُردی شدە و خوانندگان را بە تفکر و دانش اندوزی و اهتمام بە نوشتن تشویق کردە است.اهمیت این روزنامه برای مردم کُردستان تا جایی است که دوم اردبیهشت هر سال را روز "روزنامه نگاری" نام گذاشتەاند و برایش جشن میگیرند.
📘برگرفتە از کتاب«راهنمای مطبوعات کردی"، سیر تاریخی و بازشناسی ساختاری، تحقیق و گردآوری: #عادل_محمدپور
کانال آشنایی با منطقه ماکو ۱۲۲مین سالگرد طلوع نخستین ستاره آسمان روزنامه نگاری کُردی را به جامعه روزنامهنگاران کُرد تبریک میگوید و یاد شکوهمند خاندان بدرخان و روزنامه کُردستان؛ طلیعه زرین تاریخ معاصر کُرد را گرامی می دارد.
@muors
Telegram
attach 📎
Ez li hemberî we
ne tenê me
Li pişta min
di nava Kurdistanê
di neteweyeke mezin dijî
kû navê wî kurd e....
Hun îro
min ji holê radikin ku baş bizanin kû sibê, neviyên me
heyfa min hilînin.... bijî Kurd û Kurdistan...
#Xalid_begê_cibrî
(1882_1925)
@muors
ne tenê me
Li pişta min
di nava Kurdistanê
di neteweyeke mezin dijî
kû navê wî kurd e....
Hun îro
min ji holê radikin ku baş bizanin kû sibê, neviyên me
heyfa min hilînin.... bijî Kurd û Kurdistan...
#Xalid_begê_cibrî
(1882_1925)
@muors
استوری اینستاگرامی #فرات_جَوَری پژوهشگر و نویسنده نامدار کورد به مناسبت122مین سالگرد اولین روزنامه کردی:
me di sala1998an de bi minasebeta pîrozkirina 100saliya rojnamegeriya kurdî, ev hejmara nûdemê 226rûpel ji rojnamegeriya kurdî re vegetandibû. Rojnameya kurdistan di 22ê nîsana 1898an de li Qahîreyê dest bi weşanê kiribû.
@muors
me di sala1998an de bi minasebeta pîrozkirina 100saliya rojnamegeriya kurdî, ev hejmara nûdemê 226rûpel ji rojnamegeriya kurdî re vegetandibû. Rojnameya kurdistan di 22ê nîsana 1898an de li Qahîreyê dest bi weşanê kiribû.
@muors
از خیانت فرانسه تا افسانه کوبانی
به دنبال جنگ جهانی اول و تجزیهٔ امپراتوری عثمانی، کوردهای تحت تسلط این امپراطوری در بین کشور ترکیه، عراق و سوریه تقسیم شدند و سوریه هم تحت لوای فرانسه قرار گرفت. در جریانمناقشهٔ موصل در سال ۱۹۲۵، تنش در روابط ترکیه و فرانسه بالا گرفت، در این گیروداردولت فرانسه از کوردهای غرب کوردستان خواست که به این دولت در جنگ با ترکیه کمک نمایندو در عوض آن فرانسه متعهد شد که به حل مسئلهٔ کورد در سوریه کمک نماید. در همین راستادولت فرانسه به پشتیبانی از حزب خویبون و قیام شیخ سعید پیران در سال ۱۹۲۵ میپرداخت و سوریه به مأمن و پناهگاه کوردهای فراری از ترکیه بدل شده بود. در نهایت اختلاف ترکیه و دولت فرانسه از میان رفت و در سال ۱۹۲۹ در آنکارا، این دو کشور قرارداد ترکیه- فرانسهرا به امضا رساندند که به موجب آن منطقهای در مرز سه کشور ترکیه، عراق و سوریه به کوردها اختصاص یافت و این منطقه به سه استان حسکه (جزیر)، رقه و حلب تقسیم شد. کوردهای این بخش از کوردستان با لهجهٔ کورمانجی صحبت میکنند براوردها موسسات جمعیت شناسی مستقل حکایت از آن دارد که40درصد جمعیت فعلی سوریه را که بالغ بر8.8 میلیون نفر میباشند را کوردها تشکیل میدهند
اولین جنبش کوردهای سوریه در سال ۱۹۲۸ و در جهت کسب حقوق ملیشان خود را نشان داد. در راستای این جنبش کوردهای سوریه مطالبات خود را در اولین گام تسلیم پارلمان سوریه کردند. این مطالبات عبارت بودند از:
زبان کوردی در مدارس مناطق کوردنشین تدریس شود و
در ادارات به رسمی شناخته شود.
کوردها خود ادارهٔ امور خود را بدست گیرند.
این مطالبات با مخالفت فرانسویها روبهرو شد که گام سوم خیانت فرانسه بود بعداز قرارداد لوزان وسوور بعد قرارداد ترکیه وفرانسه و دراین گلم هم دوباره فرانسوی ها به ملت کورد خیانت کردند و از کوردها به عنوان ابزاری برای بهره برداری سیاسی استفاده کردند. در آنهنگام روابط کوردها و اعراب بسیار حسنه بود و دوش به دوش هم جهت آزادی سوریه مبارزه میکردند. این همکاری سبب شده بود که کوردها
به تأمین حقوق ملی خود در سوریه خوشبین باشند ولی متأسفانه پس از پایان تسلط فرانسهبر سوریه و استقلال این کشور، عربها تمام تعهدات خود را زیر پا گذاشتند. کوردها نهتنهابه حقوق خود نرسیدند بلکه وضعشان از قبل هم بدتر شد کودتای نظامی یکی پس از دیگری بهوقوع پیوست و در نهایت قدرت به ناسیونالیستهای عرب رسید. این اتفاق تأثیرات منفی زیادیبر سرنوشت کوردها گذاشت زبان کوردی ممنوع شد و کم کم کوردها تحت ستم مضاعف قرار گرفتند.در سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۱، همگام با تأسیس حزب بعث و قدرت گرفتنش در سوریه و تأکید برناسیونالیزم عرب، در سال ۱۹۶۳ تنش میان کوردها و اعراب بالا گرفت.کشفو حفر چاههای نفتی در مناطق کوردنشین موجب شد که اعراب از حس تجزیهطلبی کوردها هراسپیدا کنند. یک ژنرال سوری در گزارش خود در سال ۱۹۶۰ میگوید که: مشکلات ناشی از وجودکوردها پوستهای کاذب در سرزمین اعراب است که باید این پوسته کنده شده و دور انداختهشود. آنچه که مسلم است موقعیت مناسب جغرافیایی کوردها و نفت و اقتصاد قوی در کوردستانمانند خوره به جان کوردها افتادهاست و وجودشان تهدید سیاسی بالقوهای است برای آینده
اعراب در سوریه.
سرشماری
سال ۱۹۶۲ در سوریه بیم و هراس را در دل دولتمردان سوریه دو چندان نمود در واقع هدفاز این سرشماری یافتن جهت انکار وجود ملت کورد در سوریه بود به این منظور کوردها برایاینکه ثابت کنند که شهروند سوریه هستند میبایست اثبات میکردند که از سال ۱۹۵۳ درآن کشور ساکن هستند. در واقع منظور اصلی دولت سوریه تعریب مناطق کوردنشین بود به اینبهانه کوردها حقوق شهروندی خود را از دست میدادند. در حال حاضر ۳۰۰ هزار نفر از کوردهایسوریه فاقد شناسنامه بودند و در خاک سوریه بیگانه محسوب میشدند و یا به چشم میهماننگریسته میشدند، و حق خرید زمین و املاک از آنها سلب شده بود. آنها از حقوق ابتداییخود محروم بودند، در ادارات دولتی استخدام نمیشدند و قادر به ازدواج و تشکیل خانواده بهصورت رسمی نبودند، حق رأی و کاندیداتوری نداشتن و چون پاسپورت برایشان صادر نمیشدنمیتوانند به کشورهای دیگر مسافرت کنند. در سوریه کسانی که شناسنامه نداشتن و کوردهم نبودن به نسبت کوردها وضعیت بهتری دارا بودپس ازاینکه حافظ اسد، رهبر حزب بعث، در سال ۱۹۷۰، به جایگاه رئیس جمهوری سوریه دست یافت،سرکوب و خفقان کوردها و دیگر اقلیتهای این کشور، به گونهای چشم گیر افزایش یافت. بعثیهایسوریه عملیاتی همانند و همزمان با صدام حسین رهبر حزب بعث عراق و رئیس جمهور وقت اینکشور که در کردستان عراق انجام میداد و حملات یا عملیات تعریب (عربی کردن منطقه) نامیده
@muors
به دنبال جنگ جهانی اول و تجزیهٔ امپراتوری عثمانی، کوردهای تحت تسلط این امپراطوری در بین کشور ترکیه، عراق و سوریه تقسیم شدند و سوریه هم تحت لوای فرانسه قرار گرفت. در جریانمناقشهٔ موصل در سال ۱۹۲۵، تنش در روابط ترکیه و فرانسه بالا گرفت، در این گیروداردولت فرانسه از کوردهای غرب کوردستان خواست که به این دولت در جنگ با ترکیه کمک نمایندو در عوض آن فرانسه متعهد شد که به حل مسئلهٔ کورد در سوریه کمک نماید. در همین راستادولت فرانسه به پشتیبانی از حزب خویبون و قیام شیخ سعید پیران در سال ۱۹۲۵ میپرداخت و سوریه به مأمن و پناهگاه کوردهای فراری از ترکیه بدل شده بود. در نهایت اختلاف ترکیه و دولت فرانسه از میان رفت و در سال ۱۹۲۹ در آنکارا، این دو کشور قرارداد ترکیه- فرانسهرا به امضا رساندند که به موجب آن منطقهای در مرز سه کشور ترکیه، عراق و سوریه به کوردها اختصاص یافت و این منطقه به سه استان حسکه (جزیر)، رقه و حلب تقسیم شد. کوردهای این بخش از کوردستان با لهجهٔ کورمانجی صحبت میکنند براوردها موسسات جمعیت شناسی مستقل حکایت از آن دارد که40درصد جمعیت فعلی سوریه را که بالغ بر8.8 میلیون نفر میباشند را کوردها تشکیل میدهند
اولین جنبش کوردهای سوریه در سال ۱۹۲۸ و در جهت کسب حقوق ملیشان خود را نشان داد. در راستای این جنبش کوردهای سوریه مطالبات خود را در اولین گام تسلیم پارلمان سوریه کردند. این مطالبات عبارت بودند از:
زبان کوردی در مدارس مناطق کوردنشین تدریس شود و
در ادارات به رسمی شناخته شود.
کوردها خود ادارهٔ امور خود را بدست گیرند.
این مطالبات با مخالفت فرانسویها روبهرو شد که گام سوم خیانت فرانسه بود بعداز قرارداد لوزان وسوور بعد قرارداد ترکیه وفرانسه و دراین گلم هم دوباره فرانسوی ها به ملت کورد خیانت کردند و از کوردها به عنوان ابزاری برای بهره برداری سیاسی استفاده کردند. در آنهنگام روابط کوردها و اعراب بسیار حسنه بود و دوش به دوش هم جهت آزادی سوریه مبارزه میکردند. این همکاری سبب شده بود که کوردها
به تأمین حقوق ملی خود در سوریه خوشبین باشند ولی متأسفانه پس از پایان تسلط فرانسهبر سوریه و استقلال این کشور، عربها تمام تعهدات خود را زیر پا گذاشتند. کوردها نهتنهابه حقوق خود نرسیدند بلکه وضعشان از قبل هم بدتر شد کودتای نظامی یکی پس از دیگری بهوقوع پیوست و در نهایت قدرت به ناسیونالیستهای عرب رسید. این اتفاق تأثیرات منفی زیادیبر سرنوشت کوردها گذاشت زبان کوردی ممنوع شد و کم کم کوردها تحت ستم مضاعف قرار گرفتند.در سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۱، همگام با تأسیس حزب بعث و قدرت گرفتنش در سوریه و تأکید برناسیونالیزم عرب، در سال ۱۹۶۳ تنش میان کوردها و اعراب بالا گرفت.کشفو حفر چاههای نفتی در مناطق کوردنشین موجب شد که اعراب از حس تجزیهطلبی کوردها هراسپیدا کنند. یک ژنرال سوری در گزارش خود در سال ۱۹۶۰ میگوید که: مشکلات ناشی از وجودکوردها پوستهای کاذب در سرزمین اعراب است که باید این پوسته کنده شده و دور انداختهشود. آنچه که مسلم است موقعیت مناسب جغرافیایی کوردها و نفت و اقتصاد قوی در کوردستانمانند خوره به جان کوردها افتادهاست و وجودشان تهدید سیاسی بالقوهای است برای آینده
اعراب در سوریه.
سرشماری
سال ۱۹۶۲ در سوریه بیم و هراس را در دل دولتمردان سوریه دو چندان نمود در واقع هدفاز این سرشماری یافتن جهت انکار وجود ملت کورد در سوریه بود به این منظور کوردها برایاینکه ثابت کنند که شهروند سوریه هستند میبایست اثبات میکردند که از سال ۱۹۵۳ درآن کشور ساکن هستند. در واقع منظور اصلی دولت سوریه تعریب مناطق کوردنشین بود به اینبهانه کوردها حقوق شهروندی خود را از دست میدادند. در حال حاضر ۳۰۰ هزار نفر از کوردهایسوریه فاقد شناسنامه بودند و در خاک سوریه بیگانه محسوب میشدند و یا به چشم میهماننگریسته میشدند، و حق خرید زمین و املاک از آنها سلب شده بود. آنها از حقوق ابتداییخود محروم بودند، در ادارات دولتی استخدام نمیشدند و قادر به ازدواج و تشکیل خانواده بهصورت رسمی نبودند، حق رأی و کاندیداتوری نداشتن و چون پاسپورت برایشان صادر نمیشدنمیتوانند به کشورهای دیگر مسافرت کنند. در سوریه کسانی که شناسنامه نداشتن و کوردهم نبودن به نسبت کوردها وضعیت بهتری دارا بودپس ازاینکه حافظ اسد، رهبر حزب بعث، در سال ۱۹۷۰، به جایگاه رئیس جمهوری سوریه دست یافت،سرکوب و خفقان کوردها و دیگر اقلیتهای این کشور، به گونهای چشم گیر افزایش یافت. بعثیهایسوریه عملیاتی همانند و همزمان با صدام حسین رهبر حزب بعث عراق و رئیس جمهور وقت اینکشور که در کردستان عراق انجام میداد و حملات یا عملیات تعریب (عربی کردن منطقه) نامیده
@muors
میشد را آغاز کردند.کوبانی خروجی این ظلم بزرگ بود به همین سادگی کوبانی ینی اراده ملت کورد کوبانی ینی زن و مرد وپیرو جوان برای ازادی مبارزه میکنند به امید خاورمیانه ای عاری از ظلم و ستم عرب و اریایی و ترک و استعمار قدرت های جهانی.
@muors
@muors
تصویری از زنان کرد در قفقاز سال1969
لباس، زنان منطقه ماکو و چالدران، تا اواخر دهه60شمسی به این شکل بود
@muors
لباس، زنان منطقه ماکو و چالدران، تا اواخر دهه60شمسی به این شکل بود
@muors
معرفی بزرگان و چهره های علمی فرهنگی منطقه ماکو
قسمت11 #فرشاد_احمد_زاده
فرشاد (قلیکی میلان) ملقب به فرشاد احمد زاده اصالتا متولد منطقه شوط در ماکو ساکن ارومیه وبازیکن فوتبال تیم پرسپولیس تهران میباشد فرشاد از پدری کرد و مادری ترک تبار متولد شده برای ادامه بیوگرافی او ادامه مطلب را در لینک زیر بخوانید
https://fa.m.wikipedia.org/wiki/فرشاد_احمدزاده
قسمت11 #فرشاد_احمد_زاده
فرشاد (قلیکی میلان) ملقب به فرشاد احمد زاده اصالتا متولد منطقه شوط در ماکو ساکن ارومیه وبازیکن فوتبال تیم پرسپولیس تهران میباشد فرشاد از پدری کرد و مادری ترک تبار متولد شده برای ادامه بیوگرافی او ادامه مطلب را در لینک زیر بخوانید
https://fa.m.wikipedia.org/wiki/فرشاد_احمدزاده
Wikipedia
فرشاد احمدزاده
بازیکن فوتبال ایرانی