#تلگرام
➕زبان کوردی درتلگرام ثبت شد
اگە از #تلگرام اصلی استفادە میكنید با زدن لینك زیر میتوانید كلیە تنظیمات و اطلاعات #تلگرام خود را بە كوردی كە ۹۹٪ كامل است تغیر بدهید
👇
https://t.me/setlanguage/1kurdish
#برای_همه_ارسال_کنید
@muors
➕زبان کوردی درتلگرام ثبت شد
اگە از #تلگرام اصلی استفادە میكنید با زدن لینك زیر میتوانید كلیە تنظیمات و اطلاعات #تلگرام خود را بە كوردی كە ۹۹٪ كامل است تغیر بدهید
👇
https://t.me/setlanguage/1kurdish
#برای_همه_ارسال_کنید
@muors
Forwarded from اتچ بات
🔹تاریخچەی برنامه های #كوردی_راديو #مشهد
@muors
اولين صداي كردی كه از راديو پخش شد صداي دلنشين استاد اسماعيل ستار زاده بود كه، با خواندن ترانه زيباي #خەجێ_لوره در تابستان سال #1335 پخش شد، پخش اين ترانه زيبا باعث شد تا دو نفر از كساني كه نسبت به زبان مادری و فرهنگ و اصالت خويش علاقه داشتند بنام #شعار_درگزی و #غلامرضا_قناعت، تصميم گرفتند به ادارەی انتشارات و راديو مشهد بروند و ضمن تشكر بەخاطر پخش ترانه خەجه لوره اقدام به ارائه اطلاعات زيادي پيرامون #كردهای_خراسان و فرهنگ و آداب و رسوم مردم خراسان نمايند و تقاضای پخش برنامه كردی نمودند و پس از آن چندين طومار توسط اين دو بانی فكر و انديشه تهيه و به اداره انتشارات ارسال شد. پس از آن مرحوم #خانلرخان_قراچورلو كه در آن موقع نماينده مردم بجنورد در مجلس شوراي ملي بود و از موقعیت سياسي بسيار بالايی در كشور برخوردار بود، برای پخش برنامه كردی از راديو مشهد تلاش زيادی كرد و مرحوم ناصرخان فرهادي كه معاون آقای مجاهدی واز كردهای #توپکانلو بود اقدامات فوق را پيگيري نمود و موافقت شد كه راديو مشهد برنامەای به مدت نيم ساعت در هفته پخش كند و ناصرخان فرهادی اولين كسي بود كه مدت كوتاه به پخش برنامه كردی پرداخت و بعد از ايشان حسين علی براتپور كه يكي از مدرسن دبيرستان های مشهد بود دعوت به كار شد و هفته ای نيم ساعت برنامه كردی را مي نوشت و اجرا مي كرد. در سال 1337 شادروان برات پور به نيشابور منتقل شد ايشان يكی از شاگردان دبيرستان مستوفی را كه خود در آن تدريس داشت به اداره انتشارات معرفی كرد اين شاگرد كسی نبود جز محمدحسن ايزانلو فرزندی برومند از ديار #اسفراين از ديار مرخ های سربلند اسفراين ايزانلو با هنرمندان زيادي ارتباط برقرار کرد او تا هر اندازه كه امكان داشت ترانه های كردي را ضبط كرد و آرشيوی از آهنگ و ترانه های كردی بەويژه كردهای ناحيه اسفراين در راديو مشهد به وجود آورد كه بعد از او كمتر كسي به فكر اسفراين و موسيقي اسفراين افتاد و طوري كه بايد باور كنيم كه موسيقي بعد از ايزانلو در اسفراين در اوج غربت و بی كسی، تنهای تنها ماند.
@muors
@muors
اولين صداي كردی كه از راديو پخش شد صداي دلنشين استاد اسماعيل ستار زاده بود كه، با خواندن ترانه زيباي #خەجێ_لوره در تابستان سال #1335 پخش شد، پخش اين ترانه زيبا باعث شد تا دو نفر از كساني كه نسبت به زبان مادری و فرهنگ و اصالت خويش علاقه داشتند بنام #شعار_درگزی و #غلامرضا_قناعت، تصميم گرفتند به ادارەی انتشارات و راديو مشهد بروند و ضمن تشكر بەخاطر پخش ترانه خەجه لوره اقدام به ارائه اطلاعات زيادي پيرامون #كردهای_خراسان و فرهنگ و آداب و رسوم مردم خراسان نمايند و تقاضای پخش برنامه كردی نمودند و پس از آن چندين طومار توسط اين دو بانی فكر و انديشه تهيه و به اداره انتشارات ارسال شد. پس از آن مرحوم #خانلرخان_قراچورلو كه در آن موقع نماينده مردم بجنورد در مجلس شوراي ملي بود و از موقعیت سياسي بسيار بالايی در كشور برخوردار بود، برای پخش برنامه كردی از راديو مشهد تلاش زيادی كرد و مرحوم ناصرخان فرهادي كه معاون آقای مجاهدی واز كردهای #توپکانلو بود اقدامات فوق را پيگيري نمود و موافقت شد كه راديو مشهد برنامەای به مدت نيم ساعت در هفته پخش كند و ناصرخان فرهادی اولين كسي بود كه مدت كوتاه به پخش برنامه كردی پرداخت و بعد از ايشان حسين علی براتپور كه يكي از مدرسن دبيرستان های مشهد بود دعوت به كار شد و هفته ای نيم ساعت برنامه كردی را مي نوشت و اجرا مي كرد. در سال 1337 شادروان برات پور به نيشابور منتقل شد ايشان يكی از شاگردان دبيرستان مستوفی را كه خود در آن تدريس داشت به اداره انتشارات معرفی كرد اين شاگرد كسی نبود جز محمدحسن ايزانلو فرزندی برومند از ديار #اسفراين از ديار مرخ های سربلند اسفراين ايزانلو با هنرمندان زيادي ارتباط برقرار کرد او تا هر اندازه كه امكان داشت ترانه های كردي را ضبط كرد و آرشيوی از آهنگ و ترانه های كردی بەويژه كردهای ناحيه اسفراين در راديو مشهد به وجود آورد كه بعد از او كمتر كسي به فكر اسفراين و موسيقي اسفراين افتاد و طوري كه بايد باور كنيم كه موسيقي بعد از ايزانلو در اسفراين در اوج غربت و بی كسی، تنهای تنها ماند.
@muors
Telegram
attach 📎
✅ دکتر رحیم زاده مدیر شبکه بهداشت و درمان شهرستان پلدشت در مورد آخرین وضعیت مبتلایان به ویروس کرونای شهرستان در گفتگو با خبرنگار صداوسیما گفت :
🔹 با همت و تلاش مدافعان سلامت از ۱۸ نفر از مبتلایان ۵ نفر بطور کامل بهبود یافتند و ۱۳ نفر در منازل خودشان دوره درمان و نقاهت را می گذرانند وضعیت آنها شکر خدا خوب می باشد و متاسفانه یک نفر هم فوت شده است .
@muors
🔹 با همت و تلاش مدافعان سلامت از ۱۸ نفر از مبتلایان ۵ نفر بطور کامل بهبود یافتند و ۱۳ نفر در منازل خودشان دوره درمان و نقاهت را می گذرانند وضعیت آنها شکر خدا خوب می باشد و متاسفانه یک نفر هم فوت شده است .
@muors
مخترع جوان منطقه آزاد ماکو عضو فدراسیون جهانی مخترعین(IFIA) شد
آقای دکتر سجاد پاشایی بعنوان عضو اصلی فدراسیون جهانی مخترعین(IFIA) در ژنو سوئیس شد.
🔸 مأموریت اصلی این فدراسیون توسعه خلق دانش، ترویج فرهنگ نوآوری و تسهیل فرایند تبدیل ایده به ثروت میباشد.
@muors
آقای دکتر سجاد پاشایی بعنوان عضو اصلی فدراسیون جهانی مخترعین(IFIA) در ژنو سوئیس شد.
🔸 مأموریت اصلی این فدراسیون توسعه خلق دانش، ترویج فرهنگ نوآوری و تسهیل فرایند تبدیل ایده به ثروت میباشد.
@muors
Forwarded from پیوست
معرفی بزرگان وچهره های علمی فرهنگی منطقه ماکو
قسمت 🔟
#موسی_قلیکی_میلان
شاعر و نویسنده توانمند ماکویی
موسی قلیکی میلان با تخلص سنار شاعر و نویسنده ی خوش ذوق وسلیقه ی زبان و ادبیات کردی کرمانجی میباشد که اشعارش بسیار پر محتوا و بدیع و آثارش در زمینه ادبیات کرمانجی خیلی با ارزش و از جایگاه والایی برخوردارند.
موسی در اول فروردین ۱۳۴۸ در روستای خلج کرد از توابع شهرستان ماکو در یک خانواده کشاورز و دامدار به دنیا امد.
تحصیلات ابتدایی را در روستای خلج و راهنمایی ومتوسطه را در شهر شوط به اتمام رساند و بعد از دو سال خدمت سربازی در رشته ی زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تبریز قبول و موفق به دریافت مدرک کارشناسی شد.وی هم اکنون در تهران زندگی میکندومدیرعامل شرکت سیروان ترابرماد میباشد
اودر دوران دانشجویی درکتابخانه ای در تبریز چشمش به یک مجله کردی(مجله سروه) می افتد ولی نمیتواند از ان چیزی بفهمد چون او خواندن ونوشتن به زبان مادری را نمیداند و این حادثه او را بسیار متاثر ساخت و از خواب بیست ساله بیدار میکند . بعد از این او شروع به یادگیری خواندن و نوشتن زبان کردی میکند تا جایی که او با همان مجله که سروه نام داشته به همکاری می پردازد.
حاصل تلاش و کوشش او در سال 1378 با کتاب شعر (ئه ز ائنسانیم) من انسانم حاوی چندین قطعه شعربه زبان کردی که بیشتردر زمان دانشجویی در تبریز سروده شده اند به بار مینشیند.در بخش دوم کتاب هم به کار اوانگاری اشعار به زبان کرمانجی لاتین پرداخته است.
@muors
دو اثر ارزشمند دیگر از سنار:
mizgini
مزگيني عنوان كتابي از انتشارات حسيني اصل در اروميه است . اين كتاب مجموعه شعري از سنار مي باشد . اين اثر سنار حاوي اشعاري بسيار زيبا و پرغنا به كردي كرمانجي و با الفباي لاتين است . اشعار موسي از رسايي زباني و معنايي خاصي برخوردارند به طوري كه هر خواننده اي مي تواند آن را بخواند و از آن لذت ببرد. همان طور كه از عنوان كتاب نيز گوياست مزگيني مژده همچون محتواي اثر بشارت دهنده و مژده آور پيام صلح، دوستي براي همه انسان ها فارغ از رنگ و نژاد و زبان است . بر روي جلد كتاب تصويري از يك كبوتر نامه رسان به چشم مي خورد كه نامه حاوي پيام انسانيت را براي همه مژده مي دهد.این هم شعری ناب از این کتاب:
Ez derya me ,tu rubar I,
Her dem li min zede diki,
Ava rondiken evine.
Ez zembilforosh,tu xatun ,
Bona ku lewt neye ser min,
Direvim deste evine .
Ez heso me tu ji naze,
Cara dawi min vegere,
Bona xatire evine.
Penc karibar
در این کتاب سنار به باز گویی چند داستان کوتاه کرمانجی که از خوانندگان کرد شنیده می پردازد که در انها غم واندوه وناچاری وعشق را به قلم نویسنده و با زبانی رسا و قابل فهم برای همه می توان دید این کتاب پر هست از ضرب المثل ها و پند ونصیحت های نیاکان و بزرگان ما و جای بس اندیشه ای دارد.پنج داستانی که در کتاب دیده میشوند عبارتند از:
tiral eli داستان یک پادشاه وسه دخترش که دختر کوچکش از او تعریف وتمجید نمیکند و او نیز دستور میدهد تا دخترش را به یک فرد فقیر و ناقص بدهند و… سنار با قلمی توانا می فهماند که همت والا و حلال بودن انسان را به درجات بالا میکشاند.
seyreبرادر بزرگ سنار به نام علی قلیکی میلان با صدای دلنشین خود این داستان را برایش تعریف کرده و او نیز انرا با قلم خود به استادی بیان نموده.حکایت خسیسی و شر خواهی در مقابل خیر خواهی و دلیری و شجاعت یک زن در اینجا به خوبی بیان شده و نماینگر پند بزرگان:
Sher shere chi jin be chi mer be
Senem xanim u hiseyn beg
داستان فداکاری صنم خاتون و ناچاری حسین خان که تاثیر قضا وقدر در زندگی را به روشنی بیان میکند.
xelil beg u perishan داستان عشق خلیل و پریشان و دسیسه چینی های خلوی چوپان که به انها اسایش نمیداد
.baven kecan sere wan kijan ali da jekin xwina wan di wi ali da biherike.
ker u kulik
داستان دو برادر پهلوان که نام و اوازه پیدا میکنند اما هر جا که گلی باشد خاری نیز وجود دارد و حسدهای عمو که انها را به جنگ میفرستد و خیانت برادر به برادر.
کتابهای سنار پر است از درسهای عبرت امیزی برای همهانی که گذشته ی خود را فراموش کرده اند و پدران و مادران و سرزمین خود را نیز به فراموشی سپرده اند.با ارزوی موفقیت برای این نویسنده و شاعر بزرگ امیدوارم که شاهد اثار دیگری از ایشان باشیم.
@muors
قسمت 🔟
#موسی_قلیکی_میلان
شاعر و نویسنده توانمند ماکویی
موسی قلیکی میلان با تخلص سنار شاعر و نویسنده ی خوش ذوق وسلیقه ی زبان و ادبیات کردی کرمانجی میباشد که اشعارش بسیار پر محتوا و بدیع و آثارش در زمینه ادبیات کرمانجی خیلی با ارزش و از جایگاه والایی برخوردارند.
موسی در اول فروردین ۱۳۴۸ در روستای خلج کرد از توابع شهرستان ماکو در یک خانواده کشاورز و دامدار به دنیا امد.
تحصیلات ابتدایی را در روستای خلج و راهنمایی ومتوسطه را در شهر شوط به اتمام رساند و بعد از دو سال خدمت سربازی در رشته ی زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تبریز قبول و موفق به دریافت مدرک کارشناسی شد.وی هم اکنون در تهران زندگی میکندومدیرعامل شرکت سیروان ترابرماد میباشد
اودر دوران دانشجویی درکتابخانه ای در تبریز چشمش به یک مجله کردی(مجله سروه) می افتد ولی نمیتواند از ان چیزی بفهمد چون او خواندن ونوشتن به زبان مادری را نمیداند و این حادثه او را بسیار متاثر ساخت و از خواب بیست ساله بیدار میکند . بعد از این او شروع به یادگیری خواندن و نوشتن زبان کردی میکند تا جایی که او با همان مجله که سروه نام داشته به همکاری می پردازد.
حاصل تلاش و کوشش او در سال 1378 با کتاب شعر (ئه ز ائنسانیم) من انسانم حاوی چندین قطعه شعربه زبان کردی که بیشتردر زمان دانشجویی در تبریز سروده شده اند به بار مینشیند.در بخش دوم کتاب هم به کار اوانگاری اشعار به زبان کرمانجی لاتین پرداخته است.
@muors
دو اثر ارزشمند دیگر از سنار:
mizgini
مزگيني عنوان كتابي از انتشارات حسيني اصل در اروميه است . اين كتاب مجموعه شعري از سنار مي باشد . اين اثر سنار حاوي اشعاري بسيار زيبا و پرغنا به كردي كرمانجي و با الفباي لاتين است . اشعار موسي از رسايي زباني و معنايي خاصي برخوردارند به طوري كه هر خواننده اي مي تواند آن را بخواند و از آن لذت ببرد. همان طور كه از عنوان كتاب نيز گوياست مزگيني مژده همچون محتواي اثر بشارت دهنده و مژده آور پيام صلح، دوستي براي همه انسان ها فارغ از رنگ و نژاد و زبان است . بر روي جلد كتاب تصويري از يك كبوتر نامه رسان به چشم مي خورد كه نامه حاوي پيام انسانيت را براي همه مژده مي دهد.این هم شعری ناب از این کتاب:
Ez derya me ,tu rubar I,
Her dem li min zede diki,
Ava rondiken evine.
Ez zembilforosh,tu xatun ,
Bona ku lewt neye ser min,
Direvim deste evine .
Ez heso me tu ji naze,
Cara dawi min vegere,
Bona xatire evine.
Penc karibar
در این کتاب سنار به باز گویی چند داستان کوتاه کرمانجی که از خوانندگان کرد شنیده می پردازد که در انها غم واندوه وناچاری وعشق را به قلم نویسنده و با زبانی رسا و قابل فهم برای همه می توان دید این کتاب پر هست از ضرب المثل ها و پند ونصیحت های نیاکان و بزرگان ما و جای بس اندیشه ای دارد.پنج داستانی که در کتاب دیده میشوند عبارتند از:
tiral eli داستان یک پادشاه وسه دخترش که دختر کوچکش از او تعریف وتمجید نمیکند و او نیز دستور میدهد تا دخترش را به یک فرد فقیر و ناقص بدهند و… سنار با قلمی توانا می فهماند که همت والا و حلال بودن انسان را به درجات بالا میکشاند.
seyreبرادر بزرگ سنار به نام علی قلیکی میلان با صدای دلنشین خود این داستان را برایش تعریف کرده و او نیز انرا با قلم خود به استادی بیان نموده.حکایت خسیسی و شر خواهی در مقابل خیر خواهی و دلیری و شجاعت یک زن در اینجا به خوبی بیان شده و نماینگر پند بزرگان:
Sher shere chi jin be chi mer be
Senem xanim u hiseyn beg
داستان فداکاری صنم خاتون و ناچاری حسین خان که تاثیر قضا وقدر در زندگی را به روشنی بیان میکند.
xelil beg u perishan داستان عشق خلیل و پریشان و دسیسه چینی های خلوی چوپان که به انها اسایش نمیداد
.baven kecan sere wan kijan ali da jekin xwina wan di wi ali da biherike.
ker u kulik
داستان دو برادر پهلوان که نام و اوازه پیدا میکنند اما هر جا که گلی باشد خاری نیز وجود دارد و حسدهای عمو که انها را به جنگ میفرستد و خیانت برادر به برادر.
کتابهای سنار پر است از درسهای عبرت امیزی برای همهانی که گذشته ی خود را فراموش کرده اند و پدران و مادران و سرزمین خود را نیز به فراموشی سپرده اند.با ارزوی موفقیت برای این نویسنده و شاعر بزرگ امیدوارم که شاهد اثار دیگری از ایشان باشیم.
@muors
Telegram
📎
تصاویری از سه کتاب کردی اثر استاد موسی قلیکی میلان(سنار)
@muors
@muors
امروز26فروردین مصادف است با سومین مرحله ژینوساید کردها به دست صدام
در عمليات انفالِ كردها، توسط رژيم بعث صدام،حدود ١٨٠ هزار كرد كشته شدند.
🔷در مرحله سوم انفال ١٤ آوريل(26 فروردین) ١٩٨٨ ، بيست هزار نفر از جمله زنان و كودكان دستگير و در گورهاى دسته جمعى دفن شدند.
🔹اين تصوير اولی مربوط به همون اتفاقه، صف برای مردن!خندهى كودک در صف زنده به گور شدن واقعا دردناكه!
@muors
در عمليات انفالِ كردها، توسط رژيم بعث صدام،حدود ١٨٠ هزار كرد كشته شدند.
🔷در مرحله سوم انفال ١٤ آوريل(26 فروردین) ١٩٨٨ ، بيست هزار نفر از جمله زنان و كودكان دستگير و در گورهاى دسته جمعى دفن شدند.
🔹اين تصوير اولی مربوط به همون اتفاقه، صف برای مردن!خندهى كودک در صف زنده به گور شدن واقعا دردناكه!
@muors
📡 یادی از رادیو کوردی ایروان
در حال و هوای جنگ سرد مابین دو ابرقدرت جهان یعنی آمریکا و شوروی، در یکی از جمهوری های کوچک شوروی به نام ارمنستان و در پایتخت آن ایروان، در اوایل سال 1955 بخش کوردی رادیو ایروان پخش خود را شروع کرد. در آن دوران رادیو ارمنستان به جز زبان ارمنی به هیچ زبان دیگری برنامه نداشت تا اینکه پخش برنامه ها به زبان های کوردی و عربی را آغاز کرد. بخش کوردی در زمان زمامداری خروشچف با زحمات فراوان کسانی چون حاجی جندی،جاسم جلیل،خلیل مرادف و آمنه عودال تاسیس گردید.جاسم جلیل اولین رئیس بخش کُردی رادیو ایروان بود، بعد از او خلیل مرادف به مدت 24 سال، از 1957 تا 1981 سرپرست بخش کوردی بود. بیشتر آهنگ ها و آوازهای کوردی در دوران ریاست او ضبط و تهیه شد. همسر ایشان عزنیفا رشید بعد از سالها گویندگی، در سال 1982 به علت کهولت سن از کار گویندگی دست کشید.
در دورانی که خلیل مرادف رئیس بخش کوردی رادیو ایروان بود، هنرمندانی همچون کارابت خاچو، آرام تیگران، سیده شمدین، خانا زازه، شیروئه بیرو، فاطمه عیسی، آسلیکا قادر و … با صدای دلنیشین خود رادیو را بیشتر جذب مخاطبان می کردند.
@muors
در حال و هوای جنگ سرد مابین دو ابرقدرت جهان یعنی آمریکا و شوروی، در یکی از جمهوری های کوچک شوروی به نام ارمنستان و در پایتخت آن ایروان، در اوایل سال 1955 بخش کوردی رادیو ایروان پخش خود را شروع کرد. در آن دوران رادیو ارمنستان به جز زبان ارمنی به هیچ زبان دیگری برنامه نداشت تا اینکه پخش برنامه ها به زبان های کوردی و عربی را آغاز کرد. بخش کوردی در زمان زمامداری خروشچف با زحمات فراوان کسانی چون حاجی جندی،جاسم جلیل،خلیل مرادف و آمنه عودال تاسیس گردید.جاسم جلیل اولین رئیس بخش کُردی رادیو ایروان بود، بعد از او خلیل مرادف به مدت 24 سال، از 1957 تا 1981 سرپرست بخش کوردی بود. بیشتر آهنگ ها و آوازهای کوردی در دوران ریاست او ضبط و تهیه شد. همسر ایشان عزنیفا رشید بعد از سالها گویندگی، در سال 1982 به علت کهولت سن از کار گویندگی دست کشید.
در دورانی که خلیل مرادف رئیس بخش کوردی رادیو ایروان بود، هنرمندانی همچون کارابت خاچو، آرام تیگران، سیده شمدین، خانا زازه، شیروئه بیرو، فاطمه عیسی، آسلیکا قادر و … با صدای دلنیشین خود رادیو را بیشتر جذب مخاطبان می کردند.
@muors
خیران نیک اندیش و نوع دوست شهرستان پلدشت با کمک ۱۲۵ میلیون تومانی به یاری نیازمندان شتافتند .
#مردم_شهرستان_پلدشت_بی_نظیرند
@muors
#مردم_شهرستان_پلدشت_بی_نظیرند
@muors
Forwarded from پیوست
به بهانه ی پخش ترانه دێران از شاه دنگبژان شاکرو در تیتراژ سریال (نون خ) در شبکه اول سیما
✍عبدالکریم سروش( آریاس)
پخش ترانه دێران از شاه دنگبژان شاکرو در تیتراژ سریال (نون خ) در شبکه اول سیماو فارغ از تمامی نظرات مثبت و منفی به سریال نون خ این مطلب صرفا جهت معرفی خواننده و ترانه میباشد.
شاکرو دنیز مشهور به شاکرێ بەدیهێ محێ, در سال 1931 (در شناسنامه 1936) در روستای الازگر استان آگری متولد می شود. خانواده او از این روستا به روستای جمالوردی دوتاخ کوچ می کند. سپس به روستای قره یاز شهرستان ارزروم مهاجرت می کنند. او دنگبژی خوش صدا و در این هنر دیرنه استادی بی نظیر بود که لقب شاه دنگبژها را از آن خود کرد. صدای او دارای اکتاوی (هشت تایی) بلند که همزمان با دو هاوین (ها هیییی و ها هایییی) آواز می خواند. او استاد صدا بود. شاکرو از شاگردان رسو بوده و بیشتر آوازهای رسو را نیز خوانده است. رسو هم شاگرد عودال بوده است. از دنگبژ شاکرو در طول عمر دنگبژی اش بیش از266 ترانه در قالب 65 کاست به یادگار مانده است. از بین ترانه های شاکرو 35 ترانه ی حماسی, 183 ترانه عاشقانه, 27 ترانه در خصوص درگیری های قبیله ایی و عشیره ایی, 3 ترانه داستانی (بیت) و 18 ترانه با موضوع طبیعت در این کاست ها ثبت و ضبط شده اند. مرحوم شاکرو در سال 1995 در شهر ازمیر ترکیه دار فانی را وداع گفت.
ترانه ی دێران (شوربخت) که قسمتی از آن در تیتراژ سریال نون خ پخش می شود یکی از ترانه های مشهور شاکرو می باشد قسمتی که پخش می شود, چنین می گوید:
دێران، گولێ دێرانێ کەژکی وێران بشەوتە ل زنێرە وا ل زنێرە ھەی وایێ... ئاڤا جۆرۆڤانی کاڤل، دەلوو ئەلۆ، گرەجنی وێران ب دووازدەھ تیشان ب سەر دە، شاخ ڤەدایە، ئیرۆ ژ ئێڤار دا ھەمی خوارە، ھەمی مێلە... من دیت سێ سوار، سوار بوونە، ژ ملازگرا تەورا ژێرە سوارێ پێشین ئەسەدێ خێلدە، سوارێ سەلەفێ سواران فەتوڵایە سوارێ ل داوی داژۆ، چووین چووینا گێژۆیە شێل و پێلا تێلی رەشکال رزایە، سەوتا وی سەوتا کەوێ نێرە ھەی وایێ... در ملازگرد به خاطر ییلاقی به نام کەژک بین دوخانواده (مالا شەوێش و مالا ئەمەر) درگیری خونینی رخ می دهد که این ترانه شرح درگیری ودر نقد و نکوهش درگیری های خانوادگی و قبیله ایست.
@muors
✍عبدالکریم سروش( آریاس)
پخش ترانه دێران از شاه دنگبژان شاکرو در تیتراژ سریال (نون خ) در شبکه اول سیماو فارغ از تمامی نظرات مثبت و منفی به سریال نون خ این مطلب صرفا جهت معرفی خواننده و ترانه میباشد.
شاکرو دنیز مشهور به شاکرێ بەدیهێ محێ, در سال 1931 (در شناسنامه 1936) در روستای الازگر استان آگری متولد می شود. خانواده او از این روستا به روستای جمالوردی دوتاخ کوچ می کند. سپس به روستای قره یاز شهرستان ارزروم مهاجرت می کنند. او دنگبژی خوش صدا و در این هنر دیرنه استادی بی نظیر بود که لقب شاه دنگبژها را از آن خود کرد. صدای او دارای اکتاوی (هشت تایی) بلند که همزمان با دو هاوین (ها هیییی و ها هایییی) آواز می خواند. او استاد صدا بود. شاکرو از شاگردان رسو بوده و بیشتر آوازهای رسو را نیز خوانده است. رسو هم شاگرد عودال بوده است. از دنگبژ شاکرو در طول عمر دنگبژی اش بیش از266 ترانه در قالب 65 کاست به یادگار مانده است. از بین ترانه های شاکرو 35 ترانه ی حماسی, 183 ترانه عاشقانه, 27 ترانه در خصوص درگیری های قبیله ایی و عشیره ایی, 3 ترانه داستانی (بیت) و 18 ترانه با موضوع طبیعت در این کاست ها ثبت و ضبط شده اند. مرحوم شاکرو در سال 1995 در شهر ازمیر ترکیه دار فانی را وداع گفت.
ترانه ی دێران (شوربخت) که قسمتی از آن در تیتراژ سریال نون خ پخش می شود یکی از ترانه های مشهور شاکرو می باشد قسمتی که پخش می شود, چنین می گوید:
دێران، گولێ دێرانێ کەژکی وێران بشەوتە ل زنێرە وا ل زنێرە ھەی وایێ... ئاڤا جۆرۆڤانی کاڤل، دەلوو ئەلۆ، گرەجنی وێران ب دووازدەھ تیشان ب سەر دە، شاخ ڤەدایە، ئیرۆ ژ ئێڤار دا ھەمی خوارە، ھەمی مێلە... من دیت سێ سوار، سوار بوونە، ژ ملازگرا تەورا ژێرە سوارێ پێشین ئەسەدێ خێلدە، سوارێ سەلەفێ سواران فەتوڵایە سوارێ ل داوی داژۆ، چووین چووینا گێژۆیە شێل و پێلا تێلی رەشکال رزایە، سەوتا وی سەوتا کەوێ نێرە ھەی وایێ... در ملازگرد به خاطر ییلاقی به نام کەژک بین دوخانواده (مالا شەوێش و مالا ئەمەر) درگیری خونینی رخ می دهد که این ترانه شرح درگیری ودر نقد و نکوهش درگیری های خانوادگی و قبیله ایست.
@muors
Telegram
📎
تلاش و زحمات شبانه روزی دهیار روستای تاره کند شهرستان شوط در عملیات آواربرداری مناطق زلزله زده روستای قطور شهرستان خوی با دستگاه و امکانات دهیاری
@muors
@muors
Forwarded from اتچ بات
گنج خلیل
✍طاهر آگور
گنج خلیل از خاندان امرای دیاربکر و برادرزاده امیر آن شهر بوده است. او و حفصه دختر امیر (عموزاده وی) به هم دل میبندند ولی پدر حفصه بنا بر دلایلی با ازدواج آن دو مخالفت میکند. عشق آنها ناکام میماند تا اینکه شبی سلطان وقت عثمانی خواب میبیند که کسی به اسم گنح خلیل از اهالی دیاربکر هفت شهر در سرزمین شام (سوریه کنونی) از جمله حمص و حما و حلب و ... را آزاد و به قلمرو عثمانی بازمیگرداند. لذا ماجرا را با وزیر خود در میان میگذارد و به وی دستور میدهد که به دیاربکر رفته و آن شخص را پیدا کند.
وزیر به دیاربکر نزد امیر آن شهر میرود و گنج خلیل را دریافته و او را با خود به قسطنطنیه میبرد. سلطان خواب خود را برای گنج خلیل تشریح میکند و از وی میخواهد که فرماندهی لشکر عثمانی را بر عهده گرفته و سرزمین شام را آزاد کند.
گنج خلیل با این شرط که سلطان حفصه را برای وی از پدرش خواستگاری کند, خواسته سلطان عثمانی را میپذیرد. سپس همراه با وزیر به دیاربکر بازگشته و با حفصه ازدواج میکند. فردای عروسی از وزیر سه روز مهلت میخواهد تا پس از وصال یار به پایتخت برگردد.
گنج خلیل پس از سه روز به قسطنطنیه میرود و لشکر عثمانی را برداشته و راهی سرزمین شام میرود. مأموریت با موفقیت انجام میپذیرد و گنج خلیل تمامی سرزمین شام را به قلمرو عثمانی بازمیگرداند. تمام نظامیان به شهرهایشان برمیگردند ولی خبری از گنج خلیل نمیشود. خلیل پس از جنگ به بیماری لاعلاجی مبتلا شده و به صورت پنهان نزد پیرزنی مداوا میشود. حفصه که انتظارش به سر رسیده و خبری از گنج خلیل نمیگیرد, همراه با چهل نفر از دختران دیاربکر لباس رزم مردانه میپوشد و به شام رفته به دنبال معشوق خود میگردد. پس از مدتها برای خوردن آب به خانه پیرزن میرود. هنگامی که داخل میشود, شخصی را در بستر بیماری میبیند ولی او را نمیشناسد. گنج خلیل نیز برای این که ناراحتی و پریشانی حفصه را نبیند خود را به وی معرفی نمیکند. حفصه از پیرزن جویای نام بیمار میشود و معشوقش را میشناسد.
حفصه آشفتهحال و سیهبخت بیمارش را در آغوش میگیرد و گنج خلیل در آغوش وی جان میسپارد. حفصه سوگسرود معروف "گنج خلیل" را در سوگ وی میخواند.
ترانه گنج خلیل از سوی دنگبژهای بسیاری بازگو شده ولی این اهنگ تراژیک بیشتر با صدای دلنشین کاویس آقا شناخته میشود.
در پایین هنر زیبای دَنگبیژ کُرد کاویس اغا را در نقل روایت (گنج خلیل) را بشنوید
@muors
✍طاهر آگور
گنج خلیل از خاندان امرای دیاربکر و برادرزاده امیر آن شهر بوده است. او و حفصه دختر امیر (عموزاده وی) به هم دل میبندند ولی پدر حفصه بنا بر دلایلی با ازدواج آن دو مخالفت میکند. عشق آنها ناکام میماند تا اینکه شبی سلطان وقت عثمانی خواب میبیند که کسی به اسم گنح خلیل از اهالی دیاربکر هفت شهر در سرزمین شام (سوریه کنونی) از جمله حمص و حما و حلب و ... را آزاد و به قلمرو عثمانی بازمیگرداند. لذا ماجرا را با وزیر خود در میان میگذارد و به وی دستور میدهد که به دیاربکر رفته و آن شخص را پیدا کند.
وزیر به دیاربکر نزد امیر آن شهر میرود و گنج خلیل را دریافته و او را با خود به قسطنطنیه میبرد. سلطان خواب خود را برای گنج خلیل تشریح میکند و از وی میخواهد که فرماندهی لشکر عثمانی را بر عهده گرفته و سرزمین شام را آزاد کند.
گنج خلیل با این شرط که سلطان حفصه را برای وی از پدرش خواستگاری کند, خواسته سلطان عثمانی را میپذیرد. سپس همراه با وزیر به دیاربکر بازگشته و با حفصه ازدواج میکند. فردای عروسی از وزیر سه روز مهلت میخواهد تا پس از وصال یار به پایتخت برگردد.
گنج خلیل پس از سه روز به قسطنطنیه میرود و لشکر عثمانی را برداشته و راهی سرزمین شام میرود. مأموریت با موفقیت انجام میپذیرد و گنج خلیل تمامی سرزمین شام را به قلمرو عثمانی بازمیگرداند. تمام نظامیان به شهرهایشان برمیگردند ولی خبری از گنج خلیل نمیشود. خلیل پس از جنگ به بیماری لاعلاجی مبتلا شده و به صورت پنهان نزد پیرزنی مداوا میشود. حفصه که انتظارش به سر رسیده و خبری از گنج خلیل نمیگیرد, همراه با چهل نفر از دختران دیاربکر لباس رزم مردانه میپوشد و به شام رفته به دنبال معشوق خود میگردد. پس از مدتها برای خوردن آب به خانه پیرزن میرود. هنگامی که داخل میشود, شخصی را در بستر بیماری میبیند ولی او را نمیشناسد. گنج خلیل نیز برای این که ناراحتی و پریشانی حفصه را نبیند خود را به وی معرفی نمیکند. حفصه از پیرزن جویای نام بیمار میشود و معشوقش را میشناسد.
حفصه آشفتهحال و سیهبخت بیمارش را در آغوش میگیرد و گنج خلیل در آغوش وی جان میسپارد. حفصه سوگسرود معروف "گنج خلیل" را در سوگ وی میخواند.
ترانه گنج خلیل از سوی دنگبژهای بسیاری بازگو شده ولی این اهنگ تراژیک بیشتر با صدای دلنشین کاویس آقا شناخته میشود.
در پایین هنر زیبای دَنگبیژ کُرد کاویس اغا را در نقل روایت (گنج خلیل) را بشنوید
@muors
Telegram
attach 📎
۲۴۰ هزار و ۸۰۰ نخ سیگار خارجی و ۱۳ هزار ۸۸۴ عدد قرص و داروی غیر مجاز توسط رزمندگان سپاه شهرستان چالدران در مناطق مرزی این شهرستان کشف و ضبط شد.
@muors
@muors
تصویری از پل تاریخی بشگوز در ماکو.
این پل قدیمی همان طور که از اسم کردیش پیداست ریشه ای تاریخی دارد
بشگوز یا بشگه گوری )به زبان کردی کرمانجی اسم یک بازی محلی است واژه پشگوز هنوز هم دربین برخی از شعرها و فلکورهای کرمانجی دیده میشود
@muors
این پل قدیمی همان طور که از اسم کردیش پیداست ریشه ای تاریخی دارد
بشگوز یا بشگه گوری )به زبان کردی کرمانجی اسم یک بازی محلی است واژه پشگوز هنوز هم دربین برخی از شعرها و فلکورهای کرمانجی دیده میشود
@muors
👍1