آشنایی با منطقه ماکو
734 subscribers
4.76K photos
641 videos
67 files
604 links
https://telegram.me/joinchat/EJCp5D_cdQK7iX-aH8sqcQ


مطلب وپست هایی از،تاریخ و فرهنگ کُردها
Download Telegram
🌸 آقای اردشیر شیخکانلوی میلان از شهرستان پلدشت سی و ششمین فردی است به پویش رونق #اخلاق در روزهای بی رونقی بازار پیوست و اجاره یک ماه را به مستاجر خود بخشید

#درود_بر_مهربانی_شما
@muors
به علت شیوع ویروس کرونا جاده ماکو به شوط از سه راهی احمدآباد و کش آرخی مسدود می باشد.
@muors
ورودی و خروجی روستای #کندال به علت شیوع ویروس کرونا بسته شده ، در حال حاضر این روستا نیز در قرنطینه است. از مهمانی رفتن ها بپرهیزید

@muors
ادبیات کردی (قسمت چهارم)
نوشته‌ی: پرفسور ژویس بلو – ترجمه از فرانسه علی پاک‌سرشت (ماکویی)
منبع: فصلنامه پژوهشی "مطالعات کردی" (Études Kurdes) شماره 11 مارس سال 2012 – پاریس

آغاز زبان ادبی (کردی) سورانی
در آن سوی کوه‌های زاگرس، در دشت شاره‌زور، سلسله کردی بابان که رقیب سلسله اردلان بود و در در سرزمینی وسیع از زاپ کوچک تا رودخانه سیروان (دیاله) حکومت می‌کرد. این سلسله بر کوی سنجاق، خانقین و بخشی از گرمیان (کرکوک) و غرب ایران حاکم بود. محمود پاشا در سال 1781 اولین اقدامات را برای انتقال پایتخت خود از قه‌را/قالا چوالان (که هنوز هم ویرانه‌های آن در نزدیکی چوارته نمایان هستند) به سوی محلی جدید را آغاز کرد که در حدود بیست کیلومتری جنوب غربی در دامنه دیگر کوه ئازر، در مالکه‌ندی در دشت حاصلخیز شاره‌زور قرار دارد و به افتخار نام پاشای بزرگ بغداد آن را سلیمانی نام‌گذاری کرد. برادرزاده‌اش ابراهیم پاشای بِبه (که در سال 1783 به قدرت رسید) اداره شهر را گسترش داده، تقویت و بناهای باشکوهی در آن ایجاد نمود. پسرعمویش عبدالرحمان پاشا بِبه در سال 1789 به قدرت رسید و به مدت بیست و سه سال به صورت متناوب حکومت کرد. او که شاهزاده‌ای جاه طلب بود به فکر کنار نهادن امان‌الله خان اردلان حاکم سنه (سنندج) افتاد. عبدالرحمان پاشا برای نشان دادن استقلال خود در برابر قدرت‌های قیم، که گاهی عثمانی و گاهی ایران بودند، و متمایز نمودن خود از رقبای تاریخی خود یعنی اردلانی‌ها، تصمیم گرفت زبان منطقه شاره‌زور را ارتقا بخشد. وی هنرمندان، ادبا، شاعران را به دربار خود دعوت کرد و آنها را تشویق نمود تا دست از نوشتن به گورانی بردارند و به زبان منطقه شاره‌زور بنویسند که به نام سورانی مشهور شد.
اولین اقدامی که این ادبا و شاعران کردند "ترجمه" آثار ادبیات شفاهی کردی کرمانجی به سورانی بود. این کاری است که علی برده‌شانی (فوت 1812 میلادی) انجام داد و اولین متون را به کردی سورانی نوشت. همچنین، وی قصاید و مدح‌هایی را به سورانی خلق کرد. غزل‌های او با ترکیب موسیقایی رقص چنان هماهنگی دارند که به صورت ترانه در آورده شده‌اند. استعداد برده‌شانی در طی دوران حیاتش شناخته شد لذا "شاعر امارت بابان" نام گرفت.
در قرن نوزدهم و در پی رشد جنبش‌های ملی، با این که جنبش ملی کرد شدیدا رنگ و بوی قبیله‌گرایی داشت اما گسترش یافت. ادبیات کردی شکوفا شد و بیشتر ادبای کرد با الفبای عربی، فارسی و ترکی نوشتند. طی مدتی طولانی کردی به عنوان لهجه‌ای فارسی تلقی می‌شد و این موضوع چنان بود که نخبگان از فارسی برای بیان افکار خود استفاده می کردند.
آغاز قرن شاهد رشد و شکوفایی "مکتب شعری نالی" یا "مکتب بابان" بود که با تشویق احمد پاشا نوه عبدالرحمن پاشا بِبه همراه بود. این مکتب کردی سلیمانیه را به عنوان زبان ادبی انتخاب کرد و به زودی به مهم‌ترین زبان ادبی آثار منتشره تعدادی از نویسندگان این زبان تبدیل شد. ملا خدر احمد شاویسی مکائیلی یا ملا خدر شاره‌زوری یک ادیب ممتاز که با تخلص "نالی" مشهور است در سال 1800 در روستای "خاک و خول" در نزدیکی سلیمانیه متولد شد و در سال 1856 در استانبول وفات یافت. نالی نیز همانند ملای جزیری از فنون شعر عربی و اتخاذه شده در فارسی بهره برد و این را با زحمات زیاد به نتیجه رساند چون تا آن زمان قصیده و غزل در بین کردهای بابان ناشناخته بود. شاعر چندین شعر را نیز در مورد احمد پاشا، حامی مالی و مشوق خود، و در مورد سلسله بابان سرود. شعر او نخست لحن دینی دارد - عصر شکوفایی طریقت های عرفانی بود - اما اشعار غنایی او بیشترین موفقیت را داشتند.
عبدالرحمان بیگ صاحبقران (متولد حوالی 1805 در سلیمانیه) عضو دیگر این مکتب است که به پایه‌ریزی زبان ادبی جدید کمک کرد. او با تخلص "سلیم" تعداد زیادی شعر غنایی، مدح، طنز و به ویژه اشعاری با موضوعات تاریخی سرود اما اشعار غنایی‌اش او را به شهرت رساند. سلیم در اشعار خود فقط از وزن هزج استفاده کرد که با توانمندی زبان کردی سورانی سازگاری دارد.
این دوره‌ای است که دربار (عثمانی) سلطه خود بر مردمان مسلمان را مورد تاکید قرار می‌دهد، امارت‌های کرد را ملغی می‌نماید، شاهزاده‌ها و رهبران سنتی کرد را نیز تبعید می‌کند. کردستان که ساختار آن به هم خورده بود به صحنه یک بی‌نظمی غیرقابل توصیف تبدیل می‌شود. وقتی در سال 1851، امارت بابان سرنگون می‌شود و احمد بِبه را به استانبول تبعید می‌کنند، شاعران نیز سلیمانیه را ترک می‌نمایند. سلیم در تهران مستقر می‌شود و اشعار او نمایانگر درد و رنج تبعید هستند. او در سال 1869 به سلیمانیه برگشت و در آنجا فوت کرد. سلیم را در "گرده سَیوان" (قبرستان سلیمانیه) دفن می‌کنند.

@muors
مصطفی صاحبقران (1859-1800) پسرعموی سلیم نیز عضو مکتب نالی است. اشعارش به خاطر غنایی بودن و میهن‌پرستی متمایز هستند. نخست با تخلص "کوردی" می‌نوشت اما پس از آن که ناچار شد سلیمانیه را ترک کند تخلص "هجری" را برگزید. اشعار غنایی "کوردی" که از زیبایی بی‌نظیری برخوردارند رنگ و بوی درد و رنج دارند. از آن زمان شعر کردی سورانی گسترش یافت و از مرزهای امارت سابق بابان به گرمیان (کرکوک)، مکریان... نیز رسید.
در بین شعرای نسل دوم (نیمه دوم قرن نوزدهم) یا نسل سوم (در قرن بیستم)، شاعرانی واقعا بااستعداد، توانمند و مشهورتر از شاعران "مکتب نالی" ظاهر شدند اما ارتقای زبان سلیمانیه به سطح زبانی ادبی را مدیون مکتب نالی هستیم زبانی که نه تنها در سلیمانیه بلکه در تمام اقلیم کردستان امروز نیز گسترش یافت و از زاپ بزرگ در غرب تا استان کردستان در شرق سلیمانیه ادامه دارد که در آنجا نیز به صورت قطعی جایگزین گورانی شد.
سلیمانیه اولین شهر کرد بود که یک مدرسه غیردینی به نام مکتب رشدیه داشت که در سال 1868 ایجاد شد. حدود سی سال بعد و در سال 1893 یک مدرسه نظامی و در آغاز قرن در سال 1907 نیز یک دبیرستان به نام ئداددیه یا ملکیه در آنجا تاسیس شد. جوانان مستعد تحصیلات عالی خود را در استانبول ادامه دادند، پایتختی بزرگ و شلوغ، جایی که در آن با ادبایی از همه سرزمین‌های امپراطوری و با زبان های اروپایی آشنا می‌شوند. ایده‌های جدید افق آنها را گسترش داد. این جوانان به هنگام بازگشت به سلیمانیه پست‌های نظامی یا فرماندهی مناطق را بر عهده داشتند. سلیمانیه به خاستگاه معلمان، ادبا و دانشمندان تبدیل شد.
قسمت بعدی: حاجی قادر کویی و شیخ رضا طالبانی: دو شاعر برجسته

@muors
بنەماڵەی بەرێز پێشەوا قازی محەممەد بڕی ١٥٠ میلیۆن تمەنی پێشکەش بە نەخۆشخانەی شاری مەھاباد کرد دژی ڤایرۆسی کرۆنا!
بژین و دەستان خۆش
ئاگری باڵەکی


@muors
سلام وقت بخیر مدیر محترم


با عنایت به نگرانی مردم عزیز منطقه در خصوص مریضی دکتر سلیم به اطلاع می رسانم شکر خدا حال عمومی دکتر خوب هست و بزودی از بیمارستان مرخص خواهد شد با تشکر محمد بروکی میلان



@muors
📈 فرماندارشهرستان شوط اعلام کرد:

🔸سیزده‌ بدر(۱۳ فروردین ماه) امسال با تشدید محدودیت‌های رفت‌ و آمد، اجازه خروج هیچ شهروندی از شوط برای حضور در تفرجگاه‌های شهر داده نمی‌شود.

🔸فضای پارک‌ها هم به شدت کنترل می‌شود و اجازه تجمع در پارک‌ها هم داده نخواهد شد.

🔸تمام این اقدامات در راستای پیشگیری از شیوع کرونا و سلامت همشهریان است و برای حفظ سلامت شهروندان اگر لازم باشد، محدودیت‌ها تشدید خواهند شد.

🔸به همین منظور و بنا به تصمیم ستاد پیشگیری از شیوع بیماری کرونا در شهرستان شوط،از عموم همشهریان عزیز درخواست می‌شود، در راستای حفظ سلامتی خود و خانواده‌هایشان و قطع زنجیره شیوع ویروس کرونا،در روز طبیعت (۱۳ فروردین‌ماه) در خانه‌های خود بمانند و برای رفتن به مناطق گردشگری برنامه‌ریزی نکنند.

🔸لازم بذکر است که تمامی مسیرهای خروج از شهرستان شوط و تمامی مسیرهای گردشگری در مناطق روستائی، مسدود خواهد شد.

@muors
🔹️آمار مبتلایان #کرونا در استان #آذربایجانغربی به ۶۹۶ نفر رسید

ارومیه: ۲۱۹ مورد
بوکان: ٨۳ مورد
خوی: ۹۵ مورد
شاهین دژ: ۳٨ مورد
میاندوآب: ۷۱ مورد
تکاب: ۲۳ مورد
سلماس: ۱۷ مورد
مهاباد: ۴۱ مورد
نقده: ۲۳ مورد
سردشت: ۲۱ مورد
چایپارە: ٤ مورد
اشنویه: ۱۳ مورد
ماکو: ۱٤ مورد
پیرانشهر: ۱۷ مورد
پلدشت: ٦ مورد
چالدران: ۵ مورد
شوط: ۶ مورد
📌گفتنی است تا کنون ۵۵ نفر هم در اثر #کرونا در این استان فوت کرده‌اند.
@muors
سلام
خدمت همه دوستان عزیز
امروز دکتر محمد سلیم به یاری خدا و با زحمات کادر درمان طالقانی ارومیه از
بیمارستان مرخص میشود
بااحترام عزیز میلان
@muors
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚡️ #انفجار در خط صادرات گاز ایران به ترکیه در شهر مرزی ماکو بازرگان!

جمشیدی دانا مدیر دیسپچینگ شرکت ملی گاز ایران:

▫️صبح امروز در خطوط انتقال گاز ایران به کشور ترکیه انفجاری توسط گرو‌های تروریستی صورت گرفت.

▫️این انفجار در ۱.۵ کیلومتری بعد از مرز بازرگان در خاک ترکیه اتفاق افتاده و در حال حاضر انتقال گاز به کشور ترکیه قطع شده است.

▫️هیچگونه مشکلی اعم از فرسودگی و یا حتی شکستگی لوله نداشته ایم و این انفجار تروریستی بوده است.
@muors
تعداد مبتلایان به کرونا ویروس در استان آذربایجانغربی به ۷۵۰ نفر افزایش یافت/تعداد مبتلایان در شهرستانهای منطقه امروز بدون تغییر بود اما امروز اولین بیمار کرونایی در شهر شوط یک پیرمرد 75 ساله بود که فوت نمود

آمار کلی در شهرهای ماکو وتابع آن بدین شرح میباشد:

ماکو ۱۴ / شوط ۷ / پلدشت ۶ / چالدران ۵
@muors
ابستگاه های خروجی های شهر پلدشت جهت منع تردد در روز طبیعت
@muors
حاجی عبدالله شيخکانلوي میلان از بزرگان شیخکانلو
و دکتر اسفندیار شيخکانلوي ميلان.


ارسالی:( از سعید شیخکانلو)

@muors
🔹 كُردان آفريقا

ابن خلدون مورخ و جامعه شناس مسلمان اهل تونس در مورد كُردهاي آفريقا و نحوه مهاجرت آنان بدانجا مي نويسد:
با سقوط خلافت بغداد توسط مغولان بسيارى از كُردها نیز از برابر مغولان گريختند و از رود فرات گذشتند و به حوزه فرمانروايى تُرك در آمدند. ولى اشراف و رؤسای آنان از تحت سلطه تركها سرباز زدند.
بنابراين دو عشيره از كُردها به نام #بنى‌لوين و #بنى‌تابير با اتباع خود به سوى مغرب(مراكش) حركت كردند و در اواخر دولت موحدين وارد مغرب شدند و نزد ابوحفص عمر المرتضى در مراكش فرود آمدند.
عمر المرتضى كُردها را به گرمى بپذيرفت و گرامى داشت و بر ايشان راتبه و اقطاع معين نمود و در دولت خود به محلى مرتفع فرا برد.
اين كُردان در تيراندازى مهارت داشتند و سلاحشان تيروكمان بود. مشهورترين حادثه اى كه براى ايشان اتفاق افتاد #واقعه_فاس بود یعنی جنگ میان دو قبیله كُرد در سال 674ق.

جنگی که نشات از اختلافات آنان از همان دوران سکونتشان در زادگاهشان بود. براى اين زد و خورد سلمان و على رؤساى #بنى‌تابير و خضر رئيس #بنى‌لوين افراد خود را گرد آوردند و بيرون دروازه باب الفتوح نبرد در گرفت. يعقوب بن عبدالحق (سلطان مغرب) آنان را به حال خود رها كرد. زيرا از هر دو گروه شرم مى داشت. از اين رو متعرض هيچيك از آن دو نشد.
علي بن حسن فرزندي به نام موسي داشت. #موسي بن عليِ‌كُرد آنچنان وجاهتي در ميان سلاطين آفريقا يافت كه به مقام حاجبی و وزارت نيز رسيد تا اينكه فردي به نام #هلال بر وی حسد ورزيد و برايش توطئه كرد. چون موسی كُرد فهميد آفريقا را ترك نمود و براي جهاد به #اندلس(اسپانيا) رفت.

موسى كُرد در غرناطه فرود آمد و در شمار غازيان و مجاهدان در آمد و از گرفتن راتبه سلطان سرباز زد و در آن ايام كه آنجا مقام داشت دست به مال سلطان دراز نكرد. و مردم از اين عمل در شگفت بودند و او را مى ستودند و هلال از شدت دشمنى و حسد به هم بر مى آمد. عاقبت سلطان ابوتاشفين بار ديگر او را به كار فرا خواند و او در جنگهاى سلطان در نقاط دور دست شركت جست.

دانا مهرنوش، کارشناس ارشد تاریخ

منبع : تاريخ ابن خلدون، ترجمه عبدالمحمد آيتى، مؤسسه مطالعات و تحقيقات، چ اول، ۱۳۶۳، ج ۶، صص۱۲۵،۱۲۶
@muors
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینم از آهنگ در قرنطینه هنرمند عزیز ویسی (کرونا)
@muors
#سینما


🔲 امروز سالروز تولد #یلماز_گونای، فیلمساز افسانه‌ای کرد است. او در سال۱۹۶۱ برای نوشتن رمان "معادلات سه‌مجهوله" به ۱۸ماه حبس محکوم شد. در١٩٨٠ دولت ترکیه با وجود زندانی بودن گونی، او را به ۱۰۰سال زندان محکوم کرد. بعد از درگذشت یلماز گونی، روزنامه‌ای درترکیه تیتر زد: "فیلم تمام شد!"


▪️از گونی بیش از ۲۰ اثر مستند و سینمایی به جا مانده. معروفترین آنها،‌ "راه Yol ۱۹۸۲" و "دیوار Duvar ۱۹۸۳" است. فیلم "راه" سال ١٩٨٢ برنده جایزه نخل طلایی جشواره کن شد. همین فیلم، در جشنواره "گولدن گلوب" امریکا نامزد جایزه "بهترین فلم خارجی" شد.

▪️گونی (پاییز ۱۹۸۱) در زندان فیلم‌نامه "راه"را نوشت و بعد از ساخت آن بمرخصی رفت و دیگر برنگشت و ترکیه را به مقصد فرانسه ترک کرد. فیلم‌های او در ترکیه ممنوع شدند. گونی در سپتامبر ١٩٨٤ در سن ٤٧ سالگی بعلت ابتلا به سرطان معده در پاریس درگذشت. جسد او در گورستان "پر لاشز" دفن شده است.
@muors
 

رفتن عزیزترین‌ها، یادآور ناپایداری دنیا و تعلقات آن برای همه ماست و آنچه از برادر می‌ماند تنها خاطره چشمان مهربان، دستهای گشاده و قلبی که چه بسیار با مهری برادرانه برای ما تپیده است.

اینجانب پرویز مصطفی زاده درگذشت مرحوم #حاج_حسن_فخرایی
را به خانواده ان مرحوم تسلیت عرض مینمایم و برایشان از درگاه خداوند متعال مغفرت و برای سایر بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانم

عرض تسلیت به خانواده های #فخرایی_ #دانا_مصطفی زاده (وطایفه #مصرکانلو)

@muors
روایت متفاوتِ احمد آلتان روشنفکر تُرک از مسئله کُرد درترکیه


مسئله کرد در یک کلمه...
ما شهروندان یک کشوریم و در یک سرزمین مشترک زندگی می‌کنیم. اما آیا همه ما باهم برابریم؟ بیایید این پرسش را واضح‌تر طرح کنیم: آیا ترک‌ها با کردها برابرند؟ بدون شک و بدون هیچ تردیدی به ما خواهند گفت که «البته که ما باهم برابریم».
ما [ترک‌ها] تا چه حد با کردها برابریم؟ ترک‌ها ترکی صحبت می‌کنند و کردها، کردی. اما زبان رسمی دولت چیست؟
- ترکی.
پس نتیجه می‌گیریم که ازلحاظ زبانی برابر نیستیم. زبان یک گروه در این کشور «زبان رسمی» دولت است و زبان گروه بزرگ دیگری در این کشور "رسمی" نیست.
در این کشور، زبان‌آموزشی کدام است@muors
- ترکی.
آیا مدرسه‌ای برای آموزش زبان کردی وجود دارد؟ خیر. آیا دانشگاهی وجود دارد که آموزش آن به زبان کردی باشد؟ به‌هیچ‌وجه!
در این کشور، ما حتی به زبانهای انگلیسی و فرانسه هم آموزش می‌دهیم؛ اما کردی را ممنوع می‌کنیم. پس می‌توان گفت که ازنظر «آموزشی» نیز برابر نیستیم.
قانون اساسی شهروند این کشور را چه می‌نامد؟
- ترک.
پس قانون اساسی، کردها را چه می‌خواند؟ بر اساس قانون اساسی، آنها نیز ترک هستند. آیا کردها «ترک» هستند؟ مطمئناً نه! پس اگر «ترک» نیستند، چرا ما آنها را «ترک» می‌خوانیم؟ زیرا قانون اساسی چنین دستور می‌دهد. آیا بر اساس قانون اساسی، شهروند «کرد» این کشور، می‌تواند «کرد» باشد؟ جواب منفی است. نتیجه می‌گیریم که بر اساس "قانون اساسی" نیز برابر نیستیم.
از منظر «زبانی»، ازلحاظ «آموزشی» و ازنظر «قانون اساسی» [ما ترک‌ها با کردها] برابر نیستیم. پس «ما» کجا با آنها برابریم؟@muors
وقتی که به سربازی می‌رویم. بدون هیچ تمایزی، هم ترک‌ها و هم کردها را به سربازی می‌برند. هنگام پرداخت مالیات هم برابریم. بدون هیچگونه تبعیضی، هم از ترک‌ها و هم از کردها مالیات می‌گیرند. پس می‌توان گفت که ازلحاظ «مسئولیت» هایمان در قبال دولت، برابریم. اما برای چیزهایی که از دولت می‌گیریم برابر نیستیم. آیا به نظر شما این عادلانه است؟
آنها را به سربازی می‌برید. از آنها مالیات می‌گیرید، اما زبانشان، آموزششان را و برابریشان در برابر قانون اساسی را نمی‌پذیرید. سپس می‌آیید و به آنها می‌گویید: «مشکل شما چیست؟». عصبانی می‌شوید و می‌گویید: «شما چرا ایجاد مشکل می‌کنید؟». آنها را می‌کشید و به چاه می‌اندازید؛ در خیابان مورد ضرب و شتمشان قرار می‌دهید و در زندان‌ها آنها را شکنجه می‌کنید.
اکنون با نگاه دقیق‌تری به این تابلو، به نظر شما منشأ«مسئله کرد»چیست؟
به نظر من، این مسئله تنها یک علت دارد. و آن «بی عدالتی» است. خلقی آمده و با خلقی دیگر همچون «اسیر» برخورد می‌کند و می‌گوید: «باید نژاد من، زبان من و برتری من را قبول کنی».
چرا ما با کردها برابر نیستیم؟ اگر این پرسش را از آنها بپرسیم، جواب خواهند داد که:«اگر برابر باشیم و به آنها نیز حقوق برابر بدهیم، کشورمان تجزیه می‌شود».
پرسش این است:«کشور چه کسی تجزیه می‌شود؟».کشور «ما».ما چه کسانی هستیم؟
- ترک‌ها
پس(کردها)که هستند؟آیا اینجا کشور آنها نیز هست؟ بلافاصله جواب می‌دهند که:«البته که اینجا کشورکردها نیز هست».اگر اینجا کشور «همه ما»است، پس چرا ترسهایمان نسبت به این کشور «یکسان» نیست؟
چرا ما از اینکه «تجزیه» شویم، می‌ترسیم اما کردها از اینکه «تجزیه» شویم نمی‌ترسند؟ آیا «صاحبان مشترک» یک کشور، نباید ترسهای مشترک نسبت به آن کشور داشته باشند؟ ما می‌ترسیم، چونکه با کردها «عادلانه» برخورد نکرده‌ایم. با آنها همچون(اسیر)برخورد کرده‌ایم و فکر می‌کنیم که آنها ممکن است بخواهند به این وضعیت خاتمه دهند. اگر یکی از خلق‌های بزرگ یک کشور، حاکمیت خودش را به‌زور به خلقی دیگر تحمیل کند، همیشه از مسئله «تجزیه» می‌ترسد. و در آخر نیز، آن کشور بدون شک تجزیه خواهد شد.
اگر زبان کردها هم یکی از زبانهای رسمی شود، اگر آنها نیز حق آموزش به زبان کردی را داشته باشند و قانون اساسی نیز آنها را به‌زور «ترک» نخواند، آیا(مسئله کرد)باقی خواهد ماند؟ هرگز. درنتیجه، راه‌حل مسئله، معلوم است. و همچنین بسیار ساده و روشن است: اگر برابر باشیم، مشکل حل خواهد شد. اما چرا مشکل را حل نمی‌کنیم؟
- چونکه نمی‌خواهیم(برابر)باشیم.
و حالا پرسش این است که ما چرا نمی‌خواهیم با کردها برابر باشیم؟ چه چیزی به ترک‌ها نسبت به کردها برتری می‌دهد؟ آیا جمعیت بیشتر و داشتن ارتش، ترک‌ها را برتر کرده است؟ شاید هم اسلحه این کار را کرده است؟
شما از همان اول، بازور سلاح عمل کرده‌اید. پس چرا هنگامی که از کوهستان‌ها صدای اسلحه می‌آید، متعجب می‌شوید؟
شما خودتان سلاح‌ها را به کناری بگذارید، اربابی زورکی را کنار بگذارید، بدون شک، در کوهها سلاحی باقی نخواهد ماند. مشکل نیز حل خواهد شد. اما قبل از هر چیز،در مقابل خدا و بندگانش (برابر بودنمان)را قبول کنید.
@muors
👏1
Forwarded from اتچ بات
تراژدی بزرگ عشیره ساکان
سله‌کافر و فقی اوسو (یوسف)

سله‌کافر، بزرگ خاندان (دسته) بوزو و فقی اوسو، بزرگ خاندان مالا قاده هر دو از عشیره ساکان ایل جلالی می‌باشند که در اواخر قرن نوزده میلادی، طی اختلافات و درگیری‌هایی که میان دو طرف رخ می‌دهد، 27 نفر کشته می‌شوند.
اختلافات طرفین بر سر محل ییلاق آغاز می‌شود و در نتیجه پادرمیانی بزرگان منطقه قرار بر این می‌شود که هیچ‌کدام از طرفین به محل ییلاق مورد اختلاف (مابین آرارات بزرگ و کوچک) کوچ نکنند. اما پس از مدتی یکی از برادرزادگان سله‌کافر به اسم عودی حسن از سوی فقی اوسو کشته می‌شود و دسته سله‌کافر (مالا بوزو) نیز در صدد انتقام بر آمده و پسر فقی اوسو را به قتل می‌رسانند.
پس از این اتفاقات و با پادرمیانی ریش‌سفیدان، هر دو طرف بار دیگر سکوت اختیار می‌کنند تا اینکه پس از یک سال سله‌کافر به همراه دسته‌اش که در آیی بگ (در نزدیکی شهر بازرگان) در اتراق بوده، شخصی به اسم خان‌شرف را که او نیز بزرگ دسته کلشکان ساکان بوده، به عنوان قاصد نزد فقی اوسو می‌فرستند تا از وی رخست تردد مالا بوزو را طلب کند که دسته سله‌کافر به ییلاقی دیگر واقع در اطرف آرارات بزرگ کوچ کنند. خان‌شرف نیز که نسبت به هر دو طرف کینه به دل داشته، نزد فقی اوسو رفته و به دروغ اظهار می‌دارد که سله‌کافر آنها را تهدید نموده و گفته فردا به طور قطع به ییلاق مذکور رفته و چنانچه فقی اوسو و دسته مالا قاده در صدد ممانعت بر آیند، به احدی از آنان رحم نخواهند کرد، در غیر این‌صورت خود را برای درگیری آماده کنند. خان شرف بلافاصله نزد سله‌کافر برمی‌گردد و می‌گوید فقی اوسو نیز به تهدید آنها پرداخته و مردان مالا قاده فردا برای درگیری به راه خواهند افتاد.
فردای آن روز هر دو دسته به طور مسلح به طرف قشلاق‌های همدیگر به راه افتاده و در نقطه‌ای به اسم "کانیا سه‌له‌وێ" با هم مواجه می‌شوند و درگیری خونینی رخ می‌دهد و در نتیجه آن 25 نفر (از جمله یک زن) از دو طرف کشته می‌شوند.
ترانه‌ی مشهور "شه‌ڕێ سەلەوێ" از زبان "رحه" در سوگ فقی اوسو از سوی دنگبژها خلق شده است که سمع‌تان می‌رسد.

نکته: اشاره به محتوای اینگونه ترانه‌ها صرفا به جهت این است که با توجه به گذشت مدت مدیدی از زمان رخداد‌ها، بسیاری از آن‌ها دیگر به بخشی از ادبیات شفاهی کردها تبدیل گشته و از تمامی اقشار، به خصوص قشر فرهیخته و روشنفکر انتظار می‌رود صرفا با این دیده به نوشته‌های بنده نظر نمایند.

با تشکر
طاهر آگور

@muors