مهم❗️
🔸با توجه به شیوع ویروس کرونا، آن دسته از کارگران مشمول قانون بیکاری که شغل خود را از دست داده اند از حمایت های بیمه بیکاری بهرمند می شوند.
🔹با توجه به شیوع ویروس کرونا و تحت الشعاع قرار دادن بنگاه های اقتصادی و برخی از مشاغل، آن دسته از کارگران مشمول قانون کاری که شغل خود را از دست داده اند از حمایت های بیمه بیکاری بهرمند می شوند. لذا جهت برقراری مقرری بیمه بیکاری هیچ نیازی به مراجعه حضوری کارگران در ادارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و همچنین سازمان تأمین اجتماعی نیست .
🔹بیکار شدگان تا 20 فروردین فرصت دارند برای برخورداری از مقرری بیمه بیکاری سه ماهه ( بابت اسفند، فروردین و اردیبهشت) با مراجعه به سایت:
Bimebikari.mcls.gov.ir سریعا جهت ثبت نام در این سامانه اقدام کنند.
@muors
🔸با توجه به شیوع ویروس کرونا، آن دسته از کارگران مشمول قانون بیکاری که شغل خود را از دست داده اند از حمایت های بیمه بیکاری بهرمند می شوند.
🔹با توجه به شیوع ویروس کرونا و تحت الشعاع قرار دادن بنگاه های اقتصادی و برخی از مشاغل، آن دسته از کارگران مشمول قانون کاری که شغل خود را از دست داده اند از حمایت های بیمه بیکاری بهرمند می شوند. لذا جهت برقراری مقرری بیمه بیکاری هیچ نیازی به مراجعه حضوری کارگران در ادارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و همچنین سازمان تأمین اجتماعی نیست .
🔹بیکار شدگان تا 20 فروردین فرصت دارند برای برخورداری از مقرری بیمه بیکاری سه ماهه ( بابت اسفند، فروردین و اردیبهشت) با مراجعه به سایت:
Bimebikari.mcls.gov.ir سریعا جهت ثبت نام در این سامانه اقدام کنند.
@muors
ریشه کلمه "کرد"
علی پاک سرشت
کلمه "کرد" در نوشتههای باستانی قرون قبل از میلاد مسیح به شیوههای مختلف آمده است. در قرن دوم قبل از میلاد، کلمه "کورتی" برای اطلاق به کردها بکار میرفت (McDowall, 2005: 51). تعداد زیادی از کردشناسان و شرقشناسان نیز معتقدند "گوتی" نام قدیمی کردها بوده (شمدت، بی تا: 47). بعضی منابع نیز میگویند قبل از آمدن آریاییها به فلات ایران قومی به نام "کاردو" در این فلات زندگی میکرد. در یک سنگنوشتهی آشوری متعلق به دو هزار سال قبل از میلاد برای ساکنان کردستان امروز از کلمه "کردَ/کاردا" و "کردکا" استفاده شده است (محمدی، 1392: 24-23) اما رشید یاسمی کلمه "کردَ" را نام یک "محل" معرفی میکند نه قوم (یاسمی، 1370: 89). امپراطور لاگاش آدادنارای در سال 2400 قبل از میلاد نام طایفهای به نام "کردَ//کاردا" را آورده است (نوری پاشا، 1361: 1). همچنین، در جنگ با تیگلات پلیسر در قرن پنجم قبل از میلاد نیز نام "کردَ" یا "کردو" امده است (طبیبی، 1375: 5). گزنفون، فرمانده نظامی یونانی قبل از میلاد مسیح، نیز کردها را "کاردوک/کاردوخ" و سرزمین آنان را "کاردوئن" مینامد (طبیبی، 1375: 6). مینورسکی، شرقشناس و زبانشناس روس، در دائرهالمعارف اسلامی نام قدیمی کردها را به صورت "کاردوخوی" آورده است (Minorsky, 1997: 246).
همچنین، راسیکه معتقد است کلمات "خالدی"، "کوردی"، "کورتی" و "کوردیای" همگی شکلهای مختلف یک کلمهاند. استرابون، جغرافیدان یونانی قرن اول پس از میلاد مسیح، کردها را "کاردک" مینامد (طبیبی، 1375: 6). حتی، امیر شرفخان بتلیسی، مولف شرفنامه، اولین نویسنده تاریخ اختصاصی کردها، کلمه کرد را به معنای "شجاع" میداند و بعضی قهرمانان افسانهای و نمادین مانند رستم زال را نیز کرد معرفی میکند (بتلیسی، 1375: 5).
آنچه مسلم است، کلمه "کرد" بسیار قدیمی میباشد و تاریخ و زبان باستانی این بازماندگان مادها، موسسان اولین حکومت ایران، نیازمند بررسیهای عمیق و گسترده است، امری که متاسفانه مورد غفلت حتی خود کردها قرار گرفته است.
@muors
منابع:
1-شمدت، دانا آدامز (بیتا). سفری به سوی مردان شجاع در کردستان، ترجمة محمد مجدی (از روی ترجمة عربی)، سقز و بانه: محمدی و جوانبخت.
2-محمدی، آیت (1392)، سیری در تاریخ سیاسی کرد، نشر پرسمان، تهران.
3-یاسمی، رشید (1370)، کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او، چاپ دوم، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، تهران.
4-نوری پاشا، احسان (1361)، تاریخ ریشه نژادی کرد، سیدان، مهاباد
5-سنندجی، میرزا شکرالله ( 1279)، تحفه ناصری در تاریخ و جغرافیای کردستان، مقاله نخست، حشمت الله طبیبی (1375)، تهران.
6-بدلیسی، شرفخان (1005 ه.ق.)، شرفنامه، به اهتمام ولادیمیر ولییامینوف زرنوف (1860)، نشر اساطیر (1375)، تهران.
7-McDowall, David (2005), A Modern History of the Kurds, I.B. Tauris & Co Ltd, New York, US.
8-Minorsky, V., The Encyclopaedia Of Islam, New Edition, 1997.
@muors
علی پاک سرشت
کلمه "کرد" در نوشتههای باستانی قرون قبل از میلاد مسیح به شیوههای مختلف آمده است. در قرن دوم قبل از میلاد، کلمه "کورتی" برای اطلاق به کردها بکار میرفت (McDowall, 2005: 51). تعداد زیادی از کردشناسان و شرقشناسان نیز معتقدند "گوتی" نام قدیمی کردها بوده (شمدت، بی تا: 47). بعضی منابع نیز میگویند قبل از آمدن آریاییها به فلات ایران قومی به نام "کاردو" در این فلات زندگی میکرد. در یک سنگنوشتهی آشوری متعلق به دو هزار سال قبل از میلاد برای ساکنان کردستان امروز از کلمه "کردَ/کاردا" و "کردکا" استفاده شده است (محمدی، 1392: 24-23) اما رشید یاسمی کلمه "کردَ" را نام یک "محل" معرفی میکند نه قوم (یاسمی، 1370: 89). امپراطور لاگاش آدادنارای در سال 2400 قبل از میلاد نام طایفهای به نام "کردَ//کاردا" را آورده است (نوری پاشا، 1361: 1). همچنین، در جنگ با تیگلات پلیسر در قرن پنجم قبل از میلاد نیز نام "کردَ" یا "کردو" امده است (طبیبی، 1375: 5). گزنفون، فرمانده نظامی یونانی قبل از میلاد مسیح، نیز کردها را "کاردوک/کاردوخ" و سرزمین آنان را "کاردوئن" مینامد (طبیبی، 1375: 6). مینورسکی، شرقشناس و زبانشناس روس، در دائرهالمعارف اسلامی نام قدیمی کردها را به صورت "کاردوخوی" آورده است (Minorsky, 1997: 246).
همچنین، راسیکه معتقد است کلمات "خالدی"، "کوردی"، "کورتی" و "کوردیای" همگی شکلهای مختلف یک کلمهاند. استرابون، جغرافیدان یونانی قرن اول پس از میلاد مسیح، کردها را "کاردک" مینامد (طبیبی، 1375: 6). حتی، امیر شرفخان بتلیسی، مولف شرفنامه، اولین نویسنده تاریخ اختصاصی کردها، کلمه کرد را به معنای "شجاع" میداند و بعضی قهرمانان افسانهای و نمادین مانند رستم زال را نیز کرد معرفی میکند (بتلیسی، 1375: 5).
آنچه مسلم است، کلمه "کرد" بسیار قدیمی میباشد و تاریخ و زبان باستانی این بازماندگان مادها، موسسان اولین حکومت ایران، نیازمند بررسیهای عمیق و گسترده است، امری که متاسفانه مورد غفلت حتی خود کردها قرار گرفته است.
@muors
منابع:
1-شمدت، دانا آدامز (بیتا). سفری به سوی مردان شجاع در کردستان، ترجمة محمد مجدی (از روی ترجمة عربی)، سقز و بانه: محمدی و جوانبخت.
2-محمدی، آیت (1392)، سیری در تاریخ سیاسی کرد، نشر پرسمان، تهران.
3-یاسمی، رشید (1370)، کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او، چاپ دوم، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، تهران.
4-نوری پاشا، احسان (1361)، تاریخ ریشه نژادی کرد، سیدان، مهاباد
5-سنندجی، میرزا شکرالله ( 1279)، تحفه ناصری در تاریخ و جغرافیای کردستان، مقاله نخست، حشمت الله طبیبی (1375)، تهران.
6-بدلیسی، شرفخان (1005 ه.ق.)، شرفنامه، به اهتمام ولادیمیر ولییامینوف زرنوف (1860)، نشر اساطیر (1375)، تهران.
7-McDowall, David (2005), A Modern History of the Kurds, I.B. Tauris & Co Ltd, New York, US.
8-Minorsky, V., The Encyclopaedia Of Islam, New Edition, 1997.
@muors
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تردد راحت افغانیها که قصد رسیدن به اروپا از طریق ترکیه دارند اینبار در شهرستان چالدران!! اگر که فقط یکی از اینها کرونا داشته باشدچه فاجعه ای به بار خواهد آمد؟....
@muors
@muors
اتچ بات
معرفی چهره های فرهنگی و ادبی ماکو قسمت 1⃣ #طاهر_آگور @muors @muors آقای طاهر آگور متولد 1371 شهرستان ماکو از فعالان حوزه زبان و ادب کردی و فارغالتحصیل رشته مهندسی برق الکتروتکنیک از دانشگاه تبریز میباشد. وی به موازات رشته تحصیلی خود, در زمینه…
إنّا لله وإنّا إليهِ رَاجعُون
▪️متاسفانه امروز باخبر شدیم که #پسر_عموی بزرگوار اقای #طاهر_اگور به رحمت حق پیوسته اند .
جناب اقای طاهر اگور مصیبت وارده را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض مینماییم . درگذشت پسرعموی بزرگوارتان چنان سنگین و جانسوز است که به دشواری به باور مینشیند، ولی در برابر تقدیر پروردگار عالم چارهای جز تسلیم نیست.این ماتم جانگذار را به شما و خانواده محترمتان صمیمانه تسلیت عرض نموده و برایتان صبر و اجر و برای آن عزیز سفرکرده علو درجات طلب میکنیم
#تسلیت
@muors
▪️متاسفانه امروز باخبر شدیم که #پسر_عموی بزرگوار اقای #طاهر_اگور به رحمت حق پیوسته اند .
جناب اقای طاهر اگور مصیبت وارده را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض مینماییم . درگذشت پسرعموی بزرگوارتان چنان سنگین و جانسوز است که به دشواری به باور مینشیند، ولی در برابر تقدیر پروردگار عالم چارهای جز تسلیم نیست.این ماتم جانگذار را به شما و خانواده محترمتان صمیمانه تسلیت عرض نموده و برایتان صبر و اجر و برای آن عزیز سفرکرده علو درجات طلب میکنیم
#تسلیت
@muors
آمار مبتلایان به ویروس کرونا در استان به ۵۹۷ مورد رسید
آمار مبتلایان در شوط به ۵ نفر
پلدشت ۴ نفر
ماکو ۱۰ نفر
چالدران ۳ نفر
@muors
آمار مبتلایان در شوط به ۵ نفر
پلدشت ۴ نفر
ماکو ۱۰ نفر
چالدران ۳ نفر
@muors
عملیات سم پاشی گندزدایی روستاهای جلیل کندی،ریحانلوی علیا،ریحانلوی وسط،ریحانلوی پایین،اباراباشی،امامقلی کندی علیا امامقلی کنی سفلی،جهت مقابله با شیوع ویروس کرونا توسط گروه های جهادی درشهرستان چالدرن
@muors
@muors
کیو جگرخوین، فرزند جگرخوین شاعر نامدار کورد بر اثرابتلا به ویروس کرونا درگذشت.
▪️کَیو جگرخوین فرزند شاعر نامدار کورد ماموستا جگرخوین در سن ۸۴ سالگی و پس از دو هفته دست و پنجه نرم کردن با ویروس کرونا در استکهلم سوئد درگذشت.
@muors
▪️کَیو جگرخوین فرزند شاعر نامدار کورد ماموستا جگرخوین در سن ۸۴ سالگی و پس از دو هفته دست و پنجه نرم کردن با ویروس کرونا در استکهلم سوئد درگذشت.
@muors
🔹مهمان تلویزیون دولتی ترکیه تبهکار داعش از آب درامد!
🔻 تعدادی از تبهکاران داعش به ترکیه فرار کردهاند و در زیر چتر گروه مزدوری به نام ارتش میهنی سوریه در حملات اشغالگرانهی دولت ترکیه شرکت کردهاند. اکنون نیز تعدادی از آنها از راه کانال تلویزیونی دولت ترکیه کردها را تهدید میکنند.
@muors
🔻 تعدادی از تبهکاران داعش به ترکیه فرار کردهاند و در زیر چتر گروه مزدوری به نام ارتش میهنی سوریه در حملات اشغالگرانهی دولت ترکیه شرکت کردهاند. اکنون نیز تعدادی از آنها از راه کانال تلویزیونی دولت ترکیه کردها را تهدید میکنند.
@muors
امروز10فروردین هفتاد و سومین سالگرد اعدام قاضی محمد و یارانش در مهاباد است.
▪️پیشوا قاضی محمد، مبتکر و بنیانگذار نخستین جمهوری مستقل کردستان، به همراه یارانش، صَدر قاضی و سِیف قاضی، هفتاد و سه سال پیش در چنین روزی، توسط عوامل رژیم دیکتاتور رضاشاه پهلوی در مهاباد به دار آویخته شدند.
▪️قاضی محمد در سال ١٢٧٩ خورشیدی در مهاباد و در خانوادهای میهندوست به دنیا آمد. او به خاطر موقعیت خانوادگی، تحصیلات و افکارش از جایگاه مهمی در میان مردم برخوردار بود.
▪️پس از انحلال جمعیت احیای کورد-ژکاف و تاسیس حزب دموکرات کوردستان، قاضی محمد به عنوان دبیر این حزب و با تاسیس نخستین جمهوری کردستان، برگ زرینی را در تاریخ مبارزات ازدیخواهی کردها رقم زد.
@muors
▪️پیشوا قاضی محمد، مبتکر و بنیانگذار نخستین جمهوری مستقل کردستان، به همراه یارانش، صَدر قاضی و سِیف قاضی، هفتاد و سه سال پیش در چنین روزی، توسط عوامل رژیم دیکتاتور رضاشاه پهلوی در مهاباد به دار آویخته شدند.
▪️قاضی محمد در سال ١٢٧٩ خورشیدی در مهاباد و در خانوادهای میهندوست به دنیا آمد. او به خاطر موقعیت خانوادگی، تحصیلات و افکارش از جایگاه مهمی در میان مردم برخوردار بود.
▪️پس از انحلال جمعیت احیای کورد-ژکاف و تاسیس حزب دموکرات کوردستان، قاضی محمد به عنوان دبیر این حزب و با تاسیس نخستین جمهوری کردستان، برگ زرینی را در تاریخ مبارزات ازدیخواهی کردها رقم زد.
@muors
دیدار قاضی محمّد از شمال کردستان
✍منوچهر کلشی پور
پس از برگشت از سفر تهران پیشوا قاضی محمد به فکر مسافرت به شمال کردستان از جمله شهرهای ارومیه، سلماس، خوی، ماکو و ساکنین کرد آن مناطق افتاد. در اواسط مرداد ماه 1325 ایشان مهاباد را به سوی مناطق یاد شده ترک کرد. اعضاء کمیته مرکزی حزب و هیئت رئیسه ملی و تعداد زیادی از رؤسای عشایر و طبقات مختلف شهر و روستائیان مهابادی در خیابان های مشرف به میدان چوارچرا گرد آمدند و انتظار تشریف فرمایی و بدرقه ایشان را داشتند. طولی نکشید که قاضی محمد در میان هیئت رئیسه ملی و اعضای کمیته مرکزی حزب، نمایندگان عشایر و طبقات شهری و روستایی از پله های ساختمان حزب به میان مردم آمد. از هر طرف فریاد زنده باد رهبر محبوب و صدای کف زدن و هورای شادمانی برخاست. ایشان با تکان دادن سر و دست به ابراز احساسات مردم پاسخ داده و اظهار تشکر و قدردانی کرد و با بیاناتی شیوا از حضور نمایندگان دولت، حزب، اهالی و عشایر سپاسگزاری کرد و آنان را مورد لطف و محبت همیشگی خود قرار داد و با عشق و علاقه ای که مردم برای به دست آوردن آزادی و حقوق مشروع و ملی خود داشتند تشکر کرد.
آنگاه عشایر منگور، مامش و دهبکری و نمایندگان سایر طبقات یک به یک به حضورشان رسیدند و تجدید بیعت و اظهار وفاداری کردند.
قاضی محمد و همراهان در میان کف زدن های مشایعین و ابراز احساسات و شادمانی مردم سوار ماشین شد. حاج بابا شیخ سیادت ریاست هیئت رئیسه ملی در ماشین مخصوص ایشان جای گرفت و نگارنده این یادداشت ها هم که افتخار حضور و همگامی در این مسافرت را داشت در جلو ماشین و کنار راننده نشستم و یک ماشین جیپ حامل چند نفر از همراهان و نیز دو کامیون از پیشمرگان کردستان در حالی که ما را در پس و پیش اسکورت می کردند، مهاباد را به سوی ارومیه ترک کردیم.
عده زیادی از بدرقه کنندگان تا پنج کیلومتری شهر مهاباد آمده بودند. قاضی محمد دو روز در ارومیه ماند و نمایندگان و معتمدین شهر با ایشان دیدار کردند و بنا به دعوت حاج امیر نظمی افشار، پیشوا و همراهان برای صرف شام به باغ ایشان در اطراف شهر رفتند.
بعد از دور روز توقف در ارومیه و ملاقات با نمایندگان عشایر اطراف، رهنمودهای لازم برای همکاری بیشتر مأمورین کردستان و آذربایجان برای فراهم کردن امنیت و آرامش بهتر و بیشتر مردم شهرها و روستا ارائه دادند.
عمرخان شریفی رئیس ایل شکاک نیز که برای استقبال از قاضی محمد به ارومیه آمده بود به همراه ایشان و سایر طوایف محلی رهسپار سلماس شد.
قاضی محمد پیش از ورود به سلماس طبق تمنای عمرخان عازم روستای «زین دشت» محل اقامت وی شد. آن روزها فصل درو کردن مزارع گندم بود از کنار مزرعه های گندم که می گذشتیم کشاورزان دسته های گندم درو شده را که در کردی به آن «باقه» می گویند روی سر بلند کرده و به کنار جاده می آوردند و باقه های گندم را به امید برکت بیشتر به جای دسته گل به مقدم پیشوای خود تقدیم و تقاضای دعای خیر برای ازدیاد محصول و برکت در کارشان می کردند و با یک دنیا عشق و علاقه مقدمشان را گرامی می داشتند. در اکثر مناطق ایشان از ماشین پیاده شده و کشاورزان را در آغوش می گرفت و آنان را مورد لطف و محبت قرار می داد. تفنگچیان عشایر شکاک با شلیک های پی در پی اظهار شادمانی کرده و اهالی دور و نزدیک را از تشریف فرمایی پیشوا آگاه می کردند. ایشان و همراهان نرسیده به روستای زین دشت به روستای «درمان آوا» که مدفن چند نفر از اصحاب رسول خدا (ص) که در صدر اسلام برای ترویج دین اسلام به آن مناطق آمده بودند رفتند و با اخلاص و ایمان به زیارت مرقد آن بزرگواران نایل و بعد از خواندن سوره فاتحه و دعا، به منبع آب گرم کنار روستا رفتند. روی تپه یک چشمه ی آب گرم بود که حوض کوچکی هم برای آب تنی در جلو چشمه تعبیه شده بود. گویا این آب برای رفع امراض جلدی و خارش پوست بسیار خوب است. روی تپه هر نقطه را که پا می گذاشتی به اندازه ی کف پا که می رفت بخار آب گرم بیرون می آمد و انسان احساس می کرد که در دل آن تپه هم مثل قلب ملت کرد غلیان و جوششی هست که می خواست در فرصت مناسب فوران کند.
قاضی محمد از درمان آوا پس از زیارت گورهای اصحاب رسول خدا (ص) و دیدن چشمه آب گرم به زین دشت ملک عمرخان شریفی رئیس ایل شکاک رفتند. چند کیلومتر به روستا مانده پسران عمرخان با تعدادی تفنگچی سواره و پیاده در دو طرف راه ماشین رو صف کشیده بودند. با رسیدن ماشین حامل مهمان ها به عنوان خیرمقدم و ابراز شادمانی شروع به شلیک تیرهوایی کردند. آن شب را مهمان عمرخان شدند، قاضی و حاج باباشیخ و چند نفر از همراهان در ساختمان مخصوص استراحت کردند. پیشمرگان نیز در دو طرف چادر بزرگ که در پایین ساختمان برپا کرده بودند مستقر شدند. روستای زین دشت بسیار خوش آب و هوا و خوش منظره بود. در وسط تابستان شب بسیار خنک و خوبی را شاهد بودیم، کشاورزان روستا و بیگزادگان شکاک
✍منوچهر کلشی پور
پس از برگشت از سفر تهران پیشوا قاضی محمد به فکر مسافرت به شمال کردستان از جمله شهرهای ارومیه، سلماس، خوی، ماکو و ساکنین کرد آن مناطق افتاد. در اواسط مرداد ماه 1325 ایشان مهاباد را به سوی مناطق یاد شده ترک کرد. اعضاء کمیته مرکزی حزب و هیئت رئیسه ملی و تعداد زیادی از رؤسای عشایر و طبقات مختلف شهر و روستائیان مهابادی در خیابان های مشرف به میدان چوارچرا گرد آمدند و انتظار تشریف فرمایی و بدرقه ایشان را داشتند. طولی نکشید که قاضی محمد در میان هیئت رئیسه ملی و اعضای کمیته مرکزی حزب، نمایندگان عشایر و طبقات شهری و روستایی از پله های ساختمان حزب به میان مردم آمد. از هر طرف فریاد زنده باد رهبر محبوب و صدای کف زدن و هورای شادمانی برخاست. ایشان با تکان دادن سر و دست به ابراز احساسات مردم پاسخ داده و اظهار تشکر و قدردانی کرد و با بیاناتی شیوا از حضور نمایندگان دولت، حزب، اهالی و عشایر سپاسگزاری کرد و آنان را مورد لطف و محبت همیشگی خود قرار داد و با عشق و علاقه ای که مردم برای به دست آوردن آزادی و حقوق مشروع و ملی خود داشتند تشکر کرد.
آنگاه عشایر منگور، مامش و دهبکری و نمایندگان سایر طبقات یک به یک به حضورشان رسیدند و تجدید بیعت و اظهار وفاداری کردند.
قاضی محمد و همراهان در میان کف زدن های مشایعین و ابراز احساسات و شادمانی مردم سوار ماشین شد. حاج بابا شیخ سیادت ریاست هیئت رئیسه ملی در ماشین مخصوص ایشان جای گرفت و نگارنده این یادداشت ها هم که افتخار حضور و همگامی در این مسافرت را داشت در جلو ماشین و کنار راننده نشستم و یک ماشین جیپ حامل چند نفر از همراهان و نیز دو کامیون از پیشمرگان کردستان در حالی که ما را در پس و پیش اسکورت می کردند، مهاباد را به سوی ارومیه ترک کردیم.
عده زیادی از بدرقه کنندگان تا پنج کیلومتری شهر مهاباد آمده بودند. قاضی محمد دو روز در ارومیه ماند و نمایندگان و معتمدین شهر با ایشان دیدار کردند و بنا به دعوت حاج امیر نظمی افشار، پیشوا و همراهان برای صرف شام به باغ ایشان در اطراف شهر رفتند.
بعد از دور روز توقف در ارومیه و ملاقات با نمایندگان عشایر اطراف، رهنمودهای لازم برای همکاری بیشتر مأمورین کردستان و آذربایجان برای فراهم کردن امنیت و آرامش بهتر و بیشتر مردم شهرها و روستا ارائه دادند.
عمرخان شریفی رئیس ایل شکاک نیز که برای استقبال از قاضی محمد به ارومیه آمده بود به همراه ایشان و سایر طوایف محلی رهسپار سلماس شد.
قاضی محمد پیش از ورود به سلماس طبق تمنای عمرخان عازم روستای «زین دشت» محل اقامت وی شد. آن روزها فصل درو کردن مزارع گندم بود از کنار مزرعه های گندم که می گذشتیم کشاورزان دسته های گندم درو شده را که در کردی به آن «باقه» می گویند روی سر بلند کرده و به کنار جاده می آوردند و باقه های گندم را به امید برکت بیشتر به جای دسته گل به مقدم پیشوای خود تقدیم و تقاضای دعای خیر برای ازدیاد محصول و برکت در کارشان می کردند و با یک دنیا عشق و علاقه مقدمشان را گرامی می داشتند. در اکثر مناطق ایشان از ماشین پیاده شده و کشاورزان را در آغوش می گرفت و آنان را مورد لطف و محبت قرار می داد. تفنگچیان عشایر شکاک با شلیک های پی در پی اظهار شادمانی کرده و اهالی دور و نزدیک را از تشریف فرمایی پیشوا آگاه می کردند. ایشان و همراهان نرسیده به روستای زین دشت به روستای «درمان آوا» که مدفن چند نفر از اصحاب رسول خدا (ص) که در صدر اسلام برای ترویج دین اسلام به آن مناطق آمده بودند رفتند و با اخلاص و ایمان به زیارت مرقد آن بزرگواران نایل و بعد از خواندن سوره فاتحه و دعا، به منبع آب گرم کنار روستا رفتند. روی تپه یک چشمه ی آب گرم بود که حوض کوچکی هم برای آب تنی در جلو چشمه تعبیه شده بود. گویا این آب برای رفع امراض جلدی و خارش پوست بسیار خوب است. روی تپه هر نقطه را که پا می گذاشتی به اندازه ی کف پا که می رفت بخار آب گرم بیرون می آمد و انسان احساس می کرد که در دل آن تپه هم مثل قلب ملت کرد غلیان و جوششی هست که می خواست در فرصت مناسب فوران کند.
قاضی محمد از درمان آوا پس از زیارت گورهای اصحاب رسول خدا (ص) و دیدن چشمه آب گرم به زین دشت ملک عمرخان شریفی رئیس ایل شکاک رفتند. چند کیلومتر به روستا مانده پسران عمرخان با تعدادی تفنگچی سواره و پیاده در دو طرف راه ماشین رو صف کشیده بودند. با رسیدن ماشین حامل مهمان ها به عنوان خیرمقدم و ابراز شادمانی شروع به شلیک تیرهوایی کردند. آن شب را مهمان عمرخان شدند، قاضی و حاج باباشیخ و چند نفر از همراهان در ساختمان مخصوص استراحت کردند. پیشمرگان نیز در دو طرف چادر بزرگ که در پایین ساختمان برپا کرده بودند مستقر شدند. روستای زین دشت بسیار خوش آب و هوا و خوش منظره بود. در وسط تابستان شب بسیار خنک و خوبی را شاهد بودیم، کشاورزان روستا و بیگزادگان شکاک