This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گزارش خبری سحر کوردی به مجریگری رسول شیخکانلوی میلان
از اولین کُنسرت کوردی نودهم در شهرستان سلماس،
@muors
از اولین کُنسرت کوردی نودهم در شهرستان سلماس،
@muors
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هنر و تاریخ کُرد، مدیون دنگبیژی و دنگبیژهاست و امروز اینگونه یکی از آنها فیالبداحه در فقدان دیگری نغمه سر داد .
پیکر بیجان مصیبگلشن زاده، اسطوره مطرح دهنگبێژی کُردی صبح امروز با حضور دوستدارانش در آرامستان محله اسلام آباد ارومیه تشییع و تدفین شد.
هنرنمایی کاووس میلانی در سوگ هنرمند فقید مصیب گلشنزاده
پیکر بیجان مصیبگلشن زاده، اسطوره مطرح دهنگبێژی کُردی صبح امروز با حضور دوستدارانش در آرامستان محله اسلام آباد ارومیه تشییع و تدفین شد.
هنرنمایی کاووس میلانی در سوگ هنرمند فقید مصیب گلشنزاده
آشنایی با منطقه ماکو
دومین چهره کورد آمد #کمال_پندار چهره جوان کورد دارای مدرک کارشناسی ارشد حقوق از حوزه انتخابیه ماکو وچالدران ثبت نام کرد @muors
آشنایی با منطقه ماکو
کمال پندار از نامزدی در #انتخابات مجلس انصراف داد وی علیرغم تایید صلاحیت از سوی هیئت اجرایی با انتشار متنی در اینستاگرام از نامزدی انتخابات مجلس در حوزه ماکو، شوط،پلدشت و چالدران انصراف داد. کمال پندار دانشجوی مقطع دکترای حقوق عموی میباشد @muors
بیانیه رسمی کمال پندار جهت انصراف از پروسه انتخابات
@muors
@muors
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
احمدینژاد برای ساماندهی مرزنشینان کردستان کارت داده بود اما دولت روحانی گرفت!
درددل خانواده آزاد و فرهاد خسروی، دو برادر کولبر که چندی پیش جنازه یخ زده تحویل گرفتند
@muors
درددل خانواده آزاد و فرهاد خسروی، دو برادر کولبر که چندی پیش جنازه یخ زده تحویل گرفتند
@muors
عکس قدیمی به تاریخ 1349 از روستای قره تپه
خانم خاتون صالحی بلخکانلو همسر مرحوم اسماعیل راستا
ارسالی از فعال کانال
@muors
خانم خاتون صالحی بلخکانلو همسر مرحوم اسماعیل راستا
ارسالی از فعال کانال
@muors
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپی از مرحوم هنرمند مصیب گلشن زاده در شبکه جهانی سحرتی وی در برنامه(بنداروک)روحش شادیادش گرامی باد
@muors
@muors
بارش سنگین برف در شهر مرزی یوکسک اووا نزدیکترین شهر به مرز سرو ارومیه
@muors
@muors
همکار محترم:
جناب آقای اسماعیل میلان مدیریت فیلمبرداری(دیار فیلم چالدران)
درگذشت مادر بزرگوارتان را به شما
و خانواده محترمتان تسلیت عرض نموده
برایشان از درگاه خداوند متعال مغفرت و برای شما
و سایر بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانم
@muors
جناب آقای اسماعیل میلان مدیریت فیلمبرداری(دیار فیلم چالدران)
درگذشت مادر بزرگوارتان را به شما
و خانواده محترمتان تسلیت عرض نموده
برایشان از درگاه خداوند متعال مغفرت و برای شما
و سایر بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانم
@muors
نگاهی به اواز غمگین ،،بارو،، 🥀
✍ تحقیقی از #احمد_ميلان فعال فرهنگی ...
آواز بارو را کما بیش از رادیو کردی ایروان ، سترانبژها ، بلورڤان ها،...شنیدەایم.اوازی غمگین و حزن انگیز کە از تنهائی او میگوید.اما کمتر کسی بە چگونگی پیدایش این رخداد پرداختە است . بارو کیست؟ اشعار بکار رفتە در این اواز غم انگیز چگونە بوجود امدە اند ،ایا حقیقت دارند ،یا هنر بافی ذهنى دنگبژ های گذشته هستند؟
بارو زاده سرزمين زيبا و مشهور پیرامون ارارات هست، در اویل سدە بیستم ، باران (بارو) بدنیا میاید ،اما در اوان کودکی پدر قهرمانش در جنگ با سپاە دشمن کشتە میشود ، او در كنار يكى از نزديكان پدری ، مشهور بە مارو ( معروف) بزرگ میشود. از طايفه خلكان ،ايل نامدار جلاليست.
اسم پدرش شە عو(شعبان) و مادرش فاطمه(مشهور به پێش درێژ،بە سبب کوتاهی قد و بلند بودن لباسها)،و باران تنها فرزند خانوادە بود.
مارو(معروف) با بصرا ،دختر موسى اقاى خلكانى ازدواج ميكنند و هر سه نفر در روستاى گورجیبلاغ (در ترکیە) زندگی میکنند.
دختر دیگر موسی اقا با جوانی ارمنی فرار میکنند.موسی میگوید هر کس ،اندو را زندە یا مردە بیاورد ، پاداش بزرگی خواهم پرداخت.
بارو از سلالە قهرمانان بود ، او با اسلحە اش راهی ایروان میشود، بیست روز در جستجوی فراریان تلاش میکند ، دختر را شناسائی میکند ،اما شوهرش پیدا نمیشود.تا اینکە او.....
و بقیە داستان....
اواز بارو، توسط مادر دختر ،گفتە میشود،و دنگبژها ، مواردی را اضافه نموده اند.
بعدها بارو با تلى ،نامزدى ميكنند و... .....
بلاخره توسط عده اى ،تقريبا نزديك سالهاى ۱۳۲۷ يا ١٣۲۸ شمسى كشته ميشود.
@muors
✍ تحقیقی از #احمد_ميلان فعال فرهنگی ...
آواز بارو را کما بیش از رادیو کردی ایروان ، سترانبژها ، بلورڤان ها،...شنیدەایم.اوازی غمگین و حزن انگیز کە از تنهائی او میگوید.اما کمتر کسی بە چگونگی پیدایش این رخداد پرداختە است . بارو کیست؟ اشعار بکار رفتە در این اواز غم انگیز چگونە بوجود امدە اند ،ایا حقیقت دارند ،یا هنر بافی ذهنى دنگبژ های گذشته هستند؟
بارو زاده سرزمين زيبا و مشهور پیرامون ارارات هست، در اویل سدە بیستم ، باران (بارو) بدنیا میاید ،اما در اوان کودکی پدر قهرمانش در جنگ با سپاە دشمن کشتە میشود ، او در كنار يكى از نزديكان پدری ، مشهور بە مارو ( معروف) بزرگ میشود. از طايفه خلكان ،ايل نامدار جلاليست.
اسم پدرش شە عو(شعبان) و مادرش فاطمه(مشهور به پێش درێژ،بە سبب کوتاهی قد و بلند بودن لباسها)،و باران تنها فرزند خانوادە بود.
مارو(معروف) با بصرا ،دختر موسى اقاى خلكانى ازدواج ميكنند و هر سه نفر در روستاى گورجیبلاغ (در ترکیە) زندگی میکنند.
دختر دیگر موسی اقا با جوانی ارمنی فرار میکنند.موسی میگوید هر کس ،اندو را زندە یا مردە بیاورد ، پاداش بزرگی خواهم پرداخت.
بارو از سلالە قهرمانان بود ، او با اسلحە اش راهی ایروان میشود، بیست روز در جستجوی فراریان تلاش میکند ، دختر را شناسائی میکند ،اما شوهرش پیدا نمیشود.تا اینکە او.....
و بقیە داستان....
اواز بارو، توسط مادر دختر ،گفتە میشود،و دنگبژها ، مواردی را اضافه نموده اند.
بعدها بارو با تلى ،نامزدى ميكنند و... .....
بلاخره توسط عده اى ،تقريبا نزديك سالهاى ۱۳۲۷ يا ١٣۲۸ شمسى كشته ميشود.
@muors
Telegram
attach 📎
#اختصاصی
دورهمی ده سال پیش دنگبژی مرحوم مصیب گلشن زاده باحضوردنگبژ مناف شابویی روستای باشگند
✍طاهر آگور
ترانه حاضر مربوط به جوان کرد ناکامی میباشد که در جنگ جهانی اول سال 1915 در شهر چناققلعه جانش را از دست داده است. جنگ چناققلعه میان نیروهای امپراطوری عثمانی و جبهه ائتلاف (بریتانیا و فرااسه) رخ داد و طی آن صدها هزار تن قربانی شدند. بسیاری از کشتهشدگان این جنگ را کردهایی تشکیل میدادند که با پنداشت جنگ با کفار در جبهه عثمانی به جنگ میرفتند. عثمانی با نیروی کردها پیروز جنگ شد ولی پس از تاسیس جمهوری نژادپرست ترکیه صدهاهزار کرد به دست همان همرزمان ترکشان (ژان ترک) کشته شدند. در این ترانه که در اصل سراینده آن علی کاشو میباشد و مرحوم مصیب گلشنزاده به خوبی بازخوانی کردهاند سوگ خانواده جوان جانباخته در جنگ چناققلعه را میشنویم. جالب اینکه پس از چند سال جوانی دیگر از همان عایله نیز در جریان قیام آرارات و جنگ با ترکها و سپس در تبعیدگاه (مشکینشهر اردبیل) جانش را از دست میدهد که ترانه مربوط به آن هم از سوی علی کاشو خوانده شده است.
پارت:1
@muors
دورهمی ده سال پیش دنگبژی مرحوم مصیب گلشن زاده باحضوردنگبژ مناف شابویی روستای باشگند
✍طاهر آگور
ترانه حاضر مربوط به جوان کرد ناکامی میباشد که در جنگ جهانی اول سال 1915 در شهر چناققلعه جانش را از دست داده است. جنگ چناققلعه میان نیروهای امپراطوری عثمانی و جبهه ائتلاف (بریتانیا و فرااسه) رخ داد و طی آن صدها هزار تن قربانی شدند. بسیاری از کشتهشدگان این جنگ را کردهایی تشکیل میدادند که با پنداشت جنگ با کفار در جبهه عثمانی به جنگ میرفتند. عثمانی با نیروی کردها پیروز جنگ شد ولی پس از تاسیس جمهوری نژادپرست ترکیه صدهاهزار کرد به دست همان همرزمان ترکشان (ژان ترک) کشته شدند. در این ترانه که در اصل سراینده آن علی کاشو میباشد و مرحوم مصیب گلشنزاده به خوبی بازخوانی کردهاند سوگ خانواده جوان جانباخته در جنگ چناققلعه را میشنویم. جالب اینکه پس از چند سال جوانی دیگر از همان عایله نیز در جریان قیام آرارات و جنگ با ترکها و سپس در تبعیدگاه (مشکینشهر اردبیل) جانش را از دست میدهد که ترانه مربوط به آن هم از سوی علی کاشو خوانده شده است.
پارت:1
@muors
Telegram
attach 📎
👍1
«چه خوشبخت است کسی که،گفت من ترکم هستم» این شعار معروف مصطفی کمال آتاترک از کجا آمده است و چرا شهرت یافته؟!
✅آتاترک در دهه بیست میلادی عزم خود را برای ملت سازی جدید در ترکیه بر مبنای ملیت ترک جزم کرد. پیش از آن مردم آناتولی خود را بر پایه مسلمان بودن و یا در نهایت تابعیت خاندان عثمانی شناسایی میکردند. اما جنبش ترکان جوان و سپس حاکمیت کوتاه کمیته اتحاد و ترقی، این ایده رابه نخبگان و رهبران جدید جذاب کرده بود که باید دولت نوین جمهوری را با یک ملت سازی جدید توام کنند. ولی واقعیت موجود اجتماعی در عثمانی و سرزمین آناتولی با آرمان رهبران سیاسی اندکی تفاوت داشت. در آن دوره هنوز به تبعیت از عثمانی صفت تُرک مذموم و ناپسند بود و استنباط مردم روستایی و یا بی دانشی از این کلمه رواج داشت (مراجعه کنید به این مقاله).
✅هنگامی که آتاترک شروع به ملت سازی کرد، شهر به شهر می گشت و اصرار داشت مردم سرزمین آناتولی را با صفت «ترک های عزیز» و یا هر جمله محبت آمیزی که کلمه تُرک در آن وجود داشت، مورد خطاب قرار دهد. در حقیقت آتاترک سعی داشت به مردم بفهماند که «از این پس» نام و هویت جدیدی خواهند داشت. البته این تلاش ها با مقاومت پراکنده مردمی هم همراه بود. برای مثال هنگامی که او در سخنرانی آدانا (1926) برای اولین بار مردم را با جمله «سِوگیلی تورکلر» خطاب قرار داد، مردم حاضر در میدان اعتراضکردند. آنها جواب دادند تُرک خودت هستی ما شهری هستیم نه روستایی.
پس از آن فکر بهتری به ذهن آتاترک رسید. او اول میبایست اعتبار کلمه تُرک را کمی افزایش می داد. بنابراین هر جا می رسید می گف: « نه موتلو تورکوم دئینه» ! مصطفی کمال در با این جمله یک جایزه به کسانی میداد که هویت جدید را میپذیرفتند و مردم زودباور و عوام را با «آفرین» خود تشویق میکرد. انتخاب نام «آتاترک» نیز تلویحا اشاره به همین دارد، گویی مصطفی کمال به عوام یادآوری میکرد که اگر تُرک بودن چیزی بدی بود، یک قهرمان جنگی و رهبر سیاسی چنین نامی برای خود انتخاب نمیکرد.
✅برخلاف تصور امروزی، این جمله برای یادآوری غرور ملی یا عصبیت قومی نبود، این جمله تکرار و باز تکرار می شد تا مردم بدانند که هویت جدیدی به نام تُرک دارند و در حقیقت جنبه آموزشی داشت. ملت برساخته آتاترک بر مبنای تُرک بودن شکل گرفت و کوشش برای القای تُرک بودن در قوانین و شئون سیاسی- اجتماعی ترکیه معاصر بیش از آنکه دلالت بر ملیگرایی داشته باشد بر آموزش ملی دلالت دارد. گویی تُرک بودن در ابتدا امری غیربدیهی است که نیاز بر تکرار دارد یا ملکه ذهن کسانی شود که یا اصالتا تُرک نیستند و یا تا صدسال پیش خود را با هویت مذهبی با خاندان عثمانی شناسایی می کردند.
✅البته ملت سازی کمالیستها همیشه هم بدون زحمت و خشونت نبود. تصویر معروفی وجود دارد از کودکان کُرد در یک روستای شرق ترکیه. کودکان روستا در پای تخته سیاه نشسته اند و نظامی ترکیه در حال اسلحه به کمر دارند به کودکان «یاد می دهند» تا روی تخته سیاه بنویسند: « خوشا آنکس که میگوید که ترکم».
✅یکی از تغییرات به وجود آمده در دوره اردوغان، حذف و کمرنگ شدن این شعار بود. اردوغان با تیزبینی تشخیص داد که این شعار ممکن است امروز،شائبه هایی درباره برساخته بودن ملیت تُرک به وجود آورد در حالی از نظر وی ترکیه از عصر ملت سازی عبور کرده بود.
https://bit.ly/34Po12o
@muors
✅آتاترک در دهه بیست میلادی عزم خود را برای ملت سازی جدید در ترکیه بر مبنای ملیت ترک جزم کرد. پیش از آن مردم آناتولی خود را بر پایه مسلمان بودن و یا در نهایت تابعیت خاندان عثمانی شناسایی میکردند. اما جنبش ترکان جوان و سپس حاکمیت کوتاه کمیته اتحاد و ترقی، این ایده رابه نخبگان و رهبران جدید جذاب کرده بود که باید دولت نوین جمهوری را با یک ملت سازی جدید توام کنند. ولی واقعیت موجود اجتماعی در عثمانی و سرزمین آناتولی با آرمان رهبران سیاسی اندکی تفاوت داشت. در آن دوره هنوز به تبعیت از عثمانی صفت تُرک مذموم و ناپسند بود و استنباط مردم روستایی و یا بی دانشی از این کلمه رواج داشت (مراجعه کنید به این مقاله).
✅هنگامی که آتاترک شروع به ملت سازی کرد، شهر به شهر می گشت و اصرار داشت مردم سرزمین آناتولی را با صفت «ترک های عزیز» و یا هر جمله محبت آمیزی که کلمه تُرک در آن وجود داشت، مورد خطاب قرار دهد. در حقیقت آتاترک سعی داشت به مردم بفهماند که «از این پس» نام و هویت جدیدی خواهند داشت. البته این تلاش ها با مقاومت پراکنده مردمی هم همراه بود. برای مثال هنگامی که او در سخنرانی آدانا (1926) برای اولین بار مردم را با جمله «سِوگیلی تورکلر» خطاب قرار داد، مردم حاضر در میدان اعتراضکردند. آنها جواب دادند تُرک خودت هستی ما شهری هستیم نه روستایی.
پس از آن فکر بهتری به ذهن آتاترک رسید. او اول میبایست اعتبار کلمه تُرک را کمی افزایش می داد. بنابراین هر جا می رسید می گف: « نه موتلو تورکوم دئینه» ! مصطفی کمال در با این جمله یک جایزه به کسانی میداد که هویت جدید را میپذیرفتند و مردم زودباور و عوام را با «آفرین» خود تشویق میکرد. انتخاب نام «آتاترک» نیز تلویحا اشاره به همین دارد، گویی مصطفی کمال به عوام یادآوری میکرد که اگر تُرک بودن چیزی بدی بود، یک قهرمان جنگی و رهبر سیاسی چنین نامی برای خود انتخاب نمیکرد.
✅برخلاف تصور امروزی، این جمله برای یادآوری غرور ملی یا عصبیت قومی نبود، این جمله تکرار و باز تکرار می شد تا مردم بدانند که هویت جدیدی به نام تُرک دارند و در حقیقت جنبه آموزشی داشت. ملت برساخته آتاترک بر مبنای تُرک بودن شکل گرفت و کوشش برای القای تُرک بودن در قوانین و شئون سیاسی- اجتماعی ترکیه معاصر بیش از آنکه دلالت بر ملیگرایی داشته باشد بر آموزش ملی دلالت دارد. گویی تُرک بودن در ابتدا امری غیربدیهی است که نیاز بر تکرار دارد یا ملکه ذهن کسانی شود که یا اصالتا تُرک نیستند و یا تا صدسال پیش خود را با هویت مذهبی با خاندان عثمانی شناسایی می کردند.
✅البته ملت سازی کمالیستها همیشه هم بدون زحمت و خشونت نبود. تصویر معروفی وجود دارد از کودکان کُرد در یک روستای شرق ترکیه. کودکان روستا در پای تخته سیاه نشسته اند و نظامی ترکیه در حال اسلحه به کمر دارند به کودکان «یاد می دهند» تا روی تخته سیاه بنویسند: « خوشا آنکس که میگوید که ترکم».
✅یکی از تغییرات به وجود آمده در دوره اردوغان، حذف و کمرنگ شدن این شعار بود. اردوغان با تیزبینی تشخیص داد که این شعار ممکن است امروز،شائبه هایی درباره برساخته بودن ملیت تُرک به وجود آورد در حالی از نظر وی ترکیه از عصر ملت سازی عبور کرده بود.
https://bit.ly/34Po12o
@muors
آذریها
خوشا آنکس که میگوید من ترکم: ملی گرایی یا ملت سازی - آذریها
«چه خوشبخت است کسی که،گفت من ترکم هستم» این شعار معروف مصطفی کمال آتاترک از کجا آمده است و چرا شهرت یافته؟! آتاترک در دهه بیست میلادی عزم خود را ...
آگهی تسلیت:
مجلس ترحیم هنرمند و دنگبیژ نامی ارومیه فردا در تاریخ 1398/10/10ساعت 14:30 تا30 :16 در مسجد روستای باشکند واقع در شهرستان ماکوبرگزار خواهدشد
@muors
مجلس ترحیم هنرمند و دنگبیژ نامی ارومیه فردا در تاریخ 1398/10/10ساعت 14:30 تا30 :16 در مسجد روستای باشکند واقع در شهرستان ماکوبرگزار خواهدشد
@muors