▪️13 مرداد سالروز تبعید کردهای ماکو
کردهای ترکیه به دنبال تاسیس جمهوری ترکیه و آغاز سیاستهای انکار کردها دست به سلسلهقیامهایی زدند که همگی با خشونت بسیار از سوی حکومت کمالیست و لائیک ترکیه سرکوب شدند. پس از قیام شیخ سعید پیران بسیاری از روشنفکران، تحصیلکردگان و رؤسای قبایل کرد به تبعید فرستاده شدند که تعداد کثیری از آنها از تبعیدگاه گریخته و خودشان را به بروی حسکه تلی در کوههای آرارات رساندند و قیام جدیدی را آغاز کردند که به "قیام آرارات" مشهور گشت.
اداره قیام آرارات چندی پس از آغاز به دست سازمان خویبون افتاد. خویبون، از سازمانهای ملیگرای کرد که یوسف عودال آقا برادر خالدآقا از کردهای ماکو یکی از اعضای آن بود، در بحمدون بیروت از سوی روشنفکران و آقازادگان کرد تاسیس شد و از ابتدا خط مشی خود را آشکار نمود که "ایجاد روابط دوستانه با دولت و ملت برادر ایران" را به عنوان یکی از اهداف خود مقرر ساخت.
قیام پس از پنج سال به اوج خود رسید. شدت درگیریها به حدی بود که گهگاهی به داخل مرزهای ایران نیز کشیده میشد. در مرداد 1309 در جریان یکی از درگیریها شماری از کردهای ترکیه به سرکردگی عبدالباقی وارد ییلاقهای متعلق به خالدآقا در ماکو شدند و به دنبال آن هواپیماهای ارتش ترکیه به بمباران آن منطقه پرداخت، ولی با هیچگونه عکس العملی از سوی ایران مواجه نشد.
یاور فتحالله خان در حین ابلاغ اوامر فرماندهی ماکو، محمدامین برادر خالدآقا را در محال آواجیق کشت و از صحنه گریخت، ولی نیروهای همراه وی توسط جلالیها دستگیر و خلعسلاح شدند. خالدآقا ایل را شبانه حرکت داد و از طریق تنگه گاجوت روانه قشلاق شد. در بین راه پاشگاه تنگه گاجوت در صدد ممانعت برآمده ولی پس از یک درگیری کوتاه تسلیم جلالیها شد و کردها در قریه طانهلی جا گرفتند.
در 13 مرداد 1309 شمسی ستونی از نظامیان حکومت برای سرکوب نیروهای کرد شبانه عیسیقشلاق را محاصره کردند ولی خالدآقا از پهلو به آنان حمله میکند و آنها را شکست میدهد. در این درگیری حسوی ایوب پسرعموی خالدآقا کشته میشود. همچنین گفته میشود در این درگیری که شش ساعت به طول انجامیده، تعداد تفنگداران کرد هشت نفر بوده و طی آن بیش از یکصد و سی نیروی حکومتی کشته میشوند.
احسان نوری پاشا میگوید یاور فتحالله خان فرمانده نیروی نظامی ماکو که طرفداری ترکها را مینموده برای مغشوشکردن ذهن فرماندهی لشکر و ستاد ارتش و خدمت قابل ملاحظه به ترکها سعی بر این داشته که کردها را نزد حکومت مرکزی یاغی قلمداد کند و لذا دست به چنین توطئهای زده که کردهای جلالی را وارد چنین جنگی کند.
پس از درگیریهای سنگین خالدآقا به همراه طایفه خلکانلو خود را به آغگل رسانده و از آنجا وارد خاک ترکیه شده و از سوی ترکها به سرزمینهای آناتولی تبعید شدند. همچنین طوایف علمهولی، حسوخلف، قزلباش، بلخکانلو، قندکانلو و جنیکانلو به شهرهایی چون اردبیل، قزوین، مشکینشهر، خلخال و دیگر مناطق تبعید شدند که سالها بعد تنها بخش کوچکی از آنها توانستند بار دیگر به ماکو بازگردند. طی این سالها بسیاری از دهات این طوایف در اختیار ساکنین آذری منطقه و طوایف تحت امر حکومت قرار داشتند.
#طاهر آگور
@muors
کردهای ترکیه به دنبال تاسیس جمهوری ترکیه و آغاز سیاستهای انکار کردها دست به سلسلهقیامهایی زدند که همگی با خشونت بسیار از سوی حکومت کمالیست و لائیک ترکیه سرکوب شدند. پس از قیام شیخ سعید پیران بسیاری از روشنفکران، تحصیلکردگان و رؤسای قبایل کرد به تبعید فرستاده شدند که تعداد کثیری از آنها از تبعیدگاه گریخته و خودشان را به بروی حسکه تلی در کوههای آرارات رساندند و قیام جدیدی را آغاز کردند که به "قیام آرارات" مشهور گشت.
اداره قیام آرارات چندی پس از آغاز به دست سازمان خویبون افتاد. خویبون، از سازمانهای ملیگرای کرد که یوسف عودال آقا برادر خالدآقا از کردهای ماکو یکی از اعضای آن بود، در بحمدون بیروت از سوی روشنفکران و آقازادگان کرد تاسیس شد و از ابتدا خط مشی خود را آشکار نمود که "ایجاد روابط دوستانه با دولت و ملت برادر ایران" را به عنوان یکی از اهداف خود مقرر ساخت.
قیام پس از پنج سال به اوج خود رسید. شدت درگیریها به حدی بود که گهگاهی به داخل مرزهای ایران نیز کشیده میشد. در مرداد 1309 در جریان یکی از درگیریها شماری از کردهای ترکیه به سرکردگی عبدالباقی وارد ییلاقهای متعلق به خالدآقا در ماکو شدند و به دنبال آن هواپیماهای ارتش ترکیه به بمباران آن منطقه پرداخت، ولی با هیچگونه عکس العملی از سوی ایران مواجه نشد.
یاور فتحالله خان در حین ابلاغ اوامر فرماندهی ماکو، محمدامین برادر خالدآقا را در محال آواجیق کشت و از صحنه گریخت، ولی نیروهای همراه وی توسط جلالیها دستگیر و خلعسلاح شدند. خالدآقا ایل را شبانه حرکت داد و از طریق تنگه گاجوت روانه قشلاق شد. در بین راه پاشگاه تنگه گاجوت در صدد ممانعت برآمده ولی پس از یک درگیری کوتاه تسلیم جلالیها شد و کردها در قریه طانهلی جا گرفتند.
در 13 مرداد 1309 شمسی ستونی از نظامیان حکومت برای سرکوب نیروهای کرد شبانه عیسیقشلاق را محاصره کردند ولی خالدآقا از پهلو به آنان حمله میکند و آنها را شکست میدهد. در این درگیری حسوی ایوب پسرعموی خالدآقا کشته میشود. همچنین گفته میشود در این درگیری که شش ساعت به طول انجامیده، تعداد تفنگداران کرد هشت نفر بوده و طی آن بیش از یکصد و سی نیروی حکومتی کشته میشوند.
احسان نوری پاشا میگوید یاور فتحالله خان فرمانده نیروی نظامی ماکو که طرفداری ترکها را مینموده برای مغشوشکردن ذهن فرماندهی لشکر و ستاد ارتش و خدمت قابل ملاحظه به ترکها سعی بر این داشته که کردها را نزد حکومت مرکزی یاغی قلمداد کند و لذا دست به چنین توطئهای زده که کردهای جلالی را وارد چنین جنگی کند.
پس از درگیریهای سنگین خالدآقا به همراه طایفه خلکانلو خود را به آغگل رسانده و از آنجا وارد خاک ترکیه شده و از سوی ترکها به سرزمینهای آناتولی تبعید شدند. همچنین طوایف علمهولی، حسوخلف، قزلباش، بلخکانلو، قندکانلو و جنیکانلو به شهرهایی چون اردبیل، قزوین، مشکینشهر، خلخال و دیگر مناطق تبعید شدند که سالها بعد تنها بخش کوچکی از آنها توانستند بار دیگر به ماکو بازگردند. طی این سالها بسیاری از دهات این طوایف در اختیار ساکنین آذری منطقه و طوایف تحت امر حکومت قرار داشتند.
#طاهر آگور
@muors
⚫️⚫️⚫️انا لله و انا الیه راجعون
متاسفانه باخبر شدیم پدر آقای آرخا ماکویی فعال کُرد دار فانی را وداع گفتند.
درگذشت پدر گرامیشان را به ایشان و خانواده محترم تسلیت عرض میکنیم و آرزوی صبر و سلامتی برایشان داریم.
از خداوند منان خواستاریم که به بازماندگان آن عزیز صبر عطا نماید
@muors
متاسفانه باخبر شدیم پدر آقای آرخا ماکویی فعال کُرد دار فانی را وداع گفتند.
درگذشت پدر گرامیشان را به ایشان و خانواده محترم تسلیت عرض میکنیم و آرزوی صبر و سلامتی برایشان داریم.
از خداوند منان خواستاریم که به بازماندگان آن عزیز صبر عطا نماید
@muors
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قیمت دام زنده برای عید قربان مشخص شد
@muors
@muors
آشنایی با منطقه ماکو
عمرخان جلالی (عمراغا ) فرزند خالد اغای جلالی ریس ایل جلالی #عکس_ازسال_1271خورشیدی (127سال پیش) @muors
مهاجرت های اجباری کردها
ماکو
هرگاه که نام آگری به میان می آید،انسان کورد خود به خود به فکر آتش می افتد اما سوال اینجاست که کوه آگری کجاست وچرا کوردها این کوه را به عنوان کوهی مقدس میدانند وحتی این اسم را به روی فرزندان خود نامگذاری میکنند ودر آوازهای کوردها از خراسان وقزوین گرفته تا دیاربکرو قامیشلو واربیل نام این کوه مقدس عیان است ومادران کورد در لایی لایی های شبانه خود آن رامانند نصیحتی برای فرزندان خود میخوانند؟آگری کجاست؟این کوه بلند که به چهار زبان کوردی (آگری)فارسی وارمنی(آرارت)وترکی (آغری) نام گذاری شده است.بله آگری کوه بلندی است که در مرزهای ایران وترکیه وارمنستان واقع شده است وگویی ومنتظر خبری خوش از دلیران وفرزندان خود است؟آگری کوه بلند ومرتفعی که در مرز ایران وترکیه واقع شده ومرز تحمیلی مابین کوردستان ایران وترکیه است وشهر ماکو وبایزید دو شهر هستند که ماکو از طرف ایران و بایزید از طرف ترکیه میزبان دامنه های این کوه مفتخر هستند که کشتی نوح بر فراز این قله قرار دارد کوهی که زمانی پرستشگاه گوتیان بود امروزه شهر نواده های آنان یعنی کوردهای امروزی است.بلندی کوه آگری 5551متر است که بلند ترین کوه چهار پارچه کوردستان است ساکنین آگری هنوز هم خواص نژادی خود را از دست نداده اند ومانند صخرهایی عظیم در دره ها باقی مانده اند که هیچ سیلی قادر به حرکت دادن آنها نیست و در مقابل اشغالگران سرزمینشان مقاومت کرده اند.طایف آگری ویا جلالیان امروزی از شاخه های گوتی های زمان ماد بوده اند ونام شهر ماکو ،مادکوه است که به مرور زمان به ماکو تبدیل شده است.زمانی که من بچه بودم وبخصوص در فصل زمستان ودر زیز کرسی های گرم ،پدر ومادرم در مورد قیام آگری وشرح تبعید کوردها در مرحله ای دیگر به قزوین را می گفتند واز قول پدر ومادر خود برای ما شرح قهرمانیهای فرزنده وبراهیم جلالی را تعریف میکردند وحتی گاهی مادر یا پدرم با گفتن آوازی که گویا مال آن زمان بود به شرح واقعه برای ما میپرداختند واز تبعید ایل جلالی از ماکو به قزوین صحبت میکردند این گفته های پدر ومادر وفامیلهایم تا زمانی که بزرگ شدم در فکر وذهن واندیشه من بودند وهر روز با این سوالها که چرا ایل ما که از قزوین گرفته تاماکو وخراسان وخلخال وترکیه پراکنده هستند روبرو می شدم وهمه اینها به خاطر این بود که پدربزرگم در ماکو ویکی از عموهایم در اورمیه وبقیه ایل ما در قزوین بودیم که این خودش بزرگترین سوال بود که وقتی به اورمیه میرفتیم یا به ماکو احساس خیلی خوبی به ما دست میداد که با آنکه هرگز آنجا را نبودیم اما احساس غریبی نمیکردیم اما در عین حال در تعجب بودم که چرا باید ما در قزوین باشیم ؟؟تا اینکه پس از آنکه سالها گذشتن ومن بزرگ شدم ویکی از ریش سفیدان عشیره جلالی برای من به شرح واقعه وقیام آگری وتبعید کوردها از نواحی ماکو به قزوین پرداخت ومن که سرنخی به نام قیام آرارات پیدا کرده بودم به دنبال بقیه ماجرا می گشتم ومیخواستم که اگر هیچ هم نشده لاقل بدانم چرا باید ما را تبعید کنند؟زمانی که من به تحقیقاتم ادامه دادم دیدم که یکی از شورشهای خونین کورد یعنی شورش آگری بوده است
چیزی که اکنون برای شما حاضر کردم خلاصه ای از این شورش وچگونگی شورش است. همزمان با جنگ جهانی اول وپایان این جنگ خونین،موجی از افکار ناسیونالیستی سراسر جهان وبخصوص خاورمیانه را در برگرفتند که کوردستان نیز از این قاعده دور نماند وملت کورد که سالیان سال بود از ظلم وستم امپراطوریها رنج میبرد به قیام برخواست ودر چهار پارچه کوردستان شورش بر پا کردند که در کوردستان عراق قیام شیخ محمود برزنجی ،در کوردستان ترکیه قیام شیخ سعید پیران ودر کوردستان ایران قیام سمکوی شکاک بر پا بودند که شورش آگری نیز همزمان با این شورشها بوده است وفاصله چندانی با هم نداشتند..مصطفی کمال معروف به کمال آتا تورک(پدر تورک) با نزدیکی به کوردها وبا کمک کوردها توانست بر تخت قدرت بنشیند وپس از مدتی کوردها را سرکوب کرد. که این رفتار تورکها باعث شکل گیری قیام شیخ سعید پیران در سال 1927میلادی شدکه با حمایت دسته ای از افسران نظامی وکار آمد ووطن پرست کورد به رهبری احسان نوری پاشا بود که متاسفانه به دلیل نبود هماهنگی بلافاصله شورش شیخ سرکوب وشیخ به همراه دسته ای از یاران اش به دار آویخته شدند وافسران کورد به ایران وعراق وسوریه پناهنده شدند.در سال 1927 چهار حزب ناسیونالیست کورد طی جلسه ای در پای بحمدون لبنان ویا بنا به گفته ای در پایه های کوه آگری احزاب خود را منحل ویک حزب مشترک بنام خویبون را بنیاد نهادند این چهار حزب عبارت بودند از:1-حزب ملت کورد2-سازمان تعالی کوردستان3-تشکیلات
ماکو
هرگاه که نام آگری به میان می آید،انسان کورد خود به خود به فکر آتش می افتد اما سوال اینجاست که کوه آگری کجاست وچرا کوردها این کوه را به عنوان کوهی مقدس میدانند وحتی این اسم را به روی فرزندان خود نامگذاری میکنند ودر آوازهای کوردها از خراسان وقزوین گرفته تا دیاربکرو قامیشلو واربیل نام این کوه مقدس عیان است ومادران کورد در لایی لایی های شبانه خود آن رامانند نصیحتی برای فرزندان خود میخوانند؟آگری کجاست؟این کوه بلند که به چهار زبان کوردی (آگری)فارسی وارمنی(آرارت)وترکی (آغری) نام گذاری شده است.بله آگری کوه بلندی است که در مرزهای ایران وترکیه وارمنستان واقع شده است وگویی ومنتظر خبری خوش از دلیران وفرزندان خود است؟آگری کوه بلند ومرتفعی که در مرز ایران وترکیه واقع شده ومرز تحمیلی مابین کوردستان ایران وترکیه است وشهر ماکو وبایزید دو شهر هستند که ماکو از طرف ایران و بایزید از طرف ترکیه میزبان دامنه های این کوه مفتخر هستند که کشتی نوح بر فراز این قله قرار دارد کوهی که زمانی پرستشگاه گوتیان بود امروزه شهر نواده های آنان یعنی کوردهای امروزی است.بلندی کوه آگری 5551متر است که بلند ترین کوه چهار پارچه کوردستان است ساکنین آگری هنوز هم خواص نژادی خود را از دست نداده اند ومانند صخرهایی عظیم در دره ها باقی مانده اند که هیچ سیلی قادر به حرکت دادن آنها نیست و در مقابل اشغالگران سرزمینشان مقاومت کرده اند.طایف آگری ویا جلالیان امروزی از شاخه های گوتی های زمان ماد بوده اند ونام شهر ماکو ،مادکوه است که به مرور زمان به ماکو تبدیل شده است.زمانی که من بچه بودم وبخصوص در فصل زمستان ودر زیز کرسی های گرم ،پدر ومادرم در مورد قیام آگری وشرح تبعید کوردها در مرحله ای دیگر به قزوین را می گفتند واز قول پدر ومادر خود برای ما شرح قهرمانیهای فرزنده وبراهیم جلالی را تعریف میکردند وحتی گاهی مادر یا پدرم با گفتن آوازی که گویا مال آن زمان بود به شرح واقعه برای ما میپرداختند واز تبعید ایل جلالی از ماکو به قزوین صحبت میکردند این گفته های پدر ومادر وفامیلهایم تا زمانی که بزرگ شدم در فکر وذهن واندیشه من بودند وهر روز با این سوالها که چرا ایل ما که از قزوین گرفته تاماکو وخراسان وخلخال وترکیه پراکنده هستند روبرو می شدم وهمه اینها به خاطر این بود که پدربزرگم در ماکو ویکی از عموهایم در اورمیه وبقیه ایل ما در قزوین بودیم که این خودش بزرگترین سوال بود که وقتی به اورمیه میرفتیم یا به ماکو احساس خیلی خوبی به ما دست میداد که با آنکه هرگز آنجا را نبودیم اما احساس غریبی نمیکردیم اما در عین حال در تعجب بودم که چرا باید ما در قزوین باشیم ؟؟تا اینکه پس از آنکه سالها گذشتن ومن بزرگ شدم ویکی از ریش سفیدان عشیره جلالی برای من به شرح واقعه وقیام آگری وتبعید کوردها از نواحی ماکو به قزوین پرداخت ومن که سرنخی به نام قیام آرارات پیدا کرده بودم به دنبال بقیه ماجرا می گشتم ومیخواستم که اگر هیچ هم نشده لاقل بدانم چرا باید ما را تبعید کنند؟زمانی که من به تحقیقاتم ادامه دادم دیدم که یکی از شورشهای خونین کورد یعنی شورش آگری بوده است
چیزی که اکنون برای شما حاضر کردم خلاصه ای از این شورش وچگونگی شورش است. همزمان با جنگ جهانی اول وپایان این جنگ خونین،موجی از افکار ناسیونالیستی سراسر جهان وبخصوص خاورمیانه را در برگرفتند که کوردستان نیز از این قاعده دور نماند وملت کورد که سالیان سال بود از ظلم وستم امپراطوریها رنج میبرد به قیام برخواست ودر چهار پارچه کوردستان شورش بر پا کردند که در کوردستان عراق قیام شیخ محمود برزنجی ،در کوردستان ترکیه قیام شیخ سعید پیران ودر کوردستان ایران قیام سمکوی شکاک بر پا بودند که شورش آگری نیز همزمان با این شورشها بوده است وفاصله چندانی با هم نداشتند..مصطفی کمال معروف به کمال آتا تورک(پدر تورک) با نزدیکی به کوردها وبا کمک کوردها توانست بر تخت قدرت بنشیند وپس از مدتی کوردها را سرکوب کرد. که این رفتار تورکها باعث شکل گیری قیام شیخ سعید پیران در سال 1927میلادی شدکه با حمایت دسته ای از افسران نظامی وکار آمد ووطن پرست کورد به رهبری احسان نوری پاشا بود که متاسفانه به دلیل نبود هماهنگی بلافاصله شورش شیخ سرکوب وشیخ به همراه دسته ای از یاران اش به دار آویخته شدند وافسران کورد به ایران وعراق وسوریه پناهنده شدند.در سال 1927 چهار حزب ناسیونالیست کورد طی جلسه ای در پای بحمدون لبنان ویا بنا به گفته ای در پایه های کوه آگری احزاب خود را منحل ویک حزب مشترک بنام خویبون را بنیاد نهادند این چهار حزب عبارت بودند از:1-حزب ملت کورد2-سازمان تعالی کوردستان3-تشکیلات
👍1
ادامه...👇
کوردستان4-کومیته استقلال کوردستان.
خویبون توانست در مدت کوتاهی توانست با همکاری کار تشکیلاتی وبخصوص جلب نظر عشایر کورد را به سوی خود جلب کند وزمینه شورشی سرتاسری را فراهم کنند ودر شهرهای بتلیس ،ملازگرد،وان،آگری،ارزروم و دیاربکر کومیته هایی را تشکیل دادند.همچنین رهبران خویبون طی پیمان سمبلیک در مرز کوردستان ایران وعراق وترکیه ،در کوه کاملا سمبلیک دالامپرمنطقه مرگوراورمیه طی پیمانی قسم خوردند که هیچ وقت بر ضد هیچ شورش کورد خیانت نکنند بلکه همواره یار ویاور شورشیان کورد باشند وتا آخرین لحظه زندگی وآخرین قطره خون خود از از کرامت وخاک وملت کورد دفاع کنند وتحت هیچ شرایطی به دشمن تسلیم نشوند. وتصمیم گرفتند که برای اولین بار در تاریخ کوردستان ارتشی منظم را آماده کنند که آکادمیک فنون جنگ را یادبگیرند وبرای این منظور ژنرال احسان نوری پاشا را به عنوان فرمانده کل نیروهای کوردستان ومسول آموزش انتخاب کردند وکوه آگری را به عنوان مقر تعلیمات وستاد فرماندهی جنگ انتخاب کردند.زمانی که ژنرال احسان نوری پاشا به آگری رفت بیشتر از 2سال بود که براهیم معروف به برو حسکی بر علیه کمالیستهای فاشیست اسلحه به دست گرفته بود وبر ضد آنها جنگ میکرد وی که از بازماندگان شورش شیخ سعید پیران بود با پیوستن احسان نوری وحمایت خویبون وافرادی دیگر مانند فرزنده جلالی شورش وارد مرحله نوینی شد وجلالیهای ساکن کوردستان ایران یعنی شهر ماکو ومناطق اطراف آرارات یعنی کوهستانهای آیی بگ به قیام پیوستند که در مدت کوتاهی شمار ارتش کوردستان به بیش ازبیست هزار نفر رسید وعشایر کورد وجوانان کورد با شروع یکم روز درگیری در آگری دسته به دسته به قیام ملحق می شدند که اکثریت قریب به اتفاق از جلالیها بودند پس از اعلان استقلال کوردستان وبرافراشته شدن پرچم کوردستان جلالیها دیگر با تمام وجود به جنگ با کمالیستها آمدند آما متاسفانه سرانجام با حمایت 3دولت ایران وترکیه وروسیه شورش شکست خورد ورهبران آن یا به ایران پناهنده شدند ویا کشته شدند ودولت آگری پس از سه سال استقلال سرنگون شد.پس از پایان جنگ رضا خان پهلوی با تبعید 250 خانوار کورد ویا به عبارتی با تبعید 480 خانوار کورد این منطقه که همگی جلالی بودند ودر شورش شرکت کرده بودند به قزوین اوج ظلم خود را به کوردها نشان دادکه متاسفانه با این کار خواست کوردها را از بین ببرد غافل از اینکه کورد از بین نرفتنی است این واقعه یعنی تبعید کوردها به قزوین در سال 1309 هجری شمسی برابر با شهادت سمکوی شکاک وتولدعبدالرحمن قاسملوبود ..... .
منابع :ریش سفیدان و بزرگان خاندان کورد
نویسنده حسین افسون🖌📰
کوردستان4-کومیته استقلال کوردستان.
خویبون توانست در مدت کوتاهی توانست با همکاری کار تشکیلاتی وبخصوص جلب نظر عشایر کورد را به سوی خود جلب کند وزمینه شورشی سرتاسری را فراهم کنند ودر شهرهای بتلیس ،ملازگرد،وان،آگری،ارزروم و دیاربکر کومیته هایی را تشکیل دادند.همچنین رهبران خویبون طی پیمان سمبلیک در مرز کوردستان ایران وعراق وترکیه ،در کوه کاملا سمبلیک دالامپرمنطقه مرگوراورمیه طی پیمانی قسم خوردند که هیچ وقت بر ضد هیچ شورش کورد خیانت نکنند بلکه همواره یار ویاور شورشیان کورد باشند وتا آخرین لحظه زندگی وآخرین قطره خون خود از از کرامت وخاک وملت کورد دفاع کنند وتحت هیچ شرایطی به دشمن تسلیم نشوند. وتصمیم گرفتند که برای اولین بار در تاریخ کوردستان ارتشی منظم را آماده کنند که آکادمیک فنون جنگ را یادبگیرند وبرای این منظور ژنرال احسان نوری پاشا را به عنوان فرمانده کل نیروهای کوردستان ومسول آموزش انتخاب کردند وکوه آگری را به عنوان مقر تعلیمات وستاد فرماندهی جنگ انتخاب کردند.زمانی که ژنرال احسان نوری پاشا به آگری رفت بیشتر از 2سال بود که براهیم معروف به برو حسکی بر علیه کمالیستهای فاشیست اسلحه به دست گرفته بود وبر ضد آنها جنگ میکرد وی که از بازماندگان شورش شیخ سعید پیران بود با پیوستن احسان نوری وحمایت خویبون وافرادی دیگر مانند فرزنده جلالی شورش وارد مرحله نوینی شد وجلالیهای ساکن کوردستان ایران یعنی شهر ماکو ومناطق اطراف آرارات یعنی کوهستانهای آیی بگ به قیام پیوستند که در مدت کوتاهی شمار ارتش کوردستان به بیش ازبیست هزار نفر رسید وعشایر کورد وجوانان کورد با شروع یکم روز درگیری در آگری دسته به دسته به قیام ملحق می شدند که اکثریت قریب به اتفاق از جلالیها بودند پس از اعلان استقلال کوردستان وبرافراشته شدن پرچم کوردستان جلالیها دیگر با تمام وجود به جنگ با کمالیستها آمدند آما متاسفانه سرانجام با حمایت 3دولت ایران وترکیه وروسیه شورش شکست خورد ورهبران آن یا به ایران پناهنده شدند ویا کشته شدند ودولت آگری پس از سه سال استقلال سرنگون شد.پس از پایان جنگ رضا خان پهلوی با تبعید 250 خانوار کورد ویا به عبارتی با تبعید 480 خانوار کورد این منطقه که همگی جلالی بودند ودر شورش شرکت کرده بودند به قزوین اوج ظلم خود را به کوردها نشان دادکه متاسفانه با این کار خواست کوردها را از بین ببرد غافل از اینکه کورد از بین نرفتنی است این واقعه یعنی تبعید کوردها به قزوین در سال 1309 هجری شمسی برابر با شهادت سمکوی شکاک وتولدعبدالرحمن قاسملوبود ..... .
منابع :ریش سفیدان و بزرگان خاندان کورد
نویسنده حسین افسون🖌📰
همراهان عزیز کانال، شما می توانید از طبیعت(باغ و چشمه ها و رودخانه های) روستا و منطقه های خودتون فیلم و عکس تهیه کنید و برای ما ارسال کنید
فقط توجه داشته باشید فیلم رو با کیفیت و در حد یک دقیقه بگیرید
با تشکر مدیر کانال
@muors
فقط توجه داشته باشید فیلم رو با کیفیت و در حد یک دقیقه بگیرید
با تشکر مدیر کانال
@muors
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بە تەمەنترین پیاوی گوندێکی ورمێ تاوەکو ئێستا کاردەکات
زندگی پیر ترین پیرمرد روستای نناس ارومیه و همسرش
@muors
زندگی پیر ترین پیرمرد روستای نناس ارومیه و همسرش
@muors
💢 مراسم بهره برداری از پروژه های آب رسانی به روستاهای قلعه جوق، قوری بلاغ و حسوشیری همزمان با سومین روز از هفته دولت
@muors
@muors
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
طبیعت بکر مارمیشو تبدیل به #زبالهدان #گردشگران شده است!
تصاویری تکان دهنده از تفرجگاه توریستی #مارمیشوی_ارومیه که این روزها با بی مهری گردشگران، سیمای بهشتی آن به تبدیل به زبالهدان حومه شهر شده است!
@muors
تصاویری تکان دهنده از تفرجگاه توریستی #مارمیشوی_ارومیه که این روزها با بی مهری گردشگران، سیمای بهشتی آن به تبدیل به زبالهدان حومه شهر شده است!
@muors
آنالی خانم همسر سردار ماکو
این اتاق یا مقبره جایی است که آنالی خانم همسر #اقبال_السلطنه سردار ماکو در آن آرمیده است.
قبر بدون نام و نشان در وسط دو قبر!!! واقع در محله مقبره ماکو
وقتی شهرهای دیگر از هیچ همه چیز میسازند و تاریخ برای خود می بافند
ما تاریخ خود را دفن می کنیم.
البته مجموعه میراث فرهنگی ماکو تا حد توان تلاش دارند اما اینگونه مسائل پشتکار همگانی می خواهد و یک دست صدا ندارد.
#تاریخ_منطقه_آزاد_ماکو❤️
این اتاق یا مقبره جایی است که آنالی خانم همسر #اقبال_السلطنه سردار ماکو در آن آرمیده است.
قبر بدون نام و نشان در وسط دو قبر!!! واقع در محله مقبره ماکو
وقتی شهرهای دیگر از هیچ همه چیز میسازند و تاریخ برای خود می بافند
ما تاریخ خود را دفن می کنیم.
البته مجموعه میراث فرهنگی ماکو تا حد توان تلاش دارند اما اینگونه مسائل پشتکار همگانی می خواهد و یک دست صدا ندارد.
#تاریخ_منطقه_آزاد_ماکو❤️
❤1
#آنالی_خانم آخرین پناه خان و اهل ایروان بود
البته بعد از وفات همسر اولش، سردار با ایشان ازدواج کرده بود
وی در سال ۱۳۴۷ در شهر #ماکو وفات نموده است
اکثر افراد مسن روستایی از این بانوی بزرگوار که با وی سر و کار داشته اند از وی به نیکی یاد کرده اند.
البته بعد از وفات همسر اولش، سردار با ایشان ازدواج کرده بود
وی در سال ۱۳۴۷ در شهر #ماکو وفات نموده است
اکثر افراد مسن روستایی از این بانوی بزرگوار که با وی سر و کار داشته اند از وی به نیکی یاد کرده اند.