MorphoSyntax
1.33K subscribers
459 photos
176 videos
168 files
196 links
University of Tehran, Linguistics Dep.

دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو
Download Telegram
☰

💎 نحو | جملهٔ «آیا چه اشتباهی کرده بودی؟» برپایهٔ اصول دستور زبان:
Anonymous Quiz
25%
۱. دستوری است.
75%
۲. نادستوری است.
🤔17😢3❤1👍1😁1
☰

🔰 حکایت | آیا این کیست؟

نقل است که ابراهیم ادهم رضی الله عنه چهارده سال تمام سلوک کرد تا به کعبه شد. از آنکه در هر مصلا جایی دو رکعت می‌گزارد تا آخر بدانجا رسید، خانه ندید. گفت:
ــ آه، چه حادثه است؟ مگر چشم مرا خللی رسیده است؟!
هاتفی آواز داد:
ــ چشم تو را هیچ خلل نیست، اما کعبه به استقبال ضعیفه‌ای شده است که روی بدینجا دارد.
ابراهیم را غیرت بشورید. گفت:
ــ آیا این کیست؟
بدوید. رابعه را دید که می‌آمد و کعبه با جای خویش شد. چون ابراهیم آن بدید گفت:
ــ ای رابعه! این چه شور و کاروبار است که در جهان افکنده‌ای؟
گفت:
ــ شور من در جهان نیفکنده‌ام. تو شور در جهان افکنده‌ای که چهارده سال درنگ کرده‌ای تا به خانه رسیده‌ای.
گفت:
ــ آری، چهارده سال در نماز بادیه قطع کرده‌ام.
گفت:
ــ تو در نماز قطع کرده‌ای و من در نیاز.
رفت و حج بگزارد و زار بگریست . . .

📚 عطار، تذکرة الأولیاء، ذکر رابعه عدویه رحمة الله علیها
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

✔️scope marker = نشانگر دامنه
✔️wh-phrase = عبارت پرسش‌واژه

@MorphoSyntax
👍8😁3❤2
MorphoSyntax
☰

💎 نحو | جملهٔ «آیا چه اشتباهی کرده بودی؟» برپایهٔ اصول دستور زبان:
☰

💎 نحو | دو عنصر پرسشی

★بیان یک پرسش با درج دو عنصر پرسشی در ساختار جمله در برخی از زبان‌های جهان دیده می‌شود. از آن دو، یکی صرفاً دامنۀ پرسش را نشان می‌دهد و دیگری که پرسش‌واژۀ اصلی است و محتوای واژگانی دارد، در شاخص گروه متمم‌ساز (Spec, CP) تعبیر می‌شود؛ مانند نمونۀ زیر از لهستانی.

Jak myslisz co Maria zrobi?
how think.2SG what Maria do.3SG
‘What do you think Maria will do?’

★در این نمونه، عنصری که معادل آن «how» است، دامنۀ پرسش را تعیین کرده و پرسش‌واژۀ اصلی که به معنای «what» است، محتوای واژگانی را به جمله افزوده و نقش پرسش‌واژهٔ مفعولی را ایفا کرده است.

★در متون نظم و نثر فارسی شواهدی از همراهی عنصر پرسشی «آیا» با یک پرسش‌واژۀ محتوایی یافت می‌شود. چه‌بسا بتوان گفت که «آیا»، در مقام عملگرِ (operator) پرسشی، در همۀ بندهای پرسشی حضور دارد؛ اما لزوماً جوهر آوایی نمی‌یابد، به‌ویژه در پرسش‌های بله‌خیر.

●عطار:
به خود می‌گفت آیا او کجا رفت
نهان شد از برم آخر چه جا رفت

●حافظ:
آن تُرکِ پـری‌چهـره کــه دوش از بر مـا رفت
آیا چــه خــطا دیــد کــه از راه خــطا رفت؟

●جامی:
نی بی تو برگ زیستن نی مرگ من در دست من
اکنـون به کار خــویشتن حیرانــم آیا چـون کنم

●محتشم کاشانی:
شب آمد و سخن از کید مدعی می‌گفت
ازین ســخن دگــر آیا چـــه مــدعا دارد؟

@MorphoSyntax
🙏10👍9❤2😁1
☰

💎 نحو | کدام جمله به دلیل ابهام ساختاری خوانش‌های متفاوت بیشتری دارد؟
Anonymous Quiz
25%
۱. شیر مانده است.
20%
۲. جگرش سوخته است.
24%
۳. آش پخته است.
31%
۴. سیر رسیده است.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰

🪩 تفکر انتقادی | مسموم کردن سرچشمه

▫️در مغالطهٔ مسموم کردن سرچشمه، پیش از آن‌که مدعی استدلال خود را مطرح کند، با حمله به شخصیت، انگیزه، وابستگی یا پیشینۀ او، اعتبار منبع را از بین می‌برند تا هر سخنش، فارغ از توانمندی‌ها و ضعف‌های استدلال، بی‌ارزش یا مشکوک تلقی شود؛ مانند نمونهٔ زیر:

«پیش از این‌که دیدگاه‌های دن‌دیکن (۲۰۰۶) را دربارهٔ اسنادی‌سازی بخوانید، یادتان باشد که او از چامسکی‌گرایان افراطی است و هرگز داده‌هایی را که با چارچوب نظری‌اش جور درنمی‌آیند، نمی‌پذیرد.»

@MorphoSyntax
❤15👍2😁2👌1
☰

📝 ویرایش | مربوط به کسرهٔ اضافه!

◄ هیئت وزیران این کشور، مقررات مربوط به لباس فرم مدارس را اصلاح و پوشیدن لباس‌هایی که با اصل سکولاریسم در آموزش مغایرت داشته باشند را ممنوع کرد.

✏️چندی‌ست که برای برقراری پیوند نحوی میان دو گروه اسمی، آوردن «مربوط به» به‌جای کسرهٔ اضافه رواج یافته است. در بسیاری از نمونه‌ها حضور این سازه ضرورت ندارد و به درازنویسی می‌انجامد.

◄کتاب‌های مربوط به دورهٔ متوسطهٔ اول در مدارس کشور توزیع شده‌اند.
◄کتاب‌هایِ دورهٔ متوسطهٔ اول در مدارس کشور توزیع شده‌اند.

✏️در نمونهٔ پیوست، گذشته از کاربرد نامناسب «مربوط به»، رای مفعولی هم در جایگاه نادرست آمده و فعل همکرد با فاصلهٔ زیاد از قرینهٔ خود حذف شده است.

◄ هیئت وزیران این کشور مقرراتِ پوشاک همسان مدارس را تغییر داد و پوشیدن لباس‌هایی را که با اصل سکولاریسم در آموزش مغایرت داشته باشند، ممنوع کرد.

@MorphoSyntax
👍16❤2👏2😁1🤔1👌1
MorphoSyntax
☰

💎 نحو | کدام جمله به دلیل ابهام ساختاری خوانش‌های متفاوت بیشتری دارد؟
☰

💎 نحو | ابهام ساختاری در برابر واژگانی

❂ ابهام ساختاری:
ابهامی که از امکان تحلیل نحوی جمله به بیش از یک ساختار متفاوت ناشی می‌شود.

❂ ابهام واژگانی:
ابهامی که از داشتن بیش از یک ارجاع یا معنای واژگانی برای یک واژه ناشی می‌شود.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄شیر مانده است.
به دلیل ابهام واژگانی (و نه ساختاری) «شیر» و «مانده»، معانی متفاوتی از جمله برمی‌آید.
۱. شیر مانده است. روباه رفته است.
۲. شیر مانده است. نخور تازه نیست.
۳. شیر (در یخچال) مانده است. لازم نیست بخریم.
۴. شیر (آب) برایمان مانده است، اما واشر نداریم.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄جگرش سوخته است.
با توجه به معنای تحت‌اللفظی و استعاری، دو مفهوم متفاوت دارد. در خوانش نخست، ابهام در مقولهٔ «سوخته» به ابهام ساختاری هم می‌انجامد.
۱. جگرش سوخته است. اصلاً نمی‌شود خورد. (۱الف) حال کامل؛ (۱ب) ساخت اسنادی.
۲. جگرش سوخته است. رفتن عزیزانش را به چشم دیده.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄آش پخته است.
برپایهٔ ساخت نحوی و مقولۀ دستوری «پخته»، سه نوع ابهام ساختاری با سه معنای متفاوت دارد.
۱. آش پخته است؛ خام یا نیم‌پخته نیست.
در این ساخت اسنادی، «پخته» صفت و «است» فعل رابط است.
۲. آش پخته است؛ در عرض سه ساعت پخته است.
در این ساخت حال کامل، «پخته» فعل لازم و «است» فعل کمکی است.
۳. (او) آش پخته است؛ برای همه پخته است.
در این ساخت حال کامل، «پخته» فعل متعدی و «است» فعل کمکی است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄سیر رسیده است.
به دلیل ابهام واژگانی «سیر» و «رسیده»، معانی متفاوتی از جمله برمی‌آید. یکی از معانی «رسیده» ابهام ساختاری دوگانه دارد.
۱. (او) سیر (از راه) رسیده است. گرسنه‌اش نیست.
۲. (برای‌مان چند کیلو) سیر رسیده است.
۳. سیر رسیده است. می‌توانیم از بوته بچینیم. (۳الف) حال کامل؛ (۳ب). ساخت اسنادی.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
❂ ممکن است هریک از جمله‌های بالا تعابیر ترکیبی یا ناترکیبی دیگری هم داشته باشد. اما اگر ملاک‌مان ابهام ساختاری باشد، گویا جملهٔ «آش پخته است»، بدون تغییر در مفهوم واژه‌ها یا توجه به معنای استعاری، بیشترین خوانش را به‌دست می‌دهد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

✔️Structural Ambiguity
✔️Lexical Ambiguity

@MorphoSyntax
❤10🔥2🆒1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤8👍3
☰

📢 اطلاعیه | تاریخ زبان فارسی

▫️درس‌گفتارهایی دربارۀ تاریخ زبان فارسی
▫️استاد دکتر علی‌اشرف صادقی
▫️زبان‌شناس و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی

▫️آغاز نشست‌ها: دوشنبه، ۴ آبان ۱۴۰۵؛ دوشنبه‌ها ساعت ۱۱؛ برای نام‌نویسی، از ساعت ۹ تا ۱۲ روزهای کاری با شمارۀ ۸۸۶۴۲۳۳۹ (داخلی ۲۰۵) تماس بگیرید.

@MorphoSyntax
❤13🔥2🤔2👌2
☰

🔰 حکایت | مار در آستین پروراندن

○ یکی از حکما پسر را نهی همی‌کرد از بسیار فرنگی گفتن که لغت اجنبی زبان مردمان را رنجور کند. گفت: ای پدر! خو کرده‌ای که هر روز «رندوم» اندرزی اندر میان اندازی! نشنیده‌ای که خداوند متعال در وصف ما می‌فرماید «صُمٌّ بُكمٌ عُميٌ فَهُم لا يَرجِعونَ»؟

@MorphoSyntax
😁19🆒3🤔1👌1
☰

🗓 یکم آبان | روز نکوداشت ابوالفضل بیهقی

... امیر گفت:
«این سگ ناخویشتن‌شناس چه عذر می‌آرد ــ یعنی مظفّر ــ از ستمی که بر درویشان این نواحی کرده است؟»
بونصر گفت:
«مظفّر نیز کی سخن گوید و یا تواند گفت؟ خداوند را بقا باد.»
امیر گفت:
«به چه سبب و چه افتادش؟»
بونصر در سالار غلامان سرایی حاجب بگتغدی‌ نگریست. بگتغدی گفت:
«خداوند را بقا باد، مظفّر را به فرمان عالی برآویختند.»
امیر گفت:
«چه می‌گویی؟»
و بانگی سخت بکرد و دست از نان بکشید و سالار به‌شرح‌تر گفت. امیر سخت در خشم شد و گفت:
«بس عجب باشد که بدین آسانی مردم توان کشت.»

📚 تاریخ بیهقی، کشته شدن مظفرطاهر

@MorphoSyntax
❤20😢7👏1🤔1🆒1
☰

🧊 ساختواژه | گونهٔ آزاد

● یکی از تحولات آوایی‌ای که دست‌کم از فارسی باستان بدین‌سو رخ داده، حذف و ادغام واج /v/ در میان واژه است؛ از جمله در این نمونه‌ها:

○ xšvaš- ► šeš (شِش)
○ čavant- ► čand (چند)

● این حذف که در فارسی نو نیز کم‌وبیش زنده مانده، واج یادشده را در برخی واژه‌ها، مانند فعل‌های زیر، می‌زداید و واکه‌های مجاور را درمی‌آمیزد:

○ mi+rav+am ► mi+r+am
○ bi+ɑvar+and ► bi+ɑr+and

● بنابراین، «r» و «ɑr»، به‌ترتیب، گونه‌های آزاد «rav» و «ɑvar» به‌شمار می‌آیند که پیامد اِعمال حذف و ادغام آوایی‌اند. صورت «ɑr» که آن را متعلق به گونۀ گفتاری زبان می‌انگاریم، در فارسی نوی متقدم هم فراوان یافت می‌شود، مانند:

○ فردوسی:
مـن امـروز بنـد کـمرگاه اوی
بگیرم کشانش بیارم به روی

○ نظامی:
چو از کینه‌ای برفروزند چهر
به فرزند خـود برنیارند مــهر

○ مولوی:
همه کوزه‌ها بیارید همه خنب‌ها بشویید
که رسید آب حیوان و چنین سقا درآمـد

○ عطار:
جان تشنگی همـــه جـهان می‌آرد
پس روی به بحر دل‌ستان می‌آرد

○ هجویری:
کنون من حکم توبه و متعلقاتش را به شرح بیارم تا حقیقت آن تو را معلوم گردد ان‌شاءالله.

@MorphoSyntax
👏9❤6👌6😁1