MorphoSyntax
☰ یکـــی بنـــدهام با تنــی پرگـــناه به پیش خداوند خورشید و ماه به بدمهــری من روانم مســـوز به من بازبخـش و دلم برفـروز ستاره شب تیره یار من است من آنم که دریا کنار من است همیشــه دلـم در غـم مهر اوست شب و روزم…
☰
🧊 ساختواژه | کجا؟
● برخی از پرسشواژههایی که در فارسی بهکار میبریم، از بیش از یک تکواژ تشکیل شدهاند، مانند «چطور»، «چگونه»، «چرا» و «کجا». از آن میان، «کجا» گونهای از «ku + ǰɑ» است که جزء نخست آن بهصورت «ko» بازنمود یافته است. آیا با نگاه همزمانی هم میتوانیم «کجا» را پرسشواژهای دوتکواژی بدانیم یا باید آن را واژهای بسیط تلقی کنیم؟
● اگر معیار خود را اصل ششم نایدا قرار دهیم، در فارسی معاصر نیز «کجا» دو تکواژ دارد. طبق این اصل، واژهای که جزئی از آن بهتنهایی یا در دیگر ترکیبات آشکار میشود، تقطیعپذیر به اجزای سازندهاش است. جزء «ǰɑ» این ویژگی را دارد و افزونبر آنکه بهتنهایی بهکار میرود، در «اینجا» و «آنجا» و «جابهجا» و «درجا» و «جادار» و مجموعهای از واژههای دیگر هم یافت میشود. بدین ترتیب، «ko» را باید واژگونۀ مقید «ku» بدانیم.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✍🏿 پرسشواژۀ «ku» (= کجا)، دنبالۀ واژۀ هندواروپایی «kʷ*» است. در انگلیسی نیز «where» ریشه در «hwar*» از زبان نیاژرمنی دارد که خود برآمده از واژۀ نیاهندواروپایی «kʷ*» است.
@MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | کجا؟
● برخی از پرسشواژههایی که در فارسی بهکار میبریم، از بیش از یک تکواژ تشکیل شدهاند، مانند «چطور»، «چگونه»، «چرا» و «کجا». از آن میان، «کجا» گونهای از «ku + ǰɑ» است که جزء نخست آن بهصورت «ko» بازنمود یافته است. آیا با نگاه همزمانی هم میتوانیم «کجا» را پرسشواژهای دوتکواژی بدانیم یا باید آن را واژهای بسیط تلقی کنیم؟
● اگر معیار خود را اصل ششم نایدا قرار دهیم، در فارسی معاصر نیز «کجا» دو تکواژ دارد. طبق این اصل، واژهای که جزئی از آن بهتنهایی یا در دیگر ترکیبات آشکار میشود، تقطیعپذیر به اجزای سازندهاش است. جزء «ǰɑ» این ویژگی را دارد و افزونبر آنکه بهتنهایی بهکار میرود، در «اینجا» و «آنجا» و «جابهجا» و «درجا» و «جادار» و مجموعهای از واژههای دیگر هم یافت میشود. بدین ترتیب، «ko» را باید واژگونۀ مقید «ku» بدانیم.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✍🏿 پرسشواژۀ «ku» (= کجا)، دنبالۀ واژۀ هندواروپایی «kʷ*» است. در انگلیسی نیز «where» ریشه در «hwar*» از زبان نیاژرمنی دارد که خود برآمده از واژۀ نیاهندواروپایی «kʷ*» است.
@MorphoSyntax
❤8👍5🙏3😁1
MorphoSyntax
☰ @MorphoSyntax
☰
📽 دزدان دوچرخه (۱۹۴۸)
........................................................
🎞 Bicycle Thieves 🎞 IMDb: 8.2
........................................................
🎞 جنبش نئورئالیسم/ نوواقعگرایی ایتالیا، پس از پایان دومین جنگ عالمگیر، در واکنش به حکومتی سر برآورد که پیش از آن میکوشید واقعیتهای تلخ جامعه را در پس تصاویر ساختگی و خوشرنگ بپوشاند. فیلمسازان این جنبش با رویکردی اخلاقی به هنر و با تکیه بر مکانهای واقعی، نورپردازی طبیعی، قاببندی ناآراسته و ناگهانی، و نابازیگران و بازیگران تازهکار، روایتهای تکاندهندۀ خود را از جامعهای که گرفتار فقر و فساد و تورم و بیکاری فزاینده شده بود، به تصویر میکشیدند. دزدان دوچرخه (۱۹۴۸)، اثر ماندگار ویتوریو دسیکا (۱۹۰۱ ـ ۱۹۷۴)، کارگردان برجستۀ ایتالیایی و از پیشگامان سینمای نئورئالیسم، در چنین فضایی ساخته شد.
🎞 آنتونیو، همسر و پدر بیکاری است که در ایتالیای پساجنگ، خود را در میان انبوه زنان و مردانی مییابد که دستبهگریبان بحران اقتصادیاند. او سرانجام شغلی مییابد که شرط آن داشتن دوچرخه است. آنتونیو و همسرش با فروش رخت و ملافۀ خانه، دوچرخهای تهیه میکنند؛ اما در همان روز نخست کار، دوچرخه را میدزدند و او ناگزیر میشود همراه با پسر خردسالش در خیابانهای شهر به جستوجوی سارق برآید. فیلم دسیکا با ساختاری ساده و درخشان و بیآنکه راه رستگاری پیش پای قهرمانش بگذارد، داستان این تلاش را روایت میکند و نشان میدهد که چگونه آنتونیو نهتنها دوچرخۀ بهسرقترفتهاش را نمییابد، بلکه کرامت انسانی خود را نیز در برابر دیدگان فرزندش، در کوچهپسکوچههای رُم گم میکند.
@MorphoSyntax
📽 دزدان دوچرخه (۱۹۴۸)
........................................................
🎞 Bicycle Thieves 🎞 IMDb: 8.2
........................................................
🎞 جنبش نئورئالیسم/ نوواقعگرایی ایتالیا، پس از پایان دومین جنگ عالمگیر، در واکنش به حکومتی سر برآورد که پیش از آن میکوشید واقعیتهای تلخ جامعه را در پس تصاویر ساختگی و خوشرنگ بپوشاند. فیلمسازان این جنبش با رویکردی اخلاقی به هنر و با تکیه بر مکانهای واقعی، نورپردازی طبیعی، قاببندی ناآراسته و ناگهانی، و نابازیگران و بازیگران تازهکار، روایتهای تکاندهندۀ خود را از جامعهای که گرفتار فقر و فساد و تورم و بیکاری فزاینده شده بود، به تصویر میکشیدند. دزدان دوچرخه (۱۹۴۸)، اثر ماندگار ویتوریو دسیکا (۱۹۰۱ ـ ۱۹۷۴)، کارگردان برجستۀ ایتالیایی و از پیشگامان سینمای نئورئالیسم، در چنین فضایی ساخته شد.
🎞 آنتونیو، همسر و پدر بیکاری است که در ایتالیای پساجنگ، خود را در میان انبوه زنان و مردانی مییابد که دستبهگریبان بحران اقتصادیاند. او سرانجام شغلی مییابد که شرط آن داشتن دوچرخه است. آنتونیو و همسرش با فروش رخت و ملافۀ خانه، دوچرخهای تهیه میکنند؛ اما در همان روز نخست کار، دوچرخه را میدزدند و او ناگزیر میشود همراه با پسر خردسالش در خیابانهای شهر به جستوجوی سارق برآید. فیلم دسیکا با ساختاری ساده و درخشان و بیآنکه راه رستگاری پیش پای قهرمانش بگذارد، داستان این تلاش را روایت میکند و نشان میدهد که چگونه آنتونیو نهتنها دوچرخۀ بهسرقترفتهاش را نمییابد، بلکه کرامت انسانی خود را نیز در برابر دیدگان فرزندش، در کوچهپسکوچههای رُم گم میکند.
@MorphoSyntax
❤3👍3
☰
📝 ویرایش | کدامیک از عبارتهای زیر پذیرفتنی است؟
📝 ویرایش | کدامیک از عبارتهای زیر پذیرفتنی است؟
Anonymous Quiz
19%
۱. شعبات بانک
11%
۲. امورات جاری
7%
۳. رسومات کهن
63%
۴. نمرات نیمسال
🤔31😢3👍2😁2😍1
☰
💎 نحو | خوانش سخت و سهل
................................................................
►Ukraine has agreed not to hit Russian Energy targets. Russia has agreed to do likewise!
................................................................
●اگر منطق و شناختمان از جهان را کنار بگذاریم، بخش دوم متن بالا دو خوانش دارد:
(۱) روسیه پذیرفته که به اهداف انرژی خودش حمله نکند.
(۲) روسیه پذیرفته که به اهداف انرژی اوکراین حمله نکند.
●گاهی از جملات موازیای که حاوی سازهای ارجاعی در بخش محذوف جملهاند، دو خوانش متفاوت برمیآید. در خوانش سخت، بخش حذفشده محتوای ساخت پیشین را حفظ میکند. در خوانش سهل، بخش محذوف ــ متناسب با محتوای ساخت پیشین ــ تفسیر تازهای مییابد و مرجع یا معنای آن تغییر میکند. جملۀ زیر این ویژگی دوگانه را بازتاب میدهد:
◄سینا معلم علومش رو دوست داره، نیما هم همینطور.
(۱) خوانش سخت:
نیما معلم علوم سینا رو دوست داره.
(۲) خوانش سهل:
نیما معلم علوم خودش رو دوست داره.
●طبیعتاً جملهٔ انگلیسی بالا خوانش سهل دارد و تفسیر دوم از آن برمیآید. از توجهتان به این موضوع سپاسگزارم.
@MorphoSyntax
💎 نحو | خوانش سخت و سهل
................................................................
►Ukraine has agreed not to hit Russian Energy targets. Russia has agreed to do likewise!
................................................................
●اگر منطق و شناختمان از جهان را کنار بگذاریم، بخش دوم متن بالا دو خوانش دارد:
(۱) روسیه پذیرفته که به اهداف انرژی خودش حمله نکند.
(۲) روسیه پذیرفته که به اهداف انرژی اوکراین حمله نکند.
●گاهی از جملات موازیای که حاوی سازهای ارجاعی در بخش محذوف جملهاند، دو خوانش متفاوت برمیآید. در خوانش سخت، بخش حذفشده محتوای ساخت پیشین را حفظ میکند. در خوانش سهل، بخش محذوف ــ متناسب با محتوای ساخت پیشین ــ تفسیر تازهای مییابد و مرجع یا معنای آن تغییر میکند. جملۀ زیر این ویژگی دوگانه را بازتاب میدهد:
◄سینا معلم علومش رو دوست داره، نیما هم همینطور.
(۱) خوانش سخت:
نیما معلم علوم سینا رو دوست داره.
(۲) خوانش سهل:
نیما معلم علوم خودش رو دوست داره.
●طبیعتاً جملهٔ انگلیسی بالا خوانش سهل دارد و تفسیر دوم از آن برمیآید. از توجهتان به این موضوع سپاسگزارم.
@MorphoSyntax
😁8❤6👍6👌6
MorphoSyntax
☰
📝 ویرایش | کدامیک از عبارتهای زیر پذیرفتنی است؟
📝 ویرایش | کدامیک از عبارتهای زیر پذیرفتنی است؟
☰
📝 ویرایش | شعب و شعبات و شعبهها
✏️ «شعبة» دارای جمع مکسر «شعب» است؛ اما میتواند نشانهٔ جمع مؤنث سالم هم بپذیرد و بهصورت «شعبات» درآید (مانند الگوی صرفی: کلمة/ کلمات). بنابراین، «شعبات» برخلاف «امورات» و «رسومات»، جمعِ جمع نیست.
✏️ کلمهٔ عربی «نمرة» ریشه در واژۀ ایتالیایی «numero» دارد و به دو شکل «نُمَر» و «نمرات» جمع بسته میشود. با توجه به ریشۀ فرنگی واژه، شاید بهتر باشد در فارسی آن را با تکواژ «ـها» جمع ببندیم؛ گواینکه «نمرات» هم پذیرفته است. راستش، حتی «امورات» و «رسومات» هم در جای خود نیکوست.
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | شعب و شعبات و شعبهها
✏️ «شعبة» دارای جمع مکسر «شعب» است؛ اما میتواند نشانهٔ جمع مؤنث سالم هم بپذیرد و بهصورت «شعبات» درآید (مانند الگوی صرفی: کلمة/ کلمات). بنابراین، «شعبات» برخلاف «امورات» و «رسومات»، جمعِ جمع نیست.
✏️ کلمهٔ عربی «نمرة» ریشه در واژۀ ایتالیایی «numero» دارد و به دو شکل «نُمَر» و «نمرات» جمع بسته میشود. با توجه به ریشۀ فرنگی واژه، شاید بهتر باشد در فارسی آن را با تکواژ «ـها» جمع ببندیم؛ گواینکه «نمرات» هم پذیرفته است. راستش، حتی «امورات» و «رسومات» هم در جای خود نیکوست.
@MorphoSyntax
👍6❤2😁2
☰
📝 ویرایش | همسانی در مطابقه
◄ذخایر تجاری سوخت در حال کاهش است و ذخایر راهبردی نفت خام نیز به سطحی رسیدهاند که دیگر امکان برداشت گسترده از آنها وجود ندارد.
✒️ در فارسی، مطابقهٔ فعل با فاعل همواره الزامی نیست و بهویژه فاعل جمع بیجان میتواند فعل مفرد بپذیرد. بااینهمه، انتظار میرود که در دو جملهٔ مجاور، فاعلهای همسان، مطابقههای یکسان را بر فعل بازتاب دهند.
◄ذخایر تجاری سوخت رو به کاهشاند و ذخایر راهبردی نفت خام نیز به سطحی رسیدهاند که دیگر برداشت گسترده از آنها ممکن نیست.
✒️ در چکیدههای پارسایان (پایاننامهها و رسالهها) گاهی فعلها بدون توضیح منطقی تصریفهای ناهمسانی در زمان و نمود و مطابقه دارند؛ مانند نمونهٔ زیر:
◄در این میان، تلاش میشود تا با رویکردی کمینهگرا، جایگاه صفت در گروه اسمی بررسی شود. شواهد و استدلالهای نظری نشان داد که صفتها سه جایگاه متفاوت در گروه اسمی میپذیرند.
◄در این میان، تلاش میشود تا با رویکردی کمینهگرا، جایگاه صفت در گروه اسمی بررسی شود. شواهد و استدلالهای نظری نشان میدهند که صفتها سه جایگاه متفاوت در گروه اسمی میپذیرند.
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | همسانی در مطابقه
◄ذخایر تجاری سوخت در حال کاهش است و ذخایر راهبردی نفت خام نیز به سطحی رسیدهاند که دیگر امکان برداشت گسترده از آنها وجود ندارد.
✒️ در فارسی، مطابقهٔ فعل با فاعل همواره الزامی نیست و بهویژه فاعل جمع بیجان میتواند فعل مفرد بپذیرد. بااینهمه، انتظار میرود که در دو جملهٔ مجاور، فاعلهای همسان، مطابقههای یکسان را بر فعل بازتاب دهند.
◄ذخایر تجاری سوخت رو به کاهشاند و ذخایر راهبردی نفت خام نیز به سطحی رسیدهاند که دیگر برداشت گسترده از آنها ممکن نیست.
✒️ در چکیدههای پارسایان (پایاننامهها و رسالهها) گاهی فعلها بدون توضیح منطقی تصریفهای ناهمسانی در زمان و نمود و مطابقه دارند؛ مانند نمونهٔ زیر:
◄در این میان، تلاش میشود تا با رویکردی کمینهگرا، جایگاه صفت در گروه اسمی بررسی شود. شواهد و استدلالهای نظری نشان داد که صفتها سه جایگاه متفاوت در گروه اسمی میپذیرند.
◄در این میان، تلاش میشود تا با رویکردی کمینهگرا، جایگاه صفت در گروه اسمی بررسی شود. شواهد و استدلالهای نظری نشان میدهند که صفتها سه جایگاه متفاوت در گروه اسمی میپذیرند.
@MorphoSyntax
👍5❤2👏1😁1
☰
🧾 واژهگزینی | قسط
▪️با توجه به گسترش کاربرد واژهٔ «قسط» و عبارت «خرید اقساطی/ قسطی»، انتخاب برابر فارسی برای این اصطلاح ضروری مینماید.
▪️قسط مبلغ ثابتی (غالباً همراه بهره) است که خریدار کالا، خدمات یا وام در بازههای زمانی مشخص به فروشنده میپردازد و بنابراین، میتوان آن را نوعی «پسپرداخت» دانست (در برابر «پیشپراخت»).
▪️مثال: هنوز پسپرداختهای تخمهٔ آفتابگردانی که در شهرآورد قبلی خریدیم، تمام نشده است.
✔️Hire purchase
@MorphoSyntax
🧾 واژهگزینی | قسط
▪️با توجه به گسترش کاربرد واژهٔ «قسط» و عبارت «خرید اقساطی/ قسطی»، انتخاب برابر فارسی برای این اصطلاح ضروری مینماید.
▪️قسط مبلغ ثابتی (غالباً همراه بهره) است که خریدار کالا، خدمات یا وام در بازههای زمانی مشخص به فروشنده میپردازد و بنابراین، میتوان آن را نوعی «پسپرداخت» دانست (در برابر «پیشپراخت»).
▪️مثال: هنوز پسپرداختهای تخمهٔ آفتابگردانی که در شهرآورد قبلی خریدیم، تمام نشده است.
✔️Hire purchase
@MorphoSyntax
😁11👍5❤2😢2🤩2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
🗓 ۲۷ شهریور | روز ملی شعر و ادب فارسی
آمـدی جانم به قربانت ولــی حالا چرا؟
بیوفا حالا کـه من افتادهام از پا چرا؟
نوشدارویی و بعد از مرگ ســـهراب آمدی
سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا؟
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مـهمان توام، فردا چرا؟
نازنینا ما به ناز تــــو جــــوانی دادهایــم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چــرا؟
وه که با این عــــــمرهای کـــــوته بیاعـــتبار
این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا؟
شور فرهادم به پرسش سر به زیر افکنده بود
ای لب شیـرین جـــــواب تلـــــخ سربالا چــرا؟
ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت
این قـــــدر با بخــت خـــوابآلود مـــن لالا چـرا؟
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان میکند
در شگفتـــــم من نمیپاشد ز هم دنیا چرا؟
در خـزان هجــر گل ای بلبل طبع حزین
خامشی شرط وفاداری بود، غوغا چرا؟
شهریارا بیحبیب خــود نمیکردی سفر
این ســفر راه قیامت میروی تنها چرا؟
✍🏿 استاد شهریار (۱۲۸۵ ــ ۱۳۶۷)
🎵 استاد بنان (۱۲۹۰ ــ ۱۳۶۴)
@MorphoSyntax
🗓 ۲۷ شهریور | روز ملی شعر و ادب فارسی
آمـدی جانم به قربانت ولــی حالا چرا؟
بیوفا حالا کـه من افتادهام از پا چرا؟
نوشدارویی و بعد از مرگ ســـهراب آمدی
سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا؟
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مـهمان توام، فردا چرا؟
نازنینا ما به ناز تــــو جــــوانی دادهایــم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چــرا؟
وه که با این عــــــمرهای کـــــوته بیاعـــتبار
این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا؟
شور فرهادم به پرسش سر به زیر افکنده بود
ای لب شیـرین جـــــواب تلـــــخ سربالا چــرا؟
ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت
این قـــــدر با بخــت خـــوابآلود مـــن لالا چـرا؟
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان میکند
در شگفتـــــم من نمیپاشد ز هم دنیا چرا؟
در خـزان هجــر گل ای بلبل طبع حزین
خامشی شرط وفاداری بود، غوغا چرا؟
شهریارا بیحبیب خــود نمیکردی سفر
این ســفر راه قیامت میروی تنها چرا؟
✍🏿 استاد شهریار (۱۲۸۵ ــ ۱۳۶۷)
🎵 استاد بنان (۱۲۹۰ ــ ۱۳۶۴)
@MorphoSyntax
❤12😁1🤔1👌1
☰
🔝وقتی از هوش مصنوعی میخواهی که آرایهٔ لفونشر را هم در دلنوشتهای که برایت مینویسد، بگنجاند:
«بردم، باختم، خندیدم، گریه کردم.»
@MorphoSyntax
🔝وقتی از هوش مصنوعی میخواهی که آرایهٔ لفونشر را هم در دلنوشتهای که برایت مینویسد، بگنجاند:
«بردم، باختم، خندیدم، گریه کردم.»
@MorphoSyntax
😁35🆒2🤔1
☰
🗓 چهارم مهر | درگذشت استاد محمد میرشکرایی
▪️محمد میرشکرایی (۱۳۲۱ ــ ۱۴۰۵)، پژوهشگر میراث فرهنگی و مردمشناس برجستهٔ اهل تفرش، در چهارم مهرماه ۱۴۰۵ دیده بر جهان فروبست. در کنار دهها کتاب و مقاله و پژوهش گرانسنگی که از استاد به یادگار مانده، تدبیر و همت بلند وی در ثبت جهانی نوروز، چهرهای ماندگار از او در عرصهٔ میراث فرهنگی بهجای گذاشته است.
▪️سالها پیش از آنکه در پایان دههٔ هشتاد خورشیدی، تکهپارههای سازمان و پژوهشگاه میراث فرهنگی، با تلاش مدیران و مسئولان وقت در گوشه و کنار این سرزمین پراکنده و تباه شود، زندهیاد میرشکرایی یکچند سرپرست موزهٔ پژوهشی مردمشناسی و رئیس پژوهشکدهٔ مردمشناسی سازمان میراث فرهنگی (وزارتخانهٔ کنونی) بود و فصلنامهٔ نامه پژوهشگاه میراث فرهنگی نیز به سردبیری او منتشر میشد.
@MorphoSyntax
🗓 چهارم مهر | درگذشت استاد محمد میرشکرایی
▪️محمد میرشکرایی (۱۳۲۱ ــ ۱۴۰۵)، پژوهشگر میراث فرهنگی و مردمشناس برجستهٔ اهل تفرش، در چهارم مهرماه ۱۴۰۵ دیده بر جهان فروبست. در کنار دهها کتاب و مقاله و پژوهش گرانسنگی که از استاد به یادگار مانده، تدبیر و همت بلند وی در ثبت جهانی نوروز، چهرهای ماندگار از او در عرصهٔ میراث فرهنگی بهجای گذاشته است.
▪️سالها پیش از آنکه در پایان دههٔ هشتاد خورشیدی، تکهپارههای سازمان و پژوهشگاه میراث فرهنگی، با تلاش مدیران و مسئولان وقت در گوشه و کنار این سرزمین پراکنده و تباه شود، زندهیاد میرشکرایی یکچند سرپرست موزهٔ پژوهشی مردمشناسی و رئیس پژوهشکدهٔ مردمشناسی سازمان میراث فرهنگی (وزارتخانهٔ کنونی) بود و فصلنامهٔ نامه پژوهشگاه میراث فرهنگی نیز به سردبیری او منتشر میشد.
@MorphoSyntax
❤12🔥1
☰
💎 نحو | جملهٔ «آیا چه اشتباهی کرده بودی؟» برپایهٔ اصول دستور زبان:
💎 نحو | جملهٔ «آیا چه اشتباهی کرده بودی؟» برپایهٔ اصول دستور زبان:
Anonymous Quiz
27%
۱. دستوری است.
73%
۲. نادستوری است.
🤔12😢3👍2😁1
☰
🔰 حکایت | آیا این کیست؟
نقل است که ابراهیم ادهم رضی الله عنه چهارده سال تمام سلوک کرد تا به کعبه شد. از آنکه در هر مصلا جایی دو رکعت میگزارد تا آخر بدانجا رسید، خانه ندید. گفت:
ــ آه، چه حادثه است؟ مگر چشم مرا خللی رسیده است؟!
هاتفی آواز داد:
ــ چشم تو را هیچ خلل نیست، اما کعبه به استقبال ضعیفهای شده است که روی بدینجا دارد.
ابراهیم را غیرت بشورید. گفت:
ــ آیا این کیست؟
بدوید. رابعه را دید که میآمد و کعبه با جای خویش شد. چون ابراهیم آن بدید گفت:
ــ ای رابعه! این چه شور و کاروبار است که در جهان افکندهای؟
گفت:
ــ شور من در جهان نیفکندهام. تو شور در جهان افکندهای که چهارده سال درنگ کردهای تا به خانه رسیدهای.
گفت:
ــ آری، چهارده سال در نماز بادیه قطع کردهام.
گفت:
ــ تو در نماز قطع کردهای و من در نیاز.
رفت و حج بگزارد و زار بگریست . . .
📚 عطار، تذکرة الأولیاء، ذکر رابعه عدویه رحمة الله علیها
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️scope marker = نشانگر دامنه
✔️wh-phrase = عبارت پرسشواژه
@MorphoSyntax
🔰 حکایت | آیا این کیست؟
نقل است که ابراهیم ادهم رضی الله عنه چهارده سال تمام سلوک کرد تا به کعبه شد. از آنکه در هر مصلا جایی دو رکعت میگزارد تا آخر بدانجا رسید، خانه ندید. گفت:
ــ آه، چه حادثه است؟ مگر چشم مرا خللی رسیده است؟!
هاتفی آواز داد:
ــ چشم تو را هیچ خلل نیست، اما کعبه به استقبال ضعیفهای شده است که روی بدینجا دارد.
ابراهیم را غیرت بشورید. گفت:
ــ آیا این کیست؟
بدوید. رابعه را دید که میآمد و کعبه با جای خویش شد. چون ابراهیم آن بدید گفت:
ــ ای رابعه! این چه شور و کاروبار است که در جهان افکندهای؟
گفت:
ــ شور من در جهان نیفکندهام. تو شور در جهان افکندهای که چهارده سال درنگ کردهای تا به خانه رسیدهای.
گفت:
ــ آری، چهارده سال در نماز بادیه قطع کردهام.
گفت:
ــ تو در نماز قطع کردهای و من در نیاز.
رفت و حج بگزارد و زار بگریست . . .
📚 عطار، تذکرة الأولیاء، ذکر رابعه عدویه رحمة الله علیها
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️scope marker = نشانگر دامنه
✔️wh-phrase = عبارت پرسشواژه
@MorphoSyntax
👍4😁1