☰
🔝یا کلاً واژهها معانی تازهای یافتهاند، یا درپی سفر وزیر امور خارجه به نصف جهان، روابط ایران و اصفهان از سر گرفته شد!
@MorphoSyntax
🔝یا کلاً واژهها معانی تازهای یافتهاند، یا درپی سفر وزیر امور خارجه به نصف جهان، روابط ایران و اصفهان از سر گرفته شد!
@MorphoSyntax
😁35😢2
2023 The Oxford Handbook of Experimental Syntax.pdf
49.4 MB
☰
📗 کتاب | نحو تجربی
▪️The Oxford Handbook of Experimental Syntax (2023)
▪️Edited: Jon Sprouse
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝ساحت نحو همواره میانرشتهای بوده است؛ از یکسو سرشت علوم شناختی چنین است و پژوهش در حوزهای فراخ که با چندوچون شناخت در ذهن آدمی سروکار دارد، نیازمند تلاش هماهنگ چندین رشته است، از دیگرسو ماهیت نظریۀ نحوی نیز چنان است که به میانرشتهای بودن آن میانجامد. این نظریه دو شاخۀ آوا و معنا را پیوند میزند، به بازنماییهایی که در روند پردازش جمله سروشکل میگیرند، میپردازد، و البته بر فرایند و چگونگی یادگیری زبان متمرکز میشود. با پیشرفت فناوری، نحویون هم به شیوهها و ابزارهای تازهای برای پاسخ به پرسشهای بنیادین خود روی آوردهاند و بهویژه در دو دهۀ گذشته، انفجاری در بهکارگیری روشهای آزمونگرا برای مطالعۀ نحو زبان انسان رخ داده است. این کتاب کوشیده است تا چنین پژوهشهایی را در یک مجلد گرد آورد (برگرفته از پیشگفتار اثر).
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
📗 کتاب | نحو تجربی
▪️The Oxford Handbook of Experimental Syntax (2023)
▪️Edited: Jon Sprouse
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝ساحت نحو همواره میانرشتهای بوده است؛ از یکسو سرشت علوم شناختی چنین است و پژوهش در حوزهای فراخ که با چندوچون شناخت در ذهن آدمی سروکار دارد، نیازمند تلاش هماهنگ چندین رشته است، از دیگرسو ماهیت نظریۀ نحوی نیز چنان است که به میانرشتهای بودن آن میانجامد. این نظریه دو شاخۀ آوا و معنا را پیوند میزند، به بازنماییهایی که در روند پردازش جمله سروشکل میگیرند، میپردازد، و البته بر فرایند و چگونگی یادگیری زبان متمرکز میشود. با پیشرفت فناوری، نحویون هم به شیوهها و ابزارهای تازهای برای پاسخ به پرسشهای بنیادین خود روی آوردهاند و بهویژه در دو دهۀ گذشته، انفجاری در بهکارگیری روشهای آزمونگرا برای مطالعۀ نحو زبان انسان رخ داده است. این کتاب کوشیده است تا چنین پژوهشهایی را در یک مجلد گرد آورد (برگرفته از پیشگفتار اثر).
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
❤11👍4👌1
MorphoSyntax
☰ 📝 ویرایش | حشو (۶) ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ «اقشار مختلف مردم بر سر اصول با یکدیگر اتفاق نظر دارند.» ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ 🖍 موافقاید که گروه حرفاضافهٔ «با…
☰
📝 ویرایش | حشو (۷)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
«امکان دفاع از پایاننامهها بهصورت مجازی بلامانع است.»
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🖊در جملهٔ بالا واژهٔ «امکان» کاملاً زائد است و حتی معنای جمله را مختل کرده است.
◄دفاع از پایاننامهها بهصورت مجازی بلامانع است.
◄دفاع مجازی از پایاننامهها منعی ندارد.
◄دفاع مجازی مجاز است.
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | حشو (۷)
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
«امکان دفاع از پایاننامهها بهصورت مجازی بلامانع است.»
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🖊در جملهٔ بالا واژهٔ «امکان» کاملاً زائد است و حتی معنای جمله را مختل کرده است.
◄دفاع از پایاننامهها بهصورت مجازی بلامانع است.
◄دفاع مجازی از پایاننامهها منعی ندارد.
◄دفاع مجازی مجاز است.
@MorphoSyntax
👌10❤5👍5😁2
☰
🧊 ساختواژه | تهی در برابر صفر
◄(۱). بچهها سنگ رو به شیشه کوبوندند.
◄(۲). بچهها با سنگ شیشه رو شکستند.
❂ در دو نمونهٔ گفتاری بالا، فعل «کوباندن» یک تکواژ تهی (null) و فعل «شکستن» یک تکواژ صفر (zero) دارد. این دو جمله، بهترتیب، همتای جملات ۳ و ۴ در زیرند.
◄(۳). بچهها سنگ رو به شیشه کوبیدند.
◄(۴). بچهها با سنگ شیشه رو شکوندند.
❂ گرچه گاهی تکواژ تهی و صفر به تسامح بهجای هم بهکار رفتهاند، این دو پدیدهٔ ساختواژی کاملاً متفاوتاند. تکواژ تهی بهرغم حضور آوایی، فاقد کارکرد دستوری است؛ اما تکواژ صفر، بدون بازنمود آوایی، اثر صرفینحوی دارد.
❂ «کوبیدن» (در معنای مورد نظر) فعل سهظرفیتی یا اصطلاحاً دومتعدی است. این فعل با گرفتن وند سببی «ــان»، افزایش ظرفیت نمییابد و ماهیت آن تغییری نمیکند. بنابراین، «کوباندن» در جملهٔ ۱ دارای وند تهی «ــان» است که حضورش اثر صرفینحوی ندارد.
❂ «شکستن» فعل یکظرفیتی، یا بهگفتهٔ دقیقتر نامفعولی، است. این فعل لازم میتواند با تکواژ سببی آشکار «ــان»، یا تکواژ سببی پنهان، بهترتیب، به فعل سببی «شکاندن» یا «شکستن» تبدیل شود. پس، فعل «شکستن» در جملهٔ ۲ یک تکواژ سببی پنهان یا صفر دارد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✍🏿 در سنت دستورنویسی فارسی، فعلی مانند «شکستن» که دو کارکرد لازم و متعدی دارد، فعل دووجهی خوانده میشود.
◄(۵). شیشه شکست (لازم/ یکظرفیتی).
◄(۶). بچه شیشه رو شکست (متعدی/ دوظرفیتی).
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️unaccusative-transitive doublet
@MorphoSyntax
🧊 ساختواژه | تهی در برابر صفر
◄(۱). بچهها سنگ رو به شیشه کوبوندند.
◄(۲). بچهها با سنگ شیشه رو شکستند.
❂ در دو نمونهٔ گفتاری بالا، فعل «کوباندن» یک تکواژ تهی (null) و فعل «شکستن» یک تکواژ صفر (zero) دارد. این دو جمله، بهترتیب، همتای جملات ۳ و ۴ در زیرند.
◄(۳). بچهها سنگ رو به شیشه کوبیدند.
◄(۴). بچهها با سنگ شیشه رو شکوندند.
❂ گرچه گاهی تکواژ تهی و صفر به تسامح بهجای هم بهکار رفتهاند، این دو پدیدهٔ ساختواژی کاملاً متفاوتاند. تکواژ تهی بهرغم حضور آوایی، فاقد کارکرد دستوری است؛ اما تکواژ صفر، بدون بازنمود آوایی، اثر صرفینحوی دارد.
❂ «کوبیدن» (در معنای مورد نظر) فعل سهظرفیتی یا اصطلاحاً دومتعدی است. این فعل با گرفتن وند سببی «ــان»، افزایش ظرفیت نمییابد و ماهیت آن تغییری نمیکند. بنابراین، «کوباندن» در جملهٔ ۱ دارای وند تهی «ــان» است که حضورش اثر صرفینحوی ندارد.
❂ «شکستن» فعل یکظرفیتی، یا بهگفتهٔ دقیقتر نامفعولی، است. این فعل لازم میتواند با تکواژ سببی آشکار «ــان»، یا تکواژ سببی پنهان، بهترتیب، به فعل سببی «شکاندن» یا «شکستن» تبدیل شود. پس، فعل «شکستن» در جملهٔ ۲ یک تکواژ سببی پنهان یا صفر دارد.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✍🏿 در سنت دستورنویسی فارسی، فعلی مانند «شکستن» که دو کارکرد لازم و متعدی دارد، فعل دووجهی خوانده میشود.
◄(۵). شیشه شکست (لازم/ یکظرفیتی).
◄(۶). بچه شیشه رو شکست (متعدی/ دوظرفیتی).
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️unaccusative-transitive doublet
@MorphoSyntax
❤12👌6👍2😢1🤩1
☰
☑️ صرف | (تکـ)واژگونههای ریشه
🖇 پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد (۱۴۰۵) است که با حوزۀ صرف پیوند دارد (از میان پرسشهای مشترکی که برخی دوستان با بنده در میان گذاشتهاند):
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۸۰ ـ کدام مورد دربارۀ ساختواژۀ واژههای «ناسازگاری» و «ساختمانی» درست است؟
۱ ـ یک تکواژ واژگانی آزاد در واژۀ «ساختمانی» وجود دارد.
۲ ـ تعداد تکواژهای «ناسازگاری» و «ساختمانی» برابر است.
۳ ـ دو تکواژ دستوری مقید در واژۀ «ناسازگاری» وجود دارد.
۴ ـ ریشۀ واژگانی در «ناسازگاری» و «ساختمانی» متفاوت است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● نا + ساز + گار + ی:
چهار تکواژ دارد؛ «sɑz» واژگونۀ آزاد از ریشۀ واژگانی «ساز» است. سه تکواژ دیگر در این واژه دستوریاند.
● ساخـ + ت + مان + ی:
چهار تکواژ دارد؛ «sɑx» واژگونۀ مقید از ریشۀ واژگانی «ساز» است. «ساخت» طبق معیارهای نایدا، متشکل از دو تکواژ است.
پاسخ پیشنهادی: گزینۀ ۲
با این پاسخ موافقم 👍 مخالفم 👎
@MorphoSyntax
☑️ صرف | (تکـ)واژگونههای ریشه
🖇 پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد (۱۴۰۵) است که با حوزۀ صرف پیوند دارد (از میان پرسشهای مشترکی که برخی دوستان با بنده در میان گذاشتهاند):
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۸۰ ـ کدام مورد دربارۀ ساختواژۀ واژههای «ناسازگاری» و «ساختمانی» درست است؟
۱ ـ یک تکواژ واژگانی آزاد در واژۀ «ساختمانی» وجود دارد.
۲ ـ تعداد تکواژهای «ناسازگاری» و «ساختمانی» برابر است.
۳ ـ دو تکواژ دستوری مقید در واژۀ «ناسازگاری» وجود دارد.
۴ ـ ریشۀ واژگانی در «ناسازگاری» و «ساختمانی» متفاوت است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● نا + ساز + گار + ی:
چهار تکواژ دارد؛ «sɑz» واژگونۀ آزاد از ریشۀ واژگانی «ساز» است. سه تکواژ دیگر در این واژه دستوریاند.
● ساخـ + ت + مان + ی:
چهار تکواژ دارد؛ «sɑx» واژگونۀ مقید از ریشۀ واژگانی «ساز» است. «ساخت» طبق معیارهای نایدا، متشکل از دو تکواژ است.
پاسخ پیشنهادی: گزینۀ ۲
با این پاسخ موافقم 👍 مخالفم 👎
@MorphoSyntax
👍21👎9❤1😢1
☰
☑️ صرفونحو | زمان دستوری
🖇 پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد (۱۴۰۵) است که با حوزۀ صرفونحو پیوند دارد (از میان پرسشهای مشترکی که برخی دوستان با بنده در میان گذاشتهاند):
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۸۲ ـ در جملۀ مرکب زیر، تصریف زمان دستوری (tense) کدام فعل متفاوت است؟
«ممکن است بهنظر برسد دولت انتظار نداشته است پروژۀ سدسازی را که در شروع سال گذشته آغاز شده بود بتواند بهموقع از پیمانکار تحویل بگیرد.»
۱ ـ شده بود
۲ ـ ممکن است
۳ ـ نداشته است
۴ ـ تحویل بگیرد
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● شده بود: فعل «شدن» در ساخت گذشتۀ کامل اخباری
● ممکن است: محمول مرکب «ممکن بودن» در ساخت حال اخباری
● نداشته است: فعل «داشتن» در ساخت حال کامل اخباری
● تحویل بگیرد: محمول مرکب «تحویل گرفتن» در ساخت حال التزامی
پاسخ پیشنهادی: گزینۀ ۱
با این پاسخ موافقم 👍 مخالفم 👎
@MorphoSyntax
☑️ صرفونحو | زمان دستوری
🖇 پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد (۱۴۰۵) است که با حوزۀ صرفونحو پیوند دارد (از میان پرسشهای مشترکی که برخی دوستان با بنده در میان گذاشتهاند):
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۸۲ ـ در جملۀ مرکب زیر، تصریف زمان دستوری (tense) کدام فعل متفاوت است؟
«ممکن است بهنظر برسد دولت انتظار نداشته است پروژۀ سدسازی را که در شروع سال گذشته آغاز شده بود بتواند بهموقع از پیمانکار تحویل بگیرد.»
۱ ـ شده بود
۲ ـ ممکن است
۳ ـ نداشته است
۴ ـ تحویل بگیرد
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● شده بود: فعل «شدن» در ساخت گذشتۀ کامل اخباری
● ممکن است: محمول مرکب «ممکن بودن» در ساخت حال اخباری
● نداشته است: فعل «داشتن» در ساخت حال کامل اخباری
● تحویل بگیرد: محمول مرکب «تحویل گرفتن» در ساخت حال التزامی
پاسخ پیشنهادی: گزینۀ ۱
با این پاسخ موافقم 👍 مخالفم 👎
@MorphoSyntax
👍27👎1😢1🙏1
☰
📝 ویرایش | بهصورت/ بهطور
🖋اگر برای نوشتن مقاله و مدخل و خبر، کلمهشمار دستمزد میگیریم، که هیچ. اما اگر نه، «مستقیم» و «جداگانه» میتوانند گذشته از آنکه در نقش وابستهٔ پسین اسم بهکار روند، در جایگاه قید گروه فعل نیز بنشینند و برای پذیرفتن چنین نقشی، به عبارتهای زائدی مانند «بهصورت» و «بهطور» نیاز ندارند.
★صفت:
◄ چین با انصارالله یمن گفتوگوی [مستقیم] کرده است.
◄ پکن برای هریک از کشتیهای خود مجوز عبور [جداگانه] میگیرد.
★قید:
◄ چین با انصارالله یمن [مستقیم] گفتوگو کرده است.
◄ پکن برای هریک از کشتیهای خود [جداگانه] مجوز عبور میگیرد.
@MorphoSyntax
📝 ویرایش | بهصورت/ بهطور
🖋اگر برای نوشتن مقاله و مدخل و خبر، کلمهشمار دستمزد میگیریم، که هیچ. اما اگر نه، «مستقیم» و «جداگانه» میتوانند گذشته از آنکه در نقش وابستهٔ پسین اسم بهکار روند، در جایگاه قید گروه فعل نیز بنشینند و برای پذیرفتن چنین نقشی، به عبارتهای زائدی مانند «بهصورت» و «بهطور» نیاز ندارند.
★صفت:
◄ چین با انصارالله یمن گفتوگوی [مستقیم] کرده است.
◄ پکن برای هریک از کشتیهای خود مجوز عبور [جداگانه] میگیرد.
★قید:
◄ چین با انصارالله یمن [مستقیم] گفتوگو کرده است.
◄ پکن برای هریک از کشتیهای خود [جداگانه] مجوز عبور میگیرد.
@MorphoSyntax
❤11👌4🆒3😢1🙏1
☰
💎 نحو | سببی و پادسببی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄آب ریخت.
◄بچه آب را ریخت.
◄شیشه شکست.
◄بچه شیشه را شکست.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
□ این نوع فعلها را میشناسید. در سنت دستورنویسی فارسی، چنین جفتهایی را افعال دووجهی خواندهاند؛ یعنی فعلهایی که بدون هیچگونه تغییر ساختواژی، هم کارکرد لازم (در اینجا: نامفعولی) دارند، هم متعدی (در اینجا: سببی). گویشوران بسیاری از زبانهای جهان به همزیستی اعضای این نمونهها در زبانشان خو کردهاند، از جمله اهالی زبانهای انگلیسی و ژاپنی و فنلاندی. شاهد زیر از پیلکانن (۲۰۰۸: ۱۰۲) است.
►Bill awoke grumpily.
►John awoke Bill grumpily.
□ زبانشناسان زایشی نامهای مختلفی به این جفتها دادهاند. مثلاً، برخی گونۀ لازم را پادسببی خواندهاند و نسخۀ متعدیاش را سببی واژگانی (در برابر سببی زایا، مثل شکاندن) نام نهادهاند. گمان میکنم شمار چنین جفتهایی در میان فعلهای بسیط فارسی کمتر از انگشتان دو دست باشد؛ اما جالب آنکه این تناظر را میتوانیم در محمولهای مرکب زبانمان هم بیابیم؛ گویا از آن شمارند:
◄نوزاد واکسن زد.
◄پرستار به نوزاد واکسن زد.
◄موتور خودرویش داغ کرد.
◄آفتاب تابستان موتور خودرویش را داغ کرد.
◄مینا باز هم بههم ریخت.
◄سینا باز هم مینا را بههم ریخت.
□ آیا فعلهای مرکب بیشتری میشناسید که با حفظ معنا، این کارکرد دوگانه را بازتاب دهند؟ يَا أَيُّهَا النَّاسُ، مَنْ عَلِمَ شَيْئًا فَلْيَقُلْ بِهِ (صحیح بخاری).
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️causative and anticausative
✔️unaccusative-transitive doublet
@MorphoSyntax
💎 نحو | سببی و پادسببی
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄آب ریخت.
◄بچه آب را ریخت.
◄شیشه شکست.
◄بچه شیشه را شکست.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
□ این نوع فعلها را میشناسید. در سنت دستورنویسی فارسی، چنین جفتهایی را افعال دووجهی خواندهاند؛ یعنی فعلهایی که بدون هیچگونه تغییر ساختواژی، هم کارکرد لازم (در اینجا: نامفعولی) دارند، هم متعدی (در اینجا: سببی). گویشوران بسیاری از زبانهای جهان به همزیستی اعضای این نمونهها در زبانشان خو کردهاند، از جمله اهالی زبانهای انگلیسی و ژاپنی و فنلاندی. شاهد زیر از پیلکانن (۲۰۰۸: ۱۰۲) است.
►Bill awoke grumpily.
►John awoke Bill grumpily.
□ زبانشناسان زایشی نامهای مختلفی به این جفتها دادهاند. مثلاً، برخی گونۀ لازم را پادسببی خواندهاند و نسخۀ متعدیاش را سببی واژگانی (در برابر سببی زایا، مثل شکاندن) نام نهادهاند. گمان میکنم شمار چنین جفتهایی در میان فعلهای بسیط فارسی کمتر از انگشتان دو دست باشد؛ اما جالب آنکه این تناظر را میتوانیم در محمولهای مرکب زبانمان هم بیابیم؛ گویا از آن شمارند:
◄نوزاد واکسن زد.
◄پرستار به نوزاد واکسن زد.
◄موتور خودرویش داغ کرد.
◄آفتاب تابستان موتور خودرویش را داغ کرد.
◄مینا باز هم بههم ریخت.
◄سینا باز هم مینا را بههم ریخت.
□ آیا فعلهای مرکب بیشتری میشناسید که با حفظ معنا، این کارکرد دوگانه را بازتاب دهند؟ يَا أَيُّهَا النَّاسُ، مَنْ عَلِمَ شَيْئًا فَلْيَقُلْ بِهِ (صحیح بخاری).
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️causative and anticausative
✔️unaccusative-transitive doublet
@MorphoSyntax
❤11👏2🤔2😁1🙏1🆒1
☰
🚦دستور خط | رژهٔ لبها
چـو سـام ســپهدار زان "سـان" بـدید
خجل گشت و "لشکر" به آتش کشید
✍🏿 سامنامه، حکایت جنگ خرطوس با سام!
@MorphoSyntax
🚦دستور خط | رژهٔ لبها
چـو سـام ســپهدار زان "سـان" بـدید
خجل گشت و "لشکر" به آتش کشید
✍🏿 سامنامه، حکایت جنگ خرطوس با سام!
@MorphoSyntax
😁16😢2🆒1
☰
☑️ معناشناسی | نقش معنایی
🖇 پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد (۱۴۰۵) است که با حوزۀ معناشناسی و نحو پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۹۶ ـ سازۀ درون قلاب در کدام مورد، از محمول (predicate) جمله نقش معنایی (thematic role) دریافت نمیکند؟
۱ ـ تصمیم گرفتهام این فیلم را حتماً [با سینا] ببینم.
۲ ـ همۀ کتابهای زبانشناسی را [برای سینا] فرستادم.
۳ ـ [سینا را] ترغیب کردم که با هم به سفر برویم.
۴ ـ ممکن است [از سینا] تقاضا کنم که کمکم کند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● دیدن: دوظرفیتی است؛ به سازۀ درون قلاب نقش معنایی نمیدهد.
● فرستادن: سهظرفیتی است؛ به سازۀ درون قلاب نقش معنایی میدهد.
● ترغیب کردن: سهظرفیتی است؛ به سازۀ درون قلاب نقش معنایی میدهد.
● تقاضا کردن: سهظرفیتی است؛ به سازۀ درون قلاب نقش معنایی میدهد.
پاسخ پیشنهادی: گزینۀ ۱
با این پاسخ موافقم 👍 مخالفم 👎
@MorphoSyntax
☑️ معناشناسی | نقش معنایی
🖇 پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد (۱۴۰۵) است که با حوزۀ معناشناسی و نحو پیوند دارد:
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۹۶ ـ سازۀ درون قلاب در کدام مورد، از محمول (predicate) جمله نقش معنایی (thematic role) دریافت نمیکند؟
۱ ـ تصمیم گرفتهام این فیلم را حتماً [با سینا] ببینم.
۲ ـ همۀ کتابهای زبانشناسی را [برای سینا] فرستادم.
۳ ـ [سینا را] ترغیب کردم که با هم به سفر برویم.
۴ ـ ممکن است [از سینا] تقاضا کنم که کمکم کند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● دیدن: دوظرفیتی است؛ به سازۀ درون قلاب نقش معنایی نمیدهد.
● فرستادن: سهظرفیتی است؛ به سازۀ درون قلاب نقش معنایی میدهد.
● ترغیب کردن: سهظرفیتی است؛ به سازۀ درون قلاب نقش معنایی میدهد.
● تقاضا کردن: سهظرفیتی است؛ به سازۀ درون قلاب نقش معنایی میدهد.
پاسخ پیشنهادی: گزینۀ ۱
با این پاسخ موافقم 👍 مخالفم 👎
@MorphoSyntax
👍36👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☰
🌐 ریشهشناسی | پنکه
🪭 هنگامی که پیتر ماندی (۱۵۹۷–۱۶۶۷)، جهانگرد اروپایی، در ۱۶۳۲ میلادی از دربار شاه جهان (۱۵۹۲–۱۶۶۶) در آگره دیدن کرد، بادبزنهای کتانی بزرگی دید که از سقف آویزان بودند. بااینهمه، تا آنجا که میدانیم، رواج گستردۀ این ابزار که امروزه در فارسی «پنکه» خوانده میشود، به اواخر سدۀ هجدهم میلادی در شبهقارۀ هند بازمیگردد.
🪭 واژۀ هندی «punkah» (برگرفته از کلمۀ سانسکریت «pakṣaka» به معنای «بال») در اصل به بادبزنهای دستی گفته میشد؛ اما در عصر استعمار، این واژه بهتدریج برای بادبزنهای بزرگ و آویخته از سقف نیز بهکار رفت. این بادبزنها از پارچه، الیاف گیاهی یا موادی مانند بامبو و راتان ساخته میشدند و آنها را با ریسمانی به پس و پیش میکشیدند تا هوا جریان یابد. خدمتکاری که عهدهدار کشیدن ریسمان و جنباندن پنکه بود، «punkah wallah» نام داشت.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝عکسها با هوش مصنوعی جان گرفتهاند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
🌐 ریشهشناسی | پنکه
🪭 هنگامی که پیتر ماندی (۱۵۹۷–۱۶۶۷)، جهانگرد اروپایی، در ۱۶۳۲ میلادی از دربار شاه جهان (۱۵۹۲–۱۶۶۶) در آگره دیدن کرد، بادبزنهای کتانی بزرگی دید که از سقف آویزان بودند. بااینهمه، تا آنجا که میدانیم، رواج گستردۀ این ابزار که امروزه در فارسی «پنکه» خوانده میشود، به اواخر سدۀ هجدهم میلادی در شبهقارۀ هند بازمیگردد.
🪭 واژۀ هندی «punkah» (برگرفته از کلمۀ سانسکریت «pakṣaka» به معنای «بال») در اصل به بادبزنهای دستی گفته میشد؛ اما در عصر استعمار، این واژه بهتدریج برای بادبزنهای بزرگ و آویخته از سقف نیز بهکار رفت. این بادبزنها از پارچه، الیاف گیاهی یا موادی مانند بامبو و راتان ساخته میشدند و آنها را با ریسمانی به پس و پیش میکشیدند تا هوا جریان یابد. خدمتکاری که عهدهدار کشیدن ریسمان و جنباندن پنکه بود، «punkah wallah» نام داشت.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝عکسها با هوش مصنوعی جان گرفتهاند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
@MorphoSyntax
❤15👍3🆒2🔥1👏1🙏1
☰
💎 نحو | «در همه دِیر مغان نیست چو من شیدایی/ خرقه جایی گرو باده و دفْتر جایی»؛ در مصراع دوم:
💎 نحو | «در همه دِیر مغان نیست چو من شیدایی/ خرقه جایی گرو باده و دفْتر جایی»؛ در مصراع دوم:
Anonymous Quiz
14%
۱. "باده" و "دفتر" در یک گروه اسمی همپایه شدهاند.
37%
۲. "دفتر" نقش فاعل ساختاری (نهاد) را ایفا میکند.
8%
۳. دومین "جایی" در جایگاه مسند نشسته است.
40%
۴. دو گروه مسند همپایه، با حذف فعل، وجود دارد.
👍4
MorphoSyntax
☰
💎 نحو | «در همه دِیر مغان نیست چو من شیدایی/ خرقه جایی گرو باده و دفْتر جایی»؛ در مصراع دوم:
💎 نحو | «در همه دِیر مغان نیست چو من شیدایی/ خرقه جایی گرو باده و دفْتر جایی»؛ در مصراع دوم:
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☰
💎 نحو | «در همه دِیر مغان نیست چو من شیدایی/ خرقه جایی گرو باده و دفْتر جایی»
◄[خرقه در جایی گرو باده است] و
◄[دفتر در جایی دیگر گرو باده است]
۱. اسمهای "باده" و "دفتر" نهادهای مستقل دو بند همپایهاند.
۲. "دفتر" نقش فاعل ساختاری (نهاد) را در بند دوم ایفا میکند.
۳. دومین "(در) جایی" در جایگاه قید مکان نشسته است.
۴. دو بند، با نهادهای متمایز، همپایه شدهاند، و نه دو گروه مسند.
@MorphoSyntax
💎 نحو | «در همه دِیر مغان نیست چو من شیدایی/ خرقه جایی گرو باده و دفْتر جایی»
◄[خرقه در جایی گرو باده است] و
◄[دفتر در جایی دیگر گرو باده است]
۱. اسمهای "باده" و "دفتر" نهادهای مستقل دو بند همپایهاند.
۲. "دفتر" نقش فاعل ساختاری (نهاد) را در بند دوم ایفا میکند.
۳. دومین "(در) جایی" در جایگاه قید مکان نشسته است.
۴. دو بند، با نهادهای متمایز، همپایه شدهاند، و نه دو گروه مسند.
@MorphoSyntax