#آموزه_های_مدیریتی
🎯 گفتن اینکه کاری را انجام می دهید و بعد به تعهد خود پایبند نباشید، به راحتی اعتماد دیگران را نسبت به شما از بین می برد.(این مقوله در تمامی روابط شما صدق می کند)
لطفا به تعهدات خود قبل از اینکه مسئولیت انجامش را برعهده بگیرید فکر کنید و بعد آنها را قبول کنید. به همین دلیل هم به آنها تعهدات می گوییم.
💯 به خاطر داشته باشید که گرفتاری، دلیل موجه و قابل قبولی برای انجام ندادن کارها تا انتها نیست.
پس
هوشمندانه عمل كنيد🌺
✍️#علی_معبودی
🔴https://www.instagram.com/maboudi.ali/
📢شاید یک جمله تجارتتان را متحول کند...
🚩https://telegram.me/joinchat/BnOYkjwt3bUrbUOot7YYgw
🎯 گفتن اینکه کاری را انجام می دهید و بعد به تعهد خود پایبند نباشید، به راحتی اعتماد دیگران را نسبت به شما از بین می برد.(این مقوله در تمامی روابط شما صدق می کند)
لطفا به تعهدات خود قبل از اینکه مسئولیت انجامش را برعهده بگیرید فکر کنید و بعد آنها را قبول کنید. به همین دلیل هم به آنها تعهدات می گوییم.
💯 به خاطر داشته باشید که گرفتاری، دلیل موجه و قابل قبولی برای انجام ندادن کارها تا انتها نیست.
پس
هوشمندانه عمل كنيد🌺
✍️#علی_معبودی
🔴https://www.instagram.com/maboudi.ali/
📢شاید یک جمله تجارتتان را متحول کند...
🚩https://telegram.me/joinchat/BnOYkjwt3bUrbUOot7YYgw
سه گام اصلی دستیابی به مشتریان سودآور
🎯 با توجه به افزایش سرعت تغییرات در بازار و همچنین ورود بیش از پیش رقبا در بیشتر صنوف👇👇
http://modirno.ir/52pBR
➖➖➖➖➖➖➖➖
«مدیران نواندیش»⬇️
@Modirno
🎯 با توجه به افزایش سرعت تغییرات در بازار و همچنین ورود بیش از پیش رقبا در بیشتر صنوف👇👇
http://modirno.ir/52pBR
➖➖➖➖➖➖➖➖
«مدیران نواندیش»⬇️
@Modirno
#یک_نکته_یک_تغییر
خواسته ها رسیدنی و از بین رفتنی نیستند بلکه از خواسته ای به خواسته دیگر تغییر می یابند
بزرگ فکر گنید💪
➖➖➖➖➖➖➖➖
«مدیران نواندیش»⬇️
@Modirno
خواسته ها رسیدنی و از بین رفتنی نیستند بلکه از خواسته ای به خواسته دیگر تغییر می یابند
بزرگ فکر گنید💪
➖➖➖➖➖➖➖➖
«مدیران نواندیش»⬇️
@Modirno
#سخن_بزرگان
آندره ژید : چه کارهایی که میبایست بکنیم و هرگز نکردیم! برای اینکه به ملاحظاتی پایبند بودیم ، فرصتی مناسب را انتظار میکشیدیم ، تنبلی میکردیم و برای اینکه مدام به خود میگفتیم : چیزی نیست ، همیشه فرصت خواهیم داشت زیرا نمیدانستیم هر روزی که میگذرد بی جانشین و هر لحظه نایافتنی است تصمیمگیری ، تلاش و عشقورزی را به وقتی دیگر وانهاده بودیم.
➖➖➖➖➖➖➖➖
«مدیران نواندیش»⬇️
@Modirno
آندره ژید : چه کارهایی که میبایست بکنیم و هرگز نکردیم! برای اینکه به ملاحظاتی پایبند بودیم ، فرصتی مناسب را انتظار میکشیدیم ، تنبلی میکردیم و برای اینکه مدام به خود میگفتیم : چیزی نیست ، همیشه فرصت خواهیم داشت زیرا نمیدانستیم هر روزی که میگذرد بی جانشین و هر لحظه نایافتنی است تصمیمگیری ، تلاش و عشقورزی را به وقتی دیگر وانهاده بودیم.
➖➖➖➖➖➖➖➖
«مدیران نواندیش»⬇️
@Modirno
Forwarded from مشاوره مدیریت مدیرنو | Modirno
چه عواملی کسب و کار شما را نابود می کنند؟
🎯در این مقاله به چهار عملی توضیح میدهیم که باعث نابودی کسب و کارتان میشود👇🏻
http://modirno.ir/bdiZs
➖➖➖➖➖➖➖➖
کانال «مدیران نواندیش» ⬇️
@Modirno
🎯در این مقاله به چهار عملی توضیح میدهیم که باعث نابودی کسب و کارتان میشود👇🏻
http://modirno.ir/bdiZs
➖➖➖➖➖➖➖➖
کانال «مدیران نواندیش» ⬇️
@Modirno
#یک_نکته_یک_تغییر
برای اولین بار 10 سالم بود که خانوادم منو کلاس شنا ثبت نام کردن
تابستون بود و به شدت شلوغ...
جلسه یکی مونده به آخرم بود که ما رو میخواست ببره 4متری
ترس وحشتناکي تمام وجودمو فرا گرفت
یکی یکی همه به نوبت میومدن جلوی استخر و مدل سوزنی میپریدن داخل آب
خیلی مقاومت کردم
هی پشت صف وایمیستادم تا بهم نرسه
و متاسفانه بهم رسید و خواستم امتناع کنم که مربي از پشت هولم داد توی آب و در حالت غرق شدن بودم که نجاتم دادنو اومدم بیرون
همون شد بعد از اون تا 10 سال بعدش هیچوقت پامو توی چهارمتری نزاشتم!
تا اینکه 10سال بعدش رفتم پارک آبی
اونجا با یکی آشنا شدم و بعد از پي بردن به اصالتم که گیلانی بود گفت ای ول شما كه دريا دارين دیگه شناتون عالیه(البته شايد حرفش ربطي هم نداشت)
منو میبینی اونقدر بهم بر خورد که نگو و نپرس!
همون شد از همونجا با خودم عهد کردم که به محض رسیدن به رشت باید شنا رو کامل یاد بگیرم...
و اومدم و بلافاصله شنا رو شروع کردم و با ترس 10سالم مقابله کردم
همه رو گفتم تا به یه چیز برسم
اونم غیرته
یه وقتایی باید برای رسیدن به خواسته هامون، به رگ غیرتمون بر بخوره
باید متعصب بشیم
باید ضایع بشیم
باید به نقطه جوش برسیم
شاید اگه اونروز اون آدم منو متعصب نمیکرد و کل اصالتم رو زیر سوال نمیبرد، شاید هنوز که هنوزه، من شنامو کامل نمیکردم
پس بد هم نیست یه وقتایی یه چیزایی بهمون بربخوره...
➖➖➖➖➖➖➖➖
«مدیران نواندیش»⬇️
@Modirno
برای اولین بار 10 سالم بود که خانوادم منو کلاس شنا ثبت نام کردن
تابستون بود و به شدت شلوغ...
جلسه یکی مونده به آخرم بود که ما رو میخواست ببره 4متری
ترس وحشتناکي تمام وجودمو فرا گرفت
یکی یکی همه به نوبت میومدن جلوی استخر و مدل سوزنی میپریدن داخل آب
خیلی مقاومت کردم
هی پشت صف وایمیستادم تا بهم نرسه
و متاسفانه بهم رسید و خواستم امتناع کنم که مربي از پشت هولم داد توی آب و در حالت غرق شدن بودم که نجاتم دادنو اومدم بیرون
همون شد بعد از اون تا 10 سال بعدش هیچوقت پامو توی چهارمتری نزاشتم!
تا اینکه 10سال بعدش رفتم پارک آبی
اونجا با یکی آشنا شدم و بعد از پي بردن به اصالتم که گیلانی بود گفت ای ول شما كه دريا دارين دیگه شناتون عالیه(البته شايد حرفش ربطي هم نداشت)
منو میبینی اونقدر بهم بر خورد که نگو و نپرس!
همون شد از همونجا با خودم عهد کردم که به محض رسیدن به رشت باید شنا رو کامل یاد بگیرم...
و اومدم و بلافاصله شنا رو شروع کردم و با ترس 10سالم مقابله کردم
همه رو گفتم تا به یه چیز برسم
اونم غیرته
یه وقتایی باید برای رسیدن به خواسته هامون، به رگ غیرتمون بر بخوره
باید متعصب بشیم
باید ضایع بشیم
باید به نقطه جوش برسیم
شاید اگه اونروز اون آدم منو متعصب نمیکرد و کل اصالتم رو زیر سوال نمیبرد، شاید هنوز که هنوزه، من شنامو کامل نمیکردم
پس بد هم نیست یه وقتایی یه چیزایی بهمون بربخوره...
➖➖➖➖➖➖➖➖
«مدیران نواندیش»⬇️
@Modirno
#داستان_های_واقعی
🔴 استیون پائول جابز
“استیون پل” کودک یتیمی بود که “پل” و “کلارا جابز” در ایالت کالیفرنیا سرپرستی او را برعهده گرفتند. کودک شرور و شیطانی که علیرغم تمامی بازیگوشیهای کودکانهاش با دیگر همسن وسالانش تفاوتهای بسیاری داشت. علاقه او به دستکاری لوازم الکتریکی اگر چه عصبانیتهای شدید اطرافیان را در پی داشت، اما مواقعی نیز پدید میآمد که سبب حیرت دیگران گردد.
دوران مدرسه نیز با این شور و هیجان نسبت به ابزارآلات برقی سپری شد تا اینکه در سال ۱۹۷۲ از دبیرستان فارغالتحصیل شد و به دانشکده “Reed” در “پورتلند” قدم گذاشت. علاقه فراوان او به شرکت در سمینارهای الکترونیک در مکانهای مختلف شهر سبب شد تا در همان ترم اول در کلاسهای درس حاضر نشود و سرانجام از دانشگاه اخراج گردد.
از آنجا که در طول تابستان در یکی از کارگاههای الکترونیکی مشغول به کار شده بود، توانست دوستان خوبی در آنجا به دست آورد که “استفان وزیناک” از بهترین آنها به شمار میرفت و بعدها فعالیتهای بسیاری را به همراه او انجام داد. مهمترین علتی که سبب علاقه شدید “استیو” به “وزیناک” گردید، دستگاه کوچکی بود که “وزیناک” ساخته بود. این دستگاه که نام آن را “blue box” گذاشته بودند به دستگاه تلفن متصل میشد و به صاحب آن این امکان را میداد که تماسهای تلفنی خود را به طور رایگان انجام دهد.
در سال ۱۹۷۴ پس از ترک تحصیل از دانشگاه “استیو” در یک شرکت طراحی بازیهای کامپیوتری تحت عنوان “آتاری” مشغول به کار شد. پس از گذشت چند ماه، توانست مبالغی پول پسانداز کند و برای یک دوره آموزش روح و روان راهی کشور هند شد.
اما در پاییز ۱۹۷۴ مجددا به کالیفرنیا بازگشت و به سراغ دوست قدیمیاش “وزیناک” رفت. از آنجا که دیگر از الکترونیک و ساخت و بررسی ابزارآلات الکترونیکی خسته شده بود، توانست دوست صمیمیاش را قانع کند که از این کار دست بردارد و هر دو به کمک هم اقدام به ساخت یک کامپیوتر شخصی نمایند.
پس از مدتی این دو دوست کوشا و خلاق توانستند در اتاق خواب “استیو” که از آن به عنوان کارگاه استفاده میکردند یک دستگاه کامپیوتر کوچک شخصی درست کنند و آن را به مغازهدار محله نشان دادند. مغازهدار که از دیدن آن بسیار متحیر و شگفتزده شده بود، به آنها سفارش ساخت ۲۵ دستگاه از این نوع را داد. اندکی بعد با مشورت یکی از دوستان دیگر که مدیر فروش یک کمپانی نه چندان بزرگ بود؛ تصمیم گرفتند، شرکتی بنا کنند و کار تولید این نوع کامپیوتر را آغاز نمایند.
با این تصمیم، هر دو هر چه داشتند فروختند و هزینههای اولیه تأسیس شرکت را فراهم کردند. به یاد روزهای خوش تابستان و بازیهای کودکانه در میان درختان بر آن شدند تا نام شرکت تازه تأسیس و محصولاتش را “Apple I“- سیب- قرار دهند.
اولین سری کامپیوترهای کوچک خانگی تحت عنوان “Apple I” چنان سر و صدایی در جهان ارتباطات پدید آورد که نام جابز و وزیناک به سرعت در سراسر دنیا پراکنده شد و این فروش اولیه مبلغی معادل هفتصد و هفتاد و چهار هزار دلار سود برای این دو دربرداشت. در سال بعد نوع جدید و پیشرفتهتر این کامپیوترها با نام “Apple II” به بازار فرستاده شد. اما هنوز برای رقابت با فروش “IBM” راه درازی در پیش داشت. از همین رو آنها تصمیم گرفتند تا به سراغ دوستان خبره اما گمنام خود در شرکت “آتاری” روند و از آنها کمک بجویند. در نتیجه این همکاریها و یافتن تعدادی سرمایهگذار کلان، وضعیت “Apple II” به جایی رسید که در عرض سه سال با افزایش فروش ۷۰۰ درصد، سودی معادل ۱۳۹ میلیون دلار عاید آنها نمود.
جالب اینجاست که آن دو به این میزان پیشرفت نیز راضی نبودند. از همین رو نسل جدید محصولات خودرا تحت عنوان “Apple III” راهی بازار نمودند. سالهای بعد با طراحی “Macintosh” شهرت “جابز” بیش از پیش شد و نام او را برای همیشه در صنعت و تکنولوژی جهان به ثبت رساند.
علیرغم تمام ثروت و شهرتی که از طریق “Apple” عاید “استیو” شده بود، تصمیم گرفت در سال ۱۹۸۵ از سمت خود کنارهگیری کند و از کمپانی عظیمش فاصله گیرد. با این تصمیم چند سالی به تفریح و لذت از زندگی پرداخت اما عشق او به کار و خلق نوآوری هرگز رهایش نمیکرد، تا اینکه در سال ۱۹۸۹ با خود اندیشید که دوباره شرکت بزرگی همانند “Apple ” برپا کند و رهبری آن را برعهده گیرد و با تمام توان فکر خود را عملی سازد، کمپانی “Next step” پایهگذاری شد و تولید نسل جدیدی از کامپیوترهای خانگی را آغاز نمود. اما تلاش او در این زمینه دوام چندانی نیافت،
در سال ۱۹۹۳ بخش سختافزاری “Next step” تعطیل شد و “جابز” تمام تمرکز خودرا بر روی بخش نرمافزاری آن نهاد. طراحی برنامههای نوین در عالم کامپیوتر دوباره “جابز” و “Next step” را بر سر زبانها انداخت و سرمایه و شهرت بیشماری را از آن او ساخت.
➖➖➖➖➖➖➖➖
کانال «مدیران نواندیش»⬇️
@Modirno
🔴 استیون پائول جابز
“استیون پل” کودک یتیمی بود که “پل” و “کلارا جابز” در ایالت کالیفرنیا سرپرستی او را برعهده گرفتند. کودک شرور و شیطانی که علیرغم تمامی بازیگوشیهای کودکانهاش با دیگر همسن وسالانش تفاوتهای بسیاری داشت. علاقه او به دستکاری لوازم الکتریکی اگر چه عصبانیتهای شدید اطرافیان را در پی داشت، اما مواقعی نیز پدید میآمد که سبب حیرت دیگران گردد.
دوران مدرسه نیز با این شور و هیجان نسبت به ابزارآلات برقی سپری شد تا اینکه در سال ۱۹۷۲ از دبیرستان فارغالتحصیل شد و به دانشکده “Reed” در “پورتلند” قدم گذاشت. علاقه فراوان او به شرکت در سمینارهای الکترونیک در مکانهای مختلف شهر سبب شد تا در همان ترم اول در کلاسهای درس حاضر نشود و سرانجام از دانشگاه اخراج گردد.
از آنجا که در طول تابستان در یکی از کارگاههای الکترونیکی مشغول به کار شده بود، توانست دوستان خوبی در آنجا به دست آورد که “استفان وزیناک” از بهترین آنها به شمار میرفت و بعدها فعالیتهای بسیاری را به همراه او انجام داد. مهمترین علتی که سبب علاقه شدید “استیو” به “وزیناک” گردید، دستگاه کوچکی بود که “وزیناک” ساخته بود. این دستگاه که نام آن را “blue box” گذاشته بودند به دستگاه تلفن متصل میشد و به صاحب آن این امکان را میداد که تماسهای تلفنی خود را به طور رایگان انجام دهد.
در سال ۱۹۷۴ پس از ترک تحصیل از دانشگاه “استیو” در یک شرکت طراحی بازیهای کامپیوتری تحت عنوان “آتاری” مشغول به کار شد. پس از گذشت چند ماه، توانست مبالغی پول پسانداز کند و برای یک دوره آموزش روح و روان راهی کشور هند شد.
اما در پاییز ۱۹۷۴ مجددا به کالیفرنیا بازگشت و به سراغ دوست قدیمیاش “وزیناک” رفت. از آنجا که دیگر از الکترونیک و ساخت و بررسی ابزارآلات الکترونیکی خسته شده بود، توانست دوست صمیمیاش را قانع کند که از این کار دست بردارد و هر دو به کمک هم اقدام به ساخت یک کامپیوتر شخصی نمایند.
پس از مدتی این دو دوست کوشا و خلاق توانستند در اتاق خواب “استیو” که از آن به عنوان کارگاه استفاده میکردند یک دستگاه کامپیوتر کوچک شخصی درست کنند و آن را به مغازهدار محله نشان دادند. مغازهدار که از دیدن آن بسیار متحیر و شگفتزده شده بود، به آنها سفارش ساخت ۲۵ دستگاه از این نوع را داد. اندکی بعد با مشورت یکی از دوستان دیگر که مدیر فروش یک کمپانی نه چندان بزرگ بود؛ تصمیم گرفتند، شرکتی بنا کنند و کار تولید این نوع کامپیوتر را آغاز نمایند.
با این تصمیم، هر دو هر چه داشتند فروختند و هزینههای اولیه تأسیس شرکت را فراهم کردند. به یاد روزهای خوش تابستان و بازیهای کودکانه در میان درختان بر آن شدند تا نام شرکت تازه تأسیس و محصولاتش را “Apple I“- سیب- قرار دهند.
اولین سری کامپیوترهای کوچک خانگی تحت عنوان “Apple I” چنان سر و صدایی در جهان ارتباطات پدید آورد که نام جابز و وزیناک به سرعت در سراسر دنیا پراکنده شد و این فروش اولیه مبلغی معادل هفتصد و هفتاد و چهار هزار دلار سود برای این دو دربرداشت. در سال بعد نوع جدید و پیشرفتهتر این کامپیوترها با نام “Apple II” به بازار فرستاده شد. اما هنوز برای رقابت با فروش “IBM” راه درازی در پیش داشت. از همین رو آنها تصمیم گرفتند تا به سراغ دوستان خبره اما گمنام خود در شرکت “آتاری” روند و از آنها کمک بجویند. در نتیجه این همکاریها و یافتن تعدادی سرمایهگذار کلان، وضعیت “Apple II” به جایی رسید که در عرض سه سال با افزایش فروش ۷۰۰ درصد، سودی معادل ۱۳۹ میلیون دلار عاید آنها نمود.
جالب اینجاست که آن دو به این میزان پیشرفت نیز راضی نبودند. از همین رو نسل جدید محصولات خودرا تحت عنوان “Apple III” راهی بازار نمودند. سالهای بعد با طراحی “Macintosh” شهرت “جابز” بیش از پیش شد و نام او را برای همیشه در صنعت و تکنولوژی جهان به ثبت رساند.
علیرغم تمام ثروت و شهرتی که از طریق “Apple” عاید “استیو” شده بود، تصمیم گرفت در سال ۱۹۸۵ از سمت خود کنارهگیری کند و از کمپانی عظیمش فاصله گیرد. با این تصمیم چند سالی به تفریح و لذت از زندگی پرداخت اما عشق او به کار و خلق نوآوری هرگز رهایش نمیکرد، تا اینکه در سال ۱۹۸۹ با خود اندیشید که دوباره شرکت بزرگی همانند “Apple ” برپا کند و رهبری آن را برعهده گیرد و با تمام توان فکر خود را عملی سازد، کمپانی “Next step” پایهگذاری شد و تولید نسل جدیدی از کامپیوترهای خانگی را آغاز نمود. اما تلاش او در این زمینه دوام چندانی نیافت،
در سال ۱۹۹۳ بخش سختافزاری “Next step” تعطیل شد و “جابز” تمام تمرکز خودرا بر روی بخش نرمافزاری آن نهاد. طراحی برنامههای نوین در عالم کامپیوتر دوباره “جابز” و “Next step” را بر سر زبانها انداخت و سرمایه و شهرت بیشماری را از آن او ساخت.
➖➖➖➖➖➖➖➖
کانال «مدیران نواندیش»⬇️
@Modirno
چگونه بهترین استراتژی را برای رسیدن به اهداف انتخاب می کنید؟
🎯 حتماً با انواع مختلف استراتژی آشنا هستید. استراتژی رهبری هزینه👇👇
http://modirno.ir/vZBd7
➖➖➖➖➖➖➖➖
«مدیران نواندیش»⬇️
@Modirno
🎯 حتماً با انواع مختلف استراتژی آشنا هستید. استراتژی رهبری هزینه👇👇
http://modirno.ir/vZBd7
➖➖➖➖➖➖➖➖
«مدیران نواندیش»⬇️
@Modirno
#یک_نکته_یک_تغییر
گاهي اوقات ماها به يه سري چيزا تو يه سري زمانا به اصطلاح بچه هاي امروزي، "كليد" ميكنيم!!!
كليد كه چه عرض كنم، ديگه قفل ميكنيم😄
.
قطعا اونموقع چون داغيم متوجه نميشيم كه گاهي اصرار بيهوده به چيزايي كه بعدا متوجه ميشيم اون چيز هم بيهوده بوده، بيهوده ست...
(كه بعد متوجه ميشيم از اون بهترشم وجود داره كه با كليد ما باز ميشه...)
اره
اگه كليدت به اون قفل نميخوره!!!
كليدتو عوض نكن!
برو جاي ديگه امتحان كن...
اميدوارم تو زندگيتون هيچوقت به جاي اشتباهي كليد نكنين😊
➖➖➖➖➖➖➖➖
«مدیران نواندیش»⬇️
@Modirno
گاهي اوقات ماها به يه سري چيزا تو يه سري زمانا به اصطلاح بچه هاي امروزي، "كليد" ميكنيم!!!
كليد كه چه عرض كنم، ديگه قفل ميكنيم😄
.
قطعا اونموقع چون داغيم متوجه نميشيم كه گاهي اصرار بيهوده به چيزايي كه بعدا متوجه ميشيم اون چيز هم بيهوده بوده، بيهوده ست...
(كه بعد متوجه ميشيم از اون بهترشم وجود داره كه با كليد ما باز ميشه...)
اره
اگه كليدت به اون قفل نميخوره!!!
كليدتو عوض نكن!
برو جاي ديگه امتحان كن...
اميدوارم تو زندگيتون هيچوقت به جاي اشتباهي كليد نكنين😊
➖➖➖➖➖➖➖➖
«مدیران نواندیش»⬇️
@Modirno
#آموزه_های_مدیریتی
🎯 شما همين حالا هم يك برند براي كسب و كارتان داريد، چه آگاهانه رشد داده باشيد، چه نه!
نزديكترين و دم دست ترين ابزاري كه با شنيدن برند به ذهن مديران كسب و كار مي آيد تبليغات است.
ابزاري كه كم ترين نقش را در برندينگ شما مي تواند داشته باشد، با اين تفاوت كه چون رقبا از اين ابزار استفاده مي كنند، شما نيز تمايل داريد در اين حوزه حضور داشته باشيد.
💯 به خاطر داشته باشيد برند دنيايي از ابزارهاست كه بايد براي تك تك آنها برنامه ريزي داشته و متعهدانه به اجراي آنها بكوشيد.
پس
هوشمندانه عمل كنيد🌺
✍️#علی_معبودی
🔴https://www.instagram.com/maboudi.ali/
📢شاید یک جمله تجارتتان را متحول کند...
🚩https://telegram.me/joinchat/BnOYkjwt3bUrbUOot7YYgw
🎯 شما همين حالا هم يك برند براي كسب و كارتان داريد، چه آگاهانه رشد داده باشيد، چه نه!
نزديكترين و دم دست ترين ابزاري كه با شنيدن برند به ذهن مديران كسب و كار مي آيد تبليغات است.
ابزاري كه كم ترين نقش را در برندينگ شما مي تواند داشته باشد، با اين تفاوت كه چون رقبا از اين ابزار استفاده مي كنند، شما نيز تمايل داريد در اين حوزه حضور داشته باشيد.
💯 به خاطر داشته باشيد برند دنيايي از ابزارهاست كه بايد براي تك تك آنها برنامه ريزي داشته و متعهدانه به اجراي آنها بكوشيد.
پس
هوشمندانه عمل كنيد🌺
✍️#علی_معبودی
🔴https://www.instagram.com/maboudi.ali/
📢شاید یک جمله تجارتتان را متحول کند...
🚩https://telegram.me/joinchat/BnOYkjwt3bUrbUOot7YYgw
استفاده از ماتریس SWOT در ایجاد طرح تحقیقات بازار
🎯 قصد داریم چگونگی ارتباط بین (Business Plans) و (market research) را توضیح دهیم👇
http://modirno.ir/v6vUh
➖➖➖➖➖➖➖➖
«مدیران نواندیش»⬇️
@Modirno
🎯 قصد داریم چگونگی ارتباط بین (Business Plans) و (market research) را توضیح دهیم👇
http://modirno.ir/v6vUh
➖➖➖➖➖➖➖➖
«مدیران نواندیش»⬇️
@Modirno
#یک_نکته_یک_تغییر
هيچ تلاشي بدون پاسخ نميمونه...
كافيه فقط روي هدفمون متمركز بشيم اونوقته كه تمام راههاي درستِ ممكن خودشونو به ما نشون ميدن و ما رو هدايت ميكنن...
پس به هدف و مسير ايراد نگيريد!
شايد هنوز خوب متمركز نشدين كه نتونستين مسير درست رو ببينيد...
➖➖➖➖➖➖➖➖
«مدیران نواندیش»⬇️
@Modirno
هيچ تلاشي بدون پاسخ نميمونه...
كافيه فقط روي هدفمون متمركز بشيم اونوقته كه تمام راههاي درستِ ممكن خودشونو به ما نشون ميدن و ما رو هدايت ميكنن...
پس به هدف و مسير ايراد نگيريد!
شايد هنوز خوب متمركز نشدين كه نتونستين مسير درست رو ببينيد...
➖➖➖➖➖➖➖➖
«مدیران نواندیش»⬇️
@Modirno