مشاوره مدیریت مدیرنو | Modirno
3.59K subscribers
3.59K photos
242 videos
3 files
2.87K links
مرکز مشاوره و آموزش مدیرنو
متخصص در سیستم‌سازی،توانمندسازی سرمایه‌های انسانی ومهندسی فروش و بازاریابی
www.Modirno.org

جهت رزرو جلسه مشاوره مدیریتی با ما تماس بگیرید:
۰۲۱۲۶۲۴۸۷۷۹
۰۹۰۴۶۰۸۷۴۶۸

دفاتر ما:
تهران-نیاوران
گیلان-رشت
ارتباط با پشتیبانی: @modirno1
Download Telegram
#داستان_های_واقعی

🔴 استیو بالمر

سه تا از ثروتمندترین مردان جهان در شرکت مایکروسافت به نام‌های بیل گیتس، پل آلن و استیو بالمر بودند.
بیل گیتس با سن 52 سال و 58 میلیارد دلار در رده سوم و پل آلن دوست قدیمی بیل گیتس با 16 میلیارد دلار در رده چهل و یکم و استیو بالمر با 15 میلیارد دلار در رده چهل و سوم ثروتمندترین مردان جهان قرار دارد.
استیو بالمر از سال 2000 تا به حال رئیس اجرایی شرکت مایکروسافت بوده است.
استیو بالمر اولین فردی است که توسط سهامی که به عنوان یک کارمند دریافت کرده توانسته میلیاردر شود و آن هم از شرکتی که نه خود و نه خانواده‌اش تأسیس کننده آن نبودند.
در سال 2004 میلادی بالمر ثروتی با ارزش 12 میلیارد و 600 میلیون دلار داشته است و او نیز در رتبه یازدهم میلیاردرهای جهان قرار گرفت. او در 24 مارس سال 1956 در شهر صنعتی دترویت که در ایالت میشیگان واقع شده متولد شد. پدر او یک مهاجر سویسی آمریکا و مادرش به نام دورکین یک زن یهودی آمریکایی بود. بالمر با خواهرش در فارمینگتون هیلز جایی که پدرشان یکی از مدیران شرکت فورد بود بزرگ شد.
بالمر از همان دوران کودکی به مدیریت کردن به یک مجموعه علاقه زیادی داشت. او رهبری تیم بسکتبال را در مدرسه ای که درس می‌خواند را به عهده گرفت.
او در سال 1972 از مدرسه دترویت کانتری دی با نمره میانگین 4 فارغ التحصیل شد و به عنوان دانشجوی ممتاز شناخته شد. در امتحانات SAT نمره عالی 800 را به دست آورد و از دانشگاه هاروارد که بهترین دانشگاه آمریکا محسوب می‌شد بورس تحصیلی گرفت.
در سال اول ورود او به دانشگاه رابطه صمیمی با ثروتمندترین مرد جهان یعنی بیل گیتس در خوابگاه هاروارد به وجود آمد.
آن‌ها رابطه‌شان را تا بعد از ترک تحصیل از دانشگاه و تا راه اندازی شرکت مایکروسافت ادامه دادند. بالمر در هاروارد مدیر تبلیغاتی The Harvard Crimson, The Harvard Alvocate بود. او با کسب درجه عالی مدرک لیسانس در رشته ریاضی کاربردی و اقتصاد در سال 1977 از دانشگاه هاروارد فارغ التحصیل شد. بعد از آن او با عنوان دستیار مدیر تولید در شرکت procter & Camble کار کرد و پس از آن وارد دانشگاه Stanford Graduate school of Business شد تا مدرک فوق لیسانس خود را بگیرید.
اما بعد از یک سال به محض دعوت بیل گیتس از او برای کار در شرکت مایکروسافت از ادامه تحصیل منصرف شد. همانند بیل گیتس که دانشگاه را رها کرد، استیو نیز به درخواست بیل، استنفورد معروف را به شوق مایکروسافت رها کرد.
استیو بالمر در 11 جون سال 1980 به مایکروسافت ملحق شد. او سی‌امین کارمند مایکروسافت و اولین مدیر بازرگانی بود که توسط بیل گیتس استخدام شد. حقوق سالیانه او در آن زمان چیزی در حدود 50000 دلار بود و همزمان بخشی از سود سهام شرکت را نیز دریافت می‌کرد.
زمانی که مایکروسافت در سال 1981 به یک شرکت الحاقی تبدیل شد، بالمر چیزی حدود 8 درصد از سهام شرکت را در اختیار داشت.
در فاصله 20 سال بعد، بالمر هدایت و ریاست بخش‌های متعددی چون عملیات‌ها، توسعه سیستم عامل‌ها، فروش و پشتیبانی را عهده دار شد و به مرور توانست لیاقت و قدرت ریاست خود را به همگان ثابت کند. و سرانجام در ژانویه سال 2000 و با کنار رفتن بیل‌گیتس، زمامداری کل مجموعه مایکروسافت به عنوان مدیرعامل به استیو بالمر رسید. پس از انتصاب استیو بالمر به سمت جدید، قرار شد او اوضاع مالی شرکت را رفع و رجوع کند و گیتس همچنان بر بخش «نگرش فناورانه» نظارت داشته باشد.
سرانجام در سال 2009 بیل گیتس تصمیم به ترک کامل مایکروسافت گرفت و مدیریت کامل مایکروسافت را بر عهده استیو بالمر گذاشت. از همان هنگام او سعی کرد شعار معروف خود را «قدرت بخشیدن به مردم با نرم‌افزارهای عالی و درجه یک، هر زمان، هرکجا و روی هر دستگاهی» در مایکروسافت و میان کارکنانش نهادینه کند.
بارزترین خصوصیات بالمر که در این مدت بین کارمندان مایکروسافت شناخته شده است؛ روحیه فوق‌العاده پرانرژی و پشتکار حیرت‌انگیز اوست. وی همواره ادعا کرده کارمندان مایکروسافت را به چشم همکاران و شرکای کاری خود می‌نگرد و نه زیردستانش.

کانال «مدیران نواندیش»⬇️
@Modirno
۱۱ نقل قول که کمک می کند شادی را بیابید
🎯اگر شما هم مانند خیلی ها به دنبال یافتن شادی در زندگی روزمره تان هستید، با این مقاله همراه شوید👇
http://modirno.ir/s9BTK

«مدیران نواندیش»⬇️
@Modirno
#یک_نکته_یک_تغییر

اين كه بتونيم توي هر مذاكره،گفتگو يا بحثي پيروز بيرون بياييم، شايد بعيد نباشه اما كار آسوني هم نيست.
اما يه وقتايي كه داريم با يكي راجع به مسأله يا موردي تبادل نظر ميكنيم و طرف مقابل در حالتهاي(اصلا گوش ندادن، توجه نكردن، براش اهميت نداشتن) قرار داشت، ديگه گفتگو و صحبتتون رو ادامه نديد، چون داريد دچار هدر رفت انرژي و زمان ميشيد...
و شما مختاريد كه در هر نقطه اي از گفتگو قرار داريد، صحبت را كات كرده و با لبخندي مليح به اين گفتگوي بي فرجام پايان بديد...

کانال «مدیران نواندیش»⬇️
@Modirno
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نمایشی از قدرت lexus

خاص ترين كليپ هاي تبليغاتي و مديريتي

🚩https://telegram.me/joinchat/BnOYkjwt3bUr2iPiM_kdMg
🎯اینستاگرام مجموعه مدیران نواندیش
مجموعه ای از اینفوهای مدیریتی و انگیزشی👇👇

https://www.instagram.com/modirno.ir/

📢شاید یک جمله تجارتتان را متحول کند...

«مدیران نواندیش» ⬇️
@Modirno
📢شاید یک جمله تجارتتان را متحول کند...

«مدیران نواندیش» ⬇️
@Modirno
#آموزه_های_مدیریتی


🎯 گفتن اینکه کاری را انجام می دهید و بعد به تعهد خود پایبند نباشید، به راحتی اعتماد دیگران را نسبت به شما از بین می برد.(این مقوله در تمامی روابط شما صدق می کند)
لطفا به تعهدات خود قبل از اینکه مسئولیت انجامش را برعهده بگیرید فکر کنید و بعد آنها را قبول کنید. به همین دلیل هم به آنها تعهدات می گوییم.
💯 به خاطر داشته باشید که گرفتاری، دلیل موجه و قابل قبولی برای انجام ندادن کارها تا انتها نیست.
پس
هوشمندانه عمل كنيد🌺
✍️#علی_معبودی


🔴https://www.instagram.com/maboudi.ali/

📢شاید یک جمله تجارتتان را متحول کند...
🚩https://telegram.me/joinchat/BnOYkjwt3bUrbUOot7YYgw
سه گام اصلی دستیابی به مشتریان سودآور

🎯 با توجه به افزایش سرعت تغییرات در بازار و همچنین ورود بیش از پیش رقبا در بیشتر صنوف👇👇
http://modirno.ir/52pBR

«مدیران نواندیش»⬇️
@Modirno
#یک_نکته_یک_تغییر

خواسته ها رسیدنی و از بین رفتنی نیستند بلکه از خواسته ای به خواسته دیگر تغییر می یابند
بزرگ فکر گنید💪

«مدیران نواندیش»⬇️
@Modirno
📍برگزاري كارگاه هوش هيجاني و رهبري
اثربخش
مدرس: استاد علي معبودي

«مدیران نواندیش»⬇️
@Modirno
📢شاید یک جمله تجارتتان را متحول کند...

«مدیران نواندیش» ⬇️
@Modirno
#سخن_بزرگان

آندره ژید : چه کارهایی که می‌بایست بکنیم و هرگز نکردیم! برای اینکه به ملاحظاتی پایبند بودیم ، فرصتی مناسب را انتظار می‌کشیدیم ، تنبلی می‌کردیم و برای اینکه مدام به خود می‌گفتیم : چیزی نیست ، همیشه فرصت خواهیم داشت زیرا نمی‌دانستیم هر روزی که می‌گذرد بی جانشین و هر لحظه نایافتنی است تصمیم‌گیری ، تلاش و عشق‌ورزی را به وقتی دیگر وانهاده بودیم.

«مدیران نواندیش»⬇️
@Modirno
چه عواملی کسب و کار شما را نابود می کنند؟
🎯در این مقاله به چهار عملی توضیح می‌دهیم که باعث نابودی کسب و کارتان می‌شود👇🏻
http://modirno.ir/bdiZs

کانال «مدیران نواندیش» ⬇️
@Modirno
#یک_نکته_یک_تغییر

برای اولین بار 10 سالم بود که خانوادم منو کلاس شنا ثبت نام کردن
تابستون بود و به شدت شلوغ...
جلسه یکی مونده به آخرم بود که ما رو میخواست ببره 4متری
ترس وحشتناکي تمام وجودمو فرا گرفت
یکی یکی همه به نوبت میومدن جلوی استخر و مدل سوزنی میپریدن داخل آب
خیلی مقاومت کردم
هی پشت صف وایمیستادم تا بهم نرسه
و متاسفانه بهم رسید و خواستم امتناع کنم که مربي از پشت هولم داد توی آب و در حالت غرق شدن بودم که نجاتم دادنو اومدم بیرون
همون شد بعد از اون تا 10 سال بعدش هیچوقت پامو توی چهارمتری نزاشتم!
تا اینکه 10سال بعدش رفتم پارک آبی 
اونجا با یکی آشنا شدم و بعد از پي بردن به اصالتم که گیلانی بود گفت ای ول شما كه دريا دارين دیگه شناتون عالیه(البته شايد حرفش ربطي هم نداشت)
منو میبینی اونقدر بهم بر خورد که نگو و نپرس!
همون شد از همونجا با خودم عهد کردم که به محض رسیدن به رشت باید شنا رو کامل یاد بگیرم...
و اومدم و بلافاصله شنا رو شروع کردم و با ترس 10سالم مقابله کردم

همه رو گفتم تا به یه چیز برسم
اونم غیرته
یه وقتایی باید برای رسیدن به خواسته هامون، به رگ غیرتمون بر بخوره
باید متعصب بشیم
باید ضایع بشیم
باید به نقطه جوش برسیم
شاید اگه اونروز اون آدم منو متعصب نمیکرد و کل اصالتم رو زیر سوال نمیبرد، شاید هنوز که هنوزه، من شنامو کامل نمیکردم
پس بد هم نیست یه وقتایی یه چیزایی بهمون بربخوره...

«مدیران نواندیش»⬇️
@Modirno
📢شاید یک جمله تجارتتان را متحول کند...

«مدیران نواندیش» ⬇️
@Modirno
#داستان_های_واقعی

🔴 استیون پائول جابز

“استیون پل” کودک یتیمی بود که “پل” و “کلارا جابز” در ایالت کالیفرنیا سرپرستی او را برعهده گرفتند. کودک شرور و شیطانی که علیرغم تمامی بازیگوشی‌های کودکانه‌اش با دیگر همسن وسالانش تفاوت‌های بسیاری داشت. علاقه او به دستکاری لوازم الکتریکی اگر چه عصبانیت‌های شدید اطرافیان را در پی داشت، اما مواقعی نیز پدید می‌آمد که سبب حیرت دیگران گردد.
دوران مدرسه نیز با این شور و هیجان نسبت به ابزارآلات برقی سپری شد تا اینکه در سال ۱۹۷۲ از دبیرستان فارغ‌التحصیل شد و به دانشکده “Reed” در “پورتلند” قدم گذاشت. علاقه فراوان او به شرکت در سمینارهای الکترونیک در مکان‌های مختلف شهر سبب شد تا در همان ترم اول در کلا‌س‌های درس حاضر نشود و سرانجام از دانشگاه اخراج گردد.

از آنجا که در طول تابستان در یکی از کارگاه‌های الکترونیکی مشغول به کار شده بود، توانست دوستان خوبی در آنجا به دست آورد که “استفان وزیناک” از بهترین آنها به شمار می‌رفت و بعدها فعالیت‌های بسیاری را به همراه او انجام داد. مهمترین علتی که سبب علاقه شدید “استیو” به “وزیناک” گردید، دستگاه کوچکی بود که “وزیناک” ساخته بود. این دستگاه که نام آن را “blue box” گذاشته بودند به دستگاه تلفن متصل می‌شد و به صاحب آن این امکان را می‌داد که تماس‌های تلفنی خود را به طور رایگان انجام دهد.

در سال ۱۹۷۴ پس از ترک تحصیل از دانشگاه “استیو” در یک شرکت طراحی بازی‌های کامپیوتری تحت عنوان “آتاری” مشغول به کار شد. پس از گذشت چند ماه، توانست مبالغی پول پس‌انداز کند و برای یک دوره آموزش روح و روان راهی کشور هند شد.

اما در پاییز ۱۹۷۴ مجددا به کالیفرنیا بازگشت و به سراغ دوست قدیمی‌اش “وزیناک” رفت. از آنجا که دیگر از الکترونیک و ساخت و بررسی ابزارآلات الکترونیکی خسته شده بود، توانست دوست صمیمی‌اش را قانع کند که از این کار دست بردارد و هر دو به کمک هم اقدام به ساخت یک کامپیوتر شخصی نمایند.

پس از مدتی این دو دوست کوشا و خلاق توانستند در اتاق خواب “استیو” که از آن به عنوان کارگاه استفاده می‌کردند یک دستگاه کامپیوتر کوچک شخصی درست کنند و آن را به مغازه‌دار محله نشان دادند. مغازه‌دار که از دیدن آن بسیار متحیر و شگفت‌زده شده بود، به آنها سفارش ساخت ۲۵ دستگاه از این نوع را داد. اندکی بعد با مشورت یکی از دوستان دیگر که مدیر فروش یک کمپانی نه چندان بزرگ بود؛ تصمیم گرفتند، شرکتی بنا کنند و کار تولید این نوع کامپیوتر را آغاز نمایند.

با این تصمیم، هر دو هر چه داشتند فروختند و هزینه‌های اولیه تأسیس شرکت را فراهم کردند. به یاد روزهای خوش تابستان و بازی‌های کودکانه در میان درختان بر آن شدند تا نام شرکت تازه تأسیس و محصولاتش را “Apple I“- سیب- قرار دهند.

اولین سری کامپیوترهای کوچک خانگی تحت عنوان “Apple I” چنان سر و صدایی در جهان ارتباطات پدید آورد که نام جابز و وزیناک به سرعت در سراسر دنیا پراکنده شد و این فروش اولیه مبلغی معادل هفتصد و هفتاد و چهار هزار دلار سود برای این دو دربرداشت. در سال بعد نوع جدید و پیشرفته‌تر این کامپیوترها با نام “Apple II” به بازار فرستاده شد. اما هنوز برای رقابت با فروش “IBM” راه درازی در پیش داشت. از همین رو آنها تصمیم گرفتند تا به سراغ دوستان خبره اما گمنام خود در شرکت “آتاری” روند و از آنها کمک بجویند. در نتیجه این همکاری‌ها و یافتن تعدادی سرمایه‌گذار کلان، وضعیت “Apple II” به جایی رسید که در عرض سه سال با افزایش فروش ۷۰۰ درصد، سودی معادل ۱۳۹ میلیون دلار عاید آنها نمود.

جالب اینجاست که آن دو به این میزان پیشرفت نیز راضی نبودند. از همین رو نسل جدید محصولات خودرا تحت عنوان “Apple III” راهی بازار نمودند. سال‌های بعد با طراحی “Macintosh” شهرت “جابز” بیش از پیش شد و نام او را برای همیشه در صنعت و تکنولوژی جهان به ثبت رساند.

علیرغم تمام ثروت و شهرتی که از طریق “Apple” عاید “استیو” شده بود، تصمیم گرفت در سال ۱۹۸۵ از سمت خود کناره‌گیری کند و از کمپانی عظیمش فاصله گیرد. با این تصمیم چند سالی به تفریح و لذت از زندگی پرداخت اما عشق او به کار و خلق نوآوری هرگز رهایش نمی‌کرد، تا اینکه در سال ۱۹۸۹ با خود اندیشید که دوباره شرکت بزرگی همانند “Apple ” برپا کند و رهبری آن را برعهده گیرد و با تمام توان فکر خود را عملی سازد، کمپانی “Next step” پایه‌گذاری شد و تولید نسل جدیدی از کامپیوترهای خانگی را آغاز نمود. اما تلاش او در این زمینه دوام چندانی نیافت،

در سال ۱۹۹۳ بخش سخت‌افزاری “Next step” تعطیل شد و “جابز” تمام تمرکز خودرا بر روی بخش نرم‌افزاری آن نهاد. طراحی برنامه‌های نوین در عالم کامپیوتر دوباره “جابز” و “Next step” را بر سر زبان‌ها انداخت و سرمایه و شهرت بی‌شماری را از آن او ساخت.

کانال «مدیران نواندیش»⬇️
@Modirno
چگونه بهترین استراتژی را برای رسیدن به اهداف انتخاب می کنید؟

🎯 حتماً با انواع مختلف استراتژی آشنا هستید. استراتژی رهبری هزینه👇👇
http://modirno.ir/vZBd7

«مدیران نواندیش»⬇️
@Modirno