پارسال یه سالنامه برداشتم و همه چی رو اون تو یادداشت می کردم، نکات ویدئو های آموزشی که می دیدم، خلاصه مطالبی که می خوندم، خوشحالیام، دردودلام(کلی از صفحات سالنامه خیس اشک بود)، جملات انگیزشی، حتی کدهای انتخاب رشته ام و خلاصه نویسی های مصاحبه، چک لیست وسایل سفر و ....
دفتر یادداشت ارزشمندی بود، یه جورایی مثه دفترخاطرات می موند، هر صفحه اش منو می برد به همون روزی که نوشتمش، امشب تمام صفحاتش پر شد و من پاره اش کردم، تمام صفحات رو پاره کردم... نمی دونم چرا🤷🏻♀️
نمی دونم چرا اینجا در موردش میگم، ولی حس می کنم خشمم رو سر اون دفتر بیچاره خالی کردم.
دفتر یادداشت ارزشمندی بود، یه جورایی مثه دفترخاطرات می موند، هر صفحه اش منو می برد به همون روزی که نوشتمش، امشب تمام صفحاتش پر شد و من پاره اش کردم، تمام صفحات رو پاره کردم... نمی دونم چرا🤷🏻♀️
نمی دونم چرا اینجا در موردش میگم، ولی حس می کنم خشمم رو سر اون دفتر بیچاره خالی کردم.
❤9
اینقد این مدت سر خودم رو شلوغ کرده بودم واسه فرار از همه چیز که حد نداشت، وسط این شلوغی ها، درس و امتحان و پروژه و مقاله و کار و .... رو ول کردم و اومدم شمال😊
حس می کنم حقم بود بعد از این همه دغدغه و خستگی🙂↔️
حس می کنم حقم بود بعد از این همه دغدغه و خستگی🙂↔️
❤3
رفتم مغازه سالاد الویه بگیرم، دیدم فروشنده نیس، یه آقاهه بعد من اومد تو مغازه گفتم شما فروشنده این گفت نه😬گفتم وا پس کو فروشنده اش؟ یهو یکی از پشت دخل با نیش باز بلند شد گفت سلام😁 گفتم اِ وا چرا اونجا خودتو قایم کردی، بعد پرسیدم سالاد الویه کجاس؟ آدرس داد ولی اونجا نبود، بهش گفتم میشه خودتون بیاین چک کنید من چیزی نمی بینم، گفت اگه نبود و شما دست خالی از اینجا رفتین بیرون که من خودمو میکشم😂 خلاصه چک کرد و نبود، گفت الان خودم میرم واست میگیرم گفتم نمی خواد ولی یادت نره خودتو بکشی، گفت چشم حتما.
رفتم مغازه بعدی دیدم سالادش تا امشب تاریخ داره، گفتم نمیرم گفت نترس اگه خراب بود برگردونش، گفتم آخه مُردم که اون موقع، گفت خدا نکنه. گفتم پس دو تا سالاد بزار،گفت با سرعت داری پرواز می کنی سمت شهادت که😂 گفتم نه میخوام دوستمو همرام ببرم اون دنیا😀
دوستم(همکارم)که با هم اومدیم سفر می گفت تو بانمکی و اینجوری که با لبخند و روی گشاده می ری تو مغازه ها همه دوس دارن بخورنت، در عوض تو اداره مثه چی پاچه همه رو میگیری و همه ازت می ترسن، هیچ کس باور نمی کنه اون دختر پاچه پاره اداره چیقد گوگولی و نمکه جز من که دیدمت😂
رفتم مغازه بعدی دیدم سالادش تا امشب تاریخ داره، گفتم نمیرم گفت نترس اگه خراب بود برگردونش، گفتم آخه مُردم که اون موقع، گفت خدا نکنه. گفتم پس دو تا سالاد بزار،گفت با سرعت داری پرواز می کنی سمت شهادت که😂 گفتم نه میخوام دوستمو همرام ببرم اون دنیا😀
دوستم(همکارم)که با هم اومدیم سفر می گفت تو بانمکی و اینجوری که با لبخند و روی گشاده می ری تو مغازه ها همه دوس دارن بخورنت، در عوض تو اداره مثه چی پاچه همه رو میگیری و همه ازت می ترسن، هیچ کس باور نمی کنه اون دختر پاچه پاره اداره چیقد گوگولی و نمکه جز من که دیدمت😂
❤6🤣3
با توجه به قطعی اینترنت کلی غرهای نزده دارم که😂 یعنی باید اون غرها زده میشد که شما متوجه میشدین تو چه شرایطی پشت پا زدم به همه چی و رفتم سفر، شاید همین باعث شد این سفر بچسبه به جونم😁
خلاصه دوباره غر زدنام شروع شد😌 من موخوام برگردم شمال🥲
خلاصه دوباره غر زدنام شروع شد😌 من موخوام برگردم شمال🥲
❤3🐳1
اومدم خونمون، خسته و له ام😬
فردا باید برم سایت ویزیت دو تا پرونده کارشناسی، چن تا پرونده باز هم رو دستم مونده که باید این هفته نظرمو بدم، آخر هفته ارائه دارم واسه یکی از درسام، یه مقاله ام باید تا دو هفته دیگه بدم.🫥 خلاصه خیلی خیلی تحت فشارم این روزا.
دو هفته پیش رفتم کوه، که فرصت نکردم کوله کوه رو باز کنم هنوز.
یه هفته ام که شمال بودم و هنوز ساک سفر رو باز نکردم.
عملا زندگیم روی دور تنده، ولی من باید از پسش بربیام، راهی جز عبور ندارم.
فردا باید برم سایت ویزیت دو تا پرونده کارشناسی، چن تا پرونده باز هم رو دستم مونده که باید این هفته نظرمو بدم، آخر هفته ارائه دارم واسه یکی از درسام، یه مقاله ام باید تا دو هفته دیگه بدم.🫥 خلاصه خیلی خیلی تحت فشارم این روزا.
دو هفته پیش رفتم کوه، که فرصت نکردم کوله کوه رو باز کنم هنوز.
یه هفته ام که شمال بودم و هنوز ساک سفر رو باز نکردم.
عملا زندگیم روی دور تنده، ولی من باید از پسش بربیام، راهی جز عبور ندارم.
👍4
از حجم زیاد کار دوست دارم گریه کنم🥲🥲
الان لباس پوشیدم برم سایت ویزیت، عصری برمیگردم خونه🏢 و باید استارت درس و کار و پروژه و مقاله رو بزنم😬
دارم به پلن بی (شوگر ددی)فک می کنم. من پول زیاد می خوام و لش کردن، بدون کار کردن😕
الان لباس پوشیدم برم سایت ویزیت، عصری برمیگردم خونه🏢 و باید استارت درس و کار و پروژه و مقاله رو بزنم😬
دارم به پلن بی (شوگر ددی)فک می کنم. من پول زیاد می خوام و لش کردن، بدون کار کردن😕
👍2🐳1
مهندسی با موهای فر
از حجم زیاد کار دوست دارم گریه کنم🥲🥲 الان لباس پوشیدم برم سایت ویزیت، عصری برمیگردم خونه🏢 و باید استارت درس و کار و پروژه و مقاله رو بزنم😬 دارم به پلن بی (شوگر ددی)فک می کنم. من پول زیاد می خوام و لش کردن، بدون کار کردن😕
سایت ویزیت رو رفتم و کلی به خودم فحش دادم تو این گرما و شرایط سخت😬
ژست آدمای مستقل رو می گیرم که بله شرایط اکی هس و همچی خوبه ولی از درون نابودم نابود😕😕
ولی یه سوال ذهنم رو مشغول کرده این لایک بالایی یعنی برم سراغ پلن بی؟!
ژست آدمای مستقل رو می گیرم که بله شرایط اکی هس و همچی خوبه ولی از درون نابودم نابود😕😕
ولی یه سوال ذهنم رو مشغول کرده این لایک بالایی یعنی برم سراغ پلن بی؟!
👎4👍2🤣1