بر ما رقم خطا پرستی همه هست
بدنامی و عشق و شور و مستی همه هست
ای دوست چو از میانه مقصود تویی
جای گله نیست چون تو هستی همه هست
👤 مولوی
📘 دیوان شمس
❄️ @Misha_Words
بدنامی و عشق و شور و مستی همه هست
ای دوست چو از میانه مقصود تویی
جای گله نیست چون تو هستی همه هست
👤 مولوی
📘 دیوان شمس
❄️ @Misha_Words
❤1
میشا
گاهی، پرسیدن بیشتر، باور را سختتر میکند. عصر تازهای آغاز شده بود. انسان دیگر نمیخواست فقط بپذیرد. میخواست بفهمد، تجربه کند، بسنجَد. و از دل همین خواستن، شک سر برداشت. اما شک، همیشه دشمن ایمان نیست. شک، مثل زخم است؛ اگر رهایش کنی، چرک میکند. اما اگر…
این نظام بس زیبا از خورشید، سیارات و دنبالهدارها، جز با مشیت و فرمان وجودی هوشمند و توانمند نمیتوانست پدیدار شود.
👤 اسحاق نیوتن
📘 مقدمه کتاب اصول ریاضی
❄️ @Misha_Words
👤 اسحاق نیوتن
📘 مقدمه کتاب اصول ریاضی
❄️ @Misha_Words
❤1
ای خواجه خوش دامن، دیوانه تویی یا من
در کش قدحی با من، بگذار ملامت را
پیش از تو بسی شیدا، میجست کرامتها
چون دید رخ ساقی، بفروخت کرامت را
👤 مولوی
📘 دیوان شمس
❄️ @Misha_Words
در کش قدحی با من، بگذار ملامت را
پیش از تو بسی شیدا، میجست کرامتها
چون دید رخ ساقی، بفروخت کرامت را
👤 مولوی
📘 دیوان شمس
❄️ @Misha_Words
❤1
در عشق تو هر حیله که کردم هیچ است
هر خون جگر که بیتو خوردم هیچ است
از درد تو هیچ روی درمانم نیست
درمان که کند مرا که دردم هیچ است
👤 مولوی
📘 دیوان شمس
❄️ @Misha_Words
هر خون جگر که بیتو خوردم هیچ است
از درد تو هیچ روی درمانم نیست
درمان که کند مرا که دردم هیچ است
👤 مولوی
📘 دیوان شمس
❄️ @Misha_Words
❤1
میشا
❄️ @Misha_Words
فرو رفتم به دریایی که نه پای و نه سر دارد
ولی هر قطرهای از وی به صد دریا اثر دارد
👤 عطار
❄️ @Misha_Words
ولی هر قطرهای از وی به صد دریا اثر دارد
👤 عطار
❄️ @Misha_Words
❤1
ما نه سقراط، نه افلاطونیم
منطق و فلسفهی اکنونیم
هرچه همرنگ جماعت بشویم
باز هم وصلهی ناهمگونیم
👤 فاضل نظری
❄️ @Misha_Words
منطق و فلسفهی اکنونیم
هرچه همرنگ جماعت بشویم
باز هم وصلهی ناهمگونیم
👤 فاضل نظری
❄️ @Misha_Words
❤1
❤2
میشا
این نظام بس زیبا از خورشید، سیارات و دنبالهدارها، جز با مشیت و فرمان وجودی هوشمند و توانمند نمیتوانست پدیدار شود. 👤 اسحاق نیوتن 📘 مقدمه کتاب اصول ریاضی ❄️ @Misha_Words
علم بدون دین لنگ است و دین بدون علم نابینا.
👤 آلبرت اینشتین
📘 علم، فلسفه و دین: یک سمپوزیوم
❄️ @Misha_Words
👤 آلبرت اینشتین
📘 علم، فلسفه و دین: یک سمپوزیوم
❄️ @Misha_Words
گرچه میدانیم آخر سر به سر افسانهایم
پنبهها در گوش از خواب گران داریم ما
گرچه غیر از سایه ما را نیست دیگر میوهای
منت روی زمین بر باغبان داریم ما
گرچه صائب دست ما خالی است از نقد جهان
چون جرس آوازهای در کاروان داریم ما
👤 صائب
❄️ @Misha_Words
❤1
میشا
زندگی رسم خوشایندی است زندگی تجربه شب پره در تاریکی است زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد... 👤 سهراب سپهری 🍂 @Misha_Words
زندگی رسم خوشایندی است
زندگی سوت قطاری است
که در خوابِ پُلی میپیچد...
زندگی
دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست،
خبر رفتن موشک به فضا،
لمس تنهایی ماه...
👤 سهراب سپهری
❄️ @Misha_Words
زندگی سوت قطاری است
که در خوابِ پُلی میپیچد...
زندگی
دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست،
خبر رفتن موشک به فضا،
لمس تنهایی ماه...
👤 سهراب سپهری
❄️ @Misha_Words
اخلاق، آموزهای نیست که چگونه خود را خوشبخت کنیم؛ بلکه این است که چگونه شایستهی خوشبختی شویم.
👤 ایمانوئل کانت
📘 نقد عقل عملی
❄️ @Misha_Words
👤 ایمانوئل کانت
📘 نقد عقل عملی
❄️ @Misha_Words
میشا
«إنّ اللَّهَ لا ينظرُ إلى صُوَرِكُم ولا إلى أموالِكُم، ولكن ينظرُ إلى قلوبِكُم وأعمالِكُم» همانا خداوند به چهرهها و داراییهای شما نمینگرد، بلکه به دلها و کردارهای شما مینگرد. 👤 محمد پیامبر (ص) 🍂 @Misha_Words
پیرمردی در محله بود که همیشه انگار یک گام عقبتر میایستاد. اگر جمعی گرد سفره مینشست، او گوشهای مینشست که کمتر دیده شود. اگر دستی به کمک نیاز داشت، بیصدا جلو میرفت، کار را میکرد و پیش از آنکه کسی سپاسی بگوید، رفته بود.
کسی به چشمش نمیآورد، تا روزی که باران سختی گرفت و کوچه پر از آب شد. همه کنار ایوانها ایستاده بودند و غر میزدند. همان پیرمرد بیصدا پاچهها را بالا زد، جوی را باز کرد، و آب روان شد. نگاهها برگشت سمت او. هیچ نگفت، فقط لبهی عبایش را تکاند و رفت.
از آن روز، هرجا میآمد، دلها نرمتر میشد. انگار قامت خمیدهاش سنگینی آسمان را میکشید و همین، او را از همه بلندتر نشان میداد.
❄️ @Misha_Words
کسی به چشمش نمیآورد، تا روزی که باران سختی گرفت و کوچه پر از آب شد. همه کنار ایوانها ایستاده بودند و غر میزدند. همان پیرمرد بیصدا پاچهها را بالا زد، جوی را باز کرد، و آب روان شد. نگاهها برگشت سمت او. هیچ نگفت، فقط لبهی عبایش را تکاند و رفت.
از آن روز، هرجا میآمد، دلها نرمتر میشد. انگار قامت خمیدهاش سنگینی آسمان را میکشید و همین، او را از همه بلندتر نشان میداد.
❄️ @Misha_Words
❤1
مر ضعیفان را تو بیخصمی مدان
از نبی ذا جاء نصر الله خوان
گر تو پیلی خصم تو از تو رمید
نک جزا طیرا ابابیلت رسید
گر ضعیفی در زمین خواهد امان
غلغل افتد در سپاه آسمان
گر بدندانش گزی پر خون کنی
درد دندانت بگیرد چون کنی
چاه مظلم گشت ظلم ظالمان
این چنین گفتند جمله عالمان
هر که ظالمتر، چَهش با هولتر
عدل فرمودست بدتر را بَتَر
ای که تو از جاه ظلمی میکُنی
دان که بهر خویش چاهی میکَنی
گردِ خود چون کرم پیله بر مَتَن
بهر خود چَه میکَنی، اندازه کَن
👤 مولوی
📘 مثنوی
❄️ @Misha_Words
❤2
میشا
«لَا فَضْلَ لِي عَلَيْكُمْ إِلَّا بِوَاجِبٍ وُضِعَ فِي صَدْرِي… فَإِن صَلَحْتُ فَأَعِينُونِي وَإِن أَخْطَأْتُ فَأَقْوِمُونِي» من بر شما برتری ندارم، جز مسئولیتی که بر دوش من گذاشته شده؛ اگر درست عمل کردم یاریم دهید و اگر خطا کردم اصلاحم کنید. 👤 ابوبکر 🍀…
وقتی به خلافت رسید، نه جامهی نو پوشید و نه بر تختی نشست. روی پلهی مسجد ایستاد، دست بر سینه گذاشت و گفت: من هیچ برتری بر شما ندارم جز باری که بر دوشم نهادهاند. اگر راه را درست رفتم، یاریام کنید و اگر کج رفتم، مرا راست کنید.
مردم با تعجب به او نگاه میکردند. پیش از آن، فرمانروایی یعنی شکوه و قدرت. اما او خود را چون یکی از ایشان نشان داد؛ نه بلندتر، نه پایینتر. و گویی تنها فرقش مسئولیتی بود که پذیرفته بود.
از آن روز، هر سخن و هر گامش زیر نگاه مردم بود. او خوب میدانست قدرت، حصار نمیسازد، بلکه میدان را گشادهتر میکند تا نقدها و هشدارها در آن بپیچند.
❄️ @Misha_Words
مردم با تعجب به او نگاه میکردند. پیش از آن، فرمانروایی یعنی شکوه و قدرت. اما او خود را چون یکی از ایشان نشان داد؛ نه بلندتر، نه پایینتر. و گویی تنها فرقش مسئولیتی بود که پذیرفته بود.
از آن روز، هر سخن و هر گامش زیر نگاه مردم بود. او خوب میدانست قدرت، حصار نمیسازد، بلکه میدان را گشادهتر میکند تا نقدها و هشدارها در آن بپیچند.
❄️ @Misha_Words
میشا
زندگی رسم خوشایندی است زندگی سوت قطاری است که در خوابِ پُلی میپیچد... زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست، خبر رفتن موشک به فضا، لمس تنهایی ماه... 👤 سهراب سپهری ❄️ @Misha_Words
زندگی رسم خوشایندی است
زندگی شستن یک بشقاب است
زندگی یافتن سکه دهشاهی در جوی خیابان است
👤 سهراب سپهری
🌱 @Misha_Words
زندگی شستن یک بشقاب است
زندگی یافتن سکه دهشاهی در جوی خیابان است
👤 سهراب سپهری
🌱 @Misha_Words
این جهان پاک، خوابکردار است
آن شناسد که دلش بیدار است
نیکی او به جایگاه بد است
شادی او به جای تیمار است
چه نشینی بدین جهان هموار؟
که همه کار او نه هموار است
کُنِش او نه خوب و چهرش خوب
زشت کردار و خوب دیدار است
👤 رودکی
🌱 @Misha_Words
میشا
☘ @Misha_Words
هرچه انسان از درگیریهای اولیهی بقا فاصله میگیرد، لایههای عمیقتری مثل هنر، فرهنگ و اخلاق، معنا و زیبایی خودشان را نشان میدهند. و چقدر جالب که درست در همین ساحتها، فرهنگ و هنر ایرانی حرفهای زیادی برای گفتن دارد، تا جایی که بسیاری از مفاهیمی که امروز جوامع پیشرفته به تازگی و با زبان جدید به آنها میپردازند، در فرهنگ ما از صدها سال پیش حضور داشتهاند.
اما حیف.
حیف که ما اینهمه ریشهی قوی در فرهنگ، هنر و اخلاق داریم، اما آنطور که باید، رفاه، پول و قدرت همراهش نشده است.
شاید یکی از تلخیهای تاریخ همین باشد؛ اینکه وقتی جامعهای بیش از حد فرهنگی، اخلاقی، هنری، فروتن و لطیف میشود، از خوی خشن و درنده فاصله میگیرد. این از یک طرف نشانهی رشد است، اما از طرف دیگر میتواند آن جامعه را شکننده و آسیبپذیر کند.
و این اتفاق تلخی است که سالها پیش برای ما افتاد. ما ریشههای عمیق فرهنگی و هنری داشتیم، اما جوامعی که بیشتر با منطق جنگ، غارت و قدرت عریان جلو میآمدند، به ما حمله کردند، بر ما مسلط شدند و پس از آن نیز برای مدتی طولانی نگذاشتند آنطور که باید قد راست کنیم.
اما همانطور که دنیا یک روز علیه ما و روزی دیگر با ماست، خوشبختانه اوضاع در حال تغییر است و امروز میتوان نشانههایی از تغییر این چرخه را دید. البته چون خودمان در دل این زمانهایم، شاید سخت باشد باور کنیم که ایران در مسیر قدرتمند شدن است؛ چرا که در میانهی مسیر، اتفاقات کوچک به نظر میرسند و آدم بیشتر سختیها و ابهامها را میبیند تا شگفتیها را.
ما اکنون در یک مرحلهی گذاریم.
مرحلهای که هنوز سختی دارد، هنوز خستگی دارد، هنوز بینظمی و فشار دارد، اما در نهایت میتواند ما را به نقطهی تکامل برساند.
چه تکامل زیبایی میشود اگر کشوری هم فرهنگ و هنر و اخلاق داشته باشد، هم پول و رفاه و قدرت.
چه حیف که شاید عمرمان قد ندهد دوران شکوه کاملش را ببینیم؛ اما همین که در این مسیر ایستادهایم و آن را حس میکنیم هم لذتبخش است.
و شاید بتوان با این نقل معروف دل را خوش کرد که همواره مسیر، از مقصد هم زیباتر است.
☘ @Misha_Words
اما حیف.
حیف که ما اینهمه ریشهی قوی در فرهنگ، هنر و اخلاق داریم، اما آنطور که باید، رفاه، پول و قدرت همراهش نشده است.
شاید یکی از تلخیهای تاریخ همین باشد؛ اینکه وقتی جامعهای بیش از حد فرهنگی، اخلاقی، هنری، فروتن و لطیف میشود، از خوی خشن و درنده فاصله میگیرد. این از یک طرف نشانهی رشد است، اما از طرف دیگر میتواند آن جامعه را شکننده و آسیبپذیر کند.
و این اتفاق تلخی است که سالها پیش برای ما افتاد. ما ریشههای عمیق فرهنگی و هنری داشتیم، اما جوامعی که بیشتر با منطق جنگ، غارت و قدرت عریان جلو میآمدند، به ما حمله کردند، بر ما مسلط شدند و پس از آن نیز برای مدتی طولانی نگذاشتند آنطور که باید قد راست کنیم.
اما همانطور که دنیا یک روز علیه ما و روزی دیگر با ماست، خوشبختانه اوضاع در حال تغییر است و امروز میتوان نشانههایی از تغییر این چرخه را دید. البته چون خودمان در دل این زمانهایم، شاید سخت باشد باور کنیم که ایران در مسیر قدرتمند شدن است؛ چرا که در میانهی مسیر، اتفاقات کوچک به نظر میرسند و آدم بیشتر سختیها و ابهامها را میبیند تا شگفتیها را.
ما اکنون در یک مرحلهی گذاریم.
مرحلهای که هنوز سختی دارد، هنوز خستگی دارد، هنوز بینظمی و فشار دارد، اما در نهایت میتواند ما را به نقطهی تکامل برساند.
چه تکامل زیبایی میشود اگر کشوری هم فرهنگ و هنر و اخلاق داشته باشد، هم پول و رفاه و قدرت.
چه حیف که شاید عمرمان قد ندهد دوران شکوه کاملش را ببینیم؛ اما همین که در این مسیر ایستادهایم و آن را حس میکنیم هم لذتبخش است.
و شاید بتوان با این نقل معروف دل را خوش کرد که همواره مسیر، از مقصد هم زیباتر است.
☘ @Misha_Words