دربارهی جشنوارهی Red Sea International Film Festival میخوندم، رویدادی که در سالهای اخیر سروصدای زیادی در دنیای سینما به پا کرده و به سرعت داره به یکی از قطبهای سینمایی خاورمیانه تبدیل میشه چون در عربستان برگزار میشه. اینجا چند نکتهی کوتاه دربارهش مینویسم.
داشتن سالن سینما و تماشای عمومی فیلم در عربستان کاملاً ممنوع بود! اما با معرفی پروژهی «چشمانداز ۲۰۳۰» توسط محمد بن سلمان و هدفِ کاهش وابستگی اقتصاد به نفت، فضا کاملاً عوض شد. در ۲۰۱۹ بنیاد جشنواره تأسیس شد و اولین دورهش اواخر ۲۰۲۱ در منطقهی تاریخی شهر بندری جده برگزار شد.
عربستان برای رقابت سریع با جشنوارههای معتبر، بودجههای کلانی خرج کرده، فقط در پنجمین دوره (دسامبر ۲۰۲۵) حدود ۱۵ میلیون دلار هزینه شد و ستارههایی مثل جانی دپ، ویل اسمیت، هالی بری، وین دیزل و سلمان خان روی فرش قرمز جده حضور داشتن. در کنارش با برنامههایی مثل «زنان در سینما» و حضور آزاد زنان سینماگر، از جشنواره به عنوان ویترینی برای نمایش اصلاحات اجتماعی استفاده میکنه.
خیلی از روزنامهنگارها و نهادهای حقوق بشری این رویداد رو یک پروژهی کلاسیک سفیدشویی فرهنگی میدونن. منتقدها میگن عربستان با دعوت از سلبریتیها و پرداخت پولهای کلان، تلاش میکنه توجه رسانهها رو از سوابق حقوق بشری، برخورد با منتقدان سیاسی و آمار بالای اعدام منحرف کنه. در مجموع، جشنوارهی دریای سرخ داستان کشوریه که تصمیم گرفته با قدرت سرمایه و هنر سینما، تصویر سنتی گذشتهش رو پاک کنه و خودش رو به عنوان پایتخت جدید سرگرمی و فرهنگ در خاورمیانه تثبیت کنه.
پینوشت: دوست دارم بدونم وضعیت این رویداد در سالهای آینده با توجه به جنگ اخیر به کجا میرسه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1👌1
به جا مانده از پنالتی خراب شدهی نروژ در برابر فرانسه.
این روزهای جام جهانی جز بازیهای ایران که با ایرانیهای اینجا دور هم دیدیم، چندتا بازی بهخصوص رو هم پیش اومد تو جمعهای پابلیک ببینم که یکیش این بازی مرحله گروهی بود.
البته ترکیب که اومد بیرون مشخص شد بازی جدی نیست، نروژ عملا تیم دومش رو بازی داده بود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3
YouTube
آخرین و جدید ترین اخبار سینمای جهان درهفته اول تیر ماه 1405
توی این ویدیو قراره با هم تمام اتفاقات و رویدادهای مهمی که در یک هفته گذشته اتفاق افتادن رو بررسی کنیم
از سریال جدید تا جدیدترین خبرها از سلبریتی ها
از این ویدیو هر جمعه از کانال فیلمباز منتشر میشه
از سریال جدید تا جدیدترین خبرها از سلبریتی ها
از این ویدیو هر جمعه از کانال فیلمباز منتشر میشه
باکسآفیس این هفته عملاً برای Toy Story 5 بود. انیمیشن جدید پیکسار فقط در سه روز اول ۳۱۲ میلیون دلار در سراسر جهان فروخت (۱۶۰ میلیون دلار فقط در آمریکای شمالی) و همزمان چند رکورد مهم رو شکست، بزرگترین افتتاحیهی مجموعهی Toy Story، بزرگترین افتتاحیهی تاریخ پیکسار و بزرگترین افتتاحیهی سال ۲۰۲۶ تا این لحظه. جالب اینکه با وجود این فروش زیاد، امتیازهای منتقدها کمی پایینتر از استاندارد همیشگی پیکسار بود، اما تماشاگرها با CinemaScore نمرهی A به فیلم دادن و به نظر میرسه مسیر رسیدن به فروش میلیارد-دلاری براش همواره.
طرف دیگهی ماجرا برعکس بود. Supergirl که قرار بود شروع خوبی برای ادامهی DCU باشه، حدود ۳۸ میلیون دلار در افتتاحیهی آمریکای شمالی و ۶۸ میلیون دلار در جهان فروخت، رقمی که حتی از پیشبینیهای اولیه هم پایینتر بود و باعث شد مدیرهای DC بگن فیلم به انتظارات تجاری نرسیده. در همین بین، فیلمهای کمهزینه مثل Obsession و Backrooms همچنان به فروش خوبشون ادامه میدن و نشون میده این روزا ایدههای تازه و بودجههای پایین، از بلاکباسترهای چندصد میلیون دلاری هم موفقتر عمل میکنن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
بعضی وقتها بابت اتفاقات خاصی از تفاوتهای مشهود تجربه ریسرچم در آمریکا با تجربیات ایران دوست دارم بنویسم، هر بار هم که شروع به نوشتن میکنم به این نتیجه میرسم قابل مقایسه نیستن. در واقع مقایسهی عادلانهای نیست. سطح امکانات خیلی متفاوته، دغدغهها فرق میکنه، فاند و پول اینجا خیلی بیشتره، ارزشگذاری روی خروجی نیست و خب دانشجو/استاد ایرانی هم با توجه به شرایط خاصی که در اون قرار داره تصمیمات منطقی میگیره، اینطوری نیست تصمیمات غیرمنطقی گرفته بشه.
اما خب این تجربهی منحصر به فرد Rebuttal سابمیت کردن رو دوست دارم بنویسم. این مورد شاید قابل مقایسه باشه تا حدی.
بعضی کنفرانسهای فیلد من بعد از review اولیه به درصدی از مقالات (معمولا ۴۰ درصد) که به مرحلهی بعدی راه یافتن مهلت discussion با reviewerها و پاسخ دادن به concernهاشون رو میدن. این پروسه هم anonymous هست و reviewها مشخص نیست از سمت چه اشخاصی نوشته شده.
اینجا Rebuttal نوشتن با نوشتن متن اصلی مقاله تفاوت محسوسی پیدا میکنه. باید به سوالات reviewerها جواب داد، از contribution مقاله دفاع کرد و اگر مشکل valid هم پیدا شده، اشاره به حلش کرد و بیان کرد که در نسخهی نهایی اصلاح میشه. دارم سعی میکنم خیلی ساده توضیح بدم، یکم کلا context به context معانی متفاوتی پیدا میکنند هر کدوم ازین مفاهیم.
چند سال قبل و برای چند مقاله قدیمی که باید Rebuttal مینوشتیم در ایران، یادمه به سختی draft نزدیک به ددلاین نهایی میشد و یک pass کوتاه روی متن میرفتیم، سابمیت میکردیم و معمولا اعتماد به نفس بالایی داشتیم که reviewer متن ما رو بخونه امتیازش رو میبره بالا.
اینجا برای مقاله خودم انتظار مشابهی داشتم. ددلاین Rebuttal امشب بود (در واقع ۲ ساعت دیگه)، و reviewها هم ۳ روز پیش release شد.
خلاصه میکنم، از لحظهای که reviewها ایمیل شده، با co-author دوم کار هر کدوم ۳ تا نسخهی متفاوت پاسخ به reviewها نوشتیم، ۴ تا جلسه داشتیم و روزی تقریبا ۸ ساعت روی متن کار شد. نهایتا نسخه نهایی رو امشب جمعبندی کردیم و با تلاش فراوان به word limit کنفرانس رسوندیم. حالا اما چرا انقدر زیاد زمان گرفت کاری که قبلا شاید ۲ ساعته انجام میشد؟ این سوال خودم هم هست، چون به نظرم این حجم زیاد کار لزوما به بهبود متن و خروجی کمکی نمیکرد، البته که باعث میشد عمق کار بیشتر بشه ولی مثلا یکی از نسخههایی که نوشته بودیم دیروز انقدر خلاصه و polish شده بود که سوالات اصلی تو متن گم شده بودن، و خب انگار دچار overthink شده بودیم نسبت به دیدگاه ۴ تا reviewer مقاله.
جوابی که برای این سوال یافتم این بود که مسیر از هدف اینجا مهمتر بود انگار، یعنی پروسهی فکر کردن به دیدگاه reviewerها، تلاش برای جواب دادن بهشون، دوباره iterative انجام همین کار تا وقتی که به یک نقطهی مناسب برسیم، مسیری بود که درست بود انجامش، در حالی که قبلا فقط رسیدن خروجی مهم بود، یعنی هر زمانی که متن آماده بشه و سوالات پاسخ داده بشه، اما خب مسیر مهم نبود، اینکه آیا به همهی سوالات فکر شده، از دید reviewer متنها خونده شده، از شخص بیرونی خواسته شده تا فیدبک بده، تلاشی برای بهبود contribution در اون بازهی سابمیشن اولیه تا زمان ریلیز reviewها انجام شده یا نه و موارد مشابه.
با این جمعبندی این متن رو تموم کنم که این تجربیات خیلی نتیجهی خاصی رو در لحظه برام به همراه ندارن که بگم مسیر مهمتر از هدف هست و یا برعکس، هنوز خیلی زوده برای نتیجهگیری، صرفا این تجربهی خاص جزو معدود مواردی بود که میتونستم با تجربیات قدیمی در یک ترازو قرار بدم و مقایسه کنم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌6
YouTube
اپیزود ۲۶: Venture Capital چیست؟ چطور بعضی استارتاپها میلیونها دلار سرمایه میگیرند؟
در قسمت بیستوششم پادکست «توسی»، صالح و مهرزاد از استنفورد و هاروارد سراغ دنیای سرمایهگذاری خطرپذیر میروند؛ همان صنعتی که پشت رشد شرکتهایی مثل گوگل، فیسبوک، اسپیساکس و بسیاری از استارتاپهای بزرگ جهان بوده است. در این گفتوگو، از معنای سرمایهگذاری خطرپذیر،…
این ویدیو، اپیزود ۲۶ پادکست 2See بود؛ گفتوگوی مهرزاد سجادی و صالح دادخواهیپور دربارهی Venture Capital، از معنی پایهایش تا ریاضیات صندوقها، جذب سرمایه، شتابدهندهها و وضعیت ایران.
بهانهی اپیزود، جذب سرمایهی ۷۵ میلیارد دلاری SpaceX با ارزشگذاری ۱.۸۸ تریلیون دلاره. سوال اصلی اینه که چرا شرکتی که هنوز خصوصی مونده و محصول روزمرهی مستقیم به مردم نمیفروشه، انقدر ارزش داره؟
سه دلیل اصلی مطرح میشه: اقتصاد آیندهی فضا، از استخراج منابع ماه و مریخ تا انتقال دیتاسنترها به خارج از جو زمین؛ ایدهی چندسیارهای کردن انسان بهعنوان بیمهی عمر تمدن؛ و حل مسئله با First Principles، مخصوصا با موشکهای چندبارمصرف که هزینهی پرتاب رو شدیدا پایین آوردن. امروز هم Starlink یکی از پولسازترین بخشهای SpaceX شده.
میگن که VC یعنی سرمایهگذاری روی استارتاپهای نوپا، پرریسک و معمولا تکنولوژیک. فرقش با وام بانکی اینه که بانک اصل پول و سودش رو در هر حال میخواد، ولی VC در ازای پول، سهام میگیره. اگر استارتاپ شکست بخوره، پولش میسوزه؛ اگر رشد انفجاری کنه، سودش میتونه چندصد برابر بشه.
همونطور که والاستریت نماد بورسه، Sand Hill Road کنار استنفورد نماد جهانی سرمایهگذاری خطرپذیره. این صنعت فقط نتیجهی چند سرمایهگذار باهوش نیست؛ محصول یک اکوسیستمه: دانشگاههای قوی، سرمایههای بزرگ، قوانین مناسب، مهاجرهای نخبه، فرهنگ ریسک و شبکهی آدمها.
در ادامه میگن که VCها پولشون رو از LPها میگیرن؛ مثلا صندوقهای بازنشستگی یا دانشگاهها. چون این سرمایهگذارها میتونن با ریسک کمتر در بورس سالی ۸ تا ۱۰ درصد بگیرن، از VC انتظار بازده خیلی بالاتر دارن؛ حدود ۳۰ درصد سالانه.
مثال مهرزاد این بود: یک صندوق ۲۰ میلیون دلاری اگر به ۲۰ استارتاپ، هرکدوم ۱ میلیون دلار بده، برای رسیدن به بازده مورد انتظار باید بعد از ۱۰ سال حدود ۲۷۶ میلیون دلار برگردونه. چون اکثر استارتاپها شکست میخورن، یکی دو تا شرکت باید کل صندوق رو نجات بدن. برای همین VC دنبال شرکت «خوب» نیست، دنبال شرکتیه که شاید ۱۰۰ یا ۴۰۰ برابر رشد کنه.
اول Pre-Seed و Angel Round هست؛ پولهای اولیه از فرشتههای سرمایهگذار، دوستان و خانواده. بعد Seed میاد، وقتی تیم و محصول اولیه جدیتر شده. بعدش Series A, B, C هستن؛ جایی که شرکت برای رشد سریع، مارکتینگ، استخدام و گرفتن بازار، دهها میلیون دلار سرمایه جذب میکنه.
برای پیدا کردن سرمایهگذار میشه از Crunchbase و PitchBook استفاده کرد. اما نکتهی مهم اینه که سرمایهگذارها رو Tier بندی کنید و از اول سراغ بهترین گزینهها نرید. اول با درجه ۳ها جلسه بذارید، فیدبک بگیرید، پیچدک رو بهتر کنید، بعد برید سراغ VCهای اصلی.
۹۰ درصد جوابها «نه» خواهد بود، پس کارآفرین باید از نظر روانی آماده باشه. کافی هم هست یک Lead Investor پیدا بشه؛ کسی که Term Sheet بده و بقیه سرمایهگذارها پشت سرش وارد بشن.
میگن که Pitch Deck باید ۱۰ تا ۱۵ اسلاید باشه، ولی فقط عدد و نمودار نیست؛ کارآفرین باید قصهگو باشه. بعدش Term Sheet میاد؛ شامل بندهایی مثل Vesting سهام بنیانگذار، حق حضور در هیئتمدیره، دسترسی به اطلاعات مالی و Liquidation Preference. آخر بازی هم Exit هست: یا شرکت فروخته میشه، یا IPO میکنه.
جمعبندیشون دربارهی ایران اینه: پتانسیل بالا، اجرای ضعیف. بازار ۸۰ میلیونی، اینترنت و موبایل فراگیر و نیروی انسانی قوی داریم، ولی سه مشکل بزرگ هست: نبود سرمایهگذاران نهادی بزرگ، نبود مسیر خروج مطمئن، و مهمتر از همه قطع ارتباط با جهان.
تحریم، فیلترینگ، اختلال اینترنت، انحصار و ریسکهای سیاسی باعث میشه سرمایه که ذاتا ترسوئه، وارد این فضا نشه. برای همین استارتاپهای ایرانی از یک طرف بهخاطر نبود رقیب خارجی رشد میکنن، ولی از طرف دیگه سقف رشدشون محدود به مرزهای ایران میمونه.
و خلاصه که VC فقط پول دادن به استارتاپ نیست؛ ترکیبیه از ریسک، شبکه، روایت، حقوق، اقتصاد و آیندهنگری. وقتی اکوسیستم درست کار کنه، از دلش SpaceX و OpenAI درمیاد؛ وقتی کار نکنه، حتی ایدههای خوب هم به سقف کوتاه بازار محلی میخورن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5
YouTube
اتفاقات پشت صحنه انیمیشن داستان اسباب بازی - Toy Story
توی این ویدیو قراره بریم سر وقت تمام اتفاقاتی که موقع ساخته شدن انیمیشن داستان اسباب بازی افتادن
از تلاش برای تاسیس شرکت پیکسار تا همکاری با دیزنی
از تلاش برای تاسیس شرکت پیکسار تا همکاری با دیزنی
این ویدیو از کانالِ Filmbaz رو میدیدم، دربارهی مسیرِ پرفراز و نشیبِ ساختِ «داستان اسباببازی» و شکلگیریِ استودیوی پیکسار. این انیمیشن اولین فیلمِ بلندِ تماما کامپیوتریِ تاریخِ سینما بود که عملا به دوران انیمیشنهای سنتی دیزنی پایان داد. اینجا چند نکتهی جالبش رو مینویسم.
و خلاصه که ترکیبِ این چالشهای فنی با اون فلسفهی معروفِ پیکسار، یعنی «احساساتِ انسانی هیچوقت پیر نمیشن»، باعث شد یکی از موندگارترین فرنچایزهای تاریخ ساخته بشه. اگه عاشقِ پیکسارید، این ویدیو خلاصهای از تاریخچهی پیکسار رو نشون میده.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5
ناراحتکنندهست که فوتبالیستهایی که بچگی بازیشون رو میدیدیم تک به تک دارن از جام حذف میشن و دورانشون به پایان رسیده. رونالدو هم بدون قهرمانی جام جهانی فوتبالش تموم میشه. باورش سخته مخصوصا بعد از اینکه یورو ۲۰۱۶ رو بردن انتظار داشتم جام جهانی رو هم بتونن ببرن که خب نشد دیگه.
آمارش در جامهای جهانی رو داشتم میدیدم، اینجا خلاصهای ازشون مینویسم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔3
این ویدیو از کانال Bplus Podcast رو میدیدم، دربارهی اینکه چرا ارتش در بعضی کشورها برای دههها قدرت رو قبضه میکنه و چرا در بعضی دیگه بالاخره به پادگان برمیگرده. برای این کار سرنوشتِ متفاوتِ دو کشور رو مقایسه میکرد: پاکستان و کره جنوبی. اینجا چند نکتهی جالبش رو مینویسم.
منظور از «دولت عمیق» همون هستهی سختِ قدرته که با تغییرِ دولتها یا حتی بازنویسیِ قانون اساسی سرِ جاش میمونه. حالا اگر این هسته «نظامی» باشه چی؟ چه چیزی باعث میشه ارتش دههها در رأس بمونه، و چطور ممکنه یک ارتشِ قدرتمند از سیاست دست بکشه؟
ارتش پاکستان در عمرِ کمتر از ۸۰ سالهی این کشور ۳ بار کودتای موفق کرده و حتی نخستوزیر منتخب رو اعدام کرده امروز فرماندهی ارتش قدرتی بیشتر از نخستوزیر داره جالب اینکه در شکستِ بزرگِ ۱۹۷۱ (تجزیهی کشور و تشکیلِ بنگلادش و اسارتِ ۹۰ هزار نظامی) هم بهجای عقبنشینی، تیترِ «پیروزی در همهی جبههها» زدن.
۱. پر کردنِ خلأ نهادی: بعد از استقلال (۱۹۴۷)، پاکستان احزاب و دیوانسالاریِ کارآمد نداشت و ارتش که میراثِ منظمِ استعمار بریتانیا بود، تنها ساختارِ منسجمِ کشور شد
۲. ایدئولوژیِ هویتی: ارتش با تعریفِ «تهدیدِ وجودیِ دائمی از سوی هند» خودش رو تنها پاسدارِ بقای کشور معرفی کرد و تا ۷۰ درصدِ بودجه رو بلعید
۳. امپراتوریِ اقتصادی: نظامیگری در پاکستان یک طبقهی اجتماعیِ مجزاست؛ بنیادهای نظامی (مثلِ فوجی) از بازارِ کود و سیمان تا بانکداری و خطوطِ هوایی رو قبضه کردن و افسرهای بازنشسته مدیرعاملِ این بنگاههای معاف از مالیات میشن
نقطهی شروع شبیهِ پاکستان بود: ۱۹۶۱ ژنرال پارک با کودتا قدرت رو گرفت و ۲۵ سال با سرکوبِ خشن حاکم بود. ولی اوایلِ دههی ۹۰ نهتنها دولتِ غیرنظامی مستقر شد، بلکه دو رئیسجمهورِ نظامیِ سابق محاکمه و به حبسِ ابد و اعدام محکوم شدن.
۱. معماریِ پول: کمکهای آمریکا مستقیم به دولت داده میشد، نه ارتش. پس ارتش از نظرِ بودجهای زیرمجموعهی دولت بود نه یک نهادِ مالیِ مستقل
۲. نبودِ شرکتداریِ مستقیم: ارتش بهجای تأسیسِ کارخانه، از شرکتهای خانوادگیِ بزرگ (چایبولها مثلِ سامسونگ و هیوندای) حمایت کرد، این شرکتها شریکِ ارتش بودن ولی ساختارِ مستقل داشتن
۳. ایدئولوژیِ عملگرا: توجیهِ حضورِ ارتش «توسعهی اقتصادی» بود نه رسالتِ مقدس، و وقتی ثابت شد توسعه بدونِ سرکوب هم ممکنه، این بهانه فرو ریخت
بقای حکومتِ نظامی رو به یک آرمیچر با سه سیمپیچ تشبیه میکنه: قدرتِ سیاسی، ایدئولوژیِ توجیهی، و امپراتوریِ اقتصادی. در پاکستان هر سه سیمپیچ کاملا به محورِ ارتش جوش خورده؛ ولی در کره، سیمپیچِ اقتصادی (چایبولها) با گره خوردن به بازارهای جهانی مسیرش رو جدا کرد و سیمپیچِ ایدئولوژی هم با موفقیتِ جامعهی مدنی باطل شد، پس آرمیچر از کار افتاد.
پیامِ نهایی اینه که برای پیشبینیِ خروجِ نظامیان از قدرت، نباید فقط به حجمِ اعتراضاتِ خیابانی نگاه کرد؛ بلکه باید پرسید: آیا اقتصاد در انحصارِ مستقیمِ ارتشه یا شرکای مستقلی هست که شکافِ منافع پیدا کنن؟ و آیا روایتِ حکومت «هویتی/مقدس» است (که شکست رو نمیپذیره) یا «توسعهگرا» (که با شواهدِ عینی ابطالپذیره)؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2
دیروز بازی نروژ و انگلیس در یک چهارم نهایی جام جهانی فوتبال بود. خود بازی که ۲-۱ شد و قشنگ هم بود، اما بیرون زمین هم داستانهای جالبی داشت.
یکیش این بود که هواپیمایی بریتانیا و نروژ هفتهی پیش شرطبندی کردن که هر تیمی شکست خورد باید به مدت ۲۴ ساعت لوگوی هواپیمایی کشور مقابل روی صفحهی Instagramش قرار بگیره.
نتیجهی شرط رو میتونید در عکس مشاهده کنید.
عکس صفحهی Instagram هواپیمایی Norwegian Air هست.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊3
YouTube
آخرین و جدید ترین اخبار سینمای جهان درهفته دوم تیر ماه 1405
توی این ویدیو قراره با هم تمام اتفاقات و رویدادهای مهمی که در یک هفته گذشته اتفاق افتادن رو بررسی کنیم
از سریال جدید تا جدیدترین خبرها از سلبریتی ها
از این ویدیو هر جمعه از کانال فیلمباز منتشر میشه
از سریال جدید تا جدیدترین خبرها از سلبریتی ها
از این ویدیو هر جمعه از کانال فیلمباز منتشر میشه
کانالِ فیلمباز یک ویدیوی جمعبندی گذاشته از داغترین اخبار و حواشی سینما و سریالهای هفتهی پیش. اینجا چند نکتهی جالبش رو مینویسم.
تریلرِ قسمت چهارمِ مرد عنکبوتی فقط در یک روز به ۵۰۰ میلیون بازدید رسید. دلیلِ اصلیِ این انفجار هم حضورِ ۲۰ ثانیهایِ لیونل مسی تو تیزر بود که بابتش ۱۵ میلیون دلار دستمزد گرفت. البته بازیِ ضعیفِ مسی خودش سوژهی کاربرها شد.
مشخص شد که الیوت پیج برخلافِ شایعات نقشِ آشیل رو بازی نمیکنه، بلکه یکی از همراهانِ اودیسیوسه. نکتهی جالبتر اینکه نولان اکرانِ خصوصی برای اینفلوئنسرها و تیکتاکرها رو ممنوع کرده تا تبلیغاتِ دهانبهدهانِ کاذب شکل نگیره. بنده خدا چندین ماه بابت تیزر قبلی فحش خورده بود، چون از نظر جسمی به شخصیت آشیل نمیومد :)
اسنوپ داگ گفته بهخاطرِ تورمِ بالای آمریکا، حقوقِ ۴۰ هزار دلاریِ فردی که تخصصش «پیچیدنِ سیگار» براشه رو افزایش داده!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3
به جا مانده از بازی فوقالعاده خستهکنندهی نیمه نهایی اول جام جهانی، اسپانیا - فرانسه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6💔2
YouTube
Jimmy Kimmel Is Not Who You Think He Is
A twenty-seven year investigation into the gap between Jimmy Kimmel's carefully constructed moral brand and the documented record that's been sitting in plain sight the entire time.
******
🎶 Where I Get My Music:
► Epidemic Sound - https://share.epide…
******
🎶 Where I Get My Music:
► Epidemic Sound - https://share.epide…
این ویدیو مستند ۳۵ دقیقهای با عنوان «جیمی کیمل آن کسی نیست که میگوید» دربارهی جیمی کیمل، مجریِ سرشناسِ تلویزیون آمریکاست. مستندی (احتمالا از سمت راستهای آمریکا) که نشون میده فردی که خودش رو وجدانِ اخلاقیِ تلویزیون معرفی میکنه، در طولِ این سالها کارنامهای پر از زنستیزی، نژادپرستی، شوخیهای خطرناک و استانداردهای دوگانه داره. اینجا خلاصهی ویدیو رو مینویسم، هر چند لزوما claimهای ویدیو درست هم نیست، ولی جالبه.
حرفِ نهاییِ ویدیو اینه که دیزنی سالها چون کیمل براش «یک گاوِ شیرده و تریبونِ سیاسیِ تضمینشده» بوده، تاوانِ اخلاقیهاش رو پرداخته؛ ولی حوادثِ ۲۰۲۶ ثابت میکنه که دیگه مخاطب و نهادهای قانونی حاضر به پذیرشِ این «مصونیتِ شرکتی» نیستن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
YouTube
اطلاعاتی که قبل از دیدن فیلم ادیسه نولان باید بدانید - The Odyssey 2026
توی این ویدیو یه نگاهی میندازیم به داستان هیجان انگیز ادیسه
قراره با هم بریم به اعماق تاریخ
تا ببینیم دنیا در زمان یونان باستان چه شکلی بوده
اطلاعاتی که با دونستنش از فیلم لذت بیشتری میبرید
قراره با هم بریم به اعماق تاریخ
تا ببینیم دنیا در زمان یونان باستان چه شکلی بوده
اطلاعاتی که با دونستنش از فیلم لذت بیشتری میبرید
این ویدیوی Filmbaz درباره چیزهایی بود که قبل از دیدن The Odyssey کریستوفر نولان باید بدونیم. چون ادیسه فقط داستان یک قهرمان گمشده تو دریا نیست، ادامه جنگ Troy هست، یک دنیای کامل از پادشاهیهای کوچک، سوگندهای سیاسی، خدایان حسود و آدمهایی که فکر میکردن پیروز شدن، ولی تازه بعد از پیروزی بدبختیشون شروع شد.
اینجا اودیسیوس یک راهحل سیاسی میده، همه خواستگارها سوگند بخورن که هر کسی انتخاب شد، بقیه ازش دفاع کنن. همین سوگند بعدا دردسرساز میشه. وقتی پاریس، شاهزاده تروا، هلن رو میبره، پادشاهیهای یونانی طبق همون سوگند مجبور میشن متحد بشن و به تروا حمله کنن.
جنگ تروآ قرار بود کوتاه باشه، ولی ده سال طول کشید. دیوارهای تروا نمیشکست، هزاران نفر کشته شدن، قهرمانهای دو طرف از بین رفتن و همزمان تو خود یونان هم بازی قدرت ادامه داشت، چون خیلی از پادشاهها سالها از خانه دور بودن.
اما بعد از پیروزی، یونانیها هر کاری که نباید میکردن انجام دادن. معبدها رو غارت کردن، به مکانهای مقدس بیاحترامی کردن، اسیرها رو کشتن و خدایان ازشون عصبانی شدن. برای همین بازگشت فرماندهها تبدیل شد به نفرین. بعضیها مردن، بعضیها دیر رسیدن، بعضیها گم شدن. اودیسیوس هم یکی از همینها بود.
🙅🏼 ادیسه از همینجا شروع میشه، از نتیجه چیزی که اولش پیروزی به نظر میرسید. اودیسیوس بعد از ده سال جنگ، باید برگرده خونه، ولی راهش تو دریا گم میشه. سفرش فقط سفر جغرافیایی نیست، یک جور آزمون اخلاقیه. باید از غرور، وسوسه قدرت، لذت، جاودانگی و خشم خدایان رد بشه تا بفهمه اصلا لایق برگشتن به خانه هست یا نه.
یک نکته مهم دیگه هم روایت غیرخطی داستانه. یعنی اگر تو فیلم ببینیم پسر اودیسیوس بزرگ شده و بعد داستان برگرده عقب، صرفا بازی زمانی نولان نیست. خود ادیسه هم از اول یکی از روایتهای پیشگام غیرخطی بوده. قصه از جایی شروع میشه که سالها از گم شدن اودیسیوس گذشته و بعد کمکم میفهمیم چه اتفاقهایی افتاده.
و خلاصه که ادیسه فقط داستان «یک مرد که میخواد برگرده خونه» نیست. داستان اینه که پیروزی چه هزینهای داره، غرور با آدم چی کار میکنه و قهرمانی که با زیرکی جنگ رو برده، چطور باید یاد بگیره از خودش هم عبور کنه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2
YouTube
آخرین و جدید ترین اخبار سینمای جهان درهفته سوم تیر ماه 1405
توی این ویدیو قراره با هم تمام اتفاقات و رویدادهای مهمی که در یک هفته گذشته اتفاق افتادن رو بررسی کنیم
از سریال جدید تا جدیدترین خبرها از سلبریتی ها
از این ویدیو هر جمعه از کانال فیلمباز منتشر میشه
از سریال جدید تا جدیدترین خبرها از سلبریتی ها
از این ویدیو هر جمعه از کانال فیلمباز منتشر میشه
این ویدیوی Filmbaz مثل هفتههای قبل یک مرور تند روی خبرهای سینما و تلویزیون بود، ولی چند خبرش بیشتر از بقیه میچسبید، مخصوصا اکران و واکنشهای اولیه The Odyssey کریستوفر نولان، نامزدیهای امی و چند حاشیه عجیب از دنیای سلبریتیها.
نکته جالب اینه که همزمان انتقاد هم هست. بعضیها از روایت درهم، زبان امروزی و فاصله گرفتن از حال و هوای کلاسیک ایراد گرفتن. خود نولان هم ظاهرا گفته هدفش کلاس درس تاریخ نبوده، میخواسته فیلم برای مخاطب امروز زنده و سرگرمکننده باشه. همین تصمیم احتمالا یکی از بحثهای اصلی فیلم میشه، اینکه یک اسطوره باستانی رو باید چقدر وفادارانه ساخت و چقدر آزادانه.
خبر مهم بعدی نامزدیهای امی بود. The Pitt با ۲۵ نامزدی در بخش درام جلو افتاده و Hacks هم با ۲۴ نامزدی در کمدی حسابی قدرتنمایی کرده. جالبتر برای ما حضور سپیده معافی بین نامزدهای بازیگر مکمل بود. از اون طرف Apple TV هم با سریالهایی مثل Pluribus و Widow's Bay خوب دیده شده و رقابت امسال امی ظاهرا فقط بین اسمهای قدیمی نیست.
یکی از خبرهای آیندهدارتر هم بازیگر AI بود. همون ایدهای که یک بازیگر کاملا ساختهشده با هوش مصنوعی، برای فیلم قرارداد ببنده. داستان فیلم هم درباره رباتیه که میخواد مثل آدمها خاطره بسازه. این خبر کمی ترسناک و کمی کنایهآمیزه، سینما دارد فیلمی درباره مصنوعی بودن میسازه، با بازیگری که خودش مصنوعیه.
آخرهای ویدیو هم طبق معمول حاشیههای سلبریتیها بود، از ازدواج و عکسهای میلیوندلاری تا حرفهای عجیب میلی بابی براون درباره زندگی قبلی. این بخشها شاید سینمایی به معنی جدی کلمه نباشن، ولی نشون میدن صنعت سرگرمی فقط فیلم و سریال نیست. یک ماشین عظیم توجهه که از لباس و طلاق و شایعه تا تناسخ و گیشه، همهچیز رو تبدیل به خبر میکنه.
و خلاصه که این هفته خبرهای سینما هم پر از فیلمهای بزرگ بود، هم پر از نشانههای آینده. یک طرف نولان با اسطوره چند هزار ساله، یک طرف امی و تلویزیون جدید، یک طرف بازیگر AI و اون طرف حاشیههای همیشگی هالیوود. سینما هنوز همون جاییه که هنر، پول، تکنولوژی و نمایش اجتماعی به هم میرسن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3
YouTube
Joe Rogan Experience #2526 - JD Vance
JD Vance is the Vice President of the United States, a Marine Corps veteran, former U.S. Senator from Ohio, and author. His latest book, “Communion: Finding My Way Back to Faith,” is available now.
https://www.harpercollins.com/products/communion-j-d-vance…
https://www.harpercollins.com/products/communion-j-d-vance…
این اپیزود Joe Rogan با JD Vance از اون گفتوگوهای طولانی و شلوغیه که از UFC تو کاخ سفید شروع میشه، میره سمت کالیفرنیا و رسانه و مذهب، بعد یکدفعه میرسه به ایران، اپستین، UFO، سوسیالیسم، اتحادیه کارگری و مهاجرت. خلاصه کردنش سخت بود، چون بیشتر از اینکه یک بحث منظم باشه، شبیه گردش چندساعته تو ذهن راستگرایی آمریکاییه.
نکته جالب این بخش این بود که هر دو تقریبا قبول داشتن اقتصاد توجه، سیاست و رسانه رو به سمت واکنشسازی برده. یک نفر چیزی میگه که میدونه خشم تولید میکنه، بعد همان خشم باعث دیده شدنش میشه. یعنی حتی اعتراض به حرف هم بخشی از مدل تبلیغاتیه.
بعد بحث رفت سمت شکل خطرناکتر دین سیاسی، مثلا اون گزارشی که ادعا میکرد یک فرمانده نظامی بمباران ایران رو بخشی از نقشه الهی و مقدمه بازگشت مسیح معرفی کرده. ونس این مدل نگاه آخرالزمانی رو تایید نکرد و گفت اگر خودش آنجا بود، ترمز میکشید. این بخش برای من جالب بود، چون حتی داخل راست مذهبی آمریکا هم یک شکاف هست بین ایمان شخصی و استفاده آخرالزمانی از سیاست خارجی.
اینجا به تندروهای آمریکایی هم حمله کرد، مخصوصا اونهایی که میگن نباید با ایران مذاکره کرد. میگفت اگر مذاکره نکنیم، دقیقا پیشنهاد جایگزین چیه؟ اینکه تا ابد بمباران کنیم؟ به نظرش نیروی نظامی فقط وقتی معنی داره که هدف روشن داشته باشه، نه اینکه بزنی تا شاید یک اتفاق خوب بیفته.
آخرهای گفتوگو دوباره برگشتن به اقتصاد داخلی، جوانها و سوسیالیسم. ونس میگفت اگر به نسل جوان مالکیت، خانه و حس آینده ندی، طبیعیه بره سمت ایدههای سوسیالیستی. از نگاهش، مشکل فقط فرهنگ نیست، ساختار اقتصادی هم برای خیلیها قفل شده. بعد همین رو وصل کرد به مهاجرت، اتحادیههای کارگری و قدرت چانهزنی کارگرها. استدلالش این بود که مهاجرت ارزان و گسترده، دست شرکتها رو برای پایین نگه داشتن دستمزدها باز میذاره.
و خلاصه که این اپیزود یک تصویر فشرده از راست جدید آمریکاست، راست مذهبی، ضد رسانه، ضد مهاجرت، بدبین به نخبگان، اما همزمان ضد جنگ بیپایان و تا حدی طرفدار کارگر. با همه تناقضهاش، چیزی که ازش درمیاد اینه که سیاست آمریکا دیگه فقط چپ و راست قدیمی نیست، ترکیبیه از نمایش، خشم، مذهب، اقتصاد طبقه کارگر و بیاعتمادی عمیق به هر نهادی که اسمش نهاد باشه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3
فینال جام جهانی ۲۰۲۶، اسپانیا - آرژانتین. تعداد زیاد طرفدارهای اسپانیا جالب بود، فکر میکردم اکثرا مثل بازیهای قبلی طرفدار آرژانتین باشن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4