گاه‌نامه
376 subscribers
190 photos
31 videos
203 links
We're here for a purpose.

گاه‌نوشته‌های من رو این‌جا می‌بینید. پیام‌های کانال نظم از پیش تعیین‌شده ندارن، درباره‌ی دغدغه‌های خودم می‌نویسم. در حال حاضر PhD می‌خونم در دانشگاه UCI آمریکا و ۲۴ سالم هست.
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
😀 به وقت تولد ۲۴ سالگی

روزی که گذشت تولد ۲۴ سالگیم رو جشن گرفتم و وارد ۲۵ سالگی شدم. امسال متفاوت‌ترین سال زندگیم بود، پر از اتفاقات در کشورمون با این تفاوت که این بار از نزدیک نمی‌دیدم‌شون و از اطرافیان می‌شنیدم و دنبال می‌کردم، چالش‌های آکادمیک، فضای ریسرچ و زندگی به عنوان یک مهاجر.

خیلی زود هم گذشت، سال‌های قبلی خیلی سخت‌تر و با دردسرهای بیشتری می‌گذشت.

بزرگ‌ترین چیزی که یاد گرفتم امسال این بود که انجام دادن اون کار boring بیشترین میزان reward رو داره در مقایسه با تمام کارهای دیگه و باید به انجام کارهای boring عادت کرد.

پی‌نوشت: ویدیو از مسابقه والیبال امشبه، روز دوم شروع ترم بود و یک تورنومنت کوچیک والیبال برگزار شد. باختیم متاسفانه، اما این دفاع رو تور تو روز تولد ۲۴ سالگیم رفت در خاطرات.


🟢 @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤15👌4
⭐️ آدم امن یعنی جایی برای خود واقعی

📌 تعریف ساده
آدم امن کسیه که پیشش لازم نباشه نقش بازی کنی. می‌تونی از ترس، شرم، خشم، ضعف یا گیجیت حرف بزنی و نگران قضاوت فوری، سوءاستفاده بعدی یا لو رفتن حرفت نباشی.

آدم امن قرار نیست همه مشکل‌ها رو حل کنه، نقش اصلیش امن نگه داشتن حضور تو وقتی آسیب‌پذیری هست.


🧩 چرا مهمه
امنیت دو لایه داره، جسمی و روانی. امنیت روانی یعنی یک نفر ظرفیت شنیدن تو رو داشته باشه، حرفت رو علیهت استفاده نکنه، با درد تو مسابقه نذاره، و ازت نسخه سریع نسازه. تراپیست، پارتنر یا دوست قدیمی می‌تونن آدم امن باشن، ولی هیچ‌کدوم خودکار این نقش رو نمی‌گیرن.

🧠 چطور ساخته می‌شه
آدم امن فروشی نیست. معمولا باید دوطرفه ساخته شه. اول خودت برای دیگری امن باشی، مرز نگه داری، راز نگه داری، وسط حرف نپری، و قبل از نصیحت بپرسی طرف از تو شنیدن می‌خواد یا راه‌حل. بعد هم نیازت رو واضح بگی، مثلا الان قضاوت نمی‌خوام، فقط کنارم باش.

🔗 https://x.com/Loc0m0/status/1586913185726013441

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤝4👌1
🌟 برنامه‌ی Involvement Fair دانشگاه ما

💬 هر سال موقع شروع سال جدید و اومدن ورودی‌ها، یک برنامه‌ی بزرگی وسط پارک دانشگاه ما برگزار می‌شه به اسم Involvement Fair. داستان اینه کلاب‌ها و گروه‌های دانشجویی میان غرفه می‌زنند، به معرفی کار خودشون می‌پردازن، برنامه‌ی سال آتی‌شون رو می‌گن و عضو جذب می‌کنند.

🟢 پارسال خیلی ذوق داشتم برای این برنامه و بهم خوش گذشت. هر غرفه هم یک برنامه‌ی جالبی داشت و معمولا یک بازی هم داشتن که اگر می‌بردی جایزه می‌دادن. این جایزه‌ها متنوع بود، از تی‌شرت و ماگ، تا خودکار و سر سوئیچی و هدیه‌های کوچیک.

💬 حالا انقدر تعداد این انجمن‌ها هم زیاده که بخش‌بخش براساس موضوع دور و بر پارک پخش هستن. انجمن‌های مذهبی یک طرف، کلاب‌های رقص یک طرف، گروه‌های علمی یک طرف، ورزشی یک طرف دیگه، فرهنگ و ملیت‌ها هم هر کدوم انجمن خودشون رو دارن (از جمله ایران)، موسیقی، سیاست، فیلم و حتی بعضا انیمه‌ها و سریال‌های خفن هم هر کدوم یک کلاب مجزا دارن.

💬 بعد برنامه‌هاشون واقعا جذابه. مثلا پارسال چندتا غرفه پیش اومد با PSP و لپ‌تاپی که گذاشته بودن بازی کنیم و یا یک حرکت فیزیکی نیاز باشه بزنیم برای اون مسابقه‌ی مخصوص‌شون. امسال که زمان کمتری رفتم ازین مسابقه‌های چند سوالی به تورم خورد که سوالات‌شون مربوط به کلاب خودشون بود.

اینا رو گفتم به چی برسم؟ به این‌که واقعا جوّ دانشجویی undergrad زنده‌ای داره این‌جا، و چقدر هر سری با ایرانی‌های این‌جا صحبت می‌کنیم غم می‌گیریم که این فضای دانشجویی تو کارشناسی دانشگاه‌های ایران وجود نداشت و نداره. این‌جا هر کلاب undergrad تا ۱۲ هزار دلار می‌تونه سالانه بودجه بگیره برای برگزاری رویداد و eventهای مختلف، حتی برای یک شب برنامه می‌تونن تا این مقدار بودجه بگیرن و این عدد برای کلاب‌های gradها هم ۲ هزار دلار هست. از همه مهم‌تر کافیه شما شوق انجام کاری رو داشته باشید، این‌که اون کار توسط شما انجام نشه فقط مشکل شماست، وگرنه شرایط واقعا فراهمه. حالا مقایسه کنیم با وضعیت ما در ایران، گذشته‌ای که بود و آینده‌ی تا حدی قابل پیش‌بینی.


✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔9🦄1
⭐️ انتخاب پارتنر یعنی احساس به اضافه تناسب

🟢 ایده‌ی ویدیو
بزرگ‌ترین اشتباه در انتخاب شریک زندگی اینه که صرفا بر اساس احساس و عشق تصمیم بگیریم.

📌 پیش‌زمینه
آرش تقوی می‌گه احساس برای شروع رابطه لازمه، اما انتخاب بلندمدت باید جداگانه بررسی شه. دوست داشتن باعث می‌شه یک نفر ارزش شناختن پیدا کنه، ولی صلاحیت زندگی مشترک با معیارهای واقعی سنجیده می‌شه.

احساس چراغ شروعه، ولی تصمیم بلندمدت باید با تناسب‌های واقعی چک شه.


🧩 معیارهای قابل بررسی
تناسب چند لایه داره. ویدیو روی شخصیت، هیجان، رابطه جنسی، سطح اجتماعی، اقتصاد، تحصیلات، سن و فرهنگ تاکید می‌کنه. حتی یک آدم با موقعیت عالی هم ممکنه برای تو پخته، آماده یا سازگار نباشه. باید به معیارها وزن بدی، چون بعضی چیزها مثل امنیت هیجانی و ظرفیت گفت‌وگو ضریب بالاتری از عنوان شغلی یا هیجان اولیه دارن.

🧠 خطای رایج
گاهی رابطه زیادی بزرگ دیده می‌شه چون تو تصویر آیندت رو روی اون آدم می‌سازی، یا زخم‌های رابطه قبلی باعث شده چیزهایی مثل پرخاشگر نبودن یا سرد نبودن رو بیش از حد ارزش‌گذاری کنی. سؤال خوب اینه که آینده‌ای که با این آدم می‌بینی چقدر روی شواهد واقعی بنا شده. رابطه خوب فقط حس خوب نمی‌خواد، مدیریت خود، مدیریت اختلاف و ظرفیت دیدن واقعیت هم می‌خواد و چه بسا این‌ها مهم‌تر باشن از پایه‌های ابتدایی تشکیل رابطه.

🔗 https://www.youtube.com/watch?v=WpIqiR3U2OM

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2👌1🦄1
💬 تولد

😀 اگر بهتون زنگ زدن گفتن باتری ماشین‌مون خوابیده و نیاز به کابل باتری به باتری داریم، گفتید کابلش رو ندارید، گفتن باشه بیا کمک حالا کمک نیاز داریم، گفتید بیام چیکار، گفتن بیا حالا با هم یک کاریش می‌کنیم،

💬 ۹۰ نه، ۱۰۰ درصد بدونید داستان ساختگیه.

📍 و اگر همون بازه تولدتون بود، بدونید قراره برای تولد سوپرایزتون کنند.

منتها اینش مهم نیست، بدونید دوستان خوبی هم دارید و قدرشون رو بدونید که ازین آدم‌ها سخت می‌شه پیدا کرد ❤️

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤35😇2
⭐️ داستان s=52 آخر لینک‌های X

📌 اصل ماجرا
وقتی از داخل X لینک یک post رو share می‌کنید، آخر URL گاهی s=52 یا t=...&s=52 میاد. خود post با handle/status/id باز می‌شه، پس اون tail برای نمایش محتوا لازم نیست و بیشتر attribution می‌سازه.

در mapping پیدا شده از JavaScript خود Twitter، کد s=52 یعنی لینک از app آیفون و مسیر Telegram share ساخته شده. چند نمونه نزدیکش هم اینه، کد s=46 یعنی iPhone copy، کد s=19 یعنی Android copy، کد s=20 یعنی web copy. اگر t هم کنار s باشه، X یک token مبهم برای ربط دادن shareهای یک session داره.

پشت لینک تمیز، محتوای اصلی فقط path پسته. هر چیزی بعد از علامت سؤال معمولا برای analytics، attribution یا رفتار محصوله.


🧩 مقایسه کوتاه
این خانواده رو همه جا می‌بینید. utm_source و utm_campaign به Analytics می‌گن ترافیک از کدوم campaign اومده. gclid رو Google Ads برای ربط دادن click به conversion اضافه می‌کنه. si در YouTube نقش share identifier داره و t.co در X یک redirect layer برای click count و safety check می‌سازه. برای clean sharing، معمولا می‌تونید t و s رو از لینک X پاک کنید و خود post همچنان باز می‌شه.

🔗 https://dfir.blog/unfurl-parsing-twitter-mastodon-linkedin/

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌2😇2
⭐️ مسیر Christopher Nolan از محدودیت تا کنترل

📌 شروع سخت
ابتدای ویدیو Nolan رو آدمی نشون می‌ده که برای فیلم‌های کوتاه باید دوربین دانشگاه قرض می‌گرفت و آخر هفته‌ها کار می‌کرد. در UCL با Emma Thomas آشنا شد، فیلم‌های قدیمی رو برای انجمن فیلم اکران می‌کرد، و با کارهایی مثل script coverage خودش رو به صنعت نزدیک می‌کرد.

بخش مهم مسیر Nolan اینه که محدودیت مالی کم‌کم تبدیل شد به زبان سینمایی خودش.


🧩 امضای روایی
فیلم Following غیرخطی شد چون پول و زمان کم بود و اگر صحنه‌ای حذف می‌شد، قصه نباید می‌شکست. فیلم Memento هم با ایده Jonathan Nolan درباره anterograde amnesia ساخته شد و همون خرابی حافظه رو به فرم فیلم تبدیل کرد. بعد از موفقیتش، Nolan و Emma Thomas شرکت Syncopy رو ساختن تا پروژه‌ها اول زیر چتر خودشون شکل بگیرن و بعد با studioها مذاکره کنن.

🧠 کنترل بزرگ‌تر
فیلم Batman Begins با ایده واقع‌گرایانه کردن Bruce Wayne شروع شد. فیلم The Dark Knight با IMAX ریسک فنی بزرگی کرد و بعد از موفقیتش حتی بحث اسکار بهترین فیلم رو تکون داد. بعدتر Tenet قربانی کرونا و دعوای Warner شد، ولی Oppenheimer با Universal برگشت و بالاخره Oscar بهترین فیلم و کارگردانی رو برای Nolan آورد. درس ویدیو اینه که creative control با reputation، ساختار شرکت و تحمل سال‌ها محدودیت ساخته می‌شه.

و خلاصه این می‌شه که می‌رسیم به یکی از خفن‌ترین کارگردان‌های دنیا که تیم خودش رو همیشه داره و کسی هم جرئت دخالت در کارش رو نداره.

🔗 https://www.youtube.com/watch?v=wJFnx55CrYI

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5😇1
🔻 فرق XR، VR، AR و MR به زبان ساده

تو مقالاتی که می‌خونم اخیرا، حس می‌کنم در متن بعضی وقت‌ها این فضاها رو به اشتباه به جای هم استفاده می‌کنند و یا می‌تونن بهتر استفاده کنند. مثلا خیلی پیش میاد به جای XR، از VR استفاده کنند و یا به جای MR از AR. یک متنی برای توضیح هر کدوم می‌نویسم، شاید برای شما هم جالب باشه.


۱. واقعیت گسترده (Extended Reality = XR) یک اصطلاح چتری هست که همه‌ی فناوری‌های زیر رو در بر می‌گیره.

۲. واقعیت مجازی (Virtual Reality = VR) یعنی دنیای کاملاً ساختگی، هدست VR می‌زنید و دیگه دنیای واقعی رو نمی‌بینید و در محیط دیجیتال غرق می‌شید.

۳. واقعیت افزوده (Augmented Reality = AR) یعنی دنیای واقعی به‌علاوه‌ی عناصر دیجیتال روی اون. مثل بازی پوکمون‌گو یا فیلترهای اینستاگرام، بدون تعامل واقعی با محیط.

۴. واقعیت آمیخته (Mixed Reality = MR) یعنی دنیای واقعی و دیجیتال با هم. اشیای مجازی در محیط واقعی قرار می‌گیرن و واقعا با اون تعامل دارن.

🍏 جمع‌بندی در چند خط، ساده
واقعیت مجازی (VR) = همه‌چیز مجازی هست
واقعیت افزوده (AR) = دیجیتال روی واقعی، بدون تعامل
واقعیت آمیخته (MR) = دیجیتال و واقعی با تعامل واقعی
واقعیت گسترده (XR) = واژه‌ی کلی که روی همه‌ی این‌ها سایه انداخته، به اصطلاح، umbrella term

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌3❤2😇1
⭐️ برگرکینگ چطور وارد بازی FIFA 20 شد

📌 ایده اصلی
برگرکینگ به جای اسپانسرینگ تیم‌های چند ده میلیون دلاری، سراغ تیم Stevenage FC رفت، تیمی در سطح چهارم فوتبال انگلیس. چون FIFA 20 کیت تیم‌های licensed رو مثل دنیای واقعی نمایش می‌داد، لوگوی Burger King با هزینه خیلی پایین‌تر وارد بازی شد.

در واقع برند به جای خرید attention گرون، جایی رو پیدا کرد که attention هنوز درست قیمت‌گذاری نشده بود.


🧩 حرکت بعدی
کمپین Stevenage Challenge از گیمرها می‌خواست در Career Mode با Stevenage بازی کنن، ستاره‌هایی مثل Messi و Ronaldo رو بخرن، گل بزنن، clip رو online بگذارند و جایزه Burger King بگیرند. در چند ساعت، شبکه‌های اجتماعی پر شد از تصویر ستاره‌های فوتبال با پیراهن Stevenage و لوگوی Burger King.

🧠 نتیجه بازاریابی
کمپین کمی بیشتر از دو هفته اجرا شد و طبق WPP بیش از ۲۵ هزار گل با Stevenage تو social media منتشر شد. پیراهن خانگی Stevenage هم برای اولین بار در تاریخ باشگاه sold out شد. مارکتینگ‌شون واقعا next level بود، جایی رو پیدا کردن که قانون سیستم اجازه می‌ده با هزینه کوچک وارد سطح بزرگی از توجه بشید و بهترین استفاده رو ازین فرصت کردن.

🔗 https://www.wpp.com/en/case-studies/david-madrid-stevenage-challenge

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌5😇3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💬 Golden Gate Bridge

📍 California, San Francisco

💬 سن‌فرانسیسکو توریستی‌ترین شهر آمریکا بود که رفتم در این یک سال و خرده‌ای. پر بود از توریست‌های اروپایی و خیابون‌های شیب‌دار.

🟢 جای پارک اصلا نبود، پر از club بود و حس هنری بودن می‌دادن فضاهای مختلفش. احساس می‌کردم جزو اقلیت غیرهنرمند شهر هستم و اکثر افراد یک کار مرتبط به Art، موسیقی و سینما دارن انجام می‌دن اون‌جا.

💬 فوق‌العاده باد میومد و برخلاف South California که عموما گرمه، هوا واقعا سرد بود و بدون کاپشن سخت می‌شد تحمل کرد. البته خیلی هم سرد نبود، ولی واقعا نسبت به Irvine متفاوت بود.

💬 @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤10😇1
⭐️ چرا بحث‌هامون هیچ‌وقت تموم نمی‌شن؟

این ویدیوی Bplus درباره اینه که چرا بحث‌های سیاسی، مذهبی و ارزشی معمولا به نتیجه نمی‌رسن. چرا وقتی با یکی مخالفیم، خیلی سریع می‌گیم این یا بی‌سواده، یا شست‌وشوی مغزی شده، یا اصلا نمی‌فهمه. در حالی که شاید مشکل از مدل ذهنی ما درباره بحث کردنه.

🔻 ایده اصلی از جاناتان هایت و کتاب ذهن درستکار میاد. ما فکر می‌کنیم اول با استدلال به یک نظر می‌رسیم و بعد اگر لازم شد ازش دفاع می‌کنیم. ولی هایت می‌گه خیلی وقت‌ها برعکسه. ما اول با شهود، حس، غریزه و هویت‌مون به یک نظر نزدیک می‌شیم، بعد عقل و استدلال میاد براش دفاعیه می‌نویسه.

یعنی خیلی وقت‌ها ما قاضی یا دانشمند نیستیم، وکیلیم. یک حکمی از قبل تو ذهن‌مون صادر شده، حالا داریم براش دلیل می‌تراشیم.

📍 استعاره معروف هایت هم همین‌جاست، فیل و فیل‌سوار. فیل، شهود و احساس و غریزه ماست. فیل‌سوار، عقل و استدلال ماست. از دور ممکنه فکر کنیم فیل‌سوار داره مسیر رو تعیین می‌کنه، ولی اگر خود فیل نخواد جایی بره، فیل‌سوار هر چقدر هم افسار بکشه فایده نداره.

برای همین وقتی با کسی سر مذهب، سیاست، بازار آزاد، حقوق زن یا هر موضوع داغ دیگری بحث می‌کنیم، اگر فقط با منطق و دلیل حمله کنیم، معمولا به همون دیوار همیشگی می‌خوریم. چون طرف مقابل فقط با فیل‌سوارش نیومده. فیلش هم وسط گفت‌وگوست.

💬 نکته مهم‌تر اینه که این فقط درباره طرف مقابل نیست. ما هم همین‌طوری‌ایم. خیلی راحت فکر می‌کنیم مشکل از اون یکیه، ولی خود ما هم خیلی وقت‌ها اول حس می‌کنیم، بعد دلیل میاریم. برای همین بحث‌ها بیشتر شبیه جنگ می‌شن تا گفت‌وگو. هر کسی دنبال نقطه ضعف حرف طرف مقابله که حمله کنه، نه دنبال فهمیدن اینکه اصلا طرف از کجا داره میاد.

بندری آخر ویدیو می‌گه برای خودش بازی رو عوض کرده. امتیاز گفت‌وگو رو گذاشته روی بهتر فهمیدن، نه بهتر جواب دادن. یعنی به جای اینکه منتظر باشه طرف یک جمله بگه و اون سریع حمله کنه، تلاش می‌کنه بهتر بشنوه. این تغییر ساده به نظر میاد، ولی واقعا سخت‌ترین بخش گفت‌وگو همینه.

و خلاصه که شاید خیلی از بحث‌های ما به نتیجه نمی‌رسن چون داریم با قسمت اشتباه آدم‌ها حرف می‌زنیم. خیال می‌کنیم با چند تا دلیل قوی می‌شه نظر کسی رو عوض کرد، ولی تا وقتی نفهمیم فیل طرف مقابل از چی می‌ترسه، به چی حساسه و چی براش مقدسه، فقط داریم روی کاغذ برنده می‌شیم، نه تو خود گفت‌وگو.


🔗 https://youtu.be/ImHBZ01VE50

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌4❤3😇1
⭐️ انتشار همزمان ۷۲۲ مقاله‌ی ریاضی توسط OpenAI

این هفته OpenAI روز ۶ اکتبر یک ریپوی گیت‌هاب از ۳۷۲ خانواده نتیجه (یعنی ۳۷۲ تا تیپ مسئله‌ی مشابه) و ۷۲۲ مقاله‌ی ریاضی منتشر کرد که خیلی هم اخبارش همه‌جا پیچید. این خروجی‌ها از یک مدل داخلی منتشرنشده گرفته شده بودن که روی حدود ۴۰۰۰ مسئله open کار کرده. میانگین هزینه محاسباتی بیشتر نتایج معادل سه ساعت حالت Thinking تو ChatGPT Pro بوده. البته یکی از اصلی‌ترین پروژه‌ها که پروژه تابع زتای ریمان هست، خارج از این روند ثابت اجرا شده.

🧩 این ۷۲۲ مقاله چطور سازمان‌دهی شدن
اینا به ۳۷۲ خانواده نتیجه تقسیم شدن. هر خانواده شامل نتیجه اصلی، اثبات جایگزین، پیامدها یا چند مقاله وابسته بوده.

📌 دامنه موضوع‌ها
گفتن که ۱۷ شاخه ریاضی رو پوشش دادن. بیشترین سهم به علوم کامپیوتر نظری بوده با ۴۰ خانواده، بعدش ترکیبیات با ۳۷، هندسه جبری و مختلط با ۳۶ و نظریه اعداد با ۳۱ خانواده. فهرست مسائل جالب بود، تیتر یک سری رو می‌نویسم. چند مورد مثل ناگویابودن ثابت Catalan، مسئله دهم Hilbert روی اعداد گویا، Unique Games، کران ۹∕۴ برای ضرب ماتریسی و اثبات این‌که صفحه اقلیدسی با پنج رنگ رنگ‌آمیزی نمی‌شه احتمالا به گوش‌تون خورده.

از بین صدها نتیجه، فقط برای ۱۰ خانواده خلاصه‌ای از مسیر استدلال مدل منتشر شده. برای بقیه باید سراغ خود مقاله و فایل‌های اثبات رفت.


🔒 چه مقدار بررسی شده
تا ۷ اکتبر، نتیجه اصلی ۳۰۰ مورد از ۷۱۹ مقاله فعلی با Lean فرمالیزه شده، یعنی حدود ۴۲ درصد. همچنین یک خطای علامت باعث پس‌گرفتن سه مقاله وابسته شده که خب این ادیت رو تو تمام فایل‌های مربوطه هم می‌بینید. چهارده مقاله دیگه هم آپدیت شدن و ۱۳ متن هم ارجاعاتشون به‌روز شده. تعداد مقالات موجود از ۷۲۲ به ۷۱۹ تغییر پیدا کرده در نتیجه.

🔗 https://github.com/openai/math

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😇5❤2
⭐️ بازی Hogwarts Legacy | محبوب‌ترین بازی از دنیای هری پاتر

📌 تجربه اصلی
ویدیو از یک نقطه درست شروع می‌کنه. دنیای Harry Potter سال‌ها بازی جدی کم داشت، برای همین Hogwarts Legacy یک وعده قدیمی بود. بازی هم در ۲۰ دقیقه اول کارش رو درست انجام می‌ده، هیجان، معما و ورود به Hogwarts رو پشت سر هم می‌چینه.

بازی قبل از هر چیز فانتزی دانش‌آموز بودن در Hogwarts رو قابل لمس می‌کنه.


🧩 طراحی گیم پلی
قصه بعد از ورود به مدرسه سه مسیر داره. جادوی باستانی، کلاس‌ها و استادها، و داستان همکلاسی‌ها. نکته خوب اینه که side questها فقط کار اضافه نیستن. مأموریت استادها spell جدید می‌دن و مأموریت همکلاسی‌ها شخصیت‌ها رو می‌سازن. بین شخصیت‌های فرعی هم Sebastian و Professor Fig پرداخت بهتری دارن.

از نظر سیستم بازی، ۲۶ تا spell وجود داره و رابط کاربری اجازه می‌ده ۱۶ تاش رو همراه داشته باشی. Room of Requirement هم مرکز upgrade، ساخت potion، کاشت گیاه، نگهداری creature و شخصی‌سازی می‌شه. مدرسه از بیرون جهان بازی کوچک‌تره، ولی طراحی جزئیاتش خیلی قوی‌تره و بیشتر حس کشف می‌ده.

به جای rewatch فیلم‌های هری پاتر به نظرم این بازی آپشن خوبی می‌تونه باشه. از ویدیوهای stream این بازی که خوشم اومد، فضا و داستانش بسیار جذابه.


🔗 https://www.youtube.com/watch?v=41fKqCNq0-A

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😇2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💬 Casino

📍 Las Vegas

💙 این ویدیو رو از لابی هتل‌مون تو وگاس گرفتم. وگاس پر از هتله، و تو خیابون اصلی‌ش هم در واقع اصلی‌ترین جاها همون هتل‌ها هستن که لابی‌شون کازینو هست.

😀 ساعت ۴ صبح بود و برخلاف تصورم که فکر می‌کردم فقط کازینوهای فوق‌العاده خفن شلوغن، چندتا پیرمرد تو لابی هتل داشتن ازین بازی ماشینی‌ها می‌کردن و چندتا دکمه می‌زدن. خیلی از ماشین‌ها هم فقط یک دکمه داشتن و پروسه‌ی بازی رو خیلی ساده‌سازی کرده بودن. گرافیک‌شون هم خیلی سرگرم‌کننده بود.

😀 یکم که دقیق‌تر نگاه کردم دیدم اکثر افرادی که می‌بینم تو کازینوها همین افراد سن بالا هستن، میان رو ۱۰۰ دلار شرط می‌ذارن و چندین ساعت باهاش بازی می‌کنند. عموما سود هم نمی‌کنند و یکم ضرر می‌دن ولی خب سرگرم می‌شن و چندین ساعت بدون وقفه بازی می‌کنند.

📍 @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🦄2😇1
⭐️ مهراب قاسم‌خانی، کمدی و چیزی که به اسم رویاپردازی گم کردیم

این دو قسمت BFE Talk با مهراب قاسم‌خانی قرار بود درباره Star Wars باشه، ولی بیشتر از اینکه فقط یک بحث سینمایی باشه، تبدیل شد به گفت‌وگو درباره کمدی، تلویزیون ایران، شکست، سانسور، نسل جدید و اینکه چرا ما کمتر بلدیم جهان خیالی بسازیم.

🔻 بخش اولش از خود مهراب شروع می‌شه. از رابطه‌اش با پیمان قاسم‌خانی، از نوشتن برای تلویزیون، از برره و پاورچین و ساختمان پزشکان و پژمان. چیزی که تو حرف‌هاش خوب بود اینه که با خاطره‌گویی صرف نمی‌رفت جلو. مثلا وقتی درباره پروژه‌هایی حرف می‌زد که اون موقع خوب دیده نشدن یا بعدا محبوب شدن، مدام به سهم خود نویسنده هم برمی‌گشت. این مدل حرف زدن کمتر تو فضای ما هست، چون معمولا هرکس از شکست می‌گه، یا کامل تقصیر رو می‌اندازه گردن مخاطب و مدیر و شرایط، یا کامل تبدیلش می‌کنه به تراژدی شخصی.

مهراب می‌گفت یک نویسنده باید سهم خودش از شکست رو هم ببینه. اینکه شاید پروژه بد زمان‌بندی شده، شاید ایده خوب بوده ولی اجرا نه، شاید حال جامعه با اون جنس شوخی یکی نبوده. مثلا درباره کمدی در دوره التهاب اجتماعی، حرف مهمی داشت، اینکه ممکنه یک کار ذاتا بد نباشه، ولی وقتی مردم جای دیگری از درد ایستادن، شوخی تو بهشون نمی‌چسبه.

📍 از اون طرف، حرف‌هاش درباره تلویزیون قدیم هم حس نوستالژی داشت، هم تلخی. دوره‌ای که یک سریال طنز می‌تونست واقعا خیابون خلوت کنه، بازیگرها جلوی لوکیشن با جمعیت روبه‌رو می‌شدن و مردم با شخصیت‌ها زندگی می‌کردن. الان اما هم پلتفرم‌ها زیاد شدن، هم حوصله مخاطب تکه‌تکه شده، هم دیگر اون مرکز مشترک فرهنگی وجود نداره که همه یک چیز رو ببینن و فرداش درباره‌ش حرف بزنن.

💬 بخش سانسور و بدفهمی هم جالب بود. از برره تا ساختمان پزشکان، مدام مثال می‌آورد که چطور یک شوخی ساده می‌تونه سیاسی، امنیتی یا حتی فراماسونری فهمیده بشه. یعنی نویسنده فقط با ممیزی رسمی طرف نیست، با ذهنی طرفه که دوست داره پشت هر شوخی یک نقشه پیدا کنه. نتیجه‌اش هم این می‌شه که کمدی به جای آزاد بودن، هی باید مراقب باشه کسی از دل یک دیالوگ، معنی عجیب بیرون نکشه.

اما برای من بخش مهم‌تر، جایی بود که بحث رسید به تخیل. به اینکه چرا ما با اینکه شاهنامه و افسانه و قصه داریم، کمتر جهان فانتزی و علمی‌تخیلی جدی ساختیم. چرا Star Wars، Lord of the Rings یا Game of Thrones از دل فرهنگ‌های دیگر درمیاد، ولی ما بیشتر یا واقع‌گرایی تلخ ساختیم، یا کمدی آپارتمانی، یا ملودرام.

اینجا حرفش فقط درباره سینما نبود. درباره تربیت ذهن بود. بچه‌ای که حق خیال‌پردازی نداره، بزرگسالی می‌شه که قهرمان نمی‌سازه. فرهنگی که همه‌چیز رو سریع مسخره، سیاسی یا خطرناک می‌کنه، کم‌کم قدرت رویا دیدن رو از خودش می‌گیره. بعد تعجب می‌کنیم چرا جهان خیالی نداریم، چرا ابرقهرمان نداریم، چرا بچه‌ها به جای قهرمان‌های خودمان، می‌رن سراغ قهرمان‌های دیگران.

🔺 نکته نسلی گفت‌وگو هم همین بود. مهراب درباره نسل جدید با غر زدن صرف حرف نمی‌زد. می‌گفت اگر از چیزی که بچه‌ها مصرف می‌کنن خوشت نمیاد، فقط تحقیرشون نکن، یک جایگزین بهتر بساز. این خیلی حرف ساده‌ایه، ولی برای فرهنگی که عادت کرده مدام به نسل بعد بگه سلیقه‌ات بده، مهمه.

و خلاصه که این دو قسمت برای من بیشتر از Star Wars، درباره نیاز به بازیگوشی بود. درباره اینکه کمدی، فانتزی و فرهنگ عامه از جایی میاد که آدم‌ها اجازه داشته باشن جدی نگرفتن، شکست خوردن، جهان ساختن و حتی چرند گفتن رو تجربه کنن. بدون این‌ها، فقط می‌مونیم با حسرت اینکه چرا دیگران قصه‌های بزرگ می‌سازن و ما هنوز داریم توضیح می‌دیم چرا اصلا خیال‌پردازی مهمه.


🔗 https://www.youtube.com/watch?v=GGEVpBmQKwg
🔗 https://www.youtube.com/watch?v=fbcsckh1QAU

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5😇1
⭐️ حواس‌پرتی فقط تقصیر گوشی نیست

این ویدیوی Bplus درباره حواس‌پرتیه و از کتاب Indistractable نیر ایال میاد. نکته اصلی‌ش هم برای من خیلی مهم بود، ما معمولا فکر می‌کنیم مشکل تمرکز از موبایل، نوتیفیکیشن، ایمیل و اینترنت میاد، ولی این‌ها بیشتر لایه بیرونی ماجرا هستن.

🔻 کتاب می‌گه پشت بیشتر حواس‌پرتی‌ها یک محرک درونی هست. یک درد، بی‌حوصلگی، اضطراب، کار ناخوشایند، گفت‌وگویی که نمی‌خوایم داشته باشیم، یا حسی که نمی‌خوایم باهاش تنها بمونیم. بعد ما دست‌مون رو دراز می‌کنیم سمت محرک بیرونی، گوشی، شبکه اجتماعی، پیام، ویدیو، هر چیزی که کمک کنه از اون حس فرار کنیم.

برای همین فقط اینکه بگیم نوتیفیکیشن‌ها رو خاموش کن، همیشه جواب نمی‌ده. خاموش کردن نوتیفیکیشن خوبه، ولی اگر درد اصلی هنوز سر جاش باشه، ذهن یک راه دیگر برای فرار پیدا می‌کنه.

📍 جمله کلیدی کتاب اینه که مدیریت زمان، مدیریت درده. اگر حواس‌پرتی داره زمانت رو می‌خوره، اول باید ببینی از چی داری فرار می‌کنی. کدام کاره که ازش بدت میاد؟ کدام رابطه‌ست که توش خوشحال نیستی؟ کدام تصمیمه که عقبش انداختی؟ کدام ترسه که هر بار میاد، تو می‌پری تو گوشی؟

این نگاه برای روابط هم جالبه. اگر دو نفر دارن با هم حرف می‌زنن و مدام می‌رن سراغ موبایل، شاید مشکل فقط گوشی نباشه. شاید خود اون گفت‌وگو لذت‌بخش نیست. اگر مسئله اصلی حل بشه و گفت‌وگو دوباره زنده بشه، آدم کمتر نیاز پیدا می‌کنه ازش فرار کنه.

💬 بندری می‌گه برای خودش راه‌حل‌های صرفا بیرونی معمولا شکست خورده. اینکه فقط اپ حذف کنی، فقط گوشی رو دور کنی، فقط محدودیت بذاری، تا یک حدی جواب می‌ده. اما راه بهتر این بوده که وقتی می‌بینه هی می‌خواد حواسش رو پرت کنه، از خودش بپرسه، الان دقیقا از چی دارم فرار می‌کنم؟

این درد بد نیست. خیلی وقت‌ها همین ناراحتی‌ها باعث رشد ما می‌شن. چون از چیزی ناراضی‌ایم، چیزی می‌سازیم، چیزی رو بهتر می‌کنیم، تصمیمی می‌گیریم. مشکل وقتی شروع می‌شه که به جای دیدن درد، فقط با حواس‌پرتی بی‌حسش کنیم.

و خلاصه که تمرکز فقط جنگ با گوشی نیست. گوشی شاید در باشه، ولی اتاق اصلی جای دیگریه. اگر می‌خوای کمتر حواست پرت بشه، باید بفهمی چه چیزی درونت داره تو رو می‌فرسته سمت بیرون. گاهی جواب تمرکز، حذف یک اپ نیست، روبه‌رو شدن با یک ناراحتیه.


🔗 https://youtu.be/3qPmBuznUtk

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌4❤1😇1
⭐️ مهندس انویدیا و وسواس اتومات کردن چیزهای تکراری

این اپیزود طبقه ۱۶ با مهرزاد صمدی از اون گفت‌وگوهایی بود که هم درباره AI و GPU و انویدیاست، هم درباره یک چیز خیلی زمینی‌تر، این‌که اگر مسئله واقعی پیدا نکنی، تکنولوژی هرچقدر هم خفن باشه فقط تزئینه.


🔻 مهرزاد از شریف شروع کرده، مهندسی برق خونده، بعد رفته University of Michigan و وارد دنیای GPU، High Performance Computing و بعدتر genomics و healthcare شده. مسیرش از پژوهش و مایکروسافت ریسرچ و استارتاپ رد می‌شه و آخرش تیم‌شون توسط NVIDIA جذب می‌شه. ولی نکته جذابش این نبود که اسم‌های بزرگ پشت سر هم ردیف بشن. بخش جذابش این بود که نگاهش به تکنولوژی خیلی عملی بود.

یک جا می‌گفت customer discovery هیچ‌وقت تموم نمی‌شه. یعنی اینکه بفهمی مشتری واقعا چه دردی داره، چیزی نیست که اول کار یک بار انجام بدی و بعد بری محصول بسازی. باید مدام برگردی، بپرسی، ببینی چیزی که می‌سازی واقعا کندی، هزینه یا درد جدی رو کم می‌کنه یا فقط از دور باحال به نظر می‌رسه.

📍 برای همین وقتی درباره استارتاپ خودش تو حوزه ژنومیک حرف می‌زد، مسئله این بود که داده‌های ژنتیکی خیلی سنگینن، پردازش‌شون زمان‌بره و تو پزشکی، سرعت می‌تونه فرق بین تشخیص به‌موقع و دیر رسیدن باشه. اینجا GPU فقط یک قطعه سخت‌افزاری نیست، ابزاریه برای اینکه یک جواب پزشکی به جای چند روز یا چند هفته، تو چند ساعت آماده بشه.

💬 بعد بحث رفت سمت AI امروز، LLMها، vector database و semantic search. توضیحش درباره جست‌وجوی معنایی خوب بود، اینکه به جای جست‌وجو با کلمه دقیق، دنبال معنی می‌گردی. یعنی اگر دنبال یک مفهوم هستی، لازم نیست متن دقیقا همان واژه‌های تو رو داشته باشه، سیستم می‌تونه بفهمه از نظر معنا نزدیکه.

اما بخش مهم‌تر برای من حرفش درباره benchmarkها بود. می‌گفت وقتی مدل‌ها با داده‌های اینترنتی آموزش می‌بینن، خیلی وقت‌ها تست‌ها هم somehow تو همان جهان داده‌ها هستن. پس اینکه یک مدل تو یک بنچمارک عدد خوبی می‌گیره، همیشه یعنی واقعا در زندگی واقعی هم همان‌قدر خوبه؟ نه لزوما. برای همین از جاهایی مثل LLM Arena حرف می‌زد، جایی که قضاوت انسانی و مقایسه عملی هم وارد ماجرا می‌شه.

🔺 یکی از بهترین جمله‌های گفت‌وگو این بود که اگر یک کاری رو ده تا اینترن پشت سر هم انجام می‌دن، یعنی احتمالا باید اتومات بشه. این جمله خیلی ساده‌ست ولی تقریبا یک فلسفه مدیریتیه. خیلی از سازمان‌ها به جای اینکه فرایند خراب رو درست کنن، فقط آدم ارزان‌تر می‌ذارن پای همون فرایند. بعد اسمش رو هم بهره‌وری می‌ذارن.

مهرزاد برعکس، از AI به عنوان جادو حرف نمی‌زد. بیشتر بهش مثل یک لایه اتوماسیون نگاه می‌کرد. مثلا agentهایی که گزارش می‌گیرن، کمپین پیامکی رو مدیریت می‌کنن، هماهنگی پادکست رو جلو می‌برن، کد تخفیف رو می‌سازن یا داشبورد رو چک می‌کنن و وقتی عددی از هدف عقب افتاد، پیشنهاد می‌دن یا حتی اقدام می‌کنن.

📊 یک نکته خوب دیگر هم از تجربه شرکت‌های بزرگ می‌اومد. اینکه فرهنگ درست فقط شعار نیست. استخدام آدم‌های خیلی خوب، مصاحبه جدی، دادن مسئله واضح و ساختن محیطی که آدم‌ها واقعا بتونن خروجی بدن، خودش تکنولوژیه. شاید از GPU کمتر براق باشه، ولی بدون اون GPU هم خروجی درست نمی‌ده.

و خلاصه که این اپیزود یادآوری این بود که آینده AI فقط دست مدل‌های بزرگ نیست، دست آدم‌هایی هم هست که می‌فهمن کدام کار واقعا باید سریع‌تر، دقیق‌تر یا خودکارتر بشه. اگر درد واقعی پیدا کنی، تکنولوژی معنی پیدا می‌کنه. اگر نه، فقط یک دمو قشنگ می‌سازی که بعد از دو هفته کسی یادش نمی‌مونه.


🔗 https://www.youtube.com/watch?v=pWCIFz2t8a8

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2😇2👌1
⭐️ کار عمیق با تصمیم شنبه‌ای ساخته نمی‌شه

این ویدیوی Bplus درباره Deep Work کال نیوپورته و بیشتر روی بخش عملی‌ش تمرکز داره. اینکه اگر می‌فهمیم تمرکز و کار عمیق مهمه، چطور واقعا تو زندگی و کار روزمره براش جا باز کنیم.

🔻 اولش بندری یک تناقض خوب رو نشون می‌ده. همه می‌دونیم برای ساختن چیز باارزش، باید تمرکز کنیم و کار فکری جدی انجام بدیم. ولی محیط‌های کاری‌مون انگار برعکس طراحی شدن. از یک طرف از آدم‌ها انتظار خروجی عمیق داریم، از طرف دیگر توقع داریم همیشه در دسترس باشن. ایمیل چرا جواب ندادی؟ پیام چرا موند؟ چرا آنلاین نیستی؟

یعنی همکار متمرکز می‌خوایم، ولی شرایط تمرکز رو از هم می‌گیریم.

📍 کال نیوپورت می‌گه برای ساختن مهارت کار عمیق، دو راه کلی هست.

۱. یک راه اینه که کارهای کم‌عمق رو تقریبا حذف کنیم، ایمیل، چت، جلسه، هماهنگی‌های ریز. این شاید برای بعضی کارهای فردی یا پژوهشی جواب بده، ولی برای خیلی از ما عملی نیست. کار بخشی‌ش ارتباطه و نمی‌شه همه‌چیز رو برید.

۲. راه دوم واقع‌بینانه‌تره، زمان رو تقسیم کنیم. یک بخش برای کار عمیق، یک بخش برای کارهای سطحی. مثلا یک روز مشخص در هفته برای فکر کردن و نوشتن، یا دو ساعت صبح زود بدون پیام و ایمیل، یا چند بازه ثابت در هفته که هیچ‌کس مزاحمت نمی‌شه. مهم اینه که کار عمیق از بقیه روز جدا بشه، نه اینکه امید داشته باشیم وسط شلوغی خودش اتفاق بیفته.

💬 نکته مهم‌تر اینه که این کار بخشنامه‌ای نیست. نمی‌شه گفت از شنبه کار عمیق می‌کنم و بعد اگر نشد، پرونده بسته شد. تمرکز شبیه ماهیچه‌ست. یک بار وزنه سنگین زدن آدم رو قوی نمی‌کنه، تکرار و ممارست قوی می‌کنه.

برای همین بندری از زنجیره حرف می‌زنه. اینکه جلو چشم‌ت ببینی دو هفته، سه هفته، چهار هفته تونستی الگوی کار عمیق رو نگه داری. اگر هفته پنجم پاره شد، دنیا تموم نشده. دوباره شروع می‌کنی و تلاش می‌کنی رکوردت رو بهتر کنی.

🔺 یک نکته خوب دیگر هم اندازه‌گیریه. قرار نیست هر جلسه کار عمیق خروجی فوری بده. شاید دو ساعت فکر کنی و چیز قابل‌ارائه‌ای درنیاد. ولی ارزشش اینه که دو ساعت بدون مزاحمت روی یک مسئله موندی. همین موندن، مهارته.

و خلاصه که کار عمیق فقط یک تصمیم قشنگ نیست، یک سیستم می‌خواد. باید هم خودت قانع بشی که بهش نیاز داری، هم زمانش رو جدا کنی، هم تکرارش رو ببینی. تمرکز از دل آرزو بیرون نمیاد، از دل یک برنامه کوچک و تکرارشونده درمیاد.


🔗 https://www.youtube.com/watch?v=eDFDLkRx6Qs

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3😇1🤝1