گاه‌نامه
375 subscribers
193 photos
31 videos
205 links
We're here for a purpose.

گاه‌نوشته‌های من رو این‌جا می‌بینید. پیام‌های کانال نظم از پیش تعیین‌شده ندارن، درباره‌ی دغدغه‌های خودم می‌نویسم. در حال حاضر PhD می‌خونم در دانشگاه UCI آمریکا و ۲۴ سالم هست.
Download Telegram
⭐️ چرا فیلم «هری پاتر و فرزند نفرین‌شده» ساخته نشد؟

این ویدیو از کانال Never miss a Point درباره دلایل اصلی نساختن فیلم بر اساس کتاب «هری پاتر و فرزند نفرین‌شده» و اختلافات بازیگران با خالق اثر صحبت می‌کنه. این‌جا کوتاه و بدون اسپویل خلاصه‌ش می‌کنم.

🔗 اول، استودیو وارنر به جای ساخت این فیلم در سال‌های طلایی بعد از سری اصلی، تمرکزش رو روی اسپین‌آف‌های شکست‌خورده مثل «جانوران شگفت‌انگیز» گذاشت.

🔗 دنیل رادکلیف، بازیگر هری، از بازگشت به نقش خودش فراریه و می‌گه بعد از یک دهه مسیر هنری‌ش رو عوض کرده و راضیه.

🔗 ولی مانع اصلی، شخصِ جی. کی. رولینگه. اواخر ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰ مواضع جنجالی درباره مسائل جنسیتی و ترنس‌ها گرفت که باعث شد بازیگرهای اصلی (رادکلیف، اما واتسون، روپرت گرینت) رسماً جبهه مخالف بگیرن و بگن تو پروژه‌های با حضور رولینگ شرکت نمی‌کنن.

💳 این تنش‌ها پیامدهای مالی هم داشت (مثل کمپین‌های تحریم) و در نتیجه ساخت فیلم با بازیگرهای اصلی منتفی شد. در عوض، پلتفرم Max قراره کل دنیای هری پاتر رو با یک سریال ۷ فصلی و بازیگرهای کاملاً جدید از نو بسازه.

و خلاصه که داستانِ پشتِ این تصمیم بیشتر از مسائل فنی، به اختلافات و حواشی اجتماعی برمی‌گرده.


🔗 https://www.youtube.com/watch?v=NlJnSGyMVT0

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3
⭐️ جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم دریای سرخ

درباره‌ی جشنواره‌ی Red Sea International Film Festival می‌خوندم، رویدادی که در سال‌های اخیر سروصدای زیادی در دنیای سینما به پا کرده و به سرعت داره به یکی از قطب‌های سینمایی خاورمیانه تبدیل می‌شه چون در عربستان برگزار می‌شه. این‌جا چند نکته‌ی کوتاه درباره‌ش می‌نویسم.

🔽 از ممنوعیت سینما تا تأسیس جشنواره تا سال ۲۰۱۸
داشتن سالن سینما و تماشای عمومی فیلم در عربستان کاملاً ممنوع بود! اما با معرفی پروژه‌ی «چشم‌انداز ۲۰۳۰» توسط محمد بن سلمان و هدفِ کاهش وابستگی اقتصاد به نفت، فضا کاملاً عوض شد. در ۲۰۱۹ بنیاد جشنواره تأسیس شد و اولین دوره‌ش اواخر ۲۰۲۱ در منطقه‌ی تاریخی شهر بندری جده برگزار شد.

🗂 بودجه‌های نجومی و ویترین اصلاحات
عربستان برای رقابت سریع با جشنواره‌های معتبر، بودجه‌های کلانی خرج کرده، فقط در پنجمین دوره (دسامبر ۲۰۲۵) حدود ۱۵ میلیون دلار هزینه شد و ستاره‌هایی مثل جانی دپ، ویل اسمیت، هالی بری، وین دیزل و سلمان خان روی فرش قرمز جده حضور داشتن. در کنارش با برنامه‌هایی مثل «زنان در سینما» و حضور آزاد زنان سینماگر، از جشنواره به عنوان ویترینی برای نمایش اصلاحات اجتماعی استفاده می‌کنه.

🔻 حواشی و انتقادات جهانی با وجود زرق و برق فراوان
خیلی از روزنامه‌نگارها و نهادهای حقوق بشری این رویداد رو یک پروژه‌ی کلاسیک سفیدشویی فرهنگی می‌دونن. منتقدها می‌گن عربستان با دعوت از سلبریتی‌ها و پرداخت پول‌های کلان، تلاش می‌کنه توجه رسانه‌ها رو از سوابق حقوق بشری، برخورد با منتقدان سیاسی و آمار بالای اعدام منحرف کنه. در مجموع، جشنواره‌ی دریای سرخ داستان کشوریه که تصمیم گرفته با قدرت سرمایه و هنر سینما، تصویر سنتی گذشته‌ش رو پاک کنه و خودش رو به عنوان پایتخت جدید سرگرمی و فرهنگ در خاورمیانه تثبیت کنه.

پی‌نوشت: دوست دارم بدونم وضعیت این رویداد در سال‌های آینده با توجه به جنگ اخیر به کجا می‌رسه.


✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1👌1
⭐️ Muldoon's Irish Pub

📍 California, Irvine

به جا مانده از پنالتی خراب شده‌ی نروژ در برابر فرانسه.

این روزهای جام جهانی جز بازی‌های ایران که با ایرانی‌های این‌جا دور هم دیدیم، چندتا بازی به‌خصوص رو هم پیش اومد تو جمع‌های پابلیک ببینم که یکی‌ش این بازی مرحله گروهی بود.

البته ترکیب که اومد بیرون مشخص شد بازی جدی نیست، نروژ عملا تیم دومش رو بازی داده بود.

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3
⭐️ فیلم‌باز | گیشه‌ی این هفته، پیکسار دوباره همه رو کنار زد

باکس‌آفیس این هفته عملاً برای Toy Story 5 بود. انیمیشن جدید پیکسار فقط در سه روز اول ۳۱۲ میلیون دلار در سراسر جهان فروخت (۱۶۰ میلیون دلار فقط در آمریکای شمالی) و همزمان چند رکورد مهم رو شکست، بزرگ‌ترین افتتاحیه‌ی مجموعه‌ی Toy Story، بزرگ‌ترین افتتاحیه‌ی تاریخ پیکسار و بزرگ‌ترین افتتاحیه‌ی سال ۲۰۲۶ تا این لحظه. جالب این‌که با وجود این فروش زیاد، امتیازهای منتقدها کمی پایین‌تر از استاندارد همیشگی پیکسار بود، اما تماشاگرها با CinemaScore نمره‌ی A به فیلم دادن و به نظر می‌رسه مسیر رسیدن به فروش میلیارد-دلاری براش همواره.

طرف دیگه‌ی ماجرا برعکس بود. Supergirl که قرار بود شروع خوبی برای ادامه‌ی DCU باشه، حدود ۳۸ میلیون دلار در افتتاحیه‌ی آمریکای شمالی و ۶۸ میلیون دلار در جهان فروخت، رقمی که حتی از پیش‌بینی‌های اولیه هم پایین‌تر بود و باعث شد مدیرهای DC بگن فیلم به انتظارات تجاری نرسیده. در همین بین، فیلم‌های کم‌هزینه مثل Obsession و Backrooms همچنان به فروش خوبشون ادامه می‌دن و نشون می‌ده این روزا ایده‌های تازه و بودجه‌های پایین، از بلاک‌باسترهای چندصد میلیون دلاری هم موفق‌تر عمل می‌کنن.

🔗 https://www.youtube.com/watch?v=Vc-M3tmI8V8

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
⭐️ ریسرچِ این‌جا و آن‌جا

بعضی وقت‌ها بابت اتفاقات خاصی از تفاوت‌های مشهود تجربه ریسرچم در آمریکا با تجربیات ایران دوست دارم بنویسم، هر بار هم که شروع به نوشتن می‌کنم به این نتیجه می‌رسم قابل مقایسه نیستن. در واقع مقایسه‌ی عادلانه‌ای نیست. سطح امکانات خیلی متفاوته، دغدغه‌ها فرق می‌کنه، فاند و پول این‌جا خیلی بیشتره، ارزش‌گذاری روی خروجی نیست و خب دانشجو/استاد ایرانی هم با توجه به شرایط خاصی که در اون قرار داره تصمیمات منطقی می‌گیره، این‌طوری نیست تصمیمات غیرمنطقی گرفته بشه.

اما خب این تجربه‌ی منحصر به فرد Rebuttal سابمیت کردن رو دوست دارم بنویسم. این مورد شاید قابل مقایسه باشه تا حدی.

بعضی کنفرانس‌های فیلد من بعد از review اولیه به درصدی از مقالات (معمولا ۴۰ درصد) که به مرحله‌ی بعدی راه یافتن مهلت discussion با reviewerها و پاسخ دادن به concernهاشون رو می‌دن. این پروسه هم anonymous هست و reviewها مشخص نیست از سمت چه اشخاصی نوشته شده.

این‌جا Rebuttal نوشتن با نوشتن متن اصلی مقاله تفاوت محسوسی پیدا می‌کنه. باید به سوالات reviewerها جواب داد، از contribution مقاله دفاع کرد و اگر مشکل valid هم پیدا شده، اشاره به حل‌ش کرد و بیان کرد که در نسخه‌ی نهایی اصلاح می‌شه. دارم سعی می‌کنم خیلی ساده توضیح بدم، یکم کلا context به context معانی متفاوتی پیدا می‌کنند هر کدوم ازین مفاهیم.

چند سال قبل و برای چند مقاله قدیمی که باید Rebuttal می‌نوشتیم در ایران، یادمه به سختی draft نزدیک به ددلاین نهایی می‌شد و یک pass کوتاه روی متن می‌رفتیم، سابمیت می‌کردیم و معمولا اعتماد به نفس بالایی داشتیم که reviewer متن ما رو بخونه امتیازش رو می‌بره بالا.

این‌جا برای مقاله خودم انتظار مشابهی داشتم. ددلاین Rebuttal امشب بود (در واقع ۲ ساعت دیگه)، و reviewها هم ۳ روز پیش release شد.
خلاصه می‌کنم، از لحظه‌ای که reviewها ایمیل شده، با co-author دوم کار هر کدوم ۳ تا نسخه‌ی متفاوت پاسخ به reviewها نوشتیم، ۴ تا جلسه داشتیم و روزی تقریبا ۸ ساعت روی متن کار شد. نهایتا نسخه نهایی رو امشب جمع‌بندی کردیم و با تلاش فراوان به word limit کنفرانس رسوندیم. حالا اما چرا انقدر زیاد زمان گرفت کاری که قبلا شاید ۲ ساعته انجام می‌شد؟ این سوال خودم هم هست، چون به نظرم این حجم زیاد کار لزوما به بهبود متن و خروجی کمکی نمی‌کرد، البته که باعث می‌شد عمق کار بیشتر بشه ولی مثلا یکی از نسخه‌هایی که نوشته بودیم دیروز انقدر خلاصه و polish شده بود که سوالات اصلی تو متن گم شده بودن، و خب انگار دچار overthink شده بودیم نسبت به دیدگاه ۴ تا reviewer مقاله.

جوابی که برای این سوال یافتم این بود که مسیر از هدف این‌جا مهم‌تر بود انگار، یعنی پروسه‌ی فکر کردن به دیدگاه reviewerها، تلاش برای جواب دادن بهشون، دوباره iterative انجام همین کار تا وقتی که به یک نقطه‌ی مناسب برسیم، مسیری بود که درست بود انجامش، در حالی که قبلا فقط رسیدن خروجی مهم بود، یعنی هر زمانی که متن آماده بشه و سوالات پاسخ داده بشه، اما خب مسیر مهم نبود، این‌که آیا به همه‌ی سوالات فکر شده، از دید reviewer متن‌ها خونده شده، از شخص بیرونی خواسته شده تا فیدبک بده، تلاشی برای بهبود contribution در اون بازه‌ی سابمیشن اولیه تا زمان ریلیز reviewها انجام شده یا نه و موارد مشابه.

با این جمع‌بندی این متن رو تموم کنم که این تجربیات خیلی نتیجه‌ی خاصی رو در لحظه برام به همراه ندارن که بگم مسیر مهم‌تر از هدف هست و یا برعکس، هنوز خیلی زوده برای نتیجه‌گیری، صرفا این تجربه‌ی خاص جزو معدود مواردی بود که می‌تونستم با تجربیات قدیمی در یک ترازو قرار بدم و مقایسه کنم.


✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌6
⭐️ سرمایه‌گذاری خطرپذیر یا VC یعنی چی؟

این ویدیو، اپیزود ۲۶ پادکست 2See بود؛ گفت‌وگوی مهرزاد سجادی و صالح دادخواهی‌پور درباره‌ی Venture Capital، از معنی پایه‌ای‌ش تا ریاضیات صندوق‌ها، جذب سرمایه، شتاب‌دهنده‌ها و وضعیت ایران.

🔻 شروع بحث با SpaceX بود
بهانه‌ی اپیزود، جذب سرمایه‌ی ۷۵ میلیارد دلاری SpaceX با ارزش‌گذاری ۱.۸۸ تریلیون دلاره. سوال اصلی اینه که چرا شرکتی که هنوز خصوصی مونده و محصول روزمره‌ی مستقیم به مردم نمی‌فروشه، انقدر ارزش داره؟

سه دلیل اصلی مطرح می‌شه: اقتصاد آینده‌ی فضا، از استخراج منابع ماه و مریخ تا انتقال دیتاسنترها به خارج از جو زمین؛ ایده‌ی چندسیاره‌ای کردن انسان به‌عنوان بیمه‌ی عمر تمدن؛ و حل مسئله با First Principles، مخصوصا با موشک‌های چندبارمصرف که هزینه‌ی پرتاب رو شدیدا پایین آوردن. امروز هم Starlink یکی از پول‌سازترین بخش‌های SpaceX شده.

💬 حالا VC دقیقا چیه؟
می‌گن که VC یعنی سرمایه‌گذاری روی استارتاپ‌های نوپا، پرریسک و معمولا تکنولوژیک. فرقش با وام بانکی اینه که بانک اصل پول و سودش رو در هر حال می‌خواد، ولی VC در ازای پول، سهام می‌گیره. اگر استارتاپ شکست بخوره، پولش می‌سوزه؛ اگر رشد انفجاری کنه، سودش می‌تونه چندصد برابر بشه.

📍 سند هیل؛ پایتخت VC
همون‌طور که وال‌استریت نماد بورسه، Sand Hill Road کنار استنفورد نماد جهانی سرمایه‌گذاری خطرپذیره. این صنعت فقط نتیجه‌ی چند سرمایه‌گذار باهوش نیست؛ محصول یک اکوسیستمه: دانشگاه‌های قوی، سرمایه‌های بزرگ، قوانین مناسب، مهاجرهای نخبه، فرهنگ ریسک و شبکه‌ی آدم‌ها.

📊 ریاضیات بی‌رحم VC
در ادامه می‌گن که VCها پول‌شون رو از LPها می‌گیرن؛ مثلا صندوق‌های بازنشستگی یا دانشگاه‌ها. چون این سرمایه‌گذارها می‌تونن با ریسک کمتر در بورس سالی ۸ تا ۱۰ درصد بگیرن، از VC انتظار بازده خیلی بالاتر دارن؛ حدود ۳۰ درصد سالانه.

مثال مهرزاد این بود: یک صندوق ۲۰ میلیون دلاری اگر به ۲۰ استارتاپ، هرکدوم ۱ میلیون دلار بده، برای رسیدن به بازده مورد انتظار باید بعد از ۱۰ سال حدود ۲۷۶ میلیون دلار برگردونه. چون اکثر استارتاپ‌ها شکست می‌خورن، یکی دو تا شرکت باید کل صندوق رو نجات بدن. برای همین VC دنبال شرکت «خوب» نیست، دنبال شرکتیه که شاید ۱۰۰ یا ۴۰۰ برابر رشد کنه.

🚀 مراحل جذب سرمایه
اول Pre-Seed و Angel Round هست؛ پول‌های اولیه از فرشته‌های سرمایه‌گذار، دوستان و خانواده. بعد Seed میاد، وقتی تیم و محصول اولیه جدی‌تر شده. بعدش Series A, B, C هستن؛ جایی که شرکت برای رشد سریع، مارکتینگ، استخدام و گرفتن بازار، ده‌ها میلیون دلار سرمایه جذب می‌کنه.

👥 چطور مخ VC رو بزنیم؟
برای پیدا کردن سرمایه‌گذار می‌شه از Crunchbase و PitchBook استفاده کرد. اما نکته‌ی مهم اینه که سرمایه‌گذارها رو Tier بندی کنید و از اول سراغ بهترین گزینه‌ها نرید. اول با درجه ۳ها جلسه بذارید، فیدبک بگیرید، پیچ‌دک رو بهتر کنید، بعد برید سراغ VCهای اصلی.

۹۰ درصد جواب‌ها «نه» خواهد بود، پس کارآفرین باید از نظر روانی آماده باشه. کافی هم هست یک Lead Investor پیدا بشه؛ کسی که Term Sheet بده و بقیه سرمایه‌گذارها پشت سرش وارد بشن.

📑 قرارداد و خروج
می‌گن که Pitch Deck باید ۱۰ تا ۱۵ اسلاید باشه، ولی فقط عدد و نمودار نیست؛ کارآفرین باید قصه‌گو باشه. بعدش Term Sheet میاد؛ شامل بندهایی مثل Vesting سهام بنیان‌گذار، حق حضور در هیئت‌مدیره، دسترسی به اطلاعات مالی و Liquidation Preference. آخر بازی هم Exit هست: یا شرکت فروخته می‌شه، یا IPO می‌کنه.

🎙 ایران و VC
جمع‌بندی‌شون درباره‌ی ایران اینه: پتانسیل بالا، اجرای ضعیف. بازار ۸۰ میلیونی، اینترنت و موبایل فراگیر و نیروی انسانی قوی داریم، ولی سه مشکل بزرگ هست: نبود سرمایه‌گذاران نهادی بزرگ، نبود مسیر خروج مطمئن، و مهم‌تر از همه قطع ارتباط با جهان.

تحریم، فیلترینگ، اختلال اینترنت، انحصار و ریسک‌های سیاسی باعث می‌شه سرمایه که ذاتا ترسوئه، وارد این فضا نشه. برای همین استارتاپ‌های ایرانی از یک طرف به‌خاطر نبود رقیب خارجی رشد می‌کنن، ولی از طرف دیگه سقف رشدشون محدود به مرزهای ایران می‌مونه.

و خلاصه که VC فقط پول دادن به استارتاپ نیست؛ ترکیبیه از ریسک، شبکه، روایت، حقوق، اقتصاد و آینده‌نگری. وقتی اکوسیستم درست کار کنه، از دلش SpaceX و OpenAI درمیاد؛ وقتی کار نکنه، حتی ایده‌های خوب هم به سقف کوتاه بازار محلی می‌خورن.


📚 کتاب پیشنهادی: Secrets of Sand Hill Road نوشته‌ی Scott Kupor

🔗 https://www.youtube.com/watch?v=oclEGeUj_cg

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5
⭐️ داستان Toy Story و تولدِ پیکسار

این ویدیو از کانالِ Filmbaz رو می‌دیدم، درباره‌ی مسیرِ پرفراز و نشیبِ ساختِ «داستان اسباب‌بازی» و شکل‌گیریِ استودیوی پیکسار. این انیمیشن اولین فیلمِ بلندِ تماما کامپیوتریِ تاریخِ سینما بود که عملا به دوران انیمیشن‌های سنتی دیزنی پایان داد. این‌جا چند نکته‌ی جالبش رو می‌نویسم.

⭐️ ریشه‌ی عجیب: همه‌چی از رقابتِ فضاییِ جنگِ سرد و بودجه‌های اون دوران شروع شد که به تأسیسِ مرکزِ گرافیکِ دانشگاهِ یوتا رسید؛ جایی که اولین نسلِ انیماتورهای کامپیوتریِ جهان (بنیان‌گذارهای پیکسار) ازش بیرون اومدن.

🗂 مسیرِ پر از مخالفت: جان لستر بعدِ ارائه‌ی ایده‌ی انیمیشنِ کامپیوتری از دیزنی اخراج شد، بعد به بخشِ جلوه‌های ویژه‌ی جورج لوکاس رفت، و نهایتا استیو جابز اون بخش رو ۱۰ میلیون دلار خرید و اسمشو گذاشت «پیکسار».

💡 چراغ‌مطالعه‌ی معروفِ لوگوی پیکسار که اول هر کدوم از انیمیشن‌هاش دیده می‌شه، در اصل یک تستِ کوتاه بود که لستر برای نشون دادنِ قدرتِ کامپیوترِ پیکسار به جابز ساخت.

💬 چالش‌های فنیِ دیوانه‌وار: رم‌های ۶۴ مگابایتی، خروجی‌گرفتنِ ۲ ساعت برای هر فریم، و در نهایت ۱۱۷ کامپیوتر و ۴ ماه رندرِ مداوم تا فیلم آماده بشه. حتی برای دیدنِ دنیا از چشمِ یک اسباب‌بازی، یک دوربینِ کوچیک رو کفِ خیابون حرکت می‌دادن.

و خلاصه که ترکیبِ این چالش‌های فنی با اون فلسفه‌ی معروفِ پیکسار، یعنی «احساساتِ انسانی هیچ‌وقت پیر نمی‌شن»، باعث شد یکی از موندگارترین فرنچایزهای تاریخ ساخته بشه. اگه عاشقِ پیکسارید، این ویدیو خلاصه‌ای از تاریخچه‌ی پیکسار رو نشون می‌ده.


🔗 https://www.youtube.com/watch?v=ZLnCwsBn0nQ

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5
💔 پایان اسطوره

ناراحت‌کننده‌ست که فوتبالیست‌هایی که بچگی بازی‌شون رو می‌دیدیم تک به تک دارن از جام حذف می‌شن و دوران‌شون به پایان رسیده. رونالدو هم بدون قهرمانی جام جهانی فوتبالش تموم می‌شه. باورش سخته مخصوصا بعد از این‌که یورو ۲۰۱۶ رو بردن انتظار داشتم جام جهانی رو هم بتونن ببرن که خب نشد دیگه.

آمارش در جام‌های جهانی رو داشتم می‌دیدم، این‌جا خلاصه‌ای ازشون می‌نویسم.


⬅️ جام جهانی ۲۰۰۶ تو آلمان، ۲۱ سالگی: مقام چهارم، باخت ۱-۰ در نیمه‌نهایی مقابل فرانسه، باخت ۳-۱ در رده‌بندی مقابل آلمان

⬅️ جام جهانی ۲۰۱۰ (آفریقای جنوبی)، ۲۵ سالگی: مرحله یک‌هشتم نهایی باخت ۰-۱ مقابل اسپانیا (قهرمان همون دوره)

⬅️ جام جهانی ۲۰۱۴ (برزیل)، ۲۹ سالگی: حذف در مرحله گروهی. باخت ۰-۴ مقابل آلمان، مساوی ۲-۲ با آمریکا و برد ۲-۱ مقابل غنا. به خاطر تفاضل گل کمتر نسبت به آمریکا صعود نکرد

⬅️ جام جهانی ۲۰۱۸ (روسیه)، ۳۳ سالگی: مرحله یک‌هشتم نهایی باخت ۱-۲ مقابل اروگوئه

⬅️ جام جهانی ۲۰۲۲ (قطر)، ۳۷ سالگی: مرحله یک‌چهارم نهایی باخت ۰-۱ مقابل مراکش

⬅️ جام جهانی ۲۰۲۶ (آمریکا، کانادا و مکزیک)، ۴۱ سالگی: مرحله یک‌هشتم نهایی باخت ۰-۱ مقابل اسپانیا

🍏 مجموعا ۶ حضور | یک رده‌ی چهارمی، ۳ بار باخت در یک هشتم‌نهایی، یک بار باخت در یک‌چهارم نهایی و یک بار هم حذف در مرحله‌ی گروهی

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔3
⭐️ حکومت نظامی پنهان؛ وقتی نظامیان کشور را اداره می‌کنند

این ویدیو از کانال Bplus Podcast رو می‌دیدم، درباره‌ی این‌که چرا ارتش در بعضی کشورها برای دهه‌ها قدرت رو قبضه می‌کنه و چرا در بعضی دیگه بالاخره به پادگان برمی‌گرده. برای این کار سرنوشتِ متفاوتِ دو کشور رو مقایسه می‌کرد: پاکستان و کره جنوبی. این‌جا چند نکته‌ی جالبش رو می‌نویسم.

🔽 دولت پنهان و پرسش اصلی
منظور از «دولت عمیق» همون هسته‌ی سختِ قدرته که با تغییرِ دولت‌ها یا حتی بازنویسیِ قانون اساسی سرِ جاش می‌مونه. حالا اگر این هسته «نظامی» باشه چی؟ چه چیزی باعث می‌شه ارتش دهه‌ها در رأس بمونه، و چطور ممکنه یک ارتشِ قدرتمند از سیاست دست بکشه؟

🗂 الگوی پاکستان، تسلطِ ابدی
ارتش پاکستان در عمرِ کمتر از ۸۰ ساله‌ی این کشور ۳ بار کودتای موفق کرده و حتی نخست‌وزیر منتخب رو اعدام کرده امروز فرمانده‌ی ارتش قدرتی بیشتر از نخست‌وزیر داره جالب این‌که در شکستِ بزرگِ ۱۹۷۱ (تجزیه‌ی کشور و تشکیلِ بنگلادش و اسارتِ ۹۰ هزار نظامی) هم به‌جای عقب‌نشینی، تیترِ «پیروزی در همه‌ی جبهه‌ها» زدن.

🔎 سه گامِ ارتش برای قبضه‌ی قدرت
۱. پر کردنِ خلأ نهادی: بعد از استقلال (۱۹۴۷)، پاکستان احزاب و دیوان‌سالاریِ کارآمد نداشت و ارتش که میراثِ منظمِ استعمار بریتانیا بود، تنها ساختارِ منسجمِ کشور شد
۲. ایدئولوژیِ هویتی: ارتش با تعریفِ «تهدیدِ وجودیِ دائمی از سوی هند» خودش رو تنها پاسدارِ بقای کشور معرفی کرد و تا ۷۰ درصدِ بودجه رو بلعید
۳. امپراتوریِ اقتصادی: نظامی‌گری در پاکستان یک طبقه‌ی اجتماعیِ مجزاست؛ بنیادهای نظامی (مثلِ فوجی) از بازارِ کود و سیمان تا بانکداری و خطوطِ هوایی رو قبضه کردن و افسرهای بازنشسته مدیرعاملِ این بنگاه‌های معاف از مالیات می‌شن

💬 الگوی کره جنوبی، بازگشت به پادگان
نقطه‌ی شروع شبیهِ پاکستان بود: ۱۹۶۱ ژنرال پارک با کودتا قدرت رو گرفت و ۲۵ سال با سرکوبِ خشن حاکم بود. ولی اوایلِ دهه‌ی ۹۰ نه‌تنها دولتِ غیرنظامی مستقر شد، بلکه دو رئیس‌جمهورِ نظامیِ سابق محاکمه و به حبسِ ابد و اعدام محکوم شدن.

🤖 سه تفاوتِ بنیادین که باعثِ خروجِ ارتش شد
۱. معماریِ پول: کمک‌های آمریکا مستقیم به دولت داده می‌شد، نه ارتش. پس ارتش از نظرِ بودجه‌ای زیرمجموعه‌ی دولت بود نه یک نهادِ مالیِ مستقل
۲. نبودِ شرکت‌داریِ مستقیم: ارتش به‌جای تأسیسِ کارخانه، از شرکت‌های خانوادگیِ بزرگ (چایبول‌ها مثلِ سامسونگ و هیوندای) حمایت کرد، این شرکت‌ها شریکِ ارتش بودن ولی ساختارِ مستقل داشتن
۳. ایدئولوژیِ عمل‌گرا: توجیهِ حضورِ ارتش «توسعه‌ی اقتصادی» بود نه رسالتِ مقدس، و وقتی ثابت شد توسعه بدونِ سرکوب هم ممکنه، این بهانه فرو ریخت

👥 مدلِ «آرمیچر» و درسِ نهایی ویدیو
بقای حکومتِ نظامی رو به یک آرمیچر با سه سیم‌پیچ تشبیه می‌کنه: قدرتِ سیاسی، ایدئولوژیِ توجیهی، و امپراتوریِ اقتصادی. در پاکستان هر سه سیم‌پیچ کاملا به محورِ ارتش جوش خورده؛ ولی در کره، سیم‌پیچِ اقتصادی (چایبول‌ها) با گره خوردن به بازارهای جهانی مسیرش رو جدا کرد و سیم‌پیچِ ایدئولوژی هم با موفقیتِ جامعه‌ی مدنی باطل شد، پس آرمیچر از کار افتاد.

پیامِ نهایی اینه که برای پیش‌بینیِ خروجِ نظامیان از قدرت، نباید فقط به حجمِ اعتراضاتِ خیابانی نگاه کرد؛ بلکه باید پرسید: آیا اقتصاد در انحصارِ مستقیمِ ارتشه یا شرکای مستقلی هست که شکافِ منافع پیدا کنن؟ و آیا روایتِ حکومت «هویتی/مقدس» است (که شکست رو نمی‌پذیره) یا «توسعه‌گرا» (که با شواهدِ عینی ابطال‌پذیره)؟


🔗 https://youtu.be/U5ViHuIgUq8

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2
🔻 شرط هواپیمایی بریتانیا و نروژ روی بازی دیروز جام جهانی

دیروز بازی نروژ و انگلیس در یک چهارم نهایی جام جهانی فوتبال بود. خود بازی که ۲-۱ شد و قشنگ هم بود، اما بیرون زمین هم داستان‌های جالبی داشت.

یکی‌ش این بود که هواپیمایی بریتانیا و نروژ هفته‌ی پیش شرط‌بندی کردن که هر تیمی شکست خورد باید به مدت ۲۴ ساعت لوگوی هواپیمایی کشور مقابل روی صفحه‌ی Instagramش قرار بگیره.

نتیجه‌ی شرط رو می‌تونید در عکس مشاهده کنید.
عکس صفحه‌ی Instagram هواپیمایی Norwegian Air هست.


✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊3
⭐️ فیلم‌باز | گیشه و حواشی هفته دوم تیر

کانالِ فیلم‌باز یک ویدیوی جمع‌بندی گذاشته از داغ‌ترین اخبار و حواشی سینما و سریال‌های هفته‌ی پیش. این‌جا چند نکته‌ی جالبش رو می‌نویسم.


🔻 رکوردشکنیِ مارول با مرد عنکبوتی ۴
تریلرِ قسمت چهارمِ مرد عنکبوتی فقط در یک روز به ۵۰۰ میلیون بازدید رسید. دلیلِ اصلیِ این انفجار هم حضورِ ۲۰ ثانیه‌ایِ لیونل مسی تو تیزر بود که بابتش ۱۵ میلیون دلار دستمزد گرفت. البته بازیِ ضعیفِ مسی خودش سوژه‌ی کاربرها شد.

🎬 حواشیِ اودیسه‌ی نولان
مشخص شد که الیوت پیج برخلافِ شایعات نقشِ آشیل رو بازی نمی‌کنه، بلکه یکی از همراهانِ اودیسیوسه. نکته‌ی جالب‌تر این‌که نولان اکرانِ خصوصی برای اینفلوئنسرها و تیک‌تاکرها رو ممنوع کرده تا تبلیغاتِ دهان‌به‌دهانِ کاذب شکل نگیره. بنده خدا چندین ماه بابت تیزر قبلی فحش خورده بود، چون از نظر جسمی به شخصیت آشیل نمیومد :)

💬 کارآفرینیِ اسنوپ داگ
اسنوپ داگ گفته به‌خاطرِ تورمِ بالای آمریکا، حقوقِ ۴۰ هزار دلاریِ فردی که تخصصش «پیچیدنِ سیگار» براشه رو افزایش داده!

📊 بقیه‌ی ویدیو در ادامه به‌صورتِ کوتاه به خیلی اخبارِ دیگه هم پرداخته شده: از شکستِ سنگینِ سوپرگرلِ دی‌سی و تمرکزِ وارنر روی انیمیشن‌های بتمن، تا سریالِ لایواکشنِ Persona نتفلیکس، پارودیِ بریکینگ بد، بازگشتِ تام هاردی، حواشیِ کارا دلوین و امبر هرد، و در نهایت گیشه که همچنان دستِ Toy Story 5 (۶۰۶ میلیون دلار) و فیلمِ زندگینامه‌ی مایکل جکسون (۹۸۰ میلیون دلار) بود.

🔗 https://www.youtube.com/watch?v=d439vht6368

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3
⭐️ Great Park

📍 California, Irvine

به جا مانده از بازی فوق‌العاده خسته‌کننده‌ی نیمه نهایی اول جام جهانی، اسپانیا - فرانسه.

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6💔2
⭐️ جیمی کیمل و رازهای پنهانِ ۲۷ ساله

این ویدیو مستند ۳۵ دقیقه‌ای با عنوان «جیمی کیمل آن کسی نیست که می‌گوید» درباره‌ی جیمی کیمل، مجریِ سرشناسِ تلویزیون آمریکاست. مستندی (احتمالا از سمت راست‌های آمریکا) که نشون می‌ده فردی که خودش رو وجدانِ اخلاقیِ تلویزیون معرفی می‌کنه، در طولِ این سال‌ها کارنامه‌ای پر از زن‌ستیزی، نژادپرستی، شوخی‌های خطرناک و استانداردهای دوگانه داره. این‌جا خلاصه‌ی ویدیو رو می‌نویسم، هر چند لزوما claimهای ویدیو درست هم نیست، ولی جالبه.

📈 شروع با تضاد | ویدیو با گریه‌ی جیمی روی آنتنِ زنده پس از پیروزیِ ترامپ در ۲۰۲۴ شروع می‌شه؛ در حالی که خودش رو با مونولوگ‌های احساسی درباره‌ی بیمه‌ی درمانی و کنترلِ اسلحه «مردِ اخلاق‌مدار» معرفی می‌کنه، اما دهه‌ها محتوای نامناسب پشتِ این برندِ پاک پنهان شده.

🗂 دورانِ The Man Show (۱۹۹۹-۲۰۰۳) | برنامه‌ای که خودش اون رو «جشنی برای مردسالاری» می‌نامید؛ پر از استفاده‌ی ابزاری از زنان، آیتم‌های موهنی مثل «مدرسه‌ی همسرداری»، و حتی آیتم‌های آزارِ خیابانی. در همین دوره سابقه‌ی استفاده از گریمِ سیاه‌پوستی برای مسخره کردنِ چهره‌های سیاه‌پوست و استفاده از واژه‌های رکیکِ نژادپرستانه رو هم داشت.

🎙 مصاحبه‌های جنجالی در ABC | با وجودِ علمِ کاملِ شبکه به این سوابق، اجرای برنامه‌ی شبانه بهش سپرده شد. از جمله رفتارِ آزاردهنده‌ش با گروهِ نوجوانِ روسِ t.A.T.u، و به شوخی گرفتنِ تجربه‌ی تلخِ مگان فاکس در ۱۵ سالگی که خودِ فاکس بعدها اون دوران رو «یک جهنمِ زن‌ستیزانه» توصیف کرد.

💬 چرخش به سمتِ «وجدانِ اخلاقی» | نقطه‌ی عطفش ۲۰۱۷ بود، وقتی پسرش با نقصِ قلبی به دنیا اومد و کیمل با یک مونولوگِ پر از اشک درباره‌ی بیمه‌ی درمانی، چهره‌ی تازه‌ای ساخت و به تریبونِ مستقیمِ حمله به ترامپ تبدیل شد. ولی ویدیو نشون می‌ده این همدلی همیشه واقعی نبوده (مثلِ نیش‌زدنش به جونا هیل).

🎁 استانداردِ دوگانه‌ی دیزنی | وقتی ویدیوهای Blackfaceش در ۲۰۲۰ دوباره منتشر شد، با یه مرخصیِ کوتاه و بدونِ مجازات برگشت؛ در حالی که چهره‌هایی مثل میگن کلی برای کارهای خیلی کوچیک‌تر اخراج شدن.

👥 بحران‌های اخیر (۲۰۲۴–۲۰۲۶) | از درگیری با آرون راجرز، تا شوخی‌های جنجالی درباره‌ی ترورِ چارلی کرک و ملانیا ترامپ که این بار براش گرون تموم شد؛ فشارِ FCC، تعلیقِ ۶ روزه‌ی برنامه و ضررِ ۶.۴ میلیارد دلاریِ دیزنی از ارزشِ بازارش.

حرفِ نهاییِ ویدیو اینه که دیزنی سال‌ها چون کیمل براش «یک گاوِ شیرده و تریبونِ سیاسیِ تضمین‌شده» بوده، تاوانِ اخلاقی‌هاش رو پرداخته؛ ولی حوادثِ ۲۰۲۶ ثابت می‌کنه که دیگه مخاطب و نهادهای قانونی حاضر به پذیرشِ این «مصونیتِ شرکتی» نیستن.


🔗 https://www.youtube.com/watch?v=_1USixI3-HI

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
⭐️ داستان‌های قبل از ادیسه نولان

این ویدیوی Filmbaz درباره چیزهایی بود که قبل از دیدن The Odyssey کریستوفر نولان باید بدونیم. چون ادیسه فقط داستان یک قهرمان گم‌شده تو دریا نیست، ادامه جنگ Troy هست، یک دنیای کامل از پادشاهی‌های کوچک، سوگندهای سیاسی، خدایان حسود و آدم‌هایی که فکر می‌کردن پیروز شدن، ولی تازه بعد از پیروزی بدبختی‌شون شروع شد.


🔻 قصه حدود ۳۲۰۰ سال پیش اتفاق می‌افته. اون موقع نه ایران امروزی وجود داشته، نه یونان به معنی کشور واحد. سمت غرب ترکیه امروزی، پادشاهی ثروتمندی به اسم تروا قرار داشت، کنار دریای اژه و سر مسیر تجاری مهمی بین اژه و دریای سیاه. اون طرف دریا هم مجموعه‌ای از پادشاهی‌های کوچک بودن، مثل اسپارت، آتن، آرگوس، پایلوس و مایسنی‌ها. هرکدوم قدرت و ارتش خودشون رو داشتن، ولی فرهنگ و زبان‌شون به هم نزدیک بود.

💬 نقطه شروع جنگ، هلنه. هلن از خاندان سلطنتی اسپارت بود و می‌گفتن زیباترین زن اون منطقه‌ست. مشکل این بود که ازدواج با هلن فقط مسئله عاشقانه نبود، یعنی وصل شدن به قدرت اسپارت. برای همین خواستگارها زیاد بودن و هر انتخابی می‌تونست جنگ درست کنه.

اینجا اودیسیوس یک راه‌حل سیاسی می‌ده، همه خواستگارها سوگند بخورن که هر کسی انتخاب شد، بقیه ازش دفاع کنن. همین سوگند بعدا دردسرساز می‌شه. وقتی پاریس، شاهزاده تروا، هلن رو می‌بره، پادشاهی‌های یونانی طبق همون سوگند مجبور می‌شن متحد بشن و به تروا حمله کنن.

📍 خود اودیسیوس اصلا دلش نمی‌خواست بره جنگ. تازه بچه‌دار شده بود و سعی کرد خودش رو دیوانه جا بزنه تا از جنگ فرار کنه. ولی دستش رو خوندن و مجبورش کردن بره. این بخش برای شخصیتش مهمه، چون برخلاف خیلی از قهرمان‌های اون دنیا، دنبال افتخار و جنگیدن نبود. طراح سوگند، خودش اسیر همون سوگند شد.

جنگ تروآ قرار بود کوتاه باشه، ولی ده سال طول کشید. دیوارهای تروا نمی‌شکست، هزاران نفر کشته شدن، قهرمان‌های دو طرف از بین رفتن و همزمان تو خود یونان هم بازی قدرت ادامه داشت، چون خیلی از پادشاه‌ها سال‌ها از خانه دور بودن.

🔺 نقش خدایان تو این داستان خیلی پررنگه. آفرودیت، هرا، آتنا، آپولون، خدای جنگ و خدای دریا هرکدوم سمت یکی رو می‌گیرن، از آدم‌ها کینه دارن، کمک می‌کنن، ضربه می‌زنن و عملا جنگ فقط جنگ انسان‌ها نیست. حتی ایده اسب چوبی تروا هم با کمک آتنا به اودیسیوس می‌رسه. همون اسبی که باعث می‌شه بعد از ده سال، شهر تو یک شب سقوط کنه.

اما بعد از پیروزی، یونانی‌ها هر کاری که نباید می‌کردن انجام دادن. معبدها رو غارت کردن، به مکان‌های مقدس بی‌احترامی کردن، اسیرها رو کشتن و خدایان ازشون عصبانی شدن. برای همین بازگشت فرمانده‌ها تبدیل شد به نفرین. بعضی‌ها مردن، بعضی‌ها دیر رسیدن، بعضی‌ها گم شدن. اودیسیوس هم یکی از همین‌ها بود.

🙅🏼 ادیسه از همین‌جا شروع می‌شه، از نتیجه چیزی که اولش پیروزی به نظر می‌رسید. اودیسیوس بعد از ده سال جنگ، باید برگرده خونه، ولی راهش تو دریا گم می‌شه. سفرش فقط سفر جغرافیایی نیست، یک جور آزمون اخلاقیه. باید از غرور، وسوسه قدرت، لذت، جاودانگی و خشم خدایان رد بشه تا بفهمه اصلا لایق برگشتن به خانه هست یا نه.

یک نکته مهم دیگه هم روایت غیرخطی داستانه. یعنی اگر تو فیلم ببینیم پسر اودیسیوس بزرگ شده و بعد داستان برگرده عقب، صرفا بازی زمانی نولان نیست. خود ادیسه هم از اول یکی از روایت‌های پیشگام غیرخطی بوده. قصه از جایی شروع می‌شه که سال‌ها از گم شدن اودیسیوس گذشته و بعد کم‌کم می‌فهمیم چه اتفاق‌هایی افتاده.

و خلاصه که ادیسه فقط داستان «یک مرد که می‌خواد برگرده خونه» نیست. داستان اینه که پیروزی چه هزینه‌ای داره، غرور با آدم چی کار می‌کنه و قهرمانی که با زیرکی جنگ رو برده، چطور باید یاد بگیره از خودش هم عبور کنه.


🔗 https://www.youtube.com/watch?v=VCHbb_ZvW3Y

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2
⭐️ خبرهای سینما، از ادیسه نولان تا حاشیه‌های هالیوود

این ویدیوی Filmbaz مثل هفته‌های قبل یک مرور تند روی خبرهای سینما و تلویزیون بود، ولی چند خبرش بیشتر از بقیه می‌چسبید، مخصوصا اکران و واکنش‌های اولیه The Odyssey کریستوفر نولان، نامزدی‌های امی و چند حاشیه عجیب از دنیای سلبریتی‌ها.

🔻 مهم‌ترین خبر، ادیسه نولان بود. فیلم بالاخره برای منتقدها نمایش داده شده و تقریبا موج اول واکنش‌ها خیلی مثبت بوده. از نظر خیلی‌ها با یک فیلم عظیم، جاه‌طلب و فنی طرفیم، چیزی که شاید دوباره نولان رو وسط فصل جوایز نگه داره. تعریف‌ها بیشتر روی مقیاس حماسی، تصویر، اجراهای بازیگرها و این حس بود که نولان سراغ یک اسطوره قدیمی رفته، اما اون رو با زبان امروز ساخته.

نکته جالب اینه که همزمان انتقاد هم هست. بعضی‌ها از روایت درهم، زبان امروزی و فاصله گرفتن از حال و هوای کلاسیک ایراد گرفتن. خود نولان هم ظاهرا گفته هدفش کلاس درس تاریخ نبوده، می‌خواسته فیلم برای مخاطب امروز زنده و سرگرم‌کننده باشه. همین تصمیم احتمالا یکی از بحث‌های اصلی فیلم می‌شه، اینکه یک اسطوره باستانی رو باید چقدر وفادارانه ساخت و چقدر آزادانه.

📍 حاشیه لباس‌های زندایا هم بخش عجیب و جذاب خبر بود. در رویدادهای تبلیغاتی، لباس‌ها و زیورآلاتش الهام باستانی داشتن و بحث گوشواره‌هایی پیش اومد که گفته می‌شد به گنجینه زیویه و آثار باستانی کردستان ربط دارن. اینجا مد، سینما، تاریخ و مسئله مالکیت آثار باستانی با هم قاطی می‌شن. یعنی حتی یک red carpet هم می‌تونه بحث فرهنگی جدی درست کنه.

💬 بعد نوبت خبرهای دیگر نولان بود. از علاقه‌ش به ساخت فیلم ترسناک گفتن، از اکران دوباره The Prestige به مناسبت بیستمین سالگرد، و از همان شوخی عجیب با مخاطب‌ها که اگر جاهای آرام فیلم خواب‌تون برد، فقط خر و پف نکنین. این جنس حرف‌ها هم نولان رو انسانی‌تر نشان می‌ده، هم کمی فضای تقدس دور فیلم‌هاش رو می‌شکنه.

خبر مهم بعدی نامزدی‌های امی بود. The Pitt با ۲۵ نامزدی در بخش درام جلو افتاده و Hacks هم با ۲۴ نامزدی در کمدی حسابی قدرت‌نمایی کرده. جالب‌تر برای ما حضور سپیده معافی بین نامزدهای بازیگر مکمل بود. از اون طرف Apple TV هم با سریال‌هایی مثل Pluribus و Widow's Bay خوب دیده شده و رقابت امسال امی ظاهرا فقط بین اسم‌های قدیمی نیست.

🔺 تو بخش فیلم‌های آینده هم اسم Heat 2 آمد، با خبرهایی درباره بازیگرها و نقش‌ها. همین که ادامه Heat بعد از این همه سال هنوز خبرسازه، نشان می‌ده بعضی فیلم‌ها فقط فیلم نیستن، تبدیل می‌شن به بخشی از حافظه سینمادوست‌ها. خبر Borat 2 هم از اون جنس چیزهایی بود که اگر درست از آب دربیاد، دوباره موج جنجال راه می‌ندازه، مخصوصا چون گفته می‌شه مخفیانه فیلم‌برداری شده.

یکی از خبرهای آینده‌دارتر هم بازیگر AI بود. همون ایده‌ای که یک بازیگر کاملا ساخته‌شده با هوش مصنوعی، برای فیلم قرارداد ببنده. داستان فیلم هم درباره رباتیه که می‌خواد مثل آدم‌ها خاطره بسازه. این خبر کمی ترسناک و کمی کنایه‌آمیزه، سینما دارد فیلمی درباره مصنوعی بودن می‌سازه، با بازیگری که خودش مصنوعیه.

آخرهای ویدیو هم طبق معمول حاشیه‌های سلبریتی‌ها بود، از ازدواج و عکس‌های میلیون‌دلاری تا حرف‌های عجیب میلی بابی براون درباره زندگی قبلی. این بخش‌ها شاید سینمایی به معنی جدی کلمه نباشن، ولی نشون می‌دن صنعت سرگرمی فقط فیلم و سریال نیست. یک ماشین عظیم توجهه که از لباس و طلاق و شایعه تا تناسخ و گیشه، همه‌چیز رو تبدیل به خبر می‌کنه.

و خلاصه که این هفته خبرهای سینما هم پر از فیلم‌های بزرگ بود، هم پر از نشانه‌های آینده. یک طرف نولان با اسطوره چند هزار ساله، یک طرف امی و تلویزیون جدید، یک طرف بازیگر AI و اون طرف حاشیه‌های همیشگی هالیوود. سینما هنوز همون جاییه که هنر، پول، تکنولوژی و نمایش اجتماعی به هم می‌رسن.


🔗 https://www.youtube.com/watch?v=x82wEqNJhrg

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3
⭐️ جو روگن و جی‌دی ونس، سیاست آمریکا وسط قفس و تنگه هرمز

این اپیزود Joe Rogan با JD Vance از اون گفت‌وگوهای طولانی و شلوغیه که از UFC تو کاخ سفید شروع می‌شه، می‌ره سمت کالیفرنیا و رسانه و مذهب، بعد یک‌دفعه می‌رسه به ایران، اپستین، UFO، سوسیالیسم، اتحادیه کارگری و مهاجرت. خلاصه کردنش سخت بود، چون بیشتر از اینکه یک بحث منظم باشه، شبیه گردش چندساعته تو ذهن راست‌گرایی آمریکاییه.

🔻 شروعش با همون اتفاق عجیب بود، برگزاری UFC تو محوطه کاخ سفید. ونس تعریف می‌کرد که هر روز از دفترش تو West Wing بیرون رو نگاه می‌کرده و می‌دیده یک سازه غول‌آسا وسط محوطه داره بالا می‌ره. انگار خود کاخ سفید هم تبدیل شده بود به بخشی از سیاست نمایشی آمریکا. بعد هم بحث رفت سمت اینکه چطور یک جمله تحریک‌آمیز از یک فایتر، چند روز خوراک رسانه‌ای می‌سازه.

نکته جالب این بخش این بود که هر دو تقریبا قبول داشتن اقتصاد توجه، سیاست و رسانه رو به سمت واکنش‌سازی برده. یک نفر چیزی می‌گه که می‌دونه خشم تولید می‌کنه، بعد همان خشم باعث دیده شدنش می‌شه. یعنی حتی اعتراض به حرف هم بخشی از مدل تبلیغاتیه.

📍 بعد رسیدن به کالیفرنیا، Gavin Newsom و مسئله cool بودن دموکرات‌ها. ونس می‌گفت راست آمریکا هنوز یک مشکل فرهنگی داره، اینکه خیلی وقت‌ها دموکرات‌ها برای آدم‌های شهری و جوان، کاریزماتیک‌تر و باحال‌تر به نظر می‌رسن. از اون طرف هم به دموکرات‌ها گیر می‌داد که یک پوپولیسم نمایشی دارن، طوری حرف می‌زنن که انگار مردم رو ساده‌لوح فرض گرفتن.

💬 بخش مذهب هم طولانی بود. بحث از گذاشتن Ten Commandments تو مدارس شروع شد. روگن می‌گفت وقتی تو مدرسه عمومی فقط نماد یک دین خاص رو می‌ذاری، ممکنه آدم‌ها رو از دین دورتر کنی. ونس جواب می‌داد که سنت حقوقی و فرهنگی آمریکا عمیقا از مسیحیت تاثیر گرفته و صرف دیدن ده فرمان، اجبار دینی نیست. اما خودش هم تاکید داشت که دین رو نمی‌شه به کسی تحمیل کرد.

بعد بحث رفت سمت شکل خطرناک‌تر دین سیاسی، مثلا اون گزارشی که ادعا می‌کرد یک فرمانده نظامی بمباران ایران رو بخشی از نقشه الهی و مقدمه بازگشت مسیح معرفی کرده. ونس این مدل نگاه آخرالزمانی رو تایید نکرد و گفت اگر خودش آنجا بود، ترمز می‌کشید. این بخش برای من جالب بود، چون حتی داخل راست مذهبی آمریکا هم یک شکاف هست بین ایمان شخصی و استفاده آخرالزمانی از سیاست خارجی.

😶‍🌫️ مهم‌ترین بخش پادکست، صحبت درباره ایران بود. ونس می‌گفت هدف کوتاه‌مدت آمریکا از حمله، زدن برنامه هسته‌ای ایران بوده، ولی بعد از آن مسئله اصلی مذاکره و تنگه هرمزه. حرفش این بود که حتی اگر با حمله نظامی بخشی از توان ایران رو بزنی، تا وقتی چند نفر بتونن با پهپاد ارزان به کشتی‌ها تو هرمز تهدید ایجاد کنن، بحران تموم نمی‌شه. پس فقط بمباران جواب نیست، باید مذاکره هم باشه.

اینجا به تندروهای آمریکایی هم حمله کرد، مخصوصا اون‌هایی که می‌گن نباید با ایران مذاکره کرد. می‌گفت اگر مذاکره نکنیم، دقیقا پیشنهاد جایگزین چیه؟ اینکه تا ابد بمباران کنیم؟ به نظرش نیروی نظامی فقط وقتی معنی داره که هدف روشن داشته باشه، نه اینکه بزنی تا شاید یک اتفاق خوب بیفته.

📊 بخش اپستین هم پررنگ بود. روگن پرسید چرا انتشار فایل‌ها انقدر بد مدیریت شد و چرا مردم حس کردن چیزی پنهان شده. ونس قبول کرد که ارتباطات دولت تو این پرونده خراب بوده و گفت وعده‌هایی داده شد که بعد معلوم شد اسناد تازه و قطعی زیادی پشتش نیست. از نگاه خودش، اگر مدارک تعیین‌کننده‌ای وجود داشته، احتمالا همان سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ از بین رفته، چون تحقیقات اولیه خیلی محدود بسته شده بود.

آخرهای گفت‌وگو دوباره برگشتن به اقتصاد داخلی، جوان‌ها و سوسیالیسم. ونس می‌گفت اگر به نسل جوان مالکیت، خانه و حس آینده ندی، طبیعی‌ه بره سمت ایده‌های سوسیالیستی. از نگاهش، مشکل فقط فرهنگ نیست، ساختار اقتصادی هم برای خیلی‌ها قفل شده. بعد همین رو وصل کرد به مهاجرت، اتحادیه‌های کارگری و قدرت چانه‌زنی کارگرها. استدلالش این بود که مهاجرت ارزان و گسترده، دست شرکت‌ها رو برای پایین نگه داشتن دستمزدها باز می‌ذاره.

و خلاصه که این اپیزود یک تصویر فشرده از راست جدید آمریکاست، راست مذهبی، ضد رسانه، ضد مهاجرت، بدبین به نخبگان، اما همزمان ضد جنگ بی‌پایان و تا حدی طرفدار کارگر. با همه تناقض‌هاش، چیزی که ازش درمیاد اینه که سیاست آمریکا دیگه فقط چپ و راست قدیمی نیست، ترکیبیه از نمایش، خشم، مذهب، اقتصاد طبقه کارگر و بی‌اعتمادی عمیق به هر نهادی که اسمش نهاد باشه.


🔗 https://www.youtube.com/watch?v=vtxyvD58eDg

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3
⭐️ Great Park

📍 California, Irvine

فینال جام جهانی ۲۰۲۶، اسپانیا - آرژانتین. تعداد زیاد طرفدارهای اسپانیا جالب بود، فکر می‌کردم اکثرا مثل بازی‌های قبلی طرفدار آرژانتین باشن.

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4