اگر هر زمانی در زندگی به PhD فکر کردید، این بلاگپست رو بخونید، اگر در حال PhD خوندن هستید که خیلی محتوای fitتری هم هست. این هفته برای چندمین بار این متن رو خوندم و دوباره بخشهایی از متن سوالات جدیدی که برام ایجاد شده بود رو پاسخ داد. زندگیم کلا اینطوری شده که هر چند وقت یک بار یک بخش جدیدی از متن برام sense میکنه و بهتر میفهممش.
این پستِ قدیمی (۲۰۱۶) یک retrospective هست که Karpathy (کوفاندر OpenAI) بعد از تموم شدنِ PhDش نوشته و سعی کرده tips/tricksهایی که تو این مسیر یاد گرفته رو جمع کنه. اینجا چند نکتهی جالبش رو مینویسم.
کارپثی میگه PhD یعنی Freedom (آزادی تو انتخابِ موضوع)، Ownership (کارت به اسمِ خودته، نه یک cog تو چرخِ یک شرکت بزرگ)، و فرصتی برای Expertise؛ تنها بازهای از زندگیت که میتونی واقعا تو یک موضوع عمیق بشی و expertِ شناختهشدهی دنیا بشی. ولی disclaimer مهمی هم میذاره: قبلِ deadlineها بهشدت زجرآوره، گاهی باید ۳ ماه کارت رو دور بریزی و سلامتِ روانت رو هم حفظ کنی، و شنبهی آفتابی تنها تو لب نشستی و عکسِ سفرِ دوستات با حقوقِ ۵-۱۰ برابری رو اسکرول میکنی.
نکتهی اول و آخرش برای ادمیشن PhD گرفتن از دانشگاههای برتر: references, references, references. نمره اونقدرها مهم نیست؛ بهجاش از همون اول برو سراغِ research. واسه انتخابِ دانشگاه هم معیارها اینا باشه منطقیه: رنک top باشه (بهخاطرِ feedback loop و آدمهای اطرافت)، چند تا adviserِ بالقوه داشته باشه (نه فقط یکی، واسه روزِ مبادا)، و محیطش هم خوب باشه چون ۵ سال اونجا زندگی میکنی.
این رابطه یک symbiosis هست، گاهی تشبیهش میکنن به ازدواج. باید incentive structureشون رو بفهمی (tenure، funding، سیاستِ دانشکده). فرقِ pre-tenure و post-tenure مهمه: استادِ جوون hands-on هست و باهات math میکنه و کدت رو میخونه؛ استادِ ارشد سطحِ بالاتری حرف میزنه و دیدنش سختتره. برای شناختشون با دانشجوهاش حرف بزن، اون هم تو یک مهمونی نه جلسهی رسمی.
میگه PhD یعنی کار رو meta level؛ مشکل، حل کردنِ مسئله نیست (اون inner loop هست)، بلکه پیدا کردنِ اینکه چه مسئلهای ارزشِ حل کردن داره. کمکم یک حسِ taste پیدا میکنی. دو تا نکتهی طلایی: یکی قاعدهی sublinear scaling: یک مسئلهی ۱۰ برابر مهمتر، فقط ۲-۳ برابر سختتره، چون مجبورت میکنه از first principles فکر کنی. پس ambitious باش. ولی به قولِ Hamming، ambitious بودن کافی نیست، باید «attack» داشته باشی. مسئلهی مهم بدونِ راهِ حمله، صرفا یک رویاست. از incremental work («cockroach papers») هم فرار کن؛ ممکنه accept بشن ولی impact ندارن. منظور همین مقالاتی هست که مثلا ۲ درصد دقت یک مدل در یک تسک خاص رو بالا میبرید و خب اکسپتشدنشون هم راحتتره چون reviewer ایراد محسوسی نمیتونه بگیره.
نوشتنِ مقاله: gestalt مقاله رو درست کن، یک single core contribution داشته باش، از laundry list فرار کن. برای یاد گرفتن، مقالههای بد رو review کن تا یک classifier ذهنی بسازی.
کد: کدت رو release کن؛ از ترسِ شرمساریِ عمومی، عادتهای مهندسیِ بهتری پیدا میکنی و citationت هم بیشتر میشه.
و نهایتا Talk: هدفِ ارائه آموزشِ محتوای مقاله نیست؛ هدف اینه که مخاطب رو نسبت به مسئله excite کنی، چیزی یادش بدی و سرگرمش کنی. عکس زیاد، متنِ کم.
نکتهی پایانیش این بود که PhD رو صرفا یک دنبالهی paper نبین؛ عضوی از یک community هستی و کارت اینه که فیلد رو جلو ببری. هیچ shortcut و گیمکردنِ سیستمی هم تو بلندمدت جواب نمیده، چون academia کوچیک و درهمتنیدهست. کارِ خوب بکن، درست communicate کن، آدمها متوجه میشن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4👌2
بازی اول اسپانیا تو جام جهانی با کیپورد بود که ۰-۰ شد و دروازبان کیپورد ۷ تا save داشت تو طول بازی و بهترین بازیکن بازی هم شد. بعد از بازی (تقریبا از اواخر بازی) فالوئرهای اینستاگرامش نمایی زیاد شدن و خیلی معروف شد. الان هم آمار اکانتش به تقریبا ۱۲ میلیون فالوئر رسیده.
و خب اینکه یک بازیکن ۴۰ ساله از یک کشور نیممیلیونی که اولین بار هست در جام جهانی هم شرکت میکنه انقدر دیده میشه خیلی جالبه، معجزهی فوتبال و جام جهانیه.
فکر نمیکردم انقدر تب جام جهانی بگیره، ولی کمکم همهجا داره صحبتش میشه اینجا و حتی تو جلسات آزمایشگاه هم درباره نتایج بازیها و اینکه ملت میخوان ورزشگاه برن صحبت میشه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6
این چند وقت یک سایت جالب پیدا کردم به اسمِ PlayPhrase.me که اگه زبان کار میکنید یا اصلا فیلمبازید، شاید به کارتون بیاد. اینجا کوتاه معرفیش میکنم.
این سایت یک موتورِ جستجو برای عبارتها هست؛ یک جمله یا اصطلاح انگلیسی رو تایپ میکنید، و سایت از بین هزاران فیلم و سریال، همون لحظههایی که بازیگرها دقیقا همون عبارت رو گفتن پیدا میکنه و پشتِ سرِ هم براتون پخش میکنه.
خوبیش اینه میبینید یک اصطلاح تو موقعیتها و لحنهای مختلف چطوری به کار میره (نه فقط معنیِ لغویش) و همچنین تلفظ و آهنگِ کلام رو از زبونِ native speakerها یاد میگیرید، همچنین با زبانِ روزمره و عامیانهای که تو کتابها نیست آشنا میشید.
این ویدیوی آهنگ Lose Yourself امینم میدیدم که ترکیب ۳۳۱ سکانس فیلم مختلف رو گذاشتن کنار هم تا lyrics آهنگ رو بازسازی کنند:
اول فکر میکردم خیلی کار سختی لابد باید باشه، ولی با یکم سرچ یافتم که دیتاستهای مختلفی هستن که میشه ازشون برای یافتن سکانسهای مختلف فیلمها با متون مشخص استفاده کرد و این سایت هم یکیشون هست که برای هر phrase به شما ۵ تا سکانس رو رایگان نشون میده و برای دریافت تعداد بیشتری سکانس، باید subscription بگیرید.
عملا یک «موتورِ جستجوی زیرنویس» هست؛ فایلهای زیرنویس (با تایمکدِ دقیقِ هر جمله) رو با ویدیوها سینک کرده و فیلمها رو به هزاران کلیپِ کوتاه (هر کلیپ = یک جمله) برش زده و ایندکس کرده. واسه همینه که سرچ میزنید و مستقیم میرسید به همون لحظه.
خلاصه اینکه اگر میخواید یک عبارت رو نه تو دیکشنری، بلکه تو دلِ واقعیتِ فیلمها ببینید و بشنوید، میتونید ازین سایت استفاده کنید:
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4👌4
YouTube
پادکست داستان هری پاتر و فرزند نفرین شده - قسمت اول
توی این ویدیو قراره به شکل خلاصه یه نگاهی بندازیم به ادامه داستان هری پاتر
یعنی هری پاتر و فرزند نفرین شده که هشتیم قسمت از این داستان محسوب میشه
این ویدیو به شکل پادکست و در دو قسمت منتشر میشه
یعنی هری پاتر و فرزند نفرین شده که هشتیم قسمت از این داستان محسوب میشه
این ویدیو به شکل پادکست و در دو قسمت منتشر میشه
این چند وقت بدجوری دلم برای دنیای هری پاتر تنگ شده بود، و یوتیوب هم از کانالِ Film Baz یک پادکستِ صوتی از نمایشنامهی «هری پاتر و فرزند نفرینشده» رو suggest کرد و غرق خاطرات شدم. اینجا بدونِ اسپویل ازش مینویسم.
این نمایشنامه که بینِ طرفدارها بهش «کتاب هشتم» هم میگن، ادامهی زندگیِ هری پاتره ۱۹ سال بعد از پایانِ کتاب هفتم؛ حالا هری بزرگ شده، کارمندِ وزارتِ سحر و جادوئه و خودش پدرِ چند تا بچهست. تمرکزِ داستان روی پسرِ دومش و چالشِ بزرگشدن زیرِ سایهی سنگینِ اسمِ یک قهرمانه. یک ماجرای پر از کِشش با چاشنیِ سفر در زمان که هم نوستالژیه، هم پر از پیچشهای غافلگیرکننده.
راستش بیشتر از خودِ داستان، حسِ نوستالژیش بود که منو گرفت. اینکه دوباره اسمِ هاگوارتز و این آدمها رو بشنوی، انگار یه دری به یه دنیای قدیمی که عاشقش بودی دوباره باز میشه. فرمتِ صوتیش هم باعث میشه راحت موقعِ قدم زدن یا قبلِ خواب گوشش بدی و بذاری ذهنت دوباره بره تو اون فضا.
یه دو دستگیِ جالب هم هست، این اثر رو صحنهی تئاتر یک شاهکارِ تحسینشدهست (کلی جایزهی اولیویه و تونی برده)، ولی بهعنوانِ متنِ خام و کتاب، خیلی از طرفدارها باهاش حال نکردن و بهش میگن یک «فنفیکشنِ گرونقیمت». واسه همین جالبه که خودتون قضاوت کنید کدوم طرفید. من شخصا از داستانش هم خیلی لذت بردم.
و خلاصه که اگه شما هم مثلِ من دلتون برای دنیای هری پاتر تنگ شده، این پادکست یه راهِ قشنگ و کمدردسره برای یه سرِ دوباره به هاگوارتز. لذتِ نوستالژیش رو ببرید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3👌1
یکشنبهی این هفته روز عجیبی بود، کل روز تو فکر بودم و یک تیکِ دیگهی سوالات ذهنیم خورده بود که فکر نمیکردم هیچوقت رخ بده.
و به قول شایان صالحی، این برد یک درس بزرگ زندگی داد که
Keep Believing, Never Give Up on Your Life
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4🤝4
YouTube
شرح اختلافات رولینگ و بازیگرانش | هری پاتر و فرزند نفرین شده چرا ساخته نمیشه؟
در این ویدیو در مورد فیلم ساخته نشده هری پاتر و فرزند نفرین شده صحبت کردیم و توضیح کاملی دادیم که دعوای رولینگ و بازیگران جهانش بر سر چیست؟
لایک فراموشتون نشه لطفا 👍👍👍
👇👇 جهت عضویت در کانال تلگرام ما روی لینک زیر کلیک کنید 👇👇
https://t.me/nevermissapoint…
لایک فراموشتون نشه لطفا 👍👍👍
👇👇 جهت عضویت در کانال تلگرام ما روی لینک زیر کلیک کنید 👇👇
https://t.me/nevermissapoint…
این ویدیو از کانال Never miss a Point درباره دلایل اصلی نساختن فیلم بر اساس کتاب «هری پاتر و فرزند نفرینشده» و اختلافات بازیگران با خالق اثر صحبت میکنه. اینجا کوتاه و بدون اسپویل خلاصهش میکنم.
و خلاصه که داستانِ پشتِ این تصمیم بیشتر از مسائل فنی، به اختلافات و حواشی اجتماعی برمیگرده.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3
دربارهی جشنوارهی Red Sea International Film Festival میخوندم، رویدادی که در سالهای اخیر سروصدای زیادی در دنیای سینما به پا کرده و به سرعت داره به یکی از قطبهای سینمایی خاورمیانه تبدیل میشه چون در عربستان برگزار میشه. اینجا چند نکتهی کوتاه دربارهش مینویسم.
داشتن سالن سینما و تماشای عمومی فیلم در عربستان کاملاً ممنوع بود! اما با معرفی پروژهی «چشمانداز ۲۰۳۰» توسط محمد بن سلمان و هدفِ کاهش وابستگی اقتصاد به نفت، فضا کاملاً عوض شد. در ۲۰۱۹ بنیاد جشنواره تأسیس شد و اولین دورهش اواخر ۲۰۲۱ در منطقهی تاریخی شهر بندری جده برگزار شد.
عربستان برای رقابت سریع با جشنوارههای معتبر، بودجههای کلانی خرج کرده، فقط در پنجمین دوره (دسامبر ۲۰۲۵) حدود ۱۵ میلیون دلار هزینه شد و ستارههایی مثل جانی دپ، ویل اسمیت، هالی بری، وین دیزل و سلمان خان روی فرش قرمز جده حضور داشتن. در کنارش با برنامههایی مثل «زنان در سینما» و حضور آزاد زنان سینماگر، از جشنواره به عنوان ویترینی برای نمایش اصلاحات اجتماعی استفاده میکنه.
خیلی از روزنامهنگارها و نهادهای حقوق بشری این رویداد رو یک پروژهی کلاسیک سفیدشویی فرهنگی میدونن. منتقدها میگن عربستان با دعوت از سلبریتیها و پرداخت پولهای کلان، تلاش میکنه توجه رسانهها رو از سوابق حقوق بشری، برخورد با منتقدان سیاسی و آمار بالای اعدام منحرف کنه. در مجموع، جشنوارهی دریای سرخ داستان کشوریه که تصمیم گرفته با قدرت سرمایه و هنر سینما، تصویر سنتی گذشتهش رو پاک کنه و خودش رو به عنوان پایتخت جدید سرگرمی و فرهنگ در خاورمیانه تثبیت کنه.
پینوشت: دوست دارم بدونم وضعیت این رویداد در سالهای آینده با توجه به جنگ اخیر به کجا میرسه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1👌1
به جا مانده از پنالتی خراب شدهی نروژ در برابر فرانسه.
این روزهای جام جهانی جز بازیهای ایران که با ایرانیهای اینجا دور هم دیدیم، چندتا بازی بهخصوص رو هم پیش اومد تو جمعهای پابلیک ببینم که یکیش این بازی مرحله گروهی بود.
البته ترکیب که اومد بیرون مشخص شد بازی جدی نیست، نروژ عملا تیم دومش رو بازی داده بود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3
YouTube
آخرین و جدید ترین اخبار سینمای جهان درهفته اول تیر ماه 1405
توی این ویدیو قراره با هم تمام اتفاقات و رویدادهای مهمی که در یک هفته گذشته اتفاق افتادن رو بررسی کنیم
از سریال جدید تا جدیدترین خبرها از سلبریتی ها
از این ویدیو هر جمعه از کانال فیلمباز منتشر میشه
از سریال جدید تا جدیدترین خبرها از سلبریتی ها
از این ویدیو هر جمعه از کانال فیلمباز منتشر میشه
باکسآفیس این هفته عملاً برای Toy Story 5 بود. انیمیشن جدید پیکسار فقط در سه روز اول ۳۱۲ میلیون دلار در سراسر جهان فروخت (۱۶۰ میلیون دلار فقط در آمریکای شمالی) و همزمان چند رکورد مهم رو شکست، بزرگترین افتتاحیهی مجموعهی Toy Story، بزرگترین افتتاحیهی تاریخ پیکسار و بزرگترین افتتاحیهی سال ۲۰۲۶ تا این لحظه. جالب اینکه با وجود این فروش زیاد، امتیازهای منتقدها کمی پایینتر از استاندارد همیشگی پیکسار بود، اما تماشاگرها با CinemaScore نمرهی A به فیلم دادن و به نظر میرسه مسیر رسیدن به فروش میلیارد-دلاری براش همواره.
طرف دیگهی ماجرا برعکس بود. Supergirl که قرار بود شروع خوبی برای ادامهی DCU باشه، حدود ۳۸ میلیون دلار در افتتاحیهی آمریکای شمالی و ۶۸ میلیون دلار در جهان فروخت، رقمی که حتی از پیشبینیهای اولیه هم پایینتر بود و باعث شد مدیرهای DC بگن فیلم به انتظارات تجاری نرسیده. در همین بین، فیلمهای کمهزینه مثل Obsession و Backrooms همچنان به فروش خوبشون ادامه میدن و نشون میده این روزا ایدههای تازه و بودجههای پایین، از بلاکباسترهای چندصد میلیون دلاری هم موفقتر عمل میکنن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
بعضی وقتها بابت اتفاقات خاصی از تفاوتهای مشهود تجربه ریسرچم در آمریکا با تجربیات ایران دوست دارم بنویسم، هر بار هم که شروع به نوشتن میکنم به این نتیجه میرسم قابل مقایسه نیستن. در واقع مقایسهی عادلانهای نیست. سطح امکانات خیلی متفاوته، دغدغهها فرق میکنه، فاند و پول اینجا خیلی بیشتره، ارزشگذاری روی خروجی نیست و خب دانشجو/استاد ایرانی هم با توجه به شرایط خاصی که در اون قرار داره تصمیمات منطقی میگیره، اینطوری نیست تصمیمات غیرمنطقی گرفته بشه.
اما خب این تجربهی منحصر به فرد Rebuttal سابمیت کردن رو دوست دارم بنویسم. این مورد شاید قابل مقایسه باشه تا حدی.
بعضی کنفرانسهای فیلد من بعد از review اولیه به درصدی از مقالات (معمولا ۴۰ درصد) که به مرحلهی بعدی راه یافتن مهلت discussion با reviewerها و پاسخ دادن به concernهاشون رو میدن. این پروسه هم anonymous هست و reviewها مشخص نیست از سمت چه اشخاصی نوشته شده.
اینجا Rebuttal نوشتن با نوشتن متن اصلی مقاله تفاوت محسوسی پیدا میکنه. باید به سوالات reviewerها جواب داد، از contribution مقاله دفاع کرد و اگر مشکل valid هم پیدا شده، اشاره به حلش کرد و بیان کرد که در نسخهی نهایی اصلاح میشه. دارم سعی میکنم خیلی ساده توضیح بدم، یکم کلا context به context معانی متفاوتی پیدا میکنند هر کدوم ازین مفاهیم.
چند سال قبل و برای چند مقاله قدیمی که باید Rebuttal مینوشتیم در ایران، یادمه به سختی draft نزدیک به ددلاین نهایی میشد و یک pass کوتاه روی متن میرفتیم، سابمیت میکردیم و معمولا اعتماد به نفس بالایی داشتیم که reviewer متن ما رو بخونه امتیازش رو میبره بالا.
اینجا برای مقاله خودم انتظار مشابهی داشتم. ددلاین Rebuttal امشب بود (در واقع ۲ ساعت دیگه)، و reviewها هم ۳ روز پیش release شد.
خلاصه میکنم، از لحظهای که reviewها ایمیل شده، با co-author دوم کار هر کدوم ۳ تا نسخهی متفاوت پاسخ به reviewها نوشتیم، ۴ تا جلسه داشتیم و روزی تقریبا ۸ ساعت روی متن کار شد. نهایتا نسخه نهایی رو امشب جمعبندی کردیم و با تلاش فراوان به word limit کنفرانس رسوندیم. حالا اما چرا انقدر زیاد زمان گرفت کاری که قبلا شاید ۲ ساعته انجام میشد؟ این سوال خودم هم هست، چون به نظرم این حجم زیاد کار لزوما به بهبود متن و خروجی کمکی نمیکرد، البته که باعث میشد عمق کار بیشتر بشه ولی مثلا یکی از نسخههایی که نوشته بودیم دیروز انقدر خلاصه و polish شده بود که سوالات اصلی تو متن گم شده بودن، و خب انگار دچار overthink شده بودیم نسبت به دیدگاه ۴ تا reviewer مقاله.
جوابی که برای این سوال یافتم این بود که مسیر از هدف اینجا مهمتر بود انگار، یعنی پروسهی فکر کردن به دیدگاه reviewerها، تلاش برای جواب دادن بهشون، دوباره iterative انجام همین کار تا وقتی که به یک نقطهی مناسب برسیم، مسیری بود که درست بود انجامش، در حالی که قبلا فقط رسیدن خروجی مهم بود، یعنی هر زمانی که متن آماده بشه و سوالات پاسخ داده بشه، اما خب مسیر مهم نبود، اینکه آیا به همهی سوالات فکر شده، از دید reviewer متنها خونده شده، از شخص بیرونی خواسته شده تا فیدبک بده، تلاشی برای بهبود contribution در اون بازهی سابمیشن اولیه تا زمان ریلیز reviewها انجام شده یا نه و موارد مشابه.
با این جمعبندی این متن رو تموم کنم که این تجربیات خیلی نتیجهی خاصی رو در لحظه برام به همراه ندارن که بگم مسیر مهمتر از هدف هست و یا برعکس، هنوز خیلی زوده برای نتیجهگیری، صرفا این تجربهی خاص جزو معدود مواردی بود که میتونستم با تجربیات قدیمی در یک ترازو قرار بدم و مقایسه کنم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌6
YouTube
اپیزود ۲۶: Venture Capital چیست؟ چطور بعضی استارتاپها میلیونها دلار سرمایه میگیرند؟
در قسمت بیستوششم پادکست «توسی»، صالح و مهرزاد از استنفورد و هاروارد سراغ دنیای سرمایهگذاری خطرپذیر میروند؛ همان صنعتی که پشت رشد شرکتهایی مثل گوگل، فیسبوک، اسپیساکس و بسیاری از استارتاپهای بزرگ جهان بوده است. در این گفتوگو، از معنای سرمایهگذاری خطرپذیر،…
این ویدیو، اپیزود ۲۶ پادکست 2See بود؛ گفتوگوی مهرزاد سجادی و صالح دادخواهیپور دربارهی Venture Capital، از معنی پایهایش تا ریاضیات صندوقها، جذب سرمایه، شتابدهندهها و وضعیت ایران.
بهانهی اپیزود، جذب سرمایهی ۷۵ میلیارد دلاری SpaceX با ارزشگذاری ۱.۸۸ تریلیون دلاره. سوال اصلی اینه که چرا شرکتی که هنوز خصوصی مونده و محصول روزمرهی مستقیم به مردم نمیفروشه، انقدر ارزش داره؟
سه دلیل اصلی مطرح میشه: اقتصاد آیندهی فضا، از استخراج منابع ماه و مریخ تا انتقال دیتاسنترها به خارج از جو زمین؛ ایدهی چندسیارهای کردن انسان بهعنوان بیمهی عمر تمدن؛ و حل مسئله با First Principles، مخصوصا با موشکهای چندبارمصرف که هزینهی پرتاب رو شدیدا پایین آوردن. امروز هم Starlink یکی از پولسازترین بخشهای SpaceX شده.
میگن که VC یعنی سرمایهگذاری روی استارتاپهای نوپا، پرریسک و معمولا تکنولوژیک. فرقش با وام بانکی اینه که بانک اصل پول و سودش رو در هر حال میخواد، ولی VC در ازای پول، سهام میگیره. اگر استارتاپ شکست بخوره، پولش میسوزه؛ اگر رشد انفجاری کنه، سودش میتونه چندصد برابر بشه.
همونطور که والاستریت نماد بورسه، Sand Hill Road کنار استنفورد نماد جهانی سرمایهگذاری خطرپذیره. این صنعت فقط نتیجهی چند سرمایهگذار باهوش نیست؛ محصول یک اکوسیستمه: دانشگاههای قوی، سرمایههای بزرگ، قوانین مناسب، مهاجرهای نخبه، فرهنگ ریسک و شبکهی آدمها.
در ادامه میگن که VCها پولشون رو از LPها میگیرن؛ مثلا صندوقهای بازنشستگی یا دانشگاهها. چون این سرمایهگذارها میتونن با ریسک کمتر در بورس سالی ۸ تا ۱۰ درصد بگیرن، از VC انتظار بازده خیلی بالاتر دارن؛ حدود ۳۰ درصد سالانه.
مثال مهرزاد این بود: یک صندوق ۲۰ میلیون دلاری اگر به ۲۰ استارتاپ، هرکدوم ۱ میلیون دلار بده، برای رسیدن به بازده مورد انتظار باید بعد از ۱۰ سال حدود ۲۷۶ میلیون دلار برگردونه. چون اکثر استارتاپها شکست میخورن، یکی دو تا شرکت باید کل صندوق رو نجات بدن. برای همین VC دنبال شرکت «خوب» نیست، دنبال شرکتیه که شاید ۱۰۰ یا ۴۰۰ برابر رشد کنه.
اول Pre-Seed و Angel Round هست؛ پولهای اولیه از فرشتههای سرمایهگذار، دوستان و خانواده. بعد Seed میاد، وقتی تیم و محصول اولیه جدیتر شده. بعدش Series A, B, C هستن؛ جایی که شرکت برای رشد سریع، مارکتینگ، استخدام و گرفتن بازار، دهها میلیون دلار سرمایه جذب میکنه.
برای پیدا کردن سرمایهگذار میشه از Crunchbase و PitchBook استفاده کرد. اما نکتهی مهم اینه که سرمایهگذارها رو Tier بندی کنید و از اول سراغ بهترین گزینهها نرید. اول با درجه ۳ها جلسه بذارید، فیدبک بگیرید، پیچدک رو بهتر کنید، بعد برید سراغ VCهای اصلی.
۹۰ درصد جوابها «نه» خواهد بود، پس کارآفرین باید از نظر روانی آماده باشه. کافی هم هست یک Lead Investor پیدا بشه؛ کسی که Term Sheet بده و بقیه سرمایهگذارها پشت سرش وارد بشن.
میگن که Pitch Deck باید ۱۰ تا ۱۵ اسلاید باشه، ولی فقط عدد و نمودار نیست؛ کارآفرین باید قصهگو باشه. بعدش Term Sheet میاد؛ شامل بندهایی مثل Vesting سهام بنیانگذار، حق حضور در هیئتمدیره، دسترسی به اطلاعات مالی و Liquidation Preference. آخر بازی هم Exit هست: یا شرکت فروخته میشه، یا IPO میکنه.
جمعبندیشون دربارهی ایران اینه: پتانسیل بالا، اجرای ضعیف. بازار ۸۰ میلیونی، اینترنت و موبایل فراگیر و نیروی انسانی قوی داریم، ولی سه مشکل بزرگ هست: نبود سرمایهگذاران نهادی بزرگ، نبود مسیر خروج مطمئن، و مهمتر از همه قطع ارتباط با جهان.
تحریم، فیلترینگ، اختلال اینترنت، انحصار و ریسکهای سیاسی باعث میشه سرمایه که ذاتا ترسوئه، وارد این فضا نشه. برای همین استارتاپهای ایرانی از یک طرف بهخاطر نبود رقیب خارجی رشد میکنن، ولی از طرف دیگه سقف رشدشون محدود به مرزهای ایران میمونه.
و خلاصه که VC فقط پول دادن به استارتاپ نیست؛ ترکیبیه از ریسک، شبکه، روایت، حقوق، اقتصاد و آیندهنگری. وقتی اکوسیستم درست کار کنه، از دلش SpaceX و OpenAI درمیاد؛ وقتی کار نکنه، حتی ایدههای خوب هم به سقف کوتاه بازار محلی میخورن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5
YouTube
اتفاقات پشت صحنه انیمیشن داستان اسباب بازی - Toy Story
توی این ویدیو قراره بریم سر وقت تمام اتفاقاتی که موقع ساخته شدن انیمیشن داستان اسباب بازی افتادن
از تلاش برای تاسیس شرکت پیکسار تا همکاری با دیزنی
از تلاش برای تاسیس شرکت پیکسار تا همکاری با دیزنی
این ویدیو از کانالِ Filmbaz رو میدیدم، دربارهی مسیرِ پرفراز و نشیبِ ساختِ «داستان اسباببازی» و شکلگیریِ استودیوی پیکسار. این انیمیشن اولین فیلمِ بلندِ تماما کامپیوتریِ تاریخِ سینما بود که عملا به دوران انیمیشنهای سنتی دیزنی پایان داد. اینجا چند نکتهی جالبش رو مینویسم.
و خلاصه که ترکیبِ این چالشهای فنی با اون فلسفهی معروفِ پیکسار، یعنی «احساساتِ انسانی هیچوقت پیر نمیشن»، باعث شد یکی از موندگارترین فرنچایزهای تاریخ ساخته بشه. اگه عاشقِ پیکسارید، این ویدیو خلاصهای از تاریخچهی پیکسار رو نشون میده.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5
ناراحتکنندهست که فوتبالیستهایی که بچگی بازیشون رو میدیدیم تک به تک دارن از جام حذف میشن و دورانشون به پایان رسیده. رونالدو هم بدون قهرمانی جام جهانی فوتبالش تموم میشه. باورش سخته مخصوصا بعد از اینکه یورو ۲۰۱۶ رو بردن انتظار داشتم جام جهانی رو هم بتونن ببرن که خب نشد دیگه.
آمارش در جامهای جهانی رو داشتم میدیدم، اینجا خلاصهای ازشون مینویسم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔3
این ویدیو از کانال Bplus Podcast رو میدیدم، دربارهی اینکه چرا ارتش در بعضی کشورها برای دههها قدرت رو قبضه میکنه و چرا در بعضی دیگه بالاخره به پادگان برمیگرده. برای این کار سرنوشتِ متفاوتِ دو کشور رو مقایسه میکرد: پاکستان و کره جنوبی. اینجا چند نکتهی جالبش رو مینویسم.
منظور از «دولت عمیق» همون هستهی سختِ قدرته که با تغییرِ دولتها یا حتی بازنویسیِ قانون اساسی سرِ جاش میمونه. حالا اگر این هسته «نظامی» باشه چی؟ چه چیزی باعث میشه ارتش دههها در رأس بمونه، و چطور ممکنه یک ارتشِ قدرتمند از سیاست دست بکشه؟
ارتش پاکستان در عمرِ کمتر از ۸۰ سالهی این کشور ۳ بار کودتای موفق کرده و حتی نخستوزیر منتخب رو اعدام کرده امروز فرماندهی ارتش قدرتی بیشتر از نخستوزیر داره جالب اینکه در شکستِ بزرگِ ۱۹۷۱ (تجزیهی کشور و تشکیلِ بنگلادش و اسارتِ ۹۰ هزار نظامی) هم بهجای عقبنشینی، تیترِ «پیروزی در همهی جبههها» زدن.
۱. پر کردنِ خلأ نهادی: بعد از استقلال (۱۹۴۷)، پاکستان احزاب و دیوانسالاریِ کارآمد نداشت و ارتش که میراثِ منظمِ استعمار بریتانیا بود، تنها ساختارِ منسجمِ کشور شد
۲. ایدئولوژیِ هویتی: ارتش با تعریفِ «تهدیدِ وجودیِ دائمی از سوی هند» خودش رو تنها پاسدارِ بقای کشور معرفی کرد و تا ۷۰ درصدِ بودجه رو بلعید
۳. امپراتوریِ اقتصادی: نظامیگری در پاکستان یک طبقهی اجتماعیِ مجزاست؛ بنیادهای نظامی (مثلِ فوجی) از بازارِ کود و سیمان تا بانکداری و خطوطِ هوایی رو قبضه کردن و افسرهای بازنشسته مدیرعاملِ این بنگاههای معاف از مالیات میشن
نقطهی شروع شبیهِ پاکستان بود: ۱۹۶۱ ژنرال پارک با کودتا قدرت رو گرفت و ۲۵ سال با سرکوبِ خشن حاکم بود. ولی اوایلِ دههی ۹۰ نهتنها دولتِ غیرنظامی مستقر شد، بلکه دو رئیسجمهورِ نظامیِ سابق محاکمه و به حبسِ ابد و اعدام محکوم شدن.
۱. معماریِ پول: کمکهای آمریکا مستقیم به دولت داده میشد، نه ارتش. پس ارتش از نظرِ بودجهای زیرمجموعهی دولت بود نه یک نهادِ مالیِ مستقل
۲. نبودِ شرکتداریِ مستقیم: ارتش بهجای تأسیسِ کارخانه، از شرکتهای خانوادگیِ بزرگ (چایبولها مثلِ سامسونگ و هیوندای) حمایت کرد، این شرکتها شریکِ ارتش بودن ولی ساختارِ مستقل داشتن
۳. ایدئولوژیِ عملگرا: توجیهِ حضورِ ارتش «توسعهی اقتصادی» بود نه رسالتِ مقدس، و وقتی ثابت شد توسعه بدونِ سرکوب هم ممکنه، این بهانه فرو ریخت
بقای حکومتِ نظامی رو به یک آرمیچر با سه سیمپیچ تشبیه میکنه: قدرتِ سیاسی، ایدئولوژیِ توجیهی، و امپراتوریِ اقتصادی. در پاکستان هر سه سیمپیچ کاملا به محورِ ارتش جوش خورده؛ ولی در کره، سیمپیچِ اقتصادی (چایبولها) با گره خوردن به بازارهای جهانی مسیرش رو جدا کرد و سیمپیچِ ایدئولوژی هم با موفقیتِ جامعهی مدنی باطل شد، پس آرمیچر از کار افتاد.
پیامِ نهایی اینه که برای پیشبینیِ خروجِ نظامیان از قدرت، نباید فقط به حجمِ اعتراضاتِ خیابانی نگاه کرد؛ بلکه باید پرسید: آیا اقتصاد در انحصارِ مستقیمِ ارتشه یا شرکای مستقلی هست که شکافِ منافع پیدا کنن؟ و آیا روایتِ حکومت «هویتی/مقدس» است (که شکست رو نمیپذیره) یا «توسعهگرا» (که با شواهدِ عینی ابطالپذیره)؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2
دیروز بازی نروژ و انگلیس در یک چهارم نهایی جام جهانی فوتبال بود. خود بازی که ۲-۱ شد و قشنگ هم بود، اما بیرون زمین هم داستانهای جالبی داشت.
یکیش این بود که هواپیمایی بریتانیا و نروژ هفتهی پیش شرطبندی کردن که هر تیمی شکست خورد باید به مدت ۲۴ ساعت لوگوی هواپیمایی کشور مقابل روی صفحهی Instagramش قرار بگیره.
نتیجهی شرط رو میتونید در عکس مشاهده کنید.
عکس صفحهی Instagram هواپیمایی Norwegian Air هست.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊3
YouTube
آخرین و جدید ترین اخبار سینمای جهان درهفته دوم تیر ماه 1405
توی این ویدیو قراره با هم تمام اتفاقات و رویدادهای مهمی که در یک هفته گذشته اتفاق افتادن رو بررسی کنیم
از سریال جدید تا جدیدترین خبرها از سلبریتی ها
از این ویدیو هر جمعه از کانال فیلمباز منتشر میشه
از سریال جدید تا جدیدترین خبرها از سلبریتی ها
از این ویدیو هر جمعه از کانال فیلمباز منتشر میشه
کانالِ فیلمباز یک ویدیوی جمعبندی گذاشته از داغترین اخبار و حواشی سینما و سریالهای هفتهی پیش. اینجا چند نکتهی جالبش رو مینویسم.
تریلرِ قسمت چهارمِ مرد عنکبوتی فقط در یک روز به ۵۰۰ میلیون بازدید رسید. دلیلِ اصلیِ این انفجار هم حضورِ ۲۰ ثانیهایِ لیونل مسی تو تیزر بود که بابتش ۱۵ میلیون دلار دستمزد گرفت. البته بازیِ ضعیفِ مسی خودش سوژهی کاربرها شد.
مشخص شد که الیوت پیج برخلافِ شایعات نقشِ آشیل رو بازی نمیکنه، بلکه یکی از همراهانِ اودیسیوسه. نکتهی جالبتر اینکه نولان اکرانِ خصوصی برای اینفلوئنسرها و تیکتاکرها رو ممنوع کرده تا تبلیغاتِ دهانبهدهانِ کاذب شکل نگیره. بنده خدا چندین ماه بابت تیزر قبلی فحش خورده بود، چون از نظر جسمی به شخصیت آشیل نمیومد :)
اسنوپ داگ گفته بهخاطرِ تورمِ بالای آمریکا، حقوقِ ۴۰ هزار دلاریِ فردی که تخصصش «پیچیدنِ سیگار» براشه رو افزایش داده!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3
به جا مانده از بازی فوقالعاده خستهکنندهی نیمه نهایی اول جام جهانی، اسپانیا - فرانسه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6💔2