گاه‌نامه
375 subscribers
193 photos
31 videos
205 links
We're here for a purpose.

گاه‌نوشته‌های من رو این‌جا می‌بینید. پیام‌های کانال نظم از پیش تعیین‌شده ندارن، درباره‌ی دغدغه‌های خودم می‌نویسم. در حال حاضر PhD می‌خونم در دانشگاه UCI آمریکا و ۲۴ سالم هست.
Download Telegram
📁 سوال مصاحبه کاری

۲۵ تا اسب داریم، تو هر مسابقه ۵ تا اسب می‌تونن بدوند، با کم‌ترین تعداد مسابقه می‌خوایم ۵ تا اسب سریع از بین این ۲۵ تا رو پیدا کنیم، چندتا مسابقه نیازه برگزار کنیم؟

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😇5
📁 جوابِ سوال بالا

این یه سوال کلاسیک مصاحبه‌ی گوگله که معمولاً برای پوزیشن Business Operations Analyst (و گاهی نقش‌های مهندسی) ازش استفاده می‌شه. روی Glassdoor هم گزارش شده و سال‌هاست بحث‌برانگیزه، چون خیلی‌ها جواب اشتباه می‌دن (مخصوصاً جوابِ معروفِ ۷ که مالِ پیدا کردنِ ۳ تا اسبِ سریعه، نه ۵ تا).

🐎 فرض‌های مسئله
تو هر مسابقه حداکثر ۵ تا اسب می‌تونن بدوند.
کرنومتر در کار نیست، فقط ترتیبِ نسبیِ اسب‌ها تو هر مسابقه مشخص می‌شه.
اسب‌ها سرعتِ ثابت دارن (خسته نمی‌شن).

🎯 جواب: ۹ مسابقه

🧩 راه‌حل:

۱) ۵ مسابقه‌ی اول (مسابقه‌های ۱ تا ۵): ۲۵ اسب رو به ۵ گروهِ ۵تایی تقسیم می‌کنیم: A، B، C، D، E. هر گروه یه مسابقه می‌ده. حالا داخلِ هر گروه ترتیب رو می‌دونیم: A1 > A2 > A3 > A4 > A5 (همین‌طور برای B تا E)

۲) مسابقه‌ی ششم، مسابقه‌ی برنده‌ها: بینِ A1، B1، C1، D1، E1 مسابقه می‌ذاریم. فرض کنیم نتیجه بشه: A1 > B1 > C1 > D1 > E1 پس A1 قطعاً سریع‌ترینِ کلِ ۲۵ تاست.

۳) حذف کاندیداهایی که محاله تو Top 5 باشن:
کلِ گروهِ E حذف (چون E1 پنجم شده، یعنی حداقل ۴ تا اسب ازش سریع‌ترن).
از گروه D: اسب D1 چهارمه و خودش می‌تونه نهایتاً چهارم بشه، ولی D2 به بعد همه حذف. پس از گروهِ D فقط D1 می‌مونه.
از گروه C: فقط C1 و C2 می‌مونن (C3, C4, C5 حذف).
از گروه B: فقط B1, B2, B3 می‌مونن (B4, B5 حذف).
از گروه A هم A2, A3, A4, A5 همه کاندیدا هستن (چون A1 اولِ کل هست، بقیه‌ی گروهش هم می‌تونن تو Top 5 باشن).

کاندیداهای باقی‌مونده برای جایگاه‌های ۲ تا ۵:
A2, A3, A4, A5, B1, B2, B3, C1, C2, D1

پس ۱۰ اسب تا اسب برای ۴ جا داریم.

۴) مسابقه‌ی هفتم، تعیینِ جایگاهِ دوم: بعد از مسابقه‌ی ۶، فقط دو اسب شانسِ جایگاهِ دوم رو دارن: A2 و B1 (چون فقط A1 ازشون سریع‌تره؛ بقیه‌ی اسب‌ها حداقل ۲ اسبِ سریع‌تر بالای سرشون دارن). پس این اسب‌ها رو می‌دوونیم: A2, B1, C1, D1, E1
فرض کنیم نتیجه A2 > B1 > C1 > D1 > E1 هست، پس A2 دومِ کل می‌شه. حالا حذف‌های زنجیره‌ای این‌طوریه:
اسب A2 از B1 سریع‌تر شد پس ۲ اسب از B1 سریع‌ترن (A1, A2)، پس B4 حذف (چون ۵ اسب ازش سریع‌ترن: A1, A2, B1, B2, B3). اسب C1: نسبت به خودش ۳ اسبِ سریع‌تر هست، پس اسب C3 حذف.
اسب D1: نسبت به خودش ۴ اسبِ سریع‌تر داره، پس D2 حذف.
اسب E1: نسبت به خودش ۵ اسبِ سریع‌تر داره، پس خودِ E1 و کلِ گروهِ E حذف.
کاندیداهای باقی‌مانده برای ۳ جای باقی‌مانده: A3, A4, A5, B1, B2, B3, C1, C2, D1 می‌شه مجموعا ۹ تا.

۵) مسابقه‌ی هشتم، تعیینِ جایگاهِ سوم: کاندیداهای جایگاهِ سوم فقط A3 و B1 هستن (بقیه ≥۳ اسبِ سریع‌تر بالای سرشون دارن). این دو رو با قوی‌ترین بقیه می‌دوونیم: A3, B1, B2, C1, D1 فرض کنیم نتیجه: A3 > B1 > C1 > B2 > D1، پس اسب A3 سومِ کل می‌شه. حالا حذف‌های زنجیره‌ای این‌طوریه:
نسبت به اسب B1 الان ۳ اسبِ سریع‌تر داریم (A1, A2, A3) پس B3 حذف (۵ اسب ازش سریع‌ترن: A1, A2, A3, B1, B2).
اسب C1: نسبت به خودش ۴ اسبِ سریع‌تر داره پس C2 حذف.
اسب D1: نسبت به خودش ۵ اسبِ سریع‌تر داره پس خودِ D1 حذف.
کاندیداهای باقی‌مانده: A4, A5, B1, B2, C1 می‌شه دقیقاً ۵ اسب برای ۲ جای باقی‌مانده.

۶) مسابقه‌ی نهم، تعیینِ جایگاه‌های چهارم و پنجم: هر ۵ کاندیدای باقی‌مانده رو با هم می‌دوونیم: A4, A5, B1, B2, C1، نهایتا اسب اولِ این مسابقه = چهارمِ کل و اسب دومِ این مسابقه = پنجمِ کل

💳 جمع‌بندی: ۵ (مسابقه‌ی گروهی) + ۱ (مسابقه‌ی برنده‌ها) + ۳ (تعیینِ جایگاه‌های ۲ تا ۵) = ۹ مسابقه

هر مسابقه جایگاه یکی رو مشخص می‌کنه و تو هر مسابقه فقط ۲ اسب اصلاً شانسِ جایگاهِ بعدی رو دارن و مسابقه بینشون قضاوت می‌کنه؛ بقیه‌ی شرکت‌کننده‌ها برای جمع‌آوریِ اطلاعاتِ بیشتر و حذفِ زنجیره‌ای هستن.

جوابِ معروفِ «۷ مسابقه» که خیلی جاها دیده می‌شه، مربوط به نسخه‌ی ساده‌ترِ سواله که می‌خواد فقط Top 3 رو پیدا کنه.


🔗 25 horses, 5 race tracks. How many races you have to run to select top 5 horses?

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5👌5💔1
⭐️ اشتباهات جو روگان، صاحب پادکست سابقا شماره ۱ جهان

یک ویدیو دیدم که تحلیل می‌کرد چرا پادکست The Joe Rogan Experience که زمانی رتبه‌ی اول جهان از نظر تعداد viewer بود، الان به رتبه‌ی پنجم سقوط کرده. تز اصلی ویدیو اینه که روگان دقیقا به همون Mainstream Media تبدیل شده که زمانی ازش متنفر بود.


این تغییر یک‌شبه نبوده، نتیجه‌ی ۶ تصمیم کلیدی در سال‌های اخیره:

⬅️ قرارداد ۱۰۰ میلیون دلاری با اسپاتیفای در ۲۰۲۰: اولین نشونه‌ی تغییر بود. با اینکه ثروت عظیمی براش آورد، باعث شد اسپاتیفای ۱۱۳ قسمت (معادل ۳۰۰ ساعت محتوا) از آرشیوش رو حذف کنه. عملا پایان آزادی بی‌حدومرز پادکستش بود.

⬅️ مهاجرت از LA به آستینِ تگزاس: تو دوران کووید استودیوش رو منتقل کرد و دسترسی به اون طیف متنوع روشنفکر و هنرمند LA رو از دست داد. تنوع مهمون‌های پادکست به شدت افت کرد.

⬅️ توهم نخبگی در کمدی: کلاب کمدی خودش رو در آستین تاسیس کرد که خیلی زود تبدیل شد به یک Echo Chamber برای کمدین‌های راست‌گرا. ویژه‌برنامه‌ی استندآپش با اسم "Burn the Boats" در ۲۰۲۴ با بازخورد بسیار ضعیفی مواجه شد.

⬅️ سیاسی شدن بیش از حد: روگانی که سال‌ها خودش رو میانه‌رو می‌دونست، پادکستش رو به تریبون باز چهره‌هایی مثل ترامپ تبدیل کرد و در انتخابات ۲۰۲۴ علنا ازش حمایت کرد. هویت بی‌طرفش از بین رفت.

⬅️ نزدیک شدن به میلیاردرها: روگانِ قدیم قدرت‌ها رو به چالش می‌کشید، روگانِ جدید با آدم‌هایی مثل پیتر تیل (بنیان‌گذار Palantir) و مامورهای سابق CIA صمیمی می‌شه و روایت‌هاشون درباره‌ی تکنولوژی‌های جاسوسی رو بدون هیچ پرسشگری می‌پذیره.

⬅️ اعتماد کورکورانه به AI: راحت فریب ویدیوهای دیپ‌فیک رو می‌خوره، برای راستی‌آزمایی به جای تیم انسانی‌ش کاملا به Perplexity (اسپانسر برنامه‌ش) متکی شده، و در یک اظهارنظر عجیب، هوش مصنوعی رو با بازگشت عیسی مسیح مقایسه کرده.

📑 جمع‌بندی ویدیو این بود که روگان روحیه‌ی پرسشگری و انتقادی‌ش رو از دست داده و کاملا تسلیم آینده‌ای شده که میلیاردرهای تک و AI برای بشریت رقم می‌زنند. دیگه اون فرد مستقلی نیست که قدرت‌ها رو به چالش بکشه، بلکه به ابزاری در دست همون نخبگانی تبدیل شده که زمانی باهاشون مقابله می‌کرد.

و خب، این پیام رو این‌طوری بخونید که روگان، یک آدمِ نوعی هست که از منتقد، به آدم‌هایی که ازشون انتقاد می‌کرد تبدیل شد، شبیه خیلی‌های دیگه.


📊 لینک ویدیو:
🔗 https://www.youtube.com/watch?v=J0gUB_h1tN8

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌1
⭐️ Apple Park Visitor Center

📍 California, Cupertino

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤7💔3👌1
⭐️ ترس از دست دادن | FOMO

مفهوم FOMO یا Fear of Missing Out، یعنی ترس از این‌که چیزی رو از دست بدیم، چه در شبکه‌های اجتماعی، چه در روابط یا فرصت‌های زندگی. این حس وقتی بر ما غلبه می‌کنه که مدام نگرانیم اتفاقات مهم یا جذابی رو نبینیم یا نداشته باشیم، و این موضوع می‌تونه استرس، اضطراب و احساس ناکافی بودن رو افزایش بده

🔻 چرا تبدیل به اپیدمی شده؟
در دنیای امروز، با حجم بالای محتوا و مقایسه‌های بی‌وقفه، FOMO تبدیل به یک اپیدمی شده. هر روز در معرض تصاویری از زندگی‌های «بهتر»، سفرهای لوکس، روابط عالی و موفقیت‌های دیگران قرار می‌گیریم و این حس رو داریم که باید سریع‌تر، بهتر و بیشتر داشته باشیم تا از قافله عقب نمونیم. این ترس، نه تنها وقت و انرژی‌مون رو می‌گیره، بلکه باعث می‌شه نتونیم از لحظه‌ی حال لذت ببریم و همیشه در حالت نگرانی باشیم

🤖 ریشه‌ی روان‌شناختی این مفهوم اولین بار در سال ۲۰۰۴ توسط Patrick McGinnis در یک مقاله در مجله‌ی Harvard Business School معرفی شد. تحقیقات بعدی نشون داده FOMO ارتباط مستقیمی با کاهش رضایت از زندگی، کیفیت پایین‌تر خواب و افزایش علائم افسردگی داره؛ مخصوصا در نسلی که با شبکه‌های اجتماعی بزرگ شده. مغز ما به شکل تکاملی برای تعلق به گروه برنامه‌ریزی شده، و حس «جا موندن از گروه» یک هشدار قدیمی بقاست که حالا توسط الگوریتم‌های اینستاگرام و تیک‌تاک هر روز فعال می‌شه

🟥 راه‌های مقابله با FOMO، یکی تمرکز بر خود و اهداف شخصی، نه مقایسه با دیگران. دومی محدود کردن زمان استفاده از شبکه‌های اجتماعی و حذف اعلان‌ها، سومی یادگیری قدردانی از چیزهای کوچیک و واقعی در زندگی، چهارمی پذیرش این‌که همیشه چیزهایی هست که از دست می‌دیم، و این کاملا طبیعیه، و در نهایت آخری، تمرین حضور در لحظه و دادن فضای سکوت به ذهن هستن

🟩 مفهوم متضاد: JOMO در مقابل FOMO، مفهومی به اسم JOMO یا Joy of Missing Out هم مطرح شده. یعنی لذت بردن از این‌که در یک رویداد یا ترند نباشی، و در عوض وقتت رو صرف چیزی کنی که واقعا برات معنی داره. در دنیایی که همه دارن سعی می‌کنن همه‌جا باشن، انتخاب آگاهانه‌ی «نبودن» خودش یک مهارت کمیابه

📑 خلاصه که، شاید بزرگترین چیزی که داریم از دست می‌دیم، نه اون مهمونی و سفر و فرصتیه که تو فید می‌بینیم، بلکه همین لحظه‌ایه که داریم با نگرانی از دست دادنش زندگی نمی‌کنیم

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌5❤3
⭐️ Sinners

فیلم Sinners ترکیبی از درام، ترس، موسیقی و یک اتمسفر جنوب آمریکاست که از ابتدا می‌تونید بفهمید با یک فیلم معمولی طرف نیستید.

فیلم رو Ryan Coogler ساخته، همون کارگردان Black Panther و Creed، و مایکل بی. جردن هم توی نقش اصلی حضور داره. یکی از بهترین بخش‌های فیلم، بازی‌هاشه؛ مخصوصاً خود جردن که بار اصلی فیلم رو می‌کشه و اجرای خیلی محکمی داره.

بدون اسپویل، Sinners بیشتر از این‌که فقط یک فیلم ترسناک باشه، درباره‌ی گذشته، گناه، ریشه‌ها و چیزهاییه که آدم‌ها فکر می‌کنن می‌تونن پشت سر بذارن، ولی بالاخره برمی‌گردن سراغشون.

پی‌نوشت: مایکل بی جردن تو فیلم دو نقش متفاوت بازی می‌کنه و برای همین فیلم هم اسکار بهترین بازیگر مرد رو برد. بازی بقیه‌ی cast هم خیلی خوبه، مخصوصا وقتی فیلم آروم‌آروم tension خودش رو می‌سازه بدون این‌که صرفاً بخواد بدون پیش‌زمینه جلو بره.


✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2👌2
⭐️ مفهوم Rug Pull چیه و چرا مهمه؟

عبارت Rug Pull یا کشیدن فرش از زیر پا، یکی از رایج‌ترین کلاهبرداری‌های دنیای کریپتو و DeFi هست. اسمش از همون اصطلاح انگلیسی pulling the rug out میاد، یعنی توسعه‌دهنده‌های یک پروژه، یک‌دفعه دارایی‌ها رو برمی‌دارن و فرار می‌کنن، و سرمایه‌گذارها با توکن‌های بی‌ارزش تنها می‌مونن

🔻 چطوری اتفاق می‌افته؟
معمولا یک تیم (اغلب ناشناس) یک توکن جدید روی شبکه‌هایی مثل اتریوم یا سولانا منتشر می‌کنه، یک استخر نقدینگی روی صرافی غیرمتمرکز مثل Uniswap درست می‌کنه، و با مارکتینگ سنگین در توییتر و تلگرام و اینفلوئنسرها هایپ ایجاد می‌کنه. وقتی قیمت توکن به اندازه‌ی کافی بالا رفت و سرمایه‌ی مردم وارد شد، تیم در عرض چند دقیقه استخر نقدینگی رو خالی می‌کنه و ناپدید می‌شه

📁 سه نوع اصلی Rug Pull
۱. نوع Liquidity Stealing: تیم توسعه استخر نقدینگی رو کامل از صرافی خارج می‌کنه. رایج‌ترین نوعه.
۲. نوع Limiting Sell Orders: کد قرارداد هوشمند طوری نوشته می‌شه که فقط سازنده‌ها بتونن بفروشن، و بقیه فقط حق خرید دارن. مردم متوجه نمی‌شن تا وقتی که بخوان نقد کنن.
۳. نوع Dumping: تیم بدون دستکاری در کد، صرفا حجم بزرگی از توکنی که قبلا برای خودشون نگه داشتن رو یک‌جا می‌فروشن و قیمت رو به صفر می‌رسونن. به این soft rug pull هم می‌گن.

📊 معروف‌ترین Rug Pullهای تاریخ

توکن Squid Game Token (2021): با هایپ سریال محبوب نتفلیکس راه افتاد، قیمتش از سنت به ۲,۸۶۰ دلار رسید، و توسعه‌دهنده‌ها ۳.۳ میلیون دلار با خودشون بردن. خریدارها هم نمی‌تونستن بفروشن.
توکن AnubisDAO (2021): فقط ۲۰ ساعت بعد از لانچ، ۶۰ میلیون دلار از سرمایه‌گذارها برداشته شد و ناپدید شد.
توکن Thodex (2021): صرافی متمرکز ترکیه‌ای که با ۲ میلیارد دلار از دارایی‌های کاربرها فرار کرد. بنیان‌گذارش بعدا در آلبانی دستگیر و به ۱۱,۱۹۶ سال زندان محکوم شد!

📈 در سال ۲۰۲۱ نزدیک به ۳۷٪ از کل درآمد کلاهبرداری‌های کریپتویی، از Rug Pullها به دست اومده

و خلاصه که در دنیایی که هرکس می‌تونه در عرض چند دقیقه یک توکن منتشر کنه، مسئولیت بررسی و Do Your Own Research کاملا با خود سرمایه‌گذاره


✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌2❤1
⭐️ اثر پروانه‌ای، اون چیزی نیست که فکر می‌کنیم

این ویدیو از کانال Bplus Podcast رو می‌دیدم که یکی از پرتکرارترین بدفهمی‌های علمی رو توضیح می‌داد، مفهوم Butterfly Effect یا اثر پروانه‌ای.

🔻 برداشت اشتباه رایج
اکثرا فکر می‌کنیم اثر پروانه‌ای یعنی می‌شه یک اتفاق بزرگ رو قدم‌به‌قدم به یک علت کوچک در گذشته ربط داد. همون داستان معروف «به خاطر میخی نعلی افتاد، به خاطر نعلی اسبی افتاد... و در نهایت کشوری نابود شد.»
سینما هم این برداشت رو تقویت کرده، تو فیلم‌های سفر در زمان نشون می‌دن که با تغییر یک رفتار کوچک در گذشته، می‌شه آینده رو به شکل خطی و دلخواه عوض کرد.

💬 ریشه‌ی واقعی این مفهوم از کارهای Edward Lorenz، ریاضیدان و هواشناس MIT در دهه‌ی ۱۹۶۰ میاد. لورنز روی یک مدل کامپیوتری برای پیش‌بینی هوا کار می‌کرد و متوجه شد تغییرات بسیار ناچیز در اعداد ورودی (مثل تغییر رقم سوم اعشار)، می‌تونه نتیجه‌ی پیش‌بینی رو کاملا دگرگون کنه. بعدها در ۱۹۷۲ مقاله‌ای ارائه داد با عنوان: «آیا بال زدن پروانه‌ای در برزیل می‌تونه باعث طوفانی در تگزاس بشه؟»

📑 معنای واقعی، برعکس برداشت عمومی پیام لورنز این نبود که می‌تونیم تاثیر یک اتفاق کوچک رو پیش‌بینی کنیم یا زنجیره‌ی علت و معلولی رو ردیابی کنیم. منظورش دقیقا برعکس بود: جهان اساسا غیرقابل پیش‌بینیه. چون بی‌نهایت متغیر کوچک وجود داره که ما اصلا نمی‌بینیمشون، علم مدرن و پیش‌بینی‌های بلندمدت همیشه با عدم قطعیت روبه‌رو هستن.

❤ نتیجه اینه که در برنامه‌ریزی برای آینده، باید بپذیریم متغیرهای ناشناخته‌ای وجود دارن که ما حتی از وجودشون بی‌خبریم، و این عدم قطعیت بخش جدایی‌ناپذیر از برنامه‌ریزیه.

و خلاصه که، اثر پروانه‌ای درباره‌ی قدرت کارهای کوچک در تغییر جهان نیست، بلکه هشداریه درباره‌ی محدودیت‌های ما در درک همه‌ی عوامل و غیرقابل پیش‌بینی بودن ذاتیِ پدیده‌های پیچیده.


📊 لینک ویدیو:
🔗 https://www.youtube.com/watch?v=H0NRo9v6l_k

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6
⭐️ یک endpoint، چهارده ارائه‌دهنده‌ی AI رایگان

این روزها هر شرکت AI یک free tier داره؛ چند میلیون توکن در ماه، چند هزار درخواست در روز. هر کدوم به‌تنهایی اسباب‌بازیه، ولی وقتی روی هم سوار بشن، می‌رسه به حدود ۱.۳ میلیارد توکن در ماه ظرفیت inference. مشکل اینجاست که سوار کردن دستی‌شون دردسره: ۱۴ تا SDK مختلف، ۱۴ تا rate limit متفاوت، ۱۴ جا که request می‌تونه fail بشه.

پروژه‌ی open-source به اسم FreeLLMAPI دقیقا همین مسئله رو حل کرده. یک proxy سازگار با OpenAI که free tierهای Google، Groq، Cerebras، SambaNova، NVIDIA، Mistral، OpenRouter، GitHub Models، Cohere، Cloudflare، HuggingFace و Z.ai رو پشت یک endpoint /v1/chat/completions جمع می‌کنه. کافیه base_url کلاینت OpenAI خودتون رو عوض کنید.

🔻 خلاصه‌ش اینه که یک router داخلی برای هر درخواست، مدلی رو انتخاب می‌کنه که هم key سالم داره و هم زیر سقف rate limitهاشه. اگر provider با ۴۲۹ یا ۵xx جواب داد، کلید رو برای مدت کوتاهی cooldown می‌ذاره و سراغ مدل بعدی تو fallback chain می‌ره (تا ۲۰ تلاش). شمارنده‌های RPM/RPD/TPM/TPD به ازای هر (platform, model, key) نگه‌داری می‌شن.

🔺 یک سری ویژگی جالب هم داره این پروژه
قابلیت Sticky Session: مکالمه‌های چندمرحله‌ای تا ۳۰ دقیقه با همون مدل ادامه پیدا می‌کنن، تا hallucination ناشی از سوییچ وسط مکالمه کم بشه.
قابلیت ذخیره‌ی encrypted کلیدها با AES-256-GCM روی SQLite، که فقط لحظه‌ی request تو حافظه decrypt می‌شه.
قابلیت یک کلید واحد (freellmapi-…) برای کلاینت‌ها، بدون این‌که هیچ‌وقت کلید provider واقعی به اپ‌هاتون لو بره.
قابلیت پشتیبانی از streaming، tool calling (حتی translate شده به فرمت functionDeclarations برای Gemini)، و یک داشبورد React برای مدیریت کلیدها، fallback chain و آنالیتیکس.

مدل‌های frontier مثل GPT-5 یا Claude Opus اینجا نیستن. سقف کاتالوگ حدودا Llama 3.3 70B و Gemini 2.5 Pro هست. نکته‌ی مهم‌تر این‌که هوشمندیِ endpoint در طول روز افت می‌کنه؛ مدل‌های top معمولاً پایین‌ترین daily cap رو دارن، و وقتی پر شدن، router میره سراغ مدل‌های ضعیف‌تر، تا UTC midnight که reset بشه. latency هم خیلی متغیره؛ Cerebras و Groq سریع‌ان، بقیه نه لزوماً.


🔗 https://github.com/tashfeenahmed/freellmapi

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5😇1
⭐️ فیلم‌باز بعدِ مدت‌ها | مرور ۵ ماه اول ۲۰۲۶ سینمای جهان

بعد از مدت‌ها بالاخره با وصل شدنِ دوباره‌ی نتِ ایران، کانالِ فیلم‌باز یک ویدیوی جمع‌بندی گذاشت از اتفاقاتِ ۵ ماه اولِ ۲۰۲۶ سینمای جهان.


🔻 بزرگ‌ترین اتفاقِ این ۵ ماه: فروشِ Warner Bros. Discovery
اول قرار بود نتفلیکس با پیشنهادِ ۸۲ میلیارد دلاری وارنر رو بخره، شبکه‌ی کابلی‌ش رو منحل کنه و HBO رو برداره. ولی در نهایت Paramount با هدایتِ David Ellison (پسرِ Larry Ellison، بنیان‌گذارِ Oracle) با پیشنهادِ ۱۱۰ میلیارد دلاری معامله رو برد.

با این خرید، خانواده‌ی الیسون که گرایشِ سیاسیِ راست‌گرا و جمهوری‌خواه دارن، یک‌شبه صاحبِ یکی از بزرگ‌ترین امپراطوری‌های رسانه‌ای تاریخ شدن، یعنی دنیای DC، Harry Potter، Lord of the Rings، HBO، و شبکه‌های خبریِ CNN و CBS، همه زیرِ یک سقف.

هم تولیدِ بخشِ بزرگی از محتوای سرگرمیِ جهان، هم دو تا از بزرگ‌ترین بلندگوهای خبریِ آمریکا، دستِ یک خانواده‌ست با یک گرایشِ سیاسیِ مشخص. عملا تمرکزِ هم‌زمانِ «روایتِ خبری» و «روایتِ فرهنگی» در یک نقطه.

واکنش هم سریع بود؛ حدود ۱۰۰ چهره‌ی سرشناسِ هالیوود از جمله Javier Bardem، Emma Stone و Denis Villeneuve بیانیه‌ی اعتراضی امضا کردن. ولی خب، بیانیه کجا و ۱۱۰ میلیارد دلار کجا.

📊 بقیه‌ی ویدیو
در ادامه در موردِ بقیه‌ی اتفاقات هم تو ویدیو مفصل صحبت شده،
از تریلرِ Odyssey نولان و رکوردِ دیس‌لایکش، تا گسترشِ دنیای ارباب‌حلقه‌ها توسطِ پیتر جکسون، Batman 2 با اسکارلت جوهانسون، فروشِ ۸۰۰ میلیون دلاریِ فیلمِ مایکل جکسون، شکستِ تاریخیِ The Bride با ۷ میلیون فروش از ۹۰ میلیون بودجه، پایانِ The Boys و Euphoria، اخراجِ تام هاردی از سریالِ خودش، و در نهایت شکستِ مفتضحانه‌ی Desert Warrior عربستان (۱.۹ در IMDB و کم‌تر از ۵۰۰ هزار دلار فروشِ جهانی) که قرار بود تاریخِ حمله‌ی اعراب به ایران رو تحریف کنه.

🔗 https://www.youtube.com/watch?v=4zsXy791z7k

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2👌2
⭐️ مرگ دیکتاتورها چطور رقم می‌خوره؟

این ویدیو از کانال پادکست رخ رو می‌دیدم، درباره‌ی پایان زندگی دیکتاتورهای معروف تاریخ بود و این‌که سرنوشت‌شون به دو دسته‌ی کاملا متفاوت تقسیم می‌شه: اون‌هایی که به دست مردم یا دشمن‌هاشون افتادن و مرگ فجیعی داشتن، و اون‌هایی که روی تخت قدرت مردن و با تشریفات دفن شدن. این‌جا bullet point درباره‌ش می‌نویسم.

🔻 چرا اصلا این موضوع جالبه؟
الگوی تکرارشونده‌ای در تاریخ هست که نشون می‌ده قدرت مطلق چطور به پایان می‌رسه تفاوت سرنوشت دیکتاتورها بسته به این‌که در زمان حیات‌شون چقدر ساختار قدرت رو حفظ کرده باشن درس‌هایی درباره‌ی شکنندگی قدرت و حافظه‌ی جمعی مردم می‌ده.

🗂 گروه اول: پایانِ تلخ

۱. بنیتو موسولینی (ایتالیا، ۱۹۴۵) بعد از کشوندن ایتالیا به جنگ جهانی دوم و کشته شدن صدها هزار نفر، از قدرت برکنار شد موقع فرار به سوئیس همراه معشوقه‌اش، توسط پارتیزان‌های کمونیست دستگیر و تیرباران شد اجسادشون رو در خیابان‌های میلان رها کردن تا مردم خشم‌شون رو خالی کنن و بعد از سقف یک پمپ بنزین وارونه آویزون کردن.

۲. نیکولای چائوشسکو (رومانی، ۱۹۸۹) وسط سخنرانی برای طرفدارهاش، ناگهان با هو کردن مردم مواجه شد و کنترل اوضاع از دستش رفت با هلیکوپتر فرار کرد ولی خیلی زود دستگیر شد روز کریسمس ۱۹۸۹، بعد از یک دادگاه کوتاه، خودش و همسرش با بیش از ۱۰۰ گلوله تیرباران شدن.

۳. صدام حسین (عراق، ۲۰۰۶) بعد از حمله‌ی ائتلاف در ۲۰۰۳ و سقوط بعث، متواری شد با جایزه‌ی ۲۵ میلیون دلاری، نهایتا توی یک گودال در حیاط یک خانه روستایی پیدا شد به جرم جنایت علیه بشریت در دسامبر ۲۰۰۶ به دار آویخته شد.

۴. معمر قذافی (لیبی، ۲۰۱۱) در جریان بهار عربی و با ورود ناتو و حمایت از شورشی‌ها، نیروهاش شکست خوردن کاروانش با حمله‌ی هوایی ناتو هدف قرار گرفت، توی یک لوله‌ی فاضلاب پنهان شد ولی پیداش کردن بعد از ضرب و شتم شدید کشته شد، جسدش مدتی در معرض دید عموم گذاشته شد و در مکان نامعلومی دفن شد.

🗂 گروه دوم: مرگ روی تخت قدرت

۵. کیم جونگ ایل (کره شمالی، ۲۰۱۱) با وجود شایعات بیماری در اواخر دهه ۲۰۰۰، تا آخر در قدرت موند رسانه‌های دولتی اعلام کردن که در قطار بر اثر حمله‌ی قلبی فوت کرده داستان‌های افسانه‌ای ساختن از واکنش طبیعت به مرگش (مثل ترک خوردن یخ دریاچه‌ی مقدس) و به عنوان «رهبر ابدی» دفنش کردن

۶. ژوزف استالین (شوروی، ۱۹۵۳) در اواخر عمر به همه حتی پزشک‌هاش بدبین شد و یکی‌شون رو زندانی کرد وقتی دچار خونریزی مغزی شد، اطرافیان از ترس، مداخله‌ی پزشکی رو به تاخیر انداختن و چند روز بعد فوت کرد در ازدحام مراسم تشییع چند نفر زیر دست و پا کشته شدن، تئوری‌های توطئه‌ی مسمومیت هم همچنان مطرحه

۷. مائو تسه‌تونگ (چین، ۱۹۷۶) سال‌های آخر از مشکلات قلبی، ریوی و پارکینسون رنج می‌برد، که همه‌ش پنهان می‌شد در ۸۲ سالگی درگذشت با وجود وصیت برای سوزانده شدن، دولت چین مومیایی‌اش کرد و در آرامگاه گذاشتن؛ بیش از ۱ میلیون نفر در مراسم وداع شرکت کردن

👥 جمع‌بندی الگو واضحه: دیکتاتورهایی که ساختار قدرت‌شون بر پایه‌ی ترس و سرکوب مستقیم بود و در لحظه‌ی ضعف، مردم یا دشمن دم دست‌شون بودن، پایانِ فجیعی داشتن. در مقابل، اون‌هایی که تونستن سیستمی بسازن که حتی بعد از مرگ‌شون هم خودش رو بازتولید کنه (کیش شخصیت در کره شمالی، حزب در شوروی و چین)، روی تخت قدرت مردن و با تشریفات دفن شدن.
ولی نکته‌ی مشترک هر دو دسته اینه که قدرت هرچقدر هم مخوف باشه، در برابر گذر زمان دوام نمیاره. مرگ تنها نقطه‌ایه که هیچ دیکتاتوری نمی‌تونه ازش فرار کنه.

🔗 https://m.youtube.com/watch?v=J2mv1Dtxkak

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3🕊1
⭐️ وقتی benchmarkهای بیگ‌تک زیر ذره‌بین می‌رن

بعد از سابمیت مقالات کنفرانس ICLR پارسال، یک ترِد جالب توی توییترِ جامعه‌ی ML زیاد دیده شد که یک محققِ مستقل، روی یکی از دیتاست‌هایی که اخیرا توسطِ یک تیمی از شرکت Apple منتشر شده بود، مدل خودشون رو ران گرفته بود و یک سری ایرادِ فاحش پیدا کرد. مهم‌ترین موردش این بود که موقعِ کوئری زدن به VLM، فقط string مسیرِ تصویر pass می‌شد، نه خودِ محتوای تصویر! یعنی مدل اصلا عکسی ندیده بوده که بخواد annotate کنه.

لینک این thread:
🔗 https://x.com/diyerxx/status/1994042370376032701

حالا اما الگوی تکرارشونده‌ایه این مسئله، تو کارمون با یک موضوع مشابه مواجه شدیم که یک تیمی با عجله دیتاستِ بی‌کیفیت منتشر کرده و خب به خاطر اعتبارِ برندشون سریع روی Hugging Face و arXiv ترند شدن، و خب حدسم اینه یا هیچ‌وقت باگ کار اصلاح نمی‌شه و یا یک تیم کوچیکی مثل تیم ما باید مشکل رو بهشون گزارش بده.

کامنت‌های thread نکات جالبی دارن. یکی درباره‌ی معضلِ peer review در AI نوشته. اشاره کردن که جامعه بیشتر مشغولِ glazing مقاله‌های big-tech هست تا واقعا خوندن‌شون. اسمِ شرکتِ معروف پای کار باشه، انگار به‌صورتِ پیش‌فرض کیفیت تضمین‌شده‌ست، در حالی که نیست.

یکی از کامنت‌های جالب این بود که چرا اصلا «from big tech» بودن، کیفیتِ آکادمیکِ کار رو در ذهنِ ما بالا می‌بره؟ این شرکت‌ها از آدم‌های کاملا رندوم پر شدن و گرفتنِ شغل توشون اون‌قدرها هم selective نیست.

درباره‌ی فرهنگِ Look at your data هم صحبت شده. این جمله سال‌هاست تبدیل به folklore شده ولی هنوز توی workflow خیلی‌ها جا نیفتاده. کافیه یک تور توی دیتاست‌های محبوبِ HF بزنید تا ببینید چقدر مشکلِ بدیهی توشون پیدا می‌شه (مثلا MTEB در حوزه‌ی embedding یک کِیسِ معروفه).


✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
⭐️ مصاحبه‌ی حامد حدادی در رباط صلیبی

این ویدیو از برنامه‌ی «رباط صلیبی» با اجرای امیرحسین قیاسی رو می‌دیدم، یک مصاحبه‌ی پر از شوخی با حامد حدادی، اسطوره‌ی بسکتبال ایران و اولین بازیکن ایرانی NBA. این‌جا چند نکته‌ی جالبش رو می‌نویسم.

🗂 یک بخشی از مصاحبه، حامد از تجربه‌ی NBA هم‌تیمی‌های آمریکایی‌ش در ممفیس گریزلیز فکر می‌کردن ایران بیابونه و مردم با شتر جابجا می‌شن، مجبور شد با DVD و کتاب واقعیت ایران رو نشون‌شون بده. خاطره‌ای هم از توهین نژادپرستانه‌ی یک گزارشگر فاکس گفت که با پیگیری ایرانیان لس‌آنجلس، اون شخص مجبور به عذرخواهی حضوری شد.

💬 ازین می‌گفت که ۱۰ سال تو باشگاه‌های چین بازی کرده، و هم‌تیمی‌های آمریکایی‌ش رو عاشق کباب کرده بود، هرچند قرمه‌سبزی رو به چشم «سوپ» می‌دیدن.

🖼 یک بخشی هم با کنایه می‌گفت با وجود ۲۵ سال افتخارآفرینی، گاهی مردم فقط به خاطر حضور ۳۰ ثانیه‌ای‌ش در «مختارنامه» می‌شناسنش.

ویدیو خیلی قدیمیه، ولی خب مصاحبه‌های امیرحسین قیاسی رو حین ناهار/شام همیشه می‌دیدم و این یکی نسبت به خیلی‌هاشون جالب‌تر هم بود.


🔗 https://m.youtube.com/watch?v=0M3NjpGoaHY

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2👌1
⭐️ فیلم‌باز | چی ببینیم تو خرداد ۱۴۰۵؟

کانالِ فیلم‌باز یک ویدیوی جمع‌بندی گذاشته از مهم‌ترین فیلم‌ها، سریال‌ها و انیمیشن‌های ماهِ خرداد، و در آخرش هم یک مرور سریع روی گیشه‌ی اردیبهشت. این‌جا لیست جالب‌هاش رو می‌نویسم.

🎬 فیلم‌های سینماییِ شاخصِ ماه

⬅️ فیلم Disclosure Day: علمی‌تخیلیِ جدیدِ اسپیلبرگ با بازیِ Emily Blunt. داستانِ خبرنگاری که وسطِ پخشِ زنده توسطِ موجوداتِ فضایی تسخیر می‌شه تا پیامی رو به زمین برسونه. (۲۳ خرداد)

⬅️ فیلم The Mandalorian and Grogu: ادامه‌ی دنیای مندلورین در قالبِ فیلم سینمایی، با کارگردانیِ Jon Favreau و بازیِ Sigourney Weaver. هرچند بازخوردِ منتقدها تا الان ضعیف بوده.

⬅️ فیلم Toy Story 5: انیمیشنِ پیکسار به کارگردانیِ Andrew Stanton. این بار جسی و باز و بقیه می‌فهمن بانی به تبلت اعتیاد پیدا کرده و سراغِ وودی می‌رن. (۲۹ خرداد)

⬅️ فیلم The Backrooms: ترسناکِ روان‌شناختیِ A24 با Chiwetel Ejiofor، به کارگردانیِ یک جوانِ ۲۰ ساله. صاحبِ یک فروشگاهِ مبل از دری مخفی واردِ دنیای موازیِ راهروهای زردِ بی‌پایان می‌شه.

⬅️ فیلم Scary Movie 6: بازگشتِ این مجموعه‌ی کمدی-ترسناک بعد از ۱۳ سال، این بار با هجوِ آثاری مثل Megan و Smile. ساخت پارامونت. (۱۵ خرداد)

⬅️ فیلم The Death of Robin Hood: نسخه‌ی تاریک و واقع‌گرایانه با بازیِ Hugh Jackman در نقشِ رابین‌هودِ سالخورده و عذاب‌وجدان‌گرفته، و Jodie Comer در نقشِ زنِ مرموزی که نجاتش می‌ده. (۲۹ خرداد)

⬅️ فیلم Pressure: درامِ جنگیِ تاریخی با بازیِ Brendan Fraser در نقشِ ژنرال آیزنهاور، روایتِ ۷۲ ساعتِ پرتنشِ قبل از عملیاتِ نرماندی و نقشِ حیاتیِ پیش‌بینیِ هواشناسی. (۸ خرداد)

⬅️ فیلم Office Romance: کمدی-رمانتیکِ نتفلیکس با Jennifer Lopez در نقشِ مدیری که عاشقِ وکیلِ جدیدِ شرکتش می‌شه. (۱۵ خرداد)

⬅️ فیلم Obsession: ترسناکِ کم‌بودجه (۷۰۰ هزار دلار) که تو گیشه خیلی خوب کار کرد و حالا نسخه‌ی باکیفیتش آماده‌ی انتشاره. (۱۲ خرداد)

📺 سریال‌ها (فصلِ جدید)
سریال The Agency فصل ۲ (۳۱ خرداد)، Sugar فصل ۲ (۲۹ خرداد)، Rick and Morty فصل ۹ (پخش از ۳ خرداد)، The Legend of Vox Machina فصل ۴ (۱۴ خرداد)، Clarkson's Farm فصل ۵ (۱۳ خرداد)، و House of the Dragon فصل ۳ به‌صورت هفتگی از ۳۱ خرداد.

و خلاصه که خرداد ماهِ شلوغیه؛ از Toy Story 5 و Spider-Noir گرفته تا بازگشتِ House of the Dragon و یک اسپیلبرگِ علمی‌تخیلیِ جدید.


https://www.youtube.com/watch?v=575hDp_yI3s

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3👌1
⭐️ فاشیسم، شباهت و تفاوت با نازیسم و چرا مردم عاشق دیکتاتورها می‌شن

این ویدیو از کانال Bplus رو می‌دیدم، درباره‌ی ریشه‌های تاریخی فاشیسم، شکل‌گیری‌ش در ایتالیا و آلمان، و ویژگی‌های اصلی این ایدئولوژی صحبت می‌کرد. این‌جا چند نکته‌ی جالبش رو می‌نویسم.

🔽 فاشیسم: از یک دشنام سیاسی تا یک واقعیت تاریخی
امروزه «فاشیست» بیشتر به عنوان یک برچسب سیاسی برای ترسوندن مردم از مخالفان استفاده می‌شه، ولی از نظر تاریخی، فاشیسم یک پدیده‌ی مشخصه که در بازه‌ی بین دو جنگ جهانی و در ایتالیا و آلمان متولد شد و با شکست این دو در جنگ جهانی دوم تموم شد.

🗂 زمینه‌های ظهور
ایتالیا و آلمان هر دو کشورهای نوپا و تازه متحد شده بودن و به شدت به یک «هویت ملی» نیاز داشتن هر دو تجربه‌ی تحقیر در جنگ جهانی اول رو داشتن، آلمان به عنوان بازنده و ایتالیا با وجود حضور در جبهه‌ی پیروز، احساس سرخوردگی و فروپاشی اقتصادی داشتن

🔎 ظهور موسولینی در ایتالیا
بنیتو موسولینی در جوانی سوسیالیست دوآتیشه بود، ولی بعد جنگ جهانی اول به ملی‌گرایی افراطی و ستایش خشونت چرخید در ۱۹۱۹ حزب فاشیست رو پایه گذاشت و نیروی شبه‌نظامی پیراهن‌سیاه‌ها (اسکوادریستی) رو ساخت که کارگران اعتصابی و سوسیالیست‌ها رو سرکوب می‌کرد حکومت وقت از ترس کمونیست‌ها در برابر خشونت‌های فاشیست‌ها چشم‌پوشی می‌کرد پاییز ۱۹۲۲ با «مارش به رم» و عقب‌نشینی پادشاه از ترس جنگ داخلی، نخست‌وزیر شد بعدش با حذف احزاب مخالف، سانسور رسانه و پیمان با واتیکان، دیکتاتوری‌ش رو تثبیت کرد. هدف نهایی‌ش بازسازی شکوه امپراتوری روم و استعمار آفریقا (مثل اشغال اتیوپی) بود

💬 شباهت‌ها و تفاوت‌های فاشیسم ایتالیا و نازیسم آلمان
هیتلر هم از بحران اقتصادی وایمار و تحقیر عهدنامه ورسای استفاده کرد و با تئوری «خنجر از پشت» ادعا کرد یهودیان و چپ‌گراها از داخل به آلمان خیانت کردن
شباهت‌ها: تکیه بر توده‌ها، دشمنی با دموکراسی و کمونیسم، خشونت خیابانی، سرکوب آزادی بیان و استفاده از روانشناسی جمعی (رژه، پرچم، یونیفرم)
تفاوت: فاشیسم ایتالیا بر قدرت سیاسی و ملی‌گرایی استوار بود و دنبال امپراتوری مدیترانه‌ای بود، ولی نازیسم بر اساس خلوص نژادی (آریایی) و داروینیسم اجتماعی بنا شده بود. همین ایدئولوژی نژادپرستانه نازیسم رو بسیار خشن‌تر کرد و در نهایت به هولوکاست ختم شد

🤖 ۷ ویژگی اصلی حکومت‌های فاشیستی
۱. جمع‌گرایی و توده‌گرایی: فرد و آزادی‌های فردی معنایی نداره، مردم فقط برای خدمت به دولت تعریف می‌شن
۲. ناسیونالیسم افراطی: هویت فرد فقط در تعلق به ملت خلاصه می‌شه و ادعای برتری نسبت به سایر ملت‌ها داره
۳. دیگری‌ستیزی: دنیا به «ما» (خوب‌ها) و «اون‌ها» (دشمنانی که مانع پیشرفت‌مونن) تقسیم می‌شه
۴. تقدیس خشونت: خشونت نه فقط ابزار، بلکه یک ارزش برای نشون دادن قدرت و اراده‌ست
۵. تبلیغات و سانسور: کنترل شدید رسانه و پر کردن ذهن مردم با شعار
۶. نمادگرایی و مردسالاری: شبیه دین عمل می‌کنه (مناسک، سلام‌های خاص، رژه) و وظیفه‌ی زنان رو فقط تولید مثل می‌دونه
۷. کیش شخصیت: رهبر (دوچه، پیشوا) به عنوان ناجی بی‌نقص پرستش می‌شه

👥 آیا فاشیسم می‌تونه برگرده؟
هر وقت جامعه‌ای دچار بحران‌های شدید بشه (فشار اقتصادی، حس تحقیر یا ناامیدی)، دموکراسی آسیب‌پذیر می‌شه. در این شرایط، ظهور رهبرانی که با دشمن‌سازی (مثلا مقصر دانستن مهاجران) و وعده‌ی بازگرداندن شکوه از دست رفته سعی در فریب توده‌ها دارن، می‌تونه زمینه‌ساز بازگشت فاشیسم با چهره‌ای جدید باشه.

🔗 https://m.youtube.com/watch?v=4203HIU1roY

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4
⭐️ خلاصه‌ی کتاب «فریب‌خورده تصادف»

این ویدیو از کانال KhashayarTalks رو می‌دیدم، خلاصه‌ای از کتاب Fooled by Randomness بود؛ درباره‌ی این‌که چطور انسان‌ها نقش شانس و احتمالات رو در زندگی نادیده می‌گیرن و فریب نتایج رو می‌خورن. این‌جا چند نکته‌ی جالبش رو می‌نویسم.

🔽 داستان رولت روسی
فرض کنید یک آدم رندوم با بازی رولت روسی و زنده موندن، ۳ میلیون دلار می‌بره و مردم به عنوان یک «آدم موفق» ازش راز موفقیت می‌پرسن. ما چون از استراتژی احمقانه‌ش خبر داریم، می‌دونیم که فقط خوش‌شانس بوده. ولی در دنیای واقعی فقط «نتیجه» رو می‌بینیم و خطی فکر می‌کنیم که لابد پشتش حتما مهارته.

🗂 خطاهای ذهنی مهم که باعث فریب می‌شن

۱. خطای بقا: در جنگ جهانی دوم، مهندس‌ها می‌خواستن قسمت‌هایی از هواپیماهای برگشته که بیشترین تیر رو خورده بودن مقاوم کنن. ولی یکی گفت باید قسمت‌هایی که اصلا تیر نخوردن رو تقویت کرد، چون هواپیماهایی که اون‌جاشون تیر خورده بود اصلا برنگشتن! تو زندگی هم فقط داستان موفق‌ها رو می‌خونیم، نه هزاران نفری که همون کار رو کردن و شکست خوردن

۲. سیگنال در برابر نویز: اگر یک روش در ۸۰۰ از ۱۰۰۰ سناریو جواب بده، سیگناله. اگر فقط یک بار شانسی جواب داده باشه، نویزه. ما خیلی وقت‌ها فریب نمونه‌ی موفقی که نویزه رو می‌خوریم و ازش الگو می‌گیریم

۳. سندرم تقلید از افراد موفق: خیلی‌ها فکر می‌کنن با تقلید از ایلان ماسک حتما موفق می‌شن. غافل از این‌که به ازای یک ایلان ماسک، هزاران نفر با همون استعداد و تلاش بودن که فقط به خاطر نبودن در زمان و مکان درست به جایی نرسیدن

۴. کوری در برابر احتمالات: مغز ما تشنه‌ی قطعیت و ارتباط خطیه؛ دوست داریم برای هر اتفاقی دلیل قطعی بتراشیم و دنیا رو قابل پیش‌بینی ببینیم، برای همین در برابر شانس کور عمل می‌کنیم

۵. پیش‌بینی آینده از روی گذشته غیرممکنه. بزرگ‌ترین اتفاقات زندگی (قبولی در یک دانشگاه، آشنایی با یک نفر) قابل پیش‌بینی نبودن، اون چیزی که نویسنده بهش Black Swan می‌گه.

👥 چه کاری از دستمون برمیاد؟
در برابر هر چیزی بپرسیم: این سیگناله یا نویز مبتنی بر شانس؟ یادگیری زبان احتمالات در واقع یادگیری زبان انتقاده از توهم آگاهی و غرور دوری کنیم. بدترین دشمن آگاهی، «ندانستن» نیست، بلکه «توهم دانستن» هست. در دنیایی که بر مبنای احتمالات می‌چرخه، موفقیت می‌تونه کاملا موقتی باشه.

🔗 https://m.youtube.com/watch?v=sJYppfs61tM

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌3
⭐️ ریشه‌های نابرابری در جهان

این ویدیو از کانال Deep Podcast رو می‌دیدم، بر اساس کتاب «حرف‌هایی با دخترم درباره اقتصاد» نوشته‌ی یانیس واروفاکیس (وزیر سابق اقتصاد یونان) به ریشه‌های نابرابری در جهان می‌پرداخت. این‌جا چند نکته‌ی جالبش رو می‌نویسم.

🔽 پرسش بنیادین ویدیو با این سوال شروع می‌شه که چرا بریتانیایی‌ها به استرالیا حمله کردن و بومی‌های استرالیا به بریتانیا حمله نکردن؟ چرا یک عده تا این حد پیشرفت کردن و بقیه در همون حالت بدوی موندن؟

🗂 انقلاب کشاورزی و تولید بیش از نیاز روزانه در اوراسیا
کمیاب شدن مواد غذایی روی درخت‌ها باعث شد انسان‌ها کشاورزی رو اختراع کنن غلات و گندم برخلاف گوشت شکار، قابلیت نگهداری طولانی‌مدت داشتن و پدیده‌ی مازاد (تولید بیشتر از نیاز روزانه) رو به وجود آوردن بومیان استرالیا چون منابع غذایی در طبیعت‌شون فراوون بود، نیازی به کشاورزی و انباشت پیدا نکردن

💬 اختراع خط، پول و شکل‌گیری دولت
انباشت محصولات مازاد در انبارهای حکومتی، نیاز به حسابرسی ایجاد کرد و همین باعث اختراع خط در بین‌النهرین شد سکه‌های فلزی به وجود اومدن که ارزش ذاتی نداشتن، این قدرت پادشاهان و حکومت‌ها بود که بهشون اعتبار می‌بخشید

🙋 نقش ایدئولوژی در توجیه نابرابری
برای این‌که توده‌ی کشاورزان علیه پادشاه شورش نکنن، حاکم‌ها از ابزار «ایدئولوژی» استفاده کردن کشیش‌ها القا می‌کردن پادشاه نماینده‌ی خداست و این نابرابری خواست خداونده، و مردم به این سیستم ناعادلانه تن دادن

🤖 تجارت جهانی و آواره شدن رعیت‌ها
با ساخت کشتی، تجارت جهانی شکل گرفت و تاجران به شدت ثروتمند شدن زمین‌داران سنتی از روی حسادت، رعیت‌ها رو از زمین اخراج کردن تا به جاش گوسفند پرورش بدن و پشم‌شون رو به تاجرها بفروشن نتیجه‌ش آوارگی گسترده‌ی انسان‌ها و شکل‌گیری یک نیروی کار ارزان و گرسنه بود

🖼 انقلاب صنعتی و تغییر ماهیت پول
با اختراع ماشین بخار توسط جیمز وات، کارخانه‌ها ساخته شدن و همون رعیت‌های آواره به عنوان کارگر استخدام شدن پول از «ابزار مبادله» به «هدف نهایی» تبدیل شد و مفاهیمی مثل وام، بهره و کارفرما به وجود اومدن

📑 خلق پول از هیچ و بحران‌های مالی
بانک‌دارها شروع به وام دادن با پولی کردن که هیچ پشتوانه‌ای نداشت، فقط بر اساس پیش‌بینی سود آینده اعتبار خلق می‌کردن وقتی وام‌گیرنده‌ها نتونستن بدهی‌شون رو پس بدن، بانک‌ها ورشکست شدن دولت‌ها با پول مالیات مردم عادی به نجات بانک‌ها شتافتن، که نتیجه‌ش «بدهی عمومی» سنگین رو دوش مردم بود

نهایتا انسان‌ها پول و بازار رو ساختن تا در خدمت‌شون باشه، ولی این ابزارها امروز هویت مستقلی پیدا کردن و بر خالقان‌شون تسلط یافتن.


پیام نهایی ویدیو اینه که جدایی اقتصاد از سیاست بزرگ‌ترین دروغ نظام سرمایه‌داریه. وقتی می‌گن «بازار آزاده و خودش تصمیم می‌گیره»، در واقع تصمیم‌گیری رو به دست یک اقلیت بانفوذ بانکی و شرکتی سپردن. نابرابری‌های امروز حاصل تنبلی افراد نیست، بلکه نتیجه‌ی مستقیم سیستمیه که برای ثروتمندتر کردن عده‌ای محدود طراحی شده. دموکراسی واقعی هم زمانی محقق می‌شه که مردم از حداقل امنیت اقتصادی برخوردار باشن.

🔗 https://m.youtube.com/watch?v=uEKbaItDQpI

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4
⭐️ چهار دهه دوئلِ آلمان و هلند؛ از تنفر تا آشتی

مطلبی تو همشهری آنلاین می‌خوندم درباره‌ی یکی از خاص‌ترین rivalryهای تاریخ فوتبال، آلمان و هلند. یک دیداری که سال‌ها فقط یک بازی نبود، پرونده‌ی باز تاریخی بود که هلندی‌ها از زخم اشغال نازی‌ها تو جنگ جهانی دوم با خودشون حمل می‌کردن.

🔻 فینالِ ۱۹۷۴ تو مونیخ، آلمانِ بکن‌بائر ۲ بر ۱ هلندِ کرایف رو برد و این برای مردم هلند فقط یه شکست ورزشی نبود، یه ضربه‌ی ملی بود که تا دهه‌ها تو ذهن‌ها موند.

🔺 یورو ۸۸، نیمه‌نهایی هامبورگ، صحنه‌ی انتقام. رود گولیت قبلِ بازی داد می‌زد «ما شما رو می‌خوریم!»، فان باستن گلِ پیروزی رو زد، و رونالد کومان وسطِ زمین پیراهنِ یادگاریِ اولاف تون رو به‌جای کاغذ توالت استفاده کرد. مردم هلند ریختن تو خیابون‌ها، شبیهِ جشن آزادی ۱۹۴۵. تیتر د تلگراف هم این بود: «بالاخره انتقام گرفتیم!»

🔻 جام جهانیِ ۹۰ هم که صحنه‌ی تف انداختن رایکارد تو موهای رودی فولر بود؛ هر دو اخراج شدن، آلمان ۲ بر ۱ برد و حساب صاف شد. جالبه که ۶ سال بعد، همین دوتا آشتی کردن.

💬 ولی این تنشِ همیشگی کم‌کم آب رفت. حضورِ پررنگ بازیکن‌های هلندی تو بوندس‌لیگا باعث شد رفاقت‌ها تو سطح باشگاهی شکل بگیره، و سبک بازی آلمان هم از اون فوتبالِ خشکِ نتیجه‌محور به یه سبکِ تهاجمی‌تر چرخید که خیلی‌ها بهش می‌گن «هلندی شده». تو بازیِ دوستانه‌ی ۲۰۱۱ هامبورگ، آلمان ۳ بر ۰ برد و بعضی کارشناس‌های هلندی با کنایه گفتن حالا نوبتِ ماست که شبیهِ آلمانِ قدیم بازی کنیم.

📑 جالب‌ترین نقل قول هم برای اولیور بیرهوف هست. وقتی ازش پرسیدن «آلمان، هلندِ جدیده؟»، گفت: «نه، اصلاً نمی‌خوایم هلند باشیم، چون اون‌وقت باید همیشه تو تورنمنت‌های بزرگ به نایب‌قهرمانی بسنده کنیم.» یه نیشِ ظریف به سابقه‌ی هلند که سه بار فینالیستِ جام جهانی شده ولی هیچ‌وقت قهرمان نشده.

و خلاصه که، یه نمونه‌ی جالب از اینه که چطور یه دشمنیِ عمیق می‌تونه با گذرِ زمان و در هم تنیدنِ آدم‌ها، تبدیل به یه رقابتِ سالم بشه. هرچند آتشِ نیش و کنایه هیچ‌وقت کاملاً خاموش نمی‌شه.


🔗 https://www.hamshahrionline.ir/news/173971

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2
⚽️ روزی که جلالی «مرد» شد

درباره‌ی خاطره‌انگیزترین روزهای تاریخ لیگ برتر فوتبال ایران می‌خوندم؛ ماجرای جمله‌ی معروف امیر قلعه‌نویی خطاب به مجید جلالی: «آقای جلالی خیلی مردی». این‌جا sequence ماجرا و این‌که الان به کجا رسیدیم رو می‌نویسم.


📊 داستان از این‌جا شروع شد که، لیگ هشتم به هفته‌ی پایانی (سی و چهارم) رسیده بود. ذوب‌آهن با مربیگری منصور ابراهیم‌زاده با ۶۶ امتیاز صدرنشین بود و استقلالِ قلعه‌نویی با ۶۳ امتیاز در رده‌ی دوم. ذوب فقط به یک امتیاز نیاز داشت، استقلال هم باید برد و ذوب باخت رو همزمان داشت.

🎙 اون‌چه در دو ورزشگاه گذشت ذوب‌آهن مقابل فولادِ مجید جلالی در اهواز، استقلال مقابل پیام مشهد دقیقه ۶ نادر احمدی فولاد رو ۱-۰ پیش انداخت، استقلال هم در نیمه‌ی اول با گل فابیو جانواریو پیش افتاد نیمه‌ی دوم صالحی‌نژاد بازی رو مساوی کرد و قهرمانی دوباره به ذوب برگشت اما ۳ دقیقه بعد آل نعمه با ضربه‌ی سر و اشتباه گلر سنگالی ذوب، فولاد رو ۲-۱ جلو انداخت محمد قاضی فاصله رو ۳-۱ کرد و سجاد فیض‌اللهی در دقیقه ۹۲ نتیجه رو ۴-۱ کرد استقلال هم گل نخورد و با تفاضل بهتر، قهرمان لیگ هشتم شد.

🙋 حالا اما جمله‌ی تاریخی بعد بازی باعث در یاد موندن اون اتفاقات شده. بعد بازی قلعه‌نویی اون مصاحبه‌ی معروف رو انجام داد و خطاب به جلالی گفت: «آقای جلالی خیلی مردی». نکته اینه که فولاد در میانه‌ی جدول بود، نه شانس سهمیه‌ی آسیا داشت و نه خطر سقوط، ولی جلالی تیمش رو با تمام قدرت بازی داد و عملا قهرمان لیگ رو عوض کرد.

💬 پاسخ بعدی جلالی سال‌ها بعد، در دوره‌ای که قلعه‌نویی سرمربی استقلال بود و زیر فشار رسانه‌ای قرار داشت، نوبت جلالی شد که از قلعه‌نویی دفاع کنه. در مصاحبه‌ای گفت قلعه‌نویی «خیلی مرد» هست و در فوتبال ایران کم‌تر کسی این ویژگی رو داره. روی مسئولیت‌پذیری، اخلاق کاری و مدیریت رختکنش تأکید کرد و گفت موفقیت‌هاش اتفاقی نیست. حتی همون موقع رسانه‌ها از قولش تیتر زدن «قلعه‌نویی از مورینیو بهتر است» که خودش بعدا توضیح داد منظورش مقایسه‌ی امکانات و شرایط کاری بوده، نه مقایسه‌ی مطلق فنی.

👥 الان به کجا رسیدیم؟
بعد از همه‌ی این دوره‌ها و تغییرات مدیریتی، فوتبال ایران همچنان در وضعیت ناپایدار و پرچالشی قرار داره. مجید جلالی که در اون مقطع از قلعه‌نویی حمایت می‌کرد، الان در فضای متفاوتی قرار داره و الان به عنوان مربی‌ای که از جادوگر استفاده می‌کرد شناخته می‌شه. سال گذشته تو فدراسیون هم با وجود داشتن مسئولیت، به مشکل خوردن و جلالی استعفا داد. در مقابل، قلعه‌نویی بعد از قهرمانی‌های متعدد و همون مصاحبه‌های تاریخی، مربی تیم ملی شد و الان هم در جام جهانی مربی‌گری می‌کنه.

از همه بیشتر این برام جالبه در این داستان که چطوری ۲ نفر با سابقه‌ی ۲۰ ساله به این‌جا رسیدن الان و چقدر دیدگاه‌ها درباره‌شون عوض شده.


🔗 روزی که جلالی مرد شد و صاحب جام، تغییر رنگ داد

✈️ @Mirage_Notes
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌2