YouTube
Surviving Amazon Layoffs While Oncall | Week in the Life as a Software Engineer
In this video, I show how I navigate corporate depression in the midst of Amazon layoffs and the chaos of being oncall as a 23-year old software engineer. fun times… at least i was able to visit alaska and make some core memories with friends :D
let me…
let me…
تو صنعت tech آمریکا، تعدیل (شاید کلمهی lay-off آشناتر باشه) روند مرسومی شده. شرکتهای بزرگ چند وقت یک بار تعداد زیادی از کارمندهاشون رو تعدیل میکنند و دسترسیهای سیستمی از جمله ایمیل شرکتی، Slack و حتی کارت ورود به ساختمان غیرفعال میشن.
این ویدیو رو امروز میدیدم، یکی از software engineerهای شرکت Amazon از روز قبل از تعدیل بزرگ (۱۶ هزارتا اخراج) شرکت شروع به فیلم گرفتن کرده تا آخر هفتهش که دیگه مشخص شده تیمشون تعدیل نشدن.
تقریبا قبل از کریسمس بود با یکی از مهندسهای Microsoft درباره تعدیلها صحبت میکردم، میگفت تعدیل روح و روان آدم رو به هم میریزه، منتها شرکتها پکیج خروج رو طوری ارائه میدن که در اون بازهی بعدش شخص فرصت داره برای کار جدید پیدا کردن و روند نرمالی شده.
معمولا شرکتها حین تعدیل، بین ۲ تا ۴ ماه حقوق، به اضافه ۱ یا ۲ هفته حقوق به ازای هر سال سابقه کار رو برای شخص واریز میکنند. بیمه درمانی برای چند ماه ادامه پیدا میکنه و بخشی از سهام شرکت که نزدیک به موعد نقد شدن هست هم ممکنه به افراد داده بشه.
طبق قانون WARN Act هم وقتی شرکتها میخوان تعداد زیادی از کارمندهاشون رو همزمان اخراج کنند، باید از ۲ ماه قبل اطلاعیه داده بشه، که خب آمازون این کار رو کرده بود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6
YouTube
The Power of Delusional Self Belief
who knows maybe I'm just being delusional
contact:
modernideastv@gmail.com
contact:
modernideastv@gmail.com
تا قبل از ۱۹۵۴، همه فکر میکردن دویدن یک مایل در کمتر از ۴ دقیقه از نظر فیزیکی غیرممکنه؛ حتی دانشمندها میگفتن قلب انسان قبل از رسیدن به خط پایان منفجر میشه. اما بنیستر که دانشجوی پزشکی بود این رو قبول نداشت و بالاخره این رکورد رو شکست. جالب اینجاست که فقط دو ماه بعد، ۲۲ نفر دیگه هم تونستن این کار رو بکنن. یعنی سد واقعی فیزیکی نبود، بلکه یک محدودیت ذهنی بود که به محض شکسته شدن، بقیه هم فهمیدن که میتونن.
بیل گیتس قطعا آدم خوششانسی بود. تولد تو یک خانواده مرفه و دسترسی به یکی از معدود کامپیوترهای دنیا تو مدرسه در سن ۱۲ سالگی کم اتفاقی نیست، اما این شانس بدون کارِ سخت بیمعنی بود. از ۲۰ تا ۳۰ سالگی هیچ آخر هفته یا تعطیلاتی نداشت و به گفتهی خودش روزی ۱۸ ساعت کار میکرد. مایکروسافت ۵ سال اول داشت فقط ضرر میداد تا اینکه بالاخره یک قرارداد طلایی با IBM بستن. مسیر موفقیت خطی نیست، بلکه نماییه؛ ترکیب کار به شدت سخت و در نهایت قرار گرفتن تو زمان و مکان درست.
کارگردان معروف هالیوود، تارانتینو، میگه که ۸ سال تمام هیچ موفقیتی نداشت و همهچیز براش بنبست بود. از نظر منطقی باید بیخیال میشد، اما اونقدر متوهم بود که باور داشت بالاخره یه روزی میشه. تو همین زمینه، جو روگان تو ویدیو یه تعبیر خیلی جالب داره: «تفکر متوهمانه مثل یک فرشتهی نگهبان میمونه؛ تو اون سالهای اول که هنوز استعدادی نداری و داری تازه مهارت کسب میکنی، این توهم ازت محافظت میکنه تا جا نزنی.»
وقتی بچهایم رویاهای بزرگی مثل فضانورد شدن داریم، ولی بزرگ که میشیم جامعه مجبورمون میکنه استانداردهامون رو بیاریم پایین و منطقی باشیم. اما همیشه داشتن اون استانداردهای پایین رفتار درستی نیست. این داستانها، ۳ مثال از خودباوری متوهمانه بودن که منجر به موفقیت غیرقابل انتظار شدن.
لینک ویدیو:
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤7👌6🕊2
سایت wtfhappened2025.com رو دیدم امشب، اتفاقات مهم هوش مصنوعی در سالی که گذشت رو ثبت کرده. در واقع رشدی که مدلها از دسامبر ۲۰۲۵ تا الان داشتن غیرقابل پیشبینی و اتفاقات اون بازه تا الان رو بهخصوص در سایت قرار داده.
۳ ماهی میشه هوش مصنوعی از یک ابزار کمکی به نیروی خودگردان تو بعضی تسکها تبدیل شده، مخصوصا در زمینهی Coding.
این سایت، به تقلید از سایت wtfhappenedin1971.com زده شده که تغییرات اقتصادی سال ۱۹۷۱ رو با نمودار نشون داده. سال ۱۹۷۱، رئیس جمهور آمریکا، ریچارد نیکسون، در یک سخنرانی تلویزیونی گفتش که دیگه پشتوانهی دلار، طلا نخواهد بود و دلیلش هم هزینههای جنگ آمریکا با ویتنام و کاهش ذخایر طلا بود.
لینک سایت:
در عکس این پست هم روند پیشرفت مدلهای بزرگ زبانی در انجام وظایف طولانی مدت رو میتونید ببینید. اینکه برای یک تسکی انسان چقدر زمان نیاز داره و کدوم مدل، قادر به انجام اون تسک هست.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2🕊1
YouTube
Why You Can't Get Anything Done
A simple way to organize your life: https://www.youtube.com/watch?v=5sOG-jWhb90&t=2s
Contact:
https://x.com/modernideas
modernideastv@gmail.com
Contact:
https://x.com/modernideas
modernideastv@gmail.com
لینک ویدیو:
وقتی یه هدف بلندپروازانه داریم، ناخودآگاه فاصلهی زیادِ خودمون تا اون هدف رو میبینیم. همین باعث میشه مغزمون بهمون بگه تلاش کردن بیفایدهست. نتیجهش؟ Overthinking، شک کردن به خودمون و در نهایت فرار به سمت سرگرمیهای پوچ.
البته، دیدگاه ما دربارهی هدف هم ریشه در محیط ما داره. اگه تو محیطی باشی که همه سالی چند میلیون دلار درآمد دارن، باور میکنی که تو هم میتونی. ولی تو یه محیط با حداقل حقوق، همون هدف غیرممکن به نظر میرسه.
ما همیشه فکر میکنیم کارِ سطح پایین، نتیجهی سطح پایین میده (Low Level Work = Low Level Results). به همین خاطر درگیر کمالگرایی میشیم و تا وقتی همهچیز عالی و بینقص نباشه، اصلا شروع نمیکنیم. اما واقعیت اینه که روز اولِ هر کاری (مثل روز اول باشگاه) قرار نیست عالی باشه.
اونقدر که ما برای برنامهریزی، تحلیل کردن و بینقص بودن یه کار وقت تلف میکنیم، میتونستیم تو همون زمان اون کار رو انجام بدیم.
ما تو دنیای امروز ۹۹٪ مواقع داریم از دنیای واقعی فرار میکنیم و مدام مغزمون رو با یه نویز پسزمینه (گوشی، شبکههای اجتماعی و...) درگیر نگه میداریم. آخرین باری که فقط تو سکوت نشستید کِی بوده؟ احتمالا یادتون نمیاد؛ شخصا خیلی کم پیش میاد برام پادکست یا موسیقی در حال پخش نباشه.
همین درگیریِ مداوم باعث میشه مغز هیچوقت فرصت نکنه اطلاعات رو پردازش کنه. مشکلات تو ذهنمون مثل یه کلاف سردرگم تلنبار میشن و استرس و اضطراب تولید میکنن. در حالی که اگه به خودمون فضای سکوت بدیم، اکثر این مشکلات راهحلهای خیلی سادهای دارن.
این ویدیو و متنی که در ادامهش نوشتم، دربارهی اینکه چرا انجام کارها، یا در واقع، به پایان رسوندنشون سخته هست.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤10👌1
مفهوم pull request سال ۲۰۰۵ به وجود اومد، مخصوصا برای استفاده در پروژههای open-source کدی و برای همکاری راحتتر بین developerها. هدف اصلیش این بود که هر کسی از هر جای دنیا بتونه تغییرات مورد نظر خودش رو اعمال کنه و پیشنهاد بده، تا بعد از بررسی توسط مسئول پروژه، اون تغییرات به codebase اصلی اضافه بشه.
حالا تو سال ۲۰۲۶ و با حجم پیشرفت AI، یک مفهوم جدیدی معرفی شده به نام Prompt Request
چون اصلاح و توسعه، راحتتر از دیباگ و بررسی کد ناشناس شده. در واقع اون وقتی که شخص برای Code Review میذاره ممکنه از وقتی که بعد از درک محتوا، برای توسعهی کد میذاره بیشتر باشه، و خب امنیت توسعهی کد توسط خود شخص هم بیشتره
و خلاصه بعضی از پروژههای نرمافزاری دارن به این سمت میرن که دیگه نیاز به توسعه از سمت developerهای ناشناس ندارن و بهجاش پیشنهادات متنی از developerها میگیرن و خودشون تغییرات رو ایجاد میکنند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2🕊2
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤9🕊4🦄2
این ۲ هفتهای که گذشت از پرفشارترین بازههای زندگیم بود از نظر کاری، چندین ددلاین داشتیم و پشت سر هم هر روز باید کارهای مختلفی ارائه میدادم.
پنجشنبه صبح که ددلاینها تموم شد لیست کارها رو نوشتم، اینکه چقدر وقت گرفتن و چند ساعت تونستم بخوابم هر روز، و هیچ وقتی در زندگیم مشابه این بازه نبود، جز چند هفتهی آخر منتهی به کنکور. این ۲ هفته میانگین ۳ ساعت و نیم تونستم هر شب بخوابم، فقط سال کنکور اینطوری پیش میومد بخوابم.
کنکور سال ما همون سالی برگزار شد که کرونا اومد و همهجا قرنطینه بود، ۴ ماه منتهی به کنکور رو تقریبا با زیر ۱۰ نفر در ارتباط بودم و جز درس، کار دیگری برای انجام نداشتم. این ۲ هفته هم همینطوری بود، با این تفاوت که به خاطر شرایط زندگی در آمریکا با تعداد خیلی بیشتری در ارتباط بودم، ولی خیلی کمتر از بازههای دیگهی این یک سال.
از دوران کنکور هم خاطرات خیلی خوبی در ذهنم باقی مونده، اون حجم focus و تلاش برای یک هدف خاص رو در دوران کارشناسی ابدا نداشتم، این ماه هم مشابه دوران کنکور شده بود که اهداف کاملا مشخص بودن و بدون وقفه براشون زمان میذاشتم.
شاید یکی از کمیابترین چیزها در زندگی بزرگسالی، همین وضوحه؛ که بدونی دقیقاً کجایی، چی میخوای و وقتت باید کجا بره. کنکور این وضوح رو اجباری میکرد. این ۲ هفته هم همینطور بود برام.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤21
همهی بدبختیهای زندگی رو کنار بذارید و تریلر فیلم جدید کریستوفر نولان رو ببینید، خود فیلم ۱۷ جولای اکران میشه، دقیقا ۲ ماه و ۲ هفته دیگه. بودجهی فیلم هم تقریبا ۲۵۰ میلیون دلار هست که میشه گرونترین فیلم نولان.
اودیسه قدیمیترین داستان ادبیاتِ غربه. هومر این داستان رو تقریباً سههزار سال پیش نوشته؛ داستانِ Odysseus که بعد از ده سال جنگِ Troy، ده سال دیگه تو دریا در راهِ خونهشه. نه به خاطرِ ضعف یا بدشانسی، به خاطرِ دشمنیِ خدایان. هر بار که بهِ Ithaca نزدیک میشه، یه بلایی سرش میاد. بلاهای مختلف از جمله گِردابِ مرگ همه در حالی که توی خونهش، ادعا میکنن زنش رو عقد میکنن
پینوشت: این بخش داستانش رو تو آزمایشگاه شنیدم و بعدش یکم دربارهش سرچ زدم.
لینک تریلر:
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
YouTube
The Odyssey | Official New Trailer
The Odyssey - In Theaters 7 17 26
Christopher Nolan’s next film, The Odyssey, is a mythic action epic shot across the world using brand new IMAX® film technology. The film brings Homer’s foundational saga to IMAX® film screens for the first time and opens…
Christopher Nolan’s next film, The Odyssey, is a mythic action epic shot across the world using brand new IMAX® film technology. The film brings Homer’s foundational saga to IMAX® film screens for the first time and opens…
❤8
heise online
Claude Code Leak: 8100 Takedown Requests and the Birth of Claw-Code
A human error at Anthropic reveals the architecture of autonomous AI agents, sparking a heated debate about copyright for AI-generated code.
روز آخر March یک اتفاق جالبی تو دنیای AI افتاد که خیلی اینجا هم دربارهش صحبت شد.
یک اشتباه انسانی باعث شد که یکی از secretهای صنعت AI فاش بشه.
شرکت آنتروپیک (سازندهی Claude) یک فایل source map رو به اشتباه تو یک دایرکتوری عمومی گذاشت. این فایل مسیر برگشت به کد اصلی رو باز میکرد؛ یعنی عملاً بیش از ۵۰۰ هزار خط سورسکد Claude Code در دسترس بود. تا آنتروپیک بفهمه و فایل رو حذف کنه، کد قبلاً چند بار mirror شده بود و روی GitHub پخش شده بود.
واکنش آنتروپیک؟ بیش از ۸۱۰۰ درخواست DMCA Takedown. یعنی استفاده از قانون حق مالکیت فکری آمریکایی که اجازه میده از پلتفرمهایی مثل GitHub بخوای محتوایی که ادعا میکنی نقض کپیرایتته رو بدون نیاز به حکم دادگاه، فوری حذف کنن. پلتفرم هم موظفه سریع اقدام کنه وگرنه خودش مسئول میشه.
چون چیزی که لیک شده مربوط به معماری داخلی مدلها نیست، بلکه اون چیزیه که کنترل میکنه این مدلها چطور با هم و با ابزارهای مختلف کار میکنن؛ همون چیزی که بهش agentic framework میگن. اینکه چطور context برای هر درخواست ساخته میشه و چطور AI میتونه مستقل تصمیم بگیره و ابزار استفاده کنه.
به نظر حدود ۹۰٪ از Claude Code توسط خود Claude نوشته شده. حالا سوال اینه که اگه کد رو AI نوشته، آنتروپیک دقیقاً چه حقی رو داره که ادعا کنه؟ دادگاههای آمریکا بارها گفتن آثار کاملاً خودمختار AI حق کپیرایت ندارن و انسان باید عنصر اصلی خلق اثر باشه.
یه توسعهدهندهی کرهای به کمک Codex، یه پیادهسازی مستقل از همون معماری نوشت به اسم Claw-Code؛ سریعترین ریپازیتوری در تاریخ GitHub از نظر رشد. این پروژه ادعا میکنه هیچ فایل اختصاصی آنتروپیک توش نیست و یه بازنویسی مستقله. Elon Musk's xAI هم ازش استقبال کرده.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌3❤2
هفتهی پیش توئیتی از Wayne Chi، دانشجوی PhD کامپیوتر دانشگاه CMU تو feed توئیتر اومد برام، که داشت دربارهی تفاوتهای research در دانشگاه و صنعت صحبت میکرد.
دیدگاه جالبی داشت، مخصوصا ازین بابت که بعد گرفتن مستر از USC، چندین سال تو آمازون کار کرده و بعدش تصمیم گرفته PhD رو هم در CMU بخونه.
عینا همین حرف در یکی از سمینارهای ماه گذشتهی دانشکده بیان شد، با این هدف که انگیزهی دکتری گرفتن در دوران حال حاضر رو تعریف کنند.
برای کسایی که میخوان هم کار صنعتی بکنند و هم ریسرچ، پوزیشن Industrial PhD تعریف شده در حال حاضر؛ پوزیشنی که انعطاف آکادمیا، پول industry و compute واقعی رو شامل میشه. در ایران خیلی مرسوم نیست، ولی تو آمریکا و اروپا مدل رایجیه، البته که پوزیشنهای فوقالعاده رقابتی داره.
لینک توئیت:
پینوشت: عکس از توئیتی هست که توسط Wayne در توئیت اصلی quote شده و دربارهش نظر داده.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1👌1
یه کشتی تفریحی هلندی به اسم MV Hondius اول آپریل از اوشوآیای آرژانتین حرکت کرد. مسافرانش قرار بود تجربهی سفر به جنوب رو داشته باشن. ولی ظاهراً یه زوج قبل از سوار شدن، در یک تور پرندهنگری از یک محل دفن زباله بازدید کرده بودن؛ همونجایی که احتمالاً با جوندگانِ حامل ویروسِ هانتا تماس پیدا کردن.
۱۱ آپریل اولین نفر روی کشتی مُرد. همسرش بعد از پیاده شدن در جزیرهی سنت هلنا، ۲ روز بعد تو ژوهانسبورگ فوت کرد. نفر سوم هم روی عرشه مرد. تا الان ۸ نفر آلوده شدن، از جمله یک نفر که بعد از ترک کشتی خودش رفت پیش دکتر و در زوریخ تشخیص بیماریش داده شد.
نگرانی اصلی اینجاست که از بین همهی گونههای هانتاویروس، فقط همین یکی، نوع آندس، میتونه بین انسانها هم منتقل بشه.
چون کشتی با حدود ۱۵۰ نفر مسافر از ملیتهای مختلف (آمریکایی، هلندی، استرالیایی، انگلیسی و...) وسط اقیانوس بود و جایی برای تخلیه نداشت. کیپورد نتونست کمک کنه. حاکم منطقهای جزایر قناری هم وتو کرد که کشتی بیاد، دولت مرکزی اسپانیا این وتو رو نادیده گرفت.
دیروز صبح کشتی به تنریف رسید. مسافرا با لباسهای محافظ آبی از کشتی پیاده شدن و با پروازهای اختصاصی به کشورهاشون برمیگردن.
سازمان بهداشت جهانی گفته ۴۲ روز پایش لازمه، چون دورهی نهفتگی ویروس تا ۸ هفتهست. مدیر WHO هم مستقیم خطاب به مردم تنریف گفت: «این کووید نیست.»
یادآوری مفیدی بود که پاندمی تروما داره.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔3👌1
GitHub
GitHub - TelegramMessenger/cocoon: cocoon
cocoon. Contribute to TelegramMessenger/cocoon development by creating an account on GitHub.
هفتهی پیش متنی تو کانالهای tech میدیدم با این تیتر که «تلگرام دستیار جدیدش بنام میرا رو معرفی کرد». ولی واقعیت اینه که Mira اصلاً محصول رسمی تیم توسعهی تلگرام نیست.
میرا (@mira) توسط The Open Platform ساخته شده، همون تیمی که Telegram Wallet رو توسعه داده. این یعنی Mira محصول خود تلگرام نیست، محصول نزدیکترین شریک اکوسیستمیِ تلگرامه. همین رابطه، به علاوهی آیدیِ رند @mira، باعث شده خیلیا تصور کنن این ربات رو خود پاول دورف منتشر کرده.
جستجو، تحلیل تصویر، تبدیل صدا به متن، baseline مدلهای امروزیه. نقطهی تمایزش اتصال به بیش از ۲۰۰ سرویس خارجی، حافظهی بلندمدت، و اجرای چندمرحلهای روی اکوسیستم TON هست. بخش پولی هم به خاطر هزینهی بالای compute برای پردازشهای سنگین با محدودیتهای منطقی ارائه شده.
بخش جالبی که دربارهش میخوندم اینه که زیرساختش روی Cocoon اجرا میشه، یک شبکهی محاسباتیِ محرمانهی decentralized روی TON که خود شما هم میتونید روی GPU ران بگیرید (لینکش رو پایین پیام قرار دادم). یعنی ادعای حریم خصوصی در پردازش دادهها، نه فقط یه چتباتِ ساده با API.
Confidential Compute Open Network (COCOON) – Decentralized AI Inference on TON:
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6👌1
Nytimes
Meta’s Embrace of A.I. Is Making Its Employees Miserable
As it adapts to the artificial intelligence era, the company is pushing many of its 78,000 workers to use the technology, and preparing to lay some of them off.
نیویورک تایمز یک گزارش جالبی منتشر کرده دربارهی اتفاقاتی که این روزها داخل متا افتاده. شرکت تصمیم گرفته خودش رو از یک شرکت اینترنتی به یک شرکت AI تبدیل کنه، و این گذار، روند سختی برای ۷۸ هزار کارمندش داشته.
ماه گذشته متا تو یک پست داخلی به کارمندهای آمریکاییش اعلام کرد که از این به بعد هر چی تایپ میکنند، حرکت ماوسشون، جایی که کلیک میکنند و چیزی که روی صفحه میبینند، ضبط و track میشه. هدف؟ جمعآوری دیتا برای train کردن مدلهای AI شرکت، که یاد بگیرند «آدمها واقعا چطوری کارهای روزمرهشون رو با کامپیوتر انجام میدن.»
به قول استاد دانشگاه واشنگتن که تو مقاله نقل شده: «هنوز هیچ playbook ای برای AI در محیط کار وجود نداره.» و خب متا داره به سختترین شکل ممکن این playbook رو مینویسه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3💔1
یک مقالهی فوقالعاده در The Atlantic خوندم از Noah Hawley (سازندهی سریال Fargo)، که سال ۲۰۱۸ مهمون مراسم خصوصی Campfire جف بزوس بوده و حالا بعد از ۸ سال، تجربهش رو نوشته.
یک رویداد سالانهی خصوصی که بزوس ۸۰ نفر آدم خاص (سلبریتی، نویسنده، دانشمند) رو دعوت میکنه به یک resort در سانتا باربارا. جتهای شخصی، امنیت اختصاصی از لاسوگاس، و سخنرانیهایی شبیه TED Talk با حضور قاضی دیوان عالی و نوبلیستها. سوال مشترک اکثر مهمونها این بود: «من اصلا اینجا چیکار میکنم؟»
همسر Hawley اون آخر هفته از روی چمن خیس لیز میخوره و مچ دستش میشکنه. روز آخر، Hawley برای اولین بار با بزوس رو در رو میشه و موضوع رو بهش میگه، نه برای شکایت، فقط یک ارتباط انسانی ساده بین دو پدر. واکنش بزوس؟ نه گفت متاسفم، نه پرسید چیزی نیاز دارید. فقط یک قیافهی عجیب گرفت و دستیارش بلافاصله اومد و ازش دورش کرد.
نویسنده میگه: «وقتی فرصتی برای همدلی، حتی همدلیِ نمایشی، بهش داده شد، فرار رو انتخاب کرد.»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤8👌2🤝2
برای ساختن یک لینک تماس عمومی که بتونید با بقیه به اشتراک بذارید، کافیه این ۳ تا مرحله ساده رو طی کنید:
تو قسمت عنوان تماس، یک اسم دلخواه برای اتاقتون بنویسید (مثلاً اینجا تایپ شده Call w. Iman).
مطمئن بشید که تیک گزینه «عمومی» روشن باشه. اینطوری هر کسی که لینک رو داشته باشه میتونه وارد تماس بشه.
پینوشت: نیاز نیست افراد تو اپلیکیشن بله لاگین کنند، هر کسی میتونه تو کال جوین بده. اینطوری از خارج کشور میتونید با داخل هم کال کنید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌4❤3
۲۵ تا اسب داریم، تو هر مسابقه ۵ تا اسب میتونن بدوند، با کمترین تعداد مسابقه میخوایم ۵ تا اسب سریع از بین این ۲۵ تا رو پیدا کنیم، چندتا مسابقه نیازه برگزار کنیم؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😇5
این یه سوال کلاسیک مصاحبهی گوگله که معمولاً برای پوزیشن Business Operations Analyst (و گاهی نقشهای مهندسی) ازش استفاده میشه. روی Glassdoor هم گزارش شده و سالهاست بحثبرانگیزه، چون خیلیها جواب اشتباه میدن (مخصوصاً جوابِ معروفِ ۷ که مالِ پیدا کردنِ ۳ تا اسبِ سریعه، نه ۵ تا).
تو هر مسابقه حداکثر ۵ تا اسب میتونن بدوند.
کرنومتر در کار نیست، فقط ترتیبِ نسبیِ اسبها تو هر مسابقه مشخص میشه.
اسبها سرعتِ ثابت دارن (خسته نمیشن).
۱) ۵ مسابقهی اول (مسابقههای ۱ تا ۵): ۲۵ اسب رو به ۵ گروهِ ۵تایی تقسیم میکنیم: A، B، C، D، E. هر گروه یه مسابقه میده. حالا داخلِ هر گروه ترتیب رو میدونیم: A1 > A2 > A3 > A4 > A5 (همینطور برای B تا E)
۲) مسابقهی ششم، مسابقهی برندهها: بینِ A1، B1، C1، D1، E1 مسابقه میذاریم. فرض کنیم نتیجه بشه: A1 > B1 > C1 > D1 > E1 پس A1 قطعاً سریعترینِ کلِ ۲۵ تاست.
۳) حذف کاندیداهایی که محاله تو Top 5 باشن:
کلِ گروهِ E حذف (چون E1 پنجم شده، یعنی حداقل ۴ تا اسب ازش سریعترن).
از گروه D: اسب D1 چهارمه و خودش میتونه نهایتاً چهارم بشه، ولی D2 به بعد همه حذف. پس از گروهِ D فقط D1 میمونه.
از گروه C: فقط C1 و C2 میمونن (C3, C4, C5 حذف).
از گروه B: فقط B1, B2, B3 میمونن (B4, B5 حذف).
از گروه A هم A2, A3, A4, A5 همه کاندیدا هستن (چون A1 اولِ کل هست، بقیهی گروهش هم میتونن تو Top 5 باشن).
کاندیداهای باقیمونده برای جایگاههای ۲ تا ۵:
A2, A3, A4, A5, B1, B2, B3, C1, C2, D1
پس ۱۰ اسب تا اسب برای ۴ جا داریم.
۴) مسابقهی هفتم، تعیینِ جایگاهِ دوم: بعد از مسابقهی ۶، فقط دو اسب شانسِ جایگاهِ دوم رو دارن: A2 و B1 (چون فقط A1 ازشون سریعتره؛ بقیهی اسبها حداقل ۲ اسبِ سریعتر بالای سرشون دارن). پس این اسبها رو میدوونیم: A2, B1, C1, D1, E1
فرض کنیم نتیجه A2 > B1 > C1 > D1 > E1 هست، پس A2 دومِ کل میشه. حالا حذفهای زنجیرهای اینطوریه:
اسب A2 از B1 سریعتر شد پس ۲ اسب از B1 سریعترن (A1, A2)، پس B4 حذف (چون ۵ اسب ازش سریعترن: A1, A2, B1, B2, B3). اسب C1: نسبت به خودش ۳ اسبِ سریعتر هست، پس اسب C3 حذف.
اسب D1: نسبت به خودش ۴ اسبِ سریعتر داره، پس D2 حذف.
اسب E1: نسبت به خودش ۵ اسبِ سریعتر داره، پس خودِ E1 و کلِ گروهِ E حذف.
کاندیداهای باقیمانده برای ۳ جای باقیمانده: A3, A4, A5, B1, B2, B3, C1, C2, D1 میشه مجموعا ۹ تا.
۵) مسابقهی هشتم، تعیینِ جایگاهِ سوم: کاندیداهای جایگاهِ سوم فقط A3 و B1 هستن (بقیه ≥۳ اسبِ سریعتر بالای سرشون دارن). این دو رو با قویترین بقیه میدوونیم: A3, B1, B2, C1, D1 فرض کنیم نتیجه: A3 > B1 > C1 > B2 > D1، پس اسب A3 سومِ کل میشه. حالا حذفهای زنجیرهای اینطوریه:
نسبت به اسب B1 الان ۳ اسبِ سریعتر داریم (A1, A2, A3) پس B3 حذف (۵ اسب ازش سریعترن: A1, A2, A3, B1, B2).
اسب C1: نسبت به خودش ۴ اسبِ سریعتر داره پس C2 حذف.
اسب D1: نسبت به خودش ۵ اسبِ سریعتر داره پس خودِ D1 حذف.
کاندیداهای باقیمانده: A4, A5, B1, B2, C1 میشه دقیقاً ۵ اسب برای ۲ جای باقیمانده.
۶) مسابقهی نهم، تعیینِ جایگاههای چهارم و پنجم: هر ۵ کاندیدای باقیمانده رو با هم میدوونیم: A4, A5, B1, B2, C1، نهایتا اسب اولِ این مسابقه = چهارمِ کل و اسب دومِ این مسابقه = پنجمِ کل
هر مسابقه جایگاه یکی رو مشخص میکنه و تو هر مسابقه فقط ۲ اسب اصلاً شانسِ جایگاهِ بعدی رو دارن و مسابقه بینشون قضاوت میکنه؛ بقیهی شرکتکنندهها برای جمعآوریِ اطلاعاتِ بیشتر و حذفِ زنجیرهای هستن.
جوابِ معروفِ «۷ مسابقه» که خیلی جاها دیده میشه، مربوط به نسخهی سادهترِ سواله که میخواد فقط Top 3 رو پیدا کنه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5👌5💔1