•Furry Frames• ‎🐈‍⬛🎀
2.94K subscribers
1.44K photos
98 videos
15 links
• کتاب‌ها و چیزهای دیگر… ☁️🌈

• گربه‌ای که میان قاب‌های فیلم و صفحات کتاب زندگی می‌کنه 𐙚

𓃠𓍯 ִֶָ𓂃 ᥫ᭡‌


@MyLimo_bot 💌☁️💗
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💘8❤‍🔥5🍾3
Forwarded from Meow 🐈‍⬛🎀
سلام زیبا
من دانشجوام و  رتبه ۳۴۵ کنکور زبان ۱۴۰۱رو دارم و مدتیه زبان درس میدم.مدرک پایان دوره زبان از کانون هم دارم.قصد دارم زبانو با هزینه خیلی  مناسبی تدریس کنم.اگر خواستید معرفی کنید.
@myscientificbot
💘7
بلوبری ها 🫐🩵
یکی از دخترای قشنگ چنل زبان تدریس میکنه🎀
پیامشو میذارم اینجا لازمتون شد برید پیشش💗
❤‍🔥6💘5
1❤‍🔥13💘1
کتاب ساحره 👵🏽🔮🪄
𓂃˖ ִִֶֶָָ𓂃 ˖ ִִֶֶָָ𓂃 ˖ ִִֶֶָָ𓂃˖ ִִֶֶָָ𓂃˖ ִֶ𓂃˖ ִִֶֶָָ𓂃 ˖ ִִֶֶָָ𓂃 ˖ ִִֶֶָָ𓂃˖ ִִֶֶָָ𓂃˖ ִֶָ

🧙🏽‍♀️توضیح کلی:

داستان در فضایی اتفاق می‌افته که یک حکومت دیکتاتوری تازه سقوط کرده و جامعه هنوز از اتفاقات و خشونت‌های گذشته فاصله نگرفته.


🔮خلاصه:
توی راهرو جلوی در دفتر خانم مدیر منتظرم.
به عکس های کلاسی دخترهای سال آخری نگاه می کنم که از دیوار آویزان است..

🐈‍⬛نظر من:

داستان توی فضایی اتفاق میفته که یه حکومت دیکتاتوری تازه سقوط کرده و جامعه هنوز نتونسته از اتفاقات و خشونت‌هایی که توی اون دوران اتفاق افتاده فاصله بگیره🫯💥 وسط این فضا، یه دختر سیزده‌ساله به اسم امارو داریم که بعد از مرگ پدر و مادرش توی پرورشگاه زندگی می‌کنه و بعد از مدتی مادربزرگش میاد دنبالش و می‌برتش پیش خودش؛ مادربزرگی که اما تا قبل از اون اصلاً نمی‌شناخته 👵🏽💫

مادربزرگ اما اصلاً یه آدم معمولی نیست🔮🎆 رفتارها و باورهای خاص خودش رو داره و خیلی از کارهایی که انجام میده برای اما عجیب و حتی بعضی وقت‌ها ترسناکه💀 اما کم‌کم که بیشتر باهاش زندگی می‌کنه، با گذشته‌ی مادربزرگ و خانواده‌ش هم آشنا میشه و متوجه میشه خیلی چیزها درباره‌ی پدر و مادرش و اتفاقاتی که قبلاً افتاده، ازش پنهان شده👀🗝️🚪

در کنار داستان اما، جامعه‌ای رو هم می‌بینیم که تازه از یه دوره‌ی دیکتاتوری بیرون اومده✌🏽آدم‌ها هنوز درگیر ترس، خشم و خاطرات اون دورانن و خیلی‌ها هنوز نتونستن با اتفاقاتی که براشون افتاده کنار بیان💘

برای همین داستان کم‌کم از یه داستان ساده درباره‌ی یه دختر و مادربزرگش فراتر میره🛤️ هرچی جلوتر میریم، رابطه‌ی این دوتا پیچیده‌تر میشه و اتفاقات عجیب و خاطرات گذشته هم بیشتر با زندگی حالشون قاطی میشن🌚 چیزی که برای من جالب بود اینه که نویسنده خیلی از جواب‌ها رو مستقیم بهمون نمی‌ده و بیشتر مجبوریم خودمون اتفاقات رو کنار هم بذاریم و بفهمیم چی به چی بوده 🌝🤌🏾

من واقعاً کتاب رو دوست داشتم💕🫰🏽البته اینجوری نبود که از همون چند صفحه‌ی اول عاشقش بشم و نتونم زمینش بذارم☝🏾 اتفاقاً ریتم کتاب نسبتاً آرومه و خیلی از چیزها هم مستقیم گفته نمی‌شن، ولی هرچی جلوتر رفتم بیشتر توی فضای داستانش فرو رفتم و بیشتر دوست داشتم بفهمم پشت این همه اتفاق و رفتار عجیب چی وجود داره👀🗝️🔮

چیزی که بیشتر از همه دوست داشتم، فضاسازی کتاب بود🤌🏾 یه حس عجیب و سنگینی تقریباً تا آخر داستان همراهت می‌مونه💃🏾 حتی بعضی وقت‌ها که اتفاق خاصی نمیفته، باز حس می‌کنی یه چیزی درست نیست و باید منتظر یه اتفاقی باشی😻 من خیلی این حس رو دوست داشتم، چون باعث میشد داستان برام فقط یه سری اتفاق پشت سر هم نباشه و همیشه یه لایه‌ی دیگه هم زیرش وجود داشته باشه🪄🧙🏽‍♀️

شخصیت مادربزرگ هم برای من خیلی جالب بود🧙🏽‍♀️ واقعاً نمی‌تونستم از اول تصمیم بگیرم که دوستش دارم یا باید ازش بترسم👀 یه جاهایی خیلی دوست‌داشتنی و دلسوز به نظر می‌رسید و یه جاهایی رفتارهاش واقعاً عجیب بود🔮🌚
ولی هرچی بیشتر از گذشته‌ش می‌فهمیم، بیشتر متوجه می‌شیم که خیلی از رفتارهاش بی‌دلیل نیستن و چیزهایی که پشت سر گذاشته روی شخصیتش تأثیر گذاشته💘

به نظرم یکی از قشنگ‌ترین چیزهای کتاب همین بود که شخصیت‌ها رو خیلی راحت نمی‌شه خوب یا بد کرد🌝 هرکدومشون یه گذشته‌ای دارن و یه سری زخم و ترس و خاطره با خودشون حمل می‌کنن🥲همین باعث شده بود شخصیت‌ها برای من واقعی‌تر به نظر برسن

اما هم شخصیتیه که خیلی باهاش ارتباط گرفتم🌝 دختریه که یه‌دفعه خودش رو وسط یه زندگی جدید پیدا می‌کنه، بدون اینکه خیلی از گذشته‌ی خودش چیزی بدونه🥲 نه پدر و مادرش رو درست می‌شناسه، نه مادربزرگش رو و نه حتی خیلی از اتفاقاتی که قبل از اون افتاده رو💘 انگار همزمان که داره بزرگ میشه، باید گذشته‌ی خودش و خانواده‌ش رو هم کشف کنه👣🗝️🚪

این بخش داستان برای من حتی از قسمت‌های جادویی هم جذاب‌تر بود😻اینکه یه آدم چطور وقتی بزرگ میشه کم‌کم با چیزهایی درباره‌ی خانواده‌ش روبه‌رو میشه که شاید اصلاً دوست نداشته بدونه، به نظرم خیلی خوب توی داستان دراومده بود🫰🏽
❤‍🔥13💘1
چیزی که بیشتر از همه توی ذهنم موند، تأثیر گذشته روی آدم‌ها بود🥺💘
اینکه یه اتفاق ممکنه سال‌ها قبل افتاده باشه، یه حکومت ممکنه سقوط کرده باشه و همه‌چیز ظاهراً تموم شده باشه، ولی اثر اون اتفاقات هنوز توی زندگی آدم‌ها وجود داشته باشه🥺💘هنوز آدم‌هایی هستن که با ترس‌هاشون زندگی می‌کنن، هنوز خاطرات بد وجود دارن و حتی نسل بعد هم به شکلی درگیر همون گذشته میشه💔

به نظرم کتاب خیلی خوب تونسته این حس رو منتقل کنه که گذشته واقعاً به این راحتی تموم نمیشه🫠

البته یه سری قسمت‌ها هم برای من زیادی مبهم بودن🤨 بعضی جاها واقعاً دوست داشتم نویسنده یه کم واضح‌تر توضیح بده که دقیقاً چی شده یا چرا یه شخصیت یه رفتار خاص رو انجام داده🧐ولی بعدش فکر کردم شاید همین ابهام اصلاً بخشی از جذابیت داستانه😻 چون ما هم مثل اما خیلی چیزها رو نمی‌دونیم و باید کم‌کم از بین حرف‌ها، خاطرات و اتفاقات مختلف خودمون بفهمیم چی به چی بوده🧩

قسمت‌های جادویی کتاب رو هم دوست داشتم🔥 اینکه داستان کاملاً تبدیل به یه فانتزی نمیشه و همچنان یه فضای واقعی داره، ولی در کنارش اتفاقات عجیب هم میفته، به نظرم ترکیب جالبی ساخته🤌🏾بعضی جاها واقعاً نمی‌دونستم باید اتفاقی که افتاده رو باور کنم یا نه و همین باعث میشد بیشتر توی فضای داستان بمونم🫠

در کل چیزی که باعث شد «ساحره» رو دوست داشته باشم، فقط خود داستان یا اتفاقاتی که توش افتاد نبود🥲 بیشتر حسی بود که موقع خوندنش داشتم💗یه حس سنگین و مرموز که باعث میشد حتی بعد از اینکه کتاب رو می‌بستم هم یه مدت بهش فکر کنم🫠

برای من این کتاب بیشتر از اینکه درباره‌ی جادو یا یه اتفاق عجیب باشه، درباره‌ی گذشته، ترس، خانواده و خاطراتیه که آدم‌ها با خودشون حمل می‌کنن💔درباره‌ی آدم‌هایی که یه چیزهایی رو پشت سر گذاشتن ولی هنوز نتونستن واقعاً ازشون عبور کنن💘

در نهایت، من واقعاً از خوندنش لذت بردم💗 شاید کتابی نباشه که به کسی که دنبال یه داستان خیلی سریع و پراتفاقه پیشنهادش کنم، ولی اگه کسی داستان‌های آروم‌تر، مرموز، فضاساز و یه کم عجیب رو دوست داشته باشه، به نظرم «ساحره» می‌تونه انتخاب خیلی خوبی باشه🙂‍↔️💗

#review :4/7.5 ⭐️
❤‍🔥13💘1
خودم آخرین باری که تمام شب واقعاً گریه کردم شبِ خاکسپاری مامان و بابا بود، در طی مراسم تشییع هیچ اشکی از چشم هام جاری نشد، از درون گریستم.

ساحره
💘9❤‍🔥4🍾2
می گوید باید یک چیز را بدانم، عشق، عشق واقعی همیشه مایه عذاب است.
دردناک است، سخت است اما همین است که عشق را این قدر زیبا می کند.
ساحره
💘10❤‍🔥6
درد در من نفوذ می کند، تا قلبم رسوخ می کند اما چندان اهمیتی ندارد.
ساحره
💘10❤‍🔥6
میدووووونم نوشتن این کتاب خیلی طولانی شد ولی دیگه شما همینو قبول کنید💗
❤‍🔥17💘1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤣13💘1
•Furry Frames• ‎🐈‍⬛🎀
🙂 Sticker
وقتی بهم میگه درمورد کتابی که خوندی بگووو>>>>🐇
❤‍🔥9💘8
❤‍🔥9💘1
❤‍🔥9💘1
این قسمت یه جوری بود که بیشتر از خود اتفاقی که افتاد، رفتار سیل توجهمو گرفت👀
نمیدونم چرا حس میکنم این بچه با اینکه خیلی ادای محکم بودن درمیاره، بیشتر از چیزی که نشون میده به سباستین وابسته شده😭💘
بعد یه وقتایی به این فکر میکنم اگه یه روز سباستین واقعاً از کنارش بره، سیل قراره با اون همه غرور و لج‌بازی چیکار کنه؟🕯️
💘14❤‍🔥4🍾2
🍃🐑📸
1❤‍🔥22💘9
بعضی لحظه ها اصلاً نیاز به کشپن ندارن🪿🌿🪵🤍
❤‍🔥20💘2🍾1