مراقبت برای تفکر
چند گروه فرهنگیان در تلگرام هست که عضو آنها هستم. کمتر در آنها مطلب ارسال میکنم. حتی برخی از دوستان توصیه کردهاند که از گروهها خارج شوم، چون در این گروهها عدهای حضور دارند که در پی پروندهسازی هستند.
قصدم از ماندن در گروهها، یکی ارسال گاهوبیگاه اطلاعیههای مؤسسه است که البته چندان مورد توجه قرار نمیگیرد و دیگر اینکه در این گروهها به دنبال شناخت خود هستم.
چه بخواهم، چه نخواهم، عضوی از این گروهها هستم و بخشی از وجودم در این دیگریهاست. میخواهم خود را در آینهی همکارانم ببینم.
نمونهای از این شناخت، همین چند روز پیش برایم آشکار شد. یکی از همکاران پیامی ارسال کرد. دیگر همکاران واکنشهای تندی نشان دادند. ماجرا آنقدر بالا گرفت که در نهایت کسی جرأت اظهار نظر نداشت. فردی که ابتدا پیام را فرستاده بود، معتقد به آزادی عقیده و نیت خیر بود، اما همکارانی که واکنش نشان دادند، بر لزوم بهکارگیری منطق و تفکر انتقادی تأکید داشتند.
وقتی دقیقتر فکر کردم، متوجه شدم که من هم این مشکل را دارم.
مثلاً با سید که دوستی چندساله و عمیق داریم، گاهی همدل میشویم و شاید روز تولدمان را به هم تبریک بگوییم، اما ما دیالوگ و گفتوگو نداریم؛ یعنی با هم فکر نمیکنیم، چون بیشتر به حذف تفکر یکدیگر میپردازیم تا فهمیدن یکدیگر. معمولاً دربارهی شخصیت یکدیگر قضاوت میکنیم و برچسب میزنیم، همین برچسبها راه را بر فهم و دیالوگ میبندد.
حالا میفهمم که چرا در فلسفه برای کودکان بر مهارت گوش دادن تأکید زیادی شده و چرا تفکر مراقبتی در کنار دیگر انواع تفکر در این برنامه گنجانده شده است.
بر اساس تفکر مراقبتی، ابتدا از قضاوتهای بدون فهم و برچسبها رها می شویم و با گوینده همدلی فکری پیدا می کنیم، سپس به بررسی و نقد اندیشهی او می پردازیم.در کندوکاو به دنبال حذف همدیگر نیستیم بلکه به دنبال فهم و برهم نهادن فکرها و دیدن حقیقت زنده از زوایای مختلف هستیم.
روح جناب لیپمن شاد که این دریچه را به روی ما گشود و تن خانم دکتر شهرتاش سلامت که سالها پیش بر این نکته تأکید داشت. اما من تازه بعد از چند سال و آن هم به لطف دوستانم در موسسه مهرآیین،این نکته را فهم کردم
شاید مشکل، از توان ذهنی من بوده یا شاید این انگارهی قضاوت کردن بدون فهم، در وجودم ریشهای عمیق دارد.
محمد
چند گروه فرهنگیان در تلگرام هست که عضو آنها هستم. کمتر در آنها مطلب ارسال میکنم. حتی برخی از دوستان توصیه کردهاند که از گروهها خارج شوم، چون در این گروهها عدهای حضور دارند که در پی پروندهسازی هستند.
قصدم از ماندن در گروهها، یکی ارسال گاهوبیگاه اطلاعیههای مؤسسه است که البته چندان مورد توجه قرار نمیگیرد و دیگر اینکه در این گروهها به دنبال شناخت خود هستم.
چه بخواهم، چه نخواهم، عضوی از این گروهها هستم و بخشی از وجودم در این دیگریهاست. میخواهم خود را در آینهی همکارانم ببینم.
نمونهای از این شناخت، همین چند روز پیش برایم آشکار شد. یکی از همکاران پیامی ارسال کرد. دیگر همکاران واکنشهای تندی نشان دادند. ماجرا آنقدر بالا گرفت که در نهایت کسی جرأت اظهار نظر نداشت. فردی که ابتدا پیام را فرستاده بود، معتقد به آزادی عقیده و نیت خیر بود، اما همکارانی که واکنش نشان دادند، بر لزوم بهکارگیری منطق و تفکر انتقادی تأکید داشتند.
وقتی دقیقتر فکر کردم، متوجه شدم که من هم این مشکل را دارم.
مثلاً با سید که دوستی چندساله و عمیق داریم، گاهی همدل میشویم و شاید روز تولدمان را به هم تبریک بگوییم، اما ما دیالوگ و گفتوگو نداریم؛ یعنی با هم فکر نمیکنیم، چون بیشتر به حذف تفکر یکدیگر میپردازیم تا فهمیدن یکدیگر. معمولاً دربارهی شخصیت یکدیگر قضاوت میکنیم و برچسب میزنیم، همین برچسبها راه را بر فهم و دیالوگ میبندد.
حالا میفهمم که چرا در فلسفه برای کودکان بر مهارت گوش دادن تأکید زیادی شده و چرا تفکر مراقبتی در کنار دیگر انواع تفکر در این برنامه گنجانده شده است.
بر اساس تفکر مراقبتی، ابتدا از قضاوتهای بدون فهم و برچسبها رها می شویم و با گوینده همدلی فکری پیدا می کنیم، سپس به بررسی و نقد اندیشهی او می پردازیم.در کندوکاو به دنبال حذف همدیگر نیستیم بلکه به دنبال فهم و برهم نهادن فکرها و دیدن حقیقت زنده از زوایای مختلف هستیم.
روح جناب لیپمن شاد که این دریچه را به روی ما گشود و تن خانم دکتر شهرتاش سلامت که سالها پیش بر این نکته تأکید داشت. اما من تازه بعد از چند سال و آن هم به لطف دوستانم در موسسه مهرآیین،این نکته را فهم کردم
شاید مشکل، از توان ذهنی من بوده یا شاید این انگارهی قضاوت کردن بدون فهم، در وجودم ریشهای عمیق دارد.
محمد
👍7
▫️امروز داشتم به خودم در ساختار آموزش و پرورش فکر میکردم.
تلاش میکردم از بیرون به خودم نگاه کنم.
▫️جملههایی از راهبرها، معاونین و همکاران و دوستانم را به خاطر آوردم.
جملههایی که اغلب تایید روند کاریم است.
خلاصه نتیجهگیری جملهها برایم این بود: «من جزو معلمان خوب محسوب میشوم.»
▫️بعد به درونم رجوع کردم.
واقعا احساس و ارزیابی من از معلمیام چیست؟
سرزنشها و شفقتهایی در موقعیتهای مختلف را به یاد آوردم.
و برآیند همه این بود: «من چندان معلم خوبی نیستم!»
❓️نتیجه این تناقض این پرسش بود که «معلم خوب کیست؟»
تصمیم گرفتم معیارهای ساختار را کنار معیارهای خودم بگذارم
و نتیجه این شد:
⁉️انگار اصلا معیار مشخص و واضح و یکپارچهای برای رای و نظر ساختار وجود ندارد! یا حداقل من به عنوان کسی که چهار سال درس معلمی خوانده و سه سال تجربه کلاس مستقل داشته نمیشناسم.
اگر به فرمهای ارزشیابی سالیانه رجوع کنیم
از تاهل و عائلهمندی و ایثارگری که بگذریم، باقی ملاکها هم چندان معیار سنجش دقیقی نمیتواند باشد:
مدرک تحصیلی، تعداد ساعت ضمن خدمت گذرانده شده به صورت حضوری و مجازی (که داستانهای خودش را دارد!) تالیف کتاب، پیشنهاد مورد قبول وزارت، مقاله چاپ شده، حکم تقدیرهای گرفته شده (که این هم داستانهایی دارد!) کمک به مدرسه، داشتن طرح درس و برنامه و...
▫️تصمیم گرفتم سراغ فرمهای ارزشیابی معاونین بروم.
اوضاع از نحوه ارزشیابی آموزش و پرورش خیلی بهتر بود.
اما همچنان کافی نبود بعلاوه اینکه سالهای قبل و در مدارس قبلی، من این فرم را ندیده بودم.
و این تامل باعث شد بیندیشم شاید حتی معیارهایی که خود من برای سنجش خودم قرار دادهام معیارهای دقیقی نباشد.
و چقدر جای گفتگو در این مورد خالی است...
صالحه
تلاش میکردم از بیرون به خودم نگاه کنم.
▫️جملههایی از راهبرها، معاونین و همکاران و دوستانم را به خاطر آوردم.
جملههایی که اغلب تایید روند کاریم است.
خلاصه نتیجهگیری جملهها برایم این بود: «من جزو معلمان خوب محسوب میشوم.»
▫️بعد به درونم رجوع کردم.
واقعا احساس و ارزیابی من از معلمیام چیست؟
سرزنشها و شفقتهایی در موقعیتهای مختلف را به یاد آوردم.
و برآیند همه این بود: «من چندان معلم خوبی نیستم!»
❓️نتیجه این تناقض این پرسش بود که «معلم خوب کیست؟»
تصمیم گرفتم معیارهای ساختار را کنار معیارهای خودم بگذارم
و نتیجه این شد:
⁉️انگار اصلا معیار مشخص و واضح و یکپارچهای برای رای و نظر ساختار وجود ندارد! یا حداقل من به عنوان کسی که چهار سال درس معلمی خوانده و سه سال تجربه کلاس مستقل داشته نمیشناسم.
اگر به فرمهای ارزشیابی سالیانه رجوع کنیم
از تاهل و عائلهمندی و ایثارگری که بگذریم، باقی ملاکها هم چندان معیار سنجش دقیقی نمیتواند باشد:
مدرک تحصیلی، تعداد ساعت ضمن خدمت گذرانده شده به صورت حضوری و مجازی (که داستانهای خودش را دارد!) تالیف کتاب، پیشنهاد مورد قبول وزارت، مقاله چاپ شده، حکم تقدیرهای گرفته شده (که این هم داستانهایی دارد!) کمک به مدرسه، داشتن طرح درس و برنامه و...
▫️تصمیم گرفتم سراغ فرمهای ارزشیابی معاونین بروم.
اوضاع از نحوه ارزشیابی آموزش و پرورش خیلی بهتر بود.
اما همچنان کافی نبود بعلاوه اینکه سالهای قبل و در مدارس قبلی، من این فرم را ندیده بودم.
و این تامل باعث شد بیندیشم شاید حتی معیارهایی که خود من برای سنجش خودم قرار دادهام معیارهای دقیقی نباشد.
و چقدر جای گفتگو در این مورد خالی است...
صالحه
👍10❤4
✅️میخوایم با جون و دل تمام فوتوفنهای برگزاری یک رویداد که تو این سالها به دست اوردیم رو براتون بگیم و چی شیرینتر از مناسبتهایی مثل بزرگداشت روز ملی عطار و خیام
⏰️پنجشنبه ۲۱ فروردین ساعت ۹ تا ۱۳ اینجاییم تا با هم اصول و فنون برگزاری یک رویداد به مناسبت بزرگداشت عطار و خیام رو یاد بگیریم، تو این کارگاه مامان ژپتو و صالحه عزیز کنارمون هستن.
و بعد هر ایدهای که دارید و میخواید تو مدرسه، کلاس یا مرکز خودتون اجرا کنید رو مرور میکنیم و تبدیلش میکنیم به یک پروژه اجرایی کامل
هزینه ثبتنام خیلی اندکه و صرف خرید کتاب برای کتابخونههای مدارس میشه.
برای ثبتنام به این آیدی پیام بدید:
@FGH050501
@mehraeinch
http://instagram.com/khane.mehraein
⏰️پنجشنبه ۲۱ فروردین ساعت ۹ تا ۱۳ اینجاییم تا با هم اصول و فنون برگزاری یک رویداد به مناسبت بزرگداشت عطار و خیام رو یاد بگیریم، تو این کارگاه مامان ژپتو و صالحه عزیز کنارمون هستن.
و بعد هر ایدهای که دارید و میخواید تو مدرسه، کلاس یا مرکز خودتون اجرا کنید رو مرور میکنیم و تبدیلش میکنیم به یک پروژه اجرایی کامل
هزینه ثبتنام خیلی اندکه و صرف خرید کتاب برای کتابخونههای مدارس میشه.
برای ثبتنام به این آیدی پیام بدید:
@FGH050501
@mehraeinch
http://instagram.com/khane.mehraein
❤2👍2🔥1
🎥 دورهمی نخست پخش و گفتوگو
پیرامون فیلم "جلوی کلاس" که با الهام از یک داستان واقعی ساخته شده و امتیاز ۸.۱ از imdb داره.
📚 فکر کنید مردی که بیاختیار و بخاطر ابتلا به یک سندروم، مرتب از خودش صداهای عجیبوغریب درمیاره میخواد معلم بشه...
پنجشنبه ۲۱ فروردین راس ساعت ۱۷، فیلم رو پخش میکنیم (لطفا ۱۶:۵۰ مهرآیین باشید) و بعدش دور هم چای ویژه مهرآیین مینوشیم و در مورد فیلم گپ میزنیم.
اومدنتون رو حتما بهمون خبر بدید، خونمون نقلیه:
@khaneh_Mehraein
و اگر دوست داری میتونی بیای تو گروه مخصوص پخش فیلم مهرآیین:
https://t.me/+MvsmsKIOjChiZjY0
پیرامون فیلم "جلوی کلاس" که با الهام از یک داستان واقعی ساخته شده و امتیاز ۸.۱ از imdb داره.
📚 فکر کنید مردی که بیاختیار و بخاطر ابتلا به یک سندروم، مرتب از خودش صداهای عجیبوغریب درمیاره میخواد معلم بشه...
پنجشنبه ۲۱ فروردین راس ساعت ۱۷، فیلم رو پخش میکنیم (لطفا ۱۶:۵۰ مهرآیین باشید) و بعدش دور هم چای ویژه مهرآیین مینوشیم و در مورد فیلم گپ میزنیم.
اومدنتون رو حتما بهمون خبر بدید، خونمون نقلیه:
@khaneh_Mehraein
و اگر دوست داری میتونی بیای تو گروه مخصوص پخش فیلم مهرآیین:
https://t.me/+MvsmsKIOjChiZjY0
❤3🔥1
گزارش تصویری کارگاه "نحوه طراحی رویداد" به مناسبت بزرگداشتهای عطار و خیام
۲۱ فروردین ۱۴۰۴، خانه فرهنگ مهرآیین
@mehraeinch
http://instagram.com/khane.mehraein
۲۱ فروردین ۱۴۰۴، خانه فرهنگ مهرآیین
@mehraeinch
http://instagram.com/khane.mehraein
🔥4❤1👍1
خانه فرهنگ مهرآیین
Photo
آنچه که از "ماریا مونتهسوری" و "فلسفه برای کودکان" آموختیم
🔸️فکر میکنم مهمترین نکتهای که مونتهسوری و لیپمن به ما گفتند این بود که با کودکان دقیق و شفاف صحبت کنید. یعنی زمانی که پرسشی میپرسیم و یا درخواستی داریم کودک باید دقیقا بداند که چه چیز از او میخواهیم و یا زمانی که به او بازخوردی میدهیم دقیقا باید دریابد که به چه چیز اشاره میکنیم.
🔸️این فرم را یک هفتهایست که در کلاس درس کار میکنیم و دانشآموزان موظفند در پایان هر روز این فرم را تکمیل کرده و تحویل معلم دهند و معلم هم روزانه بازخورد خود را ثبت کرده و روز بعد فرم را به کودکان برمیگرداند.
در تمامی پرسشها (به جز یک پرسش) دقیقا مشخص است که از کودک میخواهیم که چه چیز را بنویسد و در بازخورد معلم هم از واژههای گنگ خوب است، آفرین، بهتر است بیشتر تلاش کنی و... استفاده نمیکنیم. دقیقا مینویسیم که از گزارش کودک چه چیز دریافت کردیم و باز چه چیز از او میخواهیم.
🔸️ این بازخورد یک یادگیری پنهان نیز دارد، پرسشها و بازخورد ما نشان میدهد که در کلاس درس چه چیز برای ما اهمیت دارد و چه چیزهایی ارزش هستند. برای مثال این فرم نشان میدهد که ارزشهای این کلاس اول پرسشگری، دوم کمک به دیگران، سوم رعایت قانون (در اینجا نوبت)، چهارم تمرین تمرکز، پنجم تمرین آمادگی برای تغییر است که هرکدام نماینده تفکرهای انتقادی، مراقبتی و خلاق و ذهنآگاهی هستند.
🔸️همچنین از طریق نحوه نوشتن کودکان فهمیدیم که پرسش اول شفافیت لازم را ندارد، به نظر میرسد پرسش اول خیلی کلیاست و دریافتیم که مطابق با گفته مونتهسوری و لیپمن نیست، پس باید آن را تغییر دهیم.
آیا پیشنهادی برای اصلاح پرسش اول دارید؟ در کامنت برایمان بنویسید.
فرزانه
فروردین ۱۴۰۴
🔸️فکر میکنم مهمترین نکتهای که مونتهسوری و لیپمن به ما گفتند این بود که با کودکان دقیق و شفاف صحبت کنید. یعنی زمانی که پرسشی میپرسیم و یا درخواستی داریم کودک باید دقیقا بداند که چه چیز از او میخواهیم و یا زمانی که به او بازخوردی میدهیم دقیقا باید دریابد که به چه چیز اشاره میکنیم.
🔸️این فرم را یک هفتهایست که در کلاس درس کار میکنیم و دانشآموزان موظفند در پایان هر روز این فرم را تکمیل کرده و تحویل معلم دهند و معلم هم روزانه بازخورد خود را ثبت کرده و روز بعد فرم را به کودکان برمیگرداند.
در تمامی پرسشها (به جز یک پرسش) دقیقا مشخص است که از کودک میخواهیم که چه چیز را بنویسد و در بازخورد معلم هم از واژههای گنگ خوب است، آفرین، بهتر است بیشتر تلاش کنی و... استفاده نمیکنیم. دقیقا مینویسیم که از گزارش کودک چه چیز دریافت کردیم و باز چه چیز از او میخواهیم.
🔸️ این بازخورد یک یادگیری پنهان نیز دارد، پرسشها و بازخورد ما نشان میدهد که در کلاس درس چه چیز برای ما اهمیت دارد و چه چیزهایی ارزش هستند. برای مثال این فرم نشان میدهد که ارزشهای این کلاس اول پرسشگری، دوم کمک به دیگران، سوم رعایت قانون (در اینجا نوبت)، چهارم تمرین تمرکز، پنجم تمرین آمادگی برای تغییر است که هرکدام نماینده تفکرهای انتقادی، مراقبتی و خلاق و ذهنآگاهی هستند.
🔸️همچنین از طریق نحوه نوشتن کودکان فهمیدیم که پرسش اول شفافیت لازم را ندارد، به نظر میرسد پرسش اول خیلی کلیاست و دریافتیم که مطابق با گفته مونتهسوری و لیپمن نیست، پس باید آن را تغییر دهیم.
آیا پیشنهادی برای اصلاح پرسش اول دارید؟ در کامنت برایمان بنویسید.
فرزانه
فروردین ۱۴۰۴
👏1
Forwarded from مامان ژپتو (Sara Bayat)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کارگاه کتاب ، نمایش خلاق و فکرپروری
تسهیلگران: صالحه نصرآبادی و مامان ژپتو
ازین حرفا گفتید یا شنیدید تاحالا ؟
«آخ کاش به عقب برمی گشتم!»
«کاش فکر میکردم قبلش!»
«کاش راه دیگه ای هم بود »
این کلاس اونجاییه که همه این کاش ها شدنی میشه.
ترکیب نمایش خلاق، تفکر و کتاب داستان.
سه شنبه ها ساعت پنج در خانه فرهنگ مهرآیین
اطلاعات بیشتر و ثبت نام:
http://instagram.com/maman.jepeto
http://instagram.com/khane.mehraein
تسهیلگران: صالحه نصرآبادی و مامان ژپتو
ازین حرفا گفتید یا شنیدید تاحالا ؟
«آخ کاش به عقب برمی گشتم!»
«کاش فکر میکردم قبلش!»
«کاش راه دیگه ای هم بود »
این کلاس اونجاییه که همه این کاش ها شدنی میشه.
ترکیب نمایش خلاق، تفکر و کتاب داستان.
سه شنبه ها ساعت پنج در خانه فرهنگ مهرآیین
اطلاعات بیشتر و ثبت نام:
http://instagram.com/maman.jepeto
http://instagram.com/khane.mehraein
🎥 دورهمی دوم پخش و گفتوگو
پیرامون فیلم "نویسندگان آزادی" که بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده و امتیاز ۷.۶ از imdb داره.
📚 این فیلم رو فقط باید دید، بدون هیچ توضیحی! روزگار تلاش و تلاشی یک معلم.
پنجشنبه ۲۸ فروردین راس ساعت ۱۷، فیلم رو پخش میکنیم (لطفا ۱۶:۵۰ مهرآیین باشید) و بعدش دور هم چای ویژه مهرآیین مینوشیم و در مورد فیلم گپ میزنیم.
اومدنتون رو حتما بهمون خبر بدید، خونمون نقلیه:
@khaneh_Mehraein
و اگر دوست داری میتونی بیای تو گروه مخصوص پخش فیلم مهرآیین:
https://t.me/+MvsmsKIOjChiZjY0
پیرامون فیلم "نویسندگان آزادی" که بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده و امتیاز ۷.۶ از imdb داره.
📚 این فیلم رو فقط باید دید، بدون هیچ توضیحی! روزگار تلاش و تلاشی یک معلم.
پنجشنبه ۲۸ فروردین راس ساعت ۱۷، فیلم رو پخش میکنیم (لطفا ۱۶:۵۰ مهرآیین باشید) و بعدش دور هم چای ویژه مهرآیین مینوشیم و در مورد فیلم گپ میزنیم.
اومدنتون رو حتما بهمون خبر بدید، خونمون نقلیه:
@khaneh_Mehraein
و اگر دوست داری میتونی بیای تو گروه مخصوص پخش فیلم مهرآیین:
https://t.me/+MvsmsKIOjChiZjY0
🔥3❤2👍2🥰1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
برای همه بچههایی که برامون نقاشی فرستادن اما کنارمون نبودن که با هم از تماشا لذت ببریم...
نمایشگاه نقاشی بزرگداشت عطار
فروردین ۱۴۰۴
@mehraeinch
http://instagram.com/khane.mehraein
نمایشگاه نقاشی بزرگداشت عطار
فروردین ۱۴۰۴
@mehraeinch
http://instagram.com/khane.mehraein
❤4👍1👏1
دیشب با جمعی از دوستان به تماشای فیلم نویسندگان آزادی نشستیم.
از ابتدای نشست تا همین الان خوشحالم که در این جمع به فیلم دیدن و گفتگو نشستیم.
فیلم داستان معلمی کردن است نه معلم بودن.
معلمی از نظر من به کلاس درس و مدرسه محدود نیست و حتی محدود به انسانها هم نمیشود. هر کس و هر چیز که خودش است، معلمی میکند. همانگونه که خانم گرول خودش بود و معلمی کرد.
خانم گرول توانسته بود از بند ساختارها، میل و خواستش رها شود و در جهت مسالهاش زندگی کند. او سعی کرد به دانشآموزانش نیز کمک کند که از بند ساختارها رها شوند و در جهت مساله خود حرکت کنند.
او به دانشآموزان کمک کرد تا آن رشتهها، فرهنگها و ساختارهایی که جامعه برایشان ساخته در مدرسه پنبه کنند و طرحی نو در اندازند. البته این رها شدن از ساختار برای رسیدن به قدرت و کنترلگری نیست بلکه برای رسیدن به یکپارچگی و خود بودن است. وقتی از ساختارها رها شویم به هم نزدیکتر خواهیم بود و میتوانیم همدلی کنیم.
رها شدن از ساختارها کاری بسیار دشوار است و خانم گرول از ابزاری قدرتمند برای مبارزه استفاده کرد. او دانشآموزانش را تشویق کرد که بخوانند و بنویسند.
نوشتن ابزار قدرتمندی است. نوشتن از فکر برمیخیزد و به فکر می انجامد. زمانی که مینویسیم صحنه برای ما روشنتر میشود و فرصت فکر کردن پیدا میکنیم. فرصت ارزیابی آنچه درست میدانستیم. به یک معنا نوشتن، همان تفکر انتقادی است.
بعد از اینکه دانشآموزان شروع به نوشتن کردند، خانم گرول سعی کرد روایتها و زندگی دانشآموزان را فهم کند و چراغ بر روی آنها انداخت تا قهرمان زندگی خود باشند. روایت جدیدی بسازند و چرخه خشونت را متوقف کنند. برعکس آنچه در مدارس ما اتفاق میافتد. ما معلمها چراغ را رو به خودمان میگیریم و سعی داریم بگوییم ما قهرمان و الگو شما هستیم.
خانم گرول سعی کرد بین مدرسه و زندگی دانشآموزان پیوند برقرار کند و در مدرسه به مساله دانشآموزان بپردازد نه همچون ما که کتابها و مفاهیمی به دانشآموزان میآموزیم که در راستای مساله و زندگی دانشآموزان نیست و فقط باعث گسست در وجود آنها میشود.
خانم گرول خودش بود و مسالهاش را فهم کرد. برای همین به یکپارچگی و جایگاه معلمی رسید.
محمد، فروردین ۱۴۰۴
@mehraeinch
http://instagram.com/khane.mehraein
از ابتدای نشست تا همین الان خوشحالم که در این جمع به فیلم دیدن و گفتگو نشستیم.
فیلم داستان معلمی کردن است نه معلم بودن.
معلمی از نظر من به کلاس درس و مدرسه محدود نیست و حتی محدود به انسانها هم نمیشود. هر کس و هر چیز که خودش است، معلمی میکند. همانگونه که خانم گرول خودش بود و معلمی کرد.
خانم گرول توانسته بود از بند ساختارها، میل و خواستش رها شود و در جهت مسالهاش زندگی کند. او سعی کرد به دانشآموزانش نیز کمک کند که از بند ساختارها رها شوند و در جهت مساله خود حرکت کنند.
او به دانشآموزان کمک کرد تا آن رشتهها، فرهنگها و ساختارهایی که جامعه برایشان ساخته در مدرسه پنبه کنند و طرحی نو در اندازند. البته این رها شدن از ساختار برای رسیدن به قدرت و کنترلگری نیست بلکه برای رسیدن به یکپارچگی و خود بودن است. وقتی از ساختارها رها شویم به هم نزدیکتر خواهیم بود و میتوانیم همدلی کنیم.
رها شدن از ساختارها کاری بسیار دشوار است و خانم گرول از ابزاری قدرتمند برای مبارزه استفاده کرد. او دانشآموزانش را تشویق کرد که بخوانند و بنویسند.
نوشتن ابزار قدرتمندی است. نوشتن از فکر برمیخیزد و به فکر می انجامد. زمانی که مینویسیم صحنه برای ما روشنتر میشود و فرصت فکر کردن پیدا میکنیم. فرصت ارزیابی آنچه درست میدانستیم. به یک معنا نوشتن، همان تفکر انتقادی است.
بعد از اینکه دانشآموزان شروع به نوشتن کردند، خانم گرول سعی کرد روایتها و زندگی دانشآموزان را فهم کند و چراغ بر روی آنها انداخت تا قهرمان زندگی خود باشند. روایت جدیدی بسازند و چرخه خشونت را متوقف کنند. برعکس آنچه در مدارس ما اتفاق میافتد. ما معلمها چراغ را رو به خودمان میگیریم و سعی داریم بگوییم ما قهرمان و الگو شما هستیم.
خانم گرول سعی کرد بین مدرسه و زندگی دانشآموزان پیوند برقرار کند و در مدرسه به مساله دانشآموزان بپردازد نه همچون ما که کتابها و مفاهیمی به دانشآموزان میآموزیم که در راستای مساله و زندگی دانشآموزان نیست و فقط باعث گسست در وجود آنها میشود.
خانم گرول خودش بود و مسالهاش را فهم کرد. برای همین به یکپارچگی و جایگاه معلمی رسید.
محمد، فروردین ۱۴۰۴
@mehraeinch
http://instagram.com/khane.mehraein
❤4👏4