Letters 💌
647 subscribers
18 photos
24 links
به امید آنکه هیچ‌کس، هیچ‌جا، هیچوقت نفسش نگیرد.
@Yourletterrbot
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎀| نامه شماره 3814
دوباره برای تو مینویسم فرشته کوچولو من.
راستش فکر نمیکنم تو اینجا باشی و این یکم هم خیالم رو راحت میکنه هم ناامیدم که نامه‌ام بهت نمیرسه.
خب من هیچوقت برات نامه ننوشتم... یعنی تا جایی که یادمه نامه برات ننوشتم. هیچوقت. البته غیر یه بار که اینجا فرستاده بودمش.
با این حال امشب افکار و خاطراتم بهم هجوم اوردن و خاطرات توهم کنارشون بود.
دلم برات تنگ شده.
دلم برا شنیدن صدات پشت وویس و خنده های قشنگت تنگ شده.
برای شنیدن اتفاقات روزت و دیدن چهره قشنگت داخل ویدئو مسیج تنگ شده.
برای عکسای یهویی و رندوم از خودت تنگ شده.
برای نامه هات به من.
برای تک تک پیاما.
برای خودت. دلم برات تنگ شده.
موهات... ازشون خبر ندارم. کوتاهشون کردی؟ باید کرده باشی. اونا چیزی بودن که تورو یاد من مینداختن، مگه نه؟ چون همیشه ازشون تعریف میکردم.
و من ترکت کردم. بی هیچ حرفی.
راستی، دارو هات چی؟ به موقع و سر وقت میخوریشون؟ امیدوارم.
نمیخشی منو نه؟ منم همینطور. منم خودمو نمیبخشم.
من اون رویا و امیدت رو به آینده‌ای در کنار هم رو از بین بردم.
ما قرار بود بعد کنکورت، وقتی که داخل دانشگاهی در تهران قبول میشدی و نقل مکان میکردی، باهم دیدن کنیم و بعد کنکور من باهم زندگی کنیم.
صبر کن، چه دانشگاهی قبول شدی؟ کجا؟ نمیدونم.
ولی امیدوارم جایی باشه که دور از خانوادت باشه.
چون این یکی از آرزوهات بود. زندگی به دور از آنها. نمیدونم بهش رسیدی یا نه. فقط امیدوارم رسیده باشی.
راستش ترسو تر از اونم که بهت پیام بدم. نمیتونم. از اتفاقی که بعدش قراره بیافته وحشت دارم. از حرفی که قراره بهم یزنی وحشت دارم. و بیشتر از همه، از خودم وحشت دارم.
نمیدونم سنجابک، نمیدونم.
فقط میخوام اینو بدونی همیشه به یادتم.
هنوز هم.... دوستت دارم، بیشتر از دیروز و کمتر از فردا :)
شبت بخیر، فرشته کوچولو بی بالم.
9💔1
✨️| نامه شماره 3815
سلام نمیدونم الان دوسم داری یانه یا حتی نمیدونم اینو میبینی یانه ولی مخمل من امشب هم بهت فکر کردم
1
🍂| نامه شماره 3816
دلم خیلی برای ادمی که بودی تنگ شده:))
نمی‌دونم چجوری ادمی که بودی رو فراموش کنم
1
🍷| نامه شماره 3817
بهم تکست بده .
2
🎆| نامه شماره 3818
دلم برات هنوزم تنگ میشه و مطمئنم تو یادم نمیوفتی
فقط خواستم بگم کاش یه مسیج بدی یا یه زنگ بزنی
مطمئن باش من باهات بد حرف نمیزنم
میخواستم چند وقت دیگه بهت مسیج بدم ولی بیخیالش شدم راستشو بخوای
خیلی روز مهمیه واسم اون روز، ولی دیگه نمیشه
پارسال تو اون روز پیشت بودم ولی امسال نه
هنوز دلم برات تنگ میشه
فراموشم نکن
نمیخوام اثری از خودم بزارم، چون اگه بفهمی شاید بدت بیاد
پس هیچی، مراقب خودت باش، فقط یکبار دیگه بهم مسیج بده.
1🍓1
🦋| نامه شماره 3819
ئەز ھەز دەکەم تێ، هی ویای من :)!
1🍓1
🥂| نامه شماره 3820
دیگه جای جبران برای هیچی نیست چیزی هم قرار نیست درست بشه گذشته هم فراموش نمیشه هرچقدر هم که ازش فرار کنیم یا نادیدش بگیریم حتی اگه اشتباهاتی هم داشتیم مهم اینه که ازشون درس گرفتیم تا دیگه تکرارشون نکنیم آدما هم عوض میشن و هیچ چیز همیشگی نیست ولی خاطرات و حس حال اون لحظه به ارزش تموم عمرمه و هیچ وقت نمی‌خواستم با هیچ چیزی عوضش کنم الآنم نباید خودخواه باشم بابتش اما باید اینو می‌دونستی که من شاید دیگه هیچ وقت این احساسی که نسبت به تو دارمو نتونم به کس دیگه ای داشته باشم جوری که از همه چندشم میشه ولی این عادیه و فکر میکردم زمان میتونه درستش کنه ولی فقط یه روشیه برای اینکه خودمونو گول بزنیم
ولی تو قراره تا همیشه بتمن کوچولوی نانا بمونی💘
405/2/15
1
🌧| نامه شماره 3821
بدون تو هیچوقت نمیتونم
نمیتونم از کنارت برم و تا وقتی دوباره ببینمت صبر کنم)
میدونی چقدر دوستت دارم
میدونی چقدر دلم برای لمس کردن تو تنک میشه
برای هر خاطره ای که کنار هم داشتیم و داریم دلم تنگ میشه
مراقب خودت باش
مراقب خوبی هات و همه چی
تا ابد دوستت دارم حتی از راه دور))
تا همیشه کنارتم و تا همیشه در قلب من خواهی ماند..
جاسوییچی من
1🍓1
🎆| نامه شماره 3822
من عاشق فیس خوشگلت بودم
عاشقش بودم
معذرت میخوام
قسم خوردم اما از لحاظ نشناختنت بود نه از لحاظ اونی که گفتم،قضیه برعکسه کاملا برعکس
تو خوشگل ترین دختره زندگیه من بودی
فکر نکن اینارو میگم برگردیم بهمدیگه نه
گفتم چون از روزی که اون حرفارو زدم از همون روز تا به الان به این فکر کردم هرکارم با من کرده باشی چه بدی چه هرچی نباید چنین دروغی میگفتم
حقیقت باید گفته بشه و برداشت هایی که اشتباه بوده درست بشه
من قسم خوردم اما منظورم همون نشناختن تو بود
نه چیزی که گفتم
ماه پشت ابر نمیمونه همینم هست حقیقتو باید بهت میگفتم و میگم بازم که
زیباترین دختری هستی که تو زندگیم دیدم
تا اینترنت وصل شد خواستم این اشتباه بزرگو درست کنم
بعده تویی برای من نیست
عزیز بودی حرمت بینمون شکست هنوزم برای من سخته اینجوری تموم شدنمون
اما تو همینو خواستی
درکل
منم
همون pe
اینی که نوشتم عین تمام متنایی که مینوشتم برات، نیست
این یکی متن بیست پنج صدم از حرفای دلمم نیست و هرگز حرف دلمو بهت نمیگم چون وقتیم میگفنم نمیفهمیدی چه بسا الان
این متنمم صرفا فقط درست کردن حرفایی که موقع دعوا زدیمه
و
اینو اگه خوندی بدون که
حقیقت چیزی جز زیباییت نبود
2
🖇| نامه شماره 3823
اوه))
راستش دقیقاشدم ادمی که وقتی اومدم بعد نه ماه این پیامو خوندم که خودم اون شب باتموم وجود نوشتمش به شدت حالم ازخودم بهم میخوره.
سنگینیه زیادی روم بود الان که متنامومیخونم میتونم حسش کنم که چه عذابی بود. بااینکه عذاب قشنگی بودو واقعا دوستت داشتم ولی خب من یکی نتونستم طاقت بیارم که خب اون موقع فکرمیکردم واقعامیتونم و هیچوقت جانمیزنم ولی کسی که ازت فاصله گرفتو باعث بوجود اومدن سکوتی ابدی بینمون شدخودم بودم.
ازش پشیمون نیستم.خیلی خوشحالم که ازت فاصله گرفتم.ما ادم همدیگه نبودیم و من اینومیدونستم ولی نمیخواستم قبولش کنم و هرثانیه داشتم خودموگول میزدم که بالاخره چیزی بینمون اتفاق میوفته. باعث شده بودی چشممو به کل دنیاو ادماش ببندم.داشتی کم کم باعث میشدی ضعیفوضعیف ترشمو توخیلی چیزاشکست بخورم.
خوشحالم حداقل به موقع تونستم جلوشو بگیرم وحتی بااینکه تهدیدم کردی این اخراو خیلی توهین کردی مثل همیشه...بازم روپام واستادمو ترکت کردم بااینکه به همه گفتی توترکم کردی و بهم اسیب زدیو کاملا باافتخارپشتم هزارتا ک-صشر گفتی درحالی که من به هیچ احدی نگفتم چرارفتی فقط گفتم ادم همدیگه نبودیم.
مهم نیست واقعاهیچکدوم ازاینا دیگه تموم شدی حتی ذره ای وقت فکرکردن بهتو ندارم صرفا چون اومدم تلگرام این پیامو خوندم یادم اومدگفتم بنویسم چیزایی که لازم بوده و نگفتمو.
اززندگیم رفتی.و تنها مشکل اساسی ای که موندم چجوری حلش کنم خودمم.
پس ازین ب بعد اگرم بخوام نامه ای بنویسم مخاطباش فقطو فقط خودمم.

رها.امیدوارم بهترشی.تنهات نمیذارم.برات نامه مینویسم شاید خالی شی بتونی بهترفکرکنی))
2
📜| نامه شماره 3824
قلبم
همه چیزم، شب خوبی برای جفتمون نبود. خیلی خسته بودیم و اذیت شدیم،
کاش کنارم بودی…
ذهنم واقعا درگیره اورتینک داره خفم میکنه اشکام بند نمیاد
احساس بدی دارم
خیلی بده اینکه توی مرز بین ناکافی بودن و زیادی بودن دستو پا بزنی
دارم فکر میکنم باید چطور رفتار کنم، واقعا خیلی گیجم..
فقط میخوام بدونی خیلی دوست دارم و هیچوقت نمیخوام کاری کنم که تو آسیبی ببینی
اگه با توجه ای که بهت کردم احساس فشار یا خفگی بهت دست داده عذرمیخوام همچین قصدی نداشتم فقط نگرانت بودم و هستم دوست دارم، مراقب خودت باش .
💔31
خیلی بده اینکه توی مرز بین ناکافی بودن و زیادی بودن دست و پا بزنی..
1
🌪| نامه شماره 3825
دلم می‌خواد باهات حرف بزنم، اما بعد از اون‌جوری که از زندگیم پرتت کردم بیرون، نمی‌دونم اصلا حق دارم بهت پیام بدم یا نه.
فقط می‌خواستم بگم که متاسفم. هیچ‌وقت قصدم این نبود که آخرش این شکلی بشه. هر از گاهی بهش فکر می‌کنم و به قول خودت، ما خداحافظی دوست‌داشتنی‌ای نداشتیم.
همه‌چیز یه‌دفعه تموم شد و من حتی فرصت ندادم که پایانش شبیه چیزی باشه که لیاقتش رو داشت. شاید بعضی آدم‌ها قرار نباشه کنار هم بمونن، اما فکر می‌کنم بعضی خداحافظی‌ها ارزش این رو دارن که درست اتفاق بیفتن.
💘71
💫| نامه شماره 3826
خیلی وقته رفتی و با رفتنت کنار اومدم . ولی بازهم از جاهایی که بودیم رد میشم و به تمام دروغ شیرینی که برام ساختی فکر میکنم . تمام لحظه هایی که یکم حالمون خوب بود . بهت گفتم هیچوقت دست از دوست داشتنت برنمیدارم و بهت گفتم هیچوقت فراموشت نمیکنم . امیدوارم توهم منو فراموش نکنی و هر روز بهم فکر کنی و یادت بیاری که چیکار کردی و چیکار میتونستی بکنی .
2💔1
🍷| نامه شماره 3827
نمیشه تا بیشتر از این دیر نشده پیام بدی و بیای اینبار همه چیز رو درست کنیم؟
4💔1🍓1
☘️| نامه شماره 3828
خیلی وقته رفتی و با رفتنت کنار اومدم . ولی بازهم از جاهایی که بودیم رد میشم و به تمام دروغ شیرینی که برام ساختی فکر میکنم . تمام لحظه هایی که یکم حالمون خوب بود . بهت گفتم هیچوقت دست از دوست داشتنت برنمیدارم و بهت گفتم هیچوقت فراموشت نمیکنم . امیدوارم توهم منو فراموش نکنی و هر روز بهم فکر کنی و یادت بیاری که چیکار کردی و چیکار میتونستی بکنی .
🌊| نامه شماره 3829
دختر دریا
دختری که اورا میدیدم

نمی‌دانم این نامه به دستت می‌رسد یا نه،
اما بعضی حرف‌ها آن‌قدر سنگین‌اند که اگر گفته نشوند، در دل آدم می‌مانند و آرام‌آرام همه‌چیز را خسته می‌کنند.

گاهی آدم فقط می‌خواهد بگوید
دلش برای چیزی تنگ شده که شاید دیگر هیچ‌وقت برنگردد؛
برای لحظه‌هایی که ساده بودند،
برای احساسی که شاید خاموش شد،
اما هیچ‌وقت کاملاً از بین نرفت.

من نمی‌دانم تو این روزها چه می‌کشی،
نمی‌دانم قلبت آرام است یا نه،
اما اگر روزی در میان شلوغی‌های زندگی‌ات
یک لحظه حس کردی چیزی کم است،
شاید آن، فقط یک خاطره‌ی دور نباشد.

بعضی آدم‌ها
حتی وقتی از زندگی همدیگر می‌روند،
ردشان در سکوت می‌ماند؛
نه با صدا، نه با حرف،
فقط با یک حسِ مبهم،
با یک دلتنگیِ بی‌اسم.

این نامه قرار نیست چیزی را برگرداند،
قرار نیست چیزی را عوض کند،
فقط می‌خواهد بگوید
که بعضی حس‌ها
حتی وقتی گفته نمی‌شوند،
باز هم واقعی‌اند.

اگر روزی از کنار این کلمات گذشتی،
فقط بدان
که گاهی یک دل،
در سکوتِ کامل،
برای کسی می‌تپد که دیگر نیست…

و این شاید
غمگین‌ترین شکلِ دوست داشتن باشد:)))))

^8
1
🪼| نامه شماره 3830
«دخترِ دریا... 🌊

من همه‌ی اون روزهای خوب و بدی که با هم داشتیم رو دونه‌دونه یادمه؛ حتی قهرهامون که تهش به خنده‌های از ته دل ختم می‌شد.

راستش رو بخوای، زیباترین تصویری که از ما تو خاطرم مونده، همون وقت‌هایی بود که کنار هم درس می‌خوندیم. اینکه وقتی من چیزی رو بلد نبودم، تو با صبوری برام می‌شکافتیش؛ انگار داشتیم با هم دنیای ناشناخته‌ها رو کشف می‌کردیم. 📖
شاعرانه بود، نه؟ :)

من حتی قول‌های اون شبِ تابستونی که به هم دادیم رو یادمه؛ کلمه‌به‌کلمه‌اش، همون‌جا روی صندلی همیشگی پارک، حک شده توی ذهنم.
برای من، هر شکلی از بودن با تو قشنگ بود:)))
چه اون وقت‌هایی که خیلی به هم نزدیک بودیم، چه اون لحظه‌هایی که مجبور بودیم یکم فاصله بگیریم.

دختر، منو ببخش... ولی فکر می‌کنم وقتش رسیده که این رابطه رو به شکلِ سابقش تموم کنیم. برای پیشرفتِ من و حتی خودت، این دوری یه ضرورته. این وابستگی، مثلِ یه لنگرِ سنگین، هر دومون رو از طی کردن مسیرِ اصلی‌مون دور کرده. می‌دونم الان برای جفتمون سخته، ولی امیدوارم روزی برسه که بابت این تصمیم، منو ببخشی؛ شاید اون روز بفهمی که این سکوت، برای باز شدنِ بال‌های خودمون بود. ♡

یادت همیشه با منه، دخترِ دریا. 🌊»
8^
1
🪽|نامه شماره 3831
فک میکردم اگه کل دنیا رو هم بگردم بازم عاشق تو میمونم …
اما با آدمایی آشنا شدم ک خیلی بهتر از تو هستن

قبلا دنبال یکی مثل تو میگشتم
الان از هرکی مثل تو باشه بدم میاد
💘2💔1