و شاید غمانگیزترین قسمت تنهایی، بیپناهیست.
این که یک شب دلت بخواهد از تمام دردهای دنیا پناه ببری به آغوشی، نوازشی، گفتگویی، درست میشودی، بوسهای، حضوری، دیداری؛
و هیچکس، هیچجای جهانت نباشد.
این که یک شب دلت بخواهد از تمام دردهای دنیا پناه ببری به آغوشی، نوازشی، گفتگویی، درست میشودی، بوسهای، حضوری، دیداری؛
و هیچکس، هیچجای جهانت نباشد.
گفتند چرا دیگر با هیچکس رفت و آمد نمیکنی؟
گفتم:همه پشت سر هم بد میگویند،اما باز هم دور یک میز مینشینند
میز من کوچک است اما حرمت دارد.
گفتم:همه پشت سر هم بد میگویند،اما باز هم دور یک میز مینشینند
میز من کوچک است اما حرمت دارد.