Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
9.93K subscribers
342 photos
212 videos
51 files
794 links
گروه متنوک
مؤسسهٔ تخصصی نگارش و ویرایش کتاب

تلفن: ۰۲۵۳۷۸۳۸۸۹۵

ثبت‌نام دورهٔ جامع «ستارگان ویرایش»
یا سفارش ویرایش کتاب:
@MatnookAdmin3

اینستاگرام:
instagram.com/matnook_com

وبگاه (در حال بروزرسانی):
Matnook.com
Download Telegram
داستان‌هایی که شهرزاد نگفت!

روشنک: کدام قصه را خوش داری بشنوی؟ قصه‌های بازرگانان؟ قصه‌های جانوران؟ قصه‌های عشاق؟ قصه‌های جن و پری؟
میرخان: شاید هم مکر زنان!
روشنک: خِرد تا به زنان برسد، نامش مکر می‌شود نه؟ و مکر تا به مردان برسد، نام عقل می‌گیرد!
میرخان: قصه‌هایی هم هست دربارۀ زنان بدکاره!
روشنک: که نتیجۀ مردان بدکارند!
میرخان: و دربارۀ غلامان و کنیزان!
روشنک: که هوشیارتر از اربابان خودند!
میرخان: و دربارۀ بندگان!
روشنک: که به آزادی می‌رسند!
میرخان: پس تو همه را خوانده‌ای!
روشنک: من دوستدار قصۀ زنی هستم که پشت پردۀ نِی‌ای می‌‌نشست و مردمان را شفا می‌داد!
[میرخان قداره می‌کشد!]
رخسان [جیغ‌کِشان]: مرگ در راه است!
میرخان [تیغ بالا می‌بَرد]: بگو بشتابد!
روشنک: و تو راه مرگ جارو کن! این تک‌خانه‌ای انگشت‌نماست، با نشانی سرراست. مرگ در پیچ کدام کوچه‌پس‌کوچه از نفس افتاده؟
میرخان: پس تو همه را خوانده‌ای!
روشنک: و برای همین است که به مرگ خود راضی‌ام!
رخسان: وای خواهرکم! کاش من هم خوانده بودم و کنار تو می‌مردم!
روشنک: خواندنْ ارث من است برای تو. مهریه‌ام را به گدایان ببخش و پیرهن تنم تنها مال خواهرم.
میرخان: نمی‌توانم مرگ تو را آرزو کنم. ولی این بر من گران است. پس تو، تو، همه را خوانده‌ای!
روشنک: حتی بیش از این. من چیزهایی هم نوشته‌ام که دیگران بخوانند.
میرخان: تو نوشته‌ای؟!
روشنک: داستان‌هایی را که شهرزاد نگفت!
بهرام بیضایی، شب هزارویکُم [نمایشنامه] (چاپ ششم: تهران، نشر روشنگران و مطالعات زنان، ۱۳۹۵)، ص ۱۰۵ و ۱۰۶
#منهای_ویرایش
۱۴‌۰۱/‌۰۸/‌۲۱‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
30👏5👍3
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
ویراسته:
طلوعِ اولِ صبحِ چشمانت به‌خیر می‌کند هر روز مرا.

دو نکته:
۱) وقتی به‌ناچار دو یا سه واژه‌ یا بیشتر به هم اضافه می‌شوند، بهتر است کسرهٔ آن‌ها را بگذاریم تا آسان و روان خوانده شوند. پس کسره را فقط برای رفع ابهام یا خوانش درست و آسان می‌گذاریم.

۲) «به‌خیر» همیشه نیم‌فاصله نوشته می‌شود. مثال: وقت به‌خیر، سفر به‌خیر، به‌خیر گذشتن. اما «ختم به خیر» بافاصله، و «عاقبت‌به‌خیر» نیم‌فاصله نوشته می‌شود.
#تمرین_ویرایش #فاصله‌گذاری
۱۴‌۰۰‌/‌۰۹‌/۱۰‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👌25👍92👏2👎1
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یک نکته دربارۀ «قدغن» که نمی‌دانید!
چگونه یکی از این املاها را برگزینیم؟:
قدغن، غدقن،‌ قدقن، غدغن.
#واژه‌شناسی #املا_رسم‌الخط
۱۴‌۰۰‌/‌۰۹‌/۱‌۱‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍126
دربارۀ «جناب»

واژۀ عربی «جناب» به‌ معنای «درگاه و آستان» است: صبا! خاک وجود ما بدان عالی جناب انداز/ ... (حافظ). بنابراین «عالی جناب»، در این بیت و کاربرد خاص، یعنی «آستان والا» که بافاصله نوشته می‌شود. ولی «عالی‌جناب»، که عنوان احترام‌آمیزی است برای افراد بلندپایه، نیم‌فاصله نوشته می‌شود.
تلفظ معیار این واژه در فارسی /جِناب/ و در عربی /جَناب/ است. «جناب» به دو صورت با واژۀ پس از خود فاصله‌گذاری می‌شود:
۱) با نیم‌فاصله (بدون کسره): جناب‌سروان، جناب‌سرگرد، جناب‌سرهنگ.
۲) به‌صورت اضافه و با یک فاصله: جناب آقای رئیس‌، جناب استاد، و ... .
یادآوری:
کسره در واژۀ مرکب «جنابِ‌عالی/ جنابِعالی» به‌اصطلاح خفیف است و بهتر است آن را با نیم‌فاصله بنویسیم.
#واژه‌شناسی #فاصله‌گذاری
۱۴‌۰۱/‌۰‌۹‌/‌۰۱
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
14👏4👍3👎2
بیست واژۀ «نظر»دار که کسرۀ خفیف دارند و همیشه بی‌فاصله یا با نیم‌فاصله نوشته می‌شوند (نیازی به گذاشتن کسره‌ها نیست):
اتفاقِ‌نظر، اجماعِ‌نظر، اختلافِ‌نظر، اظهارِنظر، اعمالِ‌نظر، اِمعانِ‌نظر، اهلِ‌نظر، تبادلِ‌نظر، تجدیدِنظر، تحتِ‌نظر، توافقِ‌نظر،‌ جلبِ‌نظر، حُسنِ‌نظر، دقتِ‌نظر، زیرِنظر، صرفِ‌نظر، قطعِ‌نظر، مدِنظر، موردِنظر، وحدتِ‌نظر.
#فاصله‌گذاری
۱۴‌۰۱/‌۰‌۹‌/‌۰‌۲‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍86
به‌مناسبت ۲۵ نوامبر و ۵ آذر
روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان

برخی از مصوبات کارگروه واژه‌گزینی مطالعات زنان در فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای واژه‌های بیگانه:
بیوه‌زن: widow
تبعیض جنسیتی: gender discrimination, sex discrimination, sexism
حق‌رأی زنان: women's suffrage, female suffrage
خشونت جنسیتی: gender-based violence, violence agents of women
زن نوین: new woman
زنان کتک‌خورده: battered women
زنانه‌سازی: feminization
زن‌باور: womanist
زن‌سالاری: gynarchy, gynecocracy, gynocracy
زن‌کُشی: femicide, gynecide
زن‌مداری: woman-centredness
زن‌هراسی: gynophobia
زیبایی‌شناسی زنانه: female aesthetics, feminine aesthetics, feminist aesthetics
فلسفۀ روح زنانه: woman spirit
قاچاق زنان: women's trafficking, sex trafficking of women
مادرتباری: matrilineality
مادرسالاری: matriarchy
مردبرترباوری: male chauvinism
مطالعات زنان / زن‌شناسی: women's studies
مطایبات زنانه / مزاح‌های زنانه: women’s humour
#واژه‌شناسی #گرده‌برداری
۱۴‌۰۱/‌۰‌۹‌/‌۰‌‌‌۵‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
16👍4👌4
زنان مؤدّب؛ تاریخ شعر و ادب زنان ایران‌زمین از آغاز تا ۱۳۲۰ شمسی
بنفشه حجازی (چاپ اول: تهران، قصیده‌سرا، ۱۳۹۶)

این کتاب دربارۀ فعالیت‌های شعری ـ ادبی زنان (از آغاز تا عصر پهلوی دوم) و معرفی آنان در نُه فصل است.
فصل ۱: ادبیات شفاهی زنان (ترانه‌ها، لالایی‌ها، و ...)
فصل ۲ تا ۶: فعالیت‌های ادبی زنان از بعد از اسلام تا پهلوی دوم
فصل ۸ و ۹: زنان شاعر و فارسی‌گو
در هر فصل، تقسیم‌بندی زمانی و موضوعی رعایت شده و نام زنان نیز براساس حروف الفبا تنظیم گردیده‌است.

برخی از آثار بنفشه حجازی در زمینۀ زنان:
- به زیر مقنعه؛ بررسی جایگاه زن ایرانی از قرن اول هجری تا عصر صفوی؛
- تاریخ هیچکس؛ بررسی جایگاه زن ایرانی در عصر افشاریه و زندیه؛
- تذکرۀ اندرونی؛ شرح احوال و شعر شاعران زن در عصر قاجار تا پهلوی اول؛
- چند کلمه از مادرشوهر؛ امثال و حکم مربوط به زنان در زبان فارسی؛
- زن به ظنّ تاریخ؛ جایگاه زن ایرانی از عهد باستان تا پایان دوران ساسانیان؛
- زنان ترانه؛ بررسی حضور زن در ترانه‌ها و اشعار عامیانه.
#کتاب_خوب_بخوانیم
۱۴‌۰۱/‌۰‌۹‌/‌۰‌‌‌۵‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍162
ارزش_ادبی_ابهام_از_دومعنایی_تا_چندلایگی_معنا؛_محمود_فتوحی.pdf
670.7 KB
محمود فتوحی (رودمَعجَنی)، «ارزش ادبی ابهام از دومعنایی تا چندلایگی معنا»، مجلۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، شمارۀ ۶۲ (پاییز ۱۳۸۷)، ص ۱۷-۳۶
#زبان‌شناسی #ادبیات
۱۴‌۰۱/‌۰‌‌۹/‌‌۰‌۶‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
👍5👏2
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
"If you do not write for publication, there is little point in writing at all." ― George Bernard Shaw

«اگر برای انتشار نمی‌نویسی، دیگر نوشتن معنای خاصی ندارد.» (جورج برنارد شا)

اگرم می‌نویسی که چاپ و دیده بشه، باید ویرایش یاد بگیری! 😁
#منهای_ویرایش
۱‌۴۰‌۰‌/‌‌۱‌‌۱‌/‌‌۱‌۲‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
😁20👍6👌5
دو نکته دربارۀ «پرستار»
به‌مناسبت روز ملی پرستار

۱) «پرستار»، مصوب فرهنگستان برای nurse، در فارسی قدیم به معنای «کنیز یا خدمتکار» و نیز «فرمان‌بردار» بوده‌است:
«اتفاق افتاد که بر پرستاری عاشق شد [= «بر کنیزی عاشق شد»]، قیمت وی صدوپنجاه دینار.» (خواجه نظام‌الملک، سیاست‌نامه، ص ۱۶۲)
پرستارِ امرش همه چیز و کس (= «فرمان‌بردار امرش»)
بنی‌آدم و مرغ و مور و مگس (سعدی)
۲) می‌دانیم که پسوند «-ار» تنها به بن ماضی می‌پیوندد و اسم یا صفت می‌سازد، مانند «کشتار» و «خریدار». اما «پرستار» تنها واژه‌ای است که از بن مضارع «پرستیدن» (= «پرست») و پسوند «-ار» ساخته شده‌است، زیرا «پرست»، در رویکرد هم‌زمانی،‌ از لحاظ صوری و ساخت آوایی، مانند بن‌‌های ماضی است (برای بررسی تاریخی (درزمانی) ← احمدرضا قائم‌مقامی، «پرستار (بحث لغوی و دستوری)»، مجلۀ فرهنگ‌نویسی، شمارۀ ۱۷ (اسفند ۱۳۹۹)، ص ۵۷ به بعد).
دوازدهم مِی نیز، زادروز خانم فلورانس نایتینگِل، بنیان‌گذار پرستاری نوین، روز جهانی پرستار است.
God found some of the strongest women and made them nurses.
خداوند برخی از تواناترین زنان را یافت و آنان را پرستار کرد.
#واژه‌شناسی #دستورزبان
۱۴‌۰‌۱‌/‌۰‌۹‌/‌‌۰‌۹
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍218👎7
فاصله‌گذاری ۱۱۵ قید حرف‌اضافه‌ای

الگوی «حرف اضافه + اسم»، وقتی قید می‌سازد (یا در نقش قید به‌کار می‌رود)، همواره با نیم‌فاصله نوشته می‌شود. این الگو دو ساخت رایج دارد.

۱) «به» + اسم:
به‌آرامی، به‌آسانی، به‌آهستگی، به‌اجبار، به‌اجمال، به‌اصطلاح، به‌اکراه،‌ به‌اندازه، به‌تدریج، به‌ترتیب، به‌تفصیل، به‌تفکیک، به‌تمامی، به‌تندی، به‌تنهایی، به‌جا، به‌جِد، به‌حق، به‌خصوص، به‌خوبی، به‌درستی، به‌دقت، به‌راحتی، به‌راستی، به‌روشنی، به‌زحمت، به‌زودی، به‌زور، به‌زیبایی، به‌سادگی، به‌سختی، به‌سرعت، به‌سلامتی، به‌شدت، به‌ظاهر، به‌عکس، به‌عمد، به‌فراوانی، به‌قاعده، به‌کَرّات، به‌کُندی، به‌مراتب، به‌مرور، به‌مناسبت، به‌موقع، به‌ناچار*، به‌نرمی، به‌نسبت، به‌واقع،‌ به‌وضوح، به‌وفور، به‌ویژه*، به‌یقین، ... .

۲) «بی» + اسم:
بی‌اجازه، بی‌اطلاع، بی‌اغراق، بی‌امان، بی‌اندازه، بی‌بروبرگرد*، بی‌پرده، بی‌پروا، بی‌تأمل، بی‌تردید، بی‌تفاوت، بی‌توجه، بی‌جا، بی‌جهت، بی‌چون‌وچرا، بی‌حال، بی‌حجاب، بی‌حرکت، بی‌حساب، بی‌حساب‌وکتاب، بی‌حوصله، بی‌خبر، بی‌خود، بی‌خودی، بی‌خیال،‌ بی‌دردسر، بی‌درنگ، بی‌دریغ، بی‌دقت، بی‌دلیل، بی‌ربط، بی‌رخصت، بی‌رودربایستی، بی‌رودرواسی، بی‌رویه، بی‌زحمت، بی‌سبب، بی‌شبهه، بی‌شک، بی‌شک‌وتردید، بی‌صبرانه*،‌ بی‌صدا، بی‌طرف، بی‌علاقه‌، بی‌علت، بی‌غرض، بی‌فاصله، بی‌قیدوشرط، بی‌کم‌وزیاد، بی‌کم‌وکاست، بی‌کم‌وکسر، بی‌گفت‌وگو، بی‌گمان، بی‌محابا، بی‌مقدمه، بی‌مناسبت،‌ بی‌منظور، بی‌مورد،‌ بی‌موقع، بی‌نهایت، بی‌وقت، بی‌هوا، ... .
#دستورزبان #فاصله‌گذاری
۱‌۴۰‌۱/۱‌۰/‌۰۱‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍387
قصۀ میلاد عیسى‌بن مریم
به‌مناسبت ۴ دی/ ۲۵ دسامبر، زادروز وی

اما حدیث عیسى‌بن مریم علیه‌السلام چنان بود که زکریا علیه‌السلام یکى حجره داشت که از بهر مریم پرداخته بود و هیچ خلق بدان حجره نرفتى هرگز، مگر زکریا. و چون [مریم]‏ به جایگاه حیض رسید، یک بار حایض شد و پاک گشت و دوم بار حایض شد و پاک گشت. پس زکریا بفرمود تا او را آب بردند تا سر بشورد. و چون آب برده بودند، مریم درِ خانه استوار کرد و پرده بر سر بام ببست و سر خویش بشست و جامه اندر پوشید و درِ خانه همچنان محکم بسته بود. ناگاه نگاه کرد، مردى را دید آنجا ایستاده! و مریم از او بشکوهید و بهراسید و گفت: بازداشت خواهم به خداى از تو، اگر پرهیزگارى. و آن مرد جبریل علیه‌السلام بود به ‌صورت مردى آنجا ایستاده. پس چون جبریل علیه‌السلام دانست که او بترسیده‌است از وى، همان‌گاه خویشتن را آشکارا کرد و گفت: مترس که من جبریلم، رسول خداى‏ عزوجل، و آمده‌‏ام تا ترا بدهم غلامى پاک. پس مریم گفت: چگونه باشد مرا فرزندى، و هیچ آدمى مرا بِنَساویده‌است [= لمس نکرده‌است] و گِرد من نگردیده و من نیز نبودم بلاوه [= بلایه: زن بدکاره]. گفت: آرى چنین است، ولکن خداى تعالى گفت بیافرینم آنچه خواهم. پس جبریل به مریم اندر دمید تا مریم بار گرفت با عیسى. و همچنان همى بود تا وقت بار نهادن.
پس چون مریم را درد زادن گرفت، برخاست و از شهر بیرون رفت و بدان صحرا یک بُنِ [= درختِ] خرما بود خشک‌شده و بر بُنِ [= پایِ] آن درخت بنشست و درد همى خورد و همى بود از درد زادن که بگرفته بود و از شرم مردمان می‌گفت که اى واى! بارى [= ای کاش] من بِمُردمى پیش از این یا هرگز خود نبودمى. پس بدان بُنِ خرمابُن رفت و دست در آن خرمابن زد. و سال‌ها بود تا آن خرمابن خشک شده بود. و چون مریم دست در آن زد، حق‌تعالى‏ به قدرت خویش آن را سبز گردانید و خرما بدو پیدا آمد.
و چون عیسى از مادر در وجود آمد، همان ساعت مادر را آواز داد و گفت: هیچ اندوه مدار که خداى عزوجل بدان جوىْ آبِ روان بازداد. برخیز و این درخت را بجنبان تا خرما فرو ریزد و خرما بخور و آب که در جو می‌آید بخور و هیچ اندوه مبر و با هیچ خلق سخن مگوى و هر کس که پیش تو آید و سخنى پرسد یا گوید، بگو که من روزۀ نذر کرده‌‏ام. و در آن وقت هر کس که روزه داشتى با کسى سخنى نگفتى. پس چون مریم آواز شنید که اینک آب روان بخور و از این درختْ خرما فرو ریز و بخور، مریم گفت: یا رب، چون بود که در آن وقت که بدان حجره اندر می‌بودم، در زمستان میوۀ تابستانى سو[ى‏] من می‌فرستادى و در تابستان میوۀ زمستانى و اکنون این درخت را همى باید جنبانید تا خرما فرو ریزد و بخورم؟ آوازى آمد که: از بهر آن‌که اکنون دلت دو تا گشته‌است و در آن وقت یک تا بود.
پس مردمان جمله روىْ سوى زکریا نهادند و او را گفتند که: این زن را چرا نگاه نداشتى تا آبستن گشت و فرزندى آورد؟ زکریا گفت: هرگز هیچ آدمى سوى او نرفت و او را چنان نگاه داشتم که هیچ خلقى روى او نیز هم ندید. پس جمله مردمان برخاستند و پیش مریم رفتند و گفتند که: اى مریم، تو این کودک را از کجا آوردى؟ و هرگز تو هیچ شوهر نکرده‏‌اى. پس مریم ایشان را چنان نمود که من روزه مى‏‌دارم و با کس سخن نمى‏‌گویم. و روزۀ ایشان بدان وقت چنان بود که از سخن و گفتار بازایستادندى و هیچ سخن با کس نگفتندى و از طعام خوردن بازایستادندى. [آن‌گاه] اشارت کرد سوى عیسى. ایشان گفتند که: چگونه با کودکى که در گهواره است سخن گوییم؟ عیسى علیه‌السلام گفت: منم بندۀ خداى عزوجل و مرا بدهد کتاب، یعنى انجیل، و مرا پیغامبرى کند و مرا کند مبارک، هر کجا که باشم، و مرا اندرز کرد به روزه و نماز و زکات دادن تا زنده‏ باشم. مرا فرمود نیکى کردن با مادرِ من و نکرد مرا جبارى بدبخت. پس گفت: سلام باد از خداى بر من آن روز که بزادم از مادر و آن روز که بمیرم و آن روز که مرا برانگیزند.
پس چون عیسى علیه‌السلام این سخن‌ها بگفت، خلق بر او فتنه شدند و خلق از بهر عیسى به سه گروه شدند. گروهى گفتند عیسى پسر خدای است و گروهى گفتند عیسى خود خدای است که بر آسمان بود و اکنون فرو آمد و به شکم مریم اندر شد و اکنون بیرون آمد و با خلقان سخن همى گوید و گروهى گفتند نه، که او پیغامبر خدای است.
ترجمۀ تفسیر طبری (چاپ دوم: تهران، توس، ۱۳۵۶)، به کوشش حبیب یغمایی، ج ۱، ص ۲۱۴ تا ۲۱۸ (با اندکی تلخیص و ویرایش)
#پرسه_در_متون
۱‌۴۰‌۱/۱‌۰/‌۰‌۴‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
35👍19👏3👌2
به‌مناسبت بزرگداشت پدر شعر فارسی
رودکی سمرقندی (۲۴۴ - ۳۲۹ ق)

دو کتاب در شناخت آثار و احوال رودکی:
۱) ابوالقاسم رادفر، کتابشناسی آثار رودکی، چاپ اول: تهران، مؤسسهٔ تحقیقات و توسعهٔ علوم انسانی، ۱۳۸۶، ۲۸۸ ص
فهرست اجمالی: کتاب‌ها (ایرانی و غیرایرانی)؛ ترجمه‌ها، فرهنگ‌ها، تذکره‌ها، و پایان‌نامه‌ها؛ رودکی در کتاب‌های فارسی عمومی؛ مقاله‌ها (ایرانی و غیرایرانی)؛ رودکی‌شناسان (ایرانی و غیرایرانی)؛ اعلام و نمایۀ مقاله‌ها،‌ کتاب‌ها، روزنامه‌ها، و نشریه‌ها.

۲) ابوالقاسم رادفر، رودکی آن شاعر تیره‌چشم روشن‌بین، چاپ اول: تهران، مؤسسهٔ تحقیقات و توسعهٔ علوم انسانی، ۱۳۸۷، ۱۷۶ ص
این کتاب دربردارندۀ چهارده مقاله است از: بدیع‌الزمان فروزانفر؛ جلال‌الدین همایی؛ سعید نفیسی؛ محمد معین؛ مهدی بیانی؛ عبدالحسین زرین‌کوب؛ غلامحسین یوسفی؛ هادی حائری؛ تاج‌الدین نورالدین مردانی؛ میرزا ملا احمد؛ روشن رحمانی؛ نصرالله امامی؛ اسماعیل شفق؛ داریوش ذوالفقاری.

تصویر: آرامگاه رودکی در پَنجَکِنت تاجیکستان
#کتاب_خوب_بخوانیم
۱‌۴۰‌۱/۱‌۰/‌۰‌‌۵‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
21👍3👌1
Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
به‌مناسبت ۸ دی، زادروز فروغ فرخزاد ناگفته‌ها و خاطره‌هایی از زندگی و زمانۀ فروغ فرخزاد، از زبان ابراهیم گلستان (فیلم‌ساز و نویسنده)، در برنامۀ پرگار با عنوان «فروغ در یاد ابراهیم گلستان» #منهای_ویرایش ۱۴‌۰۰‌/‌۱‌۰‌/‌‌۰‌‌‌۸‌ سید محمد بصام @Matnook_com inst…
گوش کن
وزش ظلمت را می‌شنوی؟
در شب اکنون چیزی می‌گذرد
ماه سرخ است و مشوش
و بر این بام که هر لحظه در او بیم فروریختن است
ابرها همچون انبوه عزاداران
لحظهٔ باریدن را گویی منتظرند...
فروغ فرخزاد، تولدی دیگر (چاپ اول: تهران، مروارید، ۱۳۴۲)، ص ۲۲
#منهای_ویرایش
۱‌۴‌۰‌۱/‌۱‌۰/‌۰۸‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
24👌6👎4👍1
Mosahebehe Iraj Gorgin Ba Forough Farrokhzad
Forough Farokhzad
گفت‌وگوی ایرج گرگین در سال ۱۳۴۳ با فروغ فرخزاد دربارهٔ شعر امروز ایران

رادیو ایران، برنامهٔ صدای شاعر
بازنشر به‌مناسبت ۸ دی، زادروز وی
#منهای_ویرایش #ادبیات
۱‌۴۰‌۱/۱‌۰/‌۰‌‌‌۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
33👍2
#چالش_ویرایش
متن زیر را ویرایش کنید و خود را محک بزنید:
آقای قاضی دوستای صمیمی فقط اونجاش که زنگ میزنی خونشون میفهمی دو ساعته با تو رفتن بیرون.

پاسخ:
آقای قاضی! دوستای صمیمی فقط اونجاش که زنگ می‌زنی خونه‌شون، می‌فهمی دو ساعته باهات رفته‌ن بیرون.

نکته:
۱) در گفتاری‌نویسی، «ه»ی ناملفوظ در پیوند با ضمیرهای شخصی حذف نمی‌شود. پس: خونه‌شون، نه *خونشون. بیشتر بدانید.
۲) فعل جمله باید ماضی نقلی باشد،‌ نه ساده: دو ساعت است که با تو بیرون رفته‌اند. پس: رفته‌ن، نه *رفتن.

یادآوری:
ماضی نقلی رسمی:
رفته‌ام، رفته‌ای‌، رفته‌است، رفته‌ایم، رفته‌اید، رفته‌اند
ماضی نقلی گفتاری:
رفته‌م، رفتی، رفته،‌ رفتیم، رفتید/ رفتین، رفته‌ن
#گفتاری‌نویسی
۱‌۴‌۰‌۱/‌۱‌۰/‌۱‌۰‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍31👌21👎1😢1
#چالش_ویرایش
ویراسته:
سلام. خوبی رفیق؟ می‌خوام ازت دعوت کنم تا یک بار داستان کوتاه کوک چهارم‌و بخونی. خیلی‌خیلی قشنگه. یادت نره‌ها! خداحافظ.

مهم‌ترین نکته‌ها:
۱) «یک بار» عدد + معدود (گروه اسمی) است و بافاصله نوشته می‌شود: یک/ ده/ صد بار؛ یک بار/ دفعه/ مرتبه. این را هم ببینید: فاصله‌گذاری ۳۳۵ واژه و عبارت «یک»دار.
۲) صورت گفتاری «را»، اگر پس از واژۀ پایان‌یافته به صامت بیاید، «-و» است و با نیم‌فاصله نوشته می‌شود: داستان کوتاه کوک چهارم‌و.
۳) داستان را مطالعه نمی‌کنند، می‌خوانند. پس «خواندن» بهتر است.
۴) «خیلی‌خیلی» با نیم‌فاصله نوشته می‌شود. دلیلش را اینجا ببینید.
۵) نوشتن واژه‌بست «-ها» با املای «آ» نادرست است. بیشتر بدانید: واژه‌بست «-ها».
#گفتاری‌نویسی
۱‌۴‌۰‌۱/‌۱‌۰/‌۱‌‌۲‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍234
#چالش_ویرایش
عکس‌نوشته را ویرایش کنید و خود را محک بزنید.

بزنید روی متن ناویراستۀ زیر تا کپی شود:
شما در گذشته نیز اقدام به مشاهده این فیلم کرده‌اید. در صورت تمایل می‌توانید ادامه آن را تماشا کنید.

پاسخ را اینجا ببینید:
t.me/Matnook_com/4053
۱‌۴‌۰‌۱/‌۱‌۰/‌۱‌‌‌۵‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
10👍2
فرهنگِ کهنِ عربی ـ فارسی
از نویسنده‌ای ناشناخته و به‌گمان از سدۀ هفتم
تصحیح میلاد بیگدلو

نام و‌ نویسندهٔ این فرهنگ نامعلوم است و از ویژگی‌های زبانی آن و برخی قرائن چنین برمی‌آید که در منطقۀ ماوراءالنهر و در سدۀ هفتم هجری نوشته شده‌است. برابرهای فارسی آن، از نظر زبانی، ارزشمند و برخی از آن‌ها کم‌یاب یا نایاب است و در متن‌های کهن فارسی دیده نشده‌است. عکس نسخۀ خطی این فرهنگ نیز به پایان کتاب افزوده شده‌است. این کتاب در ۱۴۲ + ۹۴ صفحه به همت انتشارات کتاب بهار چاپ شده‌است.
سفارش:
@Ketabe_Bahar
#کتاب_خوب_بخوانیم
۱‌۴‌۰‌۱/‌۱‌۰/‌۱‌۸‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍131
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
یک نکته‌ات بگویم!

شاخص‌های پایان‌یافته به واکۀ /e/ (یا های بیان حرکت)، مانند «علامه»، بدون سَریا یا «یِ» نوشته می‌شوند (سریا «یِ»یِ دُم‌بریده‌ای است که روی «ه» گذاشته می‌شود: ۀ). بنابراین می‌نویسیم «علامه مصطفوی»، نه *علامۀ/ *علامه‌ی مصطفوی. اگر برای این شاخص‌ها صفت بیاوریم، سریا یا «یِ» را می‌گذاریم: علامۀ/ علامه‌ی فقید مصطفوی.

این را هم ببینید: شاخص چیست؟
#املا_رسم‌الخط #دستورزبان
‌‌۱۴۰‌۰/‌۱‌۰/‌۱‌‌‌‌۴‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👏11👍62